بازداشت حسین رمضانپور از ۱۹ دی؛ نگهداری در انفرادی و عدم پاسخگویی به خانواده
حسین رمضانپور، معلم و فعال صنفی، از تاریخ ۱۹ دیماه در خیابانهای بجنورد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و بنا بر پیگیریهای انجامشده، در حال حاضر در سلول انفرادی وابسته به وزارت اطلاعات (واجا) نگهداری میشود.
حسین رمضانپور پیش از این نیز بارها به دلیل فعالیتهای صنفی و مدنی خود بازداشت شده و سابقه محکومیت و تحمل زندان دارد. با وجود گذشت چندین روز از بازداشت او، همچنان هیچ اطلاعات روشنی درباره وضعیت جسمی، حقوقی و محل دقیق نگهداریاش در دست نیست.
یک منبع مطلع به توانا گفته است که آقای رمضانپور در زمان بازداشت با خودروی شخصی در خیابان حضور داشته و هیچگونه فعالیت خشونتآمیز یا غیرقانونی از سوی او گزارش نشده است.
همچنین مادر سالمند او هر روز برای پیگیری وضعیت فرزندش به دادسرا مراجعه میکند، اما تاکنون هیچ پاسخ روشنی از سوی مراجع قضایی و امنیتی دریافت نکرده است.
ادامه بازداشت در انفرادی، عدم دسترسی خانواده به اطلاعات، و بیخبری مطلق از وضعیت این معلم و فعال صنفی، مصداق بارز نقض حقوق اولیه زندانیان و نمونهای دیگر از سرکوب سیستماتیک فعالان مدنی و صنفی در ایران است.
#حسین_رمضانپور #بجنورد
@Tavaana_TavaanaTech
حسین رمضانپور، معلم و فعال صنفی، از تاریخ ۱۹ دیماه در خیابانهای بجنورد توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده و بنا بر پیگیریهای انجامشده، در حال حاضر در سلول انفرادی وابسته به وزارت اطلاعات (واجا) نگهداری میشود.
حسین رمضانپور پیش از این نیز بارها به دلیل فعالیتهای صنفی و مدنی خود بازداشت شده و سابقه محکومیت و تحمل زندان دارد. با وجود گذشت چندین روز از بازداشت او، همچنان هیچ اطلاعات روشنی درباره وضعیت جسمی، حقوقی و محل دقیق نگهداریاش در دست نیست.
یک منبع مطلع به توانا گفته است که آقای رمضانپور در زمان بازداشت با خودروی شخصی در خیابان حضور داشته و هیچگونه فعالیت خشونتآمیز یا غیرقانونی از سوی او گزارش نشده است.
همچنین مادر سالمند او هر روز برای پیگیری وضعیت فرزندش به دادسرا مراجعه میکند، اما تاکنون هیچ پاسخ روشنی از سوی مراجع قضایی و امنیتی دریافت نکرده است.
ادامه بازداشت در انفرادی، عدم دسترسی خانواده به اطلاعات، و بیخبری مطلق از وضعیت این معلم و فعال صنفی، مصداق بارز نقض حقوق اولیه زندانیان و نمونهای دیگر از سرکوب سیستماتیک فعالان مدنی و صنفی در ایران است.
#حسین_رمضانپور #بجنورد
@Tavaana_TavaanaTech
💔24🕊7❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر مزار حسین اکرامی سورکی، با نوای ترانهای مازندرانی، توأمان میرقصند و سوگواری میکنند.
«دله دیگه تنگ بونه
بیهوا دیوانه بونه
جنگ بونه…»
حسین اکرامی سورکی، ۳۸ ساله، کارگر ساختمانی و پدر دو فرزند، از معترضان ساکن سورکِ مازندران بود که در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در ساری با شلیک نیروهای سپاه مجروح شد. گلوله به پای او اصابت کرد و بهدلیل شدت جراحات، پزشکان ناچار به قطع پایش شدند. او پس از ۱۳ روز بستری در بیمارستان، بر اثر عوارض ناشی از تیراندازی جان باخت.
در اعتراض به نظمی ظالمانه که امکان زیستن را از نسل جوان سلب کرده، پیوندهای زندگی را از هم گسسته و آیندهی یک ملت را به تاریکی کشانده است، مردم ایران شیوههای تازهای برای بیان خشم و مقاومت جمعی میآفرینند. رقص بر پیکر و مزار جانباختگان، نه بیحرمتی به مرگ، بلکه کنشی آگاهانه و معنادار علیه حکومتی است که حیات را از معنا تهی کرده و مرگ را به بخشی روزمره از زندگی بدل ساخته است.
این رقص، زبان خشم فروخوردهی جامعهای است که نظم تحمیلی جمهوری اسلامی را برنمیتابد؛ نظمی که زندگی جوانان را بیارزش کرده و سرنوشت آنان را ملعبهی خشونت و سرکوب ساخته است. در این معنا، رقص بر مزار جانباختگان همزمان بزرگداشت شجاعت و ایستادگی آنان است و محکومیتی آشکار علیه ستم، تباهی و خشونت حاکم. از همین منظر بود که مجیدرضا رهنورد، معترض اعدامشده در سال ۱۴۰۱، پیش از مرگ گفت: «برای من عزاداری نکنید، قرآن نخوانید، شادی کنید و برقصید.»
امروز، جامعه ایران در دل یک مبارزهی ملی و آزادیخواهانه، هر موقعیت و هر آیین را به امکانی برای مقاومت بدل میکند. حتی سوگواری و مراسم خاکسپاری، که قرار بود نشانهی سکوت و اندوه باشد، به صحنهای برای اعتراض، یادآوری و بازپسگیری کرامت انسانی تبدیل میشود. در این کنشها، مرگ به ابزار خاموشی بدل نمیشود؛ بلکه به زبانی برای ایستادگی و به چالشی علیه نظمی تبدیل میشود که میکوشد زندگی را از معنا تهی کند.
#حسین_اکرامی_سورکی #ساری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
بر مزار حسین اکرامی سورکی، با نوای ترانهای مازندرانی، توأمان میرقصند و سوگواری میکنند.
«دله دیگه تنگ بونه
بیهوا دیوانه بونه
جنگ بونه…»
حسین اکرامی سورکی، ۳۸ ساله، کارگر ساختمانی و پدر دو فرزند، از معترضان ساکن سورکِ مازندران بود که در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه در ساری با شلیک نیروهای سپاه مجروح شد. گلوله به پای او اصابت کرد و بهدلیل شدت جراحات، پزشکان ناچار به قطع پایش شدند. او پس از ۱۳ روز بستری در بیمارستان، بر اثر عوارض ناشی از تیراندازی جان باخت.
در اعتراض به نظمی ظالمانه که امکان زیستن را از نسل جوان سلب کرده، پیوندهای زندگی را از هم گسسته و آیندهی یک ملت را به تاریکی کشانده است، مردم ایران شیوههای تازهای برای بیان خشم و مقاومت جمعی میآفرینند. رقص بر پیکر و مزار جانباختگان، نه بیحرمتی به مرگ، بلکه کنشی آگاهانه و معنادار علیه حکومتی است که حیات را از معنا تهی کرده و مرگ را به بخشی روزمره از زندگی بدل ساخته است.
این رقص، زبان خشم فروخوردهی جامعهای است که نظم تحمیلی جمهوری اسلامی را برنمیتابد؛ نظمی که زندگی جوانان را بیارزش کرده و سرنوشت آنان را ملعبهی خشونت و سرکوب ساخته است. در این معنا، رقص بر مزار جانباختگان همزمان بزرگداشت شجاعت و ایستادگی آنان است و محکومیتی آشکار علیه ستم، تباهی و خشونت حاکم. از همین منظر بود که مجیدرضا رهنورد، معترض اعدامشده در سال ۱۴۰۱، پیش از مرگ گفت: «برای من عزاداری نکنید، قرآن نخوانید، شادی کنید و برقصید.»
امروز، جامعه ایران در دل یک مبارزهی ملی و آزادیخواهانه، هر موقعیت و هر آیین را به امکانی برای مقاومت بدل میکند. حتی سوگواری و مراسم خاکسپاری، که قرار بود نشانهی سکوت و اندوه باشد، به صحنهای برای اعتراض، یادآوری و بازپسگیری کرامت انسانی تبدیل میشود. در این کنشها، مرگ به ابزار خاموشی بدل نمیشود؛ بلکه به زبانی برای ایستادگی و به چالشی علیه نظمی تبدیل میشود که میکوشد زندگی را از معنا تهی کند.
#حسین_اکرامی_سورکی #ساری #جنایت_علیه_بشریت #نه_به_جمهوری_اسلامی
@Tavaana_TavaanaTech
💔29❤7🕊7