گرک حیرصلنم [باید هم عصبانی شوم!] عبارتی که از دل یک متن با ساختار زمانی و مکانی مشخص کنده شده و جاودانه میشود. عبارتی که در اوج صداقت و معصومیت کودکانه بیان میشود برای بیان آرزوهایی کوچک و در ادامه بزرگ. اسماش ریحانه بود در یک روستای دورافتاده در میانه که محروم از حداقلهای آموزشی بود و با شور و شوق هرچه تمام داشت از اینکه کلاس درس مستقلی برای آموزش ندارند گلایه میکرد و وقتی مجری برنامه از او میپرسد: «سن نیه بوجور حیرصلیسن؟!» [تو چرا این قدر عصبانی هستی؟!] زبان باز میکند و آن عبارت جاوادانه را برای همیشه میگوید: «گرک حیرصلنمدا بیلیرسن؟! گرک گئدم مملکتیمی دوزلدم!» [باید که عصبانی شوم، میفهمی؟! باید بروم و کشورم را بسازم!] و درست در ایام زلزله میانه مجری این برنامه خبر میدهد که ریحانه و زهرا که در این فیلم بعد از او صحبت میکند با همه آرزوهای کوچک و بزرگی که داشتهاند زیر آوار دفن شدهاند.
فیلم در شبکههای اجتماعی مجازی منتشر میشود و همه روی این عبارت کلیک میکنند: «گرک حیرصلنم»! همه عصبانی هستیم از اینکه چگونه این آرزوهای کوچک و بزرگ معصومانه اکنون زیر آوار دفن شدهاند، همه عصبانی هستیم از اینکه هنوز هم آرزوی یک کلاس درس مستقل آرزویی دست نیافتنی است برای خیلی از بچههای این سرزمین چه در سیستان و بلوچستان، چه در کرمان، چه در کردستان و چه در آذربایجان! همه عصبانی هستیم از اینکه باز یک ریحانه دیگر با آرزوی آبادانی، پیشرفت و توسعه کشور زیر آوار دفن شد، یکی از ریحانههای بیشمار ایران که در کشاکش با فقر و فلاکت زیر آوار دفن شدهاند و ره به جایی نبرده اند، همه عصبانی هستیم برای این همه!
گرک حیرصلنم بهخاطر این همه تبعیض و بیعدالتی که در ایران بیداد میکند، گرک حیرصلنم بهخاطر توسعه نامتوازنی که خروجی آن بزرگراههایی است که همه به تهران ختم میشود، گرک حیرصلنم بهخاطر همه بودجههایی که به جای آنکه صرف آینده این کودکان شود خرج ماجراجوییهای منطقهای میشود، گرک حیرصلنم بهخاطر همه مبالغ ریز و درشت اختلاسهای میلیاردی که آرزو میکنم کاش یک هزارم آن خرج آرزوهای صرفا کوچک ریحانههای ایران میشد، گرک حیرصلنم بهخاطر آقازادههایی که هر روز از یک گوشه و کنار این مملکت سردرمیآورند و مملکت را از ما طلبکارند! گرک حیرصلنم به خاطر ناکارآمدی و فساد در این ساختار از هم گسیخته که مسببان زلزله اصلی آنها هستند، زلزلهای که همیشه قربانیانی از جنس ریحانه را در زیر آوارش مدفون میکند.
روزگاری نه چندان دور در این کشور معلمی بود که از طویلههای روستاهای دورافتاده آذربایجان کلاس درست ساخت و ریحانههای زیادی را با آرزوهای دور و دراز برای پیشرفت و توسعه کشور تربیت کرد. نام آن معلم ابدی صمد بهرنگی بود که درسهای زیادی به ما آموخت از جمله اینکه در مقابل تبعیض و بیعدالتی باید عصبانی باشیم و گفت: «راه که بیفتیم ترسمان میریزد.» حالا گرک حیرصلنم در پس این زلزله تبدیل شده به یک مفهوم فرازمانی و مکانی برای وصف حال این روزهای ما، درست مثل عبارتی که اسماعیل به ما گفت: «لعنت به این زندگی...»
#زلزله #میانه
#گرک_حیرصلنم
پ.ن: فیلم ویدئو از صفحه اینستاگرام فریدن الهیاری مجری برنامه #کندیمیز
متن از فیسبوک مهدی حمیدی
@Tavaana_TavaanaTech
فیلم در شبکههای اجتماعی مجازی منتشر میشود و همه روی این عبارت کلیک میکنند: «گرک حیرصلنم»! همه عصبانی هستیم از اینکه چگونه این آرزوهای کوچک و بزرگ معصومانه اکنون زیر آوار دفن شدهاند، همه عصبانی هستیم از اینکه هنوز هم آرزوی یک کلاس درس مستقل آرزویی دست نیافتنی است برای خیلی از بچههای این سرزمین چه در سیستان و بلوچستان، چه در کرمان، چه در کردستان و چه در آذربایجان! همه عصبانی هستیم از اینکه باز یک ریحانه دیگر با آرزوی آبادانی، پیشرفت و توسعه کشور زیر آوار دفن شد، یکی از ریحانههای بیشمار ایران که در کشاکش با فقر و فلاکت زیر آوار دفن شدهاند و ره به جایی نبرده اند، همه عصبانی هستیم برای این همه!
گرک حیرصلنم بهخاطر این همه تبعیض و بیعدالتی که در ایران بیداد میکند، گرک حیرصلنم بهخاطر توسعه نامتوازنی که خروجی آن بزرگراههایی است که همه به تهران ختم میشود، گرک حیرصلنم بهخاطر همه بودجههایی که به جای آنکه صرف آینده این کودکان شود خرج ماجراجوییهای منطقهای میشود، گرک حیرصلنم بهخاطر همه مبالغ ریز و درشت اختلاسهای میلیاردی که آرزو میکنم کاش یک هزارم آن خرج آرزوهای صرفا کوچک ریحانههای ایران میشد، گرک حیرصلنم بهخاطر آقازادههایی که هر روز از یک گوشه و کنار این مملکت سردرمیآورند و مملکت را از ما طلبکارند! گرک حیرصلنم به خاطر ناکارآمدی و فساد در این ساختار از هم گسیخته که مسببان زلزله اصلی آنها هستند، زلزلهای که همیشه قربانیانی از جنس ریحانه را در زیر آوارش مدفون میکند.
روزگاری نه چندان دور در این کشور معلمی بود که از طویلههای روستاهای دورافتاده آذربایجان کلاس درست ساخت و ریحانههای زیادی را با آرزوهای دور و دراز برای پیشرفت و توسعه کشور تربیت کرد. نام آن معلم ابدی صمد بهرنگی بود که درسهای زیادی به ما آموخت از جمله اینکه در مقابل تبعیض و بیعدالتی باید عصبانی باشیم و گفت: «راه که بیفتیم ترسمان میریزد.» حالا گرک حیرصلنم در پس این زلزله تبدیل شده به یک مفهوم فرازمانی و مکانی برای وصف حال این روزهای ما، درست مثل عبارتی که اسماعیل به ما گفت: «لعنت به این زندگی...»
#زلزله #میانه
#گرک_حیرصلنم
پ.ن: فیلم ویدئو از صفحه اینستاگرام فریدن الهیاری مجری برنامه #کندیمیز
متن از فیسبوک مهدی حمیدی
@Tavaana_TavaanaTech
Telegram
آموزشکده توانا
"ریحانه دختر شیرین زبان ورنکشی در زلزله همراه با دیگر دوستش و با مطالبههایش برای داشتن یک مدرسه برای روستایشان و با آرزوهایش برای آبادانی وطن زیر خروارها خاک دفن شد.
ریحانه روحش پر کشید تا به خیلیها بگوید که نباید میماند و ناعدالتیها را بیشتر از این حس…
ریحانه روحش پر کشید تا به خیلیها بگوید که نباید میماند و ناعدالتیها را بیشتر از این حس…