Forwarded from گفتوشنود
دفاعیه عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، روحانی منتقد، از زندان قم: «ضحاک» خواندن رهبر، توهین نیست
از هیچیک از مواضع و فعالیتهای خود پشیمان نیستم
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، روحانی منتقد، پژوهشگر علوم دینی و عضو هیئت علمی دانشگاه مفید، در دفاعیهای که بهتازگی از زندان ساحلی قم منتشر کرده است، ضمن رد قاطعانه اتهامات مطروحه در کیفرخواست خود، آنها را «واهی» و «بیپایه» خواند. او تاکید کرد که تمامی مواضع، سخنرانیها و فعالیتهایش، صرفا در چارچوب ادای وظایف دینی، اخلاقی و ملی بوده است. سلیمانی اردستانی با انتقاد صریح از روند بازداشت، شرایط نگهداری و نحوه تنظیم کیفرخواست، اعلام کرد که از هیچیک از دیدگاهها و اقدامات علمی و انتقادی خود پشیمان نیست و بر استمرار مسیر فکری خود تأکید ورزید.
نکته قابل تامل در پرونده سلیمانی اردستانی این است که او به عنوان یک روحانی معتقد به اسلام، تنها به دلیل نقل آرا تاریخی و پژوهشهای علمی در حوزه دین با چنین برخوردهای قهری مواجه شده است.
این روحانی منتقد که علاوه بر بازداشت و فشارهای قضایی، با درخواست خلع لباس نیز روبرو بوده، در شامگاه اول فروردین ۱۴۰۵ طی یک بازداشت همراه با خشونت، از منزل خود به بازداشتگاه منتقل شد و در حال حاضر و در نیمه خرداد ۱۴۰۵، با گذشت بیش از دو ماه، همچنان در بند و در بازداشت به سر میبرد.
توضیح: بازنشر این نامه و اطلاعات پیرامون آن، در جهت دفاع از حقوق بشر و انعکاس نقض حقوق زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی است و الزما به معنای تایید آرا و باورهای فرد نامبرده نمیباشد.
متن کامل دفاعیه را در سایت بخوانید
https://tavaana.org/soleimani-ardestani/
#آزاداندیش #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
از هیچیک از مواضع و فعالیتهای خود پشیمان نیستم
عبدالرحیم سلیمانی اردستانی، روحانی منتقد، پژوهشگر علوم دینی و عضو هیئت علمی دانشگاه مفید، در دفاعیهای که بهتازگی از زندان ساحلی قم منتشر کرده است، ضمن رد قاطعانه اتهامات مطروحه در کیفرخواست خود، آنها را «واهی» و «بیپایه» خواند. او تاکید کرد که تمامی مواضع، سخنرانیها و فعالیتهایش، صرفا در چارچوب ادای وظایف دینی، اخلاقی و ملی بوده است. سلیمانی اردستانی با انتقاد صریح از روند بازداشت، شرایط نگهداری و نحوه تنظیم کیفرخواست، اعلام کرد که از هیچیک از دیدگاهها و اقدامات علمی و انتقادی خود پشیمان نیست و بر استمرار مسیر فکری خود تأکید ورزید.
نکته قابل تامل در پرونده سلیمانی اردستانی این است که او به عنوان یک روحانی معتقد به اسلام، تنها به دلیل نقل آرا تاریخی و پژوهشهای علمی در حوزه دین با چنین برخوردهای قهری مواجه شده است.
این روحانی منتقد که علاوه بر بازداشت و فشارهای قضایی، با درخواست خلع لباس نیز روبرو بوده، در شامگاه اول فروردین ۱۴۰۵ طی یک بازداشت همراه با خشونت، از منزل خود به بازداشتگاه منتقل شد و در حال حاضر و در نیمه خرداد ۱۴۰۵، با گذشت بیش از دو ماه، همچنان در بند و در بازداشت به سر میبرد.
توضیح: بازنشر این نامه و اطلاعات پیرامون آن، در جهت دفاع از حقوق بشر و انعکاس نقض حقوق زندانیان سیاسی در جمهوری اسلامی است و الزما به معنای تایید آرا و باورهای فرد نامبرده نمیباشد.
متن کامل دفاعیه را در سایت بخوانید
https://tavaana.org/soleimani-ardestani/
#آزاداندیش #عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9
هشدار سقوط اخلاقی: در مسیر مبارزه، شبیه به آنچه با آن میجنگیم نشویم
✍️سپیده حجامی
طبق عادت روزانه گوشیام را برای مرور اخبار باز کردم، تصویر #مرجان_ساتراپی بارها در صفحهام تکرار شد. در نگاه اول تصور کردم احتمالاً جایزه جدیدی کسب کرده است. راستش ابتدا توجه چندانی نکردم و کپشنها را نخواندم؛ چرا که با برخی مواضع و مسیر هنر اعتراضی او زاویه داشتم و با نگاه سیاسیاش همعقیده نبودم. اما چند صفحه پایینتر، با این تیتر درشت مواجه شدم:
«مرجان ساتراپی درگذشت».
خبر کوتاه بود و تلخ. فارغ از تمام تفاوتهای فکری و خطمشی سیاسی، برای مرجان ساتراپی به عنوان یک زنِ هنرمند و مبارز احترام قائل بودم. او را همواره در قامت انسانی میدیدم که از حق آزادی بیان برای ابراز باورهایش بهره میبرد؛ حتی اگر آن باورها با نگرش من فرسنگها فاصله داشت. چطور میتوان فراموش کرد که او به خاطر ایران و در اعتراض به سیاستهای سازشکارانه غرب، بالاترین نشان افتخار فرانسه "لژیون دونور" را رد کرد؟ او با همین یک اقدام نشان داد که فراتر از عناوین شخصی، دغدغه وطن و مردمش را دارد و همین نگاه او برای من ارزشمند و قابل احترام بود.
اما آنچه امروز فراتر از خبر درگذشت او مرا شوکه و متأثر کرد، واکنشهای بخشی از فضای سیاسی بود. عدهای بابت درگذشت او ابراز خوشحالی کردند. دردآورتر و هولناکتر این است که این افراد، از حامیان و وابستگان به بدنه عقیدتی جمهوری اسلامی نبودند؛ اینها کسانی بودند که خود را «مخالف» این حکومت میدانند، اما با باور و خواستهای متفاوت از ساتراپی. این واکنشها یک زنگ خطر جدی و بزرگ برای همه ماست. ما باید به شدت مراقب باشیم که در مسیر مبارزه با استبداد، آرامآرام شبیه به همان چیزی نشویم که با آن میجنگیم. شادی از مرگ یک انسان، آن هم صرفاً به دلیل اختلاف نظر و سلیقه سیاسی، دقیقاً همان راه، روش و منش جمهوری اسلامی و حامیان رادیکال آن است.
حکومتی که خود عصاره تمام سیاهیها و پلیدیهای این جهان است، و جامعه را با همین شیوه "حذف، کینه و شادی از نابودی دگراندیشان" مسخ و آلوده کرده است. اگر قرار باشد در فردای آزادی، با همان خشم کور و همان بیرحمی با همسنگران و مخالفان فکری خود در جبهه اپوزیسیون، یعنی کسانی که مثل ما مخالف این حکومتند اما باور سیاسی متفاوتی دارند، مواجه شویم، عملاً شکست خوردهایم.
بسیار مهم است که امروز آگاهانه، منصفانه و با پرنسیب اخلاقی قدم برداریم، مبادا روزی چشم باز کنیم و ببینیم خود به همان موجود پلیدی تبدیل شدهایم که با آن مبارزه میکنیم.
@Tavaana_TavaanaTech
✍️سپیده حجامی
طبق عادت روزانه گوشیام را برای مرور اخبار باز کردم، تصویر #مرجان_ساتراپی بارها در صفحهام تکرار شد. در نگاه اول تصور کردم احتمالاً جایزه جدیدی کسب کرده است. راستش ابتدا توجه چندانی نکردم و کپشنها را نخواندم؛ چرا که با برخی مواضع و مسیر هنر اعتراضی او زاویه داشتم و با نگاه سیاسیاش همعقیده نبودم. اما چند صفحه پایینتر، با این تیتر درشت مواجه شدم:
«مرجان ساتراپی درگذشت».
خبر کوتاه بود و تلخ. فارغ از تمام تفاوتهای فکری و خطمشی سیاسی، برای مرجان ساتراپی به عنوان یک زنِ هنرمند و مبارز احترام قائل بودم. او را همواره در قامت انسانی میدیدم که از حق آزادی بیان برای ابراز باورهایش بهره میبرد؛ حتی اگر آن باورها با نگرش من فرسنگها فاصله داشت. چطور میتوان فراموش کرد که او به خاطر ایران و در اعتراض به سیاستهای سازشکارانه غرب، بالاترین نشان افتخار فرانسه "لژیون دونور" را رد کرد؟ او با همین یک اقدام نشان داد که فراتر از عناوین شخصی، دغدغه وطن و مردمش را دارد و همین نگاه او برای من ارزشمند و قابل احترام بود.
اما آنچه امروز فراتر از خبر درگذشت او مرا شوکه و متأثر کرد، واکنشهای بخشی از فضای سیاسی بود. عدهای بابت درگذشت او ابراز خوشحالی کردند. دردآورتر و هولناکتر این است که این افراد، از حامیان و وابستگان به بدنه عقیدتی جمهوری اسلامی نبودند؛ اینها کسانی بودند که خود را «مخالف» این حکومت میدانند، اما با باور و خواستهای متفاوت از ساتراپی. این واکنشها یک زنگ خطر جدی و بزرگ برای همه ماست. ما باید به شدت مراقب باشیم که در مسیر مبارزه با استبداد، آرامآرام شبیه به همان چیزی نشویم که با آن میجنگیم. شادی از مرگ یک انسان، آن هم صرفاً به دلیل اختلاف نظر و سلیقه سیاسی، دقیقاً همان راه، روش و منش جمهوری اسلامی و حامیان رادیکال آن است.
حکومتی که خود عصاره تمام سیاهیها و پلیدیهای این جهان است، و جامعه را با همین شیوه "حذف، کینه و شادی از نابودی دگراندیشان" مسخ و آلوده کرده است. اگر قرار باشد در فردای آزادی، با همان خشم کور و همان بیرحمی با همسنگران و مخالفان فکری خود در جبهه اپوزیسیون، یعنی کسانی که مثل ما مخالف این حکومتند اما باور سیاسی متفاوتی دارند، مواجه شویم، عملاً شکست خوردهایم.
بسیار مهم است که امروز آگاهانه، منصفانه و با پرنسیب اخلاقی قدم برداریم، مبادا روزی چشم باز کنیم و ببینیم خود به همان موجود پلیدی تبدیل شدهایم که با آن مبارزه میکنیم.
@Tavaana_TavaanaTech