This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مارکوروبیو، وزیر امور خارجه آمریکا: تغییر رژیم در ایران باید با تصمیم و توسط مردم ایران انجام شود، نه با مداخله آمریکا
در پی حمله محدود آمریکا به سه سایت هستهای در ایران، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در بخشی از گفتوگویی رسانهای به تشریح استراتژی دولت در قبال جمهوری اسلامی پرداخت. او تأکید کرد که این عملیات یک اقدام هدفمند، محدود و بدون تلفات بوده و در جهت جلوگیری از تشدید درگیریها طراحی شده بود.
روبیو گفت: «رئیسجمهور مأموریتی مشخص تعریف کرده بود: زدن سه هدف هستهای مشخص، بدون هدف قرار دادن چهرههای رژیم، بدون تلاش برای براندازی، و بدون اشغال خاک ایران. هدف تنها برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود و این مأموریت با موفقیت انجام شد.»
او افزود که تنها ۴۸ ساعت پس از عملیات، آتشبس برقرار شد و این اقدام جسورانه نهتنها از تشدید درگیریها جلوگیری کرد، بلکه به گفته او، به پایان یافتن بحران نیز کمک کرد. به باور روبیو، این عملیات به اسرائیل امکان داد تا بگوید «اهداف عملیات محقق شدهاند.»
اما مهمترین بخش سخنان روبیو به موضع دولت آمریکا درباره «تغییر رژیم» در ایران اختصاص داشت. او با رد گمانهزنیها درباره حمایت دولت از براندازی مستقیم حکومت ایران، تصریح کرد:
«اگر رژیم ایران همچنان به خرج کردن پول برای تروریسم، تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای و ساخت موشک برای حمله به اسرائیل ادامه دهد، شاید روزی تغییر رژیم اتفاق بیفتد — اما نه از سوی ما، بلکه به دست خود مردم ایران.»
روبیو در ادامه گفت: «جهان پر از رژیمهایی است که ما دوست نداریم، اما وظیفه آمریکا این نیست که در همه جای دنیا دولت جدید سر کار بیاورد. ما تنها از منافع امنیت ملی خود دفاع میکنیم.»
او با تأکید بر اینکه فشار اقتصادی ناشی از تحریمها و انتخابهای اشتباه رژیم ایران، ممکن است به نارضایتی داخلی و تغییراتی منجر شود، تأکید کرد که «تغییر رژیم هرگز برنامه ما نبوده و نیست، و رئیسجمهور نیز هیچگاه چنین چیزی را مطرح نکرده است.»
@USABehFarsi
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
در پی حمله محدود آمریکا به سه سایت هستهای در ایران، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، در بخشی از گفتوگویی رسانهای به تشریح استراتژی دولت در قبال جمهوری اسلامی پرداخت. او تأکید کرد که این عملیات یک اقدام هدفمند، محدود و بدون تلفات بوده و در جهت جلوگیری از تشدید درگیریها طراحی شده بود.
روبیو گفت: «رئیسجمهور مأموریتی مشخص تعریف کرده بود: زدن سه هدف هستهای مشخص، بدون هدف قرار دادن چهرههای رژیم، بدون تلاش برای براندازی، و بدون اشغال خاک ایران. هدف تنها برنامه هستهای جمهوری اسلامی بود و این مأموریت با موفقیت انجام شد.»
او افزود که تنها ۴۸ ساعت پس از عملیات، آتشبس برقرار شد و این اقدام جسورانه نهتنها از تشدید درگیریها جلوگیری کرد، بلکه به گفته او، به پایان یافتن بحران نیز کمک کرد. به باور روبیو، این عملیات به اسرائیل امکان داد تا بگوید «اهداف عملیات محقق شدهاند.»
اما مهمترین بخش سخنان روبیو به موضع دولت آمریکا درباره «تغییر رژیم» در ایران اختصاص داشت. او با رد گمانهزنیها درباره حمایت دولت از براندازی مستقیم حکومت ایران، تصریح کرد:
«اگر رژیم ایران همچنان به خرج کردن پول برای تروریسم، تلاش برای دستیابی به سلاح هستهای و ساخت موشک برای حمله به اسرائیل ادامه دهد، شاید روزی تغییر رژیم اتفاق بیفتد — اما نه از سوی ما، بلکه به دست خود مردم ایران.»
روبیو در ادامه گفت: «جهان پر از رژیمهایی است که ما دوست نداریم، اما وظیفه آمریکا این نیست که در همه جای دنیا دولت جدید سر کار بیاورد. ما تنها از منافع امنیت ملی خود دفاع میکنیم.»
او با تأکید بر اینکه فشار اقتصادی ناشی از تحریمها و انتخابهای اشتباه رژیم ایران، ممکن است به نارضایتی داخلی و تغییراتی منجر شود، تأکید کرد که «تغییر رژیم هرگز برنامه ما نبوده و نیست، و رئیسجمهور نیز هیچگاه چنین چیزی را مطرح نکرده است.»
@USABehFarsi
#ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤20👎10
مطهره گونهای، فعال سیاسی، از احضار خود به دادگاه خبر داد. او در یک رشته توییت، علاوه بر دادن این خبر، نکاتی خواندنی از مقاومت و ایستادگی در خانه امن نیروهای امنیتی نوشت:
«ابلاغیه آمده که درست یک هفته دیگر باید بروم دادگاه...
پیامی برایش نیامده بود و داشتم پروندهام را چک میکردم.
دادستان هم در جلسه حضور دارد؟ نمیدانم.
"داد"...
چه واژههایی که از معنا تهی نکردهاند!
پس احتمالا مهرماه امسال هم زندان خواهم بود و اینبار سی ساله میشوم...
حالا دیگر بارها مطمئنم کردهاند که ستارهدارم و رویای دانشگاه و پوشیدن لباس دانشآموختگی را به گور میبرم...
بیخوابیام از نگرانی نیست. از خواب بد بعدازظهر است.
که باز هم کابوس جنگ میدیدم.
آشفتهحالی و آوار و بمب و صدای هواپیماهای جنگی.
خفگی و خفقان خانه امن...
روزها از امان بریدگی، آواز میخواندم.
چیزهای زیادی یادت نمیماند وقتی شب و روز به مرگ عزیزانت فکر کنی و یک پنجره مشبک زیر همکف و روبروی دیوار بلند سیمانی، بشود تنها روزنهای که امید داری آفتاب، گرچه نبینیاش، اما حتما از لابلایش میتابد.
یک روز بعد از دادن ناهار، مرغ سحر را خواندم.
به "ظلم ظالم، جور صیاد" که رسیدم، همه سلولها شروع به همخوانی کردند و پاسیارها دریچههای انفرادی را از عصبانیت بستند.
هجده تیر بود و من به خاطر نداشتم اما آنها خوب یادشان بود که چه بر سر جوانان مردم آوردهاند...
بعد از آن، بلندتر خواندم. دیگر تنها صدای خودم را میشنیدم.
اما میخندیدم. از اینکه با آنهمه هیمنه و دبدبه و کبکبه و دو در فولادی راهرو که مدام چند قفلهاش میکردند، از ما، صدای ما، فریاد ما، حتی آواز خواندن ما، آنهم در انفرادی، لرزه به جانشان میافتاد، جانم تازه میشد!
همین فکر که از بودن "ما" میهراسند، برایم کافی است. الباقی محنت روزگار است که به آدمی میرسد که البته آن هم خیر است.
یک جان چه بود؟! صدجان من است ایرانِ جان!»
ـ خانم گونهای پیشتر از طرز وحشیانه بازداشت خود، شکستن دستش از ناحیه آرنج، فحاشی ماموران، شلیک سه گلوله و اطلاع حکومت از بمباران اوین نوشته بود و تاکید کرده بود که «آنها میخواستند ما زیر آوار جنگ دفن شویم...»
#مطهره_گونه_ای #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
«ابلاغیه آمده که درست یک هفته دیگر باید بروم دادگاه...
پیامی برایش نیامده بود و داشتم پروندهام را چک میکردم.
دادستان هم در جلسه حضور دارد؟ نمیدانم.
"داد"...
چه واژههایی که از معنا تهی نکردهاند!
پس احتمالا مهرماه امسال هم زندان خواهم بود و اینبار سی ساله میشوم...
حالا دیگر بارها مطمئنم کردهاند که ستارهدارم و رویای دانشگاه و پوشیدن لباس دانشآموختگی را به گور میبرم...
بیخوابیام از نگرانی نیست. از خواب بد بعدازظهر است.
که باز هم کابوس جنگ میدیدم.
آشفتهحالی و آوار و بمب و صدای هواپیماهای جنگی.
خفگی و خفقان خانه امن...
روزها از امان بریدگی، آواز میخواندم.
چیزهای زیادی یادت نمیماند وقتی شب و روز به مرگ عزیزانت فکر کنی و یک پنجره مشبک زیر همکف و روبروی دیوار بلند سیمانی، بشود تنها روزنهای که امید داری آفتاب، گرچه نبینیاش، اما حتما از لابلایش میتابد.
یک روز بعد از دادن ناهار، مرغ سحر را خواندم.
به "ظلم ظالم، جور صیاد" که رسیدم، همه سلولها شروع به همخوانی کردند و پاسیارها دریچههای انفرادی را از عصبانیت بستند.
هجده تیر بود و من به خاطر نداشتم اما آنها خوب یادشان بود که چه بر سر جوانان مردم آوردهاند...
بعد از آن، بلندتر خواندم. دیگر تنها صدای خودم را میشنیدم.
اما میخندیدم. از اینکه با آنهمه هیمنه و دبدبه و کبکبه و دو در فولادی راهرو که مدام چند قفلهاش میکردند، از ما، صدای ما، فریاد ما، حتی آواز خواندن ما، آنهم در انفرادی، لرزه به جانشان میافتاد، جانم تازه میشد!
همین فکر که از بودن "ما" میهراسند، برایم کافی است. الباقی محنت روزگار است که به آدمی میرسد که البته آن هم خیر است.
یک جان چه بود؟! صدجان من است ایرانِ جان!»
ـ خانم گونهای پیشتر از طرز وحشیانه بازداشت خود، شکستن دستش از ناحیه آرنج، فحاشی ماموران، شلیک سه گلوله و اطلاع حکومت از بمباران اوین نوشته بود و تاکید کرده بود که «آنها میخواستند ما زیر آوار جنگ دفن شویم...»
#مطهره_گونه_ای #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهورى_اسلامى #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
🕊21💔9👍7❤5