... و فرصت اندوه نیست
وگرنه وگرنه مگر ما چه میخواستیم که اینطور
به سنگدلی از ما دریغ شد...
هنوز و مدام دارم این چند خط را که سال ۹۴ در شعر آموزگار بزرگ نوشتم، تکرار میکنم.
#فریاد_ناصری
وگرنه وگرنه مگر ما چه میخواستیم که اینطور
به سنگدلی از ما دریغ شد...
هنوز و مدام دارم این چند خط را که سال ۹۴ در شعر آموزگار بزرگ نوشتم، تکرار میکنم.
#فریاد_ناصری
❤16
در ماتم همزمان با از دست دادن محبوب، سرمایهگذاری بر بدن یا تصویر بدن خود را نیز از دست میدهیم. در ماتم؛ بیعلاقگی به دیده شدن توسط دیگران، بیتوجهی به غذا خوردن، از دست دادن علاقه به فعالیتهای بدنی، عدم رعایت بهداشت فردی و حتی رفتارهای آسیبزا به بدن (مشکلات خوردن، آشامیدن، آسیب رساندن به خود و غیره) همگی از نشانههای چنین اختلالی در تصویر هستند.
از مقالهی «لکان دربارهی عشق چه میگوید؟
نویسنده: اون هویتسون
منبع سایت تداعی
#ماتم
از مقالهی «لکان دربارهی عشق چه میگوید؟
نویسنده: اون هویتسون
منبع سایت تداعی
#ماتم
❤6👍3
Forwarded from نشر حکمت کلمه
خشنوت نمادین از زبان ژیژک
کتاب خواست ناممکن
«رخدادی که از آن حرف میزنم نه رخدادی درونی و نمادین، که مفهومی اجتماعی است؛ در اینجا قدرت دیگر چون حلقهی ارتباط اجتماعی کار نمی کند. زمانی که گفته میشود مردم (از حکومت) نمیترسند به این معنا نیست که رفتارهای قهرمانانه و دیوانهواری از خود نشان میدهند. اگر پلیس به شما شلیک کند البته که باید بترسید و پا به فرار بگذارید. اما در سطحی متفاوت، دیگر رهبری حکومت را جدی نمیگیرید. قدرتمندان میدانند که این خطرناکترین لحظه برای آنهاست. حسنی مبارک هم از این قضیه آگاه بود. در مصر بازی پایان یافته بود و راه حل مبارک سازماندهی افرادی وحشی برای ضرب و شتم مردم و بدین ترتیب مطالبهی قدرت بود. اما او شکست خورد. بنابراین انقلاب ناممکن، با بیتوجهی به قدرتمندان و نهراسیدن از آنان، میتواند به راستی ممکن شود.»
#نشر_حکمت_کلمه
#کتاب #خواست_ناممکن
#اسلاوی_ژیژک
کتاب خواست ناممکن
«رخدادی که از آن حرف میزنم نه رخدادی درونی و نمادین، که مفهومی اجتماعی است؛ در اینجا قدرت دیگر چون حلقهی ارتباط اجتماعی کار نمی کند. زمانی که گفته میشود مردم (از حکومت) نمیترسند به این معنا نیست که رفتارهای قهرمانانه و دیوانهواری از خود نشان میدهند. اگر پلیس به شما شلیک کند البته که باید بترسید و پا به فرار بگذارید. اما در سطحی متفاوت، دیگر رهبری حکومت را جدی نمیگیرید. قدرتمندان میدانند که این خطرناکترین لحظه برای آنهاست. حسنی مبارک هم از این قضیه آگاه بود. در مصر بازی پایان یافته بود و راه حل مبارک سازماندهی افرادی وحشی برای ضرب و شتم مردم و بدین ترتیب مطالبهی قدرت بود. اما او شکست خورد. بنابراین انقلاب ناممکن، با بیتوجهی به قدرتمندان و نهراسیدن از آنان، میتواند به راستی ممکن شود.»
#نشر_حکمت_کلمه
#کتاب #خواست_ناممکن
#اسلاوی_ژیژک
👍7
Forwarded from نشر حکمت کلمه
بهزودی
بهزودی
به زودی
اوایل دی ماه کتاب چاپ شد. کلی برنامه چیدیم که رونمایی بگیریم. نشد. این پوستر بهزودی را فقط برای این میگذاریم که اگر فردا نوشتیم، منتشر شد، قبلش باخبرتان کرده بوده باشیم... پس یعنی از همین الان میتوانید همینجا سفارش بدهید.
تا شب هم لینک خرید از فعال خواهد شد.
قیمت: ۲۱۰ هزار تومان
#نشر_حکمت_کلمه
#از_زنان_بنویسیم
بهزودی
به زودی
اوایل دی ماه کتاب چاپ شد. کلی برنامه چیدیم که رونمایی بگیریم. نشد. این پوستر بهزودی را فقط برای این میگذاریم که اگر فردا نوشتیم، منتشر شد، قبلش باخبرتان کرده بوده باشیم... پس یعنی از همین الان میتوانید همینجا سفارش بدهید.
تا شب هم لینک خرید از فعال خواهد شد.
قیمت: ۲۱۰ هزار تومان
#نشر_حکمت_کلمه
#از_زنان_بنویسیم
❤10
❤2
تصویر سمت راست، برگی از روزنامه بهار است به تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۸۹. درست زمانی که جامعهی ایران هنوز در بهت جمعی سال هشتادوهشت بود. یعنی بهت از خواص گذشته و حالا به بدنهی جامعه رسیده بود. جامعهای که سالها نخواسته بود ببینید. نخواسته بود باور کند و هر سخنی را با تردید و شک نگریسته بود تا تنهایانِ دیده، زیر بار بهت و سوگِ آنچه میبینند، نور چشم بکاهند.
اما هشتاد و هشت سیل آمد و پردهها را فروریخت. بنیادها را برانداخت. از دل روح ایران ندای تغییر بلند شد و آرزوی سبز رویش داشت... این آرزو البته هر تجلی اجتماعیاش زایش دوبارهی نطفهای کهن است.
تصویر سمت چپ هم متنی از احمد عزیزی در میان ستونی از روزنامهی پرتو سخن. بد نیست بدانید روزنامهی بهار چپی یا اصلاحطلب بود و پرتو سخن از نشریات راست و اصولگرا... اما حالا که نگاه میکنم هر دو یک چیز به میفروختند: فریب و توهم. هر دوشان زبان از زبانیت انداخته بودند. زبان مضحکه بود. زبان میگفت تا نگوید. احمد عزیزی حتی کلمات قدیم را هم بیمعنی کرد. اسم وراجیهای مهمل زیبایش را گذاشته بود شطحیات. یعنی نام ژرفترین شکل سخن را که واجهایش هم حامل معنای صعبند حالا بر چیزهایی اطلاق میشد که کارش فربه کردن افق فریب زمانه بود.
آنطرف هم از اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب مؤتلفه تیتر زدهاند که حرفهای وحدت آفرین، گام تفرقهانگیز... آن حرفهای وحدت آفرین و گامهای تفرقهانگیز خیلی مهم است. او در مهملش از آخرین بازماندههای زبان که هنوز معنایی دارند، شاکی است. حرف و سخنی نباید باقی بماند که معنایی روشن و صریح و شفاف داشته باشد. همهی حرفها باید، شبیه چیزی با نام جعلی شطحیات باشند. گفته شوند اما چیزی نگویند. کلمات ردوبدل شوند اما به معنا و فهمی نرسند. چند روز پیش از جواد کاشی در گفتگویی تصویری شنیدیم و دیدیم که گفت: همهی ما فریب خوردیم. او داشت از افق زمانه حرف میزد. چیزی شبیه همان حرف سارتر که گفته بود: مارکسیسم افق زمانهی ما بود. عبور از افق همیشهی نتیجهی تغییر و خود بانی تحولات فراوان است. آنجا که عبور و تحول هنوز چون خدایان اعصار کهن خواهان خون است، این خاک است. خون میخورد و خون میزاید، چرا که زبان را از کار انداختهاند. کاش میشد بهجای اشاره به حرف سارتر، به حرف اورهان ولی، شاعر ترک اشاره میکردم، آنجا که میگوید:
چیزی در هوا هست
چیزی شبیه الکل
اما سرخوشی این حرف کجا و فروبستگی حرف سارتر کجا؟ در حالی که هر دو به واقعیت تکیه دارند.
اما هشتاد و هشت سیل آمد و پردهها را فروریخت. بنیادها را برانداخت. از دل روح ایران ندای تغییر بلند شد و آرزوی سبز رویش داشت... این آرزو البته هر تجلی اجتماعیاش زایش دوبارهی نطفهای کهن است.
تصویر سمت چپ هم متنی از احمد عزیزی در میان ستونی از روزنامهی پرتو سخن. بد نیست بدانید روزنامهی بهار چپی یا اصلاحطلب بود و پرتو سخن از نشریات راست و اصولگرا... اما حالا که نگاه میکنم هر دو یک چیز به میفروختند: فریب و توهم. هر دوشان زبان از زبانیت انداخته بودند. زبان مضحکه بود. زبان میگفت تا نگوید. احمد عزیزی حتی کلمات قدیم را هم بیمعنی کرد. اسم وراجیهای مهمل زیبایش را گذاشته بود شطحیات. یعنی نام ژرفترین شکل سخن را که واجهایش هم حامل معنای صعبند حالا بر چیزهایی اطلاق میشد که کارش فربه کردن افق فریب زمانه بود.
آنطرف هم از اسدالله بادامچیان قائم مقام حزب مؤتلفه تیتر زدهاند که حرفهای وحدت آفرین، گام تفرقهانگیز... آن حرفهای وحدت آفرین و گامهای تفرقهانگیز خیلی مهم است. او در مهملش از آخرین بازماندههای زبان که هنوز معنایی دارند، شاکی است. حرف و سخنی نباید باقی بماند که معنایی روشن و صریح و شفاف داشته باشد. همهی حرفها باید، شبیه چیزی با نام جعلی شطحیات باشند. گفته شوند اما چیزی نگویند. کلمات ردوبدل شوند اما به معنا و فهمی نرسند. چند روز پیش از جواد کاشی در گفتگویی تصویری شنیدیم و دیدیم که گفت: همهی ما فریب خوردیم. او داشت از افق زمانه حرف میزد. چیزی شبیه همان حرف سارتر که گفته بود: مارکسیسم افق زمانهی ما بود. عبور از افق همیشهی نتیجهی تغییر و خود بانی تحولات فراوان است. آنجا که عبور و تحول هنوز چون خدایان اعصار کهن خواهان خون است، این خاک است. خون میخورد و خون میزاید، چرا که زبان را از کار انداختهاند. کاش میشد بهجای اشاره به حرف سارتر، به حرف اورهان ولی، شاعر ترک اشاره میکردم، آنجا که میگوید:
چیزی در هوا هست
چیزی شبیه الکل
اما سرخوشی این حرف کجا و فروبستگی حرف سارتر کجا؟ در حالی که هر دو به واقعیت تکیه دارند.
❤6
نباید مرعوب وضعیت شد. این میزان از هجمه به اسلام و مظاهرش، مظاهر غیرحکومتیاش، حتی اگر باورمند نباشی و فقط شاهد وقایع باشی چیزی نیست جز صدای گامهای فاشیسم. البته خشم در این شرایط قابل فهم است اما نباید مرعوب خشم شد. همانطور که باید در برابر کسانی که نهتنها اسلام را تسخیر کرده و بلعیدهاند بلکه تمام فرهنگمان را از ریخت انداختهاند، ایستاد. کار فکری اگر حفظ همین حدود نباشد، چیزی نیست که بیرزد.
اسلام در ایران چیزی نیست که با یک پست من مسلمان نیستم یا پلاکاردهای احمقانهای مثل هم اسلام و هم قرآن فدای ایران نادیده گرفته شود. این رفتار چه تفاوتی با یهودستیزی نازیهای آلمانی دارد؟
شما بگویید بدون اسلام فردوسی و ابنسینا و سعدی و حافظ و مولانا اصلا وجود داشتند؟ و یادتان باشد از بعد از خلفا و حاکمان خلفا در ایران تا به امروز هیچ قرائتی دوام نیاورده است. نه اسلام سلطان مسعود و سلطان محمود باقی مانده و نه اسلام قاجار. از طرفی داعیهداران سلطنتخواهی چطور ربط و نسبت خاندان پهلوی با اسلام و تشیع را نادیده میگیرند؟ ربط و نسبتشان با تصوف را که حتما نمیدانند.
اسلام در ایران بیرون از دم و دستگاه حکومتها، بخش بزرگی از فرهنگ و فرهنگمداران ما را ساخته است. اگر سواستفادهی نابکارانهی حکومتها از اسلام را دلیل انکار آن بدانید، پس باید علم را هم منکر شوید که دستاویز حاکمان جبار برای ساخت سلاح کشتار جمعی شده است. اما هیچ کس فیزیک و شیمی و علم را منکر نمیشود برای اینکه عدهای از آن ناجوانمردانه بهره بردهاند.
پس نباید مرعوب شد... خشم را باید فهمید اما نباید مرعوب شد. ایران مادیانی نیست که به هیچ شکلی از فاشیسم سواری بدهد... خودتان میبینید که!
#فریاد_ناصری
اسلام در ایران چیزی نیست که با یک پست من مسلمان نیستم یا پلاکاردهای احمقانهای مثل هم اسلام و هم قرآن فدای ایران نادیده گرفته شود. این رفتار چه تفاوتی با یهودستیزی نازیهای آلمانی دارد؟
شما بگویید بدون اسلام فردوسی و ابنسینا و سعدی و حافظ و مولانا اصلا وجود داشتند؟ و یادتان باشد از بعد از خلفا و حاکمان خلفا در ایران تا به امروز هیچ قرائتی دوام نیاورده است. نه اسلام سلطان مسعود و سلطان محمود باقی مانده و نه اسلام قاجار. از طرفی داعیهداران سلطنتخواهی چطور ربط و نسبت خاندان پهلوی با اسلام و تشیع را نادیده میگیرند؟ ربط و نسبتشان با تصوف را که حتما نمیدانند.
اسلام در ایران بیرون از دم و دستگاه حکومتها، بخش بزرگی از فرهنگ و فرهنگمداران ما را ساخته است. اگر سواستفادهی نابکارانهی حکومتها از اسلام را دلیل انکار آن بدانید، پس باید علم را هم منکر شوید که دستاویز حاکمان جبار برای ساخت سلاح کشتار جمعی شده است. اما هیچ کس فیزیک و شیمی و علم را منکر نمیشود برای اینکه عدهای از آن ناجوانمردانه بهره بردهاند.
پس نباید مرعوب شد... خشم را باید فهمید اما نباید مرعوب شد. ایران مادیانی نیست که به هیچ شکلی از فاشیسم سواری بدهد... خودتان میبینید که!
#فریاد_ناصری
👎37👍27
نباید مرعوب شد. من حدس میزدم که یادداشت بالا حساسیتزا خواهد بود اما لازم میدیدم هشدار دهم. در زمانهای که تاریکترین روزهای تاریخ معاصر را سپری میکنیم. در روزهایی که از حجم خون و مرگ، سنگها هم شکستهاند. حفاظت و مراقبت از گذشته و حال و آینده وظیفه که نه رسالت است. اینهمه راه نیامدهایم که باز به بیراهه بیفتیم. اینهمه جوان نیفتاده که باز در چرخهی دوباره و دوبارهی اشتباه بیفتیم. فرصت اشتباه نیست.
خشم نهتنها امری انسانی بلکه امریست نسبت داده شده به خدایان. فلسفه را هم که تشبه به خدایان دانستهاند. اما تنها با خشم، از خدایان نمیشویم. اگرچه این جوانان افتاده خدا بودند.
بسیار میشنوم که الان وقت حرف نیست، وقت عمل است. وقت نظر نیست و وقت مبارزه است. ما یکبار طعم تقبیح نظر و اندیشه را چشیدهایم. در جملههایی چنین که این فکلکراواتیهای سوسول اهل انقلاب نبودند، این بچههای محروم و مستضعفِ جنوب شهری و روستاهای دور افتاده بودند که اهل انقلاب و جنگ بودند. و بسیار از این دست جملاتی که در طنز و طعن و کنایه قصد کنار زدن اندیشه را داشتند که کردند آنچه خواستند.
نباید مرعوب شد و به حرمت اتحاد، یکدست شد. چرا که ما پیش از این هم یکبار طعم وحدتی را چشیدهایم که در یک کلمه خلاصه شده بود و هر که را که آن وحدت و کلمه را نمیپذیرفت، زدند و سوختند و بردند. اتحادی که بتواند 《نه》 را در خود مراقبت کند، همبستگی است. حرمت دارد. وگرنه به وعدهی فرداها یکدست کردن، بیدست کردن خیلیهاست.
من از هیچکدامِ پیامهای یادداشت بالا نرنجیدم که انسانسوگوار، انسان خشمگین، سخن شدید میگوید.
بر این جوانان حرجی نیست که آنکه خشمگینشان کرده است را باید لت و کوب کنند. فقط میبینم که در دست آتش دارند، بیم این دارم که در خود زنند.
#فریاد_ناصری
خشم نهتنها امری انسانی بلکه امریست نسبت داده شده به خدایان. فلسفه را هم که تشبه به خدایان دانستهاند. اما تنها با خشم، از خدایان نمیشویم. اگرچه این جوانان افتاده خدا بودند.
بسیار میشنوم که الان وقت حرف نیست، وقت عمل است. وقت نظر نیست و وقت مبارزه است. ما یکبار طعم تقبیح نظر و اندیشه را چشیدهایم. در جملههایی چنین که این فکلکراواتیهای سوسول اهل انقلاب نبودند، این بچههای محروم و مستضعفِ جنوب شهری و روستاهای دور افتاده بودند که اهل انقلاب و جنگ بودند. و بسیار از این دست جملاتی که در طنز و طعن و کنایه قصد کنار زدن اندیشه را داشتند که کردند آنچه خواستند.
نباید مرعوب شد و به حرمت اتحاد، یکدست شد. چرا که ما پیش از این هم یکبار طعم وحدتی را چشیدهایم که در یک کلمه خلاصه شده بود و هر که را که آن وحدت و کلمه را نمیپذیرفت، زدند و سوختند و بردند. اتحادی که بتواند 《نه》 را در خود مراقبت کند، همبستگی است. حرمت دارد. وگرنه به وعدهی فرداها یکدست کردن، بیدست کردن خیلیهاست.
من از هیچکدامِ پیامهای یادداشت بالا نرنجیدم که انسانسوگوار، انسان خشمگین، سخن شدید میگوید.
بر این جوانان حرجی نیست که آنکه خشمگینشان کرده است را باید لت و کوب کنند. فقط میبینم که در دست آتش دارند، بیم این دارم که در خود زنند.
#فریاد_ناصری
❤11👎4👍3
❤13
Forwarded from نشر حکمت کلمه
دوستان عزیزم
شماره تلفن ایرانسل من که حدود ده دوازده سال بود اکانت تلگرامم روی آن بود، بر اثر بیدقتی و با نام و نشان پشتیبانی بله حالا تلگرام ندارد. پیام داده شده که با این شماره روی دو دستگاه بله دارید. اگر خودتانید، تایید کنید. کردیم. گفت کدی میآید، بفرست. دیدم کد تلگرام آمد. گفتم چرا تلگرام؟ باز گفتم شاید بله را سوار تلگرام کردهاند. کد را دادم و تلگرام نازنينم با آرشیوی قیمتی دیلیت شد. چند بار زنگ زدم پلیس فتا، شما جواب گرفتی، من هم گرفتم. خواستم آنلاین ثبت شکایت کنم. سایت بالا نیامد. رفتم به بله بگویم این اکانت را پیدا کن و مسدود کن، گفت من هوش مصنوعیام... خلاصه حواستان باشد. پلیس فتا سایهسار امنیت خیلی مراقب است. این را به تاریخ ۲۸ اردیبهشت اینجا بگذارم تا فردا پسفردا بلند شوم، بروم خدمت آقا پلیس بیدار... چراکه ما خوابیم.
ارادتمند فریاد ناصری
شماره تلفن ایرانسل من که حدود ده دوازده سال بود اکانت تلگرامم روی آن بود، بر اثر بیدقتی و با نام و نشان پشتیبانی بله حالا تلگرام ندارد. پیام داده شده که با این شماره روی دو دستگاه بله دارید. اگر خودتانید، تایید کنید. کردیم. گفت کدی میآید، بفرست. دیدم کد تلگرام آمد. گفتم چرا تلگرام؟ باز گفتم شاید بله را سوار تلگرام کردهاند. کد را دادم و تلگرام نازنينم با آرشیوی قیمتی دیلیت شد. چند بار زنگ زدم پلیس فتا، شما جواب گرفتی، من هم گرفتم. خواستم آنلاین ثبت شکایت کنم. سایت بالا نیامد. رفتم به بله بگویم این اکانت را پیدا کن و مسدود کن، گفت من هوش مصنوعیام... خلاصه حواستان باشد. پلیس فتا سایهسار امنیت خیلی مراقب است. این را به تاریخ ۲۸ اردیبهشت اینجا بگذارم تا فردا پسفردا بلند شوم، بروم خدمت آقا پلیس بیدار... چراکه ما خوابیم.
ارادتمند فریاد ناصری
😢8❤4
درست یکهفته پیش تلگرامم پرید. امروز ایمیلهایی که به پشتیبانی و بخش ریکاوری و اساماس تلگرام داده بودم کارا شدند و شماره و اکانتم را پس گرفتم.
دردناکترین بخش ماجرا از دست دادن آرشیو پیامهای ذخیرهام بود.
دنیایی کتاب، دنیایی خاطره و عکس و موسیقی از دست رفت.
میماند آرشیو گفتوگوهایم با دوستان که البته الان فقط دوستانی که گپ داشتیم به آن دسترسی دارند.
لعنت به بله...
ارادتمند فریاد ناصری
دردناکترین بخش ماجرا از دست دادن آرشیو پیامهای ذخیرهام بود.
دنیایی کتاب، دنیایی خاطره و عکس و موسیقی از دست رفت.
میماند آرشیو گفتوگوهایم با دوستان که البته الان فقط دوستانی که گپ داشتیم به آن دسترسی دارند.
لعنت به بله...
ارادتمند فریاد ناصری
❤15
Forwarded from نشر حکمت کلمه
اختراع عشق رمانتیک در غرب
سوال این نیست که چرا عاشق میشویم، بلکه سوال این است که چطور "عشق رمانتیک" را این گونه خلق کردیم؟
کتاب «نماد عشق» نوشته مرلین یالوم، یک روایت روشنفکرانه است که به ما نشان میدهد ایدههای فعلی ما درباره عشق، در واقع ترکیبی از بافتهای تاریخی، ادبیات کهن و تحولات اجتماعی است.
مرلین یالوم در این اثر مستند، مسیر عشق را از یونان باستان و روم تا دوران مدرن دنبال میکند. او نشان میدهد که چگونه مفاهیمی مانند "عشق در نگاه اول"، "عشق برای همیشه" یا "رابطه عاشقانه ایدهآل" توسط شاعران، نمایشنامهنویسان و قصهگویان ساخته شدهاند.
@Hekmatkalame
لینک خرید
#نشر_حکمت_کلمه
سوال این نیست که چرا عاشق میشویم، بلکه سوال این است که چطور "عشق رمانتیک" را این گونه خلق کردیم؟
کتاب «نماد عشق» نوشته مرلین یالوم، یک روایت روشنفکرانه است که به ما نشان میدهد ایدههای فعلی ما درباره عشق، در واقع ترکیبی از بافتهای تاریخی، ادبیات کهن و تحولات اجتماعی است.
مرلین یالوم در این اثر مستند، مسیر عشق را از یونان باستان و روم تا دوران مدرن دنبال میکند. او نشان میدهد که چگونه مفاهیمی مانند "عشق در نگاه اول"، "عشق برای همیشه" یا "رابطه عاشقانه ایدهآل" توسط شاعران، نمایشنامهنویسان و قصهگویان ساخته شدهاند.
@Hekmatkalame
لینک خرید
#نشر_حکمت_کلمه
❤5
Forwarded from نشر حکمت کلمه
درود دوستان عزیز
میخواهیم یک بستهی دهتایی از کتابهای شعر و داستان فارسی در تعداد محدود فقط برای دوستان حاضر در کانال معرفی کنیم.
تعداد کتابهای این بسته محدودند و در سالهای مختلف چاپ شدهاند.
قیمت این بستهی دهتایی را هم با ارسال یک و دویست در نظر گرفتهایم.
اگر موافقید که کتابهای بسته را معرفی کنیم. لایک و ارسال و پیشنهاد یادتان نرود.
#نشر_حکمت_کلمه
میخواهیم یک بستهی دهتایی از کتابهای شعر و داستان فارسی در تعداد محدود فقط برای دوستان حاضر در کانال معرفی کنیم.
تعداد کتابهای این بسته محدودند و در سالهای مختلف چاپ شدهاند.
قیمت این بستهی دهتایی را هم با ارسال یک و دویست در نظر گرفتهایم.
اگر موافقید که کتابهای بسته را معرفی کنیم. لایک و ارسال و پیشنهاد یادتان نرود.
#نشر_حکمت_کلمه
👍11❤9
Forwarded from نشر حکمت کلمه
اطلاعیه باشگاه کتابخوانی ورقگردان
دوستان عزیز،
این سهشنبه بعد از مدتها دوباره در مؤسسه فرهنگیـهنری اوسان دور هم جمع میشیم؛ گپ میزنیم و حالواحوال تازه میکنیم.
از سهشنبهی آینده هم طبق روال، جلسات کتابخوانیمان را با کتاب «ملکوت» اثر بهرام صادقی ادامه خواهیم داد.
همانطور که در عمارت آفرید مهمان عزیزان بودیم، اینجا هم مهمانیم و با سفارشهامان از این چراغ روشن فرهنگی حمایت میکنیم.
جلسه مثل همیشه آزاد و رایگان است. لطفاً خبرش را به دوستان کتابخوانتان برسانید تا جمعمان گرمتر شود.
به امید دیدار و گفتوگویی روشن.
🗓 زمان: سهشنبه ۱۲ خرداد– ساعت ۱۸
📍مکان: خیابان انقلاب، روانمهر، نرسیده به فخررازی، پلاک ۱۱٠، طبقه ۲
#باشگاه_کتابخوانی_ورق_گردان
@varagh_gardan
دوستان عزیز،
این سهشنبه بعد از مدتها دوباره در مؤسسه فرهنگیـهنری اوسان دور هم جمع میشیم؛ گپ میزنیم و حالواحوال تازه میکنیم.
از سهشنبهی آینده هم طبق روال، جلسات کتابخوانیمان را با کتاب «ملکوت» اثر بهرام صادقی ادامه خواهیم داد.
همانطور که در عمارت آفرید مهمان عزیزان بودیم، اینجا هم مهمانیم و با سفارشهامان از این چراغ روشن فرهنگی حمایت میکنیم.
جلسه مثل همیشه آزاد و رایگان است. لطفاً خبرش را به دوستان کتابخوانتان برسانید تا جمعمان گرمتر شود.
به امید دیدار و گفتوگویی روشن.
🗓 زمان: سهشنبه ۱۲ خرداد– ساعت ۱۸
📍مکان: خیابان انقلاب، روانمهر، نرسیده به فخررازی، پلاک ۱۱٠، طبقه ۲
#باشگاه_کتابخوانی_ورق_گردان
@varagh_gardan
❤5👍1