چند قرن بردگی
9.2K subscribers
41.5K photos
31.3K videos
27 files
478 links
This channel reviews the day to day news from Iran, corruption of the IRGC and their crimes
اینستاگرام کانال
https://www.instagram.com/Bardegii
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
لیست هفتگی اسامی زندانیان سیاسی محکوم به اعدام یا در معرض خطر صدور حکم اعدام

انسان‌هایی با نام، چهره، خانواده و زندگی؛ هر یک با داستانی که نباید در سکوت فراموش شود.

تصاویری که در این ویدئو می‌بینید، تنها بخشی از زندانیانی است که جانشان در معرض خطر قرار دارد. پشت هر تصویر، رنج، انتظار و نگرانی خانواده‌هایی نهفته است که هر روز با بیم از دست دادن عزیزانشان زندگی می‌کنند.

اعدام راه‌حل نیست؛ پایان حق زندگی است. مسئولیت همه ماست که صدای کسانی باشیم که صدایشان از پشت دیوارهای زندان شنیده نمی‌شود.

نه به اعدام؛ برای حق زندگی، برای کرامت انسانی و برای آینده‌ای که در آن هیچ انسانی با مجازات مرگ روبه‌رو نباشد.

#نه_به_اعدام #زندانی_سیاسی #آزاد_باید_گردد #زندانی_ما_کجاست #اعتصاب_زندانیان #حق_حیات #لغو_اعدام


⚡️@bardegi57
💔22❤2
‍ زندگی در انتظار اعدام چگونه می‌گذرد؟ | روایتی از پشت دیوارهای قزل‌حصار

نیمه‌شب است.

صدای باز شدن درِ سلول می‌آید.

برای ما، شاید فقط صدای باز شدن یک در باشد؛ اما برای انسانی که در انتظار اعدام زندگی می‌کند، این صدا می‌تواند معنای دیگری داشته باشد:

آیا این بار اسم من را صدا می‌زنند؟

سهیل عربی در روایتی که امروز از دوران بازداشتش در قزل‌حصار منتشر شده، تصویری از چنین فضایی ارائه می‌دهد؛ روایتی مربوط به فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵.

او از «سوئیت» سالن ۳۵ واحد ۳ قزل‌حصار می‌نویسد؛ جایی که به روایت او، شماری از زندانیان در انتظار اجرای حکم اعدام نگهداری می‌شدند و برخی زندانیان از تماس تلفنی و ملاقات محروم بودند.

اما شاید تکان‌دهنده‌ترین بخش روایت، نه دیوارهاست، نه سلول و نه حتی محرومیت‌ها.

انتظار است.

عربی روایت می‌کند که یک شب، نزدیک نیمه‌شب، در سلول باز شد و نگهبان نام یکی از زندانیان را صدا زد.

هم‌بندی که حکم اعدام داشت.

او رفت.

و دیگر بازنگشت.

در بخشی دیگر، زندانی سالخورده‌ای را از سلول بیرون می‌برند. صبح روز بعد، هم‌بندانش می‌خواهند داروهای او را به دستش برسانند.

پاسخی که می‌شنوند، معنای رفتنش را روشن می‌کند:

دیگر به دارو نیاز ندارد.

این‌ها روایت شخصی یک زندانی است و رادیو زمانه نیز تأکید کرده که امکان راستی‌آزمایی مستقل همه جزئیات آن را نداشته است.

اما همین روایت، ما را با جنبه‌ای از مجازات اعدام روبه‌رو می‌کند که کمتر درباره‌اش حرف می‌زنیم:

اعدام فقط لحظه اجرای حکم نیست.

پیش از آن لحظه، انسانی ممکن است روزها، هفته‌ها یا ماه‌ها با این سؤال زندگی کند:

امشب؟

فردا؟

هفته بعد؟

صدای پا در راهرو می‌آید.

در باز می‌شود.

اسمی خوانده می‌شود.

اگر اسم تو نبود، شاید برای چند ساعت دیگر زنده‌ای.

اما یکی از هم‌بندانت رفته است.

و شب بعد، انتظار دوباره آغاز می‌شود.

در روایت عربی حتی از جوانانی کمتر از بیست سال گفته می‌شود که در انتظار اعدام‌اند و از ترس طناب دار، عضلات گردنشان را تمرین می‌کنند.

تصورش هم دشوار است:

جوانی که باید برای آینده‌اش آماده شود،

گردنش را برای مرگ آماده می‌کند.

ما بیرون از زندان معمولاً نتیجه را می‌بینیم:

«فلانی اعدام شد.»

یک نام.
یک تاریخ.
یک خبر.

اما پشت آن یک جمله، ممکن است شب‌های زیادی از انتظار وجود داشته باشد.

شب‌هایی که هنوز زنده‌ای، اما نمی‌دانی تا چه زمانی.

شاید به همین دلیل، وقتی درباره مجازات اعدام حرف می‌زنیم، نباید فقط درباره آخرین لحظه زندگی یک انسان حرف بزنیم.

باید درباره تمام لحظاتی هم حرف بزنیم که سایه آن لحظه بر زندگی‌اش افتاده است.

و شاید سؤال امروز ما همین باشد:

اگر خودِ انتظار مرگ، هر شب تکرار شود، مجازات از کدام لحظه آغاز شده است؟

#قزلحصار
#نه_به_اعدام
#حق_حیات
#سه_شنبه_های_نه_به_اعدام


⚡️@bardegi57
❤9😢7🔥5💔1