This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی که پهلوان رسول خادم از رنج کودکان بلوچ منتشر کرده است.
آرزوهای کودکان:٫
شناسنامه داشته باشم، ادامه تحصیل دهم
تختخواب داشته باشم و بخاری
رسول خادم نوشت:
«صدایی که شنیده نمی.شود …
فروردین ماه ۱۴۰۳ خورشیدی»
و البته اینها فقط صدای دو کودک است و میلیونها کودک در سرزمین ما احساس ناامنی میکنند و سختیهای زندگی آنها را غمگین کرده است.
جمهوری اسلامی اما چه کار کرده؟ جمعیت امداد دانشجویی امام علی که داوطلبان آن حامی چنین کودکانی بودند را منحل کرد، بودجه حوزههای علمیه را افزایش داد و برای مدارس طلبهها را استخدام کرد، بودجه زیادی را برای مبارزه با بیحجابی تخصیص داد و به تروریستهای منطقه نظیر حماس کمکهای فراوان کرد!
مرتبط:
گوشهای از رنجی که بلوچستان میبرد
https://tinyurl.com/yckhebp9
بیشناسنامهها؛ مردمی که شناسایی نمیشوند
https://tinyurl.com/rzak9was
#کودکان_بی_شناسنامه
#فقر_معیشتی #فقر_فساد_گرونی
#مردم_را_ببینیم
#انسانی_تر_زندگی_کنیم
#بلوچستان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
ویدیویی که پهلوان رسول خادم از رنج کودکان بلوچ منتشر کرده است.
آرزوهای کودکان:٫
شناسنامه داشته باشم، ادامه تحصیل دهم
تختخواب داشته باشم و بخاری
رسول خادم نوشت:
«صدایی که شنیده نمی.شود …
فروردین ماه ۱۴۰۳ خورشیدی»
و البته اینها فقط صدای دو کودک است و میلیونها کودک در سرزمین ما احساس ناامنی میکنند و سختیهای زندگی آنها را غمگین کرده است.
جمهوری اسلامی اما چه کار کرده؟ جمعیت امداد دانشجویی امام علی که داوطلبان آن حامی چنین کودکانی بودند را منحل کرد، بودجه حوزههای علمیه را افزایش داد و برای مدارس طلبهها را استخدام کرد، بودجه زیادی را برای مبارزه با بیحجابی تخصیص داد و به تروریستهای منطقه نظیر حماس کمکهای فراوان کرد!
مرتبط:
گوشهای از رنجی که بلوچستان میبرد
https://tinyurl.com/yckhebp9
بیشناسنامهها؛ مردمی که شناسایی نمیشوند
https://tinyurl.com/rzak9was
#کودکان_بی_شناسنامه
#فقر_معیشتی #فقر_فساد_گرونی
#مردم_را_ببینیم
#انسانی_تر_زندگی_کنیم
#بلوچستان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔52👍5❤4
حمله به زهره صیادی، فعال مدنی مدافع بیشناسنامهها؛ بازگشت سیاستهای خشونت و رد مرز در سیستان و بلوچستان
روایت یک معلم از بازگشت سیاستهای رد مرز و خشونت در سیستان و بلوچستان
یک معلم که شاهد عینی یکی از تجمعات اخیر در سیستان و بلوچستان بوده، از برخورد خشونتآمیز با زهره صیادی ـ فعال مدنی شناختهشده در زمینهی دفاع از حقوق شهروندان بیشناسنامه ـ و همزمان از شدت گرفتن فشارها بر خانوادههای فاقد مدارک هویتی خبر میدهد.
او میگوید:
«من همان روز آنجا بودم. ما برای پیگیری وضعیت چند خانواده بیشناسنامه آمده بودیم. ناگهان مردی با لحن تند و خشمگین به او نزدیک شد و گفت “به تو مربوط نیست”، بعد درگیری پیش آمد و او را با مشت زد و دهان خانم صیادی در از خون شد. صحنهای تلخ و ناباورانه بود؛ کسی که سالها برای حق تحصیل کودکان بیشناسنامه تلاش کرده، حالا خودش هدف خشونت قرار گرفته بود.»
این معلم میگوید که در سالهای گذشته، تلاشهای فعالان مدنی باعث شده بود بازداشت و «رد مرز» خانوادههای فاقد شناسنامه متوقف شود و حتی کودکان بتوانند با دریافت کد آموزشی وارد مدرسه شوند. اما حالا همهچیز در حال بازگشت به نقطهی صفر است:
«بعد از جمعهی خونین زاهدان، فضا بهکلی تغییر کرده. از بازداشتهای خانوادگی تا تهدید فعالان محلی... همه چیز دوباره دارد به دوران ترس و سکوت برمیگردد.»
بازداشتهای خانوادگی و رنج بیصداها
او از بازداشت جمعی ساکنان یک روستا در نزدیکی خاش خبر میدهد:
«حدود یک هفته پیش، خانوادههای کامل را بردند، زنها، بچهها، مردها. هیچ تفکیکی بین کودک و بزرگسال نبود. مأموران انگار مأمور اجرای خشم بودند، نه قانون. هنوز هم نمیدانیم بسیاری از آنها کجا هستند.»
به گفتهی این معلم، تلاشهای بیوقفهی سالهای گذشته پس از تجمع مردم بیشناسنامه مقابل مجلس در سال ۱۳۹۵ باعث شده بود روند صدور شناسنامه برای هزاران نفر آغاز شود. اما او با تأسف میگوید:
«همهی آن امیدها دارد از بین میرود. دیگر کسی جوابگو نیست. پروندهها متوقف شدهاند، بازداشتها زیاد شده و حتی کسانی که برای دفاع از بیصداها سخن میگویند، هدف خشونت قرار میگیرند.»
این شاهد عینی تأکید میکند که موضوع فراتر از یک درگیری شخصی است:
«آن مشت فقط یک لحظه بود، اما معنایش خیلی بزرگتر است. معنایش این است که در این کشور حتی دفاع از محرومان هم مجازات دارد. معنایش این است که ستم دارد عادی میشود.»
این معلم که از نزدیک با خانوادههای بیشناسنامه کار کرده، با اندوه میگوید:
«خانم زهره صیادی درد کشید، اما فراموش نکنیم که درد بزرگتر، درد آن مردمان بینام است. حالا همهی ما باید کنار آنها بایستیم تا از سرزمینشان بیرون نرانده شوند. این فقط دفاع از چند خانواده نیست؛ دفاع از انسان است. ما کنار خانم صیادی میایستیم و از کودکان دفاع میکنیم»
ـ عکس زهره صیادی، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق، در یکی از تجمعات اعتراضی
برای آشنایی با زهره صیادی، خوب است نامه دو سال پیش نرگس محمدی در مورد او را که با وجود ابتلا به بیماری سرطان در زندان بود، بخوانید:
«۸ مرداد "زن"ی وارد بند شد. نامش را شنیده بودم . "زن"ی از "زاهدان"رنج کشیده مظلوممان، از" شهر خدانور"، آمده بود. زهره صیادی، "زن"ی که برای کودکان بیشناسنامه که حکایتشان درد است، برای کودکان کار که کودکیشان رنج است، برای کودکان بیسواد که آیندهشان تاریک است، چون دختر ۵ ساله زیبای خودش، "مادر"ی کرده بود و طی ۱۰ سال فعالیت بی وقفه، ۱۰ بار بازداشت شده و حالا برای تحمل یک سال حبس پا به زندان" زنان" میگذاشت.....»
بیشتر بخوانید:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/73638
#زهره_صیادی #کودکان_بی_شناسنامه #سیستان_و_بلوچستان #بلوچستان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
روایت یک معلم از بازگشت سیاستهای رد مرز و خشونت در سیستان و بلوچستان
یک معلم که شاهد عینی یکی از تجمعات اخیر در سیستان و بلوچستان بوده، از برخورد خشونتآمیز با زهره صیادی ـ فعال مدنی شناختهشده در زمینهی دفاع از حقوق شهروندان بیشناسنامه ـ و همزمان از شدت گرفتن فشارها بر خانوادههای فاقد مدارک هویتی خبر میدهد.
او میگوید:
«من همان روز آنجا بودم. ما برای پیگیری وضعیت چند خانواده بیشناسنامه آمده بودیم. ناگهان مردی با لحن تند و خشمگین به او نزدیک شد و گفت “به تو مربوط نیست”، بعد درگیری پیش آمد و او را با مشت زد و دهان خانم صیادی در از خون شد. صحنهای تلخ و ناباورانه بود؛ کسی که سالها برای حق تحصیل کودکان بیشناسنامه تلاش کرده، حالا خودش هدف خشونت قرار گرفته بود.»
این معلم میگوید که در سالهای گذشته، تلاشهای فعالان مدنی باعث شده بود بازداشت و «رد مرز» خانوادههای فاقد شناسنامه متوقف شود و حتی کودکان بتوانند با دریافت کد آموزشی وارد مدرسه شوند. اما حالا همهچیز در حال بازگشت به نقطهی صفر است:
«بعد از جمعهی خونین زاهدان، فضا بهکلی تغییر کرده. از بازداشتهای خانوادگی تا تهدید فعالان محلی... همه چیز دوباره دارد به دوران ترس و سکوت برمیگردد.»
بازداشتهای خانوادگی و رنج بیصداها
او از بازداشت جمعی ساکنان یک روستا در نزدیکی خاش خبر میدهد:
«حدود یک هفته پیش، خانوادههای کامل را بردند، زنها، بچهها، مردها. هیچ تفکیکی بین کودک و بزرگسال نبود. مأموران انگار مأمور اجرای خشم بودند، نه قانون. هنوز هم نمیدانیم بسیاری از آنها کجا هستند.»
به گفتهی این معلم، تلاشهای بیوقفهی سالهای گذشته پس از تجمع مردم بیشناسنامه مقابل مجلس در سال ۱۳۹۵ باعث شده بود روند صدور شناسنامه برای هزاران نفر آغاز شود. اما او با تأسف میگوید:
«همهی آن امیدها دارد از بین میرود. دیگر کسی جوابگو نیست. پروندهها متوقف شدهاند، بازداشتها زیاد شده و حتی کسانی که برای دفاع از بیصداها سخن میگویند، هدف خشونت قرار میگیرند.»
این شاهد عینی تأکید میکند که موضوع فراتر از یک درگیری شخصی است:
«آن مشت فقط یک لحظه بود، اما معنایش خیلی بزرگتر است. معنایش این است که در این کشور حتی دفاع از محرومان هم مجازات دارد. معنایش این است که ستم دارد عادی میشود.»
این معلم که از نزدیک با خانوادههای بیشناسنامه کار کرده، با اندوه میگوید:
«خانم زهره صیادی درد کشید، اما فراموش نکنیم که درد بزرگتر، درد آن مردمان بینام است. حالا همهی ما باید کنار آنها بایستیم تا از سرزمینشان بیرون نرانده شوند. این فقط دفاع از چند خانواده نیست؛ دفاع از انسان است. ما کنار خانم صیادی میایستیم و از کودکان دفاع میکنیم»
ـ عکس زهره صیادی، فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق، در یکی از تجمعات اعتراضی
برای آشنایی با زهره صیادی، خوب است نامه دو سال پیش نرگس محمدی در مورد او را که با وجود ابتلا به بیماری سرطان در زندان بود، بخوانید:
«۸ مرداد "زن"ی وارد بند شد. نامش را شنیده بودم . "زن"ی از "زاهدان"رنج کشیده مظلوممان، از" شهر خدانور"، آمده بود. زهره صیادی، "زن"ی که برای کودکان بیشناسنامه که حکایتشان درد است، برای کودکان کار که کودکیشان رنج است، برای کودکان بیسواد که آیندهشان تاریک است، چون دختر ۵ ساله زیبای خودش، "مادر"ی کرده بود و طی ۱۰ سال فعالیت بی وقفه، ۱۰ بار بازداشت شده و حالا برای تحمل یک سال حبس پا به زندان" زنان" میگذاشت.....»
بیشتر بخوانید:
https://t.me/Tavaana_TavaanaTech/73638
#زهره_صیادی #کودکان_بی_شناسنامه #سیستان_و_بلوچستان #بلوچستان #یاری_مدنی_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
💔32❤3👍1