مصطفی آلاحمد، نویسنده، فیلمساز و نقاش ایرانی، در یادداشتی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با تشریح مفهوم «نظام پساتوتالیتر» مینویسد در این مرحله، حکومت اگرچه ساختار قدرت خود را حفظ میکند، اما ایدئولوژی دیگر نقش یک باور را ندارد و صرفاً به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل میشود. او با استناد به دیدگاههای واتسلاف هاول و هانا آرنت، فرسایش ایمان به ایدئولوژی، گسترش شکاف میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم و فاصله گرفتن قدرت از مشروعیت را از مهمترین ویژگیهای این دوره برمیشمارد.
متن این یادداشت به شرح زیر است:
🔲 دوران پساتوتالیتر
مصطفا آلاحمد
نظام پساتوتالیتر، Post-totalitarian regime مرحلهای است که یک حکومت توتالیتر ساختار قدرت خود را حفظ کرده است، اما نیروی محرک آن، یعنی باور به ایدئولوژی، رو به فرسایش میرود. در این مرحله، ایدئولوژی پیش از آن که یک «باور» باشد به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل میشود. در این دوره شعارها باید تکرار شوند، اما الزاما کسی به این شعارها ایمان ندارد. در موقعیت پساتوتالیتر حتی بخشی از کارگزاران حکومت نیز مناسک و شعارهای رسمی را نه از سر اعتقاد، بلکه برای پرهیز از هزینههای شخصی و حفظ نظام تکرار میکنند. در این جا همانطور که واتسلاف هاول میگوید، نظام، سالهای طولانی زیر سقفی از دروغ به حیات خود ادامه میدهد. این حالت، نظام را به یک تئاتر ابزورد تبدیل میکند که بازیگرانش میدانند در نمایشی دروغین ایفای نقش میکنند که مخاطبی ندارد، اما صحنه را ترک نمیکنند.
در این مرحله، رهبر توتالیتر نیز به تدریج از جایگاه یک شخصیت کاریزماتیک و مقتدر فاصله میگیرد. نقش او پیش از آن که هدایتگر باشد، به یک رهبر صوری تنزل پیدا میکند. در این مرحله و همانطور که هانا آرنت میگوید بخش مهمی از تصمیمات و اداره کشور به شبکهای از نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی، قضایی و بوروکراتیک واگذار میشود؛ نهادهایی که مأموریت اصلیشان حفظ ساختار قدرت است و نه حکومتداری.
همزمان، فاصلهی میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم روز به روز عمیقتر میشود. در چنین وضعیتی، رانت، فساد و ناشایستسالاری بیش از پیش به ابزار حفظ شبکههای قدرت تبدیل میشوند.
در این شرایط، رژیم پساتوتالیتر الزاماً در آستانه فروپاشی نیست؛ اما وارد مرحلهای شده است که مهمترین سرمایه خود، یعنی ایمان به ایدئولوژی را از دست داده است. از همینجا، شکاف میان «قدرت» و «مشروعیت» آغاز میشود، شکافی که نظام را از هر زمان دیگری به فروپاشی نزدیکتر میکند.
#مصطفا_آل_احمد
#پساتوتالیتر
#post_totalitarianism
@Tavaana_TavaanaTech
متن این یادداشت به شرح زیر است:
🔲 دوران پساتوتالیتر
مصطفا آلاحمد
نظام پساتوتالیتر، Post-totalitarian regime مرحلهای است که یک حکومت توتالیتر ساختار قدرت خود را حفظ کرده است، اما نیروی محرک آن، یعنی باور به ایدئولوژی، رو به فرسایش میرود. در این مرحله، ایدئولوژی پیش از آن که یک «باور» باشد به ابزاری برای مشروعیتبخشی به قدرت تبدیل میشود. در این دوره شعارها باید تکرار شوند، اما الزاما کسی به این شعارها ایمان ندارد. در موقعیت پساتوتالیتر حتی بخشی از کارگزاران حکومت نیز مناسک و شعارهای رسمی را نه از سر اعتقاد، بلکه برای پرهیز از هزینههای شخصی و حفظ نظام تکرار میکنند. در این جا همانطور که واتسلاف هاول میگوید، نظام، سالهای طولانی زیر سقفی از دروغ به حیات خود ادامه میدهد. این حالت، نظام را به یک تئاتر ابزورد تبدیل میکند که بازیگرانش میدانند در نمایشی دروغین ایفای نقش میکنند که مخاطبی ندارد، اما صحنه را ترک نمیکنند.
در این مرحله، رهبر توتالیتر نیز به تدریج از جایگاه یک شخصیت کاریزماتیک و مقتدر فاصله میگیرد. نقش او پیش از آن که هدایتگر باشد، به یک رهبر صوری تنزل پیدا میکند. در این مرحله و همانطور که هانا آرنت میگوید بخش مهمی از تصمیمات و اداره کشور به شبکهای از نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، نظامی، قضایی و بوروکراتیک واگذار میشود؛ نهادهایی که مأموریت اصلیشان حفظ ساختار قدرت است و نه حکومتداری.
همزمان، فاصلهی میان روایت رسمی و واقعیت زندگی مردم روز به روز عمیقتر میشود. در چنین وضعیتی، رانت، فساد و ناشایستسالاری بیش از پیش به ابزار حفظ شبکههای قدرت تبدیل میشوند.
در این شرایط، رژیم پساتوتالیتر الزاماً در آستانه فروپاشی نیست؛ اما وارد مرحلهای شده است که مهمترین سرمایه خود، یعنی ایمان به ایدئولوژی را از دست داده است. از همینجا، شکاف میان «قدرت» و «مشروعیت» آغاز میشود، شکافی که نظام را از هر زمان دیگری به فروپاشی نزدیکتر میکند.
#مصطفا_آل_احمد
#پساتوتالیتر
#post_totalitarianism
@Tavaana_TavaanaTech
👍29❤2👌1