RADIO | علی‌جاه شهربانویی
6.63K subscribers
14.6K photos
3.35K videos
140 files
4.11K links
برای مدیران عامل و صاحبان کسب‌وکار

تصمیم‌های بهتر در بازاریابی، تبلیغات، برند، فروش و AI

علیجاه شهربانویی | مشاور ارشد بازاریابی و برندینگ

https://alijah.work/
Download Telegram
🔻چرا بسیاری از جلسات بازاریابی بی‌نتیجه‌اند؟

به نظرم یکی از دلایل مهم این است که مدیران ارشد و مدیران بازاریابی، آگاهانه یا ناآگاهانه، بیشتر وقت خود را صرف تاکتیک‌ها می‌کنند تا استراتژی.

البته این به آن معنا نیست که مدیران نباید درباره کمپین‌ها، تبلیغات یا حتی الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی بدانند. اتفاقا در برخی پروژه‌های حساس، ورود مستقیم مدیران ارشد به این موضوعات ضروری است.

اما یک مسئله وجود دارد.
بحث درباره کمپین‌های تبلیغاتی جذاب است.
بحث درباره الگوریتم اینستاگرام جذاب است.
اما طراحی استراتژی بازاریابی جذابیت کمتری دارد.


استراتژی نیازمند تحلیل، مطالعه، تصمیم‌گیری‌های دشوار و گاهی بررسی طولانی‌مدت نظراتی است که از سوی مشاوران یا متخصصان مطرح می‌شود.

به همین دلیل گاهی مشاهده می‌کنیم ساعت‌ها درباره اجرای یک کمپین گفتگو می‌شود، اما درباره این سوال که «اصلاً قرار است از چه مسیری رشد کنیم؟» بحث جدی شکل نمی‌گیرد.

مالکوم مک‌دونالد سال‌ها پیش به این مسئله اشاره کرده بود که بسیاری از شرکت‌ها تصور می‌کنند درباره استراتژی بازاریابی صحبت می‌کنند، در حالی که در عمل درباره تاکتیک‌ها حرف می‌زنند.


نتیجه هم مشخص است.
سازمان درباره ابزارها تصمیم می‌گیرد، اما درباره مسیر تصمیم نمی‌گیرد.
و معمولا جلسات بازاریابی از همین نقطه بی‌نتیجه می‌شوند.
در ادامه در مورد زوایای دیگر این موضوع صحبت خواهم کرد.
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh

ایسمینار - وبینار برگزار کنید، وبینار شرکت کنید
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👏2👍1
🩺  آناتومی رشد سلیقه‌ای و پروتکل درمان آن

چرا بعضی کسب‌وکارها با وجود تلاش زیاد، درجا می‌زنند؟ پاسخ در «رشد سلیقه‌ای» نهفته است. در این ویدیو، از زاویه مشاوره مدیریت به این معضل نگاه کرده‌ام.

✅ آنچه در این ویدیو مرور می‌کنیم:

۱. نشانه‌های ابتلای سازمان به مدیریت سلیقه‌ای
۲. نقشه راه درمان: چطور به مدل‌های رشد سیستماتیک بازگردیم؟

دیدن این ویدیو برای مدیران شرکت‌های متوسط و بزرگ که به دنبال بهره‌وری، حفظ موقعیت رقابتی و توسعه پایدار هستند، مفید است.

📱 لینک مشاهده: توسعه کسب‌وکار یا قمار پرهزینه؟


〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
🙏بیش از ۵۰۰۰ ثبت‌نام در ایسمینار.

از اعتمادتان ممنونم. از اینکه حرف‌هایم را شنیدید.

من خودم را هیچ‌وقت در جایگاه مدرس ندیدم. همیشه خودم را در حد یک ارائه‌کننده دیدم. کسی که تجربه‌هایش را با شما در میان می‌گذارد. نه بیشتر.

این عدد برای من یعنی مسئولیت و مطالعه بیشتر.

باز هم ممنون از همراهی‌تان.

〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8👍3
🔻گادین در مقابل سایر متفکران حوزه استراتژی، برندسازی و بازاریابی

سال‌هاست که ست گادین در ایران یکی از محبوب‌ترین چهره‌های حوزه بازاریابی است.
کتاب‌هایش بارها ترجمه شده‌اند، نقل‌قول‌هایش به وفور بازنشر می‌شوند و در بسیاری از دوره‌ها و رویدادهای بازاریابی نام او به عنوان یکی از مهم‌ترین متفکران این حوزه مطرح می‌شود.
من هم از این قاعده مستثنی نیستم و در برخی مطالب و کلاس‌هایم به بعضی از ایده‌های او اشاره کرده‌ام.

⏺اما یک نکته مهم وجود دارد:
اگر بخواهیم درباره بازاریابی استراتژیک در سطح حرفه‌ای و دانشگاهی دنیا صحبت کنیم، معمولا بحث از ست گادین آغاز نمی‌شود.
نام‌هایی مانند پیتر دراکر، مایکل پورتر، فیلیپ کاتلر، مالکوم مک‌دونالد، ژان نوئل کاپفرر، بایرون شارپ، تئودور لویت و دیوید آکر سهم بسیار پررنگ‌تری در شکل‌گیری دانش بازاریابی و برندینگ دارند.

دلیلش هم روشن است.

بیشتر آثار ست گادین بر روایت، الهام‌بخشی، متفاوت بودن و جلب توجه تمرکز دارند.

اما بسیاری از متفکران بزرگ بازاریابی تلاش کرده‌اند به سوالات سخت‌تری پاسخ دهند:
چگونه بازار انتخاب کنیم؟
چگونه مزیت رقابتی بسازیم؟
چگونه منابع را تخصیص دهیم؟
چگونه رشد را اندازه‌گیری کنیم؟
چگونه درباره ریسک تصمیم بگیریم؟

حتی بایرون شارپ که یکی از تاثیرگذارترین پژوهشگران بازاریابی سال‌های اخیر محسوب می‌شود، برخی از مشهورترین ایده‌های ست گادین را زیر سوال می‌برد.

گادین معتقد است برندها باید برای گروهی کوچک از طرفداران وفادار، محصولی متفاوت و قابل توجه خلق کنند تا همین افراد پیام برند را منتشر کنند.
اما شارپ با تکیه بر داده‌های گسترده بازارها نشان می‌دهد که رشد برندها معمولا از طریق دسترسی به خریداران بیشتر اتفاق می‌افتد، نه از طریق تکیه بر گروه کوچکی از هواداران وفادار.

به همین دلیل به نظر من ست گادین را باید در جایگاه واقعی خودش دید.
او یک روایت‌ساز بسیار موفق است.

اما اگر قرار باشد درباره طراحی استراتژی بازاریابی، رقابت، تخصیص منابع و رشد کسب‌وکار صحبت کنیم، معمولا باید سراغ متفکران دیگری رفت.
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤3👌3
🔴 اگر بخواهیم با نگاهی طنز به این تصویر نگاه کنیم، بیشتر شبیه آن دسته از برنامه‌های ارتباطی است که ظاهر بسیار جذاب و پرزرق‌وبرقی دارند، اما وقتی به محصول یا خدمتی که ارائه می‌کنند، می‌رسیم چندان خوب نیست. البته تاکید می‌کنم که این برداشت صرفا از جنبه طنز ماجراست.

در واقع این‌که تیم ملی ترکیه با چنین برنامه و کمپینی راهی جام جهانی شده، به خودی خود ایده جالب و قابل توجهی بوده است.

فقط خواستم اشاره‌ای داشته باشم به این‌که حذف زودهنگام ترکیه و نتیجه‌ای که در ادامه رقم خورد، ناخودآگاه ما را یاد همان موضوعی می‌اندازد که در بالا به آن اشاره کرده بودم.

〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌8
⏺ یک سوال طنز، یک پاسخ جدی

چند روزی است در شبکه اجتماعی ایکس، همان توییتر سابق، یک توییت وایرال شده که حتی امروز در کانال چت رادیو هم به آن اشاره شد. مضمونش هم این بود که «چرا شرکت های آب معدنی این همه تبلیغات می کنند؟ من که تا حالا نشده بر اساس تبلیغ، آب معدنی بخرم.»

این حرف از منظر غیرحرفه‌ای بامزه ولی کاملا اشتباه است و اما معمولا بیشتر از سوی افرادی مطرح می شود که کمتر با فضای ارتباطات، بازاریابی و تبلیغات درگیر بوده اند.

از طرف دیگر، شبکه ایکس هم ذات فضای انتقادی و طنز را دوست دارد و به همین دلیل چنین اظهارنظرهایی به راحتی مورد توجه قرار می گیرند و دست به دست می شوند.

اما یک نکته مهم در این میان وجود دارد که بارها در دوره های کمپین نویسی و مباحث ارتباطات به آن اشاره کرده ام. دوستان عزیز، کارکرد تبلیغات در کالاهایی با درگیری ذهنی پایین، با آن چیزی که معمولا تصور می کنیم متفاوت است.

در چنین کالاهایی قرار نیست یک تبلیغ، یک شبه رفتار مصرف کننده را تغییر دهد. شرکت ها سال ها و سال ها تبلیغ می کنند تا شاید به اندازه یک قدم از رقیب خود جلو بیفتند.

اما نکته اینجاست که همین فاصله های کوچک، وقتی در طول زمان روی هم انباشته می شوند، نتایج بزرگی می سازند. حاصل سال ها حضور مستمر در تبلیغات، شکل گیری یک برند قدرتمند است.

برندی که در نهایت فاصله قابل توجهی با رقبایی پیدا می کند که از این ابزار استفاده نکرده اند یا آن را جدی نگرفته اند.

البته در پایان باید به یک نکته مهم هم اشاره کنم. تبلیغات به تنهایی معجزه نمی کند و حتما باید در کنار راهبرد درست قرار بگیرد.

هر تبلیغی برای هر کالای تندمصرفی الزاما موفق نخواهد بود. آنچه نتیجه را می سازد، ترکیب تبلیغات مستمر با استراتژی درست، جایگاه یابی مناسب و درک دقیق بازار است.


〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10
💭 انتقال تجربه از استاد شهرزاد اسفرجانی

چندی پیش فرصتی فراهم شد تا به دعوت دوست خوبم، جناب آقای فرخ، در برنامه «یک شب مهتاب» حضور پیدا کنم. این افتخار را داشتم که در کنار جمعی از استادان و فرهیختگان عزیز، دیدار و گفت‌وگو داشته باشم.

در این میان، فرصتی دست داد تا در خدمت سرکار خانم شهرزاد اسفرجانی، از استادان گرانقدر باشم. ایشان یادداشتی را به من نشان دادند که حاوی نکات بسیار ارزشمندی درباره آینده بود.

ایشان با درایت همیشگی تاکید کردند که آینده روشن است اما این روشن بودن آینده به معنای بی‌نیازی از آمادگی نیست. به تعبیر ایشان، ما باید از امروز برای فردا آماده شویم.

در ادامه مثال بسیار ملموسی مطرح کردند: «آیا ما این توانایی را داریم که کسب‌وکار خود را در پنج دقیقه، به زبان انگلیسی و به شکلی حرفه‌ای، برای یک همکار یا شریک بین‌المللی معرفی کنیم؟»

پاسخ برخی احتمالا منفی است. ایشان اشاره کردند، این موضوع را یک ضعف نبینیم بلکه صرفا کاری است که هنوز انجام نشده و باید برای انجام آن برنامه‌ریزی کنیم.


به باور ایشان، در شرایطی که بسیاری از کسب‌وکارها امروز با محدودیت‌ها و دشواری‌های مختلف مواجه هستند، نباید از آماده‌سازی برای فردا غافل شوند.

باید از همین امروز زیرساخت‌ها، توانمندی‌ها و آمادگی‌های لازم را ایجاد کنیم تا زمانی که شرایط رونق و رشد دوباره فراهم شد، از رقبای داخلی و بین‌المللی عقب نمانیم.

آرزو می‌کنم همه استادان و راهنمایان دلسوزی که با دانش و تجربه خود مسیر را به ما نشان می‌دهند، همواره سلامت و پرانرژی باشند.
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👎1
🔻هزینه پنهان بودجه‌های تبلیغاتی
عدم رعایت فرآیند تحویل و دریافت پروژه‌های تبلیغاتی

یکی از هزینه‌های پنهانی که در بسیاری از کمپین‌های تبلیغاتی روی دست سازمان‌ها می‌ماند، نه در رسانه است و نه در تولید پیام خلاقانه.

مسئله از جای دیگری شروع می‌شود. از جایی که خودِ «مسئله تبلیغات» به‌درستی تعریف نشده است.
در بسیاری از سازمان‌ها، درخواست کمپین تبلیغاتی با استاندارد مشخصی نوشته نمی‌شود.

نه مسئله به‌صورت دقیق صورت‌بندی شده است، نه انتظار از خروجی روشن است، نه معیار موفقیت شفاف تعریف شده است.
در نتیجه، چیزی که سفارش داده می‌شود، الزاما چیزی نیست که بتواند مسئله واقعی کسب‌وکار را حل کند.
 
در گام بعدی، انتخاب تیم تولیدکننده کمپین هم کمتر بر اساس فرآیند انجام می‌شود و بیشتر بر اساس برداشت‌های سلیقه‌ای شکل می‌گیرد.
 
این کمپین «خوب به نظر می‌رسد» یا «قبلا جواب داده» یا «جذاب است» نه اینکه مشخص باشد دقیقا چه مسئله‌ای را حل می‌کند.
در نهایت هم تحویل پروژه، به جای اینکه خروجی یک فرآیند تعریف‌شده باشد، تبدیل می‌شود به نتیجه یک تعامل غیرسیستمی بین سفارش‌دهنده و اجراکننده.
 
💡نکته بسیارمهم:
در بسیاری از سازمان‌ها، ما برای حسابداری، تولید یا منابع انسانی فرآیند داریم، اما برای تبلیغات نه.
همه چیز بیشتر حسی و تجربه‌محور جلو می‌رود تا فرآیندمحور.
و دقیقا همین‌جاست که هزینه پنهان شکل می‌گیرد.
بودجه‌ای خرج می‌شود، کمپینی اجرا می‌شود، اما مسئله‌ای حل نمی‌شود.
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🗣اگر نسبت تعداد تبلیغات در یک صفحه المپیک داشت، قطعا ایران بااقتدار اول بود.

اما از شوخی گذشته یکی از دلایل این مشکل، حجم تولید محتوا و رسانه کم در وب فارسی است.
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👏4👍1🤮1
هزینه ساده‌گیری در انتخاب مدیران و مشاوران

سال‌ها پیش برای مشاوره به شرکتی رفته بودم.

در آخرین جلسه حضور  مسئول بازاریابی در آن مجموعه از او خواسته شد فعالیت‌هایی را که انجام داده بود برای من توضیح دهد.

در طول ارائه، مرتب از انواع اصطلاحات و مدلهای استراتژی، برند و بازاریابی صحبت کرد  اما هرچه جلوتر رفتیم، مشخص شد بخش زیادی از این مفاهیم یا نادرست فهمیده شده‌اند یا بدون پشتوانه اجرایی مطرح می‌شوند.

از او درباره تحقیقات بازار، داده‌های فروش، تحلیل‌ها و برخی گزارش‌های پایه سوال کردم.

پاسخ درستی وجود نداشت. حتی بخشی از داشبوردها و گزارش‌هایی که مبنای تصمیم‌گیری قرار گرفته بودند نیز اشکالات جدی داشتند.

در پایان جلسه، هنگام خروج ناگهان برگشت و گفت: «چرا اینقدر از فلان آژانس انتقاد می‌کنید؟»

من پاسخ همیشگی را دادم: «من آژانس‌ها را نقد نمی‌کنم. من کارها را نقد می‌کنم.»

بعدها متوجه شدم این فرد مدت کوتاهی قبل از حضور در آن شرکت، در یکی از آژانس‌ها مشغول فروش تلفنی و پیگیری سفارش‌های سایت بوده و بعد مستقیما به جایگاه مسئول بازاریابی رسیده است. چرا؟ به خاطر حقوق کم درخواستی!

چند وقت بعد نیز در لینکدین دیدم که عنوان شغلی خودش را بروز کرده:«معاونت سابق بازاریابی همان شرکتی که در آن مسوول بازاریابی بوده»! دقت بفرمایید:«معاونت»!

❗️این اتفاق فقط درباره یک فرد نیست.

مسئله اصلی این است که در بسیاری از کسب‌وکارها، فرآیند انتخاب مدیر، مشاور یا مسئول بازاریابی بیش از حد ساده گرفته می‌شود.

سوابق کاری را معمولا  بصورت جدی بررسی نمی‌کنیم.

ادعاهای افراد را راستی‌آزمایی نمی‌کنیم.

رزومه را می‌خوانیم اما با محل کارهای قبلی تماس نمی‌گیریم.


در چنین شرایطی طبیعی است که شایعه، برداشت شخصی و قضاوت‌های غیرحرفه‌ای جای ارزیابی واقعی را بگیرد.

بارها دیده‌ام که درباره یک مشاور، مدیر یا آژانس صحبت‌هایی نقل می‌شود که هیچ‌کس برای بررسی صحت آن‌ها زحمت چندانی به خود نمی‌دهد.

هزینه این ساده‌گیری معمولا خیلی بیشتر از زمانی است که برای ارزیابی دقیق افراد صرف می‌شود.

در انتخاب مدیران، مشاوران و همکاران کلیدی، خوش‌بینی به تنهایی کافی نیست.

💡سوال پرسیدن، بررسی سوابق، راستی‌آزمایی ادعاها و سختگیری حرفه‌ای، هزینه نیست بلکه بخشی از مسئولیت مدیریت است.

〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📩 لینک جهت ارسال ایده لایو
💡 فکر می‌کنی برای برندها ایده‌های بهتری داری؟

🚀 Big Idea Camp فرصتیه برای ارائه ایده روی چالش‌های واقعی برندهای سیلانه سبز.

🎯 انتخاب برند
🎤 ارسال ایده
🏆 انتخاب ۳۰ نفر برتر
🏕 بوت‌کمپ حضوری ۲ روزه
🎤 ارائه به مدیران سیلانه سبز
🚀 فرصت اجرای کمپین
💼 فرصت همکاری و استخدام

✅ شانس دریافت بورسیه بوت‌کمپ
✅ کار روی برندهای واقعی
✅ ارائه ایده به مدیران تصمیم‌گیر



⚠️ فقط ۱۰۰ ایده اول وارد فرآیند داوری خواهند شد.

برای مشاهده برندها و ارسال ایده:
لینک ارسال ایده
https://t.me/big_idea_camp
👎2❤1👍1
🤖 وبینار ویژه مدیران عامل و اعضای هیئت‌مدیره شرکت‌های متوسط و بزرگ

«هوش مصنوعی در سازمان. چگونه درباره AI و Agentic AI تصمیم درست بگیریم؟»

این وبینار برای مدیرانی است که می‌خواهند فراتر از هیجان بازار، درباره هوش مصنوعی تصمیم‌های درست و کم‌ریسک بگیرند.

در این جلسه درباره موارد زیر صحبت می‌کنیم:

▪️ مهم‌ترین برداشت‌های اشتباه مدیران درباره AI
▪️ کاربردهای واقعی AI در فروش، بازاریابی و تجربه مشتری
▪️ بصورت دقیق تعریفAgentic AI چیست و چه تفاوتی با AI رایج دارد؟
▪️ چگونه آمادگی سازمان را برای AI ارزیابی کنیم؟
▪️ چگونه پروژه‌های مناسب را انتخاب و اولویت‌بندی کنیم؟

در پایان نیز چارچوب‌ها و چک‌لیست‌های کاربردی برای ارزیابی آمادگی سازمان، انتخاب پروژه‌ها و تصمیم‌گیری مدیریتی ارائه خواهد شد.

این وبینار برای مدیران عامل، اعضای هیئت‌مدیره و مدیران ارشد شرکت‌های متوسط و بزرگ طراحی شده است.

⛓ اطلاعات بیشتر و ثبت‌نام
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤2
🔻تعارض فروش و بازاریابی از کجا می‌آید؟
از یک نقطه در ظاهر ساده اما بسیار مهم: «معیارهای متفاوت برای ارزیابی».


بازاریابی و فروش در بسیاری از سازمان‌ها با یک هدف ظاهری کار می‌کنند، اما با دو سیستم ارزیابی کاملا متفاوت سنجیده می‌شوند.

بازاریابی با چیزهایی مثل آگاهی، لید، نرخ تعامل، سهم ذهنی یا اثر کمپین ارزیابی می‌شود.
فروش با یک معیار ساده‌تر قضاوت می‌شود: میزان فروش.

اما چیزی که ما بازاریاب‌ها باید بدانیم این است که وقتی در مورد اهداف بازاریابی در سطح کلان صحبت می‌کنیم، یعنی میزان فروش در هر بخش از بازار.


بنابراین مشکل از جایی شروع می‌شود که این دو سیستم به هم وصل نشده‌اند.

بازاریابی ممکن است کمپینی را موفق بداند چون لید ایجاد کرده، اما فروش همان لید را «غیرقابل تبدیل» بداند.

در چنین شرایطی هر طرف بر اساس معیار خودش منطقی عمل می‌کند، اما خروجی نهایی برای سازمان غیرمنطقی به نظر می‌رسد.

ریشه مسئله این نیست که یکی درست می‌گوید و دیگری غلط.
ریشه این است که «تعریف موفقیت یکی نیست».

و تا وقتی این تعریف یکسان نشود، این تعارض ادامه خواهد داشت. یکی از کارهای مهمی که من سعی می‌کنم در سازمان انجام بدهم برقراری ارتباط سازنده بین این دو تیم است.
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
🗣پیش‌بینی عامل هوش مصنوعی اشتباه‌کننده در یک سریال طنز

⚠️ هشدار اسپویل برای سریال Disenchantment

چند وقت پیش در حال دیدن Disenchantment بودم و به یک سکانس جالب برخوردم که من را یاد Agentهای هوش مصنوعی انداخت.

نکته جالب اینجاست که این قسمت مربوط به سال ۲۰۱۸ است. یعنی سال‌ها قبل از اینکه ChatGPT و Agentها به موضوع داغ کسب و کارها تبدیل شوند.

در سریال، Odval که وزیر پادشاهی است، موجودی به نام Miss Moonpence را درون دیوارها دارد. یک چشم عجیب که بخشی از کارهایش را به او می سپارد. او اطلاعات جمع می کند، کارها را پیگیری می کند و عملا نقش یک Agent را دارد.

وقتی این صحنه را دیدم، با خودم گفتم چقدر تصور نویسندگان سریال به چیزی که امروز می بینیم نزدیک بوده است.

انگار از سال ها قبل ایده داشتن Agentهایی که به جای ما کار انجام می دهند را تصور کرده بودند.

❗️اما چیزی که بیشتر توجهم را جلب کرد، اشتباهات این Agent بود.

در بخشی از داستان، کارهایی که وزیر به آن سپرده بود، آن طور که انتظار داشت انجام نمی شود. این دقیقا همان چالشی است که امروز هم با Agentهای هوش مصنوعی داریم.

داشتن Agent کافی نیست. اگر Agent با هدف ما هم راستا نباشد و برای آن حلقه های کنترلی و بازخورد مناسب تعریف نکنیم، ممکن است کاری را انجام دهد که از نظر خودش درست است اما برای سازمان ما نتیجه اشتباه ایجاد کند.

💡واگذاری کار ساده است. کنترل و هم راستاسازی Agent با اهداف سازمان بخش مهم ماجراست.

〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤7👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👺 آقا یه ایده بده وایرال شیم یکم اسپانسر بیشتر دیده بشه! خیلی راضی نیست.

بیا دعوا کنیم.

〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😁11👍10🤣8🏆2
🔻چه زمانی آژانس را تغییر دهیم؟

آژانس‌های تبلیغاتی، چه بزرگ و چه کوچک، در عمل شبیه تیم‌های فوتبال هستند.
موفقیت آن‌ها فقط به برند آژانس وابسته نیست به ترکیب افراد، به ثبات تیم، و به حضور چهره‌های کلیدی بستگی دارد.

متاسفانه در بسیاری از پروژه‌ها، چیزی که نتیجه را می‌سازد «سیستم» نیست، بلکه افراد اصلی پشت اجرا هستند.
به همین دلیل هم هست که برخی آژانس‌ها با تغییر چند نیروی کلیدی، عملاً کیفیت خروجی متفاوتی پیدا می‌کنند.

این مسئله در آژانس‌هایی که فرآیندمحور نیستند پررنگ‌تر است چون دانش و کیفیت کار بیشتر در افراد است تا در سیستم.

💡در چنین شرایطی، سازمان‌ها باید یک واقعیت ساده را بپذیرند:
آژانس را نباید فقط به اسم یا سابقه آن قضاوت کرد. باید ترکیب فعلی تیم را رصد کرد.
و اگر چهره‌های کلیدی که کیفیت کار به آن‌ها وابسته بوده از ساختار خارج شوند، ادامه همکاری لزوماً منطقی نیست.

این موضوع نه احساسی است و نه شخصی بلکه یک تصمیم مبتنی بر کیفیت واقعی تحویل است.
در روزهای آینده بیشتر درباره این موضوع صحبت خواهم کرد.
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤1
🖤 یک رزومه‌ی عالی در جایگاه مدیریت دیجیتال مارکتینگ بدست من رسیده که شخصا تأییدش می‌کنم.


اگر در شرکت شما به دنبال جذب چنین نیرویی هستید، لطفا به من پیام دهید تا رزومه را برایتان ارسال کنم.

〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤2
🔻ای کاش پلیس راهنمایی و رانندگی بودم در لیختن‌اشتاین

اولین چیزی که بعد از دیدن بیلبورد نیلگام به ذهنم رسید این بود:
«وای خدا، بار پروردگارا! یعنی به کجا رسیدیم که باز بودن سفارت، تبدیل به مزیت رقابتی شده؟»

پیام کمپین محیطی نیلگام، تلخ بود و هم جلب‌توجه می‌کرد.

یک چیز دیگر هم توجهم را جلب کرد.اینکه چقدر این کپی، سرراست نوشته شده است.

همیشه در دوره‌های کمپین‌نویسی، می‌گویم خلاقیت در تبلیغات، الزاما طنز و انرژی مثبت نیست. گاهی یک مواجهه صریح و بی‌واسطه با مسئله، خلاقانه‌ترین ایده است.

💡نیلگام به جای «بزرگ‌ترین»، «بهترین»، «معتبرترین» و بقیه صفت‌های «ترین» که معمولا فقط برای دلخوشی سفارش‌دهنده در تبلیغات استفاده می‌شوند، مستقیم رفته سراغ چیزی که این روزها برای مخاطب اهمیت دارد.

روی بیلبوردها نوشته سفارت‌های استرالیا، انگلیس، آلمان و ... باز هستند.

این جمله را می‌شود دو جور خواند.
یا صرفا یک اشاره هوشمندانه و جسورانه برای جلب توجه است.
یا تلاشی است برای اینکه بگوید در روزهایی که بسیاری از مردم بابت شرایط جنگ و تعطیلی‌ها برای گرفتن ویزا و انجام کارهایشان سردرگم بودند، این مجموعه توانسته مسیر را برای مشتریانش باز نگه دارد- که به نظرم احتمال دوم به واقعیت نزدیک‌تر است.

اگر برداشت دوم درست باشد، اتفاقا این دیگر فقط یک کپی رایت خوب نیست تبدیل می‌شود به روایت کردن یک مزیت واقعی.

در هر دو حالت، از جسارت تیم خلاقه خوشم آمد.

چون برند به جای اینکه درباره خودش حرف بزند، درباره مسئله مخاطب حرف زده است.

اما با همه این‌ها، یک جمله مدام توی ذهنم تکرار می‌شد...

ای کاش پلیس راهنمایی و رانندگی بودم در لیختن‌اشتاین.

صبح‌ها می‌رفتم سر یک چهارراه خلوت، با دست اشاره می‌کردم که شما بفرمایید... حالا شما...
بعد هم سر ساعت برمی‌گشتم منزل.

گاهی فکر می‌کنم آرزوهای آدم چقدر کوچک می‌شوند.

اینکه در کشوری زندگی کنی که «باز بودن سفارت» نه خبر مهم باشد، نه تیتر رسانه‌ها و نه مزیت رقابتی یک بیلبورد.
〰️

علی‌جاه شهربانویی - مشاور بازاریابی و تبلیغات

یوتوب | وب‌سایت | اینستاگرام

🌐 @alijahsh
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11😢5