This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز هم حق زارممد را بالا میکشند
هنوز زار ممد نان ندارد و هنوز شیخ و قاضی و دادگاه حقش را پایمال میکنند. زارممد هنوز مبارزه میکند.
goo.gl/on6qtM
ویدئو ارسالیِ #همراه_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
هنوز زار ممد نان ندارد و هنوز شیخ و قاضی و دادگاه حقش را پایمال میکنند. زارممد هنوز مبارزه میکند.
goo.gl/on6qtM
ویدئو ارسالیِ #همراه_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
مطلب ارسالیِ یک #همراه_توانا:
"وای به حال قومی که نیاز به قهرمان داشته باشد! ''
در باور پیشینیان، قهرمان کسی بود که میتوانست به دنیای ارواح و مردگان برود و زنده بازگردد. قهرمانیگری، در درجه اول، بازتابی از وحشت مرگ است. ما شجاعت روبرو شدن با مرگ را می ستاییم و بالاترین و پایاترین تحسین خود را نثار چنین شهامتی میکنیم.
قهرمانهای ملی عموما از این گونهاند. خوشیهایمان را اغلب مدیون کسانی هستیم که در عرصههای وحشت آفرینِ زندگی پا پیش نهاده اند. رشد روافزون محبوبیت سلبریتیها نشانگر فقدان چنان قهرمانانی است. به نظر میآید دیگر کسی توان مقابله با مرگ را ندارد. هیچ کس نمیخواهد آبروی پوشالی خود را به خطر اندازد.
وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی امروزمان، از آن روست که روشنفکران دردهای خود را مقدم بر دردهای جامعه قرار دادهاند، روحانیان و سیاستمداران در تله حفظ نظام گرفتار آمدهاند و دانشجویان وفرهیختگان به عرصه خصوصی پناهنده شدهاند.
عباراتی همچون "حرکتهای کور، اعتراض فرودستان، بی ریشه، جنبش گرسنگان، پابرهنگان، مثلث شوم، توطئه رقبا، داعشی های وطنی، غیراصیل و آشغال" که برای توصیف اعتراضات اخیر بکار میرود نشانگر ترس نخبگان فکری و ابزاری از بهم خوردن شرایط و از دست رفتن موقعیت های اجتماعی- سیاسی نمادینی است که در این سالها در پندار خویش ساختهاند.
اگر اعتراضات لیدری ندارد این ایراد نه عیب کار معترضان بلکه متوجه کسانی است که عُمری خود را رهبران فکری و اجرایی جامعه جا زده اند. به جد بر این عقیده اصرار دارم که رویدادهای اخیر را نباید به پای قدرنشناسی معترضان نوشت بلکه بهتر است آن را گواهی آشکار بر ناکارآمدی پیشقراولان جامعه بدانیم.
از طرفی سیاستهای نخبگان ابزاری، امیدِ به آیندهای روشن را در محاق فرو برده است و از سوی دیگر بیتعهدی نخبگان فکری نسبت به درد و رنج مردم خویش، انتظار از هر روشنفکری را بیهوده ساخته است. مگر غیر از نابسمانیهای موجود چه انتظار دیگری میتوان از جامعهای داشت که در آن نه کاری از دست سیاستمداران آن بر میآید و نه روشنفکرانش حاضر به هزینه کردن و ایستادگی در مقابل سیاستهای غلط هستند؟!
اکنون که به لطفِ نخبگان فکری و ابزاری، جامعه به این بلوغ اجتماعی رسیده است که از قهرمان پروری عبور کند، بهتر است این عبور را به فال نیک گرفت. دیگر جامعه اجازه ظهور قهرمانان کاغذی را نخواهد داد و عرصه برای بقا آنان زین بس تنگتر خواهد شد مگر آنکه پا به پای مردم از حنجره و تریبون هایی که در اختیار دارند، درد و رنج و صدای مردم شنیده شود. در یک جامعه معتدل و عقلانی، ارج و قرب انسانها نه براساسِ وعدههای آنان که بر مبنای فایده ای است که به مردم خویش میرسانند. بنابراین اگر دوران ثمردهی قهرمانان فکری و ابزاری به سرآمده است بهتر است همگان به فکر آغاز فصلی نو باشیم و این آخرین بازمانده مقتدر دوران سنت را نیز به فراموشی بسپاریم.
هر چند به نظر میرسد شعله اعتراضات اخیر فروکش کرده است اما این به معنای تغییر شرایط نیست. تنها بازنگری و اصلاحات انقلابی در همه عرصهها میتواند پاسخگوی تقاضاهای سرکوب شده باشد. در غیر این صورت، گُرگیری مجدد آتش خشم مردم، دامان خیلی ها را خواهد سوزاند.
مطلب فوق را یکی از همراهان توانا که دانشجوی دکترای علوم سیاسی است ارسال کرده است.
شما هم میتوانید نظرات تود را برای ما ازسال کنید.
@Tavaana_TavaanaTech
"وای به حال قومی که نیاز به قهرمان داشته باشد! ''
در باور پیشینیان، قهرمان کسی بود که میتوانست به دنیای ارواح و مردگان برود و زنده بازگردد. قهرمانیگری، در درجه اول، بازتابی از وحشت مرگ است. ما شجاعت روبرو شدن با مرگ را می ستاییم و بالاترین و پایاترین تحسین خود را نثار چنین شهامتی میکنیم.
قهرمانهای ملی عموما از این گونهاند. خوشیهایمان را اغلب مدیون کسانی هستیم که در عرصههای وحشت آفرینِ زندگی پا پیش نهاده اند. رشد روافزون محبوبیت سلبریتیها نشانگر فقدان چنان قهرمانانی است. به نظر میآید دیگر کسی توان مقابله با مرگ را ندارد. هیچ کس نمیخواهد آبروی پوشالی خود را به خطر اندازد.
وضعیت نابسامان اقتصادی و اجتماعی امروزمان، از آن روست که روشنفکران دردهای خود را مقدم بر دردهای جامعه قرار دادهاند، روحانیان و سیاستمداران در تله حفظ نظام گرفتار آمدهاند و دانشجویان وفرهیختگان به عرصه خصوصی پناهنده شدهاند.
عباراتی همچون "حرکتهای کور، اعتراض فرودستان، بی ریشه، جنبش گرسنگان، پابرهنگان، مثلث شوم، توطئه رقبا، داعشی های وطنی، غیراصیل و آشغال" که برای توصیف اعتراضات اخیر بکار میرود نشانگر ترس نخبگان فکری و ابزاری از بهم خوردن شرایط و از دست رفتن موقعیت های اجتماعی- سیاسی نمادینی است که در این سالها در پندار خویش ساختهاند.
اگر اعتراضات لیدری ندارد این ایراد نه عیب کار معترضان بلکه متوجه کسانی است که عُمری خود را رهبران فکری و اجرایی جامعه جا زده اند. به جد بر این عقیده اصرار دارم که رویدادهای اخیر را نباید به پای قدرنشناسی معترضان نوشت بلکه بهتر است آن را گواهی آشکار بر ناکارآمدی پیشقراولان جامعه بدانیم.
از طرفی سیاستهای نخبگان ابزاری، امیدِ به آیندهای روشن را در محاق فرو برده است و از سوی دیگر بیتعهدی نخبگان فکری نسبت به درد و رنج مردم خویش، انتظار از هر روشنفکری را بیهوده ساخته است. مگر غیر از نابسمانیهای موجود چه انتظار دیگری میتوان از جامعهای داشت که در آن نه کاری از دست سیاستمداران آن بر میآید و نه روشنفکرانش حاضر به هزینه کردن و ایستادگی در مقابل سیاستهای غلط هستند؟!
اکنون که به لطفِ نخبگان فکری و ابزاری، جامعه به این بلوغ اجتماعی رسیده است که از قهرمان پروری عبور کند، بهتر است این عبور را به فال نیک گرفت. دیگر جامعه اجازه ظهور قهرمانان کاغذی را نخواهد داد و عرصه برای بقا آنان زین بس تنگتر خواهد شد مگر آنکه پا به پای مردم از حنجره و تریبون هایی که در اختیار دارند، درد و رنج و صدای مردم شنیده شود. در یک جامعه معتدل و عقلانی، ارج و قرب انسانها نه براساسِ وعدههای آنان که بر مبنای فایده ای است که به مردم خویش میرسانند. بنابراین اگر دوران ثمردهی قهرمانان فکری و ابزاری به سرآمده است بهتر است همگان به فکر آغاز فصلی نو باشیم و این آخرین بازمانده مقتدر دوران سنت را نیز به فراموشی بسپاریم.
هر چند به نظر میرسد شعله اعتراضات اخیر فروکش کرده است اما این به معنای تغییر شرایط نیست. تنها بازنگری و اصلاحات انقلابی در همه عرصهها میتواند پاسخگوی تقاضاهای سرکوب شده باشد. در غیر این صورت، گُرگیری مجدد آتش خشم مردم، دامان خیلی ها را خواهد سوزاند.
مطلب فوق را یکی از همراهان توانا که دانشجوی دکترای علوم سیاسی است ارسال کرده است.
شما هم میتوانید نظرات تود را برای ما ازسال کنید.
@Tavaana_TavaanaTech
Forwarded from آموزشکده توانا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هنوز هم حق زارممد را بالا میکشند
هنوز زار ممد نان ندارد و هنوز شیخ و قاضی و دادگاه حقش را پایمال میکنند. زارممد هنوز مبارزه میکند.
goo.gl/on6qtM
ویدئو ارسالیِ #همراه_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
هنوز زار ممد نان ندارد و هنوز شیخ و قاضی و دادگاه حقش را پایمال میکنند. زارممد هنوز مبارزه میکند.
goo.gl/on6qtM
ویدئو ارسالیِ #همراه_توانا
@Tavaana_TavaanaTech