🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ آذر زادروز #داریوش_صفوت
( زاده ۷ آذر ۱۳۰۷ شیراز — درگذشته ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ کرج ) موسیقیدان و نوازنده سنتور و سهتار
داریوش صفوت از شاگردان حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و محمد ایرانی مجرد بود.
وی از سال ۱۳۳۸ به تدریس در زمینههای نوازندگی سنتور و سهتار، ردیف موسیقی ایرانی، آکوستیک موسیقی، تاریخ موسیقی ایران، شناخت موسیقی، آشنایی با موسیقی شرقی، فلسفه موسیقی ایرانی، تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی، موسیقی و اسلام، بررسی رسالات کهن موسیقی ایران و... پرداخت. او در سال ۱۳۴۷ مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران وابسته به سازمان رادیو تلویزیون را بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۹ مدیریت آن را برعهده داشت. این مرکز در گسترش موسیقی اصیل ایرانی و پرورش موسیقیدانان جوان سهم بسزایی داشتهاست.
دکتر داریوش صفوت در ۸۵ سالگی درگذشت و در بهشت سکینه به خاک سپرده شد.
عضویتها و نشانها:
استاد بازنشسته پایه ۱۵ دانشگاه هنر و دانشگاه تهران.
استاد نمونه دانشگاههای ایران.
مدیر مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی، وابسته به سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۹.
مدیر سابق گروه موسیقی دانشگاه تهران.
مدیر سابق گروه موسیقی دانشگاه هنر.
سرپرست سابق کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان در صدا و سیما از ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲.
مدیر سابق گروه هنر در مرکز نشر دانشگاهی.
عضو انجمن آکوستیکدانان ایران ۱۳۵۷/۱۹۷۸.
عضو انجمن فلسفه ایران ۱۳۵۵/۱۹۷۶.
عضو «پیوسته» فرهنگستان علوم ایران.
وی در سال ۱۳۸۵ موفق به دریافت نشان «شوالیه هنر و ادب» Chevalier De L'ordre Des Arts et Des Letters شد که بالاترین نشان هنری فرانسه است.
شاگردان سرشناس:
مجید کیانی
پرویز مشکاتیان
هما سادات افسری
پریسا
حسین علیزاده
نورالدین رضوی سروستانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ آذر زادروز #داریوش_صفوت
( زاده ۷ آذر ۱۳۰۷ شیراز — درگذشته ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ کرج ) موسیقیدان و نوازنده سنتور و سهتار
داریوش صفوت از شاگردان حبیب سماعی، ابوالحسن صبا و محمد ایرانی مجرد بود.
وی از سال ۱۳۳۸ به تدریس در زمینههای نوازندگی سنتور و سهتار، ردیف موسیقی ایرانی، آکوستیک موسیقی، تاریخ موسیقی ایران، شناخت موسیقی، آشنایی با موسیقی شرقی، فلسفه موسیقی ایرانی، تجزیه و تحلیل موسیقی ایرانی، موسیقی و اسلام، بررسی رسالات کهن موسیقی ایران و... پرداخت. او در سال ۱۳۴۷ مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایران وابسته به سازمان رادیو تلویزیون را بنیان نهاد و تا سال ۱۳۵۹ مدیریت آن را برعهده داشت. این مرکز در گسترش موسیقی اصیل ایرانی و پرورش موسیقیدانان جوان سهم بسزایی داشتهاست.
دکتر داریوش صفوت در ۸۵ سالگی درگذشت و در بهشت سکینه به خاک سپرده شد.
عضویتها و نشانها:
استاد بازنشسته پایه ۱۵ دانشگاه هنر و دانشگاه تهران.
استاد نمونه دانشگاههای ایران.
مدیر مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی، وابسته به سازمان رادیو تلویزیون ملی ایران از ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۹.
مدیر سابق گروه موسیقی دانشگاه تهران.
مدیر سابق گروه موسیقی دانشگاه هنر.
سرپرست سابق کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان در صدا و سیما از ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۲.
مدیر سابق گروه هنر در مرکز نشر دانشگاهی.
عضو انجمن آکوستیکدانان ایران ۱۳۵۷/۱۹۷۸.
عضو انجمن فلسفه ایران ۱۳۵۵/۱۹۷۶.
عضو «پیوسته» فرهنگستان علوم ایران.
وی در سال ۱۳۸۵ موفق به دریافت نشان «شوالیه هنر و ادب» Chevalier De L'ordre Des Arts et Des Letters شد که بالاترین نشان هنری فرانسه است.
شاگردان سرشناس:
مجید کیانی
پرویز مشکاتیان
هما سادات افسری
پریسا
حسین علیزاده
نورالدین رضوی سروستانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#یادمان
#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
#خوانندگی
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان میرسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر میدهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته است.
#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود.
رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقرهای و #رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای رامش، ترانه #رودخونهها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شدهاست؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد.
از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش میباشد را نام برد.
طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار ماندهاست.
#رامش ترانههای دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کردهاست؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین
#بازیگری
در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
#پس_از_انقلاب
#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او دربارهٔ کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#یادمان
#رامش با نام اصلی #آذر_محبی_تهرانی در ۲۲ آبان ۱۳۲۹ در شهر تهران و در خانوادهای با سه خواهر و یک برادر به دنیا آمد و تا دیپلم طبیعی به تحصیلات خود ادامه داد و تصمیم داشت بعد از دیپلم وارد دانشگاه شود و در رشته جراحی به تحصیلات ادامه دهد اما با صدای مخملی و زیبائی که داشت، به عرصه خوانندگی روی آورد.
#خوانندگی
بعد از اتمام دبیرستان به خاطر علاقه به موزیک و مخصوصاً گیتار، به تعلیم این ساز مشغول شد و گاه همراه با ساز خود زمزمه میکرد. این آواز به گوش دوستان و اطرافیان میرسد و اصرار میکنند که به آواز بپردازد. اما او به خاطر اشتغال به تحصیل از این کار خودداری میکند؛ بالاخره اصرارها ثمر میدهد و با نام هنری #رامش اولین ترانه اش به نام #پرستوجان که شعرش را #لعبت_والا سروده بود، در اواخر دوران ریاست #پیرنیا بر گلها در برنامه یک شاخه گل اجرا کرد که از رادیو ایران پخش شد و با اجرای زیبایی که داشت، بسیار مورد توجه قرار گرفت.
وی بیشتر به اجرای ترانههای پاپ مایل بود تا ترانههای سنتی. و خود در این باره گفته: «در خواندن ترانههای جاز، یک نوع آرامش و نشاط حس می کنم.»
#رامش در چندین فیلم سینمایی هم ترانههایی اجرا کرد و بعدها همکاریش را با #پرویزمقصدی آغاز کرد و علاوه بر آن با #ناصرچشم_آذر و #منوچهر_چشم_آذر هم همکاری مستمر داشته است.
#رامش ترانه #تهمت را که کاری از #پرویزوکیلی و آهنگسازی #ناصرچشم_آذر است، به صورت ۳ صدایی (سه بار تکرار همزمان از صدای خود خواننده) اجرا کرد که در زمان خودش یک ابتکار به حساب میآمد و تا آن زمان کسی این گونه ترانهایی اجرا نکرده بود.
رامش در کنار #ویگن، #منوچهرسخایی، #گیتی_پاشایی، #عارف و #گوگوش از مشهورترین خوانندگان با سابقه موسیقی پاپ ایرانی بهشمار میرفت و در شوهای تلویزیونی #چشمک، #میخک_نقرهای و #رنگارنگ برنامههای زیادی اجرا کرده است.
یکی از مشهورترین ترانههای رامش، ترانه #رودخونهها -دومین ترانه #صادق_نوجوکی در مقام آهنگسازی- با کلام #محمدعلی_بهمنی است که با الهام از داستان #ماهی_سیاه_کوچولو اثر #صمدبهرنگی سروده شدهاست؛ داستانی که کتاب آن در آن سالها از کتابهای ممنوعه بهشمار می آمد.
از دیگر کارهای بسیار زیبای #رامش که خودش هم خیلی دوست دارد میتوان ترانه #پاییز با شعری از #فروغ_فرخزاد، ترانه #زائر از کارهای #محمدصالح_علا و ترانه #منتظر که شعر و آهنگ آن از خود #رامش میباشد را نام برد.
طی دو دهه فعالیت (دهه چهل و پنجاه خورشیدی)، قریب به ۱۰۰ ترانه از #رامش به یادگار ماندهاست.
#رامش ترانههای دوصدایی با برخی از خوانندگان مرد نیز اجرا کردهاست؛ از جمله #گل_بوسه همراه با #ویگن،
#چه_خواهدشدخدایا همراه با #ایرج
#یار_رویایی همراه با #امیررسایی،
#بیایک_بوس_بده همراه با #ضیاآتابای،
تک، #دستام_دستام و #منتظر همراه با #فریدون_فرخزاد،
#جهاز، #خدانگهدار و #شنبه_ویکشنبه همراه با #رامین
#بازیگری
در سال ۱۳۵۲ #رامش به دعوت #منوچهرنوذری برای اولین بار به عنوان بازیگر در فیلم #خیالاتی حضور پیدا کرد و پس از آن در فیلمی بازی نکرد.
#پس_از_انقلاب
#رامش بعد از انقلاب در سال ۱۳۵۸ و ۱۳۵۹ دو ترانه به نامهای #گفتگوی_سبز و #تهرون را اجرا کرد که شعر و آهنگ ترانه #تهرون از خود #رامش میباشد و بعد از ۱۷ سال سکوت در سال ۱۳۷۴ آلبوم #جهان_سوم را به بازار داد و بعد از سالیان سال دوباره یک آلبوم با #داریوش و #فرامرزاصلانی به نام #معشوق_همین_جاست (۲۰۰۳) را به بازار عرضه کرد و بعد از آن فعالیتی نداشتهاست.
او دربارهٔ کنارهگیری اش از خوانندگی میگوید: «نخواندن من ابتدا اعتراض بود به صدای قدغن زنان در ایران، صدای قدغن خوانندگان زن در سرزمینم، که حتی اجازه خواندن و فریاد درون خود را به گوشها رساندن هم نداشتند. بعد کم کم این اعتراض یک عادت شد و با من سالها ماند. حالا به نخواندن عادت دارم، ولی اگر روزی دوباره به ایران بازگشتیم، از ته دل برای همه مردم می خوانم.»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ آذر زادروز #داریوش_مهرجویی
( زاده ۱۷ آذر ۱۳۱۸ تهران ) کارگردان، نویسنده و مترجم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۱۷ آذر زادروز #داریوش_مهرجویی
( زاده ۱۷ آذر ۱۳۱۸ تهران ) کارگردان، نویسنده و مترجم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ آذر زادروز #داریوش_مهرجویی
( زاده ۱۷ آذر ۱۳۱۸ تهران ) کارگردان، نویسنده و مترجم
مهرجویی در کودکی تحت تأثیر مادربزرگش که مسلمانی معتقد بود قرار داشت. او در مصاحبهای در سال ۱۳۵۱ چنین گفت: «مادر بزرگم از آن نمازخوانهای دوآتشه بود و تحت تأثیر فضای روحانی او، من هم از سن هفت تا پانزدهسالگی، شده بودم یک مسلمان واقعی. نماز و روزهام یک آن ترک نمیشد. [...] اما از پانزده سالگی به بعد، درست آن موقعی که نماز و روزهام به حساب میآمد، شک در دلم نشست. چهره خدا تدریجاً کدر شد و ایمانم رفت از دست.»
او در نوجوانی به موسیقی علاقهمند شد و مدت کوتاهی به کلاس آموزش موسیقی آقای زندی رفت. نزد پدرش که موسیقی ایرانی را خوب میشناخت، سنتورنوازی کرد و بعد با موسیقی کلاسیک غربی آشنا شد و به نواختن پیانو و نوشتن قطعاتی برای پیانو پرداخت.
در ۱۷ سالگی به سینما علاقهمند شد و برای درک بهتر فیلمهای روز به آموختن زبان انگلیسی مشغول شد. تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان برد و یک سال در هتل آتلانتیک مدیر شد و بیست ساله بود که برای ادامه تحصیل به کالیفرنیای آمریکا رفت. نخست به خواندن سینما روی آورد اما خیلی زود سینما را رها کرد و به فلسفه پرداخت و در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه یوسیالای در لسآنجلس لیسانس فلسفه گرفت. در همین سال سردبیری نشریه پارس ریویو در لسآنجلس را عهده دار شد و سال بعد به تهران بازگشت و در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود را به نام الماس ۳۳ که فیلمی پرهزینهای بود ساخت. این فیلم در ۵ بهمن ۱۳۴۶ در تهران روی پرده آمد و فروش متوسطی داشت و با توجه به هزینه بالای ساخت آن، شکستی تجاری محسوب میشد و توجه منتقدین را هم چندان به خود جلب نکرد.
در ۱۳۴۸ با همکاری غلامحسین ساعدی فیلمنامه گاو را از روی یکی از داستانهای کوتاه مجموعه عزاداران بیل نوشته ساعدی نوشت و فیلم را کارگردانی کرد. این فیلم برای مهرجویی و سینمای ایران جوایز متعددی را در جشنوارههای بینالمللی به ارمغان آورد. گاو هم از نظر تجاری هم از نظر هنری فیلم موفقی از کار درآمد و فصل جدیدی در سینمای ایران گشود. طی چهل سال گذشته به جز وقفه چند ساله پس از انقلاب و رویدادهای پس از آن که منجر به مهاجرت مهرجویی به فرانسه شد، او همواره یکی از فیلمسازان مطرح و پرکار ایرانی بودهاست. وی همچنین از اعضای هیئتمدیره موزه هنرهای معاصر تهران است.
فیلمشناسی:
کارگردان
الماس ۳۳ (۱۳۴۶)
گاو (۱۳۴۸) تهیهکننده
آقای هالو (۱۳۴۹)
پستچی (۱۳۵۱)
دایره مینا (۱۳۵۷)
مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹)
اجارهنشینها (۱۳۶۵) تدوین
شیرک (۱۳۶۶) تهیهکننده
هامون (۱۳۶۸) تهیهکننده
بانو (۱۳۷۰)
سارا (۱۳۷۱) تهیهکننده
پری (۱۳۷۳) تهیهکننده
لیلا (۱۳۷۵) تهیهکننده
درخت گلابی (۱۳۷۶)، تهیهکننده
داستانهای جزیره (اپیزود اول، دختردایی گمشده) (۱۳۷۷)
میکس (۱۳۷۸) تهیهکننده، طراح صحنه و لباس
بمانی (۱۳۸۰) تهیهکننده، تدوین، طراح صحنه و لباس
مهمان مامان (۱۳۸۲) تهیهکننده
سنتوری (۱۳۸۵) (با نام نخستین تولدت مبارک)
فرش و فرشته (فیلم کوتاه) از اپیزودهای فرش ایرانی (۱۳۸۵)
طهران: روزهای آشنایی (اپیزود اول، طهران تهران) (۱۳۸۷)
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۷ آذر زادروز #داریوش_مهرجویی
( زاده ۱۷ آذر ۱۳۱۸ تهران ) کارگردان، نویسنده و مترجم
مهرجویی در کودکی تحت تأثیر مادربزرگش که مسلمانی معتقد بود قرار داشت. او در مصاحبهای در سال ۱۳۵۱ چنین گفت: «مادر بزرگم از آن نمازخوانهای دوآتشه بود و تحت تأثیر فضای روحانی او، من هم از سن هفت تا پانزدهسالگی، شده بودم یک مسلمان واقعی. نماز و روزهام یک آن ترک نمیشد. [...] اما از پانزده سالگی به بعد، درست آن موقعی که نماز و روزهام به حساب میآمد، شک در دلم نشست. چهره خدا تدریجاً کدر شد و ایمانم رفت از دست.»
او در نوجوانی به موسیقی علاقهمند شد و مدت کوتاهی به کلاس آموزش موسیقی آقای زندی رفت. نزد پدرش که موسیقی ایرانی را خوب میشناخت، سنتورنوازی کرد و بعد با موسیقی کلاسیک غربی آشنا شد و به نواختن پیانو و نوشتن قطعاتی برای پیانو پرداخت.
در ۱۷ سالگی به سینما علاقهمند شد و برای درک بهتر فیلمهای روز به آموختن زبان انگلیسی مشغول شد. تحصیلات مقدماتی را در تهران به پایان برد و یک سال در هتل آتلانتیک مدیر شد و بیست ساله بود که برای ادامه تحصیل به کالیفرنیای آمریکا رفت. نخست به خواندن سینما روی آورد اما خیلی زود سینما را رها کرد و به فلسفه پرداخت و در سال ۱۳۴۴ از دانشگاه یوسیالای در لسآنجلس لیسانس فلسفه گرفت. در همین سال سردبیری نشریه پارس ریویو در لسآنجلس را عهده دار شد و سال بعد به تهران بازگشت و در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود را به نام الماس ۳۳ که فیلمی پرهزینهای بود ساخت. این فیلم در ۵ بهمن ۱۳۴۶ در تهران روی پرده آمد و فروش متوسطی داشت و با توجه به هزینه بالای ساخت آن، شکستی تجاری محسوب میشد و توجه منتقدین را هم چندان به خود جلب نکرد.
در ۱۳۴۸ با همکاری غلامحسین ساعدی فیلمنامه گاو را از روی یکی از داستانهای کوتاه مجموعه عزاداران بیل نوشته ساعدی نوشت و فیلم را کارگردانی کرد. این فیلم برای مهرجویی و سینمای ایران جوایز متعددی را در جشنوارههای بینالمللی به ارمغان آورد. گاو هم از نظر تجاری هم از نظر هنری فیلم موفقی از کار درآمد و فصل جدیدی در سینمای ایران گشود. طی چهل سال گذشته به جز وقفه چند ساله پس از انقلاب و رویدادهای پس از آن که منجر به مهاجرت مهرجویی به فرانسه شد، او همواره یکی از فیلمسازان مطرح و پرکار ایرانی بودهاست. وی همچنین از اعضای هیئتمدیره موزه هنرهای معاصر تهران است.
فیلمشناسی:
کارگردان
الماس ۳۳ (۱۳۴۶)
گاو (۱۳۴۸) تهیهکننده
آقای هالو (۱۳۴۹)
پستچی (۱۳۵۱)
دایره مینا (۱۳۵۷)
مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹)
اجارهنشینها (۱۳۶۵) تدوین
شیرک (۱۳۶۶) تهیهکننده
هامون (۱۳۶۸) تهیهکننده
بانو (۱۳۷۰)
سارا (۱۳۷۱) تهیهکننده
پری (۱۳۷۳) تهیهکننده
لیلا (۱۳۷۵) تهیهکننده
درخت گلابی (۱۳۷۶)، تهیهکننده
داستانهای جزیره (اپیزود اول، دختردایی گمشده) (۱۳۷۷)
میکس (۱۳۷۸) تهیهکننده، طراح صحنه و لباس
بمانی (۱۳۸۰) تهیهکننده، تدوین، طراح صحنه و لباس
مهمان مامان (۱۳۸۲) تهیهکننده
سنتوری (۱۳۸۵) (با نام نخستین تولدت مبارک)
فرش و فرشته (فیلم کوتاه) از اپیزودهای فرش ایرانی (۱۳۸۵)
طهران: روزهای آشنایی (اپیزود اول، طهران تهران) (۱۳۸۷)
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ دی زادروز #داریوش_رفیعی
( زاده ۴ دی ۱۳۰۶ بم – درگذشته ۲ بهمن ۱۳۳۷ بم ) خواننده
داریوش رفیعی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر، در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع : شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع : گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
او همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
وی در اوج شهرت بر اثر تزریق آمپول آلوده، به کزاز مبتلا شد و سرانجام در ۳۱ سالگی درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
برخی آثار معروف وی عبارتست از:
بسوی تو
سلسله موی دوست
نیش و نوش
جگرم
الهی
آه سحر
یار نازنین (دوصدایی با الهه)
یار سیه چشم (دوصدایی با الهه) ۲ اجرا
بیم و امید (دوصدایی با الهه)
ملکه گلها (دوصدایی با الهه)
عاشق زار
کاروان عمر
لاله رو
زلف پریشان
پریشان
بازار جوانی
نازنین
مستانه
حال ما را چه پرسی
های گل ۱
های گل۲
های گل۳
شب رؤیایی (افسانه شب)
واویلا
دشتستانی
هما
گلنار
لشکرغم
شیرین
نوری جان
شکوه عاشق
حسن گل
خوبان عالم
مرگ عشاق
باد بهاری
زهره
باد صبا
عمر عاشقی
سخنی با دوست
عاشق سرگردان
پیام آشنا
دو زولفونت۱
دو زولفونت۲
شب انتظار
رشته یاری
گلستان ویران
دام ره بلا
ساقی
هستی سوز
گل
بیا تا گل برافشانیم
شمشیر جفا
دلبرا
خبرازعشق (غم عشق)
شب
محفل مستی
صیاد و دانه
تنها تویی۱
تنها تویی۲
من کیم
خنده عاشق
دل دیوانه
خلوتگه خیال
آندوست (آواز)
بخت آیینه ندارم
ساغر بی می
روز وصال
خواب وخیال
ره دل
سودا زده
زلف بر باد مده
کاردل
زلف
خنده به لب
ای ماه
راز شمع
صدای آشنا
آن سرو که گویند
گناه عشق
صورتگر نقاش
همچنان آسمان
گاهی به نگاهی
شب جدایی
یک شاخه گل
وعده وصال
ماه سرگردان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ دی زادروز #داریوش_رفیعی
( زاده ۴ دی ۱۳۰۶ بم – درگذشته ۲ بهمن ۱۳۳۷ بم ) خواننده
داریوش رفیعی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر، در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع : شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع : گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
او همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
وی در اوج شهرت بر اثر تزریق آمپول آلوده، به کزاز مبتلا شد و سرانجام در ۳۱ سالگی درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
برخی آثار معروف وی عبارتست از:
بسوی تو
سلسله موی دوست
نیش و نوش
جگرم
الهی
آه سحر
یار نازنین (دوصدایی با الهه)
یار سیه چشم (دوصدایی با الهه) ۲ اجرا
بیم و امید (دوصدایی با الهه)
ملکه گلها (دوصدایی با الهه)
عاشق زار
کاروان عمر
لاله رو
زلف پریشان
پریشان
بازار جوانی
نازنین
مستانه
حال ما را چه پرسی
های گل ۱
های گل۲
های گل۳
شب رؤیایی (افسانه شب)
واویلا
دشتستانی
هما
گلنار
لشکرغم
شیرین
نوری جان
شکوه عاشق
حسن گل
خوبان عالم
مرگ عشاق
باد بهاری
زهره
باد صبا
عمر عاشقی
سخنی با دوست
عاشق سرگردان
پیام آشنا
دو زولفونت۱
دو زولفونت۲
شب انتظار
رشته یاری
گلستان ویران
دام ره بلا
ساقی
هستی سوز
گل
بیا تا گل برافشانیم
شمشیر جفا
دلبرا
خبرازعشق (غم عشق)
شب
محفل مستی
صیاد و دانه
تنها تویی۱
تنها تویی۲
من کیم
خنده عاشق
دل دیوانه
خلوتگه خیال
آندوست (آواز)
بخت آیینه ندارم
ساغر بی می
روز وصال
خواب وخیال
ره دل
سودا زده
زلف بر باد مده
کاردل
زلف
خنده به لب
ای ماه
راز شمع
صدای آشنا
آن سرو که گویند
گناه عشق
صورتگر نقاش
همچنان آسمان
گاهی به نگاهی
شب جدایی
یک شاخه گل
وعده وصال
ماه سرگردان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#مجسمه
#نام_آثر
#نهال_کاری ❌ / زن و مرد کشاورز ✔️
برنز
#هنرمند
#داریوش_صنیعزاده
۱۳۵۴ شمسی
۴۶۸ * ۲۳۶ * ۴۰۳ سانتیمتر
مجموعهی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران
#مجسمه زن و مرد کشاورز اثر استاد صنیع زاده در دوران #پهلوی در جلوی وزارت کشاورزی در خیابان بلوار کشاورز قرار داشت ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مورد غضب بعضی از تندروهای مذهبی قرار گرفت و دلیل آن هم سه چیز بود یکی سر بدون روسری زن دومی ساق پای برهنه زن که دامن به پا داشت و سوم نماد کمونیسم بودن آن. ابتدا آن عقل کُلی که تصور کرد این مجسمه باعث فساد می شود , دستور داد تا مدتی روی آن را با برزنت پوشاندند و کسانی که مجسمه را در آن محل به یاد نداشتند ، مدت ها سر در گم بودند که این شی عظیم زیر برزنت جلوی وزارت کشاورزی چیست ؟مدتی بعد برزنت را برداشتند و با برزنت روی سر زن کشاورز را که برهنه (!) بود و مشغول آبیاری گیاهی نمادین , محجبه کردند، یعنی لچکی روی سرش انداختند و پای زن را هم که لخت بود، شلوار بد ریختی از جنس همان برزنت پوشاندند
اما این کارها چنان با بد سلیقگی انجام شد که بینندگان تصور می کردند سر و پای زن کشاورز را گل مالی کرده اند به این ترتیب مجسمه بکلی از ریخت افتاد و مورد تمسخر مردم قرار گرفت و تا مدتها سوژه مردم و مطبوعات بود مبتکران لابد تصور نمی کردند چنین کاری با یک مجسمه فلزی چنین باعث مضحکه آنها خواهد شد
ناچار تصمیم گرفته شد تا آن را از جلو وزارت کشاورزی برداشته و به جلو موزه هنرهای معاصر منتقل کننداین کار انجام شد ولی گویا باز هم یک مبتکر و نخبه ای بر فساد آمیز بودن این مجسمه شک برد و دستور دادند این بار آن را چنان جایی قرار دادند که اثری از آن باقی نماند پس مجسمه را از جلوی موزه هنرهای معاصر هم برداشته و به انتهای باغ مجسمه موزه معاصر منتقل کرده اند تا چشم انس و جن بر آن نیافتد تا به بهترین شکل ممکن امر به منکر و نهی از معروف کرده باشند آن هم با یک مجسمه خوب، به این مجسمه نگاه کنید
به نظر شما جز ذهن های بيمار، چه کسی ممکن است با دیدن این مجسمه تحریک شود؟
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#مجسمه
#نام_آثر
#نهال_کاری ❌ / زن و مرد کشاورز ✔️
برنز
#هنرمند
#داریوش_صنیعزاده
۱۳۵۴ شمسی
۴۶۸ * ۲۳۶ * ۴۰۳ سانتیمتر
مجموعهی #موزه_هنرهای_معاصر_تهران
#مجسمه زن و مرد کشاورز اثر استاد صنیع زاده در دوران #پهلوی در جلوی وزارت کشاورزی در خیابان بلوار کشاورز قرار داشت ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مورد غضب بعضی از تندروهای مذهبی قرار گرفت و دلیل آن هم سه چیز بود یکی سر بدون روسری زن دومی ساق پای برهنه زن که دامن به پا داشت و سوم نماد کمونیسم بودن آن. ابتدا آن عقل کُلی که تصور کرد این مجسمه باعث فساد می شود , دستور داد تا مدتی روی آن را با برزنت پوشاندند و کسانی که مجسمه را در آن محل به یاد نداشتند ، مدت ها سر در گم بودند که این شی عظیم زیر برزنت جلوی وزارت کشاورزی چیست ؟مدتی بعد برزنت را برداشتند و با برزنت روی سر زن کشاورز را که برهنه (!) بود و مشغول آبیاری گیاهی نمادین , محجبه کردند، یعنی لچکی روی سرش انداختند و پای زن را هم که لخت بود، شلوار بد ریختی از جنس همان برزنت پوشاندند
اما این کارها چنان با بد سلیقگی انجام شد که بینندگان تصور می کردند سر و پای زن کشاورز را گل مالی کرده اند به این ترتیب مجسمه بکلی از ریخت افتاد و مورد تمسخر مردم قرار گرفت و تا مدتها سوژه مردم و مطبوعات بود مبتکران لابد تصور نمی کردند چنین کاری با یک مجسمه فلزی چنین باعث مضحکه آنها خواهد شد
ناچار تصمیم گرفته شد تا آن را از جلو وزارت کشاورزی برداشته و به جلو موزه هنرهای معاصر منتقل کننداین کار انجام شد ولی گویا باز هم یک مبتکر و نخبه ای بر فساد آمیز بودن این مجسمه شک برد و دستور دادند این بار آن را چنان جایی قرار دادند که اثری از آن باقی نماند پس مجسمه را از جلوی موزه هنرهای معاصر هم برداشته و به انتهای باغ مجسمه موزه معاصر منتقل کرده اند تا چشم انس و جن بر آن نیافتد تا به بهترین شکل ممکن امر به منکر و نهی از معروف کرده باشند آن هم با یک مجسمه خوب، به این مجسمه نگاه کنید
به نظر شما جز ذهن های بيمار، چه کسی ممکن است با دیدن این مجسمه تحریک شود؟
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#امروز؛ به روزِ پیروز وفرخ،
#ارد از ماه بهمن به سال
#۳۷۵۸ مزديسنى،
#خورشیدی☀️
۱۳۹۹/۱۱/۱۹
یکشنبه - ۱۹ بهمن ۱۳۹۹
#میلادی
2021-02-07
Sunday - 2021 07 February
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را
نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم
نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم
بی هویتی
اکنون
هویت ماست!
#داریوش_شایگان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
✈️روز نیروی هوایی
💃🏻#روز_جهانی_رقص_باله
✉️روز فرستادن نامه برای دوستان
☄️اوج سالانه بارش شهابی آلفا قنطورسی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۱۳۴۹ خ- حمله به پاسگاه سیاهکل در شهر سیاهکل توسط چریکهای فدایی خلق
🌀۱۳۴۹ خ- مدرسه عالی علوم قضائی و اداری در قم تأسیس شد.
🌀۱۳۵۰ خ-شیخ احمد بن علی آل ثانی امیرقطر وارد ایران شد.
🌀۱۸۵۱ م- انتشار نخستین شماره از روزنامه وقایع اتفاقیه در ایران این روزنامه به کوشش امیرکبیر منتشر شد.
🌀۱۹۱۵ م- آغاز نبردهای زمستانی مازوری در کنار دریاچه مازوری لهستان بین ارتش آلمان و ارتش روسیه
🌀۱۹۴۲ م- آغاز فرمانروایی دیکتاتوری ویدکون کیسلینگ سیاستمدار دستنشاندهٔ آلمان بر نروژ
🌀۱۹۶۴ م- با ورود بیتلها به ایالات متحده پدیدهٔ تهاجم بریتانیا در عالم موسیقی آغاز شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۰۹ خ- شادیه بازیگر و خوانندهٔ مصری.
🍀۱۳۴۳ خ- افشین قطبی مربی فوتبال.
🍀۱۳۴۷ خ- شیوا رز بازیگر آمریکایی فیلمهای تلویزیونی و سینمایی
🍀۱۳۶۱ خ- حامد همایون خواننده و آهنگساز ایرانی
🍀۱۳۶۷ خ- حدیث میرامینی بازیگر اهل ایران
🍀۱۴۷۸ م- تامس مور حقوقدان، نویسنده، فیلسوف اجتماعی، سیاستمدار، و انسانگرای دوران نوزایش انگلیسی.
🍀۱۸۱۲ م- چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی، خالق دیوید کاپرفیلد آرزوهای بزرگ و الیور توئیست
🍀۱۸۷۷ م- گادفری هارولد هاردی ریاضیدان انگلیسی، صاحب آثاری در زمینه آنالیز ریاضی و نظریه اعداد
🍀۱۹۷۸ م- زادروز اشتون کوچر بازیگر آمریکایی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۶۰ خ- کشته شدن اشرف ربیعی و موسی خیابانی در یک خانهٔ تیمی سازمان مجاهدین خلق در تهران به دست پاسداران جاا
🍂۱۳۷۴ خ- سیاوش کسرایی شاعر ایرانی
🍂۱۳۸۴ خ- علی فلسفی خطیب و مجتهد ایرانی
🍂۱۳۹۶ خ- فریده صابری هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون ایران
🍂۱۷۹۹ م- امپراتور چیانلونگ ششمین امپراتور دودمان چینگ
🍂۱۹۷۹ م- یوزف منگله پزشک، انسانشناس و افسر آلمانی.
🍂۱۹۹۹ م- ملک حسین پادشاه اردن (وی به دنبال ترور پدر بزرگش و بعد از پدر در ۱۸ سالگی به پادشاهی رسیده بود)
🍂۲۰۰۷ م- آلن مکدایارمید شیمیدان نیوزلندی، برندهٔ جایزه نوبل شیمی سال ۲۰۰۰ به همراه آلن هیگر و هیدکی شیریکاوا
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#امروز؛ به روزِ پیروز وفرخ،
#ارد از ماه بهمن به سال
#۳۷۵۸ مزديسنى،
#خورشیدی☀️
۱۳۹۹/۱۱/۱۹
یکشنبه - ۱۹ بهمن ۱۳۹۹
#میلادی
2021-02-07
Sunday - 2021 07 February
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را
نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم
نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم
بی هویتی
اکنون
هویت ماست!
#داریوش_شایگان
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
✈️روز نیروی هوایی
💃🏻#روز_جهانی_رقص_باله
✉️روز فرستادن نامه برای دوستان
☄️اوج سالانه بارش شهابی آلفا قنطورسی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۱۳۴۹ خ- حمله به پاسگاه سیاهکل در شهر سیاهکل توسط چریکهای فدایی خلق
🌀۱۳۴۹ خ- مدرسه عالی علوم قضائی و اداری در قم تأسیس شد.
🌀۱۳۵۰ خ-شیخ احمد بن علی آل ثانی امیرقطر وارد ایران شد.
🌀۱۸۵۱ م- انتشار نخستین شماره از روزنامه وقایع اتفاقیه در ایران این روزنامه به کوشش امیرکبیر منتشر شد.
🌀۱۹۱۵ م- آغاز نبردهای زمستانی مازوری در کنار دریاچه مازوری لهستان بین ارتش آلمان و ارتش روسیه
🌀۱۹۴۲ م- آغاز فرمانروایی دیکتاتوری ویدکون کیسلینگ سیاستمدار دستنشاندهٔ آلمان بر نروژ
🌀۱۹۶۴ م- با ورود بیتلها به ایالات متحده پدیدهٔ تهاجم بریتانیا در عالم موسیقی آغاز شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۰۹ خ- شادیه بازیگر و خوانندهٔ مصری.
🍀۱۳۴۳ خ- افشین قطبی مربی فوتبال.
🍀۱۳۴۷ خ- شیوا رز بازیگر آمریکایی فیلمهای تلویزیونی و سینمایی
🍀۱۳۶۱ خ- حامد همایون خواننده و آهنگساز ایرانی
🍀۱۳۶۷ خ- حدیث میرامینی بازیگر اهل ایران
🍀۱۴۷۸ م- تامس مور حقوقدان، نویسنده، فیلسوف اجتماعی، سیاستمدار، و انسانگرای دوران نوزایش انگلیسی.
🍀۱۸۱۲ م- چارلز دیکنز نویسنده انگلیسی، خالق دیوید کاپرفیلد آرزوهای بزرگ و الیور توئیست
🍀۱۸۷۷ م- گادفری هارولد هاردی ریاضیدان انگلیسی، صاحب آثاری در زمینه آنالیز ریاضی و نظریه اعداد
🍀۱۹۷۸ م- زادروز اشتون کوچر بازیگر آمریکایی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۶۰ خ- کشته شدن اشرف ربیعی و موسی خیابانی در یک خانهٔ تیمی سازمان مجاهدین خلق در تهران به دست پاسداران جاا
🍂۱۳۷۴ خ- سیاوش کسرایی شاعر ایرانی
🍂۱۳۸۴ خ- علی فلسفی خطیب و مجتهد ایرانی
🍂۱۳۹۶ خ- فریده صابری هنرپیشه تئاتر، سینما و تلویزیون ایران
🍂۱۷۹۹ م- امپراتور چیانلونگ ششمین امپراتور دودمان چینگ
🍂۱۹۷۹ م- یوزف منگله پزشک، انسانشناس و افسر آلمانی.
🍂۱۹۹۹ م- ملک حسین پادشاه اردن (وی به دنبال ترور پدر بزرگش و بعد از پدر در ۱۸ سالگی به پادشاهی رسیده بود)
🍂۲۰۰۷ م- آلن مکدایارمید شیمیدان نیوزلندی، برندهٔ جایزه نوبل شیمی سال ۲۰۰۰ به همراه آلن هیگر و هیدکی شیریکاوا
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را
نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم
نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم
بی هویتی
اکنون
هویت ماست!
#داریوش_شایگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را
نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم
نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم
بی هویتی
اکنون
هویت ماست!
#داریوش_شایگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ بهمن زادروز #داریوش_طلایی
( زاده ۲۶ بهمن ۱۳۳۱ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و نوازند تار و سهتار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ بهمن زادروز #داریوش_طلایی
( زاده ۲۶ بهمن ۱۳۳۱ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و نوازند تار و سهتار
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ بهمن زادروز #داریوش_طلایی
( زاده ۲۶ بهمن ۱۳۳۱ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و نوازند تار و سهتار
طلایی در خانوادهای علاقهمند به موسیقی به دنیا آمد و از ۱۱ سالگی به هنرستان موسیقی رفت و آموختن ساز تار را آغاز کرد. او پس از گرفتن دیپلم هنرستان، همزمان بهتحصیل در رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و کار در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی پرداخت.
وی در این دوران از آموزش استادانی چون علیاکبر شهنازی، سعید هرمزی، یوسف فروتن، نورعلی برومند و عبداله دوامی بهرهمند شد و پس از پایان تحصیلات از سال ۱۳۵۵ در دانشگاه تهران، به تدریس ردیف موسیقی پرداخت.
او در سال ۱۳۵۸ برای تحصیل در رشته موسیقیشناسی به دانشگاه پاریس رفت و دکترای خود را نیز از دانشگاه نانت فرانسه گرفت. این آهنگساز و نوازنده چیرهدست تار و سهتار، تاکنون چند کتاب تالیف کرده و همچنین آثار زیبایی در موسیقی ایرانی آفریده است.
وی هماکنون عضو هیئت علمی و رئیس گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و همچنین عضو هیئت علمی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر است.
داریوش طلایی را یکی از برجستهترین ردیفدانان موسیقی ایرانی میدانند. همچنین او مدرس ردیف عالی علیاکبر شهنازی و ردیف میرزاعبداله است.
برخی از آثار منتشر شده از داریوش طلایی:
ردیف میرزاعبداله، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
تکنوازی سهتار، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
سایه روشن، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
چهارگاه، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
شب وصل، مؤسسه فرهنگی هنری دل آواز
دود عود
کنسرتی دیگر، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور همراه با علیرضا قربانی و جمشید شمیرانی (منتشر شده در خارج از ایران)
ردیف سازی و آوازی به همراه رضوی سروستانی
جنگ و صلح تار، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
دلگشا تار و سهتار، آوای باربد
جلوه گل همراه با علیرضا قربانی و جمشید شمیرانی، آوای باربد
ردیف دوره ی عالی علیاکبر شهنازی، نشرنی
استاد داریوش طلایی هماکنون در آموزشگاه "ریشه در خاک" در تهران مشغول آموزش به هنرجویان موسیقی است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۶ بهمن زادروز #داریوش_طلایی
( زاده ۲۶ بهمن ۱۳۳۱ تهران ) موسیقیدان، آهنگساز و نوازند تار و سهتار
طلایی در خانوادهای علاقهمند به موسیقی به دنیا آمد و از ۱۱ سالگی به هنرستان موسیقی رفت و آموختن ساز تار را آغاز کرد. او پس از گرفتن دیپلم هنرستان، همزمان بهتحصیل در رشته موسیقی در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و کار در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی پرداخت.
وی در این دوران از آموزش استادانی چون علیاکبر شهنازی، سعید هرمزی، یوسف فروتن، نورعلی برومند و عبداله دوامی بهرهمند شد و پس از پایان تحصیلات از سال ۱۳۵۵ در دانشگاه تهران، به تدریس ردیف موسیقی پرداخت.
او در سال ۱۳۵۸ برای تحصیل در رشته موسیقیشناسی به دانشگاه پاریس رفت و دکترای خود را نیز از دانشگاه نانت فرانسه گرفت. این آهنگساز و نوازنده چیرهدست تار و سهتار، تاکنون چند کتاب تالیف کرده و همچنین آثار زیبایی در موسیقی ایرانی آفریده است.
وی هماکنون عضو هیئت علمی و رئیس گروه موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و همچنین عضو هیئت علمی دانشکده موسیقی دانشگاه هنر است.
داریوش طلایی را یکی از برجستهترین ردیفدانان موسیقی ایرانی میدانند. همچنین او مدرس ردیف عالی علیاکبر شهنازی و ردیف میرزاعبداله است.
برخی از آثار منتشر شده از داریوش طلایی:
ردیف میرزاعبداله، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
تکنوازی سهتار، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
سایه روشن، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
چهارگاه، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
شب وصل، مؤسسه فرهنگی هنری دل آواز
دود عود
کنسرتی دیگر، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور همراه با علیرضا قربانی و جمشید شمیرانی (منتشر شده در خارج از ایران)
ردیف سازی و آوازی به همراه رضوی سروستانی
جنگ و صلح تار، مؤسسه فرهنگی هنری ماهور
دلگشا تار و سهتار، آوای باربد
جلوه گل همراه با علیرضا قربانی و جمشید شمیرانی، آوای باربد
ردیف دوره ی عالی علیاکبر شهنازی، نشرنی
استاد داریوش طلایی هماکنون در آموزشگاه "ریشه در خاک" در تهران مشغول آموزش به هنرجویان موسیقی است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
هر ملتی هر عقیده و دینی که دارد برای خودش محترم است و اگر کسی گمان کند عقده قوم دیگر نا درست است، حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند.
#داریوش_بزرگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
هر ملتی هر عقیده و دینی که دارد برای خودش محترم است و اگر کسی گمان کند عقده قوم دیگر نا درست است، حق ندارد عقیده خودش را به زور به آنها تحمیل کند.
#داریوش_بزرگ
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
#فرزندم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
#فرزندم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادمان
نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را
نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم
نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم
بی هویتی
اکنون
هویت ماست!
#داریوش_شایگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادمان
نه ایمان "مولوی" را داریم
نه تجربه ی هولناک "کافکا" را
نه خلوت با خود داریم
نه تنهای تنهاییم
نه توکل بر خدا داریم
نه مدعی اش هستیم
بی هویتی
اکنون
هویت ماست!
#داریوش_شایگان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ایرانشهر_چیست_؟ ❈
"نام باستانی: اِرانشَتر" ❈
#ایرانشهر از واژه #ایران و شهر آمده است، شهر از شهریار میآید، به شاهان ایران شهریار میگویند، و نام #ایرانشهر توسط ساسانیان به عنوان اولین دولت-ملت رسمی نامگذاری شد، نخستن کسی که از واژه #آریایی یا #آریا در کتیبهاش بهره برد، #داریوش_بزرگ یکم بود و ایران را خواستگاه نژاد #آریا خواند.
همچنین در متون #زرتشت و همچنين #اوستا چنين نقل شده كه آریاییان سرزمین خود را "ایریوشَیُنِم" به معنى "سرزمين آریايیان" ميگفتند، بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند، و آن را "ایریانو خشَثرُ" به معنی "پادشاهی ایرانیان" خواندند و اصطلاح به مرور به اختصار درآمد و به #ایران تبدیل شد.
نام #ایران توسط سکههای #اردشیر_یکم ساسانی یا همان #اردشیر_پاپکان با جمله مزداپرست، خدایگان اردشیر شاهنشاه ایران. و نام #ایرانشهر توسط #شاپور_یکم ساسانی، و واژه #آریا توسط #داریوش_بزرگ هخامنشی به کار گرفته شد. و اشکانیان نیز نام #آریان را برای #ایران به کار میبردند.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ایرانشهر_چیست_؟ ❈
"نام باستانی: اِرانشَتر" ❈
#ایرانشهر از واژه #ایران و شهر آمده است، شهر از شهریار میآید، به شاهان ایران شهریار میگویند، و نام #ایرانشهر توسط ساسانیان به عنوان اولین دولت-ملت رسمی نامگذاری شد، نخستن کسی که از واژه #آریایی یا #آریا در کتیبهاش بهره برد، #داریوش_بزرگ یکم بود و ایران را خواستگاه نژاد #آریا خواند.
همچنین در متون #زرتشت و همچنين #اوستا چنين نقل شده كه آریاییان سرزمین خود را "ایریوشَیُنِم" به معنى "سرزمين آریايیان" ميگفتند، بعدها که دارای حکومت و پادشاهی شدند، و آن را "ایریانو خشَثرُ" به معنی "پادشاهی ایرانیان" خواندند و اصطلاح به مرور به اختصار درآمد و به #ایران تبدیل شد.
نام #ایران توسط سکههای #اردشیر_یکم ساسانی یا همان #اردشیر_پاپکان با جمله مزداپرست، خدایگان اردشیر شاهنشاه ایران. و نام #ایرانشهر توسط #شاپور_یکم ساسانی، و واژه #آریا توسط #داریوش_بزرگ هخامنشی به کار گرفته شد. و اشکانیان نیز نام #آریان را برای #ایران به کار میبردند.
#پاینده_ایران
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
دو سال پیش کشور #یونان برای یادبود ۲۵۰۰ اُمین سالگرد شکستشان در نبرد ترموپیل، میان سپاه ایرانیان به فرماندهی #خشایارشاه_بزرگ و یونانیان، سکههای ۲ و ۱۰ یورویی ضرب کرد.
یونانیها بر این باورند که با وجود شکست در این نبرد، به دلیل مقاومت، سربازانشان درخور ستایش و بزرگداشت هستند.
سکههای ۲ یورویی برای کاربرد در حوزهی مالی یورو و ۱۰ یورویی برای مجموعهدارهاست.
بر روی سکههای ۱۰ یورویی که مخصوص مجموعهدارها است، ۷ سرباز شاهنشاهی هخامنشیان در برابر ۷ سرباز یونانی نقش شدهاند.
باری،
آنها حتا به شکستهایشان نیز افتخار میکنند. حال تصور کنید سکهای با تصویر #کوروش_بزرگ و یا #داریوش_بزرگ و... در ایران ضرب شود، آنگاه فوری عدهای گریبان میدرند.
✍️ #وحید_بهمن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
دو سال پیش کشور #یونان برای یادبود ۲۵۰۰ اُمین سالگرد شکستشان در نبرد ترموپیل، میان سپاه ایرانیان به فرماندهی #خشایارشاه_بزرگ و یونانیان، سکههای ۲ و ۱۰ یورویی ضرب کرد.
یونانیها بر این باورند که با وجود شکست در این نبرد، به دلیل مقاومت، سربازانشان درخور ستایش و بزرگداشت هستند.
سکههای ۲ یورویی برای کاربرد در حوزهی مالی یورو و ۱۰ یورویی برای مجموعهدارهاست.
بر روی سکههای ۱۰ یورویی که مخصوص مجموعهدارها است، ۷ سرباز شاهنشاهی هخامنشیان در برابر ۷ سرباز یونانی نقش شدهاند.
باری،
آنها حتا به شکستهایشان نیز افتخار میکنند. حال تصور کنید سکهای با تصویر #کوروش_بزرگ و یا #داریوش_بزرگ و... در ایران ضرب شود، آنگاه فوری عدهای گریبان میدرند.
✍️ #وحید_بهمن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
كامبيز نوروزی، حقوقدان در یادداشتی که درباره قتل #داریوش_مهرجویی و همسرش در روزنامه اعتماد منتشر کرده با بررسی سناریوهای ممکن از جمله قتل انتقامجويانه یا قتل ناشی از سرقت، این نوع قتل را بر اساس شواهد و قرائن موجود، احتمالا "قتل ارعابی" توصیف کرده است.
او در یادداشت خود مینویسد: «مقصود از قتل ارعابی قتلی است كه كسانی غير از مقتول يا مقتولها را بترساند. در اين نوع قتل، مقتول هدف اصلی قاتل نيست، بلكه ترساندن ديگران، يا حتی كل جامعه از چيزی یا چيزهايی هدف اصلی قاتل است. در اين نوع قتلها قربانی از ميان كسانی انتخاب میشود كه بسيار مشهور و خوشنام بوده و نامشان ارزش خبری بالايی داشته باشد.»
نوروزی در یادداشت خود مینویسد قتلهای ارعابی تبدیل به بمب خبری میشوند و "هر اندازه قتل فجيعتر و خشنتر باشد، نمايشیتر است" و عاملان قتلهای ارعابی "افرادی حرفهای" هستند و از این رو "اين نوع قتلها را بايد در زمره قتلهای سازمانيافته تلقی كرد."
او با بیان این که سناریوی "قتل ارعابی" با اجزا و عناصر واقعه سازگارتر است میپرسد: «اگر چنين باشد پرسشهايی پيش میآيند. مانند اينكه چه كسانی به دنبال ارعاب جامعهاند؟ با اين قتلها قرار بوده است چه كسانی از چه چيزی بترسند و مرعوب شوند؟ چه كسانی جلو و پشت صحنه اين قتل تاريخی قرار دارند؟»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
كامبيز نوروزی، حقوقدان در یادداشتی که درباره قتل #داریوش_مهرجویی و همسرش در روزنامه اعتماد منتشر کرده با بررسی سناریوهای ممکن از جمله قتل انتقامجويانه یا قتل ناشی از سرقت، این نوع قتل را بر اساس شواهد و قرائن موجود، احتمالا "قتل ارعابی" توصیف کرده است.
او در یادداشت خود مینویسد: «مقصود از قتل ارعابی قتلی است كه كسانی غير از مقتول يا مقتولها را بترساند. در اين نوع قتل، مقتول هدف اصلی قاتل نيست، بلكه ترساندن ديگران، يا حتی كل جامعه از چيزی یا چيزهايی هدف اصلی قاتل است. در اين نوع قتلها قربانی از ميان كسانی انتخاب میشود كه بسيار مشهور و خوشنام بوده و نامشان ارزش خبری بالايی داشته باشد.»
نوروزی در یادداشت خود مینویسد قتلهای ارعابی تبدیل به بمب خبری میشوند و "هر اندازه قتل فجيعتر و خشنتر باشد، نمايشیتر است" و عاملان قتلهای ارعابی "افرادی حرفهای" هستند و از این رو "اين نوع قتلها را بايد در زمره قتلهای سازمانيافته تلقی كرد."
او با بیان این که سناریوی "قتل ارعابی" با اجزا و عناصر واقعه سازگارتر است میپرسد: «اگر چنين باشد پرسشهايی پيش میآيند. مانند اينكه چه كسانی به دنبال ارعاب جامعهاند؟ با اين قتلها قرار بوده است چه كسانی از چه چيزی بترسند و مرعوب شوند؟ چه كسانی جلو و پشت صحنه اين قتل تاريخی قرار دارند؟»
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#یادمان
#شاهرخ_مسکوب
◻️مسکوب اقلیم حضور بود
سخنرانی دکتر #داریوش_شایگان در مراسم بزرگداشت شاهرخ مسکوب
خانه هنرمندان، هفتم اردیبهشت 1384
➰➰➰➰➰
قرار نبود در این جلسه سخنرانی کنم ولی چون دوست نزدیک شاهرخ بودم وظیفه خود دانستم چند کلمهای بگویم. دوستی من و شاهرخ برمیگردد به سالهای 40. ولی بعد از انقلاب که من در فرانسه مقیم شدم شاهرخ خیلی زود به من ملحق شد و در مؤسسه اسماعیلی با هم همکار شدیم. هشت سال با هم همکار بودیم، هر روز همدیگر را میدیدیم و من در این مدّت فرصت یافتم که شاهرخ را از نزدیک بشناسم. با آثارش کم و بیش آشنا بودم ولی شخصیت شاهرخ خیلی فراتر از آثارش بود.
میخواهم در اینجا قصهای را بگویم که شاید این مطلب را روشن کند. سالها قبل از انقلاب من با #روبرتو_روسلینی فیلمساز معروف ایتالیایی آشنا شدم و ما بارها همدیگر را در پاریس ملاقات میکردیم. طبیعتاً آدم وقتی با روسلینی صحبت میکند، موضوع سینما پیش میآید و دیگر فیلمسازان ایتالیایی.
روسلینی علاقه زیادی به فدریکو فلینی داشت و میگفت: فلینی، در گذشته زیر دست او بوده و به او بسیار وفادار مانده است. هر وقت که فیلمی میسازد فوری تلفن میکند و میگوید روبرتو بیا فیلم مرا ببین و نظر خودت را بده. در پاسخ به روسلینی، گفتم: میدانم که فیلمهای فلینی بینظیر هستند ولی خود فلینی چگونه آدمی است؟ گفت: خودش از فیلمهایش بزرگتر است.
همین مطلب درباره شاهرخ مسکوب نیز صادق است؛
شاهرخ از آثارش بسیار بزرگتر بود.
تعریف شخصیت چندوجهی شاهرخ کار آسانی نیست، او شبیه روشنفکرانی که میشناختم نبود. چون روشنفکران موجودات عجیب و غریبی هستند هم خیلی خودشیفتهاند و هم نفسی متورم دارند.
شاهرخ به عکس بسیار متواضع بود و غذای روح را به نفس امّاره نمیداد. روشنفکر بود ولی ادای روشنفکری در نمیآورد، در ضمن داعیه درویشی هم که بیماری ملی ماست و همه تظاهر به درویشی میکنند، نداشت. با اینهمه آدم بسیار بینیازی بود، به نظرم از سعهی صدر برخوردار بود و استغنا داشت، ولی زندگی را هم خیلی دوست داشت و از لذایذ آن متمتع بود.
فکر میکنم اگر بخواهیم تیپولوژی شاهرخ را روشن کنیم باید بگوییم که شاهرخ یک فرد حماسی بود، چندی پیش با یکی از خویشان مسکوب صحبت شد، او میگفت شاهرخ در واقع شبیه #بیهقی است. او راست میگفت شاهرخ بیشتر به قهرمانان حماسی شاهنامه شباهت داشت، به یک اعتبار رفتار و کردارش را میتوان گفت حماسی بود. به آیین جوانمردی اعتقاد داشت.
با صفت بودن، معرفت داشتن، نجیب بودن برایش ارزشهای اساسی بودند. او آدمی بسیار اخلاقی بود. فوقالعاده صراحت لهجه داشت بیآنکه خشن و پرخاشگر باشد؛ انعطافناپذیر بود ولی متعصب نه؛ با شهامت بود ولی بیگدار به آب نمیزد. شاهرخ فوقالعاده با گذشت و منصف بود و میکوشید در قضاوت تعادل را حفظ کند و حق کسی را ضایع نکند. ولی آنچه بیش از هر چیز شاهرخ را برای دوستانش دلپذیر میکرد و همه را مجذوب و شیفته خود، هاله حضوری بود که از تمام وجودش میتراوید. شاهرخ حضوری بسیار نافذ داشت و من هر وقت یاد او میافتم و دوستانش را میبینم متوجه میشوم که چقدر، همه تحت تاثیر سجایای اخلاقی او بودهایم.
شاهرخ در واقع یک "اقلیم حضور " بود، و من هر وقت یاد او میافتم بیدرنگ جملهای کوتاه انگلیسی به ذهنم خطور میکند که شکسپیر در نمایشنامهی «هنری پنجم» در جایی به کار بسته است:
A little touch of harry in the night
یعنی شمهای از حضور هرّی در شب.
و این موضوع به جنگ صد ساله انگلیس و فرانسه اشاره دارد، قوای انگلیس وارد «نور ماندی» شدهاند و تمام شهسواران فرانسوی در مقابل قوای مهاجم تجمع کردهاند و تعدادشان هم بیشتر است و هم سلاحهایشان مهلکتر. انگلیسیها احساس ضعف میکنند و معلوم نیست که در این کارزار پیروز شوند. هرّی پادشاه انگلیس شبانه خیمه به خیمه راه میافتاد و با تکتک سربازها حرف میزد و آنها را دلداری میدهد و حضور این پادشاه دلسوز در فضای شب تاریک موج میزند. و اینجاست که شکسپیر میگوید تکتک سربازان شمهای از حضورش را در شب احساس میکردند.
شاهرخ اینچنین موجودی است. شاهرخ هم حضورش در این جلسه موج میزند و ما آنرا با تمام وجود هم اکنون در اینجا احساس میکنیم. چقدر خوشحالم که شاهرخ به ایران بازگشت. برای اینکه 25 سال از لحاظ جغرافیایی در فرانسه میزیست ولی ذهناً در ایران بود و در همان پستویی که حسن کامشاد به آن اشاره کرد، زندگی میکرد، به آن فضای محقر غنا میبخشید. آنرا فضامند میکرد و به قول دوست مشترکمان سهراب سپهری «واحه زمردین» از آن میساخت.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#یادمان
#شاهرخ_مسکوب
◻️مسکوب اقلیم حضور بود
سخنرانی دکتر #داریوش_شایگان در مراسم بزرگداشت شاهرخ مسکوب
خانه هنرمندان، هفتم اردیبهشت 1384
➰➰➰➰➰
قرار نبود در این جلسه سخنرانی کنم ولی چون دوست نزدیک شاهرخ بودم وظیفه خود دانستم چند کلمهای بگویم. دوستی من و شاهرخ برمیگردد به سالهای 40. ولی بعد از انقلاب که من در فرانسه مقیم شدم شاهرخ خیلی زود به من ملحق شد و در مؤسسه اسماعیلی با هم همکار شدیم. هشت سال با هم همکار بودیم، هر روز همدیگر را میدیدیم و من در این مدّت فرصت یافتم که شاهرخ را از نزدیک بشناسم. با آثارش کم و بیش آشنا بودم ولی شخصیت شاهرخ خیلی فراتر از آثارش بود.
میخواهم در اینجا قصهای را بگویم که شاید این مطلب را روشن کند. سالها قبل از انقلاب من با #روبرتو_روسلینی فیلمساز معروف ایتالیایی آشنا شدم و ما بارها همدیگر را در پاریس ملاقات میکردیم. طبیعتاً آدم وقتی با روسلینی صحبت میکند، موضوع سینما پیش میآید و دیگر فیلمسازان ایتالیایی.
روسلینی علاقه زیادی به فدریکو فلینی داشت و میگفت: فلینی، در گذشته زیر دست او بوده و به او بسیار وفادار مانده است. هر وقت که فیلمی میسازد فوری تلفن میکند و میگوید روبرتو بیا فیلم مرا ببین و نظر خودت را بده. در پاسخ به روسلینی، گفتم: میدانم که فیلمهای فلینی بینظیر هستند ولی خود فلینی چگونه آدمی است؟ گفت: خودش از فیلمهایش بزرگتر است.
همین مطلب درباره شاهرخ مسکوب نیز صادق است؛
شاهرخ از آثارش بسیار بزرگتر بود.
تعریف شخصیت چندوجهی شاهرخ کار آسانی نیست، او شبیه روشنفکرانی که میشناختم نبود. چون روشنفکران موجودات عجیب و غریبی هستند هم خیلی خودشیفتهاند و هم نفسی متورم دارند.
شاهرخ به عکس بسیار متواضع بود و غذای روح را به نفس امّاره نمیداد. روشنفکر بود ولی ادای روشنفکری در نمیآورد، در ضمن داعیه درویشی هم که بیماری ملی ماست و همه تظاهر به درویشی میکنند، نداشت. با اینهمه آدم بسیار بینیازی بود، به نظرم از سعهی صدر برخوردار بود و استغنا داشت، ولی زندگی را هم خیلی دوست داشت و از لذایذ آن متمتع بود.
فکر میکنم اگر بخواهیم تیپولوژی شاهرخ را روشن کنیم باید بگوییم که شاهرخ یک فرد حماسی بود، چندی پیش با یکی از خویشان مسکوب صحبت شد، او میگفت شاهرخ در واقع شبیه #بیهقی است. او راست میگفت شاهرخ بیشتر به قهرمانان حماسی شاهنامه شباهت داشت، به یک اعتبار رفتار و کردارش را میتوان گفت حماسی بود. به آیین جوانمردی اعتقاد داشت.
با صفت بودن، معرفت داشتن، نجیب بودن برایش ارزشهای اساسی بودند. او آدمی بسیار اخلاقی بود. فوقالعاده صراحت لهجه داشت بیآنکه خشن و پرخاشگر باشد؛ انعطافناپذیر بود ولی متعصب نه؛ با شهامت بود ولی بیگدار به آب نمیزد. شاهرخ فوقالعاده با گذشت و منصف بود و میکوشید در قضاوت تعادل را حفظ کند و حق کسی را ضایع نکند. ولی آنچه بیش از هر چیز شاهرخ را برای دوستانش دلپذیر میکرد و همه را مجذوب و شیفته خود، هاله حضوری بود که از تمام وجودش میتراوید. شاهرخ حضوری بسیار نافذ داشت و من هر وقت یاد او میافتم و دوستانش را میبینم متوجه میشوم که چقدر، همه تحت تاثیر سجایای اخلاقی او بودهایم.
شاهرخ در واقع یک "اقلیم حضور " بود، و من هر وقت یاد او میافتم بیدرنگ جملهای کوتاه انگلیسی به ذهنم خطور میکند که شکسپیر در نمایشنامهی «هنری پنجم» در جایی به کار بسته است:
A little touch of harry in the night
یعنی شمهای از حضور هرّی در شب.
و این موضوع به جنگ صد ساله انگلیس و فرانسه اشاره دارد، قوای انگلیس وارد «نور ماندی» شدهاند و تمام شهسواران فرانسوی در مقابل قوای مهاجم تجمع کردهاند و تعدادشان هم بیشتر است و هم سلاحهایشان مهلکتر. انگلیسیها احساس ضعف میکنند و معلوم نیست که در این کارزار پیروز شوند. هرّی پادشاه انگلیس شبانه خیمه به خیمه راه میافتاد و با تکتک سربازها حرف میزد و آنها را دلداری میدهد و حضور این پادشاه دلسوز در فضای شب تاریک موج میزند. و اینجاست که شکسپیر میگوید تکتک سربازان شمهای از حضورش را در شب احساس میکردند.
شاهرخ اینچنین موجودی است. شاهرخ هم حضورش در این جلسه موج میزند و ما آنرا با تمام وجود هم اکنون در اینجا احساس میکنیم. چقدر خوشحالم که شاهرخ به ایران بازگشت. برای اینکه 25 سال از لحاظ جغرافیایی در فرانسه میزیست ولی ذهناً در ایران بود و در همان پستویی که حسن کامشاد به آن اشاره کرد، زندگی میکرد، به آن فضای محقر غنا میبخشید. آنرا فضامند میکرد و به قول دوست مشترکمان سهراب سپهری «واحه زمردین» از آن میساخت.
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
سخنان #داریوش_بزرگ بر کتیبه بیستون به راستی مو بر تن آدم سیخ میکند و باور آن سخت است که این سخن ها برای 2500 سال پیش است.
این متن ترجمه شده از کتیبه داریوش بزرگ در بیستون از توابع شهر کرمانشاه است
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
سخنان #داریوش_بزرگ بر کتیبه بیستون به راستی مو بر تن آدم سیخ میکند و باور آن سخت است که این سخن ها برای 2500 سال پیش است.
این متن ترجمه شده از کتیبه داریوش بزرگ در بیستون از توابع شهر کرمانشاه است
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity