عذرا بهادرینژاد، مادر دو فرزند، در سبزوار با شلیک مستقیم گلوله کشته شد
عذرا بهادرینژاد، ۳۹ ساله و مادر دو فرزند ۸ و ۱۶ ساله، در جریان وقایع دیماه در محله بعثت سبزوار با اصابت مستقیم گلوله به شاهرگ گردن جان باخت؛ پیکر او پس از چهار روز و با محدودیتهای امنیتی به خاک سپرده شد.
بر اساس روایتهای رسیده از نزدیکان، عذرا بهادرینژاد شامگاه ۱۹ دیماه در حالی هدف تیراندازی قرار گرفت که برای کمک به دو جوان زخمی، درِ خانه خود را گشود تا آنان را از ضربوشتم نجات دهد. گفته میشود گلولهای مستقیم به ناحیه گردن او اصابت کرد و در همانجا جان خود را از دست داد.
پیکر او پس از چهار روز و پس از طی مراحل اداری از جمله انتقال به مرکز استان برای دریافت گواهی پزشکی قانونی، با گرفتن تعهداتی از خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری نیز با محدودیت در زمان، شمار حاضران و نحوه برگزاری، در سکوت و بهصورت کوتاه در مصلای قدیمی شهر سبزوار انجام شد.
عذرا بهادرینژاد نویسنده و کارشناس ادبیات بود و به نوشتن داستان کوتاه میپرداخت. نزدیکانش میگویند دغدغه ایران و آینده کودکان همواره در نوشتهها و زندگیاش حضور داشت. او پیش از آنکه نامش در شمار جانباختگان ثبت شود، انتخاب کرده بود در کنار مردم بایستد و در یکی از روایتهایش گفته بود:
«مگه خون من رنگینتر از بقیه جوونهای این شهره؟»
به گفته نزدیکان، او در شبهای پیش از کشتهشدن نیز برای یاری رساندن به دیگران از خانه خارج میشد. در همان شب آخر، ساعاتی را در ترس و پنهانشدن گذراند، اما باز هم بازنگشت؛ تصمیمی که به گفته نزدیکانش از باور او به مسئولیت در برابر جوانان شهر سرچشمه میگرفت.
#عذرا_بهادری_نژاد #سبزوار #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
عذرا بهادرینژاد، ۳۹ ساله و مادر دو فرزند ۸ و ۱۶ ساله، در جریان وقایع دیماه در محله بعثت سبزوار با اصابت مستقیم گلوله به شاهرگ گردن جان باخت؛ پیکر او پس از چهار روز و با محدودیتهای امنیتی به خاک سپرده شد.
بر اساس روایتهای رسیده از نزدیکان، عذرا بهادرینژاد شامگاه ۱۹ دیماه در حالی هدف تیراندازی قرار گرفت که برای کمک به دو جوان زخمی، درِ خانه خود را گشود تا آنان را از ضربوشتم نجات دهد. گفته میشود گلولهای مستقیم به ناحیه گردن او اصابت کرد و در همانجا جان خود را از دست داد.
پیکر او پس از چهار روز و پس از طی مراحل اداری از جمله انتقال به مرکز استان برای دریافت گواهی پزشکی قانونی، با گرفتن تعهداتی از خانواده تحویل داده شد. مراسم خاکسپاری نیز با محدودیت در زمان، شمار حاضران و نحوه برگزاری، در سکوت و بهصورت کوتاه در مصلای قدیمی شهر سبزوار انجام شد.
عذرا بهادرینژاد نویسنده و کارشناس ادبیات بود و به نوشتن داستان کوتاه میپرداخت. نزدیکانش میگویند دغدغه ایران و آینده کودکان همواره در نوشتهها و زندگیاش حضور داشت. او پیش از آنکه نامش در شمار جانباختگان ثبت شود، انتخاب کرده بود در کنار مردم بایستد و در یکی از روایتهایش گفته بود:
«مگه خون من رنگینتر از بقیه جوونهای این شهره؟»
به گفته نزدیکان، او در شبهای پیش از کشتهشدن نیز برای یاری رساندن به دیگران از خانه خارج میشد. در همان شب آخر، ساعاتی را در ترس و پنهانشدن گذراند، اما باز هم بازنگشت؛ تصمیمی که به گفته نزدیکانش از باور او به مسئولیت در برابر جوانان شهر سرچشمه میگرفت.
#عذرا_بهادری_نژاد #سبزوار #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔29🕊4❤3