گاهی برخی امور آنقدر عادی برایم عادی میشود که زشتیاش را در نظرمان از دست میدهد. برای مثال اینکه زنان در ایران به صرف ِ زنبودن نمیتوانند آواز بخوانند یکی از این امور است. کافی است لحظهای مکث کنیم؛ از اینکه میدانیم زنان حق ندارند آواز بخوانند فاصله بگیریم و بار دیگر این جملهی خبری را برای خودمان تکرار کنیم: «آوازخوانی #زنان در ایران ممنوع است». شاید اینبار کمی فاجعهی این گزارهی خبری بیشتر جلوهگر شود.
این زن ایرانی در متروی كنكورديا در مونترال کانادا ترانهی گوگوش را اجرا میکند:
«عشق، زخم عمیقی که هرگز خوب نمیشه عشق
یعنی تموم زندگیت تو آتیشه عشق
اشکی که داره بیاراده میریزه عشق
باغی که دیگه تا گلو تو پاییزه عشق»
برگرفته از صفحهی فیسبوک علی مختاری
#موسیقی
#آوازخوانیزنان
@Tavaana_TavaanaTech
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
این زن ایرانی در متروی كنكورديا در مونترال کانادا ترانهی گوگوش را اجرا میکند:
«عشق، زخم عمیقی که هرگز خوب نمیشه عشق
یعنی تموم زندگیت تو آتیشه عشق
اشکی که داره بیاراده میریزه عشق
باغی که دیگه تا گلو تو پاییزه عشق»
برگرفته از صفحهی فیسبوک علی مختاری
#موسیقی
#آوازخوانیزنان
@Tavaana_TavaanaTech
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇