Forwarded from گفتوشنود
مایکل برنت شرمر
مردی که ماموریتش ردکردن چیزهای بیدلیل بود
مایکل شرمر، تاریخنگار علم و نویسنده آمریکایی، پیش از آنکه به یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنبش شکاکیت علمی تبدیل شود، خودش زمانی جذب باورهای غیرعلمی (از جمله نظریههای شبهپزشکی) شده بود. همین تجربه شخصی، او را متقاعد کرد که مسئلهی اصلی، حماقت افراد نیست؛ بلکه ذهن انسان بهطور طبیعی مستعد پذیرش الگوهای کاذب است.
سال ۱۹۹۲، شرمر مجله Skeptic و «جامعه شکاکان» (Skeptics Society) را تاسیس کرد؛ نهادی که هدفش نه حمله به دین یا معنویت بهطور کلی، بلکه بررسی نقادانهی هر ادعایی بود که خلاف شواهد علمی طرح میشد. از شفای معجزهآسا و نجومشناسی تا نظریههای توطئه و انکار هولوکاست.
شرمر معتقد بود باور دینی و باورهای شبهعلمی از یک ریشهی شناختی مشترک میآیند: میل ذهن انسان به یافتن معنا و الگو، حتی در جایی که الگویی وجود ندارد. او این پدیده را «الگویابیگری» (patternicity) نامید و نوشت مغز انسان طوری تکامل یافته که ترجیح میدهد به یک الگوی دروغین باور کند تا الگوی واقعی را از دست بدهد.
او رویکردش را نه جدلی، بلکه روشمحور توصیف میکرد؛ بهجای حمله اخلاقی به باورمندان، بر پرسش «شواهد کجاست؟» تمرکز داشت. همین رویکرد او را از هیچنز متمایز و به دنت نزدیکتر میکرد.
رویکرد شرمر امروز در گسترش سواد رسانهای و مقاومت در برابر اطلاعات نادرست، همچنان کاربردی و مورد توجه است؛ در دورانی که نظریههای توطئه و شبهعلم بهسرعت در فضای مجازی پخش میشوند، پرسش بنیادین او «چرا مردم چیزهای عجیب باور میکنند؟» بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
#مایکل_شرمر #شک_گرایی #خردگرایی #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
مردی که ماموریتش ردکردن چیزهای بیدلیل بود
مایکل شرمر، تاریخنگار علم و نویسنده آمریکایی، پیش از آنکه به یکی از شناختهشدهترین چهرههای جنبش شکاکیت علمی تبدیل شود، خودش زمانی جذب باورهای غیرعلمی (از جمله نظریههای شبهپزشکی) شده بود. همین تجربه شخصی، او را متقاعد کرد که مسئلهی اصلی، حماقت افراد نیست؛ بلکه ذهن انسان بهطور طبیعی مستعد پذیرش الگوهای کاذب است.
سال ۱۹۹۲، شرمر مجله Skeptic و «جامعه شکاکان» (Skeptics Society) را تاسیس کرد؛ نهادی که هدفش نه حمله به دین یا معنویت بهطور کلی، بلکه بررسی نقادانهی هر ادعایی بود که خلاف شواهد علمی طرح میشد. از شفای معجزهآسا و نجومشناسی تا نظریههای توطئه و انکار هولوکاست.
شرمر معتقد بود باور دینی و باورهای شبهعلمی از یک ریشهی شناختی مشترک میآیند: میل ذهن انسان به یافتن معنا و الگو، حتی در جایی که الگویی وجود ندارد. او این پدیده را «الگویابیگری» (patternicity) نامید و نوشت مغز انسان طوری تکامل یافته که ترجیح میدهد به یک الگوی دروغین باور کند تا الگوی واقعی را از دست بدهد.
او رویکردش را نه جدلی، بلکه روشمحور توصیف میکرد؛ بهجای حمله اخلاقی به باورمندان، بر پرسش «شواهد کجاست؟» تمرکز داشت. همین رویکرد او را از هیچنز متمایز و به دنت نزدیکتر میکرد.
رویکرد شرمر امروز در گسترش سواد رسانهای و مقاومت در برابر اطلاعات نادرست، همچنان کاربردی و مورد توجه است؛ در دورانی که نظریههای توطئه و شبهعلم بهسرعت در فضای مجازی پخش میشوند، پرسش بنیادین او «چرا مردم چیزهای عجیب باور میکنند؟» بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.
#مایکل_شرمر #شک_گرایی #خردگرایی #نقد_دین #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤13👌2🕊2👍1