داریوش رفیعی
تصنیف #زهره
خواننده #داریوش_رفیعی
آهنگساز #مجید_وفادار
شعر #مهدی_رییسی https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #زهره
خواننده #داریوش_رفیعی
آهنگساز #مجید_وفادار
شعر #مهدی_رییسی https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
داریوش رفیعی
تصنیف #درد_من
خواننده #داریوش_رفیعی
آهنگساز #مجید_وفادار
شعر #وحشی_بافقی
آلبوم #شمع_شبانه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
تصنیف #درد_من
خواننده #داریوش_رفیعی
آهنگساز #مجید_وفادار
شعر #وحشی_بافقی
آلبوم #شمع_شبانه
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴# با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# زادروز زنده یاد #داریوش_رفیعی
۱۳۰۶-۱۳۳۷ خواننده دهه ۱۳۳۰ بود.
رفیعی در روز ۴ دی ۱۳۰۶، در بم به دنیا آمد. وی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع: شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع: گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
داریوش رفیعی همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
او در اوج شهرت براثر تزریق آمپول آلوده به کزاز مبتلا شد و در نهایت در بیمارستان هزارتختخوابی تهران (بیمارستان امام خمینی تهران) در روز ۲ بهمن ۱۳۳۷ سن ۳۱ سالگی درگذشت. او را در قبرستان ظهیرالدوله دفن کردند.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# زادروز زنده یاد #داریوش_رفیعی
۱۳۰۶-۱۳۳۷ خواننده دهه ۱۳۳۰ بود.
رفیعی در روز ۴ دی ۱۳۰۶، در بم به دنیا آمد. وی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع: شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع: گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
داریوش رفیعی همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
او در اوج شهرت براثر تزریق آمپول آلوده به کزاز مبتلا شد و در نهایت در بیمارستان هزارتختخوابی تهران (بیمارستان امام خمینی تهران) در روز ۲ بهمن ۱۳۳۷ سن ۳۱ سالگی درگذشت. او را در قبرستان ظهیرالدوله دفن کردند.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# زادروز زنده یاد #داریوش_رفیعی
۱۳۰۶-۱۳۳۷ خواننده دهه ۱۳۳۰ بود.
رفیعی در روز ۴ دی ۱۳۰۶، در بم به دنیا آمد. وی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع: شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع: گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
داریوش رفیعی همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
او در اوج شهرت براثر تزریق آمپول آلوده به کزاز مبتلا شد و در نهایت در بیمارستان هزارتختخوابی تهران (بیمارستان امام خمینی تهران) در روز ۲ بهمن ۱۳۳۷ سن ۳۱ سالگی درگذشت. او را در قبرستان ظهیرالدوله دفن کردند.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# زادروز زنده یاد #داریوش_رفیعی
۱۳۰۶-۱۳۳۷ خواننده دهه ۱۳۳۰ بود.
رفیعی در روز ۴ دی ۱۳۰۶، در بم به دنیا آمد. وی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع: شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع: گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
داریوش رفیعی همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
او در اوج شهرت براثر تزریق آمپول آلوده به کزاز مبتلا شد و در نهایت در بیمارستان هزارتختخوابی تهران (بیمارستان امام خمینی تهران) در روز ۲ بهمن ۱۳۳۷ سن ۳۱ سالگی درگذشت. او را در قبرستان ظهیرالدوله دفن کردند.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 ##موسیقی_ایرانی
#داریوش_رفیعی
"داریوش رفیعی"، جوان خوش سیمای کرمانی، با صدایی محزون و گرفته و ظاهری آراسته که از وضعیت مناسب مالی او خبر میداد از خانواده ی بزرگ "لطفعلی خان رفیعی"، (نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی) بود که تحصیل خود را در زادگاهش، بم رها کرد و به تهران آمد تا به زعم خود خواننده ایی تمام عیار شود. ظاهرا امکانات و استعداد او برای این امر کافی به نظر می رسید، ولی روزگار، سرنوشت دیگری برایش تدارک دیده بود.
"رفیعی" در تهران از آموزش های استاد "جواد بدیع" زاده بهره گرفت و با او صمیمی شد، چنانکه یکی از اعضای خانواده ی او به شمار می رفت. خیلی زود به رادیو راه یافت و ابتدا با "مصطفی گرگین زاده" و بعد با "مجید وفادار" دوست شد و وفادار که در شناخت استعداد های جوان، استادی صاحب نظر بود، خواننده ی محبوب خود را در او یافت. صدای نرم و غمگین و پرشور او و ترانه هایی که گاه با الهام از الحان محلی می خواند، او را به عنوان محبوب ترین خواننده ی جوان در تهران سالهای ۱۳۳۰ شناساند و شهرت و محبوبیت و ثروت زودرس داریوش جوان، ناخواسته زمینه های تباهی و جوانمرگی او را فراهم کرد.
"رفیعی" این اقبال را داشت که آهنگسازان بزرگ چون "مجید وفادار" و "پرویز یاحقی" و ترانه سرایان کاملی چون "نواب صفا" و "بیژن ترقی" با او همکاری کنند. صدای "داریوش"، هم بر روی ترانههای محلی مثل"مستانه" که شیرازی است، خوب مینشست و هم ترانههای عاشقانه که حالی و آنی ویژه میخواهد. شنیدن ترانههای عاشقانه، با صدای گرفتهی این جوان بیست و دو سه ساله، دل عاشقان را نیز به لرزه در میآورد. یکی از این ترانهها گلنار نام داشت، که شعر آن را "کریم فکور" سروده، و مجید وفادارآهنگی در دستگاه دشتی بر روی آن گذاشته بود. قریب به اتفاق بزرگان موسیقی و ترانه، "داریوش رفیعی" را برای استعداد در فراگیری و توانایی القای احساسات درونی خود در ترانه، ستوده اند. جالب این که درون مایه و مضامین ترانه هایی که "داریوش رفیعی" خوانده است، بدون این که خود، سراینده کلام هیچ یک از آنها باشد، آینه ای از احوال روحی خواننده ی جوان و به نوعی زبان دل او می نماید.
"تورج نگهبان"، ترانهسرا و از اعضای شورای موسیقی رادیو میگوید: «با آن که صدای داریوش، چندان رسا و پر قدرت نبود، ولی"آن" ی در آن بود که کمیاب و تاثیر گذار است.»
"اسماعیل نواب صفا"، ترانهسرای مشهور نیز، گرفتگی و شور و حال ویژهی صدای "داریوش" را که از حالات درونی او سرچشمه میگرفت، سبب فرا گیر شدن ترانههایش میداند. او ضمن آن که بر تحریرهای کم آوازی او انگشت میگذارد، به دو نقطهی قوت او نیز اشاره میکند. گلویش، عقدههای درونش را به صدای پر کشش و پر جذبهاش منتقل میکرد. و ضرب شناسیاش که شرط اول ضربی خواندن است، خوب بود.
"داریوش رفیعی" صدای یک نسل از تارخ ایران است؛ صدای گرم و سوخته حال و پرکشش و جذاب وی، راز ماندگاری رفیعی پس از نیم قرن است. دوره کاری داریوش رفیعی کوتاه بود، کمتر از هشت سال، ولی در همان مدت کوتاه تاثیری را گذاشت که تلاطمهای نیمقرن پرواقعه و پرآشوب در موسیقی ایران، نه تنها آن را کمرنگ نکرده، بلکه بر جلوه و جلای آن افزوده شده است.
متاسفانه عمر "داریوش رفیعی" بخاطر به دام افتادن در بلای اعتیاد و بیماری کزاز خیلی کوتاه بود و در ۳۱ سالگی در۲ بهمن ۱۳۳۷، حیات را بدرود گفت. یادش گرامی🌹🌹
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 ##موسیقی_ایرانی
#داریوش_رفیعی
"داریوش رفیعی"، جوان خوش سیمای کرمانی، با صدایی محزون و گرفته و ظاهری آراسته که از وضعیت مناسب مالی او خبر میداد از خانواده ی بزرگ "لطفعلی خان رفیعی"، (نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی) بود که تحصیل خود را در زادگاهش، بم رها کرد و به تهران آمد تا به زعم خود خواننده ایی تمام عیار شود. ظاهرا امکانات و استعداد او برای این امر کافی به نظر می رسید، ولی روزگار، سرنوشت دیگری برایش تدارک دیده بود.
"رفیعی" در تهران از آموزش های استاد "جواد بدیع" زاده بهره گرفت و با او صمیمی شد، چنانکه یکی از اعضای خانواده ی او به شمار می رفت. خیلی زود به رادیو راه یافت و ابتدا با "مصطفی گرگین زاده" و بعد با "مجید وفادار" دوست شد و وفادار که در شناخت استعداد های جوان، استادی صاحب نظر بود، خواننده ی محبوب خود را در او یافت. صدای نرم و غمگین و پرشور او و ترانه هایی که گاه با الهام از الحان محلی می خواند، او را به عنوان محبوب ترین خواننده ی جوان در تهران سالهای ۱۳۳۰ شناساند و شهرت و محبوبیت و ثروت زودرس داریوش جوان، ناخواسته زمینه های تباهی و جوانمرگی او را فراهم کرد.
"رفیعی" این اقبال را داشت که آهنگسازان بزرگ چون "مجید وفادار" و "پرویز یاحقی" و ترانه سرایان کاملی چون "نواب صفا" و "بیژن ترقی" با او همکاری کنند. صدای "داریوش"، هم بر روی ترانههای محلی مثل"مستانه" که شیرازی است، خوب مینشست و هم ترانههای عاشقانه که حالی و آنی ویژه میخواهد. شنیدن ترانههای عاشقانه، با صدای گرفتهی این جوان بیست و دو سه ساله، دل عاشقان را نیز به لرزه در میآورد. یکی از این ترانهها گلنار نام داشت، که شعر آن را "کریم فکور" سروده، و مجید وفادارآهنگی در دستگاه دشتی بر روی آن گذاشته بود. قریب به اتفاق بزرگان موسیقی و ترانه، "داریوش رفیعی" را برای استعداد در فراگیری و توانایی القای احساسات درونی خود در ترانه، ستوده اند. جالب این که درون مایه و مضامین ترانه هایی که "داریوش رفیعی" خوانده است، بدون این که خود، سراینده کلام هیچ یک از آنها باشد، آینه ای از احوال روحی خواننده ی جوان و به نوعی زبان دل او می نماید.
"تورج نگهبان"، ترانهسرا و از اعضای شورای موسیقی رادیو میگوید: «با آن که صدای داریوش، چندان رسا و پر قدرت نبود، ولی"آن" ی در آن بود که کمیاب و تاثیر گذار است.»
"اسماعیل نواب صفا"، ترانهسرای مشهور نیز، گرفتگی و شور و حال ویژهی صدای "داریوش" را که از حالات درونی او سرچشمه میگرفت، سبب فرا گیر شدن ترانههایش میداند. او ضمن آن که بر تحریرهای کم آوازی او انگشت میگذارد، به دو نقطهی قوت او نیز اشاره میکند. گلویش، عقدههای درونش را به صدای پر کشش و پر جذبهاش منتقل میکرد. و ضرب شناسیاش که شرط اول ضربی خواندن است، خوب بود.
"داریوش رفیعی" صدای یک نسل از تارخ ایران است؛ صدای گرم و سوخته حال و پرکشش و جذاب وی، راز ماندگاری رفیعی پس از نیم قرن است. دوره کاری داریوش رفیعی کوتاه بود، کمتر از هشت سال، ولی در همان مدت کوتاه تاثیری را گذاشت که تلاطمهای نیمقرن پرواقعه و پرآشوب در موسیقی ایران، نه تنها آن را کمرنگ نکرده، بلکه بر جلوه و جلای آن افزوده شده است.
متاسفانه عمر "داریوش رفیعی" بخاطر به دام افتادن در بلای اعتیاد و بیماری کزاز خیلی کوتاه بود و در ۳۱ سالگی در۲ بهمن ۱۳۳۷، حیات را بدرود گفت. یادش گرامی🌹🌹
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #تلنگر
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
📚🤔
🔴 #تلنگر
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#موسیقی_ایرانی
#داریوش_رفیعی
داریوش رفیعی"، جوان خوش سیمای کرمانی، با صدایی محزون و گرفته و ظاهری آراسته؛ که از وضعیت مناسب مالی او خبر میداد، از خانواده ی بزرگ "لطفعلی خان رفیعی"، (نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی) بود که تحصیل خود را در زادگاهش، بم رها کرد و به تهران آمد تا به زعم خود خواننده ایی تمام عیار شود. ظاهرا امکانات و استعداد او برای این امر کافی به نظر می رسید، ولی روزگار، سرنوشت دیگری برایش تدارک دیده بود.
"رفیعی" در تهران از آموزش های استاد "جواد بدیع" زاده بهره گرفت و با او صمیمی شد، چنانکه یکی از اعضای خانواده ی او به شمار می رفت. خیلی زود به رادیو راه یافت و ابتدا با "مصطفی گرگین زاده" و بعد با "مجید وفادار" دوست شد و "وفادار" که در شناخت استعداد های جوان، استادی صاحب نظر بود، خواننده ی محبوب خود را در او یافت. صدای نرم و غمگین و پرشور او و ترانه هایی که گاه با الهام از الحان محلی می خواند، او را به عنوان محبوب ترین خواننده ی جوان در تهران سال های ۱۳۳۰ شناساند و شهرت و محبوبیت و ثروت زودرس "داریوش" جوان، ناخواسته زمینه های تباهی و جوانمرگی او را فراهم کرد.
"رفیعی" این اقبال را داشت که آهنگسازان بزرگ چون "مجید وفادار" و "پرویز یاحقی" و ترانه سرایان کاملی چون "نواب صفا" و "بیژن ترقی" با او همکاری کنند. صدای "داریوش"، هم بر روی ترانههای محلی مانند "مستانه" که شیرازی است، خوب مینشست و هم ترانههای عاشقانه که حالی و آنی ویژه میخواهد. شنیدن ترانههای عاشقانه، با صدای گرفتهی این جوان بیست و دو سه ساله، دل عاشقان را نیز به لرزه در میآورد.
یکی از این ترانهها "گلنار" نام داشت، که شعر آن را "کریم فکور" سروده، و "مجید وفادار" آهنگی در مایه ی دشتی بر روی آن گذاشته بود. قریب به اتفاق بزرگان موسیقی و ترانه، "داریوش رفیعی" را برای استعداد در فراگیری و توانایی القای احساسات درونی خود در ترانه، ستوده اند. جالب این که درون مایه و مضامین ترانه هایی که "داریوش رفیعی" خوانده است، بدون این که خود، سراینده کلام هیچ یک از آنها باشد، آینه ای از احوال روحی خواننده ی جوان و به نوعی زبان دل او می نماید.
"تورج نگهبان"، ترانهسرا و از اعضای شورای موسیقی رادیوی آن دوران میگوید: «با آن که صدای "داریوش"، چندان رسا و پر قدرت نبود، ولی"آن" ی در آن بود که کمیاب و تاثیر گذار است.»
"اسماعیل نواب صفا"، ترانهسرای مشهور نیز، گرفتگی و شور و حال ویژهی صدای "داریوش" را که از حالات درونی او سرچشمه میگرفت، سبب فرا گیر شدن ترانههایش میداند. او ضمن آن که بر تحریرهای کم آوازی او انگشت میگذارد، به دو نقطهی قوت او نیز اشاره میکند. گلویش، عقدههای درونش را به صدای پر کشش و پر جذبهاش منتقل میکرد. و ضرب شناسیاش که شرط اول ضربی خواندن است، خوب بود.
"داریوش رفیعی" صدای یک نسل از تارخ ایران است؛ صدای گرم و سوخته حال و پرکشش و جذاب وی، راز ماندگاری رفیعی پس از نیم قرن است. دوره کاری "داریوش رفیعی" کوتاه بود، کمتر از هشت سال، ولی در همان مدت کوتاه تاثیری را گذاشت که تلاطمهای نیمقرن پرواقعه و پرآشوب در موسیقی ایران، نه تنها آن را کمرنگ نکرده، بلکه بر جلوه و جلای آن افزوده شده است.
بله متاسفانه عمر "داریوش رفیعی" بخاطر به دام افتادن در بلای اعتیاد و بیماری کزاز خیلی کوتاه بود و در ۳۱ سالگی در۲ بهمن ۱۳۳۷، حیات را بدرود گفت.
یادش گرامی و روحش شاد.🌹🌹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#یادمان
#موسیقی_ایرانی
#داریوش_رفیعی
داریوش رفیعی"، جوان خوش سیمای کرمانی، با صدایی محزون و گرفته و ظاهری آراسته؛ که از وضعیت مناسب مالی او خبر میداد، از خانواده ی بزرگ "لطفعلی خان رفیعی"، (نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی) بود که تحصیل خود را در زادگاهش، بم رها کرد و به تهران آمد تا به زعم خود خواننده ایی تمام عیار شود. ظاهرا امکانات و استعداد او برای این امر کافی به نظر می رسید، ولی روزگار، سرنوشت دیگری برایش تدارک دیده بود.
"رفیعی" در تهران از آموزش های استاد "جواد بدیع" زاده بهره گرفت و با او صمیمی شد، چنانکه یکی از اعضای خانواده ی او به شمار می رفت. خیلی زود به رادیو راه یافت و ابتدا با "مصطفی گرگین زاده" و بعد با "مجید وفادار" دوست شد و "وفادار" که در شناخت استعداد های جوان، استادی صاحب نظر بود، خواننده ی محبوب خود را در او یافت. صدای نرم و غمگین و پرشور او و ترانه هایی که گاه با الهام از الحان محلی می خواند، او را به عنوان محبوب ترین خواننده ی جوان در تهران سال های ۱۳۳۰ شناساند و شهرت و محبوبیت و ثروت زودرس "داریوش" جوان، ناخواسته زمینه های تباهی و جوانمرگی او را فراهم کرد.
"رفیعی" این اقبال را داشت که آهنگسازان بزرگ چون "مجید وفادار" و "پرویز یاحقی" و ترانه سرایان کاملی چون "نواب صفا" و "بیژن ترقی" با او همکاری کنند. صدای "داریوش"، هم بر روی ترانههای محلی مانند "مستانه" که شیرازی است، خوب مینشست و هم ترانههای عاشقانه که حالی و آنی ویژه میخواهد. شنیدن ترانههای عاشقانه، با صدای گرفتهی این جوان بیست و دو سه ساله، دل عاشقان را نیز به لرزه در میآورد.
یکی از این ترانهها "گلنار" نام داشت، که شعر آن را "کریم فکور" سروده، و "مجید وفادار" آهنگی در مایه ی دشتی بر روی آن گذاشته بود. قریب به اتفاق بزرگان موسیقی و ترانه، "داریوش رفیعی" را برای استعداد در فراگیری و توانایی القای احساسات درونی خود در ترانه، ستوده اند. جالب این که درون مایه و مضامین ترانه هایی که "داریوش رفیعی" خوانده است، بدون این که خود، سراینده کلام هیچ یک از آنها باشد، آینه ای از احوال روحی خواننده ی جوان و به نوعی زبان دل او می نماید.
"تورج نگهبان"، ترانهسرا و از اعضای شورای موسیقی رادیوی آن دوران میگوید: «با آن که صدای "داریوش"، چندان رسا و پر قدرت نبود، ولی"آن" ی در آن بود که کمیاب و تاثیر گذار است.»
"اسماعیل نواب صفا"، ترانهسرای مشهور نیز، گرفتگی و شور و حال ویژهی صدای "داریوش" را که از حالات درونی او سرچشمه میگرفت، سبب فرا گیر شدن ترانههایش میداند. او ضمن آن که بر تحریرهای کم آوازی او انگشت میگذارد، به دو نقطهی قوت او نیز اشاره میکند. گلویش، عقدههای درونش را به صدای پر کشش و پر جذبهاش منتقل میکرد. و ضرب شناسیاش که شرط اول ضربی خواندن است، خوب بود.
"داریوش رفیعی" صدای یک نسل از تارخ ایران است؛ صدای گرم و سوخته حال و پرکشش و جذاب وی، راز ماندگاری رفیعی پس از نیم قرن است. دوره کاری "داریوش رفیعی" کوتاه بود، کمتر از هشت سال، ولی در همان مدت کوتاه تاثیری را گذاشت که تلاطمهای نیمقرن پرواقعه و پرآشوب در موسیقی ایران، نه تنها آن را کمرنگ نکرده، بلکه بر جلوه و جلای آن افزوده شده است.
بله متاسفانه عمر "داریوش رفیعی" بخاطر به دام افتادن در بلای اعتیاد و بیماری کزاز خیلی کوتاه بود و در ۳۱ سالگی در۲ بهمن ۱۳۳۷، حیات را بدرود گفت.
یادش گرامی و روحش شاد.🌹🌹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
خورشیدی: چهار شنبه - ۲ بهمن ۱۳۹۸
قمری:الثلاثاء -جمادي الاولي ۱۴۴۱/۰۵/۲۶
January2020-01-22
برج فلکی: دلو
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
زبان حال عاشق گر دعایی دارد این دارد
که یارب مهربانگردان دل نامهربانش را
تحیرگلشن است اماکه دارد سیر اسرارش
خموشی بلبل است اماکه میفهمد زبانش را
#بیدل_دهلوی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها
#بهمن روز، روز #جشن_بهمنگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#امروز_در_تاریخ
◀️۱۳۳۱خ- ۶۶ سالگی سازمان تامین اجتماعی
دکتر محمد مصدق رئيس دولت وقت در یک اعلامیه تاریخی، دستور تاسيس فوري سازمان بيمه هاي اجتماعي را در ايران
(معادل سوشل سکیوریتی در آمریکا)
كه از ابتكارهاي وي به منظور تامين رفاه عمومي و رفع نگرانی در دوران پیری ـ با برخورداری از مزایای بازنشستگی ـ بشمار مي رود صادر كرد
سازمان تامین اجتماعی سال ۱۳۹۲ خبرساز شده بود و گزارش از ریخت و پاش های متعدد در آن داده شده می شد.
◀️۱۳۵۷خ -قطب زاده در پاریس طی مصاحبه ای اظهار کرد: سینماها باید باز باشند و روزنامه ها هرچه می خواهند بنویسند.
همه احزاب حتی مارکسیست ها می تواند تبلیغ کنند
◀️۱۳۵۷خ-شاه و فرح مصر را ترک کردند و به سوی مراکش پرواز کردند
◀️۱۳۵۳خ-آمریکا بار دیگر کشورهای عضو اوپک را تهدید به اشغال چاه های نفت نمود.
◀️۱۳۵۷خ-رمزی کلارک وزیر سابق دادگستری آمریکا در پاریس با امام ملاقات کرد.
◀️۱۳۲۴ خ- تاسیس جمهوری کردستان به رهبری قاضی محمد در شهر مهاباد
◀️۱۳۲۸خ- تأسيس بانك بازرگانی اولين بانك خصوصی ايران
◀️۱۹۵۳ م- محمد رضا شاه پهلوی نخستین تله اسکی ایران را میگشاید
◀️۱۰۰۱خ-پيام پاپ پل پنجم به شاه عباس
وی با هدف تشديد خصومت ميان ايران و عثماني، وعده هرگونه كمك از جمله كمك نظامي به شاه عباس داده بود. پاسخ شاه عباس به پيام پاپ، به دست گريگوری پانزدهم نرسيد(به دلیل فوت پاپ)
عباس گفته بود كه از پاپ انتظار دارد كه كشورهاي مسيحي را از ورود خودسرانه و با نيّت بد به خليج فارس نهی كند. فرستاده پاپ گفته بود كه در ضديت شاه عباس با دولت عثماني (به ويژه بر سر بين النهرين كه زيارتگاههاي شيعيان در آنجا هستند) ترديد ندارد، ولي گمان نمي رود كه به خاطر ما ـ مسيحيان ـ و هر زمان كه ما بخواهيم با عثماني وارد جنگ شود.
او مردي باهوش و آگاه، و از اوضاع اروپا كاملا باخبر است و مي داند كه در قبال مسائل خليج فارس، چگونه از يك دولت اروپايي بر ضد دولت ديگر استفاده كند.
◀️۱۹۰۵ م- یکشنبه خونین در سن پترزبورگ، آغاز انقلاب
◀️۱۹۶۸ م- آپولو ۵ با حمل ماهنشین آپولو، زمین را ترک میکند
◀️۱۹۷۰ م- بوئینگ ۷۴۷، اولین «جمبو جت» دنیا، به صورت تجاری وارد خطوط هوایی سراسری آمریکا میشود
◀️۱۹۸۴م - مکینتاش، اولین رایانه شخصی که موشواره و واسط گرافیکی کاربر داشت، معرفی شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۳۱۸-غلامحسین امیرخانی خوشنویس
آثار: دیوان حافظ، رسمالخط امیرخانی، آدابالخط امیرخانی، گلستان سعدی، رباعیات خیام، دیوان خواجوی کرمانی، صحیفه هستی، فرازهایی از شاهنامه، دوازده بند محتشم کاشانی، دیوان حافظ، منتخبی از غزلیات سعدی، سرو سایهفکن
🌿۱۳۲۲ - #خسرو_گلسرخی، شاعر
وی سال ۱۳۵۱ به اتهام طرح ترور ولیعهد بازداشت شد.
گلسرخی در دادگاهی که به صورت زنده پخش شد از عقاید مارکسیستی و انقلابی خود دفاع کرد.
با حکم دادگاه او و کرامتالله دانشیان اعدام شدند.
گلسرخی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا دفن شده است.
پس از انقلاب مجموعه اشعاری از او با نام «خستهتر از همیشه» و «ای سرزمین من» منتشر شد
🌿۱۳۲۹خ- #صادق_نوجوکی موسیقیدان و آهنگساز
🌿۱۵۶۱ م- (فرانسیس_بیکن، فیلسوف انگلیسی (م. ۱۶۲۶)
🌿۱۷۲۹ م- گوتهولد افرایم لسینگ، فیلسوف و نویسنده آلمانی (م. ۱۷۸۱)
🌿۱۷۸۸ م- لرد بایرون، نویسنده انگلیسی (م. ۱۸۲۴)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۳۷ خ- #داریوش_رفیعی، خواننده
🍂۱۳۴۳ خ- نظام وفا آرانی، شاعر ایرانی و استاد بزرگ نیما یوشیج
🍂۱۳۹۴ خ- ابوالحسن نجفی، زبانشناس ، مترجم و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سن ۸۶ سالگی درگذشت
🍂۱۳۱۲خ-عارف قزويني شاعر بزرگ معاصر در همدان در سن ۵۲ سالگي درگذشت و در كنار بقعه بوعلی سينا دفن گردید
🍂۱۳۷۰خ-علي امينی دکتر در اقتصاد، سياستمدار قديمی، وزیر دارایی و نخست وزير پيشين ايران در ۸۷ سالگی در فرانسه درگذشت.
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
خورشیدی: چهار شنبه - ۲ بهمن ۱۳۹۸
قمری:الثلاثاء -جمادي الاولي ۱۴۴۱/۰۵/۲۶
January2020-01-22
برج فلکی: دلو
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
زبان حال عاشق گر دعایی دارد این دارد
که یارب مهربانگردان دل نامهربانش را
تحیرگلشن است اماکه دارد سیر اسرارش
خموشی بلبل است اماکه میفهمد زبانش را
#بیدل_دهلوی
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#مناسبتها
#بهمن روز، روز #جشن_بهمنگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#امروز_در_تاریخ
◀️۱۳۳۱خ- ۶۶ سالگی سازمان تامین اجتماعی
دکتر محمد مصدق رئيس دولت وقت در یک اعلامیه تاریخی، دستور تاسيس فوري سازمان بيمه هاي اجتماعي را در ايران
(معادل سوشل سکیوریتی در آمریکا)
كه از ابتكارهاي وي به منظور تامين رفاه عمومي و رفع نگرانی در دوران پیری ـ با برخورداری از مزایای بازنشستگی ـ بشمار مي رود صادر كرد
سازمان تامین اجتماعی سال ۱۳۹۲ خبرساز شده بود و گزارش از ریخت و پاش های متعدد در آن داده شده می شد.
◀️۱۳۵۷خ -قطب زاده در پاریس طی مصاحبه ای اظهار کرد: سینماها باید باز باشند و روزنامه ها هرچه می خواهند بنویسند.
همه احزاب حتی مارکسیست ها می تواند تبلیغ کنند
◀️۱۳۵۷خ-شاه و فرح مصر را ترک کردند و به سوی مراکش پرواز کردند
◀️۱۳۵۳خ-آمریکا بار دیگر کشورهای عضو اوپک را تهدید به اشغال چاه های نفت نمود.
◀️۱۳۵۷خ-رمزی کلارک وزیر سابق دادگستری آمریکا در پاریس با امام ملاقات کرد.
◀️۱۳۲۴ خ- تاسیس جمهوری کردستان به رهبری قاضی محمد در شهر مهاباد
◀️۱۳۲۸خ- تأسيس بانك بازرگانی اولين بانك خصوصی ايران
◀️۱۹۵۳ م- محمد رضا شاه پهلوی نخستین تله اسکی ایران را میگشاید
◀️۱۰۰۱خ-پيام پاپ پل پنجم به شاه عباس
وی با هدف تشديد خصومت ميان ايران و عثماني، وعده هرگونه كمك از جمله كمك نظامي به شاه عباس داده بود. پاسخ شاه عباس به پيام پاپ، به دست گريگوری پانزدهم نرسيد(به دلیل فوت پاپ)
عباس گفته بود كه از پاپ انتظار دارد كه كشورهاي مسيحي را از ورود خودسرانه و با نيّت بد به خليج فارس نهی كند. فرستاده پاپ گفته بود كه در ضديت شاه عباس با دولت عثماني (به ويژه بر سر بين النهرين كه زيارتگاههاي شيعيان در آنجا هستند) ترديد ندارد، ولي گمان نمي رود كه به خاطر ما ـ مسيحيان ـ و هر زمان كه ما بخواهيم با عثماني وارد جنگ شود.
او مردي باهوش و آگاه، و از اوضاع اروپا كاملا باخبر است و مي داند كه در قبال مسائل خليج فارس، چگونه از يك دولت اروپايي بر ضد دولت ديگر استفاده كند.
◀️۱۹۰۵ م- یکشنبه خونین در سن پترزبورگ، آغاز انقلاب
◀️۱۹۶۸ م- آپولو ۵ با حمل ماهنشین آپولو، زمین را ترک میکند
◀️۱۹۷۰ م- بوئینگ ۷۴۷، اولین «جمبو جت» دنیا، به صورت تجاری وارد خطوط هوایی سراسری آمریکا میشود
◀️۱۹۸۴م - مکینتاش، اولین رایانه شخصی که موشواره و واسط گرافیکی کاربر داشت، معرفی شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
زادروزها
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿۱۳۱۸-غلامحسین امیرخانی خوشنویس
آثار: دیوان حافظ، رسمالخط امیرخانی، آدابالخط امیرخانی، گلستان سعدی، رباعیات خیام، دیوان خواجوی کرمانی، صحیفه هستی، فرازهایی از شاهنامه، دوازده بند محتشم کاشانی، دیوان حافظ، منتخبی از غزلیات سعدی، سرو سایهفکن
🌿۱۳۲۲ - #خسرو_گلسرخی، شاعر
وی سال ۱۳۵۱ به اتهام طرح ترور ولیعهد بازداشت شد.
گلسرخی در دادگاهی که به صورت زنده پخش شد از عقاید مارکسیستی و انقلابی خود دفاع کرد.
با حکم دادگاه او و کرامتالله دانشیان اعدام شدند.
گلسرخی در قطعه ۳۳ بهشت زهرا دفن شده است.
پس از انقلاب مجموعه اشعاری از او با نام «خستهتر از همیشه» و «ای سرزمین من» منتشر شد
🌿۱۳۲۹خ- #صادق_نوجوکی موسیقیدان و آهنگساز
🌿۱۵۶۱ م- (فرانسیس_بیکن، فیلسوف انگلیسی (م. ۱۶۲۶)
🌿۱۷۲۹ م- گوتهولد افرایم لسینگ، فیلسوف و نویسنده آلمانی (م. ۱۷۸۱)
🌿۱۷۸۸ م- لرد بایرون، نویسنده انگلیسی (م. ۱۸۲۴)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۳۷ خ- #داریوش_رفیعی، خواننده
🍂۱۳۴۳ خ- نظام وفا آرانی، شاعر ایرانی و استاد بزرگ نیما یوشیج
🍂۱۳۹۴ خ- ابوالحسن نجفی، زبانشناس ، مترجم و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سن ۸۶ سالگی درگذشت
🍂۱۳۱۲خ-عارف قزويني شاعر بزرگ معاصر در همدان در سن ۵۲ سالگي درگذشت و در كنار بقعه بوعلی سينا دفن گردید
🍂۱۳۷۰خ-علي امينی دکتر در اقتصاد، سياستمدار قديمی، وزیر دارایی و نخست وزير پيشين ايران در ۸۷ سالگی در فرانسه درگذشت.
@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲ بهمن سالروز درگذشت #داریوش_رفیعی
( زاده ۴ دی ۱۳۰۶ بم – درگذشته ۲ بهمن ۱۳۳۷ بم ) خواننده
داریوش رفیعی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر، در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع : شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع : گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
او همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
وی در اوج شهرت بر اثر تزریق آمپول آلوده، به کزاز مبتلا شد و سرانجام در ۳۱ سالگی درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
برخی آثار معروف وی عبارتست از:
بسوی تو
سلسله موی دوست
نیش و نوش
جگرم
الهی
آه سحر
یار نازنین (دوصدایی با الهه)
یار سیه چشم (دوصدایی با الهه) ۲ اجرا
بیم و امید (دوصدایی با الهه)
ملکه گلها (دوصدایی با الهه)
عاشق زار
کاروان عمر
لاله رو
زلف پریشان
پریشان
بازار جوانی
نازنین
مستانه
حال ما را چه پرسی
های گل ۱
های گل۲
های گل۳
شب رؤیایی (افسانه شب)
واویلا
دشتستانی
هما
گلنار
لشکرغم
شیرین
نوری جان
شکوه عاشق
حسن گل
خوبان عالم
مرگ عشاق
باد بهاری
زهره
باد صبا
عمر عاشقی
سخنی با دوست
عاشق سرگردان
پیام آشنا
دو زولفونت۱
دو زولفونت۲
شب انتظار
رشته یاری
گلستان ویران
دام ره بلا
ساقی
هستی سوز
گل
بیا تا گل برافشانیم
شمشیر جفا
دلبرا
خبرازعشق (غم عشق)
شب
محفل مستی
صیاد و دانه
تنها تویی۱
تنها تویی۲
من کیم
خنده عاشق
دل دیوانه
خلوتگه خیال
آندوست (آواز)
بخت آیینه ندارم
ساغر بی می
روز وصال
خواب وخیال
ره دل
سودا زده
زلف بر باد مده
کاردل
زلف
خنده به لب
ای ماه
راز شمع
صدای آشنا
آن سرو که گویند
گناه عشق
صورتگر نقاش
همچنان آسمان
گاهی به نگاهی
شب جدایی
یک شاخه گل
وعده وصال
ماه سرگردان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲ بهمن سالروز درگذشت #داریوش_رفیعی
( زاده ۴ دی ۱۳۰۶ بم – درگذشته ۲ بهمن ۱۳۳۷ بم ) خواننده
داریوش رفیعی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر، در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع : شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع : گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
او همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
وی در اوج شهرت بر اثر تزریق آمپول آلوده، به کزاز مبتلا شد و سرانجام در ۳۱ سالگی درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
برخی آثار معروف وی عبارتست از:
بسوی تو
سلسله موی دوست
نیش و نوش
جگرم
الهی
آه سحر
یار نازنین (دوصدایی با الهه)
یار سیه چشم (دوصدایی با الهه) ۲ اجرا
بیم و امید (دوصدایی با الهه)
ملکه گلها (دوصدایی با الهه)
عاشق زار
کاروان عمر
لاله رو
زلف پریشان
پریشان
بازار جوانی
نازنین
مستانه
حال ما را چه پرسی
های گل ۱
های گل۲
های گل۳
شب رؤیایی (افسانه شب)
واویلا
دشتستانی
هما
گلنار
لشکرغم
شیرین
نوری جان
شکوه عاشق
حسن گل
خوبان عالم
مرگ عشاق
باد بهاری
زهره
باد صبا
عمر عاشقی
سخنی با دوست
عاشق سرگردان
پیام آشنا
دو زولفونت۱
دو زولفونت۲
شب انتظار
رشته یاری
گلستان ویران
دام ره بلا
ساقی
هستی سوز
گل
بیا تا گل برافشانیم
شمشیر جفا
دلبرا
خبرازعشق (غم عشق)
شب
محفل مستی
صیاد و دانه
تنها تویی۱
تنها تویی۲
من کیم
خنده عاشق
دل دیوانه
خلوتگه خیال
آندوست (آواز)
بخت آیینه ندارم
ساغر بی می
روز وصال
خواب وخیال
ره دل
سودا زده
زلف بر باد مده
کاردل
زلف
خنده به لب
ای ماه
راز شمع
صدای آشنا
آن سرو که گویند
گناه عشق
صورتگر نقاش
همچنان آسمان
گاهی به نگاهی
شب جدایی
یک شاخه گل
وعده وصال
ماه سرگردان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#بخوانیم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ دی زادروز #داریوش_رفیعی
( زاده ۴ دی ۱۳۰۶ بم – درگذشته ۲ بهمن ۱۳۳۷ بم ) خواننده
داریوش رفیعی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر، در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع : شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع : گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
او همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
وی در اوج شهرت بر اثر تزریق آمپول آلوده، به کزاز مبتلا شد و سرانجام در ۳۱ سالگی درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
برخی آثار معروف وی عبارتست از:
بسوی تو
سلسله موی دوست
نیش و نوش
جگرم
الهی
آه سحر
یار نازنین (دوصدایی با الهه)
یار سیه چشم (دوصدایی با الهه) ۲ اجرا
بیم و امید (دوصدایی با الهه)
ملکه گلها (دوصدایی با الهه)
عاشق زار
کاروان عمر
لاله رو
زلف پریشان
پریشان
بازار جوانی
نازنین
مستانه
حال ما را چه پرسی
های گل ۱
های گل۲
های گل۳
شب رؤیایی (افسانه شب)
واویلا
دشتستانی
هما
گلنار
لشکرغم
شیرین
نوری جان
شکوه عاشق
حسن گل
خوبان عالم
مرگ عشاق
باد بهاری
زهره
باد صبا
عمر عاشقی
سخنی با دوست
عاشق سرگردان
پیام آشنا
دو زولفونت۱
دو زولفونت۲
شب انتظار
رشته یاری
گلستان ویران
دام ره بلا
ساقی
هستی سوز
گل
بیا تا گل برافشانیم
شمشیر جفا
دلبرا
خبرازعشق (غم عشق)
شب
محفل مستی
صیاد و دانه
تنها تویی۱
تنها تویی۲
من کیم
خنده عاشق
دل دیوانه
خلوتگه خیال
آندوست (آواز)
بخت آیینه ندارم
ساغر بی می
روز وصال
خواب وخیال
ره دل
سودا زده
زلف بر باد مده
کاردل
زلف
خنده به لب
ای ماه
راز شمع
صدای آشنا
آن سرو که گویند
گناه عشق
صورتگر نقاش
همچنان آسمان
گاهی به نگاهی
شب جدایی
یک شاخه گل
وعده وصال
ماه سرگردان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۴ دی زادروز #داریوش_رفیعی
( زاده ۴ دی ۱۳۰۶ بم – درگذشته ۲ بهمن ۱۳۳۷ بم ) خواننده
داریوش رفیعی فرزند لطفعلی رفیعی، نماینده مردم بم در مجلس شورای ملی بود. پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در همان شهر، در جوانی بهخاطر موسیقی، تحصیل را در بم نیمهکاره گذاشت و به تهران آمد.
در تهران ابتدا با مصطفی گرگین زاده و سپس با مجید وفادار آشنا شد که حاصل آشنایی داریوش رفیعی با مجید وفادار ضبط ترانههایی مشهور مانند: «زهره» , «شب انتظار» با مطلع : شب به گلستان تنها منتظرت بودم، «گلنار» با مطلع : گلنار، گلنار، کجایی که از غمت ناله میکند، عاشق وفادار... و بسیاری ترانه مشهور دیگر شد.
او همچنین با جواد بدیعزاده خواننده مشهور ایرانی نیز آشنا بود، به طوری که تقریباً عضو دائمی خانواده او بود.
وی در اوج شهرت بر اثر تزریق آمپول آلوده، به کزاز مبتلا شد و سرانجام در ۳۱ سالگی درگذشت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد.
مجموعه آثار او با نام «کاروان عمر» به کوشش شهرام آقایی پور در سال ۱۳۸۷ به چاپ رسیدهاست.
برخی آثار معروف وی عبارتست از:
بسوی تو
سلسله موی دوست
نیش و نوش
جگرم
الهی
آه سحر
یار نازنین (دوصدایی با الهه)
یار سیه چشم (دوصدایی با الهه) ۲ اجرا
بیم و امید (دوصدایی با الهه)
ملکه گلها (دوصدایی با الهه)
عاشق زار
کاروان عمر
لاله رو
زلف پریشان
پریشان
بازار جوانی
نازنین
مستانه
حال ما را چه پرسی
های گل ۱
های گل۲
های گل۳
شب رؤیایی (افسانه شب)
واویلا
دشتستانی
هما
گلنار
لشکرغم
شیرین
نوری جان
شکوه عاشق
حسن گل
خوبان عالم
مرگ عشاق
باد بهاری
زهره
باد صبا
عمر عاشقی
سخنی با دوست
عاشق سرگردان
پیام آشنا
دو زولفونت۱
دو زولفونت۲
شب انتظار
رشته یاری
گلستان ویران
دام ره بلا
ساقی
هستی سوز
گل
بیا تا گل برافشانیم
شمشیر جفا
دلبرا
خبرازعشق (غم عشق)
شب
محفل مستی
صیاد و دانه
تنها تویی۱
تنها تویی۲
من کیم
خنده عاشق
دل دیوانه
خلوتگه خیال
آندوست (آواز)
بخت آیینه ندارم
ساغر بی می
روز وصال
خواب وخیال
ره دل
سودا زده
زلف بر باد مده
کاردل
زلف
خنده به لب
ای ماه
راز شمع
صدای آشنا
آن سرو که گویند
گناه عشق
صورتگر نقاش
همچنان آسمان
گاهی به نگاهی
شب جدایی
یک شاخه گل
وعده وصال
ماه سرگردان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
#فرزندم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
#فرزندم
با کسی دوست شو که #کتاب بخواند. کسی که پولش را به جای دود و دم و مشروب، خرج کتاب کند.
دوستی که در سوگ گُل ممدِ #کلیدر گریسته باشد و
در خیالش با مارال به خواب رفته باشد.
کسی که همسایه های #احمد محمود را بخواهد که بخواند.
دوستی که جای خالی سلوچ
،ِ کافه پیانو ، عزاداران بَیَل را بخواند.
کسی که سولمازِ آتش بدون دود را تا خانه بخت همراهی کرده
بامدادِ خمار و شوهر آهو خانم،ِ بوف کور #صادق هدایت، شازده احتجابِ #گلشیری را بخواند و سمفونی مردگانِ #معروفی را با دل و جان گوش کند.
کسی که تنگسیر، #صادق چوبک و چشم هایش #بزرگ علوی و در درازنای شبِ #میرصادقی وسووشون #سیمین #دانشور را نظاره کند.
مدیر مدرسه اش #جلال آل احمد باشد و داستان یک شهر را از زبان #احمد محمود شنیده و در کافه نادری رضا قیصریه به ملکوت #بهرام صادقی برسد.
با کسی دوست شو که کارتِ کتابخانه اش از کارت عابر بانکِ والدینش برایش ارزشمندتر باشد.
تشخيص اش سخت نيست، حتماً در کیفش بجای فندک و انبوه لوازم آرایش، کتابی برای خواندن و بجای صحبت از آخرین مدل پورشه و تیپ فلان خواننده و هنرپیشه از آخرین کتاب هایی که وارد بازار نشر شده اند، حرف می زند.
کسی که وقتش بجای کافی شاپ ها و متر کردن خیابان ها، در کتابخانه ها و کتابفروشی ها بگذرد.
کسی که یک غزل #حافظ زنده اش کند و برای تماشایِ سرو سیمین #سعدی سرش را بر باد بدهد و با دوبیتی های #خیام دلش روشن شود.
کسی که سوار بر شبدیزِ #خسرو همراه با #لیلی و #مجنون به جشن #شیرین و #فرهادِ #نظامی برود.
با کسی دوست شو که بر داغ #سهراب جوانمرگ گریسته و رستم #شاهنامه را بر جومونگ تلویزیون ترجیح دهد و برای فرزند همسایه شان دعایِ #فردوسی بزرگ را بخواند:
سیه نرگسانت پر از شرم باد
رخانت همیشه پر آرزم باد
کسی که در جستجوی خورشید شمس همراه با #مولانا از بلخ تا قونیه سفر کرده و در خلوتِ کیمیا خاتون #سماع کرده باشد.
فرزندم؛
با جوانی دوست شو که فریاد آی آدم های #نیما را شنیده و آیدا را در آیینه #شاملو دیده باشد.
کسی که #آرش کمانگیرِ #سیاوش کسرایی را به رویِ خار و خاراسنگ خوانده و در یک شب مهتابی با #مشیری باز از آن کوچه گذشته و اشکی در گذرگاه تاریخ ریخته باشد.
کسی که سوار بر اسب سپید وحشی #منوچهر آتشی از کوچه باغ های نیشابور #شفیعی #کدکنی گذشته تا به سرای بی کسیِ #ابتهاج برسد...
با کسی دوست شو که در سرمای زمستانِ #اخوان با قاصدک، نرم و آهسته به سراغ #سهراب سپهری رفته باشد تا با #فروغ تولدی دیگر پیدا کند و تا شقایق هست زندگی کند...
کسی که با یاد ایام،یادی از نوایِ #شجریان کند و ماهور شجریان با دلش بیداد کرده باشد.
کسی که الهه نازِ #بنان و گلنار و زهره #داریوش رفیعی را دوست داشته و آواز #قمر، مرغ جانش را به پرواز در آورد.
کسی که تار #شهناز و #لطفی زخمه بر دلش بزند ، بانگ نی #کسایی و #موسوی آتش به جانش افکند و با سه تار #ذوالفنون و ساز #یاحقی شهنوازی کند.
با کسی دوست شو که شخص را مانند بت پرستش نکند پرستش از ان خداست ان هم اگاهانه نه کور کورانه .
با کسی دوست شو که در موبایلش بجای صد نوع گیم،صد کتاب صوتی باشد و اگر جایی به انتظار نشست، انتظارش را با صد سال تنهایی #مارکز پُر
کند و با بیگانه #آلبر کامو، بیگانه نباشد...
کسی که در اوج جنگ با #آناکارنینا در اندیشه صلح با #تولستوی باشد.
کسی که #داستایوسکی و برادران #کارامازوف را بخاطر جنایت یک ابله، مکافات نکند و هستی و نیستی اش را
تقدیم #سارتر کند.
فرزند عزیزم؛
با کسی باش که پرورش عضلات مغزش را مهم تر از عضلات بدنش با تزریق آمپول بداند.
کسی که برای بدست آوردن محبوبش مبارزه می کند ،
اما هیچ عشقی را گدایی نمی کند...!
فردی که شرم را در نگاه خود جستجو می کند.
با کسی که بداند راه موفقیت ، با شکست سنگفرش شده و با هر شکست،محکمتر از قبل کنارت می ماند.
کسی که آرزو نکند مشکلاتش آسان شوند، بلکه تلاش کند که توانش افزونی یابد.
کسی كه حتی در اوج اندوه ، #تبسم را فراموش نکند و کلامش تسکینی باشد برای دوزخیان روی زمین.
فرزند عزیزم؛
اگر با کسی دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
لازم نیست دوستِ تو
شاگرد اول کلاس باشد.
کافیست فقط #کتابخوان باشد.
چون کسی که کتابخوان است یک روز
درس خوان هم می شود، اما خیلی از درس خوان ها هرگز کتابخوان نخواهند شد.
با کسی دوست شو که بوی کتاب بدهد.
کسی که عطر و ادکلنش بویِ خوش
کتاب باشد.....
بوی
خوشِ
کتاب...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity