This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهدی رنجبری» ۱۸ دیماه بر اثر اصابت سه گلوله جنگی به شکمش زخمی شد و به بیمارستان بعثت منتقل شد. او ده روز بعد به شکلی ناگهانی جان باخت.
مادرش بر سر مزار فرزندش در سخنانی جانسوز از درد از دست دادن فرزندش میگوید.
او همچنین ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«مهدیِ من… هر روز میروم توی اتاقت، میان وسایلت مینشینم و لباسهایت را در آغوش میگیرم و بو میکنم؛ شاید هنوز عطر تنت رویشان مانده باشد، شاید برای چند لحظه باور کنم که هنوز خانهای و هر لحظه صدایم میزنی: «مادر…» هنوز باورم نمیشود رفتهای. باورم نمیشود دیگر درِ اتاقت باز نمیشود و صدایت در خانه نمیپیچد. دلم میخواهد چشمهایم را ببندم و وقتی بازشان میکنم، بفهمم تمام این روزهای تلخ فقط یک کابوس بوده است. پسرم، نبودنت کمرم را شکست، اما سرم را پایین نیاورد. من به تو افتخار میکنم؛ به پسری که جان شیرینش را برای آزادی و سربلندی وطنش داد. داغت تا آخرین نفس در قلبم میسوزد، اما نامت برای همیشه مایهٔ غرور من خواهد بود. آرام بخواب، مهدیِ مادر… تو از آغوش من رفتی، اما در قلب من، در حافظهٔ مردم و در تاریخ این وطن جاودانه شدی.»
#مهدی_رنجبری
@Tavaana_TavaanaTech
مادرش بر سر مزار فرزندش در سخنانی جانسوز از درد از دست دادن فرزندش میگوید.
او همچنین ضمن انتشار این ویدیو نوشته:
«مهدیِ من… هر روز میروم توی اتاقت، میان وسایلت مینشینم و لباسهایت را در آغوش میگیرم و بو میکنم؛ شاید هنوز عطر تنت رویشان مانده باشد، شاید برای چند لحظه باور کنم که هنوز خانهای و هر لحظه صدایم میزنی: «مادر…» هنوز باورم نمیشود رفتهای. باورم نمیشود دیگر درِ اتاقت باز نمیشود و صدایت در خانه نمیپیچد. دلم میخواهد چشمهایم را ببندم و وقتی بازشان میکنم، بفهمم تمام این روزهای تلخ فقط یک کابوس بوده است. پسرم، نبودنت کمرم را شکست، اما سرم را پایین نیاورد. من به تو افتخار میکنم؛ به پسری که جان شیرینش را برای آزادی و سربلندی وطنش داد. داغت تا آخرین نفس در قلبم میسوزد، اما نامت برای همیشه مایهٔ غرور من خواهد بود. آرام بخواب، مهدیِ مادر… تو از آغوش من رفتی، اما در قلب من، در حافظهٔ مردم و در تاریخ این وطن جاودانه شدی.»
#مهدی_رنجبری
@Tavaana_TavaanaTech
❤36💔20👍1