Forwarded from گفتوشنود
سه ماه بلاتکلیفی و محرومیت از حقوق قانونی؛ پژمان زارع در زندان عادلآباد شیراز
پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، در حالی سومین ماه از بازداشت خود را در زندان عادلآباد سپری میکند که همچنان در وضعیت بلاتکلیفی مطلق بهسر میبرد. او پس از تحمل ۵۷ روز بازجویی در بازداشتگاه اداره اطلاعات، در بیستم اردیبهشتماه ۱۴۰۵ به بند قرنطینه زندان مرکزی شیراز منتقل شد.
این شهروند بهائی که دارای فرزندی ۱۱ ماهه است، در تمامی مدت بازداشت از حق انتخاب وکیل انتخابی محروم بوده و تنها اجازه داشته است وکیل خود را از لیست محدود «وکلای مورد تأیید قوه قضاییه» (موضوع تبصره ماده ۴۸) برگزیند.
پیگیریهای خانواده وی برای آگاهی از اتهامات نیز با بنبست مواجه شده و مسئولان شعبه ۱۴ دادسرای انقلاب شیراز، ضمن ممانعت از ورود نزدیکان به دادگاه، تنها به ذکر عبارت مبهم «اتهامات سنگین» بسنده کردهاند.
آقای زارع که در بازداشتگاه امنیتی تحت فشارهای جسمی و روانی قرار داشته، اکنون از حق اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی صدمات وارده و همچنین حق دفاع در برابر اتهامات بیاساس محروم مانده است. وی علیرغم رد تمامی اتهامات، هنوز در شعبه بازپرسی برای ارائه دفاعیات خود حاضر نشده و با رد درخواستهای آزادی موقت با قرار وثیقه مواجه شده است. تنها گشایش محدود در وضعیت او، ملاقات حضوری کوتاهی بوده که پس از سه ماه بیخبری، به دلیل بیقراری فرزند خردسالش انجام شد.
بازداشت پژمان زارع نمونهای دیگر از الگوی رفتاری نهادهای امنیتی با جامعه بهائیان ایران است. استراتژی «بلاتکلیفی طولانیمدت» که در این پرونده با محرومیت از وکیل مستقل و پنهانکاری قضایی همراه شده، ابزاری است که جمهوری اسلامی برای اعمال فشار حداکثری بر اقلیتهای عقیدتی به کار میگیرد.
سرکوب سیستماتیک بهائیان، تنها محدود به بازداشتهای خودسرانه نیست؛ بلکه شامل فشارهای هدفمند برای شکستن مقاومت روانی خانوادهها و محروم کردن آنان از بدیهیترین حقوق شهروندی است. این برخوردها که در شرایط بحرانی کشور با شدت بیشتری دنبال میشود، نشاندهنده ارادهای امنیتی برای حذف هویت دینی و مدنی جامعه بهائی از طریق فضای ارعاب و برخوردهای فراقانونی است؛ روندی که در آن، حتی پدران دارای فرزند خردسال نیز از دادرسی عادلانه و حقوق انسانی خود بیبهره میمانند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #پژمان_زارع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، در حالی سومین ماه از بازداشت خود را در زندان عادلآباد سپری میکند که همچنان در وضعیت بلاتکلیفی مطلق بهسر میبرد. او پس از تحمل ۵۷ روز بازجویی در بازداشتگاه اداره اطلاعات، در بیستم اردیبهشتماه ۱۴۰۵ به بند قرنطینه زندان مرکزی شیراز منتقل شد.
این شهروند بهائی که دارای فرزندی ۱۱ ماهه است، در تمامی مدت بازداشت از حق انتخاب وکیل انتخابی محروم بوده و تنها اجازه داشته است وکیل خود را از لیست محدود «وکلای مورد تأیید قوه قضاییه» (موضوع تبصره ماده ۴۸) برگزیند.
پیگیریهای خانواده وی برای آگاهی از اتهامات نیز با بنبست مواجه شده و مسئولان شعبه ۱۴ دادسرای انقلاب شیراز، ضمن ممانعت از ورود نزدیکان به دادگاه، تنها به ذکر عبارت مبهم «اتهامات سنگین» بسنده کردهاند.
آقای زارع که در بازداشتگاه امنیتی تحت فشارهای جسمی و روانی قرار داشته، اکنون از حق اعزام به پزشکی قانونی برای بررسی صدمات وارده و همچنین حق دفاع در برابر اتهامات بیاساس محروم مانده است. وی علیرغم رد تمامی اتهامات، هنوز در شعبه بازپرسی برای ارائه دفاعیات خود حاضر نشده و با رد درخواستهای آزادی موقت با قرار وثیقه مواجه شده است. تنها گشایش محدود در وضعیت او، ملاقات حضوری کوتاهی بوده که پس از سه ماه بیخبری، به دلیل بیقراری فرزند خردسالش انجام شد.
بازداشت پژمان زارع نمونهای دیگر از الگوی رفتاری نهادهای امنیتی با جامعه بهائیان ایران است. استراتژی «بلاتکلیفی طولانیمدت» که در این پرونده با محرومیت از وکیل مستقل و پنهانکاری قضایی همراه شده، ابزاری است که جمهوری اسلامی برای اعمال فشار حداکثری بر اقلیتهای عقیدتی به کار میگیرد.
سرکوب سیستماتیک بهائیان، تنها محدود به بازداشتهای خودسرانه نیست؛ بلکه شامل فشارهای هدفمند برای شکستن مقاومت روانی خانوادهها و محروم کردن آنان از بدیهیترین حقوق شهروندی است. این برخوردها که در شرایط بحرانی کشور با شدت بیشتری دنبال میشود، نشاندهنده ارادهای امنیتی برای حذف هویت دینی و مدنی جامعه بهائی از طریق فضای ارعاب و برخوردهای فراقانونی است؛ روندی که در آن، حتی پدران دارای فرزند خردسال نیز از دادرسی عادلانه و حقوق انسانی خود بیبهره میمانند.
#داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #پژمان_زارع #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔6❤3
Forwarded from گفتوشنود
با گذشت ۱۰۰ روز از دستگیری پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بازداشت و بلاتکلیفی او در زندان عادلآباد این شهر کماکان ادامه دارد. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل خود در شیراز بازداشت و به یکی از بازداشتگاههای امنیتی منتقل شد. آقای زارع نهایتا پس از دورهای از بازجوییها که با فشارهای جسمی و روانی همراه بوده، به زندان عادلآباد انتقال یافت.
پژمان زارع پدر کودکی است که اخیرا یک ساله شده است. متن زیر بخشی از دلنوشتهٔ او خطاب به فرزندش است:
«رادوین عزیزم…
امروز تولد توست و اولین سالگرد زندگیات... امروز ۹۲امین روزی است که ناعادلانه به دلیل اعتقاد به آیین بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان به سر میبرم. در این مدت به تو فکر میکردم که در آینده چگونه این دوران را قضاوت میکنی. متأسفانه در ۹۲ روز گذشته به دلیل زندانی بودن نتوانستم وظیفهٔ پدریام را در قبال تو انجام دهم و از این بابت شرمندهام.
وقتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودم، بازجویان مرا پدری سنگدل توصیف میکردند که به خاطر استقامت در اصول و باورهایم در حال آسیب زدن به تو هستم و به فکر همسر و فرزندم نیستم. البته تحت تأثیر آنها قرار نمیگرفتم، ولی با خود فکر میکردم رادوین عزیزم در آینده چگونه به این ایام فکر میکند. آیا این ایام را به عنوان بخشی از مراحل رشد و تکامل خودش در ابعاد مادی و روحانی میبیند یا نبود حضور فیزیکی پدرش را کوتاهی او و آسیبزدن به خودش میداند.
در بازداشتگاه، یکی از همسلولیهایم به من گفت رادوین در آینده به پدرش افتخار میکند که در راه حقیقت و کشورش استقامت کرده است. آن روز تصور کردم به خاطر دلگرمیام این حرف را میزند، ولی وقتی از بازداشتگاه به بند قرنطینه زندان عادلآباد منتقل شدم در همان شب اول مورد استقبال دهها نفر از همسلولیهای سابقم قرار گرفتم که موجب شگفتی خودم و زندانیهای دیگر شد. بعدها متوجه شدم دلیل این استقبال… این بود که ایستادگی من در راه تعالی کشور عزیزمان، ایران، برایشان ارزشمند و قابل ستایش بود.
هدف همهٔ ما ایرانیان پیشرفت و رشد کشور عزیزمان است. آیندهٔ درخشانی در انتظار کشور ماست، ولی آینده ساختنی است، نه یافتنی. برای ساخت این آینده باید هزینه داد. هر ایرانی به سهم خود هزینهٔ ساخت این آینده را پرداخت میکند، برخی با جان، برخی با مال، برخی با مسجونیت و برخی با خدمات و استقامت سازنده. اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینهٔ این آینده را پرداخت کردی. ۹۲ روز است که از حضور پدر محروم بودهای و نتوانستی از همراهی و نقش پدر در رشد و تعالیات بهره ببری…
رادوین عزیزم، در روز تولدت برایت آرزومندم که به ترقی، رشد، تعالی فکری و جسمی و روحانیات ادامه دهی و خادم حقیقی عالم انسانی شوی و زندگی سراسر سرور در پیش داشته باشی...
تولدت مبارک پسر عزیزم، رادوین جان
دوستت دارم، بابا پژمان
۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۵
زندان عادلآباد شیراز، بند قرنطینه»
#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پژمان زارع پدر کودکی است که اخیرا یک ساله شده است. متن زیر بخشی از دلنوشتهٔ او خطاب به فرزندش است:
«رادوین عزیزم…
امروز تولد توست و اولین سالگرد زندگیات... امروز ۹۲امین روزی است که ناعادلانه به دلیل اعتقاد به آیین بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان به سر میبرم. در این مدت به تو فکر میکردم که در آینده چگونه این دوران را قضاوت میکنی. متأسفانه در ۹۲ روز گذشته به دلیل زندانی بودن نتوانستم وظیفهٔ پدریام را در قبال تو انجام دهم و از این بابت شرمندهام.
وقتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودم، بازجویان مرا پدری سنگدل توصیف میکردند که به خاطر استقامت در اصول و باورهایم در حال آسیب زدن به تو هستم و به فکر همسر و فرزندم نیستم. البته تحت تأثیر آنها قرار نمیگرفتم، ولی با خود فکر میکردم رادوین عزیزم در آینده چگونه به این ایام فکر میکند. آیا این ایام را به عنوان بخشی از مراحل رشد و تکامل خودش در ابعاد مادی و روحانی میبیند یا نبود حضور فیزیکی پدرش را کوتاهی او و آسیبزدن به خودش میداند.
در بازداشتگاه، یکی از همسلولیهایم به من گفت رادوین در آینده به پدرش افتخار میکند که در راه حقیقت و کشورش استقامت کرده است. آن روز تصور کردم به خاطر دلگرمیام این حرف را میزند، ولی وقتی از بازداشتگاه به بند قرنطینه زندان عادلآباد منتقل شدم در همان شب اول مورد استقبال دهها نفر از همسلولیهای سابقم قرار گرفتم که موجب شگفتی خودم و زندانیهای دیگر شد. بعدها متوجه شدم دلیل این استقبال… این بود که ایستادگی من در راه تعالی کشور عزیزمان، ایران، برایشان ارزشمند و قابل ستایش بود.
هدف همهٔ ما ایرانیان پیشرفت و رشد کشور عزیزمان است. آیندهٔ درخشانی در انتظار کشور ماست، ولی آینده ساختنی است، نه یافتنی. برای ساخت این آینده باید هزینه داد. هر ایرانی به سهم خود هزینهٔ ساخت این آینده را پرداخت میکند، برخی با جان، برخی با مال، برخی با مسجونیت و برخی با خدمات و استقامت سازنده. اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینهٔ این آینده را پرداخت کردی. ۹۲ روز است که از حضور پدر محروم بودهای و نتوانستی از همراهی و نقش پدر در رشد و تعالیات بهره ببری…
رادوین عزیزم، در روز تولدت برایت آرزومندم که به ترقی، رشد، تعالی فکری و جسمی و روحانیات ادامه دهی و خادم حقیقی عالم انسانی شوی و زندگی سراسر سرور در پیش داشته باشی...
تولدت مبارک پسر عزیزم، رادوین جان
دوستت دارم، بابا پژمان
۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۵
زندان عادلآباد شیراز، بند قرنطینه»
#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤10💔8🕊3
Forwarded from گفتوشنود
با گذشت ۱۳۰ روز از بازداشت پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، او همچنان بدون تعیین تکلیف قضایی در زندان عادلآباد این شهر در بازداشت بهسر میبرد.
بر اساس اطلاعات بهدستآمده، در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵ جلسهٔ آخرین دفاع آقای زارع در شعبهٔ ۱۴ بازپرسی برگزار شده است. به گفتهٔ یک منبع آگاه، اگرچه معمولاً پس از برگزاری این جلسه امکان آزادی متهم با قرار وثیقه فراهم میشود، اما پروندهٔ آقای زارع هنوز به دادگاه ارجاع نشده و با آزادی او به قید وثیقه نیز موافقت نشده است.
آقای زارع که در دوران بازجویی با رفتار خشونتآمیز مأموران مواجه شده و مورد ضربوشتم قرار گرفته بود، در هفتههای اخیر با هدف دادخواهی نسبت به بدرفتاریها و تخلفات غیرقانونی صورتگرفته در روند رسیدگی به پروندهاش، چندین نامه خطاب به مراجع مسئول نوشته، اما تاکنون اجازهٔ خروج این نامهها از زندان داده نشده است.
یک منبع مطلع با ابراز نگرانی از احتمال پروندهسازی علیه این شهروند بهائی میگوید که با وجود آنکه به نظر میرسد تلاشهایی برای سنگین کردن پروندهٔ او در جریان است، آقای زارع تاکنون از حق دسترسی به وکیل منتخب خود محروم بوده است. این منبع همچنین میافزاید که حتی وکیل تسخیری او نیز اجازهٔ مطالعهٔ پرونده را نداشته و ناچار شده بدون اطلاع از محتویات پرونده از موکل خود دفاع کند؛ موضوعی که نقض آشکار حق برخورداری از دادرسی عادلانه محسوب میشود.
این منبع همچنین تاکید میکند افرادی که آقای زارع را از نزدیک میشناسند، او را فردی قانونمدار، خوشنام، بااخلاق و مسئولیتپذیر توصیف میکنند که هیچگونه سابقهٔ بازداشت یا فعالیت سیاسی نداشته است. او مدیر یک شرکت خدمات رایانهای است که همواره فعالیتهای خود را با اخذ مجوزهای قانونی انجام داده است. هرچند کسبوکار او در سالهای گذشته بارها در پی قطعیهای گسترده و طولانیمدت اینترنت تا آستانه ورشکستگی پیش رفته، اما او هر بار با تلاش و نوآوری توانسته شرکت خود را از بحران نجات دهد.
آقای زارع همچنین از چندین بیماری جدی رنج میبرد و ادامهٔ بازداشت او بدون دسترسی به مراقبتهای درمانی مناسب، نگرانیهای جدی پیرامون وضعیت جسمانیاش ایجاد کرده است.
پژمان زارع پدر یک کودک یک ساله است. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در شیراز توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. مأموران پس از تفتیش منزل، به محل کار او نیز مراجعه کرده و شماری از وسایل شخصی، تجهیزات الکترونیکی و ابزارهای مرتبط با فعالیت حرفهای او را ضبط کردند.
#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
@Dialogue1402
بر اساس اطلاعات بهدستآمده، در تاریخ ۲۱ تیر ۱۴۰۵ جلسهٔ آخرین دفاع آقای زارع در شعبهٔ ۱۴ بازپرسی برگزار شده است. به گفتهٔ یک منبع آگاه، اگرچه معمولاً پس از برگزاری این جلسه امکان آزادی متهم با قرار وثیقه فراهم میشود، اما پروندهٔ آقای زارع هنوز به دادگاه ارجاع نشده و با آزادی او به قید وثیقه نیز موافقت نشده است.
آقای زارع که در دوران بازجویی با رفتار خشونتآمیز مأموران مواجه شده و مورد ضربوشتم قرار گرفته بود، در هفتههای اخیر با هدف دادخواهی نسبت به بدرفتاریها و تخلفات غیرقانونی صورتگرفته در روند رسیدگی به پروندهاش، چندین نامه خطاب به مراجع مسئول نوشته، اما تاکنون اجازهٔ خروج این نامهها از زندان داده نشده است.
یک منبع مطلع با ابراز نگرانی از احتمال پروندهسازی علیه این شهروند بهائی میگوید که با وجود آنکه به نظر میرسد تلاشهایی برای سنگین کردن پروندهٔ او در جریان است، آقای زارع تاکنون از حق دسترسی به وکیل منتخب خود محروم بوده است. این منبع همچنین میافزاید که حتی وکیل تسخیری او نیز اجازهٔ مطالعهٔ پرونده را نداشته و ناچار شده بدون اطلاع از محتویات پرونده از موکل خود دفاع کند؛ موضوعی که نقض آشکار حق برخورداری از دادرسی عادلانه محسوب میشود.
این منبع همچنین تاکید میکند افرادی که آقای زارع را از نزدیک میشناسند، او را فردی قانونمدار، خوشنام، بااخلاق و مسئولیتپذیر توصیف میکنند که هیچگونه سابقهٔ بازداشت یا فعالیت سیاسی نداشته است. او مدیر یک شرکت خدمات رایانهای است که همواره فعالیتهای خود را با اخذ مجوزهای قانونی انجام داده است. هرچند کسبوکار او در سالهای گذشته بارها در پی قطعیهای گسترده و طولانیمدت اینترنت تا آستانه ورشکستگی پیش رفته، اما او هر بار با تلاش و نوآوری توانسته شرکت خود را از بحران نجات دهد.
آقای زارع همچنین از چندین بیماری جدی رنج میبرد و ادامهٔ بازداشت او بدون دسترسی به مراقبتهای درمانی مناسب، نگرانیهای جدی پیرامون وضعیت جسمانیاش ایجاد کرده است.
پژمان زارع پدر یک کودک یک ساله است. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ در منزل شخصی خود در شیراز توسط مأموران امنیتی بازداشت شد. مأموران پس از تفتیش منزل، به محل کار او نیز مراجعه کرده و شماری از وسایل شخصی، تجهیزات الکترونیکی و ابزارهای مرتبط با فعالیت حرفهای او را ضبط کردند.
#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران
@Dialogue1402
🕊14💔3