آموزشکده توانا
51.2K subscribers
39K photos
40.9K videos
2.56K files
21.3K links
کانال رسمی «توانا؛ آموزشکده جامعه مدنی»
عكس،خبر و فيلم‌هاى خود را براى ما بفرستيد:
تلگرام:
t.me/Tavaana_Admin

📧 : info@tavaana.org
📧 : to@tavaana.org

tavaana.org

instagram.com/tavaana
twitter.com/Tavaana
facebook.com/tavaana
youtube.com/Tavaana2010
Download Telegram
دکتر هاشم موسوی، پزشک شریف و مدیر بیمارستانی در گرگان، که در جریان انقلاب مهسا به مجروحان کمک می‌کرد، درگذشت

دکتر موسوی در جریان خیزش انقلابی ۱۴۰۱ به دلیل عدم همکاری با نیروهای امنیتی در تحویل مجروحان مورد ضرب و شتم قرارگرفته بود که منجر به بستری‌شدن او در آی سی یو شد. او را بارها احضار و تهدید به بستن بیمارستان موسوی کرده بودند.

دکتر هاشم موسوی، در سال ۱۴۰۱ در مصاحبه‌هایی با رادیو فردا، درباره ابعاد سرکوب و حالات روانی نیروهای سرکوبگر افشاگری کرده بود. او همچنین در نامه‌ای ضمن شرح جریان حمله ماموران به بیمارستان و ضرب و شتم ایشان، نوشته بود:
«آقایان فراموش کرده‌اند که همین پزشکان و پرستاران و کادر درمان بودند که در تمام مدت جنگ هشت ساله چه ها کردند. فراموش کرده‌اند که در تمامی این مدت جنگ هر ساله لا اقل یک ماه بدون آنکه کوچکترین توقع مادی داشته باشیم در جبهه‌ها حاضر بودیم فراموش کرده‌اند که همین کادر درمان و بیمارستان در قائله کرونا چه فداکاری‌هایی بعمل آوردند و چه کشته‌های بیشماری دادند.

بی رحمی خشونت و بی احترامی در برخوردهای با ما و مردم بی شک عواقب و عوارض سنگینی خواهد داشت که تا فرداها ادامه پیدا خواهد کرد و برماست که نگران این عواقب باشیم و در برخورد با هم فراموش نکنیم که هموطنیم.»

دکتر موسوی، از. زندانیان دهه شصت و اهل کتابخوانی بود و در راه‌اندازی کانون دوستداران کتاب در شهر گرگان نقش داشت.

دکتر موسوی چند روز پیش در اثر بیماری سرطان درگذشت.

عزیز قاسم‌زاده، معلم و فعال مدنی، در سوگ دکتر موسوی مطلبی در کانال تلگرام خود منتشر کرده است که در پستی دیگر بازنشر خواهد شد.

#دکتر_هاشم_موسوی #هاشم_موسوی #گرگان #یاری_مدنی_توانا


@Tavaana_TavaanaTech
💔53🕊4👍31
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دکتر هاشم موسوی پزشکی که در جریان انقلاب مهسا به مجروحان کمک می‌کرد و خود مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به کلینیک او حمله با گاز اشک‌آور انجام شد، از تحویل مجروحان خودداری کرده و در خصوص رفتار وحشیانه مزدوران حکومت افشاگری کرده بود. او همچنین یک فعال سیاسی و مدنی و زندانی سیاسی سابق بود که مقالاتی از او در شبکه‌های اجتماعی باقی مانده است. آقای هاشم موسوی پزشکی خوشنام در گرگان و از مؤسسان انجمن دوستداران کتاب بود. او وصیت کرد پیکرش به دانشگاه علوم پزشکی داده شود و مراسمی در مسجد برایش برگزار نشود.

عزیز قاسم‌زاده، معلم و فعال مدنی، در سوگ دکتر موسوی مطلبی به شرح زیر منتشر کرده است:

«شانه نبود او که به مویی شکست
دانه نبود او که زمینش فشرد

گنج زری بود در این خاکدان
کو دو جهان را به جوی می‌شمرد

قالب خاکی سوی خاکی فکند
جان خرد سوی سماوات برد

جان دوم را که ندانند خلق
مغلطه گوییم به جانان سپرد.

خبر بهت آور و تأسف انگیز درگذشت دکتر سیدهاشم موسوی جراح حاذق، مرا به دریغی پر شمار و افسوسی بی امان کشید. انسان شریفی که متأسفانه سعادت نشد از نزدیک زیارتشان کنم و این حسرت همیشگی را تا همیشه باید بر دوش بکشم.
در طول بیماریم این پزشک خاص و ویژه پیوسته احوال پرس اینجانب بود و مرا با پزشکان شریفی چون دکتر مهرسای آشنا کرد. برای رفتن به بیمارستان، همه هماهنگی‌ها را تمام و کمال انجام می‌داد و لحظه به لحظه به رغم بیماری که خود داشت، تماس می‌گرفتند و مرا وامدار و شرمنده لطف سرشار خود می‌کردند. پزشکی که یک عدالت طلب تمام عیار بود و بیمار برایش یک شی و کالای تجاری نبود.
دوست شفیقی که واسطه آشنایی ما بود، امروز برایم نوشت که دکتر موسوی «هرماه یک مبلغی به من می‌داد که به خانواده‌های بیمار و نیازمند در این‌جا برسانم و هربار می‌گفت معذرت می‌خوام که کم است و هر بار می‌گفت هر بیماری می‌شناسی بگو به دوستان در آن شهر معرفی کنم.»
دکتر موسوی به معنی حقیقی کلمه، انسان را رعایت می‌کرد. فقدان او و خدمات شایانی که او به مظلومان و دردمندان به انحنای مختلف در گوشه گوشه این سرزمین به ویژه در گرگان انجام داده، درس آموز و پر از ارزش‌های والا و گوهرینی است که در این روزگار، به ندرت می‌توان این حجم از انسان دوستی بی منت و عاشقانه را در کنار پا گذاشتن روی تعلقات و مادیات، در کسی یافت. در دو ماه اخیر بارها با او تماس گرفتم یا گوشی خاموش بود و یا زنگ ممتد بی پاسخ می‌خورد. چند هفته پیش سراغ او را از دکتر مهرسای گرفتم، گفت که دکتر موسوی سخت بیمار است و وضعش خوب نیست تا اینکه دیشب ذکر خیر او را با دوست شریفی که واسطه آشنایی ما بود، پیش کشیدم. امروز برایم پیامی نوشت که متاسفانه دیشب دکتر موسوی برای همیشه ما را ترک کرده است.
جهان در نبود انسان‌های شریفی چون دکتر موسوی غریب است. در جهانی که سود و منفعت جان جهان اکثریت را در نوردیده حتی مدعیانی که برای برهم زدن این قواعد ناسازگار ذهن و عین یکسانی ندارند، فقدان دکتر موسوی ضایعه‌ای جانکاه و سترگ و جبران ناپذیر  است.

پایان این نوشته را به پیام‌های صمیمانه او پس از اخراجم از آموزش و پرورش اختصاص می‌دهم که اوج شفقت انسانی و مودت او را نشان می‌دهد. ایشان برایم نوشتند:

"بر سنگ ایستاده سلول مرگ
یاوری می‌کرد
تا زخم تازیانه دژخیم پست  را نیشخند زنم:

یادم نمی‌رود

مرگ دانه در میان خاک
مژده‌ی تولد درخت دیگری است
صاعقه اگر چه می‌زند به کوه
لاله می‌دمد ز دامنه
بر بلندی غرور ما تازیانه گو مزن 
بر بلندی غرور ما تازیانه گو  مزن
ما ز تازیانه‌تان زیان نمی‌کنیم ‌
ما ز تازیانه‌تان زیان نمی‌کنیم

شصت و یک ۲۰۹

با درود  بسیار
واقعا در این مملکت با چه دشواری باید زندگی کرد و ساخت. برای یک معلم قطع ارتباطش با شاگردانش که مثل فرزندانش هستند از هر چیزی دردناک‌تر است.
قاسم‌زاده جان، من دقیقاً موقعیتت را می‌فهمم. مرا یکبار در سال سوم رزیدنس جراحی، همین ...ولایتی حکم اخراج از بیمارستان داد که به علت اعتصابات پزشکان و پرستاران و کارگران بیمارستان و کله شقی و دیوانگی خودم بدون توجه به رأی آنان رفتم سرکار و آنها را به هیچ گرفتم؛ اما برای بار دوم چند سال بعد از دوره‌ی فوق تخصص جراحی اطفال، محروم شدم. بعدها از خدمت در ادارات دولتی محروم شدم و سر آخر پس از چند سال تدریس رایگان در دانشگاه آزاد از تدریس ولو رایگان هم محرومم کردند و من شدم بیمارستان دار. یعنی دکان‌دار و بازاری البته شرایط شما بدتر است. احتمالاً با تأسیس یک آموزشکده موسیقی هم مخالفت می‌کنند و اگر نکنند آن ارتباط با شاگردان را به‌دست می‌آوری. حتماً خودتان برنامه‌هایی مد نظر دارید. لطفا مرا هم در جریان بگذار شاید به عنوان یکی از شاگردان ثبت نام کنم.
قربانت شوم
فدایت

عزیز من فقط خواستم در ظلمی که به شما رفته در کنارت بوده باشم و بدانی در این ظلم تنها نیستی."»

#هاشم_موسوی #یاری_مدنی_توانا
1🕊32👍17