در شب 18 دی ، جاویدنام #آنیسا_هوشنگی 21 ساله از استان فارس در ناحیه پا گلوله میخوره و جاویدنام #بهبود_حسنزاده 36 ساله به کمکش میره که در حین کمک ، از ناحیه کمر مورد اصابت گلوله قرار میگیره و هر دو جونشون رو از دست میدن ...
آنیسا جان و بهبود جان هیچوقت فراموشتون نمیکنیم .
نامتون همیشه جاوید 🕊💔
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
⚡️@bardegi57
آنیسا جان و بهبود جان هیچوقت فراموشتون نمیکنیم .
نامتون همیشه جاوید 🕊💔
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
⚡️@bardegi57
😢35❤5😭3🫡2🤬1🕊1
زندگی در انتظار اعدام چگونه میگذرد؟ | روایتی از پشت دیوارهای قزلحصار
نیمهشب است.
صدای باز شدن درِ سلول میآید.
برای ما، شاید فقط صدای باز شدن یک در باشد؛ اما برای انسانی که در انتظار اعدام زندگی میکند، این صدا میتواند معنای دیگری داشته باشد:
آیا این بار اسم من را صدا میزنند؟
سهیل عربی در روایتی که امروز از دوران بازداشتش در قزلحصار منتشر شده، تصویری از چنین فضایی ارائه میدهد؛ روایتی مربوط به فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵.
او از «سوئیت» سالن ۳۵ واحد ۳ قزلحصار مینویسد؛ جایی که به روایت او، شماری از زندانیان در انتظار اجرای حکم اعدام نگهداری میشدند و برخی زندانیان از تماس تلفنی و ملاقات محروم بودند.
اما شاید تکاندهندهترین بخش روایت، نه دیوارهاست، نه سلول و نه حتی محرومیتها.
انتظار است.
عربی روایت میکند که یک شب، نزدیک نیمهشب، در سلول باز شد و نگهبان نام یکی از زندانیان را صدا زد.
همبندی که حکم اعدام داشت.
او رفت.
و دیگر بازنگشت.
در بخشی دیگر، زندانی سالخوردهای را از سلول بیرون میبرند. صبح روز بعد، همبندانش میخواهند داروهای او را به دستش برسانند.
پاسخی که میشنوند، معنای رفتنش را روشن میکند:
دیگر به دارو نیاز ندارد.
اینها روایت شخصی یک زندانی است و رادیو زمانه نیز تأکید کرده که امکان راستیآزمایی مستقل همه جزئیات آن را نداشته است.
اما همین روایت، ما را با جنبهای از مجازات اعدام روبهرو میکند که کمتر دربارهاش حرف میزنیم:
اعدام فقط لحظه اجرای حکم نیست.
پیش از آن لحظه، انسانی ممکن است روزها، هفتهها یا ماهها با این سؤال زندگی کند:
امشب؟
فردا؟
هفته بعد؟
صدای پا در راهرو میآید.
در باز میشود.
اسمی خوانده میشود.
اگر اسم تو نبود، شاید برای چند ساعت دیگر زندهای.
اما یکی از همبندانت رفته است.
و شب بعد، انتظار دوباره آغاز میشود.
در روایت عربی حتی از جوانانی کمتر از بیست سال گفته میشود که در انتظار اعداماند و از ترس طناب دار، عضلات گردنشان را تمرین میکنند.
تصورش هم دشوار است:
جوانی که باید برای آیندهاش آماده شود،
گردنش را برای مرگ آماده میکند.
ما بیرون از زندان معمولاً نتیجه را میبینیم:
«فلانی اعدام شد.»
یک نام.
یک تاریخ.
یک خبر.
اما پشت آن یک جمله، ممکن است شبهای زیادی از انتظار وجود داشته باشد.
شبهایی که هنوز زندهای، اما نمیدانی تا چه زمانی.
شاید به همین دلیل، وقتی درباره مجازات اعدام حرف میزنیم، نباید فقط درباره آخرین لحظه زندگی یک انسان حرف بزنیم.
باید درباره تمام لحظاتی هم حرف بزنیم که سایه آن لحظه بر زندگیاش افتاده است.
و شاید سؤال امروز ما همین باشد:
اگر خودِ انتظار مرگ، هر شب تکرار شود، مجازات از کدام لحظه آغاز شده است؟
#قزلحصار
#نه_به_اعدام
#حق_حیات
#سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
نیمهشب است.
صدای باز شدن درِ سلول میآید.
برای ما، شاید فقط صدای باز شدن یک در باشد؛ اما برای انسانی که در انتظار اعدام زندگی میکند، این صدا میتواند معنای دیگری داشته باشد:
آیا این بار اسم من را صدا میزنند؟
سهیل عربی در روایتی که امروز از دوران بازداشتش در قزلحصار منتشر شده، تصویری از چنین فضایی ارائه میدهد؛ روایتی مربوط به فاصله اسفند ۱۴۰۴ تا اردیبهشت ۱۴۰۵.
او از «سوئیت» سالن ۳۵ واحد ۳ قزلحصار مینویسد؛ جایی که به روایت او، شماری از زندانیان در انتظار اجرای حکم اعدام نگهداری میشدند و برخی زندانیان از تماس تلفنی و ملاقات محروم بودند.
اما شاید تکاندهندهترین بخش روایت، نه دیوارهاست، نه سلول و نه حتی محرومیتها.
انتظار است.
عربی روایت میکند که یک شب، نزدیک نیمهشب، در سلول باز شد و نگهبان نام یکی از زندانیان را صدا زد.
همبندی که حکم اعدام داشت.
او رفت.
و دیگر بازنگشت.
در بخشی دیگر، زندانی سالخوردهای را از سلول بیرون میبرند. صبح روز بعد، همبندانش میخواهند داروهای او را به دستش برسانند.
پاسخی که میشنوند، معنای رفتنش را روشن میکند:
دیگر به دارو نیاز ندارد.
اینها روایت شخصی یک زندانی است و رادیو زمانه نیز تأکید کرده که امکان راستیآزمایی مستقل همه جزئیات آن را نداشته است.
اما همین روایت، ما را با جنبهای از مجازات اعدام روبهرو میکند که کمتر دربارهاش حرف میزنیم:
اعدام فقط لحظه اجرای حکم نیست.
پیش از آن لحظه، انسانی ممکن است روزها، هفتهها یا ماهها با این سؤال زندگی کند:
امشب؟
فردا؟
هفته بعد؟
صدای پا در راهرو میآید.
در باز میشود.
اسمی خوانده میشود.
اگر اسم تو نبود، شاید برای چند ساعت دیگر زندهای.
اما یکی از همبندانت رفته است.
و شب بعد، انتظار دوباره آغاز میشود.
در روایت عربی حتی از جوانانی کمتر از بیست سال گفته میشود که در انتظار اعداماند و از ترس طناب دار، عضلات گردنشان را تمرین میکنند.
تصورش هم دشوار است:
جوانی که باید برای آیندهاش آماده شود،
گردنش را برای مرگ آماده میکند.
ما بیرون از زندان معمولاً نتیجه را میبینیم:
«فلانی اعدام شد.»
یک نام.
یک تاریخ.
یک خبر.
اما پشت آن یک جمله، ممکن است شبهای زیادی از انتظار وجود داشته باشد.
شبهایی که هنوز زندهای، اما نمیدانی تا چه زمانی.
شاید به همین دلیل، وقتی درباره مجازات اعدام حرف میزنیم، نباید فقط درباره آخرین لحظه زندگی یک انسان حرف بزنیم.
باید درباره تمام لحظاتی هم حرف بزنیم که سایه آن لحظه بر زندگیاش افتاده است.
و شاید سؤال امروز ما همین باشد:
اگر خودِ انتظار مرگ، هر شب تکرار شود، مجازات از کدام لحظه آغاز شده است؟
#قزلحصار
#نه_به_اعدام
#حق_حیات
#سه_شنبه_های_نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
❤9😢7🔥5💔1
ما صدای معترضان میدان شهدای اصفهان باشیم...
دادگاه انقلاب اصفهان ۱۰ تن از فرزندان این خاک را به بهانه تجمع ۱۸ دی در میدان شهدای اصفهان، به اعدام محکوم کرده است
در این پرونده ۶ عزیز دیگر نیز به حبسهای سنگین محکوم شدهاند.
این جوانان چیزی جز حق و آزادی طلب نکردند.
وظیفه ماست که برای حفظ جان و آزادی این عزیزان صدای آنها باشیم
ترانه رحیمی ، نوید الیاسی ، ابوالفضل دادگستر ، مهدی منصوری ، احمدرضا سعیدی ، مهرداد بوئری ، محمدمهدی اسدی ، آرمین غلامی ، پارسا جعفری و مهدی جعفری (خسروی).
ما متعهدیم که
نام آنها رافریاد بزنیم و نگذاریم در سکوت بمانند
صدای خانوادههای مظلومشان باشیم که زیر فشار هستند
جامعه را آگاه کنیم تا این احکام ناعادلانه لغو شوند
با انتشار اخبار و هشتگها به این دادخواهی بپیوندید
فریاد ما برای نجات جان آنها حیاتی است
به امیدآزادی وحفظ جان تمامی فرزندان ایران
#میدان_شهدای_اصفهان
#نه_به_اعدام
#ترانه_رحیمی
#نوید_الیاسی
#ابوالفضل_دادگستر
#مهدی_منصوری #احمدرضا_سعیدی
#مهرداد_بوئری
#محمدمهدی_اسدی
#آرمین_غلامی
#پارسا_جعفری
#مهدی_جعفری
#مهدی_خسروی
⚡️@bardegi57
دادگاه انقلاب اصفهان ۱۰ تن از فرزندان این خاک را به بهانه تجمع ۱۸ دی در میدان شهدای اصفهان، به اعدام محکوم کرده است
در این پرونده ۶ عزیز دیگر نیز به حبسهای سنگین محکوم شدهاند.
این جوانان چیزی جز حق و آزادی طلب نکردند.
وظیفه ماست که برای حفظ جان و آزادی این عزیزان صدای آنها باشیم
ترانه رحیمی ، نوید الیاسی ، ابوالفضل دادگستر ، مهدی منصوری ، احمدرضا سعیدی ، مهرداد بوئری ، محمدمهدی اسدی ، آرمین غلامی ، پارسا جعفری و مهدی جعفری (خسروی).
ما متعهدیم که
نام آنها رافریاد بزنیم و نگذاریم در سکوت بمانند
صدای خانوادههای مظلومشان باشیم که زیر فشار هستند
جامعه را آگاه کنیم تا این احکام ناعادلانه لغو شوند
با انتشار اخبار و هشتگها به این دادخواهی بپیوندید
فریاد ما برای نجات جان آنها حیاتی است
به امیدآزادی وحفظ جان تمامی فرزندان ایران
#میدان_شهدای_اصفهان
#نه_به_اعدام
#ترانه_رحیمی
#نوید_الیاسی
#ابوالفضل_دادگستر
#مهدی_منصوری #احمدرضا_سعیدی
#مهرداد_بوئری
#محمدمهدی_اسدی
#آرمین_غلامی
#پارسا_جعفری
#مهدی_جعفری
#مهدی_خسروی
⚡️@bardegi57
❤🔥20💔8❤2😭2🔥1
قتل یک انسان، فقط پایان یک زندگی نیست…
پایانِ هزاران رؤیا،
پایانِ یک آغوش، یک لبخند، یک خانواده و آیندهایست که دیگر فرصتِ ساختهشدن پیدا نمیکند. 🖤🥀
پشت هر جانباخته، جهانی از دلتنگی و یک خانواده داغدار ایستاده است.
#دادخواهی #نه_به_خشونت #علیه_فراموشی
⚡️@bardegi57
پایانِ هزاران رؤیا،
پایانِ یک آغوش، یک لبخند، یک خانواده و آیندهایست که دیگر فرصتِ ساختهشدن پیدا نمیکند. 🖤🥀
پشت هر جانباخته، جهانی از دلتنگی و یک خانواده داغدار ایستاده است.
#دادخواهی #نه_به_خشونت #علیه_فراموشی
⚡️@bardegi57
💔35❤8😭6🕊1
مادر مجید آدینه: وکیل تسخیری میگفت «سکوت کنید، وگرنه میکشیمش بالا»
فریده رسولی، مادر مجید آدینه، در گفتوگو با صدای آمریکا گفته است وکیل تسخیری فرزندش اطرافیان او را تهدید میکرد که سکوت کنند، وگرنه «میکشیمش بالا»؛ عبارتی که به معنای اعدامکردن او بود. مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، سحرگاه اول شهریور در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
بر اساس گزارش صدای آمریکا، آدینه تا زمان صدور حکم اعدام تنها وکیل تسخیری داشت و خانواده پس از صدور حکم توانستند سه وکیل تعیینی معرفی کنند. با این حال، مادر او میگوید وکلای تعیینی تا یک روز پیش از اعدام به پرونده دسترسی نداشتند و آن روز نیز فقط اجازه یافتند نسخه فیزیکی پرونده را بخوانند، بدون آنکه بتوانند از صفحات آن تصویربرداری کنند.
وکلای آدینه همان روز درخواست اعاده دادرسی تهیه کردند، اما به گفته مادرش، این درخواست حتی ثبت نشد و او روز بعد بدون اطلاع خانواده و وکلایش اعدام شد. مجید آدینه از آخرین تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نیز محروم ماند.
صدای آمریکا گزارش داده است که پس از اعدام، مقامهای امنیتی برای چند روز از تحویل پیکر او جلوگیری کردند. خانواده ابتدا برای خاکسپاری به بهشت زهرا و سپس به بهشت سکینه کرج فرستاده شدند، اما بهدلیل حضور گسترده مردم، پیکر تحویل داده نشد. سرانجام خانواده با تهدید مأموران مبنی بر خودداری از تحویل پیکر در صورت تجمع یا فیلمبرداری، مجبور شدند او را با حضور شمار محدودی از نزدیکان در بهشت علی کرج به خاک بسپارند.
مادر آدینه گفته است پسرش پیش از بازداشت حدود ۹۵ کیلوگرم وزن داشت، اما پس از اعدام، پیکری بهشدت کموزن به خانواده تحویل داده شد. او همچنین گفته فرزندش دو ماهونیم در سلول انفرادی و تحت شکنجه و تهدید قرار داشت و در دادگاهی «نمایشی»، به بیان اعترافات دیکتهشده وادار شده بود.
مجید آدینه در فایل صوتی ارسالشده از زندان، حدود ۲۰ روز پیش از اعدام، اتهامات مطرحشده علیه خود را رد کرده و گفته بود: «من آزارم به هیچکس نرسیده است.»
رسانههای حکومتی او را به اقدام به نفع اسرائیل و آمریکا، محاربه و نگهداری سلاح متهم کردند، اما مستندات این اتهامها و دفاعیات او و وکلایش را منتشر نکردند. خانوادهاش همچنین گفتهاند ارهبرقی نمایشدادهشده در گزارش صداوسیما، وسیله باغبانی موجود در انبار مؤسسه خیریه او بوده است.
مجید آدینه بیش از ۲۰ سال در زمینه حمایت از کودکان محروم، بیسرپرست و کودکان کار فعالیت داشت. روی دستهگل مزار او نوشته شده بود: «تقدیمی از فرزندانی که امروز یتیم شدند.»
#مجید_آدینه #نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
فریده رسولی، مادر مجید آدینه، در گفتوگو با صدای آمریکا گفته است وکیل تسخیری فرزندش اطرافیان او را تهدید میکرد که سکوت کنند، وگرنه «میکشیمش بالا»؛ عبارتی که به معنای اعدامکردن او بود. مجید آدینه، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴، سحرگاه اول شهریور در زندان قزلحصار کرج اعدام شد.
بر اساس گزارش صدای آمریکا، آدینه تا زمان صدور حکم اعدام تنها وکیل تسخیری داشت و خانواده پس از صدور حکم توانستند سه وکیل تعیینی معرفی کنند. با این حال، مادر او میگوید وکلای تعیینی تا یک روز پیش از اعدام به پرونده دسترسی نداشتند و آن روز نیز فقط اجازه یافتند نسخه فیزیکی پرونده را بخوانند، بدون آنکه بتوانند از صفحات آن تصویربرداری کنند.
وکلای آدینه همان روز درخواست اعاده دادرسی تهیه کردند، اما به گفته مادرش، این درخواست حتی ثبت نشد و او روز بعد بدون اطلاع خانواده و وکلایش اعدام شد. مجید آدینه از آخرین تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نیز محروم ماند.
صدای آمریکا گزارش داده است که پس از اعدام، مقامهای امنیتی برای چند روز از تحویل پیکر او جلوگیری کردند. خانواده ابتدا برای خاکسپاری به بهشت زهرا و سپس به بهشت سکینه کرج فرستاده شدند، اما بهدلیل حضور گسترده مردم، پیکر تحویل داده نشد. سرانجام خانواده با تهدید مأموران مبنی بر خودداری از تحویل پیکر در صورت تجمع یا فیلمبرداری، مجبور شدند او را با حضور شمار محدودی از نزدیکان در بهشت علی کرج به خاک بسپارند.
مادر آدینه گفته است پسرش پیش از بازداشت حدود ۹۵ کیلوگرم وزن داشت، اما پس از اعدام، پیکری بهشدت کموزن به خانواده تحویل داده شد. او همچنین گفته فرزندش دو ماهونیم در سلول انفرادی و تحت شکنجه و تهدید قرار داشت و در دادگاهی «نمایشی»، به بیان اعترافات دیکتهشده وادار شده بود.
مجید آدینه در فایل صوتی ارسالشده از زندان، حدود ۲۰ روز پیش از اعدام، اتهامات مطرحشده علیه خود را رد کرده و گفته بود: «من آزارم به هیچکس نرسیده است.»
رسانههای حکومتی او را به اقدام به نفع اسرائیل و آمریکا، محاربه و نگهداری سلاح متهم کردند، اما مستندات این اتهامها و دفاعیات او و وکلایش را منتشر نکردند. خانوادهاش همچنین گفتهاند ارهبرقی نمایشدادهشده در گزارش صداوسیما، وسیله باغبانی موجود در انبار مؤسسه خیریه او بوده است.
مجید آدینه بیش از ۲۰ سال در زمینه حمایت از کودکان محروم، بیسرپرست و کودکان کار فعالیت داشت. روی دستهگل مزار او نوشته شده بود: «تقدیمی از فرزندانی که امروز یتیم شدند.»
#مجید_آدینه #نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
❤16💔13😭4🤯3🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به یاد "سارینا اسماعیل زاده"، دختر ۱۶ ساله و فرهیختهای که از دغدغهها و آرزوهاش میگه.
به قول کاربری که نوشته:
انگار پای صحبتهای یک استاد علوم اجتماعی نشستم، نه یه دختر بچه ۱۶ ساله!
سارینا اسماعیل زاده
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#انتقام_میگیریم
⚡️@bardegi57
به قول کاربری که نوشته:
انگار پای صحبتهای یک استاد علوم اجتماعی نشستم، نه یه دختر بچه ۱۶ ساله!
سارینا اسماعیل زاده
#قسم_به_خون_یاران_ایستاده_ایم_تا_پایان
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#انتقام_میگیریم
⚡️@bardegi57
💔60😭3❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همزمان با افزایش قیمت بنزین توسط دولت #مسعود_پوزیده از #اصلاحاتچیهای_فریبکار ؛ تروریست های #لشکر_تروریستی_پارسخواران و دیگر جلادان رژیم در خیابان های ایران مستقر شدند!
اینها همان کسانی هستند که در #دیماه_خونین با دریافت دستمزد بالا دهها هزار ایرانی را سلاخی و قتل عام نمودند .
از آنجا که اسلام ناب گوهمدی و شیهه عثنی حشری ایدئولوژی دروغ فریب خدعه و تقیه است ؛ رژیم به جای « مزدوران و کفتاران محافظ و مدافع امنیت اشغالگران ایران » به اینها میگه حافظان امنیت ایران
#دشمنان_ایران #ایرانیان_بردگان_اسلام #حکومت_دزدان #حکومت_خونخواران #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #مرگ_بر_همه_مزدوران_رژیم_جمهوری_اسلامی
⚡️@bardegi57
اینها همان کسانی هستند که در #دیماه_خونین با دریافت دستمزد بالا دهها هزار ایرانی را سلاخی و قتل عام نمودند .
از آنجا که اسلام ناب گوهمدی و شیهه عثنی حشری ایدئولوژی دروغ فریب خدعه و تقیه است ؛ رژیم به جای « مزدوران و کفتاران محافظ و مدافع امنیت اشغالگران ایران » به اینها میگه حافظان امنیت ایران
#دشمنان_ایران #ایرانیان_بردگان_اسلام #حکومت_دزدان #حکومت_خونخواران #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #مرگ_بر_همه_مزدوران_رژیم_جمهوری_اسلامی
⚡️@bardegi57
🙏8
قطعی اینترنت باعث شد خیلی از جنایت های ج.ا به قدر کافی دیده نشه...
این تصویر جاویدنامی هست که چست لید و سوند بهش وصله...و جای تیر خلاص روی پیشونیشه...
قطعا به یک فرد کشته شده که هدشات شده، چست لید و سوند وصل نمیکنن!تصویری که ثابت میکنه تو بیمارستانها تیرخلاص زدن...
امروز وظیفه خودمون بدونیم صدای این جنایت باشیم و از این جاویدنام وطن بنویسیم. #دیماه_خونین
پ.ن چست لید ، یک پد چسبی و یکبارمصرف پزشکی است که برای اتصال قفسه سینه بیمار به دستگاههای پایش قلب (مانند مانیتورینگ قلب و نوار قلب) استفاده میشود.
#حکومت_خونخواران #حکومت_جلادان
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#مرگ_بر_همه_مزدوران_رژیم_جمهوری_اسلامی
⚡️@bardegi57
این تصویر جاویدنامی هست که چست لید و سوند بهش وصله...و جای تیر خلاص روی پیشونیشه...
قطعا به یک فرد کشته شده که هدشات شده، چست لید و سوند وصل نمیکنن!تصویری که ثابت میکنه تو بیمارستانها تیرخلاص زدن...
امروز وظیفه خودمون بدونیم صدای این جنایت باشیم و از این جاویدنام وطن بنویسیم. #دیماه_خونین
پ.ن چست لید ، یک پد چسبی و یکبارمصرف پزشکی است که برای اتصال قفسه سینه بیمار به دستگاههای پایش قلب (مانند مانیتورینگ قلب و نوار قلب) استفاده میشود.
#حکومت_خونخواران #حکومت_جلادان
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
#مرگ_بر_همه_مزدوران_رژیم_جمهوری_اسلامی
⚡️@bardegi57
❤23💔22🤬7😭7
روایت تکاندهنده شکنجه پارسا جعفری؛ اعتراف اجباری زیر تهدید تعرض جنسی
یک منبع آگاه و موثق میگوید پارسا جعفری، از متهمان محکوم به اعدام پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، در جلسه دادگاه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ و در حضور وکیل خود، در حالی که زار میزد، روایت کرده است که مأموران او را با چشمبند به زیرزمینی منتقل و میان هفت یا هشت مرد برهنه و فاقد کنترل رفتاری رها کردهاند. این افراد بهسوی او هجوم بردند و پارسا آنقدر فریاد زد و با دست به میلههای در کوبید که دستانش خونآلود شد. او سرانجام فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید مینویسم.»
بر اساس اطلاعات موثق رسیده، پارسا جعفری، روز ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ در جلسه رسیدگی به پروندهاش، در حضور وکیل خود و در حالی که بهشدت گریه میکرد و زار میزد، جزئیات یکی از تکاندهندهترین مراحل بازجویی خود را برای دادگاه شرح داده است.
او گفته است زمانی که در اختیار ضابطان قرار داشت، مأموران چشمانش را بستند، او را از زندان خارج کردند و به ساختمانی دیگر بردند.
پس از بازکردن چشمبند، پارسا خود را مقابل اتاقی با دری طوسیرنگ دید که در قسمت بالای آن میلههایی وجود داشت. برای رسیدن به اتاق باید از تعداد زیادی پله بهسمت پایین میرفت.
او را وادار کردند از پلهها پایین برود.
به روایت پارسا در دادگاه، وقتی در باز شد، هفت یا هشت مرد را داخل اتاق دید. بیشتر آنان چاق بودند، شلوار و لباس زیر به تن نداشتند و تنها زیرپوش پوشیده بودند. اتاق بوی شدید توالت میداد و مردان حاضر در آن، که قادر به صحبتکردن عادی نبودند، با اندام جنسی خود بازی میکردند.
بنا بر روایت ارائهشده در دادگاه، این افراد بیماران روانی مهارنشدنی بودند که در آن زیرزمین نگهداری میشدند.
مأموران پارسا را به داخل اتاق انداختند و به او گفتند که پیشتر برای مردان حاضر در آنجا فیلم پورنوگرافیک پخش کردهاند. سپس در را بستند.
مردان داخل اتاق بهسوی پارسا هجوم بردند.
پارسا جعفری گفته است برای رهایی از آن وضعیت با تمام توان فریاد کشیده و با کف دستهایش به میلههای بالای در کوبیده است. او آنقدر دستهایش را به میلهها زده که کف دستانش خونآلود و دستهایش کبود شدهاند.
بااینحال، مأموران در را باز نکردند.
پارسا در نهایت فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید مینویسم.»
پس از بیان این جمله، مأموران در را باز کردند و او را بیرون آوردند. هنگامی که از اتاق خارج شد، دکمههای لباس بالاتنهاش بر اثر هجوم افراد داخل اتاق کنده شده بود.
منبع آگاه و موثقی که این اطلاعات را در اختیار ما قرار داده، تأکید کرده است که پارسا جعفری تمام این ماجرا را در جلسه رسمی دادگاه و در حضور وکیل خود و عوامل دادگاه بیان کرده و هنگام بازگویی آن بهشدت گریسته است.
بر اساس اطلاعات رسیده، درست از همان روز مسیر تحقیقات و بازجوییها تغییر کرد. بازجوییهایی که پیشتر بر ادعای ساخت کوکتل مولوتف متمرکز بود، پس از آن واقعه بهسمت انتساب قتل عباس کامرانی به پارسا جعفری و سایر متهمان پرونده رفت.
این روایت نشان میدهد که ضابطان، پارسا را آگاهانه در موقعیتی قرار دادهاند که خطر فوری تعرض جنسی را احساس کند و برای رهایی از آن، آمادگی خود را برای نوشتن هر آنچه بازجویان میخواستند اعلام کند.
این فقط «تهدید» با کلمات نبود. مأموران یک بازداشتشده را با چشمبند به زیرزمینی ناشناس بردند، او را میان چند مرد برهنه رها کردند، در را بستند و تا زمانی که نگفت «هرچه بخواهید مینویسم»، بیرونش نیاوردند.
پارسا جعفری و نه نفر دیگر از متهمان در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شدهاند؛ حکمی جبرانناپذیر که اکنون پرسشهای جدی درباره نقش شکنجه، تهدید به تعرض جنسی و اعترافات اجباری در صدور آن مطرح است.
اعترافی که انسان برای نجات خود از تعرض، شکنجه و وحشت از مرگ مینویسد، اعتراف نیست؛ سند شکنجه است.
#پارسا_جعفری #نه_به_اعدام
منبع: توانا
⚡️@bardegi57
روایت تکاندهنده شکنجه پارسا جعفری؛ اعتراف اجباری زیر تهدید تعرض جنسی
یک منبع آگاه و موثق میگوید پارسا جعفری، از متهمان محکوم به اعدام پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان»، در جلسه دادگاه ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ و در حضور وکیل خود، در حالی که زار میزد، روایت کرده است که مأموران او را با چشمبند به زیرزمینی منتقل و میان هفت یا هشت مرد برهنه و فاقد کنترل رفتاری رها کردهاند. این افراد بهسوی او هجوم بردند و پارسا آنقدر فریاد زد و با دست به میلههای در کوبید که دستانش خونآلود شد. او سرانجام فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید مینویسم.»
بر اساس اطلاعات موثق رسیده، پارسا جعفری، روز ۲۵ تیرماه ۱۴۰۵ در جلسه رسیدگی به پروندهاش، در حضور وکیل خود و در حالی که بهشدت گریه میکرد و زار میزد، جزئیات یکی از تکاندهندهترین مراحل بازجویی خود را برای دادگاه شرح داده است.
او گفته است زمانی که در اختیار ضابطان قرار داشت، مأموران چشمانش را بستند، او را از زندان خارج کردند و به ساختمانی دیگر بردند.
پس از بازکردن چشمبند، پارسا خود را مقابل اتاقی با دری طوسیرنگ دید که در قسمت بالای آن میلههایی وجود داشت. برای رسیدن به اتاق باید از تعداد زیادی پله بهسمت پایین میرفت.
او را وادار کردند از پلهها پایین برود.
به روایت پارسا در دادگاه، وقتی در باز شد، هفت یا هشت مرد را داخل اتاق دید. بیشتر آنان چاق بودند، شلوار و لباس زیر به تن نداشتند و تنها زیرپوش پوشیده بودند. اتاق بوی شدید توالت میداد و مردان حاضر در آن، که قادر به صحبتکردن عادی نبودند، با اندام جنسی خود بازی میکردند.
بنا بر روایت ارائهشده در دادگاه، این افراد بیماران روانی مهارنشدنی بودند که در آن زیرزمین نگهداری میشدند.
مأموران پارسا را به داخل اتاق انداختند و به او گفتند که پیشتر برای مردان حاضر در آنجا فیلم پورنوگرافیک پخش کردهاند. سپس در را بستند.
مردان داخل اتاق بهسوی پارسا هجوم بردند.
پارسا جعفری گفته است برای رهایی از آن وضعیت با تمام توان فریاد کشیده و با کف دستهایش به میلههای بالای در کوبیده است. او آنقدر دستهایش را به میلهها زده که کف دستانش خونآلود و دستهایش کبود شدهاند.
بااینحال، مأموران در را باز نکردند.
پارسا در نهایت فریاد زده است: «فقط من را بیرون بیاورید؛ هرچه بخواهید مینویسم.»
پس از بیان این جمله، مأموران در را باز کردند و او را بیرون آوردند. هنگامی که از اتاق خارج شد، دکمههای لباس بالاتنهاش بر اثر هجوم افراد داخل اتاق کنده شده بود.
منبع آگاه و موثقی که این اطلاعات را در اختیار ما قرار داده، تأکید کرده است که پارسا جعفری تمام این ماجرا را در جلسه رسمی دادگاه و در حضور وکیل خود و عوامل دادگاه بیان کرده و هنگام بازگویی آن بهشدت گریسته است.
بر اساس اطلاعات رسیده، درست از همان روز مسیر تحقیقات و بازجوییها تغییر کرد. بازجوییهایی که پیشتر بر ادعای ساخت کوکتل مولوتف متمرکز بود، پس از آن واقعه بهسمت انتساب قتل عباس کامرانی به پارسا جعفری و سایر متهمان پرونده رفت.
این روایت نشان میدهد که ضابطان، پارسا را آگاهانه در موقعیتی قرار دادهاند که خطر فوری تعرض جنسی را احساس کند و برای رهایی از آن، آمادگی خود را برای نوشتن هر آنچه بازجویان میخواستند اعلام کند.
این فقط «تهدید» با کلمات نبود. مأموران یک بازداشتشده را با چشمبند به زیرزمینی ناشناس بردند، او را میان چند مرد برهنه رها کردند، در را بستند و تا زمانی که نگفت «هرچه بخواهید مینویسم»، بیرونش نیاوردند.
پارسا جعفری و نه نفر دیگر از متهمان در دادگاه بدوی به اعدام محکوم شدهاند؛ حکمی جبرانناپذیر که اکنون پرسشهای جدی درباره نقش شکنجه، تهدید به تعرض جنسی و اعترافات اجباری در صدور آن مطرح است.
اعترافی که انسان برای نجات خود از تعرض، شکنجه و وحشت از مرگ مینویسد، اعتراف نیست؛ سند شکنجه است.
#پارسا_جعفری #نه_به_اعدام
منبع: توانا
⚡️@bardegi57
🤬24😭7❤5🤯1
ابهام جدی در پرونده ۱۰ حکم اعدام؛ کوکتلهایی که آتش نگرفتند
بر اساس اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، دستکم ۱۰ نفر در پروندهای با اتهام ساخت و پرتاب کوکتل مولوتوف به اعدام محکوم شدهاند. با این حال، در متن حکم درباره حامد مهرعلیان گورنانی صراحتاً آمده که روغن مایع «تأثیری در تهیه کوکتل مولوتوف ندارد» و مؤثر نبوده است.
همچنین بنا بر اظهارات مطرحشده در دادگاه و فیلمهای پخششده، کوکتلهای ساختهشده یا اصلاً آتش نگرفتهاند یا تنها چند ثانیه شعلهور شدهاند.
در کنار این ابهامها، گزارشهایی درباره شکنجه، اعترافگیری اجباری و تعرض جنسی به دو خواهر، ترانه و رومینا رحیمی، در جریان بازجوییها نیز مطرح شده است.
پرسش اصلی این است که چگونه میتوان با وجود چنین ابهامهایی، با استناد به این اتهامات سنگین، حکم اعدام صادر کرد؟
#نه_به_اعدام #حق_دادرسی_عادلانه #زندانیان_سیاسی #میدان_شهدای_اصفهان
⚡️@bardegi57
بر اساس اطلاعات رسیده به آموزشکده توانا، دستکم ۱۰ نفر در پروندهای با اتهام ساخت و پرتاب کوکتل مولوتوف به اعدام محکوم شدهاند. با این حال، در متن حکم درباره حامد مهرعلیان گورنانی صراحتاً آمده که روغن مایع «تأثیری در تهیه کوکتل مولوتوف ندارد» و مؤثر نبوده است.
همچنین بنا بر اظهارات مطرحشده در دادگاه و فیلمهای پخششده، کوکتلهای ساختهشده یا اصلاً آتش نگرفتهاند یا تنها چند ثانیه شعلهور شدهاند.
در کنار این ابهامها، گزارشهایی درباره شکنجه، اعترافگیری اجباری و تعرض جنسی به دو خواهر، ترانه و رومینا رحیمی، در جریان بازجوییها نیز مطرح شده است.
پرسش اصلی این است که چگونه میتوان با وجود چنین ابهامهایی، با استناد به این اتهامات سنگین، حکم اعدام صادر کرد؟
#نه_به_اعدام #حق_دادرسی_عادلانه #زندانیان_سیاسی #میدان_شهدای_اصفهان
⚡️@bardegi57
👍11💔4🔥2🤬2
جان عزیزی که در راه آزادی فدا شد!
۲۰ شهریور سالروز تولد #مهدی_لیلازی است که ۳۰ شهریور در انقلاب مهسا جانش را فدای آزادی ایران مرد.
مهدی جوانی عاشق و آزادیخواه بود، پس از آغاز انقلاب، در آخرین روز شهریور، ندای آزادی سر داد و راه خودش را برای همیشه جاودانه کرد.
🖤یادش گرامی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
⚡️@bardegi57
۲۰ شهریور سالروز تولد #مهدی_لیلازی است که ۳۰ شهریور در انقلاب مهسا جانش را فدای آزادی ایران مرد.
مهدی جوانی عاشق و آزادیخواه بود، پس از آغاز انقلاب، در آخرین روز شهریور، ندای آزادی سر داد و راه خودش را برای همیشه جاودانه کرد.
🖤یادش گرامی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
⚡️@bardegi57
❤29🫡6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
گزارشها از انتقال دستکم ۷ زندانی بلوچ محکوم به اعدام به سلولهای انفرادی در زندان مرکزی زابل حکایت دارد.
گفته میشود خانوادههای این زندانیان برای آخرین ملاقات مقابل زندان حاضر شدهاند.
هویت یکی از آنان #امانالله_نظرخانی اعلام شده است.
نگرانیها از اجرای قریبالوقوع احکام افزایش یافته است.
#نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
گفته میشود خانوادههای این زندانیان برای آخرین ملاقات مقابل زندان حاضر شدهاند.
هویت یکی از آنان #امانالله_نظرخانی اعلام شده است.
نگرانیها از اجرای قریبالوقوع احکام افزایش یافته است.
#نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
🤬14😱9😢8❤1
یوسف آبیل، جوان ۲۷ ساله بلوچ اهل زابل، صبح امروز بدون اطلاع خانواده به سلول انفرادی زندان جیرفت منتقل شد.
حکم اعدامش نزدیک است.بلوچ رسانهای ندارد.
بیایید صدایش باشیم.
#یوسف_آبیل
#نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
حکم اعدامش نزدیک است.بلوچ رسانهای ندارد.
بیایید صدایش باشیم.
#یوسف_آبیل
#نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
😭39🤬6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من، همسر سلیمان نوروزی، به پویش «یک شمع، یک نام، یک یاد» میپیوندم. 🕯
امشب شمعی روشن میکنم به یاد همسرم، سلیمان نوروزی؛
و به یاد تمام جاویدنامان وطن که نام و یادشان همیشه در قلب ما زنده است.
نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
نامشان ماندگار، یادشان جاودان. 🖤
#سلیمان_نوروزی #بابای_دلانا #۱۹_دی #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
⚡️@bardegi57
امشب شمعی روشن میکنم به یاد همسرم، سلیمان نوروزی؛
و به یاد تمام جاویدنامان وطن که نام و یادشان همیشه در قلب ما زنده است.
نه میبخشیم، نه فراموش میکنیم.
نامشان ماندگار، یادشان جاودان. 🖤
#سلیمان_نوروزی #بابای_دلانا #۱۹_دی #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
⚡️@bardegi57
😢22💔11❤1🫡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حکم اعدام همینقدر وحشیانه و غیرانسانی است
این مرد به مردم توصیه می کند که مواظب جوانهایتان باشید اما نمی گوید چطور! وقتی با یک حکومت وحشی و قوانین قرون وسطایی طرف هستی ممکن است بخاطر کوچکترین اشتباه جان خودت رو از دست بدی!
#نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
این مرد به مردم توصیه می کند که مواظب جوانهایتان باشید اما نمی گوید چطور! وقتی با یک حکومت وحشی و قوانین قرون وسطایی طرف هستی ممکن است بخاطر کوچکترین اشتباه جان خودت رو از دست بدی!
#نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
❤10👍4🔥1💔1
اعدام ۲۲زندانی در روزهای ۱۱،۱۵،۱۸ و ۲۲شهریور۱۴۰۵
فراخوان به اقدام فوری برای توقف ماشین اعدام وکشتاردر ایران
ماشین اعدام وکشتار رژیم جنایتکار درهراس ازقیام مردمی، بیوقفه درحال گرفتن قربانی است.دژخیمان دستکم ۲۲زندانی را تنهادر روزهای ۱۱، ۱۵، ۱۸ و ۲۲ شهریور حلقآویز کردهاند.
پرونده جنایات این رژیم باید به شورای امنیت ملل متحد ارجاع و سردمداران آن در برابر عدالت قرار گیرند.
#نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
فراخوان به اقدام فوری برای توقف ماشین اعدام وکشتاردر ایران
ماشین اعدام وکشتار رژیم جنایتکار درهراس ازقیام مردمی، بیوقفه درحال گرفتن قربانی است.دژخیمان دستکم ۲۲زندانی را تنهادر روزهای ۱۱، ۱۵، ۱۸ و ۲۲ شهریور حلقآویز کردهاند.
پرونده جنایات این رژیم باید به شورای امنیت ملل متحد ارجاع و سردمداران آن در برابر عدالت قرار گیرند.
#نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
🤬26👍10❤2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻31 شهریور سالگرد جاوید نام #مهسا_موگویی از فولادشهر اصفهان است.
مهسا متولد ۲۵ تیر ۱۳۸۲ قهرمان تکواندو و آمادگی جسمانی بود که ۳۱ شهریور یک مزدور انتزامبی به صورتش یک گلوله ساچمهای شلیک میکند و سپس گلوله مزدور دیگری بر تنش مینشیند، او در همان خیابان جان باخت .
پدرش سه روز پی در پی به دنبال پیکر دخترش بود، در نهایت در پادگانی نظامی در فولاد شهر پیکر دخترش را به او میدهند ، در قبال نامهای که از رژیم جمهوری اسلامی شکایت ندارد!
در گواهی فوت او آمده: «در ستون فقرات او ۳۹ عدد سوراخ مدور در بازوی چپ ۳۱ و ساعد دست چپ نیز ۹ سوراخ مدور با حاشیه سوختگی دیده شده است.»
به عبارتی دیگر به مهسا بیش از ۷۰ گلوله ساچمهای شلیک شده است.
همچنین در این گواهی فوت نوشته است: «با مانتو مشکی آغشته به خون و دارای سوراخهای متعدد و کوچک» تحویل شده است.
پدر مهسا موگویی، با انتشار این گواهی فوت پرسید: «گناه دختر من چه بود که با دست خالی اعتراض کرد و شما او را تیرباران کردید؟»
#به_یاد_آر #ایران_اشغال_شده #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #باید_ایران_را_آزاد_کنیم
#مرگ_بر_همه_مزدوران_رژیم_جمهوری_اسلامی
⚡️@bardegi57
مهسا متولد ۲۵ تیر ۱۳۸۲ قهرمان تکواندو و آمادگی جسمانی بود که ۳۱ شهریور یک مزدور انتزامبی به صورتش یک گلوله ساچمهای شلیک میکند و سپس گلوله مزدور دیگری بر تنش مینشیند، او در همان خیابان جان باخت .
پدرش سه روز پی در پی به دنبال پیکر دخترش بود، در نهایت در پادگانی نظامی در فولاد شهر پیکر دخترش را به او میدهند ، در قبال نامهای که از رژیم جمهوری اسلامی شکایت ندارد!
در گواهی فوت او آمده: «در ستون فقرات او ۳۹ عدد سوراخ مدور در بازوی چپ ۳۱ و ساعد دست چپ نیز ۹ سوراخ مدور با حاشیه سوختگی دیده شده است.»
به عبارتی دیگر به مهسا بیش از ۷۰ گلوله ساچمهای شلیک شده است.
همچنین در این گواهی فوت نوشته است: «با مانتو مشکی آغشته به خون و دارای سوراخهای متعدد و کوچک» تحویل شده است.
پدر مهسا موگویی، با انتشار این گواهی فوت پرسید: «گناه دختر من چه بود که با دست خالی اعتراض کرد و شما او را تیرباران کردید؟»
#به_یاد_آر #ایران_اشغال_شده #نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم #باید_ایران_را_آزاد_کنیم
#مرگ_بر_همه_مزدوران_رژیم_جمهوری_اسلامی
⚡️@bardegi57
❤28🕊9💔9😭3🫡1
پایتخت مقاومت فرانسه همصدا با دادخواهی: شهرداری لیون میزبان نمایشگاه یادبود شهیدان راه آزادی ایران شهرداری لیون کار آمادهسازی یک نمایشگاه بینظیر را در یادبود قربانیان و شهیدان نبرد با رژیم ستمگر حاکم بر ایران آغاز کرده است. این اقدام ارزشمند که با همت یاران مقاومت و مدافعان حقوق بشر کلید خورده، تریبون رسمی یکی از بزرگترین شهرهای فرانسه را به بازتاب صدای مظلومیت و شجاعت ملت ایران اختصاص داده است. این نمایشگاه با مستندسازی جنایات دیکتاتوری مذهبی، ماشین اعدام آخوندی را در برابر افکار عمومی غرب به محاکمه میکشد.
#دادخواهی #نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
#دادخواهی #نه_به_اعدام
⚡️@bardegi57
❤17👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پریماه نیک پرور سرشار از شوق زندگی، آرزو داشت جراح شود، اما گلوله مجال نداد، ۱۸ دی در بندرعباس داخل آمبولانس بر اثر خونریزی، جان داد.
کشته شدن بچههایی که هنوز کتاب مدرسه در دست داشتند.
#پریماه_نیکپرور
#دیماه_خونین
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
✨️@bardegi57
کشته شدن بچههایی که هنوز کتاب مدرسه در دست داشتند.
#پریماه_نیکپرور
#دیماه_خونین
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
✨️@bardegi57
💔20🤬16😭5🫡1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔42❤5👍1