قیمت بنزین سوپر داخلی اعلام شد
هر لیتر ۱۰۳ هزار تومان
مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران از آغاز عرضه بنزین سوپر تولید داخل در ۵۰ جایگاه منتخب کشور با قیمت هر لیتر ۱۰۳ هزار تومان خبر داد.
کرامت ویسکرمی با اعلام این خبر گفت در چارچوب سیاست دولت برای تولید و توزیع بنزین سوپر داخلی، قرارداد تأمین این فرآورده با ۵۰ جایگاه سوخت در نقاط مختلف کشور منعقد شده است. بر اساس این طرح، جایگاههای منتخب بنزین سوپر را بهصورت مستقیم از پالایشگاه ستاره خلیج فارس دریافت خواهند کرد.
وی افزود قیمت عرضه بنزین سوپر داخلی در محل جایگاه ۱۰۳ هزار تومان به ازای هر لیتر تعیین شده و بخشی از هزینههای اجرای این طرح نیز از سوی دولت تأمین میشود. اولویت عرضه این نوع بنزین با استانهایی است که کارت سوخت جایگاههای آنها حذف شده است.
مدیرعامل شرکت ملی پخش همچنین از کاهش سهم کارتهای اضطراری جایگاهها در سوختگیری خبر داد و اعلام کرد این سهم که پیشتر بیش از ۴۰ درصد بود، اکنون به حدود ۲۵ درصد رسیده است. به گفته وی، افزایش استفاده از کارت سوخت شخصی با هدف مدیریت مصرف، ثبت دقیقتر اطلاعات سوختگیری و کاهش نیاز به واردات بنزین دنبال میشود.
عرضه بنزین سوپر داخلی با نرخ ۱۰۳ هزار تومان در حالی آغاز میشود که طی هفتههای اخیر موضوع حذف تدریجی کارتهای اضطراری جایگاهها و الزام استفاده بیشتر از کارت سوخت شخصی، به یکی از مهمترین مباحث حوزه سوخت کشور تبدیل شده است.
#بنزین #تورم #فقر #گرانی
@Tavaana_TavaanaTech
هر لیتر ۱۰۳ هزار تومان
مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی ایران از آغاز عرضه بنزین سوپر تولید داخل در ۵۰ جایگاه منتخب کشور با قیمت هر لیتر ۱۰۳ هزار تومان خبر داد.
کرامت ویسکرمی با اعلام این خبر گفت در چارچوب سیاست دولت برای تولید و توزیع بنزین سوپر داخلی، قرارداد تأمین این فرآورده با ۵۰ جایگاه سوخت در نقاط مختلف کشور منعقد شده است. بر اساس این طرح، جایگاههای منتخب بنزین سوپر را بهصورت مستقیم از پالایشگاه ستاره خلیج فارس دریافت خواهند کرد.
وی افزود قیمت عرضه بنزین سوپر داخلی در محل جایگاه ۱۰۳ هزار تومان به ازای هر لیتر تعیین شده و بخشی از هزینههای اجرای این طرح نیز از سوی دولت تأمین میشود. اولویت عرضه این نوع بنزین با استانهایی است که کارت سوخت جایگاههای آنها حذف شده است.
مدیرعامل شرکت ملی پخش همچنین از کاهش سهم کارتهای اضطراری جایگاهها در سوختگیری خبر داد و اعلام کرد این سهم که پیشتر بیش از ۴۰ درصد بود، اکنون به حدود ۲۵ درصد رسیده است. به گفته وی، افزایش استفاده از کارت سوخت شخصی با هدف مدیریت مصرف، ثبت دقیقتر اطلاعات سوختگیری و کاهش نیاز به واردات بنزین دنبال میشود.
عرضه بنزین سوپر داخلی با نرخ ۱۰۳ هزار تومان در حالی آغاز میشود که طی هفتههای اخیر موضوع حذف تدریجی کارتهای اضطراری جایگاهها و الزام استفاده بیشتر از کارت سوخت شخصی، به یکی از مهمترین مباحث حوزه سوخت کشور تبدیل شده است.
#بنزین #تورم #فقر #گرانی
@Tavaana_TavaanaTech
💔11❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روز گذشته زادروز جاویدنام کیارش صفری بود، دوستانش و خانوادهاش بر سر مزارش تولدش را جشن گرفتند.
کیارش صفری، جوان ۲۶ ساله اصفهانی، هنگام دفاع از دو دختر معترض با شلیک نیروهای سرکوب کشته شد
کیارش صفری، جوان ۲۶ ساله اهل اصفهان، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، هنگامی که برای جلوگیری از ضربوشتم دو دختر معترض مداخله کرد، هدف شلیک مستقیم یکی از نیروهای سرکوب قرار گرفت و جان باخت. خانواده او پس از یک هفته جستوجو، پیکرش را در میان جانباختگان منتقلشده به باغ رضوان اصفهان پیدا کردند.
به گفته یکی از نزدیکان کیارش صفری، این جوان در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در محدوده خیابان آلمحمد اصفهان شاهد ضربوشتم دو دختر توسط نیروهای سرکوب بود. مأموران این دو دختر را کتک میزدند و موهایشان را میکشیدند که کیارش برای جلوگیری از ادامه خشونت به کمک آنان رفت.
این منبع مطلع میگوید در همان لحظه، یکی از مأموران با بیرون کشیدن سلاح کمری، از ناحیه کشاله ران و اندام تناسلی به کیارش شلیک کرد.
به گفته این فرد نزدیک به خانواده، پس از این واقعه، خانواده کیارش به مدت یک هفته هیچ اطلاعی از سرنوشت او نداشتند و برای یافتنش به بیمارستانها و کلانتریهای مختلف مراجعه کردند، اما تلاشهایشان بینتیجه ماند.
سرانجام پس از حدود یک هفته، خانواده پیکر کیارش را در میان دیگر پیکرهای جانباختگان در باغ رضوان اصفهان شناسایی کردند.
این منبع همچنین اعلام کرده است که برای تحویل پیکر کیارش صفری، مبلغ دو میلیارد تومان از خانواده او دریافت شده است. به گفته وی، این مبلغ با عنوان «پول تیر» از خانواده مطالبه شده بود.
کیارش صفری مجرد بود و در اصفهان مغازه فروش رینگ و لاستیک خودرو داشت.
یکی از نزدیکان او در توصیف وضعیت خانواده و دوستان کیارش پس از کشتهشدن کیارش گفته است: «دستمون به جایی بند نیست، دلمون خونه.»
@Tavaana_TavaanaTech
کیارش صفری، جوان ۲۶ ساله اصفهانی، هنگام دفاع از دو دختر معترض با شلیک نیروهای سرکوب کشته شد
کیارش صفری، جوان ۲۶ ساله اهل اصفهان، در جریان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، هنگامی که برای جلوگیری از ضربوشتم دو دختر معترض مداخله کرد، هدف شلیک مستقیم یکی از نیروهای سرکوب قرار گرفت و جان باخت. خانواده او پس از یک هفته جستوجو، پیکرش را در میان جانباختگان منتقلشده به باغ رضوان اصفهان پیدا کردند.
به گفته یکی از نزدیکان کیارش صفری، این جوان در جریان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در محدوده خیابان آلمحمد اصفهان شاهد ضربوشتم دو دختر توسط نیروهای سرکوب بود. مأموران این دو دختر را کتک میزدند و موهایشان را میکشیدند که کیارش برای جلوگیری از ادامه خشونت به کمک آنان رفت.
این منبع مطلع میگوید در همان لحظه، یکی از مأموران با بیرون کشیدن سلاح کمری، از ناحیه کشاله ران و اندام تناسلی به کیارش شلیک کرد.
به گفته این فرد نزدیک به خانواده، پس از این واقعه، خانواده کیارش به مدت یک هفته هیچ اطلاعی از سرنوشت او نداشتند و برای یافتنش به بیمارستانها و کلانتریهای مختلف مراجعه کردند، اما تلاشهایشان بینتیجه ماند.
سرانجام پس از حدود یک هفته، خانواده پیکر کیارش را در میان دیگر پیکرهای جانباختگان در باغ رضوان اصفهان شناسایی کردند.
این منبع همچنین اعلام کرده است که برای تحویل پیکر کیارش صفری، مبلغ دو میلیارد تومان از خانواده او دریافت شده است. به گفته وی، این مبلغ با عنوان «پول تیر» از خانواده مطالبه شده بود.
کیارش صفری مجرد بود و در اصفهان مغازه فروش رینگ و لاستیک خودرو داشت.
یکی از نزدیکان او در توصیف وضعیت خانواده و دوستان کیارش پس از کشتهشدن کیارش گفته است: «دستمون به جایی بند نیست، دلمون خونه.»
@Tavaana_TavaanaTech
💔25🕊4❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آخرین پیام محمدرضا آهنگر:
میروم برای آزادی میهنم و برای مهاجرت نکردن مردمم تلاش کنم
جاویدنام محمدرضا آهنگر روز ۱۸ دیماه با شلیک گلوله کشته شد. یکی از بستگانش درباره لحظه جانباختن او گفته است: محمدرضا و دوستانش دست یکدیگر را گرفته بودند تا در میان جمعیت گم نشوند؛ اما ناگهان یکی از دوستانش متوجه شد دست او شل شده است. همان لحظه مشخص شد که گلولهای به شقیقه محمدرضا اصابت کرده است.
مادر محمدرضا با انتشار ویدیویی از او نوشت:
«پسررررر قشنگممممم
آخرین جملهای که از تو به یادگار ماند
و تمام جهان آن را شنیدند،
ویس آخرت بود
که گفتی:
برم برای آزادی میهنم…»
◾️در سایه سانسور و بایکوت خبری کشتهشدگان اعتراضات توسط رسانههای داخلی، خانوادههای داغدار خود روایتگر رنج و دادخواهیشان شدهاند. آنها با انتشار تصاویر و روایتهایشان در شبکههای اجتماعی تلاش میکنند سکوت تحمیلشده را بشکنند، حقیقت را به گوش مردم برسانند و نگذارند نام عزیزانشان و خواست عدالت به فراموشی سپرده شود.
#محمدرضا_آهنگر
💸 tavaanatech
میروم برای آزادی میهنم و برای مهاجرت نکردن مردمم تلاش کنم
جاویدنام محمدرضا آهنگر روز ۱۸ دیماه با شلیک گلوله کشته شد. یکی از بستگانش درباره لحظه جانباختن او گفته است: محمدرضا و دوستانش دست یکدیگر را گرفته بودند تا در میان جمعیت گم نشوند؛ اما ناگهان یکی از دوستانش متوجه شد دست او شل شده است. همان لحظه مشخص شد که گلولهای به شقیقه محمدرضا اصابت کرده است.
مادر محمدرضا با انتشار ویدیویی از او نوشت:
«پسررررر قشنگممممم
آخرین جملهای که از تو به یادگار ماند
و تمام جهان آن را شنیدند،
ویس آخرت بود
که گفتی:
برم برای آزادی میهنم…»
◾️در سایه سانسور و بایکوت خبری کشتهشدگان اعتراضات توسط رسانههای داخلی، خانوادههای داغدار خود روایتگر رنج و دادخواهیشان شدهاند. آنها با انتشار تصاویر و روایتهایشان در شبکههای اجتماعی تلاش میکنند سکوت تحمیلشده را بشکنند، حقیقت را به گوش مردم برسانند و نگذارند نام عزیزانشان و خواست عدالت به فراموشی سپرده شود.
#محمدرضا_آهنگر
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔19🕊13❤4
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
صدور کیفرخواست علیه سعید شکیبا با اتهام حمایت از اسرائیل پس از تقلید صدای علی خامنهای
قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز یکشنبه سوم آبان از صدور کیفرخواست علیه سعید شکیبا، دوبلور و طنزپرداز ایرانی، خبر داد؛ هنرمندی که انتشار یک ویدیوی طنز با تقلید صدای علی خامنهای، برای او پرونده قضایی به همراه داشت.
بر اساس اعلام مرکز رسانه قوه قضاییه، اتهامهای مطرحشده علیه شکیبا شامل «اقدام آگاهانه در تایید اسرائیل در فضای مجازی»، «اهانت» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق سیاهنمایی و حمایت از خاندان پهلوی» است. این اتهامها در حالی مطرح شدهاند که پرونده او پس از انتشار محتوای طنز در اینستاگرام تشکیل شد.
ماجرا از ۲۱ مهرماه آغاز شد؛ زمانی که شکیبا ویدیویی با تقلید صدای خامنهای منتشر کرد. کمتر از ۲۴ ساعت بعد، قوه قضاییه از تشکیل پرونده علیه او خبر داد. در ادامه نیز تمامی پستهای صفحه اینستاگرام این هنرمند حذف و اطلاعیهای با نشان پلیس جمهوری اسلامی جایگزین آنها شد.
اکنون با صدور کیفرخواست، پرونده این طنزپرداز برای رسیدگی به دادگاه فرستاده شده است.
💸 tavaanatech
قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز یکشنبه سوم آبان از صدور کیفرخواست علیه سعید شکیبا، دوبلور و طنزپرداز ایرانی، خبر داد؛ هنرمندی که انتشار یک ویدیوی طنز با تقلید صدای علی خامنهای، برای او پرونده قضایی به همراه داشت.
بر اساس اعلام مرکز رسانه قوه قضاییه، اتهامهای مطرحشده علیه شکیبا شامل «اقدام آگاهانه در تایید اسرائیل در فضای مجازی»، «اهانت» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق سیاهنمایی و حمایت از خاندان پهلوی» است. این اتهامها در حالی مطرح شدهاند که پرونده او پس از انتشار محتوای طنز در اینستاگرام تشکیل شد.
ماجرا از ۲۱ مهرماه آغاز شد؛ زمانی که شکیبا ویدیویی با تقلید صدای خامنهای منتشر کرد. کمتر از ۲۴ ساعت بعد، قوه قضاییه از تشکیل پرونده علیه او خبر داد. در ادامه نیز تمامی پستهای صفحه اینستاگرام این هنرمند حذف و اطلاعیهای با نشان پلیس جمهوری اسلامی جایگزین آنها شد.
اکنون با صدور کیفرخواست، پرونده این طنزپرداز برای رسیدگی به دادگاه فرستاده شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔17🕊16😍1
Forwarded from گفتوشنود
گفتوگو
جایی که حقیقت ساخته میشود
تصور کن در جامعهای زندگی میکنی که میتوانی هر چیزی را «فکر کنی»، اما نمیتوانی آن را با کسی در میان بگذاری. نه بهخاطر اینکه حرفی برای گفتن نداری، بلکه چون مطمئن نیستی شنیده میشوی، یا میترسی از پیامد گفتنش.
این وضعیت، چیزی فراتر از یک ناراحتی شخصی است؛ به گفته متفکران سیاسی، این دقیقا جایی است که یک جامعه از «زیستن در حقیقت» فاصله میگیرد.
یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در نظریه معروف خود به نام «کنش ارتباطی» (Communicative Action) که در دهه ۱۹۸۰ منتشر شد، استدلال کرد حقیقت و اجماع جمعی، چیزی نیست که از پیش وجود داشته باشد و فقط کشف شود؛ بلکه از دل گفتوگوی آزاد، برابر و بدون اجبار بین افراد شکل میگیرد.
از نگاه او، وقتی مجرای گفتوگو بسته میشود، نهفقط اطلاعات، بلکه امکان ساختن حقیقت مشترک هم از بین میرود.
واتسلاو هاول، نمایشنامهنویس و متفکر چک، در مقاله تأثیرگذار «قدرت بیقدرتان» (۱۹۷۸) نکتهای ظریفتر اضافه کرد: او نشان داد وقتی گفتوگوی راستین امکانپذیر نباشد، آدمها کمکم حتی با خودشان هم صادق نمیمانند؛ به زبان قدرت فکر میکنند، نه به زبان خودشان.
هاول این حالت را «زیستن در دروغ» نامید، در برابر «زیستن در حقیقت» که فقط از طریق گفتوگوی واقعی ممکن است.
این یافتهها یک نکته ساده اما بنیادین را نشان میدهند: گفتوگو فقط ابزار تبادل اطلاعات نیست؛ شرط لازم برای این است که انسانها بتوانند خودشان باقی بمانند و واقعیتی مشترک بسازند، نه واقعیتی تحمیلی.
دفعه بعد که در جمعی حس کردی حرفت را نمیزنی نه چون حرفی نداری، بلکه چون مطمئن نیستی شنیده میشوی از خودت بپرس: این سکوت، چه چیزی را از خودم و از جمع میگیرد؟
#گفتگو #کنش_ارتباطی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جایی که حقیقت ساخته میشود
تصور کن در جامعهای زندگی میکنی که میتوانی هر چیزی را «فکر کنی»، اما نمیتوانی آن را با کسی در میان بگذاری. نه بهخاطر اینکه حرفی برای گفتن نداری، بلکه چون مطمئن نیستی شنیده میشوی، یا میترسی از پیامد گفتنش.
این وضعیت، چیزی فراتر از یک ناراحتی شخصی است؛ به گفته متفکران سیاسی، این دقیقا جایی است که یک جامعه از «زیستن در حقیقت» فاصله میگیرد.
یورگن هابرماس، فیلسوف آلمانی، در نظریه معروف خود به نام «کنش ارتباطی» (Communicative Action) که در دهه ۱۹۸۰ منتشر شد، استدلال کرد حقیقت و اجماع جمعی، چیزی نیست که از پیش وجود داشته باشد و فقط کشف شود؛ بلکه از دل گفتوگوی آزاد، برابر و بدون اجبار بین افراد شکل میگیرد.
از نگاه او، وقتی مجرای گفتوگو بسته میشود، نهفقط اطلاعات، بلکه امکان ساختن حقیقت مشترک هم از بین میرود.
واتسلاو هاول، نمایشنامهنویس و متفکر چک، در مقاله تأثیرگذار «قدرت بیقدرتان» (۱۹۷۸) نکتهای ظریفتر اضافه کرد: او نشان داد وقتی گفتوگوی راستین امکانپذیر نباشد، آدمها کمکم حتی با خودشان هم صادق نمیمانند؛ به زبان قدرت فکر میکنند، نه به زبان خودشان.
هاول این حالت را «زیستن در دروغ» نامید، در برابر «زیستن در حقیقت» که فقط از طریق گفتوگوی واقعی ممکن است.
این یافتهها یک نکته ساده اما بنیادین را نشان میدهند: گفتوگو فقط ابزار تبادل اطلاعات نیست؛ شرط لازم برای این است که انسانها بتوانند خودشان باقی بمانند و واقعیتی مشترک بسازند، نه واقعیتی تحمیلی.
دفعه بعد که در جمعی حس کردی حرفت را نمیزنی نه چون حرفی نداری، بلکه چون مطمئن نیستی شنیده میشوی از خودت بپرس: این سکوت، چه چیزی را از خودم و از جمع میگیرد؟
#گفتگو #کنش_ارتباطی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍10👌1
بازگشت ماریا کورینا ماچادو به ونزوئلا و امید به بازگشت تمام ایرانیان به کشور
ماریا کورینا ماچادو، رهبر برجسته اپوزیسیون ونزوئلا و برنده جایزه صلح نوبل، پس از ۱۰ ماه تبعید اجباری بار دیگر به کشورش بازگشت. او که مهندس صنعتی، نماینده سابق پارلمان و از چهرههای اصلی مبارزه با استبداد در ونزوئلا است، به دلیل ایستادگی در برابر سرکوب سیاسی و پیشبرد مبارزات مسالمتآمیز شناخته میشود. ماچادو با انتشار پیامی تاکید کرد که برای ایستادن در کنار مردم و پیگیری روند دموکراسی به کشورش بازگشته است؛ حضوری که با استقبال پرشور شهروندان ونزوئلایی روبهرو شد.
تجربه ونزوئلا و امکان بازگشت چهرههای مخالف به خاک وطن، برای جامعه ایران که دهههاست با بحران عمیق مهاجرت اجباری و تبعید سیاسی دستوپنجعه نرم میکند، واجد پیامهای مهمی است.
در ساختارهای استبدادی، تبعید همواره ابزاری برای تهی ساختن جامعه از نخبگان و بیصدا کردن معترضان بوده است.
نظام جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه، با اعمال سرکوب ساختاری، جرمانگاری فعالیتهای عقیدتی و سیاسی، و ایجاد فضای رعب و تبعیض مذهبی، میلیونها ایرانی از روزنامهنگاران، فعالان سیاسی و مدنی گرفته تا پیروان اقلیتهای مذهبی و دگراندیشان را مجبور به ترک وطن کرده است
.
تفاوت اصلی در شرایط کنونی، نبود تضمینهای حقوقی و ساختار مستقل قضایی در ایران است که حق اولیه بازگشت را برای مخالفان جمهوری اسلامی به خطری حتمی برای بازداشت و حتی خطر اعدام بدل میسازد.
با این حال، تحولات بینالمللی و پویاییهای جنبشهای مدنی نشان میدهد که ایستادگی جامعه مدنی و فشارهای دادخواهانه میتواند موازنه قدرت را به نفع بازگشت آزادانه تغییر دهد.
بازگشت ماریا کورینا ماچادو به ونزوئلا پس از تبعید، بارقه امیدی تازه را در دل ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی زنده کرده است. این رویداد، پایداری حق بازگشت به وطن را پررنگتر از همیشه در وجدان جمعی تبعیدیان بازتعریف میکند؛ امیدی ریشهدار مبنی بر اینکه شرایط سیاسی در ایران نیز به گونهای تغییر کند که تمام ایرانیان دور از وطن که به دلیل باورها، فعالیتهای سیاسی و مذهبی یا ابراز عقیده از زیستن در سرزمین خود محروم شدهاند، بتوانند بدون بیم از سرکوب، زندان و تعقیب قضایی، آزادانه و سرسربلند به آغوش میهن بازگردند.
#ونزوئلا #ماچادو #تبعید_سیاسی #حق_بازگشت #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
ماریا کورینا ماچادو، رهبر برجسته اپوزیسیون ونزوئلا و برنده جایزه صلح نوبل، پس از ۱۰ ماه تبعید اجباری بار دیگر به کشورش بازگشت. او که مهندس صنعتی، نماینده سابق پارلمان و از چهرههای اصلی مبارزه با استبداد در ونزوئلا است، به دلیل ایستادگی در برابر سرکوب سیاسی و پیشبرد مبارزات مسالمتآمیز شناخته میشود. ماچادو با انتشار پیامی تاکید کرد که برای ایستادن در کنار مردم و پیگیری روند دموکراسی به کشورش بازگشته است؛ حضوری که با استقبال پرشور شهروندان ونزوئلایی روبهرو شد.
تجربه ونزوئلا و امکان بازگشت چهرههای مخالف به خاک وطن، برای جامعه ایران که دهههاست با بحران عمیق مهاجرت اجباری و تبعید سیاسی دستوپنجعه نرم میکند، واجد پیامهای مهمی است.
در ساختارهای استبدادی، تبعید همواره ابزاری برای تهی ساختن جامعه از نخبگان و بیصدا کردن معترضان بوده است.
نظام جمهوری اسلامی در طول بیش از چهار دهه، با اعمال سرکوب ساختاری، جرمانگاری فعالیتهای عقیدتی و سیاسی، و ایجاد فضای رعب و تبعیض مذهبی، میلیونها ایرانی از روزنامهنگاران، فعالان سیاسی و مدنی گرفته تا پیروان اقلیتهای مذهبی و دگراندیشان را مجبور به ترک وطن کرده است
.
تفاوت اصلی در شرایط کنونی، نبود تضمینهای حقوقی و ساختار مستقل قضایی در ایران است که حق اولیه بازگشت را برای مخالفان جمهوری اسلامی به خطری حتمی برای بازداشت و حتی خطر اعدام بدل میسازد.
با این حال، تحولات بینالمللی و پویاییهای جنبشهای مدنی نشان میدهد که ایستادگی جامعه مدنی و فشارهای دادخواهانه میتواند موازنه قدرت را به نفع بازگشت آزادانه تغییر دهد.
بازگشت ماریا کورینا ماچادو به ونزوئلا پس از تبعید، بارقه امیدی تازه را در دل ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی زنده کرده است. این رویداد، پایداری حق بازگشت به وطن را پررنگتر از همیشه در وجدان جمعی تبعیدیان بازتعریف میکند؛ امیدی ریشهدار مبنی بر اینکه شرایط سیاسی در ایران نیز به گونهای تغییر کند که تمام ایرانیان دور از وطن که به دلیل باورها، فعالیتهای سیاسی و مذهبی یا ابراز عقیده از زیستن در سرزمین خود محروم شدهاند، بتوانند بدون بیم از سرکوب، زندان و تعقیب قضایی، آزادانه و سرسربلند به آغوش میهن بازگردند.
#ونزوئلا #ماچادو #تبعید_سیاسی #حق_بازگشت #ایران
@Tavaana_TavaanaTech
❤22👌2
اعلام جرم و تشکیل پرونده قضایی علیه عوامل برگزاری نمایشگاه آرت فیر تهران
در پی اعلام جرم دادستانی تهران علیه عوامل و دستاندرکاران برگزاری نمایشگاه آرت فیر تهران بابت آنچه «عدم رعایت موازین قانونی و شرعی» عنوان شده، پرونده قضایی تشکیل شد. همزمان این افراد به دادسرا احضار شدهاند.
مرکز رسانه قوه قضاییه در این خصوص مدعی شده است که برگزاری نمایشگاه آرت فیر تهران در مجتمع تجاری ایران مال با «عدم رعایت موازین قانونی و شرعی» همراه بوده است.
دادستانی تهران اعلام کرده که «علاوه بر اعلام جرم علیه عوامل و دستاندرکاران نمایشگاه مذکور، سایت بلیت فروشی و حساب کاربری برگزار کننده رویداد در فضای مجازی مسدود و متهمان برای اخذ توضیحات به دادسرا احضار شدهاند.»
در این گزارش به هویت این افراد، عنوان اتهامات و دیگر جزئیات مربوط به پرونده آنها اشارهای نشده است.
اقدام دستگاه قضایی در احضار برگزارکنندگان «آرت فیر تهران»، پلمب بستر بلیتفروشی و انسداد صفحات مجازی آنان به بهانه ساختگی «عدم رعایت موازین شرعی»، پرده دیگری از نگاه بسته اجتماعی و سرکوب ساختاری عرصه هنر و فرهنگ در ایران است.
حاکمیت توتالیتر که استقلال نهادهای هنری و زیست اجتماعی آزادانه را تهدیدی امنیتی علیه کیان خود میداند، با جرمانگاریِ رفتارهای عادی شهروندان و اعمال سانسور لجامگسیخته، درصدد یکدستسازی فضای عمومی و تزریق رعب در میان فعالان فرهنگی برآمده است.
تداوم این فشارهای اجتماعی و دخالتهای قهری در رویدادهای هنری، تنها نشاندهنده ناکامی عمیق جمهوری اسلامی در تحمیل سبک زندگی ایدئولوژیک خود به جامعه است؛ جامعهای که عرصه فرهنگ و زیست روزمره را به یکی از اصلیترین سنگرهای مقاومت مدنی علیه کنترلگری ساختار سرکوب بدل کرده است.
#آرت_فیر #جرم
@Ravaana_TavaanaTech
در پی اعلام جرم دادستانی تهران علیه عوامل و دستاندرکاران برگزاری نمایشگاه آرت فیر تهران بابت آنچه «عدم رعایت موازین قانونی و شرعی» عنوان شده، پرونده قضایی تشکیل شد. همزمان این افراد به دادسرا احضار شدهاند.
مرکز رسانه قوه قضاییه در این خصوص مدعی شده است که برگزاری نمایشگاه آرت فیر تهران در مجتمع تجاری ایران مال با «عدم رعایت موازین قانونی و شرعی» همراه بوده است.
دادستانی تهران اعلام کرده که «علاوه بر اعلام جرم علیه عوامل و دستاندرکاران نمایشگاه مذکور، سایت بلیت فروشی و حساب کاربری برگزار کننده رویداد در فضای مجازی مسدود و متهمان برای اخذ توضیحات به دادسرا احضار شدهاند.»
در این گزارش به هویت این افراد، عنوان اتهامات و دیگر جزئیات مربوط به پرونده آنها اشارهای نشده است.
اقدام دستگاه قضایی در احضار برگزارکنندگان «آرت فیر تهران»، پلمب بستر بلیتفروشی و انسداد صفحات مجازی آنان به بهانه ساختگی «عدم رعایت موازین شرعی»، پرده دیگری از نگاه بسته اجتماعی و سرکوب ساختاری عرصه هنر و فرهنگ در ایران است.
حاکمیت توتالیتر که استقلال نهادهای هنری و زیست اجتماعی آزادانه را تهدیدی امنیتی علیه کیان خود میداند، با جرمانگاریِ رفتارهای عادی شهروندان و اعمال سانسور لجامگسیخته، درصدد یکدستسازی فضای عمومی و تزریق رعب در میان فعالان فرهنگی برآمده است.
تداوم این فشارهای اجتماعی و دخالتهای قهری در رویدادهای هنری، تنها نشاندهنده ناکامی عمیق جمهوری اسلامی در تحمیل سبک زندگی ایدئولوژیک خود به جامعه است؛ جامعهای که عرصه فرهنگ و زیست روزمره را به یکی از اصلیترین سنگرهای مقاومت مدنی علیه کنترلگری ساختار سرکوب بدل کرده است.
#آرت_فیر #جرم
@Ravaana_TavaanaTech
🕊13💔6❤3
بازداشت و پخش اعتراف اجباری چند شهروند در هرمزگان توسط نیروهای اطلاعات سپاه
شماری از شهروندان در استان هرمزگان به دلیل ارسال ویدیو برای رسانه های فارسی زبان خارج از کشور توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شدند. در ویدیوی منتشرشده از اعترافات اجباری این شهروندان، چهار نفر از جمله سه زن مشاهده میشوند.
سازمان اطلاعات سپاه از بازداشت شماری از افراد در استان هرمزگان خبر داده است.
در این گزارش ادعا شده است که افراد بازداشتشده در جریان درگیری نظامی، تصاویر و ویدیوهایی از محل اصابت موشکها و محل استقرار نیروهای نظامی تهیه کرده و برای شبکه ایران اینترنشنال ارسال کردهاند.
در ویدیوی منتشرشده از اعترافات اجباری این شهروندان، چهار نفر از جمله سه زن مشاهده میشوند.
تاکنون اطلاعاتی درباره هویت افراد بازداشتشده، زمان دقیق بازداشت و محل نگهداری آنان منتشر نشده است.
#اعتراف_اجباری
شماری از شهروندان در استان هرمزگان به دلیل ارسال ویدیو برای رسانه های فارسی زبان خارج از کشور توسط نیروهای سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شدند. در ویدیوی منتشرشده از اعترافات اجباری این شهروندان، چهار نفر از جمله سه زن مشاهده میشوند.
سازمان اطلاعات سپاه از بازداشت شماری از افراد در استان هرمزگان خبر داده است.
در این گزارش ادعا شده است که افراد بازداشتشده در جریان درگیری نظامی، تصاویر و ویدیوهایی از محل اصابت موشکها و محل استقرار نیروهای نظامی تهیه کرده و برای شبکه ایران اینترنشنال ارسال کردهاند.
در ویدیوی منتشرشده از اعترافات اجباری این شهروندان، چهار نفر از جمله سه زن مشاهده میشوند.
تاکنون اطلاعاتی درباره هویت افراد بازداشتشده، زمان دقیق بازداشت و محل نگهداری آنان منتشر نشده است.
#اعتراف_اجباری
💔30🕊3❤2
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اعلام جرم دادستانی تهران علیه برگزارکنندگان «آرتفر تهران» به بهانه نقض موازین شرعی
در جمهوری اسلامی حتی برگزاری یک نمایشگاه هنری هم میتواند به تشکیل پرونده قضایی، احضار برگزارکنندگان و مسدود شدن فعالیتهای اینترنتی منجر شود؛ آن هم با اتهاماتی کلی که دستگاه قضایی هنوز توضیح روشنی درباره مصادیق آن ارائه نکرده است.
دادستانی تهران روز دوشنبه چهارم آبان، علیه برگزارکنندگان نمایشگاه هنری «آرتفر تهران» در ایرانمال اعلام جرم کرد. به گزارش خبرگزاری میزان، دلیل این برخورد، رعایت نشدن «موازین قانونی و شرعی» عنوان شده است!
اما ماجرا تنها به تشکیل پرونده محدود نمانده است. دستگاه قضایی همزمان سایت بلیتفروشی و حساب کاربری برگزارکننده این رویداد در شبکههای اجتماعی را مسدود کرده و دستاندرکاران نمایشگاه را برای ارائه توضیحات به دادسرا احضار کرده است.
نکته قابل توجه اینکه قوه قضاییه حتی مشخص نکرده کدام رفتار یا فعالیت هنری در این نمایشگاه، مصداق نقض قانون یا موازین شرعی بوده است.
پنجمین دوره نمایشگاه «آرتفر تهران» از ۲۸ مهر تا اول آبان در ایرانمال برگزار شد؛ رویدادی که حالا به جای آثار هنری، با خبر احضار برگزارکنندگان و برخورد قضایی در رسانهها مطرح شده است.
💸 tavaanatech
در جمهوری اسلامی حتی برگزاری یک نمایشگاه هنری هم میتواند به تشکیل پرونده قضایی، احضار برگزارکنندگان و مسدود شدن فعالیتهای اینترنتی منجر شود؛ آن هم با اتهاماتی کلی که دستگاه قضایی هنوز توضیح روشنی درباره مصادیق آن ارائه نکرده است.
دادستانی تهران روز دوشنبه چهارم آبان، علیه برگزارکنندگان نمایشگاه هنری «آرتفر تهران» در ایرانمال اعلام جرم کرد. به گزارش خبرگزاری میزان، دلیل این برخورد، رعایت نشدن «موازین قانونی و شرعی» عنوان شده است!
اما ماجرا تنها به تشکیل پرونده محدود نمانده است. دستگاه قضایی همزمان سایت بلیتفروشی و حساب کاربری برگزارکننده این رویداد در شبکههای اجتماعی را مسدود کرده و دستاندرکاران نمایشگاه را برای ارائه توضیحات به دادسرا احضار کرده است.
نکته قابل توجه اینکه قوه قضاییه حتی مشخص نکرده کدام رفتار یا فعالیت هنری در این نمایشگاه، مصداق نقض قانون یا موازین شرعی بوده است.
پنجمین دوره نمایشگاه «آرتفر تهران» از ۲۸ مهر تا اول آبان در ایرانمال برگزار شد؛ رویدادی که حالا به جای آثار هنری، با خبر احضار برگزارکنندگان و برخورد قضایی در رسانهها مطرح شده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔21❤1
احضار، بازجویی و ضبط غیرقانونی وسایل علی حاجی، معلم و فعال صنفی
علی حاجی، دبیر تربیتبدنی و فعال صنفی معلمان ساکن جلفا، با تداوم فشارهای امنیتی، جابهجایی اجباری محل خدمت و پروندهسازی قضایی از سوی حراست آموزشوپرورش و نهادهای امنیتی روبهرو شده است.
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و بر اساس اطلاعات منتشرشده، فشارها بر این فعال صنفی از آغاز سال تحصیلی جدید و با تصمیم مدیریت مدرسه مبنی بر جابهجایی اجباری محل خدمت وی به بهانه «عدم فعالیت در سامانه شاد» آغاز شد.
در پی مراجعه آقای حاجی در روز یکشنبه ۱۹ مهرماه به اداره آموزشوپرورش جلفا برای پیگیری شکایت خود، وی به اتاق حراست احضار شد؛ جایی که نیروهای امنیتی حضور داشته و با دستور دادستانی اقدام به ضبط تلفن همراه وی کردند.
علی حاجی همچنین روز یکشنبه ۲۵ مهرماه به اداره اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. محور اصلی بازجوییها، انتشار استوریها و فعالیتهای مجازی او طی سالهای اخیر، بهویژه اطلاعرسانی و واکنشش به جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۸ و ۱۹ دیماه عنوان شده است. با وجود صادر شدن دستور صریح دادستانی مبنی بر رفع توقیف و تحویل تلفن همراه، ماموران امنیتی همچنان از بازگرداندن وسایل شخصی وی امتناع میورزند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکوم کردن برخوردهای امنیتی، احضارها و جابهجاییهای تلافیجویانه معلمان، خواستار بازگرداندن فوری وسایل توقیفشده علی حاجی و پایان دادن به پروندهسازی علیه وی شد. این نهاد صنفی تأکید کرده است که پیگیری مطالبات صنفی و بیان دیدگاههای مسالمتآمیز، حق قانونی معلمان است و نباید به بهانهای برای ارعاب و محرومیتهای شغلی بدل شود.
#علی_حاجی #معلمان_زندانی #سرکوب_معلمان
@Tavaana_TavaanaTech
علی حاجی، دبیر تربیتبدنی و فعال صنفی معلمان ساکن جلفا، با تداوم فشارهای امنیتی، جابهجایی اجباری محل خدمت و پروندهسازی قضایی از سوی حراست آموزشوپرورش و نهادهای امنیتی روبهرو شده است.
به گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و بر اساس اطلاعات منتشرشده، فشارها بر این فعال صنفی از آغاز سال تحصیلی جدید و با تصمیم مدیریت مدرسه مبنی بر جابهجایی اجباری محل خدمت وی به بهانه «عدم فعالیت در سامانه شاد» آغاز شد.
در پی مراجعه آقای حاجی در روز یکشنبه ۱۹ مهرماه به اداره آموزشوپرورش جلفا برای پیگیری شکایت خود، وی به اتاق حراست احضار شد؛ جایی که نیروهای امنیتی حضور داشته و با دستور دادستانی اقدام به ضبط تلفن همراه وی کردند.
علی حاجی همچنین روز یکشنبه ۲۵ مهرماه به اداره اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. محور اصلی بازجوییها، انتشار استوریها و فعالیتهای مجازی او طی سالهای اخیر، بهویژه اطلاعرسانی و واکنشش به جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۸ و ۱۹ دیماه عنوان شده است. با وجود صادر شدن دستور صریح دادستانی مبنی بر رفع توقیف و تحویل تلفن همراه، ماموران امنیتی همچنان از بازگرداندن وسایل شخصی وی امتناع میورزند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن محکوم کردن برخوردهای امنیتی، احضارها و جابهجاییهای تلافیجویانه معلمان، خواستار بازگرداندن فوری وسایل توقیفشده علی حاجی و پایان دادن به پروندهسازی علیه وی شد. این نهاد صنفی تأکید کرده است که پیگیری مطالبات صنفی و بیان دیدگاههای مسالمتآمیز، حق قانونی معلمان است و نباید به بهانهای برای ارعاب و محرومیتهای شغلی بدل شود.
#علی_حاجی #معلمان_زندانی #سرکوب_معلمان
@Tavaana_TavaanaTech
🕊12💔6❤1
حسن گلشننژاد ازبازداشتشدگان دیماه ۱۴۰۴ به اعدام محکوم شد
حسن گلشننژاد، از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، توسط شعبه پنجم دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شده است.
شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد این شهروند را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل» به اعدام محکوم کرده است. حکم اعدام امروز به وی ابلاغ شده است. این پرونده در ارتباط با شرکت او در تجمعات اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴ تشکیل شده است.
حسن گلشننژاد در تاریخ پنجم اسفندماه، هنگامی که در کافه یکی از دوستانش مشغول نوشیدن قهوه بود، بازداشت شد. مأموران پس از بازداشت، او را به منزلش بردند و یک قبضه سلاح شکاری دارای مجوز و تلفنهای او را ضبط کردند.
این شهروند پس از بازداشت، به مدت ۱۰ روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات نگهداری و سپس به بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد. وی از آن زمان تاکنون در این زندان به سر میبرد.
حسن گلشننژاد، ۳۶ ساله، دارای شغل آزاد و پدر یک پسر هشتساله است.
#حسن_گلشن_نژاد #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
حسن گلشننژاد، از بازداشتشدگان مرتبط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ محبوس در زندان وکیلآباد مشهد، توسط شعبه پنجم دادگاه انقلاب این شهر به اعدام محکوم شده است.
شعبه پنجم دادگاه انقلاب مشهد این شهروند را به اتهام «اقدام عملیاتی به نفع اسرائیل» به اعدام محکوم کرده است. حکم اعدام امروز به وی ابلاغ شده است. این پرونده در ارتباط با شرکت او در تجمعات اعتراضی دی ماه ۱۴۰۴ تشکیل شده است.
حسن گلشننژاد در تاریخ پنجم اسفندماه، هنگامی که در کافه یکی از دوستانش مشغول نوشیدن قهوه بود، بازداشت شد. مأموران پس از بازداشت، او را به منزلش بردند و یک قبضه سلاح شکاری دارای مجوز و تلفنهای او را ضبط کردند.
این شهروند پس از بازداشت، به مدت ۱۰ روز در سلول انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات نگهداری و سپس به بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد منتقل شد. وی از آن زمان تاکنون در این زندان به سر میبرد.
حسن گلشننژاد، ۳۶ ساله، دارای شغل آزاد و پدر یک پسر هشتساله است.
#حسن_گلشن_نژاد #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔19🕊9❤2
🔴 در خواست نقض حکم اعدام #منوچهر_فلاح کارگر زندانی محبوس در زندان لاکان رشت
حکم اعدام منوچهر فلاح کارگر، زندانی که از ۲۸ خرداد ۱۴۰۲ در بند میثاق زندان لاکان رشت محبوس است، به تأیید دیوان عالی رسیده است.
صدور رأی ظالمانهی اعدام در پروندهی منوچهر که به خاطر شکستن درب و پنجره دادگستری با خسارت ۱۵ میلیونی است، قلب هر انسان با وجدانی را می آزارد. سه ماه پس از بازداشتش، برای او وثیقهی ۴۰۰ میلیونی تعیین شد که همهی مراحل قانونی برای آزادیش در شهریور ۱۴۰۲ طی شد،اما ناگهان دستهایی در کار شدند تا مسیر پروندهی او را منحرف کنند. و منوچهر فلاح به رغم تأمین وثیقه، نه تنها آزاد نشد، که بعدتر برایش حکم اعدام صادر شد و به رغم اینکه این رأی یک بار در دیوان شکست، اما مجدداً شعبه هم عرض مبادرت به صدور رأی اعدام نمود که متاسفانه در دیوان تأیید شد.
رای اعدام برای منوچهر فلاح با هیچ تفسیری از قوانین موجود و حتی احکام سخت گیرانهی فقهی نیز کمترین هم خوانی ندارد و این کارگر مظلوم در زیر سایهی بی رحمانهی دار قرار گرفته است.
ما امضا کنندگان این متن خواهان شکستن حکم اعدام منوچهر فلاح هستیم. او اگر به خاطر خسارت زدن به در و شیشهی ساختمانی، به زندان هم محکوم میشد، امروز باید با پایان حکمش در بیرون از زندان به زندگی معمولی خود میپرداخت. اما متاسفانه در معرض حکم ظالمانهی اعدام است.
ما امضا کنندگان این متن از همهی دردمندان و آزادیخواهان و اصحاب حقوقی و رسانهای و کنشگران مدنی و سیاسی و صنفی تقاضا داریم به هر شکل ممکن که میتوانند صدای منوچهر فلاح باشند. او کسی را برای پیگیری امور خود ندارد.
به دار کشیدن منوچهر به دار کردن انسانیت و شرافت است.
📝 برای همراهی با این درخواست به لینک زیر وارد شده و نام خود را ثبت کنید:
👉 https://forms.gle/5wsFi9pWZDokzjdj6
متن و فرم، ارسالی فعالان مدنی ایران
@Tavaana_TavaanaTech
حکم اعدام منوچهر فلاح کارگر، زندانی که از ۲۸ خرداد ۱۴۰۲ در بند میثاق زندان لاکان رشت محبوس است، به تأیید دیوان عالی رسیده است.
صدور رأی ظالمانهی اعدام در پروندهی منوچهر که به خاطر شکستن درب و پنجره دادگستری با خسارت ۱۵ میلیونی است، قلب هر انسان با وجدانی را می آزارد. سه ماه پس از بازداشتش، برای او وثیقهی ۴۰۰ میلیونی تعیین شد که همهی مراحل قانونی برای آزادیش در شهریور ۱۴۰۲ طی شد،اما ناگهان دستهایی در کار شدند تا مسیر پروندهی او را منحرف کنند. و منوچهر فلاح به رغم تأمین وثیقه، نه تنها آزاد نشد، که بعدتر برایش حکم اعدام صادر شد و به رغم اینکه این رأی یک بار در دیوان شکست، اما مجدداً شعبه هم عرض مبادرت به صدور رأی اعدام نمود که متاسفانه در دیوان تأیید شد.
رای اعدام برای منوچهر فلاح با هیچ تفسیری از قوانین موجود و حتی احکام سخت گیرانهی فقهی نیز کمترین هم خوانی ندارد و این کارگر مظلوم در زیر سایهی بی رحمانهی دار قرار گرفته است.
ما امضا کنندگان این متن خواهان شکستن حکم اعدام منوچهر فلاح هستیم. او اگر به خاطر خسارت زدن به در و شیشهی ساختمانی، به زندان هم محکوم میشد، امروز باید با پایان حکمش در بیرون از زندان به زندگی معمولی خود میپرداخت. اما متاسفانه در معرض حکم ظالمانهی اعدام است.
ما امضا کنندگان این متن از همهی دردمندان و آزادیخواهان و اصحاب حقوقی و رسانهای و کنشگران مدنی و سیاسی و صنفی تقاضا داریم به هر شکل ممکن که میتوانند صدای منوچهر فلاح باشند. او کسی را برای پیگیری امور خود ندارد.
به دار کشیدن منوچهر به دار کردن انسانیت و شرافت است.
📝 برای همراهی با این درخواست به لینک زیر وارد شده و نام خود را ثبت کنید:
👉 https://forms.gle/5wsFi9pWZDokzjdj6
متن و فرم، ارسالی فعالان مدنی ایران
@Tavaana_TavaanaTech
Google Docs
در خواست نقض حکم اعدام منوچهر فلاح کارگر زندانی محبوس در زندان لاکان رشت
حکم اعدام منوچهر فلاح کارگر، زندانی که از ۲۸ خرداد ۱۴۰۲ در بند میثاق زندان لاکان رشت محبوس است، به تأیید دیوان عالی رسیده است.
صدور رأی ظالمانهی اعدام در پروندهی منوچهر که به خاطر شکستن درب و پنجره دادگستری با خسارت ۱۵ میلیونی است، قلب هر انسان با وجدانی…
صدور رأی ظالمانهی اعدام در پروندهی منوچهر که به خاطر شکستن درب و پنجره دادگستری با خسارت ۱۵ میلیونی است، قلب هر انسان با وجدانی…
🕊18👍1💔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پروندهسازی علیه مرتضی نعمتی به دلیل دیدار با خانواده علیرضا صیدی، نوجوان جانباخته در اعتراضات دیماه
مرتضی نعمتی، استاد پیشین دانشگاه و فعال مدنی ساکن آبدانان، با انتشار ویدیویی از ادامه فشارهای قضایی علیه خود خبر داد و اعلام کرد که انتشار تصویری از دیدارش با خانواده علیرضا صیدی، نوجوان جانباخته در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به یکی از مستندات پرونده جدید او با اتهام «تبلیغ علیه نظام» تبدیل شده است.
نعمتی میگوید از مهرماه ۱۴۰۱، زمانی که در اعتراض به نقض آزادی آکادمیک از دانشگاه استعفا داد، تاکنون با سه پرونده قضایی جداگانه و اتهامات تکراری از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب» روبهرو شده است.
به گفته او، در دو پرونده نخست، با وجود صدور حکم برائت در مرحله بدوی، در نهایت به پرداخت جزای نقدی محکوم شده و پیش از پایان رسیدگی به پرونده دوم، پرونده سومی با اتهامی مشابه علیه او تشکیل شده است.
این فعال مدنی اعلام کرده که در پرونده سوم، تصویری از دیدارش با خانواده علیرضا صیدی، از جانباختگان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در آبدانان، به عنوان یکی از مستندات اتهامی مطرح شده است.
نعمتی با اعتراض به این موضوع میپرسد چگونه ممکن است همدردی با خانوادهای داغدار، مصداق «تبلیغ علیه نظام» تلقی شود؟
او همچنین از دریافت ابلاغیههای متعدد، تعیین وثیقه سنگین ملکی و برگزاری جلسه رسیدگی به پرونده سوم در روز دهم آبانماه در دادگاه انقلاب آبدانان خبر داده است.
مرتضی نعمتی با تاکید بر اینکه اقداماتش حتی بر اساس قوانین موجود نیز مصداق جرم نیست، روند رسیدگی به پروندههای خود را فرسایشی، غیرقانونی و ناعادلانه توصیف کرده است.
او در پایان نوشته است:
«در مقابل این پروندهسازیها و احکام غیرقانونی هرگز سکوت نخواهم کرد. هر اندازه به این روند ادامه دهید صدای من بلندتر خواهد شد.»
#مرتضی_نعمتی #علیرضا_صیدی #آبدانان #آزادی_بیان #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
مرتضی نعمتی، استاد پیشین دانشگاه و فعال مدنی ساکن آبدانان، با انتشار ویدیویی از ادامه فشارهای قضایی علیه خود خبر داد و اعلام کرد که انتشار تصویری از دیدارش با خانواده علیرضا صیدی، نوجوان جانباخته در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، به یکی از مستندات پرونده جدید او با اتهام «تبلیغ علیه نظام» تبدیل شده است.
نعمتی میگوید از مهرماه ۱۴۰۱، زمانی که در اعتراض به نقض آزادی آکادمیک از دانشگاه استعفا داد، تاکنون با سه پرونده قضایی جداگانه و اتهامات تکراری از جمله «تبلیغ علیه نظام» و «نشر اکاذیب» روبهرو شده است.
به گفته او، در دو پرونده نخست، با وجود صدور حکم برائت در مرحله بدوی، در نهایت به پرداخت جزای نقدی محکوم شده و پیش از پایان رسیدگی به پرونده دوم، پرونده سومی با اتهامی مشابه علیه او تشکیل شده است.
این فعال مدنی اعلام کرده که در پرونده سوم، تصویری از دیدارش با خانواده علیرضا صیدی، از جانباختگان اعتراضات ۱۸ و ۱۹ دیماه در آبدانان، به عنوان یکی از مستندات اتهامی مطرح شده است.
نعمتی با اعتراض به این موضوع میپرسد چگونه ممکن است همدردی با خانوادهای داغدار، مصداق «تبلیغ علیه نظام» تلقی شود؟
او همچنین از دریافت ابلاغیههای متعدد، تعیین وثیقه سنگین ملکی و برگزاری جلسه رسیدگی به پرونده سوم در روز دهم آبانماه در دادگاه انقلاب آبدانان خبر داده است.
مرتضی نعمتی با تاکید بر اینکه اقداماتش حتی بر اساس قوانین موجود نیز مصداق جرم نیست، روند رسیدگی به پروندههای خود را فرسایشی، غیرقانونی و ناعادلانه توصیف کرده است.
او در پایان نوشته است:
«در مقابل این پروندهسازیها و احکام غیرقانونی هرگز سکوت نخواهم کرد. هر اندازه به این روند ادامه دهید صدای من بلندتر خواهد شد.»
#مرتضی_نعمتی #علیرضا_صیدی #آبدانان #آزادی_بیان #دادخواهی
@Tavaana_TavaanaTech
💔17🕊4❤1👍1
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت دلتنگی خواهر نازنین اسمیخانی از زندگی با جای خالی خواهرش
خواهر جاویدنام نازنین اسمیخانی با انتشار ویدئویی از لحظات خاطرهانگیز حضور در کنار خواهرش، از دلتنگی و اندوه عمیق خانواده پس از فقدان او نوشت. او در بخشی از متن همراه این ویدئو آورده است:
نازنین عکاسی میخواند، در یک آتلیه کار میکرد و گیتار و سهتار مینواخت؛ دانشآموز سال آخر دبیرستان که دختری شاد و علاقهمند به هنر توصیف شده است.
شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، هنگامی که همراه پدر و مادرش در مسیر بازگشت به خانه در شهر محمدیه استان قزوین بود، هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان باخت. بر اساس روایت ارائهشده، یک تکتیرانداز از پشت سر به او شلیک کرده است.
در همین روایت آمده است که برای تحویل پیکر نازنین، ۳۰۰ میلیون تومان به همراه طلاهای متعلق به او از خانوادهاش گرفتهاند.
نازنین، متولد ۱۳ آذر ۱۳۸۶، در کنار درس و کار، بخشی از زندگیاش را با ثبت تصویر و نواختن موسیقی میگذراند؛ زندگیای که با شلیک گلوله پایان یافت.
#نازنین_اسمی_خانی
💸 tavaanatech
خواهر جاویدنام نازنین اسمیخانی با انتشار ویدئویی از لحظات خاطرهانگیز حضور در کنار خواهرش، از دلتنگی و اندوه عمیق خانواده پس از فقدان او نوشت. او در بخشی از متن همراه این ویدئو آورده است:
«ما از دلتنگیت تموم شدیم نازی»
نازنین عکاسی میخواند، در یک آتلیه کار میکرد و گیتار و سهتار مینواخت؛ دانشآموز سال آخر دبیرستان که دختری شاد و علاقهمند به هنر توصیف شده است.
شامگاه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، هنگامی که همراه پدر و مادرش در مسیر بازگشت به خانه در شهر محمدیه استان قزوین بود، هدف شلیک گلوله قرار گرفت و جان باخت. بر اساس روایت ارائهشده، یک تکتیرانداز از پشت سر به او شلیک کرده است.
در همین روایت آمده است که برای تحویل پیکر نازنین، ۳۰۰ میلیون تومان به همراه طلاهای متعلق به او از خانوادهاش گرفتهاند.
نازنین، متولد ۱۳ آذر ۱۳۸۶، در کنار درس و کار، بخشی از زندگیاش را با ثبت تصویر و نواختن موسیقی میگذراند؛ زندگیای که با شلیک گلوله پایان یافت.
#نازنین_اسمی_خانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔30🕊4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روایت مادر سیاوش محمودی از آزار خانوادههای دادخواه در بهشتزهرا
لیلا مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، نوجوان ۱۶ سالهای که در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ با شلیک نیروهای حکومتی در تهران کشته شد، در ویدیویی از فشارهای امنیتی و آزار خانوادههای دادخواه در بهشتزهرا سخن گفته است.
او میگوید نیروهایی موسوم به «گشت ذوالفقار» با خودروهای پژو ۴۰۵ در اطراف قطعه ۳۲۷ بهشتزهرا، محل دفن سیاوش محمودی، حمیدرضا روحی و شماری دیگر از جانباختگان اعتراضات، گشتزنی میکردند و حتی افرادی را که برای حضور بر مزار جانباختگان میآمدند، بازداشت میکردند.
لیلا مهدوی که نزدیک به دو سال، هر روز ساعتهای طولانی را در کنار مزار فرزندش میگذراند، میگوید گاهی شبها برای فرار از مأمورانی که قصد بیرونکردنش را داشتند، در مغازههای خالی بهشتزهرا پنهان میشد تا پس از رفتن آنان دوباره به مزار سیاوش بازگردد.
به گفته او، مأموران بارها وی را از کنار مزار فرزندش دور کرده، از بهشتزهرا بیرون برده و حتی اجازه استفاده از مترو را به او ندادهاند.
این مادر دادخواه همچنین از تهدید به جابهجایی پیکر فرزندش سخن میگوید؛ تهدیدی که ترس و اضطراب دائمی را به رنج از دست دادن سیاوش افزوده است.
او میگوید: «ترس اینکه بچهتو جابهجا کنن خیلی بده... امیدوارم هیچکسی این دردها رو تجربه نکنه دیگه.»
روایت لیلا مهدوی تنها از اندوه فقدان فرزند نیست؛ روایتی از فشارهایی است که حتی حق سوگواری و حضور بر مزار عزیزان را نیز از خانوادههای دادخواه دریغ میکند.
#سیاوش_محمودی #لیلا_مهدوی #حمیدرضا_روحی #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
روایت مادر سیاوش محمودی از آزار خانوادههای دادخواه در بهشتزهرا
لیلا مهدوی، مادر جاویدنام سیاوش محمودی، نوجوان ۱۶ سالهای که در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ با شلیک نیروهای حکومتی در تهران کشته شد، در ویدیویی از فشارهای امنیتی و آزار خانوادههای دادخواه در بهشتزهرا سخن گفته است.
او میگوید نیروهایی موسوم به «گشت ذوالفقار» با خودروهای پژو ۴۰۵ در اطراف قطعه ۳۲۷ بهشتزهرا، محل دفن سیاوش محمودی، حمیدرضا روحی و شماری دیگر از جانباختگان اعتراضات، گشتزنی میکردند و حتی افرادی را که برای حضور بر مزار جانباختگان میآمدند، بازداشت میکردند.
لیلا مهدوی که نزدیک به دو سال، هر روز ساعتهای طولانی را در کنار مزار فرزندش میگذراند، میگوید گاهی شبها برای فرار از مأمورانی که قصد بیرونکردنش را داشتند، در مغازههای خالی بهشتزهرا پنهان میشد تا پس از رفتن آنان دوباره به مزار سیاوش بازگردد.
به گفته او، مأموران بارها وی را از کنار مزار فرزندش دور کرده، از بهشتزهرا بیرون برده و حتی اجازه استفاده از مترو را به او ندادهاند.
این مادر دادخواه همچنین از تهدید به جابهجایی پیکر فرزندش سخن میگوید؛ تهدیدی که ترس و اضطراب دائمی را به رنج از دست دادن سیاوش افزوده است.
او میگوید: «ترس اینکه بچهتو جابهجا کنن خیلی بده... امیدوارم هیچکسی این دردها رو تجربه نکنه دیگه.»
روایت لیلا مهدوی تنها از اندوه فقدان فرزند نیست؛ روایتی از فشارهایی است که حتی حق سوگواری و حضور بر مزار عزیزان را نیز از خانوادههای دادخواه دریغ میکند.
#سیاوش_محمودی #لیلا_مهدوی #حمیدرضا_روحی #دادخواهی #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
💔25🕊16❤3
Forwarded from تواناتک Tavaanatech
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
خانواده جاویدنام مهرشاد شهیدی همزمان با سالروز جانباختن او بر سر مزارش حضور یافتند و یاد و خاطرهاش را گرامی داشتند.
چهارم آبانماه سالروز جانباختن مهرشاد شهیدی در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ است؛ جوانی که تنها دو روز مانده به تولدش، در ۶ آبانماه، جان خود را از دست داد.
مهرشاد شهیدی ۱۹ ساله بود. متولد ۶ آبان ۱۳۸۱و یک سرآشپز موفق. او قهرمان ژیمناستیک و شنا بود و در دوچرخهسواری کوهستان، والیبال، کوهنوردی و بدنسازی هم مدال گرفته بود.
مهرشاد جوانی سرزنده بود، شور زندگی داشت. عاشق رقص و آواز و ورزش بود. در کار آشپزی هم یک هنرمند بود. ۴ آبان ۱۴۰۱ در اراک، همزمان با چهلمین روز درگذشت مهسا امینی، با ضربات شدید باتوم ماموران به سرش کشته شد.
به گفته شاهدان آن روز ۷ نفر با شوکر و باتوم به او حملهور شدند و بهشدت کتکاش زدند تا بیتحرک شد. ماموران که مهرشاد را با خود برده بودند، ادعا کردند ایست قلبی کرده و جان باخته است.
#مهرشاد_شهیدی
💸 tavaanatech
چهارم آبانماه سالروز جانباختن مهرشاد شهیدی در جریان اعتراضات سراسری سال ۱۴۰۱ است؛ جوانی که تنها دو روز مانده به تولدش، در ۶ آبانماه، جان خود را از دست داد.
مهرشاد شهیدی ۱۹ ساله بود. متولد ۶ آبان ۱۳۸۱و یک سرآشپز موفق. او قهرمان ژیمناستیک و شنا بود و در دوچرخهسواری کوهستان، والیبال، کوهنوردی و بدنسازی هم مدال گرفته بود.
مهرشاد جوانی سرزنده بود، شور زندگی داشت. عاشق رقص و آواز و ورزش بود. در کار آشپزی هم یک هنرمند بود. ۴ آبان ۱۴۰۱ در اراک، همزمان با چهلمین روز درگذشت مهسا امینی، با ضربات شدید باتوم ماموران به سرش کشته شد.
به گفته شاهدان آن روز ۷ نفر با شوکر و باتوم به او حملهور شدند و بهشدت کتکاش زدند تا بیتحرک شد. ماموران که مهرشاد را با خود برده بودند، ادعا کردند ایست قلبی کرده و جان باخته است.
#مهرشاد_شهیدی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔36❤5🕊4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چهار سال دادخواهی؛ مادر علی سیدی به محل کشتهشدن فرزندش بازگشت
مادر علی سیدی، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، در چهارمین سالگرد کشتهشدن فرزندش، به محلی بازگشت که علی در چهارم آبانماه هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
او در ویدیویی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با دستهگلی در دست، در محل کشتهشدن فرزندش ایستاده و میگوید:
«اومدم علی جونم، اومدم اینجا. میدونم که علی صدامو میشنوی. اومدم بهت بگم که خون بیگناهتو اینجا ریختن. اومدم جایگاه خون به ناحق ریخته پسرمو گلبارون کنم.»
این مادر دادخواه در توضیح ویدیو نوشته است که با گذشت چهار سال، هنوز پاسخی برای پرسشهایش ندارد؛ اینکه چرا مادری باید برای یافتن فرزندش خیابانها را زیر پا بگذارد و چرا باید تا پایان عمر با حسرت آخرین آغوش و آخرین خداحافظی زندگی کند.
او تاکید کرده که حضورش در محل کشتهشدن علی تنها برای سوگواری نیست، بلکه برای زنده نگه داشتن نام فرزندش و ادامه دادخواهی است.
مادر علی سیدی نوشته است:
«من نیومدم فقط گریه کنم و برگردم؛ اومدم بگم علی من فراموش نشده، اسمش فراموش نشده و خون بیگناهش نباید زیر خاکستر بیخبری و سکوت گم بشه.»
او با اشاره به چهار سال انتظار برای روشنشدن حقیقت، خطاب به فرزندش مینویسد:
«من عدالت میخوام، پسرم. عدالت میخوام چون هیچ مادری نباید مجبور بشه تا آخر عمرش با این همه سؤال بیجواب زندگی کنه.»
چهار سال پس از اعتراضات ۱۴۰۱، این مادر همچنان بر حق دانستن حقیقت و دادخواهی برای فرزندش پافشاری میکند و میگوید تا زمانی که زنده است، اجازه نخواهد داد نام علی در سکوت فراموش شود.
#علی_سیدی #دادخواهی #آبان۱۴۰۱ #زن_زندگی_آزادی #مادران_دادخواه
@Tavaana_TavaanaTech
چهار سال دادخواهی؛ مادر علی سیدی به محل کشتهشدن فرزندش بازگشت
مادر علی سیدی، از جانباختگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، در چهارمین سالگرد کشتهشدن فرزندش، به محلی بازگشت که علی در چهارم آبانماه هدف گلوله قرار گرفت و جان باخت.
او در ویدیویی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده، با دستهگلی در دست، در محل کشتهشدن فرزندش ایستاده و میگوید:
«اومدم علی جونم، اومدم اینجا. میدونم که علی صدامو میشنوی. اومدم بهت بگم که خون بیگناهتو اینجا ریختن. اومدم جایگاه خون به ناحق ریخته پسرمو گلبارون کنم.»
این مادر دادخواه در توضیح ویدیو نوشته است که با گذشت چهار سال، هنوز پاسخی برای پرسشهایش ندارد؛ اینکه چرا مادری باید برای یافتن فرزندش خیابانها را زیر پا بگذارد و چرا باید تا پایان عمر با حسرت آخرین آغوش و آخرین خداحافظی زندگی کند.
او تاکید کرده که حضورش در محل کشتهشدن علی تنها برای سوگواری نیست، بلکه برای زنده نگه داشتن نام فرزندش و ادامه دادخواهی است.
مادر علی سیدی نوشته است:
«من نیومدم فقط گریه کنم و برگردم؛ اومدم بگم علی من فراموش نشده، اسمش فراموش نشده و خون بیگناهش نباید زیر خاکستر بیخبری و سکوت گم بشه.»
او با اشاره به چهار سال انتظار برای روشنشدن حقیقت، خطاب به فرزندش مینویسد:
«من عدالت میخوام، پسرم. عدالت میخوام چون هیچ مادری نباید مجبور بشه تا آخر عمرش با این همه سؤال بیجواب زندگی کنه.»
چهار سال پس از اعتراضات ۱۴۰۱، این مادر همچنان بر حق دانستن حقیقت و دادخواهی برای فرزندش پافشاری میکند و میگوید تا زمانی که زنده است، اجازه نخواهد داد نام علی در سکوت فراموش شود.
#علی_سیدی #دادخواهی #آبان۱۴۰۱ #زن_زندگی_آزادی #مادران_دادخواه
@Tavaana_TavaanaTech
💔36🕊10❤1
Forwarded from گفتوشنود
میتوانم نقدت کنم و همزمان حق تو را به رسمیت بشناسم
دو کار متفاوت که یکی پنداشته میشود
کارل پوپر در همان پانویس معروف «جامعه باز و دشمنان آن» (۱۹۴۵) که پارادوکس رواداری را مطرح کرد، نکتهای ظریفتر هم افزود: رواداری هرگز به معنای بیاعتنایی به درست و نادرست نیست.
از نظر او، فرد رواداری که تفاوت عقیده را تحمل میکند، همچنان میتواند و باید درباره درستی یا نادرستی آن عقیده داوری کند و آن را نقد کند؛ آنچه او تحمل میکند، حق دیگری برای داشتن آن عقیده است، نه خود محتوای آن.
برنارد ویلیامز، فیلسوف اخلاق بریتانیایی، در «اخلاق و حدود فلسفه» (۱۹۸۵) هشدار داد که نسبیگرایی اخلاقی سادهانگارانه، این باور که چون جوامع مختلف ارزشهای متفاوت دارند پس هیچ داوری اخلاقی میانفرهنگی ممکن نیست اغلب بهاشتباه با رواداری یکی گرفته میشود.
ویلیامز نشان داد این دو مفهوم از نظر منطقی مستقلاند: کسی میتواند همزمان باور داشته باشد برخی اعمال (مثل خشونت علیه بیگناه) در هر فرهنگی نادرست است، و هم از حق دیگران برای داشتن عقاید متفاوت در حوزههایی که چنین آسیب مستقیمی ندارد دفاع کند.
مایکل والزر، فیلسوف سیاسی آمریکایی، در کتاب «درباره رواداری» (۱۹۹۷) این تمایز را در سطح نهادی بسط داد: او نشان داد نظامهای سیاسی رواداری (از امپراتوریهای چندقومیتی تا دولت-ملتهای لیبرال مدرن) همگی سازوکارهایی برای محدود کردن برخی رفتارها (مثل خشونت بینگروهی) داشتند، در حالیکه همزمان فضای گستردهای برای تفاوت فرهنگی و عقیدتی باز میگذاشتند؛ رواداری، به گفته او، همیشه در کنار یک چارچوب قانونی حداقلی عمل کرده، نه در خلأ کامل هنجاری.
نمونهای که این تمایز را روشن میکند، موضع بسیاری از سازمانهای حقوق بشری بینالمللی در قبال ختنه زنان است؛ این سازمانها، با وجود پایبندی اعلامشده به احترام به تنوع فرهنگی، این عمل را با استناد به اصل «آسیب جسمی غیررضایتمندانه» نه با نادیدهگرفتن اصل رواداری محکوم کردهاند؛ نمونهای که نشان میدهد در چارچوب حقوق بشر مدرن، احترام به تفاوت فرهنگی به معنای تعلیق کامل داوری اخلاقی درباره آسیب قابلاندازهگیری نیست.
آنچه از کنار هم گذاشتن این استدلالها پیداست، این است که رواداری در سنت فلسفی، همواره در کنار معیاری برای داوری تعریف شده، نه بهجای آن؛ تمایزی که در گفتوگوی روزمره، اغلب نادیده گرفته میشود.
#رواداری #تعصب #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
دو کار متفاوت که یکی پنداشته میشود
کارل پوپر در همان پانویس معروف «جامعه باز و دشمنان آن» (۱۹۴۵) که پارادوکس رواداری را مطرح کرد، نکتهای ظریفتر هم افزود: رواداری هرگز به معنای بیاعتنایی به درست و نادرست نیست.
از نظر او، فرد رواداری که تفاوت عقیده را تحمل میکند، همچنان میتواند و باید درباره درستی یا نادرستی آن عقیده داوری کند و آن را نقد کند؛ آنچه او تحمل میکند، حق دیگری برای داشتن آن عقیده است، نه خود محتوای آن.
برنارد ویلیامز، فیلسوف اخلاق بریتانیایی، در «اخلاق و حدود فلسفه» (۱۹۸۵) هشدار داد که نسبیگرایی اخلاقی سادهانگارانه، این باور که چون جوامع مختلف ارزشهای متفاوت دارند پس هیچ داوری اخلاقی میانفرهنگی ممکن نیست اغلب بهاشتباه با رواداری یکی گرفته میشود.
ویلیامز نشان داد این دو مفهوم از نظر منطقی مستقلاند: کسی میتواند همزمان باور داشته باشد برخی اعمال (مثل خشونت علیه بیگناه) در هر فرهنگی نادرست است، و هم از حق دیگران برای داشتن عقاید متفاوت در حوزههایی که چنین آسیب مستقیمی ندارد دفاع کند.
مایکل والزر، فیلسوف سیاسی آمریکایی، در کتاب «درباره رواداری» (۱۹۹۷) این تمایز را در سطح نهادی بسط داد: او نشان داد نظامهای سیاسی رواداری (از امپراتوریهای چندقومیتی تا دولت-ملتهای لیبرال مدرن) همگی سازوکارهایی برای محدود کردن برخی رفتارها (مثل خشونت بینگروهی) داشتند، در حالیکه همزمان فضای گستردهای برای تفاوت فرهنگی و عقیدتی باز میگذاشتند؛ رواداری، به گفته او، همیشه در کنار یک چارچوب قانونی حداقلی عمل کرده، نه در خلأ کامل هنجاری.
نمونهای که این تمایز را روشن میکند، موضع بسیاری از سازمانهای حقوق بشری بینالمللی در قبال ختنه زنان است؛ این سازمانها، با وجود پایبندی اعلامشده به احترام به تنوع فرهنگی، این عمل را با استناد به اصل «آسیب جسمی غیررضایتمندانه» نه با نادیدهگرفتن اصل رواداری محکوم کردهاند؛ نمونهای که نشان میدهد در چارچوب حقوق بشر مدرن، احترام به تفاوت فرهنگی به معنای تعلیق کامل داوری اخلاقی درباره آسیب قابلاندازهگیری نیست.
آنچه از کنار هم گذاشتن این استدلالها پیداست، این است که رواداری در سنت فلسفی، همواره در کنار معیاری برای داوری تعریف شده، نه بهجای آن؛ تمایزی که در گفتوگوی روزمره، اغلب نادیده گرفته میشود.
#رواداری #تعصب #گفتگو_توانا
@Tavaana_TavaanaTech
❤8👍1👌1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم چهارمین سالگرد جانباختن جاویدنام سارینا ساعدی، روز گذشته بر سر مزارش در آرامستان بهشت محمدی شهر سنندج برگزار شد.
سارینا، دختر ۱۶ سالهای بود که عصر روز ۴ آبان ۱۴۰۱ در گرماگرم خیزش سراسری، به خانهاشان در نایسر سنندج با تنی رنجور و دردناک برمیگردد، با سردرد و تن کبودش به رختخواب میرود، اما فردای آن روز دیگر از خواب برنمیخیزد.
خانواده او را به بیمارستان میبرند، اما سارینا بر اثر ضربات باتون بر سر و با جانی پر از کبودی، جانی برایش نمانده بود.
#سارینا_ساعدی #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
مراسم چهارمین سالگرد جانباختن جاویدنام سارینا ساعدی، روز گذشته بر سر مزارش در آرامستان بهشت محمدی شهر سنندج برگزار شد.
سارینا، دختر ۱۶ سالهای بود که عصر روز ۴ آبان ۱۴۰۱ در گرماگرم خیزش سراسری، به خانهاشان در نایسر سنندج با تنی رنجور و دردناک برمیگردد، با سردرد و تن کبودش به رختخواب میرود، اما فردای آن روز دیگر از خواب برنمیخیزد.
خانواده او را به بیمارستان میبرند، اما سارینا بر اثر ضربات باتون بر سر و با جانی پر از کبودی، جانی برایش نمانده بود.
#سارینا_ساعدی #مهسا_امینی #زن_زندگی_آزادی
@Tavaana_TavaanaTech
💔26🕊1
تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» در هفته صدوچهلوچهارم در ۶۶ زندان.
بار دیگر سایه شوم اعدام بر سر مردمی سنگینی میکند که زندگی، آزادی و کرامت انسانیشان در چنگال سرکوب گرفتار شده است. تأیید حکم اعدام زندانی سیاسی، منوچهر فلاح در زندان لاکان رشت، صدور حکم اعدام برای هموطن معترض عرب، ایلیا بن رشید در اصفهان، صدور حکم اعدام برای زندانی سیاسی، رضا زنگنه در زندان مرکزی کرج و یک زندانی دیگر به اتهام امنیتی به نام حسن گلشننژاد در زندان مشهد و همچنین تداوم موج اعدامها در ایران و حضور صدها و هزاران زندانی در صف اعدام، زنگ خطری است که نمیتوان در برابر آن سکوت کرد.
اعدام در ایران تنها پایان دادن به زندگی یک شخص نیست؛ بلکه زخمی عمیق بر پیکر جامعه، ابزاری برای داغدار کردن ابدی خانوادهها و وسیلهای جهت گسترش ترس و خاموش کردن صدای اعتراض مردم است. اما تاریخ نشان داده است که هیچ طنابِ داری نمیتواند آرزوی آزادی و برابری را از دل انسانها بیرون بکشد و هیچ سرکوبی قادر نیست برای همیشه صدای حقخواهی را خاموش کند.
آمار هولناک اعدامها توسط حکومت مستبد حاکم بر کشورمان در مهرماه، چهره عریان این سرکوب را آشکار میکند: بنا بر آمار ارائهشده، دستکم ۸۷ تن تنها در ۲۰ روز اخیر اعدام شدهاند که در میان آنان ۷ زندانی سیاسی و ۲ زن نیز حضور دارند.
در چنین شرایطی، موضعگیری خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران علیه اعدامها و گسترش سرکوب مردم، بار دیگر اهمیت توجه و واکنش جامعه جهانی به نقض حقوق بشر در ایران را برجسته میکند. دفاع از حق حیات، آزادی بیان و حق اعتراض، مسئولیتی انسانی است که نباید در مرزهای سیاسی متوقف شود.
امروز، همه زندانیان محکوم به اعدام به صدای ما نیاز دارند. نباید اجازه دهیم نام آنان در سکوت و بیتفاوتی گم شود. هر قدم در راه لغو مجازات اعدام، گامی به سوی جامعهای آزادتر و انسانیتر است.
از همه مردم آزادیخواه، خانوادههای دادخواه، فعالان حقوق بشر، فعالان سیاسی و صنفی و وجدانهای بیدار میخواهیم که در برابر موج اعدامها سکوت نکنند؛ صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند، این احکام را محکوم کنند و برای توقف اعدامها و لغو این مجازات غیرانسانی، همبستگی خود را گسترش دهند.
موفقیت ما در توقف ماشین اعدام، کشتار و سرکوب، تنها به همبستگی ما بستگی دارد. برای این هدف مهم متحد شویم.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۵ آبانماه ۱۴۰۵، در هفته صد و چهل و چهارم در ۶۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایرانشهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعهسرا، زندان درهشهر ایلام و زندان مشکینشهر.
هفته صد و چهل و چهارم
۵ آبان ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
بار دیگر سایه شوم اعدام بر سر مردمی سنگینی میکند که زندگی، آزادی و کرامت انسانیشان در چنگال سرکوب گرفتار شده است. تأیید حکم اعدام زندانی سیاسی، منوچهر فلاح در زندان لاکان رشت، صدور حکم اعدام برای هموطن معترض عرب، ایلیا بن رشید در اصفهان، صدور حکم اعدام برای زندانی سیاسی، رضا زنگنه در زندان مرکزی کرج و یک زندانی دیگر به اتهام امنیتی به نام حسن گلشننژاد در زندان مشهد و همچنین تداوم موج اعدامها در ایران و حضور صدها و هزاران زندانی در صف اعدام، زنگ خطری است که نمیتوان در برابر آن سکوت کرد.
اعدام در ایران تنها پایان دادن به زندگی یک شخص نیست؛ بلکه زخمی عمیق بر پیکر جامعه، ابزاری برای داغدار کردن ابدی خانوادهها و وسیلهای جهت گسترش ترس و خاموش کردن صدای اعتراض مردم است. اما تاریخ نشان داده است که هیچ طنابِ داری نمیتواند آرزوی آزادی و برابری را از دل انسانها بیرون بکشد و هیچ سرکوبی قادر نیست برای همیشه صدای حقخواهی را خاموش کند.
آمار هولناک اعدامها توسط حکومت مستبد حاکم بر کشورمان در مهرماه، چهره عریان این سرکوب را آشکار میکند: بنا بر آمار ارائهشده، دستکم ۸۷ تن تنها در ۲۰ روز اخیر اعدام شدهاند که در میان آنان ۷ زندانی سیاسی و ۲ زن نیز حضور دارند.
در چنین شرایطی، موضعگیری خانم مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران علیه اعدامها و گسترش سرکوب مردم، بار دیگر اهمیت توجه و واکنش جامعه جهانی به نقض حقوق بشر در ایران را برجسته میکند. دفاع از حق حیات، آزادی بیان و حق اعتراض، مسئولیتی انسانی است که نباید در مرزهای سیاسی متوقف شود.
امروز، همه زندانیان محکوم به اعدام به صدای ما نیاز دارند. نباید اجازه دهیم نام آنان در سکوت و بیتفاوتی گم شود. هر قدم در راه لغو مجازات اعدام، گامی به سوی جامعهای آزادتر و انسانیتر است.
از همه مردم آزادیخواه، خانوادههای دادخواه، فعالان حقوق بشر، فعالان سیاسی و صنفی و وجدانهای بیدار میخواهیم که در برابر موج اعدامها سکوت نکنند؛ صدای زندانیان محکوم به اعدام باشند، این احکام را محکوم کنند و برای توقف اعدامها و لغو این مجازات غیرانسانی، همبستگی خود را گسترش دهند.
موفقیت ما در توقف ماشین اعدام، کشتار و سرکوب، تنها به همبستگی ما بستگی دارد. برای این هدف مهم متحد شویم.
اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» سهشنبه ۵ آبانماه ۱۴۰۵، در هفته صد و چهل و چهارم در ۶۶ زندان زیر در اعتصاب غذا هستند:
زندان اوین (بندهای زنان و مردان)، زندان قزلحصار (واحدهای ۲، ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرمآباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسدآباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز (بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادلآباد شیراز (بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان (بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد (بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت (بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزلآباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور، زندان گچساران، زندان نور، زندان ایرانشهر، زندان بندرعباس، زندان ضیابر صومعهسرا، زندان درهشهر ایلام و زندان مشکینشهر.
هفته صد و چهل و چهارم
۵ آبان ۱۴۰۵
#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام
#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
#بیانیه #نه_به_اعدام
@Tavaana_TavaanaTech
💔13🕊9❤3