Forwarded from گفتوشنود
در بسیاری از جوامع، فرایند هویتسازی غالباً با ایجاد و تعریف یک «دیگری دشمن» یا «دیگری متخاصم» همراه است. این الگو که بر اساس نظریات روانشناختی فروید ریشههای عمیقی در ذهن انسان دارد، به افراد و جوامع کمک میکند تا با برونریزی خشم و نفرت خود، به نوعی احساس انسجام و هویت دست یابند. این روند در جوامع مختلف با شکلها و مصادیق متفاوتی بروز یافته و در تاریخ نیز مثالهای فراوانی از آن دیده میشود.
به باور فروید، انسان برای تخلیه خشم و نارضایتی خود، نیازمند یافتن بهانهای است. این بهانه در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع مسلمان و مسیحی، به طور سنتی «یهودیان» بودهاند. اما در جامعه ایران، به ویژه از اواخر دوره قاجار تاکنون، این الگوی دیگریسازی، اهداف متفاوتی را نشانه گرفته است. در جامعه معاصر ایرانی، گروههایی همچون بابیها و بهاییان، به گونهای ناخواسته همان نقشی را ایفا کردهاند که یهودیان در دیگر جوامع داشتند. این گروهها در فرآیند هویتسازی و برساختن «دیگری» برای جامعه ایرانی، نقش محوری داشتهاند، نقشی که گاه از تفاوتهای مذهبی و فرهنگی فراتر میرود و به نوعی ابزار برای قوامبخشی به هویتهای جمعی تبدیل میشود.
رویکرد دیگریسازی و دشمنتراشی برای تعریف هویتهای جمعی، به جای ایجاد تفاهم و همدلی، بر شکافها و تنشهای اجتماعی میافزاید. اندیشیدن به این الگوی تکرارشونده، به ویژه در جوامعی مانند ایران، میتواند به بازشناسی نقش تفاوتها و تقویت پذیرش تنوع کمک کند. برای جامعهای که به دنبال صلح و پایداری است، درک این فرایند و جایگزینی آن با همبستگی و گفتوگو، اهمیت ویژهای دارد.
#گفتگو_توانا #دیگری_سازی #هویت_جمعی #تاریخ_ایران
@Dialogue1402
به باور فروید، انسان برای تخلیه خشم و نارضایتی خود، نیازمند یافتن بهانهای است. این بهانه در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع مسلمان و مسیحی، به طور سنتی «یهودیان» بودهاند. اما در جامعه ایران، به ویژه از اواخر دوره قاجار تاکنون، این الگوی دیگریسازی، اهداف متفاوتی را نشانه گرفته است. در جامعه معاصر ایرانی، گروههایی همچون بابیها و بهاییان، به گونهای ناخواسته همان نقشی را ایفا کردهاند که یهودیان در دیگر جوامع داشتند. این گروهها در فرآیند هویتسازی و برساختن «دیگری» برای جامعه ایرانی، نقش محوری داشتهاند، نقشی که گاه از تفاوتهای مذهبی و فرهنگی فراتر میرود و به نوعی ابزار برای قوامبخشی به هویتهای جمعی تبدیل میشود.
رویکرد دیگریسازی و دشمنتراشی برای تعریف هویتهای جمعی، به جای ایجاد تفاهم و همدلی، بر شکافها و تنشهای اجتماعی میافزاید. اندیشیدن به این الگوی تکرارشونده، به ویژه در جوامعی مانند ایران، میتواند به بازشناسی نقش تفاوتها و تقویت پذیرش تنوع کمک کند. برای جامعهای که به دنبال صلح و پایداری است، درک این فرایند و جایگزینی آن با همبستگی و گفتوگو، اهمیت ویژهای دارد.
#گفتگو_توانا #دیگری_سازی #هویت_جمعی #تاریخ_ایران
@Dialogue1402
Forwarded from گفتوشنود
در بسیاری از جوامع، فرایند هویتسازی غالباً با ایجاد و تعریف یک «دیگری دشمن» یا «دیگری متخاصم» همراه است. این الگو که بر اساس نظریات روانشناختی فروید ریشههای عمیقی در ذهن انسان دارد، به افراد و جوامع کمک میکند تا با برونریزی خشم و نفرت خود، به نوعی احساس انسجام و هویت دست یابند. این روند در جوامع مختلف با شکلها و مصادیق متفاوتی بروز یافته و در تاریخ نیز مثالهای فراوانی از آن دیده میشود.
به باور فروید، انسان برای تخلیه خشم و نارضایتی خود، نیازمند یافتن بهانهای است. این بهانه در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع مسلمان و مسیحی، به طور سنتی «یهودیان» بودهاند. اما در جامعه ایران، به ویژه از اواخر دوره قاجار تاکنون، این الگوی دیگریسازی، اهداف متفاوتی را نشانه گرفته است. در جامعه معاصر ایرانی، گروههایی همچون بابیها و بهاییان، به گونهای ناخواسته همان نقشی را ایفا کردهاند که یهودیان در دیگر جوامع داشتند. این گروهها در فرآیند هویتسازی و برساختن «دیگری» برای جامعه ایرانی، نقش محوری داشتهاند، نقشی که گاه از تفاوتهای مذهبی و فرهنگی فراتر میرود و به نوعی ابزار برای قوامبخشی به هویتهای جمعی تبدیل میشود.
رویکرد دیگریسازی و دشمنتراشی برای تعریف هویتهای جمعی، به جای ایجاد تفاهم و همدلی، بر شکافها و تنشهای اجتماعی میافزاید. اندیشیدن به این الگوی تکرارشونده، به ویژه در جوامعی مانند ایران، میتواند به بازشناسی نقش تفاوتها و تقویت پذیرش تنوع کمک کند. برای جامعهای که به دنبال صلح و پایداری است، درک این فرایند و جایگزینی آن با همبستگی و گفتوگو، اهمیت ویژهای دارد.
#گفتگو_توانا #دیگری_سازی #هویت_جمعی #تاریخ_ایران
@Dialogue1402
به باور فروید، انسان برای تخلیه خشم و نارضایتی خود، نیازمند یافتن بهانهای است. این بهانه در بسیاری از جوامع، از جمله جوامع مسلمان و مسیحی، به طور سنتی «یهودیان» بودهاند. اما در جامعه ایران، به ویژه از اواخر دوره قاجار تاکنون، این الگوی دیگریسازی، اهداف متفاوتی را نشانه گرفته است. در جامعه معاصر ایرانی، گروههایی همچون بابیها و بهاییان، به گونهای ناخواسته همان نقشی را ایفا کردهاند که یهودیان در دیگر جوامع داشتند. این گروهها در فرآیند هویتسازی و برساختن «دیگری» برای جامعه ایرانی، نقش محوری داشتهاند، نقشی که گاه از تفاوتهای مذهبی و فرهنگی فراتر میرود و به نوعی ابزار برای قوامبخشی به هویتهای جمعی تبدیل میشود.
رویکرد دیگریسازی و دشمنتراشی برای تعریف هویتهای جمعی، به جای ایجاد تفاهم و همدلی، بر شکافها و تنشهای اجتماعی میافزاید. اندیشیدن به این الگوی تکرارشونده، به ویژه در جوامعی مانند ایران، میتواند به بازشناسی نقش تفاوتها و تقویت پذیرش تنوع کمک کند. برای جامعهای که به دنبال صلح و پایداری است، درک این فرایند و جایگزینی آن با همبستگی و گفتوگو، اهمیت ویژهای دارد.
#گفتگو_توانا #دیگری_سازی #هویت_جمعی #تاریخ_ایران
@Dialogue1402
❤2👍2