اجرای قطعه «صنما» توسط #محسن_نامجو به عنوان عضو میهمان، همراه با #ارکستر NBE در کنسرت رسمی شب سال نو در آمستردام. این کنسرت با حضور وزیر فرهنگ و اعضای خانواده ی سلطنتی هلند در سالن ConcertGebouw برگزار شد.
ویدیو: Radio Gramophone رادیو گرامافون http://on.fb.me/1kzWKJJ
Official Mohsen Namjoo
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
ویدیو: Radio Gramophone رادیو گرامافون http://on.fb.me/1kzWKJJ
Official Mohsen Namjoo
@Tavaana_TavaanaTech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
Facebook
Radio Gramophone رادیو گرامافون - Timeline | Facebook
Radio Gramophone رادیو گرامافون. 23,979 likes · 29 talking about this. رادیو گرامافون RadioGramophone.com
صدای آلترناتیو ایران
صدای آلترناتیو ایران
اجرای زندهی قطعهی «زلف» ساختهی #محسن_نامجو به همراهی ارکستر NBE در شهر آمستردام، به مناسبت آغاز سال ۲۰۱۶ میلادی
#محسن_نامجو | #زلف | #NBE | #MohsenNamjoo | #Zolf
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
#محسن_نامجو | #زلف | #NBE | #MohsenNamjoo | #Zolf
@Tavaana_Tavaanatech
👇 👇 👇 👇 👇 👇 👇
جایزه جشنواره روتردام به فیلمی با شرکت محسن نامجو، کابلدریمز و درامر متالیکا رسید
فیلم "رویاهای رادیویی" (Radio Dreams) ساخته بابک جلالی، فیلمساز ایرانی ساکن بریتانیا، برنده جایزه ببر جشنواره بینالمللی فیلم روتردام در هلند شد.
داستان فیلم درباره یک #نویسنده ایرانی با بازی محسن نامجو است که تلاش میکند گروه راک کابلدریمز و متالیکا را برای یک اجرای مشترک در برنامهای رادیویی گرد هم آورد.
علاوه بر #محسن_نامجو، #آهنگساز و خواننده ایرانی، اعضای گروه کابل دریمز، یکی از مشهورترین گروههای راک افغانستان و همین طور لارس اولریک، درامر و یکی از بنیانگذاران گروه متالیکا هم در فیلم حضور دارند.
فیلم بودکین راس، ساخته کاوه مدیری فیلمساز ایرانی ساکن هلند هم جایزه فیپرشی را برد که برنده آن را منتقدان بینالمللی انتخاب میکنند.
'نگاه ظریف و طنزآمیز'
هیئت داوران جشنواره روتردام دلیل اعطای جایزه به فیلم رویاهای رادیویی را "نگاه ظریف و طنزآمیز به آوارگی و بیگانگی گروهی از آدمهای جانیفتاده در یک فرهنگ خارجی" عنوان کرده است.
فیلم رویاهای رادیویی یکی از هشت نامزد جایزه ببر جشنواره روتردام بود که به فیلمسازان رو به رشد و کمتر شناختهشده اختصاص دارد.
بابک جلالی، کارگردان و مرجانه مقیمی، تهیهکننده فیلم، به طور مشترک برنده این جایزه ۴۰ هزار یورویی شدند.
در سالهای قبل، این جایزه به طور مشترک به سه فیلم از میان نامزدهای این بخش از #جشنواره میرسید اما امسال رویاهای رادیویی تنها برنده این جایزه بود.
در این بخش جایزه ویژه هیئت داروان به ارزش ۱۰ هزار یورو به #فیلم برزیلی آخرین سرزمین ساخته پابلو لامار رسید.
پیش از این فیلمهای ایرانی آرام باش و تا هفت بشمار ساخته رامتین لوافیپور در سال ۲۰۰۹ و لرزاننده چربی ساخته محمد شیروانی در سال ۲۰۱۳ برنده جایزه ببر جشنواره روتردام شده بودند.
رویاهای رادیویی دومین فیلم بلند بابک جلالی است. او در سال ۲۰۰۹ با فیلم داستانهای مرزی (Frontier Blues) در جشنواره فیلم لوکارنو شرکت داشت.
BBC Persian
@Tavaana_TavaanaTech
فیلم "رویاهای رادیویی" (Radio Dreams) ساخته بابک جلالی، فیلمساز ایرانی ساکن بریتانیا، برنده جایزه ببر جشنواره بینالمللی فیلم روتردام در هلند شد.
داستان فیلم درباره یک #نویسنده ایرانی با بازی محسن نامجو است که تلاش میکند گروه راک کابلدریمز و متالیکا را برای یک اجرای مشترک در برنامهای رادیویی گرد هم آورد.
علاوه بر #محسن_نامجو، #آهنگساز و خواننده ایرانی، اعضای گروه کابل دریمز، یکی از مشهورترین گروههای راک افغانستان و همین طور لارس اولریک، درامر و یکی از بنیانگذاران گروه متالیکا هم در فیلم حضور دارند.
فیلم بودکین راس، ساخته کاوه مدیری فیلمساز ایرانی ساکن هلند هم جایزه فیپرشی را برد که برنده آن را منتقدان بینالمللی انتخاب میکنند.
'نگاه ظریف و طنزآمیز'
هیئت داوران جشنواره روتردام دلیل اعطای جایزه به فیلم رویاهای رادیویی را "نگاه ظریف و طنزآمیز به آوارگی و بیگانگی گروهی از آدمهای جانیفتاده در یک فرهنگ خارجی" عنوان کرده است.
فیلم رویاهای رادیویی یکی از هشت نامزد جایزه ببر جشنواره روتردام بود که به فیلمسازان رو به رشد و کمتر شناختهشده اختصاص دارد.
بابک جلالی، کارگردان و مرجانه مقیمی، تهیهکننده فیلم، به طور مشترک برنده این جایزه ۴۰ هزار یورویی شدند.
در سالهای قبل، این جایزه به طور مشترک به سه فیلم از میان نامزدهای این بخش از #جشنواره میرسید اما امسال رویاهای رادیویی تنها برنده این جایزه بود.
در این بخش جایزه ویژه هیئت داروان به ارزش ۱۰ هزار یورو به #فیلم برزیلی آخرین سرزمین ساخته پابلو لامار رسید.
پیش از این فیلمهای ایرانی آرام باش و تا هفت بشمار ساخته رامتین لوافیپور در سال ۲۰۰۹ و لرزاننده چربی ساخته محمد شیروانی در سال ۲۰۱۳ برنده جایزه ببر جشنواره روتردام شده بودند.
رویاهای رادیویی دومین فیلم بلند بابک جلالی است. او در سال ۲۰۰۹ با فیلم داستانهای مرزی (Frontier Blues) در جشنواره فیلم لوکارنو شرکت داشت.
BBC Persian
@Tavaana_TavaanaTech
بازگشت محسن نامجو به ایران پس از حدود دو دهه، از یک منظر اتفاق مثبتی است: او ایرانی است و حق دارد به کشور خود بازگردد و در آن زندگی کند.
اما همین اتفاق یک پرسش مهمتر ایجاد میکند. تقریباً همزمان با بازگشت نامجو، مقامهای جمهوری اسلامی از «تسهیل بازگشت» شماری از چهرههای فرهنگی و فکری خارج از کشور سخن گفتهاند.
چرا بازگشت یک ایرانی به وطن خودش اساساً باید نیازمند «تسهیل» یا موافقت حکومت باشد؟
بازگشت به کشور خود یک امتیاز سیاسی نیست. ماده ۱۲ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز تصریح میکند که هیچکس نباید خودسرانه از حق ورود به کشور خود محروم شود. وطن ملک حکومت نیست که بر اساس عقیده، سابقه سیاسی یا میزان وفاداری شهروندان درباره ورود آنها تصمیم بگیرد.
مسئله فقط ممنوعیت رسمی هم نیست. گاهی کافی است یک حق ناامن و نامطمئن شود.
مریم ابراهیموند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، ماههاست برای دریافت گذرنامه ایرانی با مشکل مواجه است و بنا بر روایت خودش، در جریان پیگیریها بهصورت شفاهی به او گفته شده «سلب تابعیت» شده است؛ بدون آنکه حکم یا روند قانونی مشخصی به او ارائه شود.
وقتی شهروند نداند شرکت در یک تجمع، انجام مصاحبه یا انتشار یک نوشته چه اثری بر گذرنامه یا امکان بازگشت امن او خواهد داشت، همین عدم اطمینان میتواند رفتارش را تغییر دهد:
«این را منتشر نکنم؟»
«به این تجمع نروم؟»
«اگر برگردم، بازداشت میشوم؟»
اینجاست که تفاوت حق و امتیاز اهمیت پیدا میکند.
حق قرار است شهروند را در برابر تصمیم خودسرانه قدرت محافظت کند. اگر گذرنامه، تابعیت، بازگشت به وطن، آزادی بیان، اشتغال یا انتخاب پوشش به رضایت حکومت وابسته باشد، آنچه باید «حق» باشد عملاً به امتیازی قابل اعطا و پسگرفتن تبدیل میشود.
همین وارونگی را درباره حجاب نیز میتوان دید. اگر حکومت پس از دههها اجبار در برابر مقاومت زنان عقب مینشیند، نباید گفت «به زنان آزادی داد». آزادی پوشش متعلق به حکومت نبود که آن را ببخشد.
آزمون یک حق ساده است: آیا مخالف حکومت هم از آن برخوردار است؟
وطن پاداش وفاداری سیاسی نیست.
آزادی هدیه حکومت نیست.
و حق، امتیازی نیست که حکومت به شهروند مطیع بدهد.
#محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
بازگشت محسن نامجو به ایران پس از حدود دو دهه، از یک منظر اتفاق مثبتی است: او ایرانی است و حق دارد به کشور خود بازگردد و در آن زندگی کند.
اما همین اتفاق یک پرسش مهمتر ایجاد میکند. تقریباً همزمان با بازگشت نامجو، مقامهای جمهوری اسلامی از «تسهیل بازگشت» شماری از چهرههای فرهنگی و فکری خارج از کشور سخن گفتهاند.
چرا بازگشت یک ایرانی به وطن خودش اساساً باید نیازمند «تسهیل» یا موافقت حکومت باشد؟
بازگشت به کشور خود یک امتیاز سیاسی نیست. ماده ۱۲ میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی نیز تصریح میکند که هیچکس نباید خودسرانه از حق ورود به کشور خود محروم شود. وطن ملک حکومت نیست که بر اساس عقیده، سابقه سیاسی یا میزان وفاداری شهروندان درباره ورود آنها تصمیم بگیرد.
مسئله فقط ممنوعیت رسمی هم نیست. گاهی کافی است یک حق ناامن و نامطمئن شود.
مریم ابراهیموند، فیلمساز و زندانی سیاسی سابق، ماههاست برای دریافت گذرنامه ایرانی با مشکل مواجه است و بنا بر روایت خودش، در جریان پیگیریها بهصورت شفاهی به او گفته شده «سلب تابعیت» شده است؛ بدون آنکه حکم یا روند قانونی مشخصی به او ارائه شود.
وقتی شهروند نداند شرکت در یک تجمع، انجام مصاحبه یا انتشار یک نوشته چه اثری بر گذرنامه یا امکان بازگشت امن او خواهد داشت، همین عدم اطمینان میتواند رفتارش را تغییر دهد:
«این را منتشر نکنم؟»
«به این تجمع نروم؟»
«اگر برگردم، بازداشت میشوم؟»
اینجاست که تفاوت حق و امتیاز اهمیت پیدا میکند.
حق قرار است شهروند را در برابر تصمیم خودسرانه قدرت محافظت کند. اگر گذرنامه، تابعیت، بازگشت به وطن، آزادی بیان، اشتغال یا انتخاب پوشش به رضایت حکومت وابسته باشد، آنچه باید «حق» باشد عملاً به امتیازی قابل اعطا و پسگرفتن تبدیل میشود.
همین وارونگی را درباره حجاب نیز میتوان دید. اگر حکومت پس از دههها اجبار در برابر مقاومت زنان عقب مینشیند، نباید گفت «به زنان آزادی داد». آزادی پوشش متعلق به حکومت نبود که آن را ببخشد.
آزمون یک حق ساده است: آیا مخالف حکومت هم از آن برخوردار است؟
وطن پاداش وفاداری سیاسی نیست.
آزادی هدیه حکومت نیست.
و حق، امتیازی نیست که حکومت به شهروند مطیع بدهد.
#محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
❤7👍6💯1
وقتی بازگشت به وطن به امتیاز حکومت تبدیل میشود
بازگشت محسن نامجو به ایران را نمیتوان صرفاً تصمیم شخصی یک هنرمند برای زندگی در وطنش دانست.
در شرایطی عادی، اساساً نباید درباره بازگشت او بحثی وجود داشته باشد. هر ایرانی حق دارد به کشور خود بازگردد. اما مسئله دقیقاً اینجاست که جمهوری اسلامی این حق را برای همه ایرانیان به رسمیت نمیشناسد.
امروز بسیاری از مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و شهروندانی که در اعتراضات یا فعالیتهای خارج از کشور حضور داشتهاند، نمیدانند در صورت بازگشت چه سرنوشتی در انتظارشان است. برخی ناچار به مهاجرت شدهاند، برخی سالهاست در تبعید زندگی میکنند و حکومت حتی فعالان رسانهای خارج از کشور را آشکارا تهدید کرده است.
در چنین وضعیتی، وقتی برای یک چهره مشهور امکان بازگشت امن فراهم میشود، نمیتوان فقط گفت: «او هم حق داشت به وطنش برگردد.»
باید پرسید:
چرا این حق برای او قابل استفاده است، اما برای بسیاری دیگر میتواند به زندان منتهی شود؟
این پرسش در شرایط امروز ایران سنگینتر هم میشود.
هنوز خون قربانیان کشتار دیماه خشک نشده است. خانوادههای بسیاری داغدارند، شمار زیادی از معترضان در زنداناند و صدور و اجرای احکام اعدام ادامه دارد. بسیاری نیز در نتیجه سرکوب، تهدید و ناامنی مجبور به ترک کشور شدهاند.
درست در چنین شرایطی، حکومت از «تسهیل بازگشت» برخی چهرههای خارج از کشور سخن میگوید.
اینجا دیگر با یک حق برابر شهروندی روبهرو نیستیم؛ با توزیع گزینشی امکانی روبهرو هستیم که باید حق همه باشد.
حکومت ابتدا بازگشت را برای مخالفان ناامن میکند و سپس بازشدن همان در برای افراد منتخب میتواند به نشانه «مدارا» و «عادیشدن اوضاع» تبدیل شود.
به همین دلیل، انتخاب محسن نامجو نیز از زمینه سیاسی آن جدا نیست.
یک چهره عمومی نمیتواند انتظار داشته باشد جامعه فقط خودِ عبور او از مرز را ببیند و زندانیان، اعدامشدگان، تبعیدیان و کسانی را که همان مرز برایشان خطر بازداشت دارد، نبیند.
از این منظر، پذیرفتن چنین امکان گزینشی در اوج سرکوب را میتوان بهشدت نقد کرد؛ زیرا خواهناخواه به روایتی کمک میکند که حکومت به آن نیاز دارد: اینکه ایران به وضعیت عادی بازگشته و مخالفان خارج از کشور نیز میتوانند برگردند.
در حالی که واقعیت برای بسیاری کاملاً متفاوت است.
مسئله فقط این نیست که محسن نامجو چرا برگشت.
مسئله این است که چه ساختاری تعیین میکند چه کسی میتواند به وطنش بازگردد و چه کسی باید میان تبعید و زندان یکی را انتخاب کند.
وقتی بازگشت به وطن به رضایت قدرت وابسته میشود، دیگر با اجرای برابر یک حق روبهرو نیستیم؛ با امتیازی سیاسی روبهرو هستیم که حکومت میتواند آن را به برخی بدهد و از دیگران دریغ کند.
و پذیرفتن چنین امتیازی در روزهایی که دیگران هزینه مخالفت با همان حکومت را با زندان، اعدام و تبعید میپردازند، دیگر صرفاً یک «انتخاب شخصی» نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
بازگشت محسن نامجو به ایران را نمیتوان صرفاً تصمیم شخصی یک هنرمند برای زندگی در وطنش دانست.
در شرایطی عادی، اساساً نباید درباره بازگشت او بحثی وجود داشته باشد. هر ایرانی حق دارد به کشور خود بازگردد. اما مسئله دقیقاً اینجاست که جمهوری اسلامی این حق را برای همه ایرانیان به رسمیت نمیشناسد.
امروز بسیاری از مخالفان سیاسی، فعالان مدنی، روزنامهنگاران و شهروندانی که در اعتراضات یا فعالیتهای خارج از کشور حضور داشتهاند، نمیدانند در صورت بازگشت چه سرنوشتی در انتظارشان است. برخی ناچار به مهاجرت شدهاند، برخی سالهاست در تبعید زندگی میکنند و حکومت حتی فعالان رسانهای خارج از کشور را آشکارا تهدید کرده است.
در چنین وضعیتی، وقتی برای یک چهره مشهور امکان بازگشت امن فراهم میشود، نمیتوان فقط گفت: «او هم حق داشت به وطنش برگردد.»
باید پرسید:
چرا این حق برای او قابل استفاده است، اما برای بسیاری دیگر میتواند به زندان منتهی شود؟
این پرسش در شرایط امروز ایران سنگینتر هم میشود.
هنوز خون قربانیان کشتار دیماه خشک نشده است. خانوادههای بسیاری داغدارند، شمار زیادی از معترضان در زنداناند و صدور و اجرای احکام اعدام ادامه دارد. بسیاری نیز در نتیجه سرکوب، تهدید و ناامنی مجبور به ترک کشور شدهاند.
درست در چنین شرایطی، حکومت از «تسهیل بازگشت» برخی چهرههای خارج از کشور سخن میگوید.
اینجا دیگر با یک حق برابر شهروندی روبهرو نیستیم؛ با توزیع گزینشی امکانی روبهرو هستیم که باید حق همه باشد.
حکومت ابتدا بازگشت را برای مخالفان ناامن میکند و سپس بازشدن همان در برای افراد منتخب میتواند به نشانه «مدارا» و «عادیشدن اوضاع» تبدیل شود.
به همین دلیل، انتخاب محسن نامجو نیز از زمینه سیاسی آن جدا نیست.
یک چهره عمومی نمیتواند انتظار داشته باشد جامعه فقط خودِ عبور او از مرز را ببیند و زندانیان، اعدامشدگان، تبعیدیان و کسانی را که همان مرز برایشان خطر بازداشت دارد، نبیند.
از این منظر، پذیرفتن چنین امکان گزینشی در اوج سرکوب را میتوان بهشدت نقد کرد؛ زیرا خواهناخواه به روایتی کمک میکند که حکومت به آن نیاز دارد: اینکه ایران به وضعیت عادی بازگشته و مخالفان خارج از کشور نیز میتوانند برگردند.
در حالی که واقعیت برای بسیاری کاملاً متفاوت است.
مسئله فقط این نیست که محسن نامجو چرا برگشت.
مسئله این است که چه ساختاری تعیین میکند چه کسی میتواند به وطنش بازگردد و چه کسی باید میان تبعید و زندان یکی را انتخاب کند.
وقتی بازگشت به وطن به رضایت قدرت وابسته میشود، دیگر با اجرای برابر یک حق روبهرو نیستیم؛ با امتیازی سیاسی روبهرو هستیم که حکومت میتواند آن را به برخی بدهد و از دیگران دریغ کند.
و پذیرفتن چنین امتیازی در روزهایی که دیگران هزینه مخالفت با همان حکومت را با زندان، اعدام و تبعید میپردازند، دیگر صرفاً یک «انتخاب شخصی» نیست.
#نه_به_جمهوری_اسلامی #محسن_نامجو
@Tavaana_TavaanaTech
👍20❤8💯2👌1