🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقد_نقاشی
❐#دایره_جادویی (۱۸۸۶) توسط واتروهاوس است.
موضوع جادو ، جادوگری و دنیای دیگر یکی از موضوعات غالب در نقاشی واترهاوس به همراه تصاویر زنانه معروف او است. زن و جادو برای او تقریباً یکسان هستند ، هر دو قدرت غیرقابل توصیفی دارند ، هر دو قدرت تصمیم گیری در مورد سرنوشت را دارند. "دایره جادویی" این دو ستون را در بر می گیرد و ظاهر جمعی ، اما در عین حال فردی جادوگر را تشکیل می دهد. و این یکی دیگر از ویژگی های تصویر است - این یک شخصیت ادبی نیست و تصویری برای یک شعر ، نمایشنامه یا رمان نیست.
داخل دایره جادویی واترهاوس:
نقاشی با انگیزه های شرقی آغشته شده است - این یکی از سرگرمی های اولیه واترهاوس است. در مرکز ترکیب تصویری کامل از زنی در نزدیکی دیگ جوش معجون قرار دارد. ظاهراً او جادوگر ، پیامبر یا کشیش است. یک زن با یک عصای نازک یک حلقه جادویی را روی ماسه می کشد ، در حالی که این کار را به راحتی انجام می دهد ، گویی عصا به تنهایی حرکت می کند و خط دست را ادامه می دهد. جادوگر در دست چپ خود یک داس دارد ، که مانند یک حلقه جادویی و یک دیگ طلایی درخشان ، یک دایره را تشکیل می دهد و ریتم خاصی به ترکیب می بخشد. در شرق باستان ، داس نماد جدایی ناپذیر قدرت سلطنتی بود و در دوران باستان نشان دهنده جدایی جهان زنده و مرده بود. این جادوگر را به عنوان حاکم نه تنها جهان واقعی ، بلکه ماوراءالطبیعه نیز توصیف می کند. خطوط گرد با دود عمودی شدید و تقریباً بی حرکت از دیگ بخار متضاد است.
بیننده به سختی می تواند چهره زن را تشخیص دهد: به سمت ستون در حال افزایش بخار چرخانده شده است. لباس مناسب نرمی و لطافت را به زنان زن اضافه می کند. موهای مشکی به سمت مدل موهای کثیف کشیده می شوند که به طور مبهمی شبیه تصاویر ماترون های رومی است. تصور با مشخصات مشخصی که در گلدان های عتیقه یافت می شود تکمیل می شود. تارهای ذغالی منتشر شده ارتباطی با نحوه حالت دادن موهای خود به زنان در دوران انگلستان قبل از مسیحیت ایجاد می کند. این لباس با دستبندهای طرح الماس و گلدوزی جنگجو در امتداد سجاف تزئین شده است. یک گردنبند سنگین به شکل مار به گردن جادوگر پیچیده شده است - نمادی از خرد و حیله گری. کمر زن توسط یک پارچه پهن پارچه به هم کشیده شده است که در پشت آن می توان از یافتن گلها شگفت زده شد. گلهای سفید نیز در نزدیکی آتش قرار دارند.
دایره جادویی تمرکز جادو و محافظت از نیروهای متخاصم است. تمام انرژی زن در درون او قفل شده است: او خودش ، معجون جادویی اش ، یعنی قدرت و قدرت بر مردم و آینده ، و همچنین گلهایی که نشان دهنده پاکی ، جوانی و زیبایی است.
خارج از دایره:
آنچه در خارج از دایره اتفاق می افتد ، مستلزم توجه ویژه است ، زیرا همچنین دارای معنای نمادین است. در حال حاضر ، آنچه فراتر از خط است ، خصمانه و زائد است. و در پشت آن همه مشهورترین نمادهای شر ، جادو و مرگ قرار دارند: جمجمه ، کلاغ های سیاه و قورباغه ای که در آستانه یک دایره یخ زده است ، اما جرات نمی کند از روی آن بپرد.
واتروهاوس با در نظر گرفتن ترکیب تصویر به این روش ، دایره را مرکز جوهر زن ، تمرکز نیرو و جوانی می کند و بدترین ها را در خارج از آن ، حداقل برای لحظه جادوگری باقی می گذارد.
صخره های بیابانی تک رنگ و صاف با ضربه های مبهم ، خطوط نامشخص و گاهی تیز ساخته شده اند. و به نظر می رسد که چشم انداز اطراف جادوگر نباید جلب توجه کند. کل مرکز ، اعم از ایدئولوژیکی و ترکیبی ، او است. اما اینطور نیست. چیزی در چشم انداز وجود دارد که قابل توجه نیست ، اما باعث ایجاد علاقه می شود ، زیرا قهرمان تصویر روی او به تنهایی تنها نیست. در فاصله ای دور می توانید غاری را ببینید که مردم در آن جمع شده اند و در ورودی آن یک تصویر زن با چراغی در دست دارد. دیدن آن به دلیل شیوه نقاشی امپرسیونیستی تقریبا غیرممکن است. سر او با یک کلاه نوک تیز پوشانده شده است ، اما کاملاً مشخص می شود که او به جادوگر خیره شده است. مردم منتظر نتیجه اقدامات جادویی هستند ، آنها این زن را باور می کنند ، و شاید زندگی آنها به حرفهای او بستگی دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقد_نقاشی
❐#دایره_جادویی (۱۸۸۶) توسط واتروهاوس است.
موضوع جادو ، جادوگری و دنیای دیگر یکی از موضوعات غالب در نقاشی واترهاوس به همراه تصاویر زنانه معروف او است. زن و جادو برای او تقریباً یکسان هستند ، هر دو قدرت غیرقابل توصیفی دارند ، هر دو قدرت تصمیم گیری در مورد سرنوشت را دارند. "دایره جادویی" این دو ستون را در بر می گیرد و ظاهر جمعی ، اما در عین حال فردی جادوگر را تشکیل می دهد. و این یکی دیگر از ویژگی های تصویر است - این یک شخصیت ادبی نیست و تصویری برای یک شعر ، نمایشنامه یا رمان نیست.
داخل دایره جادویی واترهاوس:
نقاشی با انگیزه های شرقی آغشته شده است - این یکی از سرگرمی های اولیه واترهاوس است. در مرکز ترکیب تصویری کامل از زنی در نزدیکی دیگ جوش معجون قرار دارد. ظاهراً او جادوگر ، پیامبر یا کشیش است. یک زن با یک عصای نازک یک حلقه جادویی را روی ماسه می کشد ، در حالی که این کار را به راحتی انجام می دهد ، گویی عصا به تنهایی حرکت می کند و خط دست را ادامه می دهد. جادوگر در دست چپ خود یک داس دارد ، که مانند یک حلقه جادویی و یک دیگ طلایی درخشان ، یک دایره را تشکیل می دهد و ریتم خاصی به ترکیب می بخشد. در شرق باستان ، داس نماد جدایی ناپذیر قدرت سلطنتی بود و در دوران باستان نشان دهنده جدایی جهان زنده و مرده بود. این جادوگر را به عنوان حاکم نه تنها جهان واقعی ، بلکه ماوراءالطبیعه نیز توصیف می کند. خطوط گرد با دود عمودی شدید و تقریباً بی حرکت از دیگ بخار متضاد است.
بیننده به سختی می تواند چهره زن را تشخیص دهد: به سمت ستون در حال افزایش بخار چرخانده شده است. لباس مناسب نرمی و لطافت را به زنان زن اضافه می کند. موهای مشکی به سمت مدل موهای کثیف کشیده می شوند که به طور مبهمی شبیه تصاویر ماترون های رومی است. تصور با مشخصات مشخصی که در گلدان های عتیقه یافت می شود تکمیل می شود. تارهای ذغالی منتشر شده ارتباطی با نحوه حالت دادن موهای خود به زنان در دوران انگلستان قبل از مسیحیت ایجاد می کند. این لباس با دستبندهای طرح الماس و گلدوزی جنگجو در امتداد سجاف تزئین شده است. یک گردنبند سنگین به شکل مار به گردن جادوگر پیچیده شده است - نمادی از خرد و حیله گری. کمر زن توسط یک پارچه پهن پارچه به هم کشیده شده است که در پشت آن می توان از یافتن گلها شگفت زده شد. گلهای سفید نیز در نزدیکی آتش قرار دارند.
دایره جادویی تمرکز جادو و محافظت از نیروهای متخاصم است. تمام انرژی زن در درون او قفل شده است: او خودش ، معجون جادویی اش ، یعنی قدرت و قدرت بر مردم و آینده ، و همچنین گلهایی که نشان دهنده پاکی ، جوانی و زیبایی است.
خارج از دایره:
آنچه در خارج از دایره اتفاق می افتد ، مستلزم توجه ویژه است ، زیرا همچنین دارای معنای نمادین است. در حال حاضر ، آنچه فراتر از خط است ، خصمانه و زائد است. و در پشت آن همه مشهورترین نمادهای شر ، جادو و مرگ قرار دارند: جمجمه ، کلاغ های سیاه و قورباغه ای که در آستانه یک دایره یخ زده است ، اما جرات نمی کند از روی آن بپرد.
واتروهاوس با در نظر گرفتن ترکیب تصویر به این روش ، دایره را مرکز جوهر زن ، تمرکز نیرو و جوانی می کند و بدترین ها را در خارج از آن ، حداقل برای لحظه جادوگری باقی می گذارد.
صخره های بیابانی تک رنگ و صاف با ضربه های مبهم ، خطوط نامشخص و گاهی تیز ساخته شده اند. و به نظر می رسد که چشم انداز اطراف جادوگر نباید جلب توجه کند. کل مرکز ، اعم از ایدئولوژیکی و ترکیبی ، او است. اما اینطور نیست. چیزی در چشم انداز وجود دارد که قابل توجه نیست ، اما باعث ایجاد علاقه می شود ، زیرا قهرمان تصویر روی او به تنهایی تنها نیست. در فاصله ای دور می توانید غاری را ببینید که مردم در آن جمع شده اند و در ورودی آن یک تصویر زن با چراغی در دست دارد. دیدن آن به دلیل شیوه نقاشی امپرسیونیستی تقریبا غیرممکن است. سر او با یک کلاه نوک تیز پوشانده شده است ، اما کاملاً مشخص می شود که او به جادوگر خیره شده است. مردم منتظر نتیجه اقدامات جادویی هستند ، آنها این زن را باور می کنند ، و شاید زندگی آنها به حرفهای او بستگی دارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
A Conversation with Death"
Yudel Pan, 1920s
‹یودل پان یکی از چهره های کلیدی "رنسانس یهودی" است. او معلم مارک شاگال بود و به طور کلی بیش از یک نسل از هنرمندان را آموزش داد. داستان وحشتناک مرگ او هنوز راه حل واقعی ندارد. یودل پان در سن ۸۲ سالگی با تبر در خانه اش به طرز وحشیانه ای کشته شد.›
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
A Conversation with Death"
Yudel Pan, 1920s
‹یودل پان یکی از چهره های کلیدی "رنسانس یهودی" است. او معلم مارک شاگال بود و به طور کلی بیش از یک نسل از هنرمندان را آموزش داد. داستان وحشتناک مرگ او هنوز راه حل واقعی ندارد. یودل پان در سن ۸۲ سالگی با تبر در خانه اش به طرز وحشیانه ای کشته شد.›
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
کلمهی Cwtch# در زبان ولز به حس خوبی که تو بغل یه نفر تجربهاش میکنی گفته میشه، حسی که فقط با یه نفرِ خاص میشه تجربه کرد و وقتی به اصطلاح یکی رو #کاچ میکنی درواقع بهش "یه گوشهی امن" برای آروم شدن میدیم که هیچ کس دیگهای نمیتونه جاشو بگیره.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
کلمهی Cwtch# در زبان ولز به حس خوبی که تو بغل یه نفر تجربهاش میکنی گفته میشه، حسی که فقط با یه نفرِ خاص میشه تجربه کرد و وقتی به اصطلاح یکی رو #کاچ میکنی درواقع بهش "یه گوشهی امن" برای آروم شدن میدیم که هیچ کس دیگهای نمیتونه جاشو بگیره.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
کسانی را دوست داشتم، از دستشان دادم. وقتی این ضربه به من وارد شد دیوانه شدم. چون عین جهنم است، امّا دیوانگی ام بی شاهد ماند. سرگردانی ام ظاهر نمی شد، فقط باطن ام دیوانه بود.
#موریس_بلانشو
#جنون_روز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
کسانی را دوست داشتم، از دستشان دادم. وقتی این ضربه به من وارد شد دیوانه شدم. چون عین جهنم است، امّا دیوانگی ام بی شاهد ماند. سرگردانی ام ظاهر نمی شد، فقط باطن ام دیوانه بود.
#موریس_بلانشو
#جنون_روز
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_بیکلام
آلبوم زیبا و حماسی "Forgotten Odes" با هنرمندی گروه "اترنال اکلیپس" (Eternal Eclipse).
• موسيقی اپيک به عنوان ژانری مستقل در موسيقی و مستقل از موسيقی تریلر است و اگرچه كسانيكه از موسيقی اپيك لذت می برند به موسيقی تريلر و فيلم هم به دليل تشابهات زياد با موسيقی اپيك، نيز علاقهمندند. ولی ژانر موسیقی اپيك، موسيقی تريلر و موسيقی فيلم از يكديگر متمایز هستند. ژانر موسيقی اپيك شباهتهايی نیز به موسيقی نئو كلاسيك دارد. از آنجاكه اپيك يك ژانر رو به رشد است، بسياری از آهنگسازان در سالهای اخير به اين ژانر رو آوردهاند، بطوريكه امروزه كانالهای متعددی تحت عنوان EMCs (كانالهای موسيقی اپيک) در يوتيوب يافت می شوند.
Forgotten Odes
Cloak and Dagger
By #Eternal_Eclipse_♡_2
Released 7-4-2020
Epic, Orchestral
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_بیکلام
آلبوم زیبا و حماسی "Forgotten Odes" با هنرمندی گروه "اترنال اکلیپس" (Eternal Eclipse).
• موسيقی اپيک به عنوان ژانری مستقل در موسيقی و مستقل از موسيقی تریلر است و اگرچه كسانيكه از موسيقی اپيك لذت می برند به موسيقی تريلر و فيلم هم به دليل تشابهات زياد با موسيقی اپيك، نيز علاقهمندند. ولی ژانر موسیقی اپيك، موسيقی تريلر و موسيقی فيلم از يكديگر متمایز هستند. ژانر موسيقی اپيك شباهتهايی نیز به موسيقی نئو كلاسيك دارد. از آنجاكه اپيك يك ژانر رو به رشد است، بسياری از آهنگسازان در سالهای اخير به اين ژانر رو آوردهاند، بطوريكه امروزه كانالهای متعددی تحت عنوان EMCs (كانالهای موسيقی اپيک) در يوتيوب يافت می شوند.
Forgotten Odes
Cloak and Dagger
By #Eternal_Eclipse_♡_2
Released 7-4-2020
Epic, Orchestral
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity