نه به اعدام
بخش دوم: تاریخچه
پیام همراهان (یکی از زندانیان سیاسی سابق)
از بدو شکلگیری جوامع بشری، ضرورت تدوین قوانین مدنی و جزایی برای همزیستی میان انسانها، هرچند در ابتداییترین اشکال آن، امری اجتنابناپذیر بود. شناختهشدهترین این قوانین، «قانون حمورابی» است؛ هرچند کهنترین آنها نیست. کهنترین مجموعههای قوانین جزایی شامل قوانین اورنامو، لیپیت ایشتار و اشنونا هستند.
بسیاری از مجازاتهای مرگ از همین قوانین به نظامهای حقوقی بعدی راه یافتند و سپس در ادیان و قوانین جزایی بسیاری از جوامع متمدن، تا به امروز، تداوم پیدا کردند.
با گسترش دموکراسی و اندیشههای حقوق بشر، بسیاری از مجازاتهای خشن بهتدریج کنار گذاشته شدند یا دستکم مورد مناقشه قرار گرفتند. مهمترینِ آنها مجازات اعدام بود؛ هرچند تا رسیدن به این نقطه، راهی طولانی و دهشتناک پیموده شده بود: از گردن زدن، سنگسار، سوزاندن در آتش، مصلوب کردن، زندهبهگور کردن و چهارشقه کردن، تا طناب دار.
شدت و گستردگی این شیوههای شقاوتبار به جایی رسید که وقتی آنتوان لویی، به پیشنهاد ژوزف گیوتن، دستگاه گیوتین را طراحی کرد، اختراع او با تحسین بسیاری از روشنفکران زمان خود روبهرو شد؛ زیرا تصور میشد که این شیوه «سریع و بدون درد» است.
اما حتی در آن زمان نیز یک نکته اساسی نادیده گرفته شد: شخصِ محکوم به اعدام.
کسی که میداند در چه زمان و با چه شیوهای قرار است بمیرد و روز و شب خود را با این آگاهی سپری میکند.
کسی که از لحظه صدور حکم تا رسیدن به محل اجرای آن، هزاران بار مرگ را تجربه میکند.
کسی که ساعتها در سلول انفرادی، با هر صدای پا، نفس را در سینه حبس میکند.
کسی که حتی از داروی آرامبخش نیز محروم است و ناچار است لحظهبهلحظه آن ساعات را با تمام وجود درک کند.
و کسی که شاهد مراسم واپسین ساعات زندگی خود است و ناگزیر به شنیدن مواعظ روحانی.
از چه زمانی انسانها به خود حق دادند که اینگونه جان انسان دیگری را بگیرند؟
نمیدانم.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بخش دوم: تاریخچه
پیام همراهان (یکی از زندانیان سیاسی سابق)
از بدو شکلگیری جوامع بشری، ضرورت تدوین قوانین مدنی و جزایی برای همزیستی میان انسانها، هرچند در ابتداییترین اشکال آن، امری اجتنابناپذیر بود. شناختهشدهترین این قوانین، «قانون حمورابی» است؛ هرچند کهنترین آنها نیست. کهنترین مجموعههای قوانین جزایی شامل قوانین اورنامو، لیپیت ایشتار و اشنونا هستند.
بسیاری از مجازاتهای مرگ از همین قوانین به نظامهای حقوقی بعدی راه یافتند و سپس در ادیان و قوانین جزایی بسیاری از جوامع متمدن، تا به امروز، تداوم پیدا کردند.
با گسترش دموکراسی و اندیشههای حقوق بشر، بسیاری از مجازاتهای خشن بهتدریج کنار گذاشته شدند یا دستکم مورد مناقشه قرار گرفتند. مهمترینِ آنها مجازات اعدام بود؛ هرچند تا رسیدن به این نقطه، راهی طولانی و دهشتناک پیموده شده بود: از گردن زدن، سنگسار، سوزاندن در آتش، مصلوب کردن، زندهبهگور کردن و چهارشقه کردن، تا طناب دار.
شدت و گستردگی این شیوههای شقاوتبار به جایی رسید که وقتی آنتوان لویی، به پیشنهاد ژوزف گیوتن، دستگاه گیوتین را طراحی کرد، اختراع او با تحسین بسیاری از روشنفکران زمان خود روبهرو شد؛ زیرا تصور میشد که این شیوه «سریع و بدون درد» است.
اما حتی در آن زمان نیز یک نکته اساسی نادیده گرفته شد: شخصِ محکوم به اعدام.
کسی که میداند در چه زمان و با چه شیوهای قرار است بمیرد و روز و شب خود را با این آگاهی سپری میکند.
کسی که از لحظه صدور حکم تا رسیدن به محل اجرای آن، هزاران بار مرگ را تجربه میکند.
کسی که ساعتها در سلول انفرادی، با هر صدای پا، نفس را در سینه حبس میکند.
کسی که حتی از داروی آرامبخش نیز محروم است و ناچار است لحظهبهلحظه آن ساعات را با تمام وجود درک کند.
و کسی که شاهد مراسم واپسین ساعات زندگی خود است و ناگزیر به شنیدن مواعظ روحانی.
از چه زمانی انسانها به خود حق دادند که اینگونه جان انسان دیگری را بگیرند؟
نمیدانم.
#نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
❤5👍5🕊2