بنیاد نرگس محمدی، طی بیانیهای خبر داد که «نرگس محمدی با وجود وضعیت بحرانیاش، تحت بازجوییهای طولانی قرار دارد تا وادارش کنند اعتراضات ایرانیان را محکوم کند؛ اعتراضاتی که از هفت دیماه آغاز شد، هفتهها ادامه یافت و بنا بر گزارشها به جانباختن هزاران معترض و زخمی و بازداشت شدن دهها هزار نفر انجامید. با این حال، با وجود تهدیدهای مستقیم مبنی بر اینکه «زنده نخواهد ماند»، از پذیرش این خواستهها سر باز زده و تاکید کرده است در کنار مردم آزادیخواه و برابریطلب میایستد.»
همچنین این گزارش پرده از ابعادی تازه از اعمال خشونت شدید هنگام بازداشت برنده جایزه صلح نوبل برداشت.
در قسمتی از این گزارش پس از شرح صدور احکام جدید علیه خانم محمدی آمده:
نرگس محمدی در تاریخ ۲۱ آذر ۱۴۰۴، با خشونتی بیسابقه بازداشت شد. او که برای شرکت در مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل فقید حقوق بشر، به مشهد رفته بود، در جریان این مراسم یادبود و پس از سخنرانی درباره صلح و اتحاد ملی، توسط نیروهای لباسشخصی ربوده شد.
طبق اطلاعات تایید شده، مأموران او و دیگر مدافعان حقوق بشر همراهش را با چوب و باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند که منجر به کبودیهای شدید و احتمال شکستگی استخوان لگن او شده است. ماموران حین بازداشت با کشیدن او از موهایش بر زمین، باعث جراحات باز در پوست سر و کنده شدن بخشهایی از موهای او شدند. در جریان این هجوم، ماموران محمدی را تهدید کردند که «مادرت را به عزایت مینشانیم» و «امروز آخرین روز زندگی توست». به او گفته شد چون از نظر آنها «خنجری بر قلب جمهوری اسلامی نشانده»، آنها نیز «خنجری در قلب او فرو خواهند کرد». او با چنان شدتی از موهایش روی زمین کشیده شد که بخشهایی از پوست سرش کنده شد و زخمهای باز و دسته های مو و پوست به صورت سکهای جاهای خالی آشکاری برجا گذاشته است. در داخل خودروی انتقال نیز، محمدی شاهد بود که ماموران در حالی که زنی دیگر را برای تحویل دادن گوشیاش مجبور میکردند، بینی آن زن را شکستند.
نرگس محمدی که در حین جابه جایی به بازداشتگاه از حالت تهوع، درد شدید قفسه سینه و فشار خون بسیار بالا رنج میبرده، گفته است که دچار بیحسی عضلانی شده و به سختی نفس میکشیده است. در سلول انفرادی، صدای فریادهای «دارم میمیرم» او توسط دیگران شنیده شده است؛ موضوعی که نشان میدهد او احتمالاً تصور میکرده دچار حمله قلبی شده است.
علاوه بر این، او گزارش داده که به دلیل آسیبدیدگی لگن، تا چندین روز تقریبا قادر به نشستن یا استفاده از سرویس بهداشتی نبوده است. ماموران نیز عکسهای دقیقی از جراحات گسترده او، بهویژه زخمهای عمیق پوست سرش، ثبت کردهاند
در همان اولین هفتهی بازداشت خودسرانه، نرگس محمدی دو بار تحت تدابیر شدید امنیتی به بیمارستان منتقل شد. یک پزشک تایید کرده است که نرگس محمدی، که پیشتر تحت جراحی قلب قرار گرفته و دارای استنت (فنر) است، به دلیل اهمالکاریهای پزشکیِ جدی در دوران بازداشت، اکنون به مراقبتهای تخصصی و فوری قلبی نیاز دارد. در هفته اول بهمنماه، او در حالی که از حالت تهوع شدید رنج میبرد، بار دیگر برای اسکن سر (احتمالاً به بیمارستان رضوی مشهد) منتقل شد؛ با این حال، پزشکان تنها به تجویز پمادی برای پوست سر و انجام چندین تزریق نامشخص اکتفا کردند. او سپس برای هفتهها به سلول انفرادی بازگردانده شد؛ در سلولی بدون پنجره و با نور مصنوعی همیشگی که تشخیص روز و شب را غیرممکن میکرد. او در این مدت ناچار بود بر روی موکتی نازک روی کف سرامیکی سلول بخوابد و از دسترسی به غذای با کیفیت نیز محروم بود.
جان نرگس محمدی همچنان در خطر است.او با وجود وضعیت بحرانیاش، تحت بازجوییهای طولانی قرار دارد تا وادارش کنند اعتراضات مردم را محکوم کند؛ اعتراضاتی که از هفت دیماه آغاز شد، هفتهها ادامه یافت و منجر به جان باختن هزاران معترض گشت. با این حال، با وجود تهدیدهای مستقیم مبنی بر اینکه «زنده نخواهد ماند»، از پذیرش این خواستهها سر باز زده است. همچنین، در عصر ۱۳ بهمن، گارد زندان به سلول او حمله کرده و افراد داخل سلول را مورد ضرب و شتم قرار دادند و از دستگاه شوکر الکتریکی استفاده کردند. این در حالی است که محمدی پیش از دستگیری، تحت آزمایشهای تشخیصی برای تومورهای سینه بود؛ توقف این روند درمانی، در کنار ناراحتی قلبی و آسیبهای جسمی ناشی از خشونت، جان او را با خطر جدی روبرو کرده است. با گذشت دو ماه از دستگیری به او تنها دو حق تماس تلفن کوتاه داده شده که هر دو نیز به دلیل تلاش او برای بازگویی وضعیت بازداشت خود، به طور ناگهانی قطع شدهاند.
لینک گزارش کامل:
https://narges.foundation/free-narges-coalition-urges-iran-to-release-and-exonerate-narges-mohammadi-immediately/
#نرگس_محمدی_را_آزاد_کنید #نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
همچنین این گزارش پرده از ابعادی تازه از اعمال خشونت شدید هنگام بازداشت برنده جایزه صلح نوبل برداشت.
در قسمتی از این گزارش پس از شرح صدور احکام جدید علیه خانم محمدی آمده:
نرگس محمدی در تاریخ ۲۱ آذر ۱۴۰۴، با خشونتی بیسابقه بازداشت شد. او که برای شرکت در مراسم هفتم خسرو علیکردی، وکیل فقید حقوق بشر، به مشهد رفته بود، در جریان این مراسم یادبود و پس از سخنرانی درباره صلح و اتحاد ملی، توسط نیروهای لباسشخصی ربوده شد.
طبق اطلاعات تایید شده، مأموران او و دیگر مدافعان حقوق بشر همراهش را با چوب و باتوم به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند که منجر به کبودیهای شدید و احتمال شکستگی استخوان لگن او شده است. ماموران حین بازداشت با کشیدن او از موهایش بر زمین، باعث جراحات باز در پوست سر و کنده شدن بخشهایی از موهای او شدند. در جریان این هجوم، ماموران محمدی را تهدید کردند که «مادرت را به عزایت مینشانیم» و «امروز آخرین روز زندگی توست». به او گفته شد چون از نظر آنها «خنجری بر قلب جمهوری اسلامی نشانده»، آنها نیز «خنجری در قلب او فرو خواهند کرد». او با چنان شدتی از موهایش روی زمین کشیده شد که بخشهایی از پوست سرش کنده شد و زخمهای باز و دسته های مو و پوست به صورت سکهای جاهای خالی آشکاری برجا گذاشته است. در داخل خودروی انتقال نیز، محمدی شاهد بود که ماموران در حالی که زنی دیگر را برای تحویل دادن گوشیاش مجبور میکردند، بینی آن زن را شکستند.
نرگس محمدی که در حین جابه جایی به بازداشتگاه از حالت تهوع، درد شدید قفسه سینه و فشار خون بسیار بالا رنج میبرده، گفته است که دچار بیحسی عضلانی شده و به سختی نفس میکشیده است. در سلول انفرادی، صدای فریادهای «دارم میمیرم» او توسط دیگران شنیده شده است؛ موضوعی که نشان میدهد او احتمالاً تصور میکرده دچار حمله قلبی شده است.
علاوه بر این، او گزارش داده که به دلیل آسیبدیدگی لگن، تا چندین روز تقریبا قادر به نشستن یا استفاده از سرویس بهداشتی نبوده است. ماموران نیز عکسهای دقیقی از جراحات گسترده او، بهویژه زخمهای عمیق پوست سرش، ثبت کردهاند
در همان اولین هفتهی بازداشت خودسرانه، نرگس محمدی دو بار تحت تدابیر شدید امنیتی به بیمارستان منتقل شد. یک پزشک تایید کرده است که نرگس محمدی، که پیشتر تحت جراحی قلب قرار گرفته و دارای استنت (فنر) است، به دلیل اهمالکاریهای پزشکیِ جدی در دوران بازداشت، اکنون به مراقبتهای تخصصی و فوری قلبی نیاز دارد. در هفته اول بهمنماه، او در حالی که از حالت تهوع شدید رنج میبرد، بار دیگر برای اسکن سر (احتمالاً به بیمارستان رضوی مشهد) منتقل شد؛ با این حال، پزشکان تنها به تجویز پمادی برای پوست سر و انجام چندین تزریق نامشخص اکتفا کردند. او سپس برای هفتهها به سلول انفرادی بازگردانده شد؛ در سلولی بدون پنجره و با نور مصنوعی همیشگی که تشخیص روز و شب را غیرممکن میکرد. او در این مدت ناچار بود بر روی موکتی نازک روی کف سرامیکی سلول بخوابد و از دسترسی به غذای با کیفیت نیز محروم بود.
جان نرگس محمدی همچنان در خطر است.او با وجود وضعیت بحرانیاش، تحت بازجوییهای طولانی قرار دارد تا وادارش کنند اعتراضات مردم را محکوم کند؛ اعتراضاتی که از هفت دیماه آغاز شد، هفتهها ادامه یافت و منجر به جان باختن هزاران معترض گشت. با این حال، با وجود تهدیدهای مستقیم مبنی بر اینکه «زنده نخواهد ماند»، از پذیرش این خواستهها سر باز زده است. همچنین، در عصر ۱۳ بهمن، گارد زندان به سلول او حمله کرده و افراد داخل سلول را مورد ضرب و شتم قرار دادند و از دستگاه شوکر الکتریکی استفاده کردند. این در حالی است که محمدی پیش از دستگیری، تحت آزمایشهای تشخیصی برای تومورهای سینه بود؛ توقف این روند درمانی، در کنار ناراحتی قلبی و آسیبهای جسمی ناشی از خشونت، جان او را با خطر جدی روبرو کرده است. با گذشت دو ماه از دستگیری به او تنها دو حق تماس تلفن کوتاه داده شده که هر دو نیز به دلیل تلاش او برای بازگویی وضعیت بازداشت خود، به طور ناگهانی قطع شدهاند.
لینک گزارش کامل:
https://narges.foundation/free-narges-coalition-urges-iran-to-release-and-exonerate-narges-mohammadi-immediately/
#نرگس_محمدی_را_آزاد_کنید #نرگس_محمدی #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
❤14💔10👍4🥰1🕊1