«ساواک؛ افتخار ایران و پرویز ثابتی قهرمان ملی است»
از جایگاه کسی که سالها اسناد سازمان غرورآفرین ساواک را بررسی کرده، اذعان میکنم تلاشها و خدمات این سازمان هوشمند در احاطه مطلق بر اشرار مذهبی و سیاسی، اعجابانگیز و مایۀ افتخار، و قدرشناسی از آن و کارکنان خدومش یک وظیفۀ ملی است.
در این مقاله در پاسخ به ادعای مبتذل عباس میلانی مبنی بر "باز بودن دست مذهبیون"، با استناد به بیش از 200 سند، نشان دادهام که ساواک چگونه بر مذهبیون احاطه و اشراف مطلق داشته و احدی از مذهبیونی که در سیاست دخالت و شرارت میکردند، از تنبه و تبعید مصون نبودند:
http://dr-mr-reza.blogspot.com/2018/03/blog-post.html
به پاس خدمات و از خودگذشتگی ساواک و نیز تقبیح ظلم مستمری که به کارکنان خدوم ساواک شده، به جاست که در قدردانی از این سازمان هوشمند، یک شعار نمادین را همراه پیامهای خود کنیم تا اتحاد خود با ساواک و انزجار خویش از اشرار سیاسی و مذهبی مورد هدف ساواک را نشان دهیم:
#ProudOfSavak
M.R.Reza
@TwitterMamnoe
از جایگاه کسی که سالها اسناد سازمان غرورآفرین ساواک را بررسی کرده، اذعان میکنم تلاشها و خدمات این سازمان هوشمند در احاطه مطلق بر اشرار مذهبی و سیاسی، اعجابانگیز و مایۀ افتخار، و قدرشناسی از آن و کارکنان خدومش یک وظیفۀ ملی است.
در این مقاله در پاسخ به ادعای مبتذل عباس میلانی مبنی بر "باز بودن دست مذهبیون"، با استناد به بیش از 200 سند، نشان دادهام که ساواک چگونه بر مذهبیون احاطه و اشراف مطلق داشته و احدی از مذهبیونی که در سیاست دخالت و شرارت میکردند، از تنبه و تبعید مصون نبودند:
http://dr-mr-reza.blogspot.com/2018/03/blog-post.html
به پاس خدمات و از خودگذشتگی ساواک و نیز تقبیح ظلم مستمری که به کارکنان خدوم ساواک شده، به جاست که در قدردانی از این سازمان هوشمند، یک شعار نمادین را همراه پیامهای خود کنیم تا اتحاد خود با ساواک و انزجار خویش از اشرار سیاسی و مذهبی مورد هدف ساواک را نشان دهیم:
#ProudOfSavak
M.R.Reza
@TwitterMamnoe
Forwarded from 𝐋𝐈𝐎𝐍𝐒𝐔𝐍𝐈𝐑𝐀𝐍
🎖🎎
"به مناسبت سومين سالروز تولّد شاهزاده ايرانى به ايران دعوت شدم. نخستين فرزند پسر محمّدرضا شاه پهلوى. گارد ويژه در فرودگاه ايران به دنبال من آمد و در ميان درختان بلند و آفتاب درخشنده در خيابانهاى تهران به سمت منزل پادشاه ايران رهسپار شدم. در كاخ سلطنتى، شاه و سه قدم آنطرف تر همسرش همراه با دو نگهبان با لباسهاى مشكى و طرحهايى شبيه به گُل به رنگ طلا و فرزندشان پرنس رضا وارد اتاق شدند. در آن ميان ملكه كه در كنار همسر قرار داشت با صبورى براى او كتاب ميخواند و شاهزاده كوچك هم با آرامش در انتظار نشسته بود. از پادشاه خواستم تا در موقعيت خاص قرار بگيرد و تا جاى ممكن صورتش را به سمت من برگرداند. ايشان رو به من نشسته بود امّا هرگز نگاهش با نگاه من تلاقى نميكرد. چند بارى سعى كردم تا مستقيم به چشمان ايشان نگاه كنم كه نهايتاً موجب خنده شان شد و سالها بعد كه دوباره پادشاه را ديدم به من گفت: "اين عادت ما ايرانى هاست كه مستقيم به چشمان كسى نگاه نميكنيم، ولى تنديس شما به خوبى طراحى شد".
🖋📄از مقاله TIPI ITALIANI
مصاحبه با Gualberto Rocchi
آنچه گوالبرتو روچى را مشهور كرده است پرتره هاى بينظير او از خانواده هاى سلطنتى، بازيگران سينما و افراد معروفى است كه او در سفر به دور دنيا ملاقات كرده است. از جمله آثار او عبارتند از پرتره خاندان سلطنتى اسپانيا و هلند، پرتره خاندان سلطنتى ايران (شاهنشاه محمّدرضا و شاهزاده رضا پهلوى)، ميگوئل علمان (رئيس جمهور مكزيك)، آرتورو توسکانینی (رهبر اركستر ايتاليا)، سالوادور گوتا (نويسنده ايتاليايى)، ريچارد نيكسون (رئيس جمهور آمريكا)، ادوین آلدرین (فضانورد امريكايى كه قدم در ماه گذاشت)، هِنرى فوندا، جك نيكلسون رِكس هريسون، يول براينر (بازيگران هاليوود).
روچى فارغ التحصيل Brera Academy آكادمى هنرهاى زيبا و تحت نظر استادانى چون فرانسسكو مُسينا و مارينو مارينى بود. براى او سبك ميكلانژ، مبالغه انگيز و baroque بوده و با سليقه او يكسان نبود. او در آغاز مجسمه افراد خانواده خود را ساخت و سپس به ايجاد اثار سختتر مثل خلق تنديس كودكان كه هرگز ثابت نبوده و همواره در حركت هستند، پرداخت. پس از آن به كشورهاى مختلفى از جمله انگلستان، فرانسه، اسپانيا، ايالات متحده و بتدريج سراسر دنيا سفر كرد. متولّد ١٩١٤ در ميلان ايتاليا و در مقام ستوان دوم در بيست و پنج سالگى در جنگ جهانى دوم شركت كرد. در دوران جنگ سربازهاى ديگر براى او مدل شده و روچى پرتره هاى آنها را طراحى ميكرد. پس از پايان جنگ كار جدى خويش يعنى مجسمه سازى را ادامه داد. ابتدا در مؤسسات خصوصى ايتاليا و سپس در تمام دنيا آثار منحصر بفردى خلق نمود. روچى تا اواخر عمر اشتياق زيادى براى هنر، ساختن مجسمه و برپايىِ نمايشگاههاى بسيار داشت. از او با عنوان هنرمندى كه پنجاه سال در تنهايى Ottanta anni di scultura به سر ميبرد، ياد ميكنند.
#lionsuniran
@lionsunorder
"به مناسبت سومين سالروز تولّد شاهزاده ايرانى به ايران دعوت شدم. نخستين فرزند پسر محمّدرضا شاه پهلوى. گارد ويژه در فرودگاه ايران به دنبال من آمد و در ميان درختان بلند و آفتاب درخشنده در خيابانهاى تهران به سمت منزل پادشاه ايران رهسپار شدم. در كاخ سلطنتى، شاه و سه قدم آنطرف تر همسرش همراه با دو نگهبان با لباسهاى مشكى و طرحهايى شبيه به گُل به رنگ طلا و فرزندشان پرنس رضا وارد اتاق شدند. در آن ميان ملكه كه در كنار همسر قرار داشت با صبورى براى او كتاب ميخواند و شاهزاده كوچك هم با آرامش در انتظار نشسته بود. از پادشاه خواستم تا در موقعيت خاص قرار بگيرد و تا جاى ممكن صورتش را به سمت من برگرداند. ايشان رو به من نشسته بود امّا هرگز نگاهش با نگاه من تلاقى نميكرد. چند بارى سعى كردم تا مستقيم به چشمان ايشان نگاه كنم كه نهايتاً موجب خنده شان شد و سالها بعد كه دوباره پادشاه را ديدم به من گفت: "اين عادت ما ايرانى هاست كه مستقيم به چشمان كسى نگاه نميكنيم، ولى تنديس شما به خوبى طراحى شد".
🖋📄از مقاله TIPI ITALIANI
مصاحبه با Gualberto Rocchi
آنچه گوالبرتو روچى را مشهور كرده است پرتره هاى بينظير او از خانواده هاى سلطنتى، بازيگران سينما و افراد معروفى است كه او در سفر به دور دنيا ملاقات كرده است. از جمله آثار او عبارتند از پرتره خاندان سلطنتى اسپانيا و هلند، پرتره خاندان سلطنتى ايران (شاهنشاه محمّدرضا و شاهزاده رضا پهلوى)، ميگوئل علمان (رئيس جمهور مكزيك)، آرتورو توسکانینی (رهبر اركستر ايتاليا)، سالوادور گوتا (نويسنده ايتاليايى)، ريچارد نيكسون (رئيس جمهور آمريكا)، ادوین آلدرین (فضانورد امريكايى كه قدم در ماه گذاشت)، هِنرى فوندا، جك نيكلسون رِكس هريسون، يول براينر (بازيگران هاليوود).
روچى فارغ التحصيل Brera Academy آكادمى هنرهاى زيبا و تحت نظر استادانى چون فرانسسكو مُسينا و مارينو مارينى بود. براى او سبك ميكلانژ، مبالغه انگيز و baroque بوده و با سليقه او يكسان نبود. او در آغاز مجسمه افراد خانواده خود را ساخت و سپس به ايجاد اثار سختتر مثل خلق تنديس كودكان كه هرگز ثابت نبوده و همواره در حركت هستند، پرداخت. پس از آن به كشورهاى مختلفى از جمله انگلستان، فرانسه، اسپانيا، ايالات متحده و بتدريج سراسر دنيا سفر كرد. متولّد ١٩١٤ در ميلان ايتاليا و در مقام ستوان دوم در بيست و پنج سالگى در جنگ جهانى دوم شركت كرد. در دوران جنگ سربازهاى ديگر براى او مدل شده و روچى پرتره هاى آنها را طراحى ميكرد. پس از پايان جنگ كار جدى خويش يعنى مجسمه سازى را ادامه داد. ابتدا در مؤسسات خصوصى ايتاليا و سپس در تمام دنيا آثار منحصر بفردى خلق نمود. روچى تا اواخر عمر اشتياق زيادى براى هنر، ساختن مجسمه و برپايىِ نمايشگاههاى بسيار داشت. از او با عنوان هنرمندى كه پنجاه سال در تنهايى Ottanta anni di scultura به سر ميبرد، ياد ميكنند.
#lionsuniran
@lionsunorder
Forwarded from 𝐋𝐈𝐎𝐍𝐒𝐔𝐍𝐈𝐑𝐀𝐍
آثار تنديس پرتره شاهنشاه محمّدرضا
و شاهزاده رضا پهلوى توسط طراح ايتاليايى گوالبرتو روچى
🎖🎎
Sculpture art works of Shah Mohammad Reza & Prince Reza Pahlavi by Italian artist Gualberto Rocchi
#lionsuniran
@lionsunorder
و شاهزاده رضا پهلوى توسط طراح ايتاليايى گوالبرتو روچى
🎖🎎
Sculpture art works of Shah Mohammad Reza & Prince Reza Pahlavi by Italian artist Gualberto Rocchi
#lionsuniran
@lionsunorder
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هموطن ، اثری که فریاد مرگ بر دیکتاتور شما در مراسم #شجريان داشت و دارد ، آواز خوندن شما نخواهد داشت و ندارد!!!
#پیمان_نوین
👑شاهزاده خانمي كه هميشه ناشناس ماند
@TwitterMamnoe
#پیمان_نوین
👑شاهزاده خانمي كه هميشه ناشناس ماند
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اینگونه مرگ بر دیکتاتور گفتی و ما بار دیگر طنین اندازش خواهیم کرد...
#محمدرضاشجریان
نقاد بی رحم
@TwitterMamnoe
#محمدرضاشجریان
نقاد بی رحم
@TwitterMamnoe
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
محمدرضا #شجریان، ۳۰ مهر ۱۳۹۰:
این حکومت در ذات میخواد همه چیز زیر سلطه و در خدمتش باشه. نه یکریزه، ۱۰۰درصد
اینها هرگز با هنر کنار نمیان، هرگز و هرگز. همچنانکه ۱۴۰۰سال با هنر ما کنار نیومدن ونخواهند اومد. چون هرچیزی که حواس مردم رو از روحانیت به طرف دیگه بکشه اینها باهاش مخالفند
حافظه تاریخی
@TwitterMamnoe
این حکومت در ذات میخواد همه چیز زیر سلطه و در خدمتش باشه. نه یکریزه، ۱۰۰درصد
اینها هرگز با هنر کنار نمیان، هرگز و هرگز. همچنانکه ۱۴۰۰سال با هنر ما کنار نیومدن ونخواهند اومد. چون هرچیزی که حواس مردم رو از روحانیت به طرف دیگه بکشه اینها باهاش مخالفند
حافظه تاریخی
@TwitterMamnoe
داستان کوتاه و خلاصه است
همه ی وفاداران #انقلاب57 روشنفکر! نیستند
اما همه ی روشنفکران! به #انقلاب57 وفادارند
ordinary man
@TwitterMamnoe
همه ی وفاداران #انقلاب57 روشنفکر! نیستند
اما همه ی روشنفکران! به #انقلاب57 وفادارند
ordinary man
@TwitterMamnoe
صحنه هايى از تجمعات گسترده مقابل #بيمارستان_جم و ديگر نقاط #تهران.
درگيرى عوامل @khamanie_ir با مردم و شعارهاى #مرگ_بر_دیکتاتور و بيشرف، بيشرف تهران را در بر گرفته.
#مرگ_بر_کلیت_و_تمامیت_جمهوری_اسلامی
#پيمان_نوين https://www.instagram.com/p/CGGdrZXnC-5/?igshid=pxqbyub7ziwd
Hamid Mosadegh
@TwitterMamnoe
درگيرى عوامل @khamanie_ir با مردم و شعارهاى #مرگ_بر_دیکتاتور و بيشرف، بيشرف تهران را در بر گرفته.
#مرگ_بر_کلیت_و_تمامیت_جمهوری_اسلامی
#پيمان_نوين https://www.instagram.com/p/CGGdrZXnC-5/?igshid=pxqbyub7ziwd
Hamid Mosadegh
@TwitterMamnoe
Instagram
Hamid Mosadegh
صحنه هايى از تجمعات گسترده مقابل #بيمارستان_جم و ديگر نقاط #تهران. درگيرى عوامل @khamanie_ir با مردم و شعارهاى #مرگ_بر_دیکتاتور و بيشرف، بيشرف تهران را در بر گرفته. #مرگ_بر_کلیت_و_تمامیت_جمهوری_اسلامی #پيمان_نوين
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چه چیزی باعث میشه که بعضی از ما فکر کنیم باید درباره محل دفن پدر یک نفر نظر بدیم؟
Fardad Farahzad | فرداد فرحزاد
برای زدن این رژیم باید از نیروی خودش استفاده کرد! الان شرایط اتحاد و کار را تموم کردن فراهم هست یا مردم تهران میشینن دوباره تو زمین اصلاحات بازی بخورن یا برای اتحاد و زدن ضربه آخر تلاش میکنن! تا تهران بپا نخیزه این رژیم چمباتمهزنان به جان مال ایرانیان ول کن قدرت نیست!
Savche
@TwitterMamnoe
Fardad Farahzad | فرداد فرحزاد
برای زدن این رژیم باید از نیروی خودش استفاده کرد! الان شرایط اتحاد و کار را تموم کردن فراهم هست یا مردم تهران میشینن دوباره تو زمین اصلاحات بازی بخورن یا برای اتحاد و زدن ضربه آخر تلاش میکنن! تا تهران بپا نخیزه این رژیم چمباتمهزنان به جان مال ایرانیان ول کن قدرت نیست!
Savche
@TwitterMamnoe
این بدعت گذاری ها در دفن افراد سرشناس در مکانهای میراث ملی ایران واقعا وحشتناکه. تصور کنید فردا پس فردا کنار حافظ، سعدی و کوروش بزرگ هم کسی را بخواهند دفن کنند. این دیوانگی مختص این دیوانه خانه جمهوری اسلامیست
Sir Morgan Freeman
@TwitterMamnoe
Sir Morgan Freeman
@TwitterMamnoe
#رشتو انتقادی دربارهی #شجریان و «سمت درست تاریخ»:
۱.نوشتن این رشتو برای من در این شرایط سخت است، سوگوار پدرم هستم که بسیار شیفتهی شجریان بود و از کودکی ما را با صدای او آشنا کرد. خوب به یاد دارم آخر هفتههای دوران کودکیام را که پدرم با صدای بلند «عشق داند» و «خلوتگزیده»..
2.پخش میکرد و محزون مینشست به شنیدن. مادرم اعتراض میکرد، اندوهگین میشد، میگریست.. مادری که عاشق انواع و اقسام موسیقی پاپ و همچنین ویولن ایرانی بود و توان تحمل بلندای صدای تحریرها و اوجهای بیبدیل شجریان را نداشت. من نیز با نظر پدرم به جای ویولن ایرانی، کلاسیک آموختم و..
3.در سالهای نوجوانی چنان با موسیقی «سنتی» ایران بیگانه شدم که هرگز با پدرم به کنسرتهای شجریان نرفتم. اکنون معتقدم که تضاد شخصی و ظاهرا بیاهمیت میان مادر و پدرم به میانجی شجریان، نشاندهندهی مسالهی تاریخی عمیقتری بود که در این چند سال تلاش کردهام روی آن پژوهش کنم، پژوهشی ..
4.که با اتکا به آن به خود حق میدهم وقتیکه این شکل از تقدیس کاربران از سوژهی شجریان را میبینم، با دهان باز سرم را تکان بدهم!
«شجریان همواره در جای درست تاریخ ایستاد» «حیات شجریان همچون «تفنگم را بده تا ره بپویم» بود» و .. آیا چنین است؟ تاریخ چیز دیگری میگوید.
5.شجریان پیش از انقلاب یکی از دهها خوانندهی برنامهی گلها بود، به مدت ده سال. در تمامی این سالها شجریان فرصت اسطوره شدن و یکهتاز شدن داشت، اما این عرصه تا زمانیکه دهها خوانندهی محبوب در سبکهای مختلف با مخاطبان گسترده ظهور کرده بودند مجال پیدایی نداشت و ..
6.و تنها با پیروزی «انقلاب اسلامی» برای او مهیا شد.بگذارید موردی بگویم: صادق صبا در مستندی که بعد از ۸۸ از شجریان ساخت از دهان استاد چنین القا کرد که من «ایران ای سرای امید» را برای «مردم» خواندم و نه آیتالله خمینی و نظام تازهتاسیس جمهوری اسلامی. بنا بر اسناد موجود در نشریهی..
7.شورای نویسندگان و هنرمندان(ارگان فرهنگی-هنری حزب توده نزدیک به ابتهاج و لطفی) چنین ادعایی مشخصا دروغ است.«ایران ای سرای امید» متعلق به دورهی همراهی حزب توده با مشی ضدامپریالیستی جمهوری اسلامی و جزئی است از خدمات فرهنگی حزب توده به نظام. از آن گذشته سوژگی شجریان دقیقا همانی..
8.است که به جای وقع نهادن به اینکه آّهنگساز و ترانهسرا و اجراکنندگان یک قطعه کیست، خود را محق میداند هر قطعهای که خوانده را با خودش یکسان بپندارد! نوعی سوژگی پدر و مایل به مرکزیت یعنی سرکوب، تبعیض و طنین انداختن همان صدای بلندی که به میانجی پدرم در سالهای دههی ۷۰ در فضای ..
9.مردسالارانهی خانهی ما طنینانداز میشد و تسخیرش میکرد. باری، خود شجریان هم پیش از بازی بهرهجویانهای که بیبیسی و صادق صبا و اصلاحطلبان پلید پس از ۸۸ راه انداختند، هرگز ادعای ایستادن در سمت درست تاریخ را نداشت. او بیست سال پس از انقلاب، موسیقی خود را در مجموعهی ..
10.یک زبان(فارسی) یک پرچم(جمهوری اسلامی) و یک موسیقی(موسیقی «اصیل» به نمایندگی خودش) قرار میداد و میگفت چون برایش هنر و نه سیاست مهم است دوستان فراوانی در میان روحانیون حاکم پیدا کرده است(که لابد در سالهای ممنوعیت کنسرت برای اکثریت موسیقیدانان، امکان پخش و اجرای تور در ..
11.در سرتاسر کشور را برایش فراهم کردند). اما برای ذکر نمونهی دقیقتری از سوژگی سلطهی شجریان در رابطه با آثاری که با همراهیاش تولید شده و نشان دادن منطق پیشگفته، میشود رجوع کرد به اسناد حقوقی دادگاه حق مولفی که یک طرفش شجریان و طرف دیگرش یکی از استادان او «فرامرز پایور» بودند
12.و شجریان مدعی اعظم سود اثری بود که تنها در آن آواز خوانده بود! همچنانکه ردپای همین سوژگی سلطهجو -که با شکل دادن ج ا به میدان موسیقی پس از انقلاب استاد را یکهتاز کرده بود- در اختلافاتی که شجریان با همکاران قدیمی و قدری مانند محمدرضا لطفی پیدا میکند هم آشکار است.
13.اما صادق صبا برای نشان دادن نسبت شجریان با نظام تازهتاسیس جمهوری اسلامی میتوانست به «ربنا» رجوع کند، اثری که شجریان با مهارت در اولین رمضان پس از «انقلاب اسلامی» به جای ربنای خوانندهی دیگری به نام «ذبیحی» خواند که در آیینهای مذهبی و رسمی شاهنشاهی ظاهر میشد، خوانندهای که
14.بعدتر به فرمان آیتالله خلخالی تکه تکه شد. درست در همان زمانهای که ربنای «زیبا»ی شجریان از تمامی بلندگوهای موجود با صدای بلند پخش میشد؛ به مثابهی عنصری از حال و هوای روحانی یک «امت مسلمان» انقلابی در ماههای رمضان همان سالها.
15.نقب بزنیم به بُعد دیگری از سوژگی شجریان. مشهور است که در دههی ۶۰ شمسی، رادیو و تلویزیون دو جور موسیقی پخش میکرد: یا سرود و نوحهی جنگی و انقلابی و یا صدای محمدرضا شجریان.
آیدین آریآ
ادامه👇
@TwitterMamnoe
۱.نوشتن این رشتو برای من در این شرایط سخت است، سوگوار پدرم هستم که بسیار شیفتهی شجریان بود و از کودکی ما را با صدای او آشنا کرد. خوب به یاد دارم آخر هفتههای دوران کودکیام را که پدرم با صدای بلند «عشق داند» و «خلوتگزیده»..
2.پخش میکرد و محزون مینشست به شنیدن. مادرم اعتراض میکرد، اندوهگین میشد، میگریست.. مادری که عاشق انواع و اقسام موسیقی پاپ و همچنین ویولن ایرانی بود و توان تحمل بلندای صدای تحریرها و اوجهای بیبدیل شجریان را نداشت. من نیز با نظر پدرم به جای ویولن ایرانی، کلاسیک آموختم و..
3.در سالهای نوجوانی چنان با موسیقی «سنتی» ایران بیگانه شدم که هرگز با پدرم به کنسرتهای شجریان نرفتم. اکنون معتقدم که تضاد شخصی و ظاهرا بیاهمیت میان مادر و پدرم به میانجی شجریان، نشاندهندهی مسالهی تاریخی عمیقتری بود که در این چند سال تلاش کردهام روی آن پژوهش کنم، پژوهشی ..
4.که با اتکا به آن به خود حق میدهم وقتیکه این شکل از تقدیس کاربران از سوژهی شجریان را میبینم، با دهان باز سرم را تکان بدهم!
«شجریان همواره در جای درست تاریخ ایستاد» «حیات شجریان همچون «تفنگم را بده تا ره بپویم» بود» و .. آیا چنین است؟ تاریخ چیز دیگری میگوید.
5.شجریان پیش از انقلاب یکی از دهها خوانندهی برنامهی گلها بود، به مدت ده سال. در تمامی این سالها شجریان فرصت اسطوره شدن و یکهتاز شدن داشت، اما این عرصه تا زمانیکه دهها خوانندهی محبوب در سبکهای مختلف با مخاطبان گسترده ظهور کرده بودند مجال پیدایی نداشت و ..
6.و تنها با پیروزی «انقلاب اسلامی» برای او مهیا شد.بگذارید موردی بگویم: صادق صبا در مستندی که بعد از ۸۸ از شجریان ساخت از دهان استاد چنین القا کرد که من «ایران ای سرای امید» را برای «مردم» خواندم و نه آیتالله خمینی و نظام تازهتاسیس جمهوری اسلامی. بنا بر اسناد موجود در نشریهی..
7.شورای نویسندگان و هنرمندان(ارگان فرهنگی-هنری حزب توده نزدیک به ابتهاج و لطفی) چنین ادعایی مشخصا دروغ است.«ایران ای سرای امید» متعلق به دورهی همراهی حزب توده با مشی ضدامپریالیستی جمهوری اسلامی و جزئی است از خدمات فرهنگی حزب توده به نظام. از آن گذشته سوژگی شجریان دقیقا همانی..
8.است که به جای وقع نهادن به اینکه آّهنگساز و ترانهسرا و اجراکنندگان یک قطعه کیست، خود را محق میداند هر قطعهای که خوانده را با خودش یکسان بپندارد! نوعی سوژگی پدر و مایل به مرکزیت یعنی سرکوب، تبعیض و طنین انداختن همان صدای بلندی که به میانجی پدرم در سالهای دههی ۷۰ در فضای ..
9.مردسالارانهی خانهی ما طنینانداز میشد و تسخیرش میکرد. باری، خود شجریان هم پیش از بازی بهرهجویانهای که بیبیسی و صادق صبا و اصلاحطلبان پلید پس از ۸۸ راه انداختند، هرگز ادعای ایستادن در سمت درست تاریخ را نداشت. او بیست سال پس از انقلاب، موسیقی خود را در مجموعهی ..
10.یک زبان(فارسی) یک پرچم(جمهوری اسلامی) و یک موسیقی(موسیقی «اصیل» به نمایندگی خودش) قرار میداد و میگفت چون برایش هنر و نه سیاست مهم است دوستان فراوانی در میان روحانیون حاکم پیدا کرده است(که لابد در سالهای ممنوعیت کنسرت برای اکثریت موسیقیدانان، امکان پخش و اجرای تور در ..
11.در سرتاسر کشور را برایش فراهم کردند). اما برای ذکر نمونهی دقیقتری از سوژگی سلطهی شجریان در رابطه با آثاری که با همراهیاش تولید شده و نشان دادن منطق پیشگفته، میشود رجوع کرد به اسناد حقوقی دادگاه حق مولفی که یک طرفش شجریان و طرف دیگرش یکی از استادان او «فرامرز پایور» بودند
12.و شجریان مدعی اعظم سود اثری بود که تنها در آن آواز خوانده بود! همچنانکه ردپای همین سوژگی سلطهجو -که با شکل دادن ج ا به میدان موسیقی پس از انقلاب استاد را یکهتاز کرده بود- در اختلافاتی که شجریان با همکاران قدیمی و قدری مانند محمدرضا لطفی پیدا میکند هم آشکار است.
13.اما صادق صبا برای نشان دادن نسبت شجریان با نظام تازهتاسیس جمهوری اسلامی میتوانست به «ربنا» رجوع کند، اثری که شجریان با مهارت در اولین رمضان پس از «انقلاب اسلامی» به جای ربنای خوانندهی دیگری به نام «ذبیحی» خواند که در آیینهای مذهبی و رسمی شاهنشاهی ظاهر میشد، خوانندهای که
14.بعدتر به فرمان آیتالله خلخالی تکه تکه شد. درست در همان زمانهای که ربنای «زیبا»ی شجریان از تمامی بلندگوهای موجود با صدای بلند پخش میشد؛ به مثابهی عنصری از حال و هوای روحانی یک «امت مسلمان» انقلابی در ماههای رمضان همان سالها.
15.نقب بزنیم به بُعد دیگری از سوژگی شجریان. مشهور است که در دههی ۶۰ شمسی، رادیو و تلویزیون دو جور موسیقی پخش میکرد: یا سرود و نوحهی جنگی و انقلابی و یا صدای محمدرضا شجریان.
آیدین آریآ
ادامه👇
@TwitterMamnoe
15.نقب بزنیم به بُعد دیگری از سوژگی شجریان. مشهور است که در دههی ۶۰ شمسی، رادیو و تلویزیون دو جور موسیقی پخش میکرد: یا سرود و نوحهی جنگی و انقلابی و یا صدای محمدرضا شجریان. در تمامی این سالها، با خاموشی مطلق نمایندگان محبوب و توانای دیگر سبکهای موسیقی بود که شجریان سردمدار..
16.شد. سرگذشت موسیقیدانان راندهشده از درگاه «انقلاب اسلامی»، شکستخوردگان، آنانکه همچون محمدرضا شجریان «در طرف درست تاریخ» نایستادند هم مطابق انتظار صدایی ندارد. به جز آنکه میدانیم در تمامی سالهای یکهتازی شجریان و همراهانش، نه تنها اعتراض عمدهای علیه سانسور دیگر انواع
17.موسیقی و همصنفهای خود از جانب اینان صورت نگرفت که به نقل از فروغ بهمنپور حتی شبههی این وجود دارد که خود راسا اقدام به جلوگیری از بازگشت برخی از آوازخوانان به رادیو میکردند. در اینجا صحبت از خوانندهای به نام «محمودی خوانساری» است، یکی از آوازخوانانی که
18.در سمت درست تاریخ نایستاد، خودی نشد و در ۵۰ سالگی همان زمان سکته کرد و مرد. نامی ندارد، به خصوص برای خیل عظیم کسانی که مواجههشان با شجریان، نه به عنوان یکی -و تنها یکی- از قلههای صد سال آوازِ یکی – و تنها یکی- از انواع موسیقی «ایرانی» است که با چشم و گوشهایی بسته، ..
19.با قاب کردن یک جملهی «من صدای همین خس و خاشاکم»، به انضمام زمزمهی چند تا از تصانیفی -که خود استاد ماهیتا کمارزشتر از آوازهایش میدانست- به ارگاسمی سیاه میرسند که با تحقیر منتقدان، در چشم تاریخ خاک میپاشد. میتوانم صفحهها بنویسم اما توان ندارم.
20.ناگفته نباشد که این سوژگی سلطه چندین و چند بعد بااهمیت دیگر دارد، مادهی موسیقایی و فرم خواندن، مرکز حفظ و اشاعه، تضاد واقعی و ارتجاعی با موسیقیهای مترقیای همچون پاپ دههی ۵۰، ملیتگرایی سرکوبگرانهی تاریخی، خلقیاتسازی غمبار از تاریخ مستمر «ملت» ایران و فرهنگ عرفانی آن..
21.که همه موضوعات کتابی است که به تفضیل حول سوژگی تاریخی شجریان و موسیقی «اصیل» و تاریخ انتقادی موسیقی در ایران در دست نوشتن دارم.
آیدین آریا
همه حکومت های انقلابی دیکتاتور برای کنترل اذهان نیاز به تسلط کامل به هنر دارند تا بتوانند فرهنگ سازی خودشان را بکنند. در این شرایط اکثر هنرمندان از خودفروشی سرباز می زنند و امثال شجریان ها و مایاکوفسکی ها با خودفروشی و قبول مسئولیت پروپاگاندا برای رژیم به شهرت و مقام و ثروت می رسند
P.star
@TwitterMamnoe
16.شد. سرگذشت موسیقیدانان راندهشده از درگاه «انقلاب اسلامی»، شکستخوردگان، آنانکه همچون محمدرضا شجریان «در طرف درست تاریخ» نایستادند هم مطابق انتظار صدایی ندارد. به جز آنکه میدانیم در تمامی سالهای یکهتازی شجریان و همراهانش، نه تنها اعتراض عمدهای علیه سانسور دیگر انواع
17.موسیقی و همصنفهای خود از جانب اینان صورت نگرفت که به نقل از فروغ بهمنپور حتی شبههی این وجود دارد که خود راسا اقدام به جلوگیری از بازگشت برخی از آوازخوانان به رادیو میکردند. در اینجا صحبت از خوانندهای به نام «محمودی خوانساری» است، یکی از آوازخوانانی که
18.در سمت درست تاریخ نایستاد، خودی نشد و در ۵۰ سالگی همان زمان سکته کرد و مرد. نامی ندارد، به خصوص برای خیل عظیم کسانی که مواجههشان با شجریان، نه به عنوان یکی -و تنها یکی- از قلههای صد سال آوازِ یکی – و تنها یکی- از انواع موسیقی «ایرانی» است که با چشم و گوشهایی بسته، ..
19.با قاب کردن یک جملهی «من صدای همین خس و خاشاکم»، به انضمام زمزمهی چند تا از تصانیفی -که خود استاد ماهیتا کمارزشتر از آوازهایش میدانست- به ارگاسمی سیاه میرسند که با تحقیر منتقدان، در چشم تاریخ خاک میپاشد. میتوانم صفحهها بنویسم اما توان ندارم.
20.ناگفته نباشد که این سوژگی سلطه چندین و چند بعد بااهمیت دیگر دارد، مادهی موسیقایی و فرم خواندن، مرکز حفظ و اشاعه، تضاد واقعی و ارتجاعی با موسیقیهای مترقیای همچون پاپ دههی ۵۰، ملیتگرایی سرکوبگرانهی تاریخی، خلقیاتسازی غمبار از تاریخ مستمر «ملت» ایران و فرهنگ عرفانی آن..
21.که همه موضوعات کتابی است که به تفضیل حول سوژگی تاریخی شجریان و موسیقی «اصیل» و تاریخ انتقادی موسیقی در ایران در دست نوشتن دارم.
آیدین آریا
همه حکومت های انقلابی دیکتاتور برای کنترل اذهان نیاز به تسلط کامل به هنر دارند تا بتوانند فرهنگ سازی خودشان را بکنند. در این شرایط اکثر هنرمندان از خودفروشی سرباز می زنند و امثال شجریان ها و مایاکوفسکی ها با خودفروشی و قبول مسئولیت پروپاگاندا برای رژیم به شهرت و مقام و ثروت می رسند
P.star
@TwitterMamnoe
Twitter
((P.Star)) (@patrickestarian) | Twitter
The latest Tweets from ((P.Star)) (@patrickestarian). Father of Terrific Cat Lover Libertarian. FL
به شخصه انتخاب بنده در دنیای شجریان ها، فریدون فرخزاد هاست.
فلسفه وجودی هنر جدای زیبایی آن، روشنگری است.
فرخزاد، هنرمند روشنگر و مردمی بود که جلوتر از رانتخواران اصلاح طلب ندای مرگ بر دیکتاتور سر داد و حتی جانش را فدای میهن کرد.
Soheyl Heydari
@TwitterMamnoe
فلسفه وجودی هنر جدای زیبایی آن، روشنگری است.
فرخزاد، هنرمند روشنگر و مردمی بود که جلوتر از رانتخواران اصلاح طلب ندای مرگ بر دیکتاتور سر داد و حتی جانش را فدای میهن کرد.
Soheyl Heydari
@TwitterMamnoe
ظاهرا پروژه ی شبه روشنفکران #انقلابی این است
"هر سلبریتی یک قانون اساسی"
سلبریتیهایی که یکدیگر را قبول ندارند
و شبه روشنفکرانی که نمیفهمند
قانون اساسی محصول فرد نیست
بلکه مفهوم در هم تنیده ای از الزامات تاریخی و فهم جمعی است
#بازگشت_به_مشروطه
ordinary man
@TwitterMamnoe
"هر سلبریتی یک قانون اساسی"
سلبریتیهایی که یکدیگر را قبول ندارند
و شبه روشنفکرانی که نمیفهمند
قانون اساسی محصول فرد نیست
بلکه مفهوم در هم تنیده ای از الزامات تاریخی و فهم جمعی است
#بازگشت_به_مشروطه
ordinary man
@TwitterMamnoe