آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
جاویدنام محمدمهدی جارچی؛ مرد ۳۸ ساله‌ای که در فردیس کرج با شلیک به قلب کشته شد

محمدمهدی جارچی، ۳۸ ساله، شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه حوالی ساعت ۲۰:۳۰ در فردیس کرج بر اثر اصابت گلوله جنگی به ناحیه قلب جان خود را از دست داد.

او تک‌پسر خانواده بود و نزدیکانش از علاقه عمیقش به ایران و موسیقی یاد می‌کنند.
بر اساس روایت همراه او، محمدمهدی جارچی در واپسین لحظات زندگی چنین گفته است:
«فکر کنم دارم می‌میرم… مراقب خودت باش. دوستت دارم.»

یاد و نام او در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان نمادی از زندگی‌های ناتمام و اندوه خانواده‌ها در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.

#محمدمهدی_جارچی #نه_به_جمهوری_اسلامی #انقلاب_۱۴۰۴ #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavsanaTech
💔42🕊6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لونا کرمانی‌نژاد در اعتراضات ۱۸دی۱۴۰۴ در مشهد با شلیک گلوله نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در آغوش همسرش جان باخت.

همسرش ضمن انتشار این ویدیو نوشت:

«همسر زیبا و مهربونم ۱۸ دی توی دستای خودم رفت… ولی کوه آرزوها و هدف‌هاش رو هم با خودش برد…

لونا دو سال تموم، هر روز ساعت ۸ صبح می‌رفت باشگاه.
لونا همیشه به بدنش اهمیت می‌داد، رژیمش رو جدی می‌گرفت و وقتی مربیش یه برنامه می‌داد، اولین کسی بود که قبول می‌کرد و انجام می‌داد.
لونا برای هر روزش برنامه داشت، حتی برای کارهای ساده‌ی خونه یا خرید روزانه.
لونا عاشق موسیقی و موزیک بود، هر آهنگ و ریتمی که دوست داشت، با دل و جان گوش می‌داد و زندگی‌شو پر از شور می‌کرد.
لونا عاشق کتاب بود توی چندین گروه کتاب خوانی مختلف بود بیشتر ۱۰۰ کتاب مختلف خونده بود، یکی از بهترین هدیه ها برای لونا کتاب بود
لونا توی نقاشی استعداد فوق‌العاده‌ای داشت و سال‌ها از همین استعدادش به زندگی ما کمک کرد و رنگ و روح به روزهای ما می‌بخشید.
لونا عاشق یادگیری بود، مخصوصاً زبان انگلیسی، و برای کلاس‌هاش با شور و اشتیاقی بی‌نظیر آماده می‌شد.
لونا تازه گواهینامه گرفته بود و رانندگی یاد گرفته بود، هر روز پیشرفت می‌کرد و از تأییدهای من ذوق می‌کرد و خوشحال می‌شد.
لونا همیشه دوست داشت مستقل باشه، درآمد داشته باشه و موفق باشه… و موفق هم بود.
لونا دلش میخواست روی پای خودش وایسه، همیشه به آینده امید داشت و برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کرد.
لونا همیشه به خانواده‌اش فکر می‌کرد و به آدم‌های دور و برش عشق می‌ورزید، مهربون و دوست‌داشتنی بود.

لونا همیشه آرزوی ایران آباد و آزاد داشت، دلش می‌خواست ایران جایی بهتر باشه و می‌خواست سهم خودش رو داشته باشه که چیزی جز آزادی و آرامش نبود …
و حالا، وقتی به نبودنش نگاه می‌کنم، احساس میکنم همه ی عمرم رفت، عمری که فقط باید کنار اون سپری می‌شد ....»


#جنایت_علیه_بشریت
#لونا_کرمانی_نژاد
#فاطمه_کرمانی_نژاد

@Tavaana_TavaanaTech
💔33🕊61
آرش صادقی، فعال حقوق بشر، با انتشار متنی در شبکه اجتماعی ایکس، از «شرمِ زنده‌بودن» در روزهای مرگ و فاجعه نوشت و دی‌ماه ۱۴۰۴ را زخمی دانست که نه با گذر زمان التیام می‌یابد و نه با عادت فراموش می‌شود. او در این یادداشت تأکید کرد که هیچ ایده و ایدئولوژی‌ای نمی‌تواند بر جان انسان تقدم داشته باشد و ارزش جان آدمی والاتر از هر باور و نظام فکری است؛ اصلی که فرو ریختن آن، به گفته او، به معنای قربانی‌شدن خود انسان و معنای زندگی خواهد بود.

یادداشت آرش صادقی به شرح زیر است:

«در روزهای مرگ و فاجعه، ذهن از کار می‌افتد؛ نه به این دلیل که چیزی برای گفتن ندارد، بلکه چون واقعیت از توان قلم ما پیشی می‌گیرد. می‌خواهی بنویسی، اما نوشته‌ات ناتمام می‌ماند؛ گویی زبان و قلم در برابر آنچه رخ داده ناتوان است و عقب می‌نشیند.
ذهن هنوز از آنچه دیده در شوک است؛ شوکی که زمان را کند می‌کند و معنا را معلق نگه می‌دارد.

در این تعلیق، احساسی شکل می‌گیرد که نام‌گذاری‌اش دشوار نیست: شرم. شرم از زنده بودن، از ادامه دادن، از نفس کشیدن در جایی که در آن زندگی از هزاران انسان سلب شده است. این شرم نه از گناه می‌آید و نه از انتخابی خودخواسته، بلکه از نابرابری عریان میان بودن و نبودن زاده می‌شود؛ اینکه ما هستیم و دیگران نیستند، بی‌آنکه دلیلی منطقی در کار باشد.

بسیاری این حس را تجربه کرده‌اند؛ شاید چون انسان، پیش از آنکه موجودی عقلانی باشد، موجودی همدل است. رنج دیگری، حتی اگر دور باشد، در ما پژواک پیدا می‌کند و آرامش ادامه‌دادن را سلب می‌کند. این همان جایی‌ست که فهم می‌کنیم برخی زخم‌ها التیام نمی‌یابند؛ نه با گذر زمان و نه با عادت. فقط می‌آموزیم چگونه با آن‌ها زندگی کنیم، چگونه آن‌ها را به بخشی از حافظه و هویت خود بدل کنیم.
دی‌ماه ۱۴۰۴ از همین زخم‌هاست.

این فاجعه قرار است به ما چیزی را یادآوری کند؛ یادآوری اینکه هیچ ایده، هیچ نظام فکری، هیچ ایدئولوژی‌ای نمی‌تواند بر جان انسان تقدم داشته باشد. هر فکری که برای بقا و گسترش خود، مرگ را توجیه کند، پیش از هر چیز معنای انسان بودن را انکار کرده است.
فلسفه شاید نتواند رنج را کم کند،
اما می‌تواند مرزها را روشن کند: مرز میان اندیشه و خشونت، میان باور و حذف، میان معنا و نابودی.

در این مرز، یک اصل باید پابرجا بماند؛ اینکه ارزش جان آدمی والاتر از هر ایدئولوژی است. اگر این اصل فرو بریزد، نه فقط انسان، که خود معنای زندگی نیز قربانی می‌شود.

آن‌هایی که امروز کنارمان نیستند، شهادت‌طلب نبودند، بلکه برای نیل به معنای واقعی زندگی به خیابان رفتند. عدالت تنها مرهمی است بر جای خالی این راست‌قامتان.
یادشان جاودان.»


#انسان #حق_حیات #جنایت_علیه_بشریت #دی_ماه_خونین #تروما

@Tavaana_TavaanaTech
💔14🕊3

جاویدنام محمد مرادی؛ جوان ۲۵ ساله‌ای که در مشهد با شلیک گلوله جنگی کشته شد

محمد مرادی، ۲۵ ساله، در منطقه امامت مشهد در حالی‌که با دست خالی در خیابان حضور داشت، هدف شلیک گلوله جنگی قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به ناحیه شکم جان خود را از دست داد.

او به‌تازگی دوران خدمت سربازی را به پایان رسانده بود و با امیدها و آرزوهای بسیار در انتظار دریافت کارت پایان خدمت خود بود. محمد مرادی در شب ۱۸ دی‌ماه هدف گلوله قرار گرفت و نزدیک بامداد به خانواده‌اش اطلاع داده شد که در بیمارستان بستری است. بنا بر روایت نزدیکان، مادرش هنگامی که بر بالین او رسید و فرزندش را بوسید، محمد مرادی اندکی بعد جان سپرد.

گزارش‌ها حاکی است کفش‌های او آغشته به خون بوده و پیکرش سه روز در انتظار شست‌وشو در سردخانه مانده است؛ وضعیتی که به‌گفته نزدیکان، نشان‌دهنده شمار بالای جان‌باختگان در آن روزهاست.
کارت پایان خدمت او نیز در حالی به درِ خانه خانواده رسید که خود پیش‌تر به خاک سپرده شده بود.

یاد و نام محمد مرادی، جوانی عاشق زندگی و میهن، در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.

#محمد_زمانی #مشهد #جنایت_علیه_بشریت
#نه_به_جمهورى_اسلامى

@Tavaana_TavaanaTech
💔12
جاویدنام محمود کاظمی؛ گرافیست ۳۱ ساله‌ای که در قزوین با شلیک به سر کشته شد

محمود کاظمی، ۳۱ ساله و مجرد، در تاریخ ۱۸ دی‌ماه در محدوده چهارراه فلسطین قزوین بر اثر اصابت گلوله به ناحیه سر جان خود را از دست داد.

او به‌عنوان گرافیست و طراح سنگ مزار فعالیت می‌کرد و بنا بر روایت نزدیکان، از حامیان سگ‌های بی‌سرپرست بود. گفته می‌شود لحظه شلیک در برابر دیدگان دوستان و برادرش رخ داده است.

پیکر این جان‌باخته صبح روز شنبه ۲۰ دی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری در همان روز برگزار شد.

یاد و نام محمود کاظمی در کنار دیگر جان‌باختگان این روزها، به‌عنوان نمادی از زندگی‌های ناتمام و اندوه بازماندگان در حافظه جمعی باقی خواهد ماند.

#محمود_کاظمی #قزوین #نه_به_جمهوری_اسلامی #جنایت_علیه_بشریت

@Tavaana_TavaanaTech
💔11