ان‌در امیدواری...
1.09K subscribers
822 photos
155 videos
217 files
543 links
سرگردانم بین شعر و فلسفه
دانشجوی دکتری فلسفه هنر
Download Telegram
ان‌در امیدواری...
Musa Eroglu – Halil İbrahim
موسی اروغلو، یکی از ماندگارترین چهره‌های موسیقی فولکلور ترکیه و از استادان مسلم ساز باغلاما است. آنچه اجرای او از ترانه‌ها را خاص می‌کند، توانایی‌اش در روایت داستان‌های پراحساس آناتولی با صدایی سرشار از اندوه و همراه با نوازندگی چیره‌دستانه است. ترانه‌ی ماندگار «خلیل ابراهیم» یکی از همین آثار عمیق و تاثربرانگیز است که در ادامه، داستان آن را برایتان روایت می‌کنم.

### 🎵 داستان ترانه «خلیل ابراهیم»

برخلاف تصور رایج که این ترانه را به یک داستان عاشقانه کهن نسبت می‌دهد، «خلیل ابراهیم» روایتگر زندگی واقعی مردی به همین نام از شهرستان فاتسا در استان اردوی ترکیه است که به دلیل ظلم و بی‌عدالتی، سرنوشتی غم‌انگیز یافت .

* زندگی ساده و شیک‌پوش: خلیل ابراهیم، متولد ۱۹۳۱، ساعتی و تعمیرکار بود که به ظاهر خود بسیار می‌رسید و با کت و شلوار راه‌راه، کلاه هشت‌ترک و کفش‌های براقش در میان مردم شهر چهره‌ای آشنا و متمایز داشت . او عاشق موسیقی بود و در خانه‌اش صفحه‌های گرامافون از خوانندگانی مانند مظفر آکگون و موزین سنار را جمع‌آوری می‌کرد که در تنهایی‌اش برایش دلخوشی بودند .

* نقطه عطف زندگی و سربازي: خلیل ابراهیم عاشق دختر یکی از اهالی همسایه می‌شود و او را فرار می‌دهد که باعث دلخوری پدر خانواده می‌شود . در سال ۱۹۵۱، به خدمت سربازی می‌رود. در دوران سربازی، نامه‌ای به او می‌رسد که خبر می‌دهد پدر زنش، دخترش را پس گرفته و به جای دیگری شوهر داده، و همچنین ملاک محلی، زمین‌هایش را تصاحب کرده است .

* فرار، دستگیری و شکنجه: از شنیدن این خبر، خلیل ابراهیم از سربازی فرار می‌کند و به شهر برمی‌گردد تا ملاک را بکشد . او دستگیر می‌شود و جریان دستگیری، برای همیشه ذهنش را آشفته می‌کند: او را به یک تیر برق می‌بندند و به شدت کتک می‌زنند . این ضربه روحیِ شدید، ترسی همیشگی در وجودش ایجاد می‌کند .

* انزوا و زندگی در حاشیه: خلیل ابراهیم پس از پایان خدمت، به زادگاهش بازمی‌گردد، اما زندگی‌اش از هم پاشیده است. خانواده‌اش را از دست داده و دیگر مانند گذشته با مردم ارتباط برقرار نمی‌کند. او مجبور می‌شود شب‌ها در جنگل‌ها و کوه‌ها پنهان شود و به ندرت به خانه‌اش سر بزند .

* فاجعه نهایی و تولد یک ترانه: با نزدیک شدن به کودتای ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۰، فضای سیاسی ترکیه به شدت متشنج می‌شود. در یکی از درگیری‌های محلی، خانه‌ی خلیل ابراهیم به آتش کشیده می‌شود و او مجبور می‌شود در یک غار پنهان شود . سرانجام، طی یک عملیات نظامی در منطقه، سربازان او را به جای یکی از اعضای گروه‌های مسلح اشتباه می‌گیرند. او که از ترس دوباره کتک خوردن فرار می‌کند، در دره‌ای به نام «حسن‌اوغلو» به ضرب گلوله کشته می‌شود .

پس از این حادثه، «دورسون علی آکینت» که از اهالی محل و آشنا با خلیل ابراهیم بود، تحت تأثیر این سرنوشت تلخ، شعر این ترانه را سرود و «صلاح‌الدین آیگون» آن را آهنگسازی کرد . اما این موسی اروغلو بود که با صدای خاص و احساسی خود، آن را به یکی از ماندگارترین ترانه‌های فولکلور ترکیه تبدیل کرد و نام خلیل ابراهیم را برای همیشه در تاریخ موسیقی ماندگار نمود.
❤6😢3
Forwarded from Arash Nemati
بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران
نشست هفتم

به دیر مغان...
(نشست دوم)

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان
هزار باده ناخورده در رگ تاک است


چهارشنبه ۴ شهریور
ساعت ۱۷:۳۰

حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبت‌نام کنید.

@osan_institute
www.osanschool.ir
❤5🥰1
بر پایه‌ی اسناد تاریخی ثابت شده است که فرهنگ ایرانی از غرب چین تا سواحل مدیترانه حضوری چشم‌گیر و مؤثر داشته است. و همین نکته می‌تواند تکیه‌گاه پرسشی شود که بپرسیم: وقتی یمن یکی از استان‌های امپراتوری ایران بوده است و اسناد تاریخی گواه حضور زرتشتیان در عربستان و مکه‌ می‌دهند، چگونه می‌شود نهاد دین ایرانی که همیشه در کنار نهاد قدرت بوده است و خود بخشی از قدرت بوده است در آن سرزمین حضور رسمی نداشته باشد؟ بر پایه‌ی اسناد موجود انحا مختلف حضور ایرانیان در شبه جزیره ثابت شده است و همین‌ها می‌تواند به ما اطمینان دهد که نهاد دین ایرانی در شبه جزیره حتی اگر که نماینده‌ی رسمی نداشته است، آشنایان و باورمندان و طرفداران خودش را داشته است...

#فلات
لینکهای زیر را هم بخوانید:
آناهیتا
توجه ایرانیان به کعبه

کعبه و ایرانیان باستان
حجاز زیر سیطره ایرانیان
❤4👍2
Forwarded from نشر حکمت کلمه
❤3🥰1🤩1
Forwarded from موسسه اوسان
بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران
نشست نهم

چهارشنبه ۱۱ شهریور
ساعت ۱۷:۳۰

حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبت‌نام کنید.


@osan_institute
❤7
در سیاوش‌خوانی (۵) ما سودابه‌ دیگری می‌یابیم، که زیاد شبیه آن سودابه‌ای نیست که ما می‌شناسیم. سودابه‌ای که راویان نام او را پارسی‌شده سعدایِ عربی می‌دانند. این سودابه بیشتر عاشق است تا بدکار و سیاوش به نوعی در گریز از عشق است.

بیضایی در گزارش ارداویراف او را با نام سورآبه به جلوه درمی‌آورد که زنی گناهکار نیست. او نطفه کاووس را با خود به ژرفای آب می‌برد و رنگ گناه از او سترده می‌شود.



از مقاله‌ی
دگردیسی شاعرانه و دلنشین شخصیت‌های اساطیری و شاهنامه‌ای در آثار بهرام بیضایی/ ژاله آموزگار

@andaromidvari
❤11
قهرمان اساطیری ایرانی از اسب خود جدا نیست. گاهی یکی از مراحل بلوغ قهرمان، انتخاب اسب شایسته است. اسب قهرمان شریک عمل قهرمانی او به حساب می‌آید. رخشِ رستم در این مورد مثال کاملی است. رستم اژدها را در هفت خان با کمک رخش می‌کشد. حتی یکی از خان‌ها را نه رستم، بلکه رخش پشت سر می‌گذارد. رخش شیر را می‌کشد اما به حساب رستم نوشته می‌شود. مرگ رستم نیز بی‌رخش نیست. نام‌هایی چون جاماسپ، گرشاسپ، لهراسپ و از این قبیل نیز با نام اسب ساخته شده‌اند. سیاوش در شاهنامه اسب‌های دیگر خود را پِی می‌کند و تنها اسب شبرنگ خود را باقی می‌گذارد برای کیخسرو(‌پادشاهی که خواهد آمد) سیاوش حتی وصیت خود را برای انتقام در گوش شبرنگ می‌گوید و کیخسرو را به وی می‌سپارد. این همانی قهرمان و اسب در میان اساطیر ایرانی کامل‌ترین نمود خود را ـ و شاید اساساً ریشه ـ در سیاوش دارد، زیرا سیاوش نخست اسب بوده و به اعتقادی توتمیک تعلق داشته است. *

در جلسات فلات ایران ما هم‌ریختی‌ روایات مختلف و الگوهای تکرارشونده را بررسی می‌کنیم. گام نخست آشنایی با این روایات و الگوهاست و گام بعد بررسی این تکرارهاست که هر کدام رمزی زنده‌اند.

#فریاد_ناصری

* از مقاله‌ای از ایثار ابومحبوب
❤7🥰1
بررسی روایت‌های تطبیقی فلات ایران
نشست پنجم

چهارشنبه ۲۱ مرداد
ساعت ۱۷:۳۰

حضور در این نشست برای همه آزاد و رایگان است اما لازم است با پیام به تلگرام یا اینستاگرام مؤسسه ثبت‌نام کنید.

#فریاد_ناصری
#روایت
#فلات_ایران
#زروان
#موسسه_اوسان


@osan_institute
www.osanschool.ir
🥰3❤1
وقتی مردم شروع می‌کنند به تکرار این پرسش که: خدا کجا بود وقتی که...؟ یا خدا کجاست درحالی‌که...‌؟ یعنی تراژدی بزرگی رخ داده یا در حال رخ دادن است.

پرسشی ریشه‌دار در تمام تئودیسه‌های عصیانی و اعتراضی که گلوها و حنجره‌ها را هم‌تبار می‌کند، با گلو و حنجره‌ی هر آن‌کسی که در بحرانی‌ترین شرایط فریاد زده است:
پس تو کجایی؟ کجاست یاری دهنده‌ای؟

ایلویی ایلویی لما سبقتنی
هل من ناصر ینصرنی

#فریاد_ناصری
@andaromidvari
❤7👍1🔥1
مثل کبوتری که در ظل گرمای ظهر پرش می‌دهند، چون بالامان و دور پرواز است و اگر در خنکای صبح و عصر پِرش بدهند، محال است که بازگردد که بازی‌دار است. پس ظهر پرتش می‌کنند توی آفتاب تا هم پری بزند و هم خسته و تشنه کنار آبخوری بنشیند.
چندروزی است انگار تازه فهمیده‌ام چطور پرتم کرده‌بودند در آفتاب و از آب بی‌خبر بودم. آب و دان من شعر است.

شعری چنین:

هوای زمستان سرد است

دست‌هایت را در جیبم بگذار
آن دو روشنی روزهای آینده را

از مرگ
تنها بقدر وسعت تنگ دو دست تو
فرصت می‌خواهم.


@andaromidvari


بالامان: کبوتری که تمام روز یا شب را در آسمان بماند.
بازی‌دار: کبوتر معلق‌زنِ خوش‌پرواز
پِر دادن: کیش دادن کبوتر
❤11
گوید جاماسب بیدَخش که کاش از مادر نزادمی، یا چون زادمی به بخت خویش به کودکی بمردمی...

زندگی را اگر صرفاً حیات داشتن بدانیم زندگی را اصلاً ندانسته‌ایم.صرف حیات، ما را نه از نبات و نه از حیوان متمایز نمی‌کند. اما اگر زندگی را هستی‌داشتن بدانیم آن‌گاه می‌شود گفت «هرکه بیشتر می‌داند، از هستی بیشتری برخوردار است» اما این هستی داشتن چیست؟
یک بخش این هستی داشتن آگاهی به این است که می‌بود که نباشم، چنانکه وجوه دیگرش این است که هستیم و بوده که باشیم. حرف ما این‌جا بر سر آگاهی ما از امکان نبودنمان است. و این آگاهی چنین صورت‌بندی می‌شود که نخواهیم بود و می‌شود که نباشیم؛ اما این می‌شود که نباشیم لوازمی دارد. کجاها ما می توانیم که دیگر نباشیم؟ و در چه شرایطی اجازه‌ی استفاده از این امکان بنیادین را داریم؟

خودکشی از فخر تا تقدیر
خودکشی از پذیرش تا انکار
خودکشی از نگاه اگزیستانسیالیسم
خودکشی در فلسفه و عرفان اسلامی
خودکشی و مرگ شرافتمندانه قهرمانان و جنگاوران
خودکشی حکمت رهایی از رنج از هند تا امروز

و در نهایت نگاهی به فیلسوف مرگ اندیش امیل چوران

جمعه ۳مهر
ساعت ۱۹
@andaromidvari
ثبت نام:
@Rah_art_academy
❤7
أنا أبو قلمون ... في كلّ لون أكون

اختر من الكسب دونا ... فإنّ دهرك دون

زجّ الزمان بحمق ... إنّ الزمان زبون

لا تكذبنّ بعقل ... ما العقل إلا الجنون

دیشب به جمع یاران چگل که پریشان‌حالی‌شان مماثلت از غنچه است، حرف به بدیع‌الزمان همدانی رسید. تفالی زدم و مقامه مکفوفیه آمد. خواندم تا رسیدیم به این ابیات. حیرت انگیز است. نمی‌خواهم معنی‌ش کنم. که ابزارهای معنی‌ساز، بلدند. می‌خواهم به‌شکل فارسی‌اش درآورم، چنانکه باید.
❤7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک دقیقه از شش سال پیش

فواد سمیعی حالا در فرنگ و اروپ است و معنی جهاد در عراق.

گمانم در این بزم میثم‌علی‌پور هم بود، نمی‌دانم.

@andaromidvari
❤7
ان‌در امیدواری...
گوید جاماسب بیدَخش که کاش از مادر نزادمی، یا چون زادمی به بخت خویش به کودکی بمردمی... زندگی را اگر صرفاً حیات داشتن بدانیم زندگی را اصلاً ندانسته‌ایم.صرف حیات، ما را نه از نبات و نه از حیوان متمایز نمی‌کند. اما اگر زندگی را هستی‌داشتن بدانیم آن‌گاه می‌شود…
استدلال کانت در مورد خودکشی چیست؟
انسان حق انتخاب دارد و آزاد است؛ ولی از اختیارات خود باید به نحوی استفاده کند که بتواند انسانی زندگی کند. انسان هدف است، وسیله نیست. انسان نباید از اختیارات خویش، علیه خود استفاده کند. از نظر کانت، اخلاق مبتنی بر شواهد تجربی یا ترجیح شخصی نیست، بلکه مبتنی بر عقلانیت و وظیفه است. به همین دلیل است که او خودکشی را بزرگ‌ترین نقض وظیفه نسبت به‌خود می‌داند. از نظر کانت، انسان‌ها حق انتخاب دارند و آزادند؛ اما آن‌ها باید از آزادی خود مسؤولانه استفاده کنند. خودکشی این مسؤولیت را نقض می‌کند؛ زیرا شامل استفاده از آزادی برای پایان‌دادن به زندگی خود است که با هدف اصلی حیات هم‌خوانی ندارد. کانت معتقد بود که انسان‌ها صرفاً موجوداتی دارای ارزش ذاتی هستند. بنابراین، باید به‌خودی خود به‌عنوان یک هدف در نظر گرفته شوند، نه به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به هدف.


من در طرح این جلسه عمد داشتم و دیروز دانستم که بی‌راه نبوده است. کماکان به‌خاطر طرح مسائلی که دیروز در جلسه داشتیم، بر آنم که تا جای ممکن این جلسه را ادامه بدهم. دوستانی که مایلند در این کارگاه به شکل آنلاین شرکت کنند، این‌پیام را لایک کنند.
❤6