🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 من هرگز نخواستم که از عشق افسانه یی بیافرینم باور کن ,من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم
کودکانه و ساده و روستایی
این بلا را چه کسی بر سرت آورده است شمسای گیلانی؟
_ #عشق. تو که میدانی.
_ خب عشق که #گناه نیست. چرا می ترسی؟
_ عشق ِ به نامحرم حتی؟
_ محرمی و نامحرمی، به #نیت بستگی دارد.
_ نیتم که پاک است؛ #جرئتم کم است.
_ حرف از پاکی و ناپاکی نیست؛ حرف از قصد است. مقصدِ عشق، حد محرمی و نامحرمی را مشخص میکند.
_ مَرد! آنچه که می گویی، با این جسارت، آیا در دیانت ما #خلاف نیست؟
_ خلاف از چشم خدا، یا خلاف از چشم آنها که به جای خدا حرف میزنند؟
_ چه فرق میکند؟ اینها هستند که احکام الهی را اجرا میکنند.
_ تو که از حکم عاشقی می ترسی، چرا #عاشق_شدی مَرد؟
_ به اراده که نشدم. قصد عاشق شدن که نکردم. نخواستم که بشوم. بی خبر بودم که شدم. من این راه را به خود نپیمودم ملّا! دیدم، بی آنکه بخواهم که ببینم، و از اراده ساقط شدم.
_ برایت توضیح میدهم تا آرام بگیری؛ آنچه به اراده ی آگاهِ انسان نیست، از سه سرچشمه می جوشد: اول، طبیعت آدمی، که خلاف نمیکند، و خلاف نمیخواهد و برای خلاف کردن هم ساخته نشده است؛ چرا که در ساخت خمیره، سرشت، و طبیعتِ آدمی، شیطان، هیچ دخالتی نداشته است و نه خواهد داشت. شیطان ذره ای از آن گِل را در اختیار نداشت_ زمانی که خداوند ِدو عالم، به ساخت حضرت آدم اقدام کرد. خداوندِ دو عالم، پس از آنکه انسان را، در استقلالِ محض و تجرد مطلق خدایی خویش، پدید آورد، آنگاه از شیطان خواست که انسان را سجده کند و شیطان، نکرد. پس، نفس ِ شیطانی عَرَض است، نفس الهی، ذات. خدا، جز پاک نیافریده است: نگاه ِ پاک، قلب ِ پاک، تن ِ پاک، روح ِ پاک، ... اما راه ابتلا به مرض را هم مسدود نکرده است تا پاک را بتوانی به اراده و با تسلط عقل و نقل، پاک نگه داری. پس، مرض، عَرَض است، طهارت و نجابت، گوهر و اصل. پس اگر طبیعت تو چیزی را بطلبد، آن چیز بد نیست.
دوم، اراده ی الهی؛ یعنی هر آنچه که خداوند، به هر علت، خواسته است که تو به آن مبتلا و اسیر شوی، و در این جز خیر، هیچ نیست، و خوشا به حال آنکس که اسیر چنین بندی است و مبتلای به چنین دردی_ که «دردمندان، به چنین درد نخواهند دوا را».
سوم، خواست شیطان.
شیطان، زورمند است، نه قدرتمند.
قدرت از آنِ خداست، زور از آنِ شیطان.
شیطان، با اتکای به زور، میکوشد به هر شکل که مقدور باشد، حتی برای دَمی، در خانه ی قدرت بنشیند، به نظر میرسد که ابلیس، از هر در که درآید، خداوند، از آنجا غایب است؛ و این است کُفر. ابلیس، مکانِ خدا را که قدرت است و خیر، اشغال نمی کند، بلکه مکان ابلیسی خویش را که زور است و ظلم، ایجاد میکند. پس، دو نیروی اول و دوم باید بگویند: حالی که تو به آن دچاری، شیطانی است یا غیر شیطانی. نیروی اول عقل سلیم را در درون خود دارد؛ نیروی دوم، وجدان را. آیا عقل سلیمِ تو و وجدان شریفِ تو به تو می گویند که این عشق ابلیسی ست؟
#مردی_در_تبعید_ابدی
#نادر_ابراهیمی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 من هرگز نخواستم که از عشق افسانه یی بیافرینم باور کن ,من می خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم
کودکانه و ساده و روستایی
این بلا را چه کسی بر سرت آورده است شمسای گیلانی؟
_ #عشق. تو که میدانی.
_ خب عشق که #گناه نیست. چرا می ترسی؟
_ عشق ِ به نامحرم حتی؟
_ محرمی و نامحرمی، به #نیت بستگی دارد.
_ نیتم که پاک است؛ #جرئتم کم است.
_ حرف از پاکی و ناپاکی نیست؛ حرف از قصد است. مقصدِ عشق، حد محرمی و نامحرمی را مشخص میکند.
_ مَرد! آنچه که می گویی، با این جسارت، آیا در دیانت ما #خلاف نیست؟
_ خلاف از چشم خدا، یا خلاف از چشم آنها که به جای خدا حرف میزنند؟
_ چه فرق میکند؟ اینها هستند که احکام الهی را اجرا میکنند.
_ تو که از حکم عاشقی می ترسی، چرا #عاشق_شدی مَرد؟
_ به اراده که نشدم. قصد عاشق شدن که نکردم. نخواستم که بشوم. بی خبر بودم که شدم. من این راه را به خود نپیمودم ملّا! دیدم، بی آنکه بخواهم که ببینم، و از اراده ساقط شدم.
_ برایت توضیح میدهم تا آرام بگیری؛ آنچه به اراده ی آگاهِ انسان نیست، از سه سرچشمه می جوشد: اول، طبیعت آدمی، که خلاف نمیکند، و خلاف نمیخواهد و برای خلاف کردن هم ساخته نشده است؛ چرا که در ساخت خمیره، سرشت، و طبیعتِ آدمی، شیطان، هیچ دخالتی نداشته است و نه خواهد داشت. شیطان ذره ای از آن گِل را در اختیار نداشت_ زمانی که خداوند ِدو عالم، به ساخت حضرت آدم اقدام کرد. خداوندِ دو عالم، پس از آنکه انسان را، در استقلالِ محض و تجرد مطلق خدایی خویش، پدید آورد، آنگاه از شیطان خواست که انسان را سجده کند و شیطان، نکرد. پس، نفس ِ شیطانی عَرَض است، نفس الهی، ذات. خدا، جز پاک نیافریده است: نگاه ِ پاک، قلب ِ پاک، تن ِ پاک، روح ِ پاک، ... اما راه ابتلا به مرض را هم مسدود نکرده است تا پاک را بتوانی به اراده و با تسلط عقل و نقل، پاک نگه داری. پس، مرض، عَرَض است، طهارت و نجابت، گوهر و اصل. پس اگر طبیعت تو چیزی را بطلبد، آن چیز بد نیست.
دوم، اراده ی الهی؛ یعنی هر آنچه که خداوند، به هر علت، خواسته است که تو به آن مبتلا و اسیر شوی، و در این جز خیر، هیچ نیست، و خوشا به حال آنکس که اسیر چنین بندی است و مبتلای به چنین دردی_ که «دردمندان، به چنین درد نخواهند دوا را».
سوم، خواست شیطان.
شیطان، زورمند است، نه قدرتمند.
قدرت از آنِ خداست، زور از آنِ شیطان.
شیطان، با اتکای به زور، میکوشد به هر شکل که مقدور باشد، حتی برای دَمی، در خانه ی قدرت بنشیند، به نظر میرسد که ابلیس، از هر در که درآید، خداوند، از آنجا غایب است؛ و این است کُفر. ابلیس، مکانِ خدا را که قدرت است و خیر، اشغال نمی کند، بلکه مکان ابلیسی خویش را که زور است و ظلم، ایجاد میکند. پس، دو نیروی اول و دوم باید بگویند: حالی که تو به آن دچاری، شیطانی است یا غیر شیطانی. نیروی اول عقل سلیم را در درون خود دارد؛ نیروی دوم، وجدان را. آیا عقل سلیمِ تو و وجدان شریفِ تو به تو می گویند که این عشق ابلیسی ست؟
#مردی_در_تبعید_ابدی
#نادر_ابراهیمی
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # لمسِ تن تو
#شهوت است و #گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد،
داغیِ لبت، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند،
هم آغوشی با تو، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد،
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس،
خاتونِ من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم،
یک بوسه یک نگاه حتی...
حرامم باد...
اگر تو #عاشق من نباشی...!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # لمسِ تن تو
#شهوت است و #گناه
حتی اگر خدا عقدمان را ببندد،
داغیِ لبت، جهنم من است
حتی اگر فرشتگان سرود نیکبختی بخوانند،
هم آغوشی با تو، هم خوابگیِ چرک آلودی ست
حتی اگر خانه ی خدا خوابگاهمان باشد،
فرزندمان، حرام نطفه ترین کودک زمین است
حتی اگر تو مریم باشی و من روح القدس،
خاتونِ من!
حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم،
یک بوسه یک نگاه حتی...
حرامم باد...
اگر تو #عاشق من نباشی...!
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #امان_از_خاور_میانه_درون
🌿درون سینه هر آدمی یک #خاورمیانه_پنهان است. پر از #شر، #شور، #شراب، #خدا، #گناه، #صلح، #گُل، #گلوله...
🌿سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم #بوی_خون می دهد هم #عطر_نفت خاورمیانه! پر از #تعصب و #طمع. پر از #امید، #آرزو. پر از #پنهانکاری، درست مثل #انگورهای_خاورمیانه که هم کشمش #روزه_داران می شوند هم #شراب باده نوشان.
🌿 هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است. #بوسه های به مقصد نرسیده، حرف های #ماسیده روی لب. قایم شده در گرمگاه سینه. #بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که #سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند...
🌿 زیر پوست ما مثل #سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته. زیر پوست ما مثل #بغداد بوی #قهوه_عربی می دهد، مثل #صحرای_عربستان پر#عطش است، مثل #جنگل های #شمال_ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند، مثل #شیراز بوی #بهار_نارنج می دهد، مثل #دُبی بین وعده نسیه #خدا و نقد #شیطان دل دل می کُند.
@sazochakameoketab
🌿در هر #چروک صورت ما یک #کویت پنهان است. مثل دوران اوجش پر از #وسوسه #بهشت و بوسه، مثل زمان جنگ اش پر از #زخم هایی که خوب نمی شود، مثل مُرغ های دریایی اش که توی #نفت بال می زدند، پرهایشان می سوخت، در آب غرق می شدند.
🌿در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند #بهشت_زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت..
🌿 درون سینه ما #دختری_کُرد که از چنگ #داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل #شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه #پیامبران_خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب. به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟
🌿 وجود ما آمیزه ای از #مستانه های #ابراهیم_تالیس، ناله های #ام_کلثوم، #ربنای_شجریان، آوای #عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" #داریوش است. از #داریه و #دمبک تا #رقص_بندری و شمشیرهای #عمانی و #شوخ_چشمان #تُرک و #عرب.
🌿 درون هر کدام از ما #خاورمیانه ای است که #جنگش تمام نمی شود. شب زیر موشک باران #دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ #سرنوشت...
با این همه شاعر راست می گفت:
خاورمیانه را آفرید
از روی #چشمانت
پر #آشوب
#رنجور
#خسته
#زیبا..
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# #امان_از_خاور_میانه_درون
🌿درون سینه هر آدمی یک #خاورمیانه_پنهان است. پر از #شر، #شور، #شراب، #خدا، #گناه، #صلح، #گُل، #گلوله...
🌿سینه هر کدام از ما را که بشکافند هم #بوی_خون می دهد هم #عطر_نفت خاورمیانه! پر از #تعصب و #طمع. پر از #امید، #آرزو. پر از #پنهانکاری، درست مثل #انگورهای_خاورمیانه که هم کشمش #روزه_داران می شوند هم #شراب باده نوشان.
🌿 هر دَم و بازدم ما پر از خشم های فروخورده است. #بوسه های به مقصد نرسیده، حرف های #ماسیده روی لب. قایم شده در گرمگاه سینه. #بغض های در گلو مانده مثل بچه های فلسطینی که #سنگ را آنقدر توی دستشان چرخانده اند که تاول انداخته روی آن پوست نازک؛ نه دل دارند که پرتش کُنند، نه دل می کَنَند که از فکرش رها شوند...
🌿 زیر پوست ما مثل #سوریه پر التهاب است، ناآرام، پر آشوب، مثل بمب های خوشه ای که روی دیوار شعرها و شهرهایشان خراش انداخته. زیر پوست ما مثل #بغداد بوی #قهوه_عربی می دهد، مثل #صحرای_عربستان پر#عطش است، مثل #جنگل های #شمال_ایران انگار خدا دارد با مه روی صورت آدم نقاشی می کند، مثل #شیراز بوی #بهار_نارنج می دهد، مثل #دُبی بین وعده نسیه #خدا و نقد #شیطان دل دل می کُند.
@sazochakameoketab
🌿در هر #چروک صورت ما یک #کویت پنهان است. مثل دوران اوجش پر از #وسوسه #بهشت و بوسه، مثل زمان جنگ اش پر از #زخم هایی که خوب نمی شود، مثل مُرغ های دریایی اش که توی #نفت بال می زدند، پرهایشان می سوخت، در آب غرق می شدند.
🌿در هر "چیزی نیست خوبم!" ما، سطل سطل اشک قایم است، مثل مادرهایی که می روند #بهشت_زهرا و برای پسرها و دخترهایی که جنگ آنها را بلعید مویه می کنند و بعد جلوی دوربین ها می گویند فدای سر ایرانم که پسرم رفت، دخترم رفت..
🌿 درون سینه ما #دختری_کُرد که از چنگ #داعش گریخته در میان اشک می خندد و مثل #شهرزاد قصه گو آنقدر قصه و غصه دارد که همه #پیامبران_خاورمیانه را خواب کُند و خودش بیدار بماند و زُل بزند به شب. به اینکه کی آرامش از راه می رسد؟ کی سر آرام بر بالش می گذاریم، کی دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت... کی آن روز از راه می رسد که کمترین سرود بوسه باشد؟
🌿 وجود ما آمیزه ای از #مستانه های #ابراهیم_تالیس، ناله های #ام_کلثوم، #ربنای_شجریان، آوای #عبدالباسط و "چشم من بیا منو یاری بکن" #داریوش است. از #داریه و #دمبک تا #رقص_بندری و شمشیرهای #عمانی و #شوخ_چشمان #تُرک و #عرب.
🌿 درون هر کدام از ما #خاورمیانه ای است که #جنگش تمام نمی شود. شب زیر موشک باران #دلتنگی می خوابیم، صبح با لبخند بیدار می شویم که برویم به جنگ #سرنوشت...
با این همه شاعر راست می گفت:
خاورمیانه را آفرید
از روی #چشمانت
پر #آشوب
#رنجور
#خسته
#زیبا..
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴#دانش_و_اندیشه
#روانشناسي
#فلسفه
▪️عنوان: #گناه_چیست؟
▪️ترجمه و صدا: #ايمان_فانى
بررسى دو ديدگاه، درباره گناه... جالب و آموزنده ست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#روانشناسي
#فلسفه
▪️عنوان: #گناه_چیست؟
▪️ترجمه و صدا: #ايمان_فانى
بررسى دو ديدگاه، درباره گناه... جالب و آموزنده ست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ادبیات
#داستایوسکی
از نظر داستایوسکی اگر خدا نباشد ، هرکاری جایز خواهد بود . و سقوط غرب به خاطر این است که آنها مسیح را گم کردهاند .
اما دیگران را مانند خود دوست داشتن ، آنچنان که مسیح میگوید ، ممکن نیست و قانون فردیت و خودپرستی ذاتی آدمی ، مانعی بزرگ در برابر آن است .
هر انسانی در باطن خود جلادی را پنهان کرده است .
#شر واقعیتی فردیست که در قلب هر انسان جای دارد .
#روسو برخلاف داستایوسکی #گناه_نخستین را انکار میکند و بر نیکی نهاد انسان تاکید میورزد و بدی را به گردن جامعه میاندازد.
با اینحال داستایوسکی در کتاب •خاطرات خانهی مردگان• مینویسد :" من حاضرم شهادت بدهم که در میان جاهلترین و عقبافتادهترین مردمان ، در میان تیرهروزان ، نشانههایی تردیدناپذیر از معنویتی بینهایت زنده دیدهام ."
به طورکلی قهرمانهای داستایوسکی در زمان ریاضی به سر نمیبرند، بلکه به قول برگسون در زمان واقعی زندگی می کنند.
در نتیجه گاهی زمان بی اندازه امتداد پیدا می کند و گاهی هم منقبض و فشرده می شود و زمانی هم بکلی ناپدید می گردد.
خواننده نمی تواند باور کند که تمام وقایع عجیب و غریب این رمان در عرض فقط دو هفته اتفاق می افتد.
جنایتی را که راسکولنیکوف مرتکب می شود طوری مطرح گردیده که گویی یک جنایت نظری است نه یک جنایت واقعی، شاید به همین علت است که وقتی راسکولنیکوف پیرزن را می کشد می گوید: من يك اصل را کشتم و نه یک پیرزن را.
باز شاید به همین علت است که اگر چه به درخواست معشوقهاش سونیا خویشتن را به عنوان يك قاتل به پلیس معرفی می کند، تا پایان
داستان خودرا بیگناه و عمل خود را صحیح و بجا می انگارد.
از تم های اصلی این کتاب تحلیل انگیزه های قتل و عکسالعمل قتل در قاتل است.
در نظر داستایکسکی، راسکولنیکوف تحت تأثیر نیهیلیسم راسیونالیستی نسل انقلابی جوان، قرار گرفته است.
ایده اصلی کتاب همین است: راسکولنیکوف تعقل را جانشین زندگی کرده و فقط با زندگی کردن و قبول رنجهای آن توانسته است به رستگاری برسد و تاوان جنایتی را که مرتکب شده بود، بدهد.
جنایت و مکانات مانند همه آثار داستايفسکی پیش از هر چیز کوششی است برای نفوذ به
حیطه ذهنیت آدمها.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ادبیات
#داستایوسکی
از نظر داستایوسکی اگر خدا نباشد ، هرکاری جایز خواهد بود . و سقوط غرب به خاطر این است که آنها مسیح را گم کردهاند .
اما دیگران را مانند خود دوست داشتن ، آنچنان که مسیح میگوید ، ممکن نیست و قانون فردیت و خودپرستی ذاتی آدمی ، مانعی بزرگ در برابر آن است .
هر انسانی در باطن خود جلادی را پنهان کرده است .
#شر واقعیتی فردیست که در قلب هر انسان جای دارد .
#روسو برخلاف داستایوسکی #گناه_نخستین را انکار میکند و بر نیکی نهاد انسان تاکید میورزد و بدی را به گردن جامعه میاندازد.
با اینحال داستایوسکی در کتاب •خاطرات خانهی مردگان• مینویسد :" من حاضرم شهادت بدهم که در میان جاهلترین و عقبافتادهترین مردمان ، در میان تیرهروزان ، نشانههایی تردیدناپذیر از معنویتی بینهایت زنده دیدهام ."
به طورکلی قهرمانهای داستایوسکی در زمان ریاضی به سر نمیبرند، بلکه به قول برگسون در زمان واقعی زندگی می کنند.
در نتیجه گاهی زمان بی اندازه امتداد پیدا می کند و گاهی هم منقبض و فشرده می شود و زمانی هم بکلی ناپدید می گردد.
خواننده نمی تواند باور کند که تمام وقایع عجیب و غریب این رمان در عرض فقط دو هفته اتفاق می افتد.
جنایتی را که راسکولنیکوف مرتکب می شود طوری مطرح گردیده که گویی یک جنایت نظری است نه یک جنایت واقعی، شاید به همین علت است که وقتی راسکولنیکوف پیرزن را می کشد می گوید: من يك اصل را کشتم و نه یک پیرزن را.
باز شاید به همین علت است که اگر چه به درخواست معشوقهاش سونیا خویشتن را به عنوان يك قاتل به پلیس معرفی می کند، تا پایان
داستان خودرا بیگناه و عمل خود را صحیح و بجا می انگارد.
از تم های اصلی این کتاب تحلیل انگیزه های قتل و عکسالعمل قتل در قاتل است.
در نظر داستایکسکی، راسکولنیکوف تحت تأثیر نیهیلیسم راسیونالیستی نسل انقلابی جوان، قرار گرفته است.
ایده اصلی کتاب همین است: راسکولنیکوف تعقل را جانشین زندگی کرده و فقط با زندگی کردن و قبول رنجهای آن توانسته است به رستگاری برسد و تاوان جنایتی را که مرتکب شده بود، بدهد.
جنایت و مکانات مانند همه آثار داستايفسکی پیش از هر چیز کوششی است برای نفوذ به
حیطه ذهنیت آدمها.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity