🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ آبان زادروز #بهمن_یزدیصمدی
( زاده ۹ آبان ۱۳۱۶ قصرشیرین ) دکتری ژنتیک و اصلاح نباتات
صمدی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرمانشاه به پایان رساند و در سال ۱۳۳۶ وارد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران شد. او پس از گرفتن لیسانس در رشته کشاورزی عمومی، در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیل عازم ایالات متحده شد و در دانشگاه کالیفرنیا دوره فوقلیسانس و دکتری خود را به ترتیب در رشته اگرونومی و ژنتیک و اصلاح نباتات در سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۶ به پایان رساند و یکسال نیز در دانشگاه کالیفرنیا دوره فوقدکتری را طی کرد. وی در سال ۱۳۴۷ به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران "دانشکده کشاورزی" به عنوان استادیار مشغول کار شد. او در سال ۱۳۵۲ به مرتبه دانشیاری ارتقا یافت. در سال تحصیلی ۵۳ --۵۴ دوباره عازم آمریکا شد و یکسال در دانشگاه ایلینوی دوره فوقدکتری را طی کرد. وی پس از انقلاب در سمت معاون تحقیقاتی و آموزشی وزارت کشاورزی، از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲ و سپس در سمت رییس دانشگاه تهران از ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ خدمت کرد.
او در حال حاضر مسئولیت سرپرستی گروه برنامهریزی کشاورزی شورایعالی انقلاب فرهنگی را عهدهدار است و از سال ۱۳۶۹ بهعنوان عضو پیوسته فرهنگستان علوم و در سمت رییس گروه علوم کشاورزی مشغول خدمت است. از جمله فعالیتهای علمی دکتر یزدی صمدی، حدود ۱۵ مقاله علمی بهزبان فارسی و ۱۵ مقاله بهزبان انگلیسی، در مجلات بینالمللی و تهیه جزوات درسی در ژنتیک، اصلاح نباتات و طرحهای آزمایشی برای دانشجویان، راهنمایی و مشاوره بیش از چهل رساله فوقلیسانس و دکتری در رشتههای کشاورزی و تألیف کتاب اصلاح نباتات زراعی است. وی در چهل کنگره، سمینار و سمپوزیوم علمی داخلی و خارجی شرکت کرده و مقاله ارائه داده است و تعداد زیادی طرحهای تحقیقاتی را به پایان رسانده و جوایز بهترین تحقیق و بهترین مقاله را از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و از دانشگاه تهران دریافت داشته است و در حال حاضر به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران مشغول خدمت است.
او جزو ۹ نفر هیئت امنای دانشگاه آزاد است که در زمان تغییرات بعد از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و جداشدن دکتر فرهاد دانشجو از ریاست دانشگاه آزاد و ورود دکتر میرزاده، به همراه پنج نفر دیگر به این تغییر و تحول رای مثبت داده بود .
آثار:
- اصلاح نباتات زراعی
- اصول تولید گیاهان زراعی
- طرح های آماری در پژوهشهای کشاورزی
- فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی
- و نگارش مقالات فراوان و چندین کتاب دیگر در زمینه علوم کشاورزی
افتخارات:
‐ سهبار برنده كتاب سال ايران
‐ از طرف دانشگاه تهران به عنوان استاد ممتاز.
‐ از طريق وزارت علوم به عنوان استاد نمونه.
‐ در سال ۱۳۷۶ محقق برجسته دانشگاه تهران
‐ در سال ۱۳۸۰ به عنوان چهره ماندگار
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ آبان زادروز #بهمن_یزدیصمدی
( زاده ۹ آبان ۱۳۱۶ قصرشیرین ) دکتری ژنتیک و اصلاح نباتات
صمدی تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرمانشاه به پایان رساند و در سال ۱۳۳۶ وارد دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران شد. او پس از گرفتن لیسانس در رشته کشاورزی عمومی، در سال ۱۳۴۱ برای ادامه تحصیل عازم ایالات متحده شد و در دانشگاه کالیفرنیا دوره فوقلیسانس و دکتری خود را به ترتیب در رشته اگرونومی و ژنتیک و اصلاح نباتات در سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۶ به پایان رساند و یکسال نیز در دانشگاه کالیفرنیا دوره فوقدکتری را طی کرد. وی در سال ۱۳۴۷ به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران "دانشکده کشاورزی" به عنوان استادیار مشغول کار شد. او در سال ۱۳۵۲ به مرتبه دانشیاری ارتقا یافت. در سال تحصیلی ۵۳ --۵۴ دوباره عازم آمریکا شد و یکسال در دانشگاه ایلینوی دوره فوقدکتری را طی کرد. وی پس از انقلاب در سمت معاون تحقیقاتی و آموزشی وزارت کشاورزی، از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲ و سپس در سمت رییس دانشگاه تهران از ۱۳۶۲ تا ۱۳۶۴ خدمت کرد.
او در حال حاضر مسئولیت سرپرستی گروه برنامهریزی کشاورزی شورایعالی انقلاب فرهنگی را عهدهدار است و از سال ۱۳۶۹ بهعنوان عضو پیوسته فرهنگستان علوم و در سمت رییس گروه علوم کشاورزی مشغول خدمت است. از جمله فعالیتهای علمی دکتر یزدی صمدی، حدود ۱۵ مقاله علمی بهزبان فارسی و ۱۵ مقاله بهزبان انگلیسی، در مجلات بینالمللی و تهیه جزوات درسی در ژنتیک، اصلاح نباتات و طرحهای آزمایشی برای دانشجویان، راهنمایی و مشاوره بیش از چهل رساله فوقلیسانس و دکتری در رشتههای کشاورزی و تألیف کتاب اصلاح نباتات زراعی است. وی در چهل کنگره، سمینار و سمپوزیوم علمی داخلی و خارجی شرکت کرده و مقاله ارائه داده است و تعداد زیادی طرحهای تحقیقاتی را به پایان رسانده و جوایز بهترین تحقیق و بهترین مقاله را از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و از دانشگاه تهران دریافت داشته است و در حال حاضر به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران مشغول خدمت است.
او جزو ۹ نفر هیئت امنای دانشگاه آزاد است که در زمان تغییرات بعد از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری و جداشدن دکتر فرهاد دانشجو از ریاست دانشگاه آزاد و ورود دکتر میرزاده، به همراه پنج نفر دیگر به این تغییر و تحول رای مثبت داده بود .
آثار:
- اصلاح نباتات زراعی
- اصول تولید گیاهان زراعی
- طرح های آماری در پژوهشهای کشاورزی
- فرهنگ کشاورزی و منابع طبیعی
- و نگارش مقالات فراوان و چندین کتاب دیگر در زمینه علوم کشاورزی
افتخارات:
‐ سهبار برنده كتاب سال ايران
‐ از طرف دانشگاه تهران به عنوان استاد ممتاز.
‐ از طريق وزارت علوم به عنوان استاد نمونه.
‐ در سال ۱۳۷۶ محقق برجسته دانشگاه تهران
‐ در سال ۱۳۸۰ به عنوان چهره ماندگار
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ آبان سالروز درگذشت #بهمن_علا_الدین
( زاده ۲۰ مهر ۱۳۱۹ مسجدسلیمان -- درگذشته ۱۳ آبان ۱۳۸۵ کرج )
آهنگساز، ترانهسرا و خواننده محلی بختیاری
بهمن علاءالدین "مشهور به مسعود بختیاری" از خانوادهای پرجمعیت و سُنتی از تیره زیلاییِ طایفه بهداروند و از زیرشاخههای هفت لنگ بختیاری است.
او تا سال ۱۳۴۰ دبیرستان را در مسجدسلیمان به پایان برد و به خدمت آموزش و پرورش درآمد و در کسوت آموزگاری بازنشسته شد.
از سال ۱۳۵۰ در کنار آموزگاری، همکاری خود را با رادیو اهواز آغاز کرد و با همراهی منصور قنادپور، نوازنده سنتور که شیوه نوازندگیاش از استاد پایور تاثیر گرفته بود، آثاری را به دوگویش فارسی و بختیاری ارائه داد.
پس از انقلاب، با عطاجنگوک آشنا شد. جنگوک، بختیاری نبود اما زادگاهش شهر لار، از نظر فرهنگی و قومی شباهت بسیاری به فرهنگ بختیاریها داشت.
در سال ۱۳۶۵ نخستین نوار شرکتی وی با نام "مالکنون" با آهنگ جنگوک به بازار موسیقی آمد.
این اثر در حدود ۲۰ سال از زمان تولید و انتشار اولیهاش همواره در رتبه اول فروش نوارهای بختیاری در ایران بود. به عقیده بعضی از کارشناسان موسیقی، آلبوم مالکنون، از موفقترین آثار موسیقی محلی در ایران بهشمار میآید.
۶ سال بعد دومین کار او با نام "هیجار" و با آهنگ و تنظیم جنگوگ روانه بازار شد.
پس از این دو اثر ، سه اثر دیگر به نامهای "آستارَه"، "بَراَفتَو" و "تاراز" را با کمترین تعداد نوازنده به علاقهمندان موسیقی بختیاری ارائه داد.
همپای همیشگی وی در اکثر نوارها و کنسرتها، علیحافظی نوازنده توانای نی بختیاری بوده است.
علاءالدین موسیقی بختیاری را عمیقاً درک کرده بود و قادر بود صورت متفاوتی از نسخه اصلی آن را به مخاطبان ارائه دهد؛ به طوری که نه خشونت آوازهای وحشی را داشته باشد و نه چنان رنگ و لعاب شهری به خود بگیرد که دیگر نتوان آن را موسیقی قومی و محلی نامید.
دقت نظر او یکی از عوامل توفیقش در جذب مخاطب بود. او به جای اینکه در فرهنگهای دیگر به دنبال ملودی بگردد و یا خود به ساختن ملودیهای ضعیف بپردازد، از نغمه های بومی نهفته در صدای ساز توشمالهای بختیاری بهره میبرد.
وی علاوه بر آواز خوانی، ذوق آهنگسازی و ترانهسرایی نیز داشت و بسیاری از ترانههای ماندگار وی زاییده ذهن خلاق و هنر خود اوست که میتوان به ترانه "تنگ بلور" که در سال ۱۳۵۱ با همراهی ارکستر رادیو اهواز به سرپرستی منصور قنادپور اجرا شد، اشاره کرد.
تاثیر زندگی در دل طبیعت از واژگانی که در شعرهایش استفاده میکرد کاملا مشهود بود؛ واژگانی مثل:
مَه (ماه)
اَفتَو (آفتاب)
آستارَه (ستاره)
کَوْگ (کبک)
اَوْر (ابر)
تَش (آتش)
کُهْ (کوه)
بارون و بسیاری واژههای دیگر.
از دیگر آثارش می توان به موارد زیر اشاره کرد:
_اجرای موسیقی بختیاری با گروه مستان در اهواز
_بَهیگ
_گُلهای کاغذی
_دَنگ و فَنگ
_ویر
مسعود بختیاری هیچ گاه ازدواج نکرد و پس از بازنشستگی در سال ۱۳۷۹ به جمع خانواده خواهرش در کرج پیوست و از حضور در مجالس هنری دوری میجست و سرانجام در ۶۶ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۳ آبان سالروز درگذشت #بهمن_علا_الدین
( زاده ۲۰ مهر ۱۳۱۹ مسجدسلیمان -- درگذشته ۱۳ آبان ۱۳۸۵ کرج )
آهنگساز، ترانهسرا و خواننده محلی بختیاری
بهمن علاءالدین "مشهور به مسعود بختیاری" از خانوادهای پرجمعیت و سُنتی از تیره زیلاییِ طایفه بهداروند و از زیرشاخههای هفت لنگ بختیاری است.
او تا سال ۱۳۴۰ دبیرستان را در مسجدسلیمان به پایان برد و به خدمت آموزش و پرورش درآمد و در کسوت آموزگاری بازنشسته شد.
از سال ۱۳۵۰ در کنار آموزگاری، همکاری خود را با رادیو اهواز آغاز کرد و با همراهی منصور قنادپور، نوازنده سنتور که شیوه نوازندگیاش از استاد پایور تاثیر گرفته بود، آثاری را به دوگویش فارسی و بختیاری ارائه داد.
پس از انقلاب، با عطاجنگوک آشنا شد. جنگوک، بختیاری نبود اما زادگاهش شهر لار، از نظر فرهنگی و قومی شباهت بسیاری به فرهنگ بختیاریها داشت.
در سال ۱۳۶۵ نخستین نوار شرکتی وی با نام "مالکنون" با آهنگ جنگوک به بازار موسیقی آمد.
این اثر در حدود ۲۰ سال از زمان تولید و انتشار اولیهاش همواره در رتبه اول فروش نوارهای بختیاری در ایران بود. به عقیده بعضی از کارشناسان موسیقی، آلبوم مالکنون، از موفقترین آثار موسیقی محلی در ایران بهشمار میآید.
۶ سال بعد دومین کار او با نام "هیجار" و با آهنگ و تنظیم جنگوگ روانه بازار شد.
پس از این دو اثر ، سه اثر دیگر به نامهای "آستارَه"، "بَراَفتَو" و "تاراز" را با کمترین تعداد نوازنده به علاقهمندان موسیقی بختیاری ارائه داد.
همپای همیشگی وی در اکثر نوارها و کنسرتها، علیحافظی نوازنده توانای نی بختیاری بوده است.
علاءالدین موسیقی بختیاری را عمیقاً درک کرده بود و قادر بود صورت متفاوتی از نسخه اصلی آن را به مخاطبان ارائه دهد؛ به طوری که نه خشونت آوازهای وحشی را داشته باشد و نه چنان رنگ و لعاب شهری به خود بگیرد که دیگر نتوان آن را موسیقی قومی و محلی نامید.
دقت نظر او یکی از عوامل توفیقش در جذب مخاطب بود. او به جای اینکه در فرهنگهای دیگر به دنبال ملودی بگردد و یا خود به ساختن ملودیهای ضعیف بپردازد، از نغمه های بومی نهفته در صدای ساز توشمالهای بختیاری بهره میبرد.
وی علاوه بر آواز خوانی، ذوق آهنگسازی و ترانهسرایی نیز داشت و بسیاری از ترانههای ماندگار وی زاییده ذهن خلاق و هنر خود اوست که میتوان به ترانه "تنگ بلور" که در سال ۱۳۵۱ با همراهی ارکستر رادیو اهواز به سرپرستی منصور قنادپور اجرا شد، اشاره کرد.
تاثیر زندگی در دل طبیعت از واژگانی که در شعرهایش استفاده میکرد کاملا مشهود بود؛ واژگانی مثل:
مَه (ماه)
اَفتَو (آفتاب)
آستارَه (ستاره)
کَوْگ (کبک)
اَوْر (ابر)
تَش (آتش)
کُهْ (کوه)
بارون و بسیاری واژههای دیگر.
از دیگر آثارش می توان به موارد زیر اشاره کرد:
_اجرای موسیقی بختیاری با گروه مستان در اهواز
_بَهیگ
_گُلهای کاغذی
_دَنگ و فَنگ
_ویر
مسعود بختیاری هیچ گاه ازدواج نکرد و پس از بازنشستگی در سال ۱۳۷۹ به جمع خانواده خواهرش در کرج پیوست و از حضور در مجالس هنری دوری میجست و سرانجام در ۶۶ سالگی درگذشت و در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ آبان سالروز درگذشت #بهمن_بوستان
( زاده سال ۱۳۱۴ -- درگذشته ۲۷ آبان ۱۳۹۳ تهران ) ادیب و پژوهشگر
بوستان پژوهشگر در زمینه لغت فارسی و موسیقی سنتی ایرانی و فرهنگ و فولکلور و عضو سابق هیئت مدیره کانون پژوهشگران خانه موسیقی بود.
وی فرزند مجدالعلی بوستان نویسنده و محقق ادبیات فارسی و نوه محمدحسن وحید دستگردی ادیب و شاعر دوران مشروطه است.
او تحصیلات اولیه را در تهران گذراند و در سالهای دهه چهل پس از فارغالتحصیل شدن در رشته ادبیات فارسی به عنوان یکی از دستیاران دکتر محمد معین در تدوین و گردآوری لغت برای فرهنگ معین و لغتنامه دهخدا با این چهره نامی ادبیات ایران همکاری کرد و سالها پژوهشگر حوزه موسیقی و ادبیات بود. بوستان همزمان با همکاری با دکتر معین به نوشتن مقاله و یادداشت برای نشریات ادبی و فرهنگی میپرداخت.
او به صورت حرفهای کوهنوردی میکرد و در دهه چهل عضو هیئت غارشناسان ایران شد و در همان سالها به استخدام سازمان رادیو و تلویزیون درآمد و به همکاری با این نهاد پرداخت. نگارش یادداشت و مقاله در نشریاتی چون کلک و ادبستان از دیگر فعالیتهای وی به شمار میرود. در سالهای اولیه دهه هفتاد بانی برگزاری جشنواره هفت اورنگ شد که با همکاری محمدرضا درویشی در تالار اندیشه و با حضور چهرههای نامی موسیقی سنتی و نواحی ایران برگزار شد. در کنار این جشنواره، او کتاب هفت اورنگ را با همکاری درویشی منتشر کرد.
بوستان پژوهشهای گستردهای نیز در زمینه موسیقی زورخانه و ورزشهای باستانی انجام داد و در توسعه این ورزش نقشی تعیینکننده داشت. او در سالهای اولیه دهه هشتاد به عنوان عضو کانون پژوهشگران خانه موسیقی انتخاب و چند سالی در این سمت ادامه فعالیت داد.
وی از حافظهای قوی برخوردار بود و تبارشناسی او از اهل فرهنگ و هنر و به خصوص اهالی موسیقی زبانزد این مجموعه بود.
او در سالهای پایانی عمر بیمار و خانهنشین شد و سرانجام در ۷۹ سالگی درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۷ آبان سالروز درگذشت #بهمن_بوستان
( زاده سال ۱۳۱۴ -- درگذشته ۲۷ آبان ۱۳۹۳ تهران ) ادیب و پژوهشگر
بوستان پژوهشگر در زمینه لغت فارسی و موسیقی سنتی ایرانی و فرهنگ و فولکلور و عضو سابق هیئت مدیره کانون پژوهشگران خانه موسیقی بود.
وی فرزند مجدالعلی بوستان نویسنده و محقق ادبیات فارسی و نوه محمدحسن وحید دستگردی ادیب و شاعر دوران مشروطه است.
او تحصیلات اولیه را در تهران گذراند و در سالهای دهه چهل پس از فارغالتحصیل شدن در رشته ادبیات فارسی به عنوان یکی از دستیاران دکتر محمد معین در تدوین و گردآوری لغت برای فرهنگ معین و لغتنامه دهخدا با این چهره نامی ادبیات ایران همکاری کرد و سالها پژوهشگر حوزه موسیقی و ادبیات بود. بوستان همزمان با همکاری با دکتر معین به نوشتن مقاله و یادداشت برای نشریات ادبی و فرهنگی میپرداخت.
او به صورت حرفهای کوهنوردی میکرد و در دهه چهل عضو هیئت غارشناسان ایران شد و در همان سالها به استخدام سازمان رادیو و تلویزیون درآمد و به همکاری با این نهاد پرداخت. نگارش یادداشت و مقاله در نشریاتی چون کلک و ادبستان از دیگر فعالیتهای وی به شمار میرود. در سالهای اولیه دهه هفتاد بانی برگزاری جشنواره هفت اورنگ شد که با همکاری محمدرضا درویشی در تالار اندیشه و با حضور چهرههای نامی موسیقی سنتی و نواحی ایران برگزار شد. در کنار این جشنواره، او کتاب هفت اورنگ را با همکاری درویشی منتشر کرد.
بوستان پژوهشهای گستردهای نیز در زمینه موسیقی زورخانه و ورزشهای باستانی انجام داد و در توسعه این ورزش نقشی تعیینکننده داشت. او در سالهای اولیه دهه هشتاد به عنوان عضو کانون پژوهشگران خانه موسیقی انتخاب و چند سالی در این سمت ادامه فعالیت داد.
وی از حافظهای قوی برخوردار بود و تبارشناسی او از اهل فرهنگ و هنر و به خصوص اهالی موسیقی زبانزد این مجموعه بود.
او در سالهای پایانی عمر بیمار و خانهنشین شد و سرانجام در ۷۹ سالگی درگذشت و در بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بهمن
- در گاهشمار زرتشتی سال به ١٢ ماه و هرماه به ٣٠ روز بخش می شود. هر روز نیز به نام ویژه خود آراسته است.
- دومینروز هرماه بهمن نامیده می شود، اینواژه در اوستا، وهومننگها و وُهومَنه آمده که به چم نیک اندیشی است.
اینواژه در گویش پارسی به وهومن و بهمن رسیده است.
- روز بهمن در هرماه، روز پرهیز از خوراکگوشت دار است.
- روز بهمن از ماه بهمن را جشن بهمنگان یا بهمنجه می نامیدند که پاسداشت جایگاه منش نیک است.
#جشن_بهمنگان_خجسته_باد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بهمن
- در گاهشمار زرتشتی سال به ١٢ ماه و هرماه به ٣٠ روز بخش می شود. هر روز نیز به نام ویژه خود آراسته است.
- دومینروز هرماه بهمن نامیده می شود، اینواژه در اوستا، وهومننگها و وُهومَنه آمده که به چم نیک اندیشی است.
اینواژه در گویش پارسی به وهومن و بهمن رسیده است.
- روز بهمن در هرماه، روز پرهیز از خوراکگوشت دار است.
- روز بهمن از ماه بهمن را جشن بهمنگان یا بهمنجه می نامیدند که پاسداشت جایگاه منش نیک است.
#جشن_بهمنگان_خجسته_باد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#بهمنماه_با_جشنهایش🔻
دوم بهمن #بهمن_روز
🌱جشن #بهمنگان جشنی در ستایش و گرامیداشت #بهمن در اوستایی #وُهومَنَه در پهلوی #وَهمَن به معنی «اندیشه نیک و خرد»
در این روز آشی بهنام «آش بهمنگان»یا«آش دانگو» بهگونه گروهی پخته میشدهاست که نام «دانگو/دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
پنجم بهمن #سپندارمز_روز
🌱پنج روز پیش از جشن سده و جشنی بنام «نوسره».
دهم بهمن #مهر_روز #جشن_سده🔥
🌱شامگاه این روز، هنگام جشن بزرگ «سَده/ سدهسوزی» در چهلمین روزِ پس از #چله(زایش خورشید) و سدمین روز پس از یکم آبان.
متون کهن جشن سده را در آبانروز از بهمنماه و در #چله زمستان دانستهاند که برابر با دهم بهمنماه میشود.
جشن سده در بخشهای گوناگون با نامهای گوناگونی شناخته میشود.
در خراسان #سَرِه است.
در اراک #جشن چوپانان است.
در خمین #کُردِه است.
در دلیجان #هَلههَله است.
در بدخشان تاجیکستان بهنام #خِرپَچار است.
🌱در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر چهار روز پیش و پس از سده را #چاروچار و سردترین شبها میدانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش #کوسهناقالدی که دو تن در کوچهها به نوازندگی و سرودخوانی میپردازند.
یکی از این دو تن نقش #کوسه و دیگری نقش «تَکِه/تگه» (بُز نر) را بهدوش میگیرد. #کوسه با پوشیدن جامههای خندهآور، دست و چهره خود را سیاه #کرده و #تکه پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و چهره خود را سپید میکند.
🌱گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش میپردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار میشود.
🌱این نمایش همانندیهای فراوانی با «کوسهسواری»(یکم اسفند) و نیز #عموفیروز نوروزی دارد و بیگمان با آیینهای «بارانخواهی» در پیوند است. مهمترین شوند پیدایش این جشن، انجام آیینهایی نمادین برای کاستن از سختی سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است.
پانزدهم بهمن #دی_به_مهر_روز
🌱جشن میانه زمستان و گاهنباری فراموش شده که دلیل فراموشی آن دانسته نیست. با این وجود برخی دیگر از جشنهای میانه زمستان، بازماندهای از این گاهنبار هستند. همچنین آغاز سال نو در سالنامههای شمال باختری هندوکش در افغانستان امروزی آغاز سال نو در سالنامههای محلی لرستان، بختیاری و کردستان بهنام «وهار کردی».
🌱 همچنین هنگام جشن مهرگان (میر ما / مهرماه)در گاهشمار تبری و نیز همین روزها، زمان برگزاری جشن «پیر شالیار / پیر شهریار» در «اورامانات» کردستان.
بیستودوم بهمن #باد_روز
🌱جشنی بهنام #بادروزی» یا #کژین در گرامیداشت باد در اوستایی #واتَه و ایزد نگاهبان آن با همین نام که از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای «زَروانی/ زُروانی» بهشمار میرفته است.
کوشیار گیلانی در «زیج جامع» از آن با نام #باذوره یاد کردهاست. این جشن نیز با بازار همگانی همراه بوده و در آن روز ریسمانهایی از نخ هفترنگ را به آغوش باد میسپردهاند.
بیستوپنجم بهمن #ارد_روز
🌱برابر ۱۳یا۱۴ فوریه و جشن آتش ارمنیان بهنام «دِرِندِز».
سیام بهمن #انارام_روز
🌱جشن آبریزگان دیگری که با نام «آفریجگان» نیز شناخته شدهاست. همچنین هنگام جشن مهرگان (میر ما) در سالنامه دَیلمی و در گیلان.
#جشن_بهمنگان و #جشن_سده بر همهی شما ايرانيان تبارمند خجسته و فرخنده باد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#میراث_سرزمینم
#بهمنماه_با_جشنهایش🔻
دوم بهمن #بهمن_روز
🌱جشن #بهمنگان جشنی در ستایش و گرامیداشت #بهمن در اوستایی #وُهومَنَه در پهلوی #وَهمَن به معنی «اندیشه نیک و خرد»
در این روز آشی بهنام «آش بهمنگان»یا«آش دانگو» بهگونه گروهی پخته میشدهاست که نام «دانگو/دانگی» برگرفته از همین سنت اشتراکی آن است.
پنجم بهمن #سپندارمز_روز
🌱پنج روز پیش از جشن سده و جشنی بنام «نوسره».
دهم بهمن #مهر_روز #جشن_سده🔥
🌱شامگاه این روز، هنگام جشن بزرگ «سَده/ سدهسوزی» در چهلمین روزِ پس از #چله(زایش خورشید) و سدمین روز پس از یکم آبان.
متون کهن جشن سده را در آبانروز از بهمنماه و در #چله زمستان دانستهاند که برابر با دهم بهمنماه میشود.
جشن سده در بخشهای گوناگون با نامهای گوناگونی شناخته میشود.
در خراسان #سَرِه است.
در اراک #جشن چوپانان است.
در خمین #کُردِه است.
در دلیجان #هَلههَله است.
در بدخشان تاجیکستان بهنام #خِرپَچار است.
🌱در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر چهار روز پیش و پس از سده را #چاروچار و سردترین شبها میدانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش #کوسهناقالدی که دو تن در کوچهها به نوازندگی و سرودخوانی میپردازند.
یکی از این دو تن نقش #کوسه و دیگری نقش «تَکِه/تگه» (بُز نر) را بهدوش میگیرد. #کوسه با پوشیدن جامههای خندهآور، دست و چهره خود را سیاه #کرده و #تکه پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و چهره خود را سپید میکند.
🌱گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش میپردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار میشود.
🌱این نمایش همانندیهای فراوانی با «کوسهسواری»(یکم اسفند) و نیز #عموفیروز نوروزی دارد و بیگمان با آیینهای «بارانخواهی» در پیوند است. مهمترین شوند پیدایش این جشن، انجام آیینهایی نمادین برای کاستن از سختی سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است.
پانزدهم بهمن #دی_به_مهر_روز
🌱جشن میانه زمستان و گاهنباری فراموش شده که دلیل فراموشی آن دانسته نیست. با این وجود برخی دیگر از جشنهای میانه زمستان، بازماندهای از این گاهنبار هستند. همچنین آغاز سال نو در سالنامههای شمال باختری هندوکش در افغانستان امروزی آغاز سال نو در سالنامههای محلی لرستان، بختیاری و کردستان بهنام «وهار کردی».
🌱 همچنین هنگام جشن مهرگان (میر ما / مهرماه)در گاهشمار تبری و نیز همین روزها، زمان برگزاری جشن «پیر شالیار / پیر شهریار» در «اورامانات» کردستان.
بیستودوم بهمن #باد_روز
🌱جشنی بهنام #بادروزی» یا #کژین در گرامیداشت باد در اوستایی #واتَه و ایزد نگاهبان آن با همین نام که از بزرگترین ایزدان ایرانی در باورهای «زَروانی/ زُروانی» بهشمار میرفته است.
کوشیار گیلانی در «زیج جامع» از آن با نام #باذوره یاد کردهاست. این جشن نیز با بازار همگانی همراه بوده و در آن روز ریسمانهایی از نخ هفترنگ را به آغوش باد میسپردهاند.
بیستوپنجم بهمن #ارد_روز
🌱برابر ۱۳یا۱۴ فوریه و جشن آتش ارمنیان بهنام «دِرِندِز».
سیام بهمن #انارام_روز
🌱جشن آبریزگان دیگری که با نام «آفریجگان» نیز شناخته شدهاست. همچنین هنگام جشن مهرگان (میر ما) در سالنامه دَیلمی و در گیلان.
#جشن_بهمنگان و #جشن_سده بر همهی شما ايرانيان تبارمند خجسته و فرخنده باد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ اسفند زادروز #بهمن_رجبی
( زاده ۷ اسفند ۱۳۱۸ رشت) نوازنده صاحب سبک و مدرس تنبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ اسفند زادروز #بهمن_رجبی
( زاده ۷ اسفند ۱۳۱۸ رشت) نوازنده صاحب سبک و مدرس تنبک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ اسفند زادروز #بهمن_رجبی
( زاده ۷ اسفند ۱۳۱۸ رشت) نوازنده صاحب سبک و مدرس تنبک
رجبی از نخستین نوازندگانِ معاصر تنبک است که در آثار و کنسرتهای خود توجه ویژهای به تنبک بهعنوان یک ساز تکنواز مبذول داشته است و آثار وی و ابداعات او در زمینه تکنوازی تنبک گواهِ این نکته است. از آثار برجسته وی در زمینه تکنوازی تنبک میتوان به قطعه «گفتگوی چپ و راست» اشاره کرد که در کتاب آموزش تنبک وی "جلد ۲" موجود است. از ابداعات او در تکنیک نوازندگی تنبک میتوان به افزودن ۱۱ نوع ریز اشاره کرد. رجبی در مورد تکنوازی تنبک معتقد است که نوازنده باید دو ویژگی داشته باشد: اول: قدرت اجرایی و دوم: ظرافت اجرایی؛ که در پس و پشت آن، خلاقیت آشکاری نهفته است. به عبارت دیگر تار قدرت و پود ظرافت. یکی از ویژگیهای مکتب اوست که میزانهایی از گذشتگان گرفته و آن را به زیبایی هرچه تمامتر بسط و گسترش داده که نمونه آن هشت میزان از میزانهای امیرناصر افتتاح است که آنها را بسط و گسترش داده و سه قطعه مستقل بهوجود آورده است. از کارهای بزرگی که او برای تنبکنوازی ایران انجام داده است، ساخت ریزهای شانزدهگانه است؛ و یکی دیگر، بسط و گسترش ریتمهای مطربی است. او از حسین تهرانی را بهعنوان پدر تنبکنوازی و از امیرناصر افتتاح به عنوان معلم بزرگ تنبکنوازی ایران یاد میکند. او معتقد است که بایستی از دریچه ریتم به عظمت آفرینش نگریست.
آثار
تالیفات:
آموزش تنبک جلد اول "شامل دوره ابتدایی و متوسطه" ناشر: انتشارات سرود. تهران.
آموزش تنبک جلد دوم "شامل دوره عالی و فوق عالی" ناشر: انتشارات سرود. تهران.
تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف، ناشر: انتشارات سرود، سال انتشار۱۳۵۶ تهران.
تکنوازی، همنوازی
نوازندگی تنبک در قطعه سواران دشت امید اثر حسین علیزاده. ناشر: ماهور.
گفتگوی چپ و راست، با همراهی فربد یدالهی، ناشر: ماهور
نوازندگی تنبک در آلبوم در مکتب عشق، به آهنگسازی مازیار شاهی ناشر: آوای چکاد
نظم وزن، تکنوازی تنبک بهمن رجبی، ناشر آوای باربد.
آوای چکاد، پاسداشت و احترام به نیم قرن تلاش بیوقفه معلم هنر تنبکنوازی، بهمن رجبی با همراهی علیرضا جواهری ناشر: آوای چکاد
گلچین یک و دو، مجموعه آثاری از استاد رضا شفیعیان برای سنتور، بهمن رجبی با همراهی علیرضا جواهری ناشر: آوای چکاد
شعر:
بهمن رجبی اشعاری نیز به طنز میسراید که از جمله آنها میتوان ازصدای پای تنبک نام برد که اشارهای دارد به صدای پای آب سهراب سپهری.
و اثر دیگر او، ابریشم سیاه دو چشمت است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ اسفند زادروز #بهمن_رجبی
( زاده ۷ اسفند ۱۳۱۸ رشت) نوازنده صاحب سبک و مدرس تنبک
رجبی از نخستین نوازندگانِ معاصر تنبک است که در آثار و کنسرتهای خود توجه ویژهای به تنبک بهعنوان یک ساز تکنواز مبذول داشته است و آثار وی و ابداعات او در زمینه تکنوازی تنبک گواهِ این نکته است. از آثار برجسته وی در زمینه تکنوازی تنبک میتوان به قطعه «گفتگوی چپ و راست» اشاره کرد که در کتاب آموزش تنبک وی "جلد ۲" موجود است. از ابداعات او در تکنیک نوازندگی تنبک میتوان به افزودن ۱۱ نوع ریز اشاره کرد. رجبی در مورد تکنوازی تنبک معتقد است که نوازنده باید دو ویژگی داشته باشد: اول: قدرت اجرایی و دوم: ظرافت اجرایی؛ که در پس و پشت آن، خلاقیت آشکاری نهفته است. به عبارت دیگر تار قدرت و پود ظرافت. یکی از ویژگیهای مکتب اوست که میزانهایی از گذشتگان گرفته و آن را به زیبایی هرچه تمامتر بسط و گسترش داده که نمونه آن هشت میزان از میزانهای امیرناصر افتتاح است که آنها را بسط و گسترش داده و سه قطعه مستقل بهوجود آورده است. از کارهای بزرگی که او برای تنبکنوازی ایران انجام داده است، ساخت ریزهای شانزدهگانه است؛ و یکی دیگر، بسط و گسترش ریتمهای مطربی است. او از حسین تهرانی را بهعنوان پدر تنبکنوازی و از امیرناصر افتتاح به عنوان معلم بزرگ تنبکنوازی ایران یاد میکند. او معتقد است که بایستی از دریچه ریتم به عظمت آفرینش نگریست.
آثار
تالیفات:
آموزش تنبک جلد اول "شامل دوره ابتدایی و متوسطه" ناشر: انتشارات سرود. تهران.
آموزش تنبک جلد دوم "شامل دوره عالی و فوق عالی" ناشر: انتشارات سرود. تهران.
تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف، ناشر: انتشارات سرود، سال انتشار۱۳۵۶ تهران.
تکنوازی، همنوازی
نوازندگی تنبک در قطعه سواران دشت امید اثر حسین علیزاده. ناشر: ماهور.
گفتگوی چپ و راست، با همراهی فربد یدالهی، ناشر: ماهور
نوازندگی تنبک در آلبوم در مکتب عشق، به آهنگسازی مازیار شاهی ناشر: آوای چکاد
نظم وزن، تکنوازی تنبک بهمن رجبی، ناشر آوای باربد.
آوای چکاد، پاسداشت و احترام به نیم قرن تلاش بیوقفه معلم هنر تنبکنوازی، بهمن رجبی با همراهی علیرضا جواهری ناشر: آوای چکاد
گلچین یک و دو، مجموعه آثاری از استاد رضا شفیعیان برای سنتور، بهمن رجبی با همراهی علیرضا جواهری ناشر: آوای چکاد
شعر:
بهمن رجبی اشعاری نیز به طنز میسراید که از جمله آنها میتوان ازصدای پای تنبک نام برد که اشارهای دارد به صدای پای آب سهراب سپهری.
و اثر دیگر او، ابریشم سیاه دو چشمت است.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
در آغاز کلمه نبود، خیال بود. در ابتدای زمان، غارنشینی خسته از تلاش روزانه، عصرگاه روی چمنزار دراز کشید و همینطور که به آسمان نگاه میکرد، تصاویری دید؛ شعر متولد شد.
🌿 #بهمن_محصص
شرح تصویر:
نیلبکزن، برنز، به ارتفاع ۴ متر ~ ۱۳۵۱
کاری از بهمن محصص،
در روزگاری که زینتبخش محوطهی تئاتر شهر بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
در آغاز کلمه نبود، خیال بود. در ابتدای زمان، غارنشینی خسته از تلاش روزانه، عصرگاه روی چمنزار دراز کشید و همینطور که به آسمان نگاه میکرد، تصاویری دید؛ شعر متولد شد.
🌿 #بهمن_محصص
شرح تصویر:
نیلبکزن، برنز، به ارتفاع ۴ متر ~ ۱۳۵۱
کاری از بهمن محصص،
در روزگاری که زینتبخش محوطهی تئاتر شهر بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
#سپاس_هنرمند_ایرانشهر_بزرگ
بپاس قدردانی ازهنرمندبزرگ
#بهمن_محصص_نازنین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
#سپاس_هنرمند_ایرانشهر_بزرگ
بپاس قدردانی ازهنرمندبزرگ
#بهمن_محصص_نازنین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
▪️معرفی و آثار بهمن محصص
به گزارش مجله اثرهنری به نقل از هنرگردی بهمن محصص در سال ۱۳۱۰ در خانوادهای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. خاندان محصص مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند و در محلهٔ پردسر این شهر اقامت داشتند. به گفتهٔ حسین محجوبی «همهٔ محصصها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیدهتر و خاصتر به نظر میرسید.»
ذوق و قریحه ی این هنری در این خاندان را نباید تنها در بهمن و اردشیر ( پسر عموی بهمن ) محصص جست و جو کنیم به روایت حسن محصصی بسیاری از اینان داری خطی خوش و دستی توانا در نقاشی بوده، قریحه ی شاعری نیز داشته اند.
خودش میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد، محمدی شاید آنچنان نقاش مهمی نبوده باشد اما محصص همواره در طول عمر خود از او با احترام یاد می کرد و به دید استادی توانمند به او می نگریسته است.
آیدین آغداشلو در این باره می گوید : بار اولی که محصص را دیدم ده سالم بود.پدرم مرا برده بود به کارگاه حبیب محمدی ، با ستایش و شگفتی نقاشی های آویخته بر دیوار را نگاه می کردم ، در کنج کارگاه پسر جوانی ، بی اعتنا به دور و برش و با دقت روی نقاشی بسیار بزرگی کار میکرد که جنگ دریایی سالامین را نشان می داد در میانه کار قلم مو را بر زمین نهاد و سرش را به آرامی به سوی من چرخاند و صورتش را دیدم؛ بینی برجسته بلندی داشت با پشت لبی بلند و چشمانی آبی رنگ و گرد و خیره مثل چشمان پرنده ای . با نگاهی نافذ که اعتبارش را به رخ می کشید و ستایش و احترام می طلبید .
پس از چندی و درس سال ۱۳۲۷ وارد تهران می شود در کنار همکاری با نشریات گوناگون و طراحی گرافیک برای آنها با جلیل ضیا پور آشنا می شود و هنر جدید اروپا را که او از تحصیل در فرانسه با خود به ایران آورده بود را فرا می گیرد و در کنار ضیا پور ،جوادی پور ، کاظمی انجمن خروس جنگیرا بنیان مینهند و مدتی را با آنها همکاری میکند و پس از تعطیلی خروس جنگی عوامل آن دست به انتشار چند مجله می زنند که یکی از آنها “پنجه خروس” بوده که محصص سر دبیری آن را عهده دار می گردد.
در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق و در هنگامه ی کودتای ۲۸ مرداد ، ایران را ترک می کند، درحالی که بستگانش گمان می کنند که به تبریز رفته ، از راه مرز زمینی راهی ترکیه شده و در آنجاست که پس از اطلاع خانواده سفر خود را آغاز می کند در ابتدا بسیار تمایل داشت به روسیه برود و حتی سفری به آنجا داشت ، اما دوام نیاورد هرچند که تصمیم اصلی اش فرانسه بود و آن را مهد هنر می دانست اما با منوچهر شیبانی و به بهانه مسیحی شدن به ایتالیا می رود و در رم ساکن می شود ، این واپسین سفر او به این شهر نبود وبعد ها بارها به آن شهر سفر کرد و در نهایت هم در آن شهر با زندگی وداع کرد.آغاز این سفر به هر بهانه ای که رخ داد سرآغاز زمینه ای برای فراگیری و کسب تجربه های هنری و گریز از فضای خفقان آور ایران بود.
در دهه ۴۰ محصص به ایران باز می گردد و فعالیتش را از سر می گیرد ،و در سال ۱۳۴۳ در تالار ایران نمایشگاهی از مجموعه آثار فی فی به نمایش می گذارد .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
▪️معرفی و آثار بهمن محصص
به گزارش مجله اثرهنری به نقل از هنرگردی بهمن محصص در سال ۱۳۱۰ در خانوادهای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. خاندان محصص مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند و در محلهٔ پردسر این شهر اقامت داشتند. به گفتهٔ حسین محجوبی «همهٔ محصصها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیدهتر و خاصتر به نظر میرسید.»
ذوق و قریحه ی این هنری در این خاندان را نباید تنها در بهمن و اردشیر ( پسر عموی بهمن ) محصص جست و جو کنیم به روایت حسن محصصی بسیاری از اینان داری خطی خوش و دستی توانا در نقاشی بوده، قریحه ی شاعری نیز داشته اند.
خودش میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد، محمدی شاید آنچنان نقاش مهمی نبوده باشد اما محصص همواره در طول عمر خود از او با احترام یاد می کرد و به دید استادی توانمند به او می نگریسته است.
آیدین آغداشلو در این باره می گوید : بار اولی که محصص را دیدم ده سالم بود.پدرم مرا برده بود به کارگاه حبیب محمدی ، با ستایش و شگفتی نقاشی های آویخته بر دیوار را نگاه می کردم ، در کنج کارگاه پسر جوانی ، بی اعتنا به دور و برش و با دقت روی نقاشی بسیار بزرگی کار میکرد که جنگ دریایی سالامین را نشان می داد در میانه کار قلم مو را بر زمین نهاد و سرش را به آرامی به سوی من چرخاند و صورتش را دیدم؛ بینی برجسته بلندی داشت با پشت لبی بلند و چشمانی آبی رنگ و گرد و خیره مثل چشمان پرنده ای . با نگاهی نافذ که اعتبارش را به رخ می کشید و ستایش و احترام می طلبید .
پس از چندی و درس سال ۱۳۲۷ وارد تهران می شود در کنار همکاری با نشریات گوناگون و طراحی گرافیک برای آنها با جلیل ضیا پور آشنا می شود و هنر جدید اروپا را که او از تحصیل در فرانسه با خود به ایران آورده بود را فرا می گیرد و در کنار ضیا پور ،جوادی پور ، کاظمی انجمن خروس جنگیرا بنیان مینهند و مدتی را با آنها همکاری میکند و پس از تعطیلی خروس جنگی عوامل آن دست به انتشار چند مجله می زنند که یکی از آنها “پنجه خروس” بوده که محصص سر دبیری آن را عهده دار می گردد.
در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق و در هنگامه ی کودتای ۲۸ مرداد ، ایران را ترک می کند، درحالی که بستگانش گمان می کنند که به تبریز رفته ، از راه مرز زمینی راهی ترکیه شده و در آنجاست که پس از اطلاع خانواده سفر خود را آغاز می کند در ابتدا بسیار تمایل داشت به روسیه برود و حتی سفری به آنجا داشت ، اما دوام نیاورد هرچند که تصمیم اصلی اش فرانسه بود و آن را مهد هنر می دانست اما با منوچهر شیبانی و به بهانه مسیحی شدن به ایتالیا می رود و در رم ساکن می شود ، این واپسین سفر او به این شهر نبود وبعد ها بارها به آن شهر سفر کرد و در نهایت هم در آن شهر با زندگی وداع کرد.آغاز این سفر به هر بهانه ای که رخ داد سرآغاز زمینه ای برای فراگیری و کسب تجربه های هنری و گریز از فضای خفقان آور ایران بود.
در دهه ۴۰ محصص به ایران باز می گردد و فعالیتش را از سر می گیرد ،و در سال ۱۳۴۳ در تالار ایران نمایشگاهی از مجموعه آثار فی فی به نمایش می گذارد .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
بهمن محصص که مدت طولانی از عمر خود را بیرون از ایران گذراند، هنرمندی بود صاحب یک شیوه، یک صدا، که هم به شدت ایرانی بود و هم اروپایی. در آثار محصص بارزترین نشانه مدرنیته فرهنگی او دیده میشود. به اعتقاد جوزپه سلواجی، منتقد برجسته ایتالیایی «میتوان هرچه را پیشتر دربارهاش به مثابه آفریننده گفته شده، تکرار کرد و باز هر بار به جلوه جدیدی از شخصیتش رسید» نمیتوان تصمیم گرفت که محصص را اول باید مجسمهساز خطاب کرد یا نقاش یا مترجم یا کارگردان. همه به یک اندازه توصیف محصصاند. او نمونه مشخصی از یک شخصیت روشنفکر ایرانی بود.
پرنده از نقش مایههای همیشگی آثار بهمن محصص است و از فضای ذهنی او جدا نمیشود. اولین پرندهها در طراحیها و نقاشیهای او ظاهر شده و با دوستی عمیق و ازلی محصص با نیما یوشیج پیوندی تنگاتنگ داشتند. جغد، مرغ ماهیخوار، کلاغ، عقاب، قو و یا فرم پرنده به طور عام، در مجسمههای او نیز به شکلهای مختلف تکرار شدهاند.
مجسمههای پرنده محصص، تفاوتی با انسانها، ماهیها، موجوادت اساطیری و طبیعتبیجانهایش ندارند؛ همگی حجمی درهمپیچیده و سنگین هستند. او به نحوی از ماده برنز استفاده میکرد که به تمامی، سنگینی و سختی خود را در حجمها نشان دهد. نکته مهم و تراژیک آن است که پرندههای محصص، پر پرواز ندارند. با وجود پاهای نازک و یا گاه گردنهای برافراشته یا بالهای گشوده، به پایه خود میخکوب شدهاند.
پرنده نمادی از اصالت، غرور، مهاجرت و یا گذر از مرزهاست و محصص در نقاشیهایش گاه آنها را در کنار ساحلی نشان میدهد و یا در مجسمههایش چون اثر حاضر میتوان مسیر نگاه پرنده را تا سمت افق آن سوی ساحل دنبال کرد، اما پرندههای او گویی شکل متجسد شده این شعر نیما هستند: «نه چشمها گشاده از او، بال از او نه وا / سر تا به پای، خشکی با جای و بیتکان / منقارهایش آتش، پرهای او طلا / شکل از مجسمه به نظر مینماید آن / وین مرغ دیگر، آنکه همه کارش خواندن است / از پای تا به سر همه میلرزد او به تن / نه رغبتش به سایه آن کاج ماندن است / نه طاقتش به رَستن از آن جای دلشکن»
ترجمه آثار نویسندگانی چون لوئیجی پیراندلو، اوژن یونسکو و ژان ژنه و همینطور کارگردانی تئاتر از دیگر فعالیت های هنری محصص در کنار نقاشی و مجسمه سازی محسوب میشود
او جزو نخستین نقاشان و هنرمندان ایرانی بود که نقاشی را به شیوه غربی آموختند و آن را با نگاهی شرقی آمیخت.
محصص از هنرمندان پیشکسوت هنرهای تجسمی ایران بود او یکی از۱۰نقاش برتر ایران بود ،شخصیتی فرهنگی داشت و در نقاشی، مجسمهسازی، تئاتر، ترجمه و شعر صاحبنظر بود.
در آثار او «بیسر بودن» و یا درگیریهای جسمی و مشکلات و ابتلائات فیزیکی به چشم میخورد و آثارش شامل افرادی است که «سرهای کوچک و بدنهای فربه» دارند و درکارهایش ، درگیریهای جسم انسان بسیار مطرح است. به علاوه کارهای اسطورهیی و تأثیرات هنر مدیترانهیی در دورهای از آثار او، کاملا مشهود است.
سر انجام بهمن محصص به دلیل عوارض ناشی از بیماری ریوی در ۶ مرداد ماه ۱۳۸۹ در سن ۷۹ سالگی در رم گذشت.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
بهمن محصص که مدت طولانی از عمر خود را بیرون از ایران گذراند، هنرمندی بود صاحب یک شیوه، یک صدا، که هم به شدت ایرانی بود و هم اروپایی. در آثار محصص بارزترین نشانه مدرنیته فرهنگی او دیده میشود. به اعتقاد جوزپه سلواجی، منتقد برجسته ایتالیایی «میتوان هرچه را پیشتر دربارهاش به مثابه آفریننده گفته شده، تکرار کرد و باز هر بار به جلوه جدیدی از شخصیتش رسید» نمیتوان تصمیم گرفت که محصص را اول باید مجسمهساز خطاب کرد یا نقاش یا مترجم یا کارگردان. همه به یک اندازه توصیف محصصاند. او نمونه مشخصی از یک شخصیت روشنفکر ایرانی بود.
پرنده از نقش مایههای همیشگی آثار بهمن محصص است و از فضای ذهنی او جدا نمیشود. اولین پرندهها در طراحیها و نقاشیهای او ظاهر شده و با دوستی عمیق و ازلی محصص با نیما یوشیج پیوندی تنگاتنگ داشتند. جغد، مرغ ماهیخوار، کلاغ، عقاب، قو و یا فرم پرنده به طور عام، در مجسمههای او نیز به شکلهای مختلف تکرار شدهاند.
مجسمههای پرنده محصص، تفاوتی با انسانها، ماهیها، موجوادت اساطیری و طبیعتبیجانهایش ندارند؛ همگی حجمی درهمپیچیده و سنگین هستند. او به نحوی از ماده برنز استفاده میکرد که به تمامی، سنگینی و سختی خود را در حجمها نشان دهد. نکته مهم و تراژیک آن است که پرندههای محصص، پر پرواز ندارند. با وجود پاهای نازک و یا گاه گردنهای برافراشته یا بالهای گشوده، به پایه خود میخکوب شدهاند.
پرنده نمادی از اصالت، غرور، مهاجرت و یا گذر از مرزهاست و محصص در نقاشیهایش گاه آنها را در کنار ساحلی نشان میدهد و یا در مجسمههایش چون اثر حاضر میتوان مسیر نگاه پرنده را تا سمت افق آن سوی ساحل دنبال کرد، اما پرندههای او گویی شکل متجسد شده این شعر نیما هستند: «نه چشمها گشاده از او، بال از او نه وا / سر تا به پای، خشکی با جای و بیتکان / منقارهایش آتش، پرهای او طلا / شکل از مجسمه به نظر مینماید آن / وین مرغ دیگر، آنکه همه کارش خواندن است / از پای تا به سر همه میلرزد او به تن / نه رغبتش به سایه آن کاج ماندن است / نه طاقتش به رَستن از آن جای دلشکن»
ترجمه آثار نویسندگانی چون لوئیجی پیراندلو، اوژن یونسکو و ژان ژنه و همینطور کارگردانی تئاتر از دیگر فعالیت های هنری محصص در کنار نقاشی و مجسمه سازی محسوب میشود
او جزو نخستین نقاشان و هنرمندان ایرانی بود که نقاشی را به شیوه غربی آموختند و آن را با نگاهی شرقی آمیخت.
محصص از هنرمندان پیشکسوت هنرهای تجسمی ایران بود او یکی از۱۰نقاش برتر ایران بود ،شخصیتی فرهنگی داشت و در نقاشی، مجسمهسازی، تئاتر، ترجمه و شعر صاحبنظر بود.
در آثار او «بیسر بودن» و یا درگیریهای جسمی و مشکلات و ابتلائات فیزیکی به چشم میخورد و آثارش شامل افرادی است که «سرهای کوچک و بدنهای فربه» دارند و درکارهایش ، درگیریهای جسم انسان بسیار مطرح است. به علاوه کارهای اسطورهیی و تأثیرات هنر مدیترانهیی در دورهای از آثار او، کاملا مشهود است.
سر انجام بهمن محصص به دلیل عوارض ناشی از بیماری ریوی در ۶ مرداد ماه ۱۳۸۹ در سن ۷۹ سالگی در رم گذشت.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
ریشه اسطوره #حاجی_پیروز در ایران باستان
نوروز جشن «دوبارهزایی» و تولد است. تولد بهار. تولد طبیعت. پایان سرما. از قدیم در ایرانباستان رسم بود که پایان زمستان و تولد بهار و رویش مجدد طبیعت را جشن میگرفتند. قدیمیترین نشانههای نوروز در میان ایرانیان، به اسطوره "جمشید" نسبت داده شده است. این خود نشان میدهد که ایرانیان، در هزاران سال پیش -خیلی پیشتر از هخامنشیان– آغاز بهار و نوزایی طبیعت را جشن میگرفتند.
آغاز بهار و سرسبزی طبیعت در نزد ایرانیانِ تشنهی شادی، به اندازهای اهمیت داشت که در کنار جشن اصلی نوروز، چندین بهانه برای شادی بیشتر تراشیده بودند. از آنجملهاند، جشن "سپندارمزگان" -جشن گرامیداشتِ زمین و روزی خجسته به مناسبت نزدیک شدن به پایان فصل سرما و آغاز باروری زمین که این روزها به اشتباه با جشن ولنتاین و عشق به زن یکی انگاشته شده است- و جشن «چهارشنبهسوری» -که مشخص نیست نام آن در ایرانباستان چه بود.
همچنین برای شادی بیشتر این روزها، کمکم سنتهایی نیز به بهار نسبت داده شد. از جمله تعیین روز ششم فروردین بهعنوان تاریخ تولد "زرتشت" و پیداییِ اسطوره "خواجهپیروز".
خواجهپیروز – که پس از اسلام با نام "حاجی فیروز" مشهور شد- اشاره به بازگشت پیروزمندانه "تُموز" (ایزدِ شهید شوندهی سومری/بابلی) و نمونه ملی آن "سیاوش" دارد.
سیاوش پسر "کیکاووس" پادشاه اساطیری ایران بود که طی ماجرایی، به او تهمت «زنا» زده و او را گناهکار جلوه دادند. سیاوش نیز برای اثبات بیگناهی خویش، به درون آتش رفته و سالم از آن خارج شد. طی این وقایع و ماجراهای بعدی، سیاوش مظلومانه تَرکِ وطن کرد و نیز سالها بعد، به شکل ناجوانمردانهای به دست غیرایرانیان کشته شد.
این اسطوره به اندازهای در بین ایرانیان محبوب بود که سرمنشاء بسیاری از سنن ایرانی گردید. گذر او از آتش را در دل کهنجشنِ چهارشنبهسوری نهادینه کردند و در مرثیهی مرگ او، تعزیهی سوگِسیاوش (که پس از اسلام به تعزیه حسینبنعلی تغییر یافت) را ساختند و در آرزوی بازگشتِ دوبارهی او؛ در تولدِ بهار، خواجهپیروز را به وجود آوردند. خواجه در زبان پارسی میانه (زبان رایج دوره اشکانیان و ساسانیان) خواتا+چک xouata chak، تلفظ میشد که معنای تحتاللفظیِ آن «خدای کوچک» و در معنای امروزیتر، «آقا» میباشد. پس میتوان خواجهپیروز را به معنای مَردی دانست که بازگشتی پیروزمندانه از چنگال مرگ، داشته باشد. چهره سیاه او نماد بازگشت از جهان مُردگان است و جامه سرخ او، نمادِ خونِ سیاوش است که به ناحق ریخته شد.
اما همانطور که گفته شد، منشاء بازگشتِ خواجهپیروز از جهانِ مردگان، باید ریشهای قدیمیتر داشته و اصل آن را در میان اساطیر سومری جستجو کرد. با این حال، همانگونه که در اساطیر ایرانی و چکیده آن در شاهنامه میخوانیم؛ پس از مرگ سیاوش، از خون او، گلی روئید که به «اشک سیاوش» معروف گردید. این تولدِ دوباره منشا خوبی شد تا ایرانیان، اسطورهی ایرانیِ سیاوش را جایگزین ایزدِ سومری/بابلیِ "تُموز" کرده و بشارت آمدن بهار و تولد دوباره طبیعت را با بازگشت سیاوش از جهان مُردگان و تولدِ دوبارهی او پیوند بزنند تا به درستی، این اسطوره را تماما رنگ و بوی ایرانی داده و بشارتِ فرارسیدنِ ایام نوروز -مهمترین جشن ایرانی- را، از زبان این اسطورهی ایرانی بیان کنند. درواقع هزاران سال است که در نزدیکی نوروز، سیاوش از جهان مردگان بازگشته و مژدهی تولد دوباره طبیعت و آغاز بهار را به ما میدهد.
باید توجه داشت که خواجهپیروز یکی از کهنترین و دستنخوردهترین باورهای ایرانی است که طی هزارانسال از پیچ و خم تاریخ عبور کرده و امروز، به دست ما رسیده است.
#بهمن_انصاری
#پژوهشگر_تاریخ
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
ریشه اسطوره #حاجی_پیروز در ایران باستان
نوروز جشن «دوبارهزایی» و تولد است. تولد بهار. تولد طبیعت. پایان سرما. از قدیم در ایرانباستان رسم بود که پایان زمستان و تولد بهار و رویش مجدد طبیعت را جشن میگرفتند. قدیمیترین نشانههای نوروز در میان ایرانیان، به اسطوره "جمشید" نسبت داده شده است. این خود نشان میدهد که ایرانیان، در هزاران سال پیش -خیلی پیشتر از هخامنشیان– آغاز بهار و نوزایی طبیعت را جشن میگرفتند.
آغاز بهار و سرسبزی طبیعت در نزد ایرانیانِ تشنهی شادی، به اندازهای اهمیت داشت که در کنار جشن اصلی نوروز، چندین بهانه برای شادی بیشتر تراشیده بودند. از آنجملهاند، جشن "سپندارمزگان" -جشن گرامیداشتِ زمین و روزی خجسته به مناسبت نزدیک شدن به پایان فصل سرما و آغاز باروری زمین که این روزها به اشتباه با جشن ولنتاین و عشق به زن یکی انگاشته شده است- و جشن «چهارشنبهسوری» -که مشخص نیست نام آن در ایرانباستان چه بود.
همچنین برای شادی بیشتر این روزها، کمکم سنتهایی نیز به بهار نسبت داده شد. از جمله تعیین روز ششم فروردین بهعنوان تاریخ تولد "زرتشت" و پیداییِ اسطوره "خواجهپیروز".
خواجهپیروز – که پس از اسلام با نام "حاجی فیروز" مشهور شد- اشاره به بازگشت پیروزمندانه "تُموز" (ایزدِ شهید شوندهی سومری/بابلی) و نمونه ملی آن "سیاوش" دارد.
سیاوش پسر "کیکاووس" پادشاه اساطیری ایران بود که طی ماجرایی، به او تهمت «زنا» زده و او را گناهکار جلوه دادند. سیاوش نیز برای اثبات بیگناهی خویش، به درون آتش رفته و سالم از آن خارج شد. طی این وقایع و ماجراهای بعدی، سیاوش مظلومانه تَرکِ وطن کرد و نیز سالها بعد، به شکل ناجوانمردانهای به دست غیرایرانیان کشته شد.
این اسطوره به اندازهای در بین ایرانیان محبوب بود که سرمنشاء بسیاری از سنن ایرانی گردید. گذر او از آتش را در دل کهنجشنِ چهارشنبهسوری نهادینه کردند و در مرثیهی مرگ او، تعزیهی سوگِسیاوش (که پس از اسلام به تعزیه حسینبنعلی تغییر یافت) را ساختند و در آرزوی بازگشتِ دوبارهی او؛ در تولدِ بهار، خواجهپیروز را به وجود آوردند. خواجه در زبان پارسی میانه (زبان رایج دوره اشکانیان و ساسانیان) خواتا+چک xouata chak، تلفظ میشد که معنای تحتاللفظیِ آن «خدای کوچک» و در معنای امروزیتر، «آقا» میباشد. پس میتوان خواجهپیروز را به معنای مَردی دانست که بازگشتی پیروزمندانه از چنگال مرگ، داشته باشد. چهره سیاه او نماد بازگشت از جهان مُردگان است و جامه سرخ او، نمادِ خونِ سیاوش است که به ناحق ریخته شد.
اما همانطور که گفته شد، منشاء بازگشتِ خواجهپیروز از جهانِ مردگان، باید ریشهای قدیمیتر داشته و اصل آن را در میان اساطیر سومری جستجو کرد. با این حال، همانگونه که در اساطیر ایرانی و چکیده آن در شاهنامه میخوانیم؛ پس از مرگ سیاوش، از خون او، گلی روئید که به «اشک سیاوش» معروف گردید. این تولدِ دوباره منشا خوبی شد تا ایرانیان، اسطورهی ایرانیِ سیاوش را جایگزین ایزدِ سومری/بابلیِ "تُموز" کرده و بشارت آمدن بهار و تولد دوباره طبیعت را با بازگشت سیاوش از جهان مُردگان و تولدِ دوبارهی او پیوند بزنند تا به درستی، این اسطوره را تماما رنگ و بوی ایرانی داده و بشارتِ فرارسیدنِ ایام نوروز -مهمترین جشن ایرانی- را، از زبان این اسطورهی ایرانی بیان کنند. درواقع هزاران سال است که در نزدیکی نوروز، سیاوش از جهان مردگان بازگشته و مژدهی تولد دوباره طبیعت و آغاز بهار را به ما میدهد.
باید توجه داشت که خواجهپیروز یکی از کهنترین و دستنخوردهترین باورهای ایرانی است که طی هزارانسال از پیچ و خم تاریخ عبور کرده و امروز، به دست ما رسیده است.
#بهمن_انصاری
#پژوهشگر_تاریخ
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
زیباترین غریق جهان-گابریل گارسیا مارکز
@haft_eghlims
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
▪️ژانر: #رئالیسم_جادویی
▪️عنوان: #زيباترين_غريق_جهان
▪️نویسنده: #گابريل_گارسيا_ماركز
▪️مترجم: #بهمن_فرزانه
▪️اجرا: #مهرداد_محتشمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#داستان_صوتی
▪️ژانر: #رئالیسم_جادویی
▪️عنوان: #زيباترين_غريق_جهان
▪️نویسنده: #گابريل_گارسيا_ماركز
▪️مترجم: #بهمن_فرزانه
▪️اجرا: #مهرداد_محتشمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#ویدئو
مشاعره بی نظیر بانو بی بی معصومه ۹۵ ساله "همسرمرحوم حبیب خان گرگین پور
و خواهر استاد محمد #بهمن_بیگی
نویسنده ایرانی"بانتیجه اش.
از ذوق و طبع این بانوی فرهیخته لذت ببريد
و توصیه می شود اگر
کتاب "“بخارای من، ایل من”
استاد بهمن بیگی رو نخوانديد.... بخوانيد...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#ویدئو
مشاعره بی نظیر بانو بی بی معصومه ۹۵ ساله "همسرمرحوم حبیب خان گرگین پور
و خواهر استاد محمد #بهمن_بیگی
نویسنده ایرانی"بانتیجه اش.
از ذوق و طبع این بانوی فرهیخته لذت ببريد
و توصیه می شود اگر
کتاب "“بخارای من، ایل من”
استاد بهمن بیگی رو نخوانديد.... بخوانيد...
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جهت_یاد_آوری
❇️معنی نام ماههای گاهشماری ایرانی:
نام ماههای امروزی سالنامه(:تقویم) ایران بازمانده از «گاهشماری اوستایی نو» است. این سالنامه در اواخر دوره هخامنشی تنظیم شده و نام ماههای آن برگرفته از نام «ایزدان دین زرتشتی» است.
نام ۶ ماه این تقویم برگرفته از نام «امشاسپندان»(ایزدان برتر زرتشتی) است که در زیر با نشانه✅مشخص شدهاند. و ۶ نام دیگر هم به شماری دیگر از ایزدان رده پایینتر اشاره دارد.
🔺 نکته جالب: از چهار فصل سال #پاییز امشاسپند ندارد و هر دو ماه آخر هر فصل، نام یک امشاسپند است.
🔺 تصویر: برگی از کتاب ۱۰۰۰ سالهی قانون مسعودی از ابوریحان بیرونی.
🔺 توجه: مقاله کامل👇کاری از مجموعه ایرانزمین است و هیچ جا چنین اطلاعات نابی گیرتان نمیآید😊
۱- #فروردین
از پهلوی ساسانی fravartīn و از ایرانی باستان fra - varti یعنی ماه «بازگشت فروهرها» یا همان روان درگذشتگان.
در اوستا فَروَهَر ذرهای از پرتو اهورایی است که آفریننده جهان در وجود آدمیان قرار داده است و این ذره پس از مرگ به سوی آفریننده باز میگردد. فروهر با روح تفاوت دارد و بمعنی «فرشته نگهبان آدمی» است.
🔴۲- #اردیبهشت
از پهلوی ساسانی artvahišt و از ایرانی باستان arta - vahišta بمعنی «بهترین راستی» است.
واژگان اردشیر و اردوان و ارژنگ نیز از همین ریشه «ارته، اشه» هستند که بمعنای «نظم، قانون، راستی و اخلاق» است. اردیبهشت از زیباترین امشاسپندان است.
🔴۳- #خرداد
از پهلوی ساسانی xurdād و از اوستایی haurvatāt بمعنای «تمامیت و کمال».
از ریشه haurva بمعنای «هر» است که امشاسپند موکل بر آبهاست.
۴- #تیر
از پهلوی ساسانی tīr از ایرانی باستان tīra در اوستایی tištrya تیشتریه
نام ستاره شباهنگ، نام سیاره عطارد. ایزد «باران آوری» در ایران باستان.
سرور و ناظر بر همه ستارگان آسمان و از ریشه tī, tai بمعنای دیدن و نگریستن.
🔴۵- #امرداد
از پهلوی ساسانی amurdat و از ایرانی باستان a-martāt بمعنای «بیمرگی، فناناپذیری» است.
از پیشوند نفی اَ و ریشه mar مُردن. از امشاسپندان است و سرور گیاهان و نماینده رویش و زندگی.
🔴۶- #شهریور
از پهلوی ساسانی šahrēvar در اوستایی xšaθra - vairya بعمنای «شهریاری و پادشاهی مطلوب».
از امشاسپندان است و نماد شکوه و قدرت آفریدگار است.
۷- #مهر
از پهلوی ساسانی mihr و از ایرانی باستان miθra (مـِثره).
نام یکی از مهمترین ایزدان ایران باستان. ایزد روشنایی و خورشید و ناظر بر عهد و پیمانها. نامهای مهران، مهرداد، میترا و... ریشه در ایزد مهر دارند. مهر بمعنای محبت و مهربانی نیز از همینجا ریشه گرفته است.
۸- #آبان
از پهلوی ساسانی ābān از ریشه «آب». یعنی ماه آبها. ماه ریزش باران.
گویا به ایزد «اَپام نپات» بمعنای فرزند آبها اشاره دارد، او همانند مزدا لقب اهوره دارد و همان «ایزد ورونه» میباشد. آب از پارسی باستان āp آپ ریشه گرفته است.
۹- #آذر
از پهلوی ساسانی ātur و در اوستایی ātar ایزد آتش است.
سه آتش بزرگ و اساتیری در ایران باستان. آتش موبدان، آتش ارتشتاران و آتش کشاورزان بوده است که به ترتیب در فارس، آذربایجان و خراسان قرار داشتهاند.
۱۰- #دی
خوانش درست آن دَی میباشد. از پهلوی ساسانی dadv و در اوستایی daδvah: بمعنای «ایزد». ایزد خالق و آفریدگار.
از ریشه dā بمعنای نهادن، آفریدن.
🔴۱۱- #بهمن: از پهلوی ساسانی vahuman و در اوستایی vohu - manah بمعنای «دارای اندیشه نیک».
از امشاسپندان است و نمادی از خـرد آفریدگار. موکل جانداران سودمند در جهان است و اندیشه نیک را به ذهن آدمیان میبرد.
🔴۱۲- #اسفند
شکل کامل آن «اسپندارمز» میباشد. از پهلوی ساسانی spandarmad. در اوستایی spəṇta - ārmaiti بمعنای «اخلاص و بردباری مقدس».
از امشاسپندان است و نمادی از تحمل و بردباری اهورامزدا است. ایزدبانوی زنان و زمین است. ایزدان آناهیتا، دین و اَرد یاران او هستند.
🔹هر ۳۰روز ماه نیز «نامی ویژه» داشته که ۱۲ تای آنها همین ۱۲ نام ماهها بوده است. هرگاه نام روز با نام ماه برابر میشد، آن روز را به افتخار آن ایزد جشن میگرفتند. جشن مهرگان، تیرگان، آذرگان و...
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#جهت_یاد_آوری
❇️معنی نام ماههای گاهشماری ایرانی:
نام ماههای امروزی سالنامه(:تقویم) ایران بازمانده از «گاهشماری اوستایی نو» است. این سالنامه در اواخر دوره هخامنشی تنظیم شده و نام ماههای آن برگرفته از نام «ایزدان دین زرتشتی» است.
نام ۶ ماه این تقویم برگرفته از نام «امشاسپندان»(ایزدان برتر زرتشتی) است که در زیر با نشانه✅مشخص شدهاند. و ۶ نام دیگر هم به شماری دیگر از ایزدان رده پایینتر اشاره دارد.
🔺 نکته جالب: از چهار فصل سال #پاییز امشاسپند ندارد و هر دو ماه آخر هر فصل، نام یک امشاسپند است.
🔺 تصویر: برگی از کتاب ۱۰۰۰ سالهی قانون مسعودی از ابوریحان بیرونی.
🔺 توجه: مقاله کامل👇کاری از مجموعه ایرانزمین است و هیچ جا چنین اطلاعات نابی گیرتان نمیآید😊
۱- #فروردین
از پهلوی ساسانی fravartīn و از ایرانی باستان fra - varti یعنی ماه «بازگشت فروهرها» یا همان روان درگذشتگان.
در اوستا فَروَهَر ذرهای از پرتو اهورایی است که آفریننده جهان در وجود آدمیان قرار داده است و این ذره پس از مرگ به سوی آفریننده باز میگردد. فروهر با روح تفاوت دارد و بمعنی «فرشته نگهبان آدمی» است.
🔴۲- #اردیبهشت
از پهلوی ساسانی artvahišt و از ایرانی باستان arta - vahišta بمعنی «بهترین راستی» است.
واژگان اردشیر و اردوان و ارژنگ نیز از همین ریشه «ارته، اشه» هستند که بمعنای «نظم، قانون، راستی و اخلاق» است. اردیبهشت از زیباترین امشاسپندان است.
🔴۳- #خرداد
از پهلوی ساسانی xurdād و از اوستایی haurvatāt بمعنای «تمامیت و کمال».
از ریشه haurva بمعنای «هر» است که امشاسپند موکل بر آبهاست.
۴- #تیر
از پهلوی ساسانی tīr از ایرانی باستان tīra در اوستایی tištrya تیشتریه
نام ستاره شباهنگ، نام سیاره عطارد. ایزد «باران آوری» در ایران باستان.
سرور و ناظر بر همه ستارگان آسمان و از ریشه tī, tai بمعنای دیدن و نگریستن.
🔴۵- #امرداد
از پهلوی ساسانی amurdat و از ایرانی باستان a-martāt بمعنای «بیمرگی، فناناپذیری» است.
از پیشوند نفی اَ و ریشه mar مُردن. از امشاسپندان است و سرور گیاهان و نماینده رویش و زندگی.
🔴۶- #شهریور
از پهلوی ساسانی šahrēvar در اوستایی xšaθra - vairya بعمنای «شهریاری و پادشاهی مطلوب».
از امشاسپندان است و نماد شکوه و قدرت آفریدگار است.
۷- #مهر
از پهلوی ساسانی mihr و از ایرانی باستان miθra (مـِثره).
نام یکی از مهمترین ایزدان ایران باستان. ایزد روشنایی و خورشید و ناظر بر عهد و پیمانها. نامهای مهران، مهرداد، میترا و... ریشه در ایزد مهر دارند. مهر بمعنای محبت و مهربانی نیز از همینجا ریشه گرفته است.
۸- #آبان
از پهلوی ساسانی ābān از ریشه «آب». یعنی ماه آبها. ماه ریزش باران.
گویا به ایزد «اَپام نپات» بمعنای فرزند آبها اشاره دارد، او همانند مزدا لقب اهوره دارد و همان «ایزد ورونه» میباشد. آب از پارسی باستان āp آپ ریشه گرفته است.
۹- #آذر
از پهلوی ساسانی ātur و در اوستایی ātar ایزد آتش است.
سه آتش بزرگ و اساتیری در ایران باستان. آتش موبدان، آتش ارتشتاران و آتش کشاورزان بوده است که به ترتیب در فارس، آذربایجان و خراسان قرار داشتهاند.
۱۰- #دی
خوانش درست آن دَی میباشد. از پهلوی ساسانی dadv و در اوستایی daδvah: بمعنای «ایزد». ایزد خالق و آفریدگار.
از ریشه dā بمعنای نهادن، آفریدن.
🔴۱۱- #بهمن: از پهلوی ساسانی vahuman و در اوستایی vohu - manah بمعنای «دارای اندیشه نیک».
از امشاسپندان است و نمادی از خـرد آفریدگار. موکل جانداران سودمند در جهان است و اندیشه نیک را به ذهن آدمیان میبرد.
🔴۱۲- #اسفند
شکل کامل آن «اسپندارمز» میباشد. از پهلوی ساسانی spandarmad. در اوستایی spəṇta - ārmaiti بمعنای «اخلاص و بردباری مقدس».
از امشاسپندان است و نمادی از تحمل و بردباری اهورامزدا است. ایزدبانوی زنان و زمین است. ایزدان آناهیتا، دین و اَرد یاران او هستند.
🔹هر ۳۰روز ماه نیز «نامی ویژه» داشته که ۱۲ تای آنها همین ۱۲ نام ماهها بوده است. هرگاه نام روز با نام ماه برابر میشد، آن روز را به افتخار آن ایزد جشن میگرفتند. جشن مهرگان، تیرگان، آذرگان و...
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
سنجش ماههای زیبا و نیک ایرانی با ماههای چرتد و مزخرف عربی:
١- #فروردین =
فرودگ پاکان و پارسایان- فروهرهای(فرهوشی) درگذشتگان.
(جشن فروردینگان)
✅
٢- #اردیبهشت =
راستی - درستی - پاکی - اشویی.
(جشن اردیبهشتگان)
✅
٣- #خرداد =
رسایی - فرهیختگی - تندرستی.
(جشن خردادگان)
✅
۴- #تیر =
فرشته و ایزد باران. ایزد باران در چستی و چالاکی به تیر آرش است.
(جشن تیرگان)
✅
۵- #امرداد =
بیمرگی - جاودانگی. پایندهگی.
(جشن امرداگان)
✅
۶- #شهریور =
شهریاری نیک و شایسته - کردار نیک - سرزمین آرزو شده.
(جشن شهریورگان)
✅
٧- #مهر =
مهربانی - پیمان - دوستی - روشنایی.
(جشن مهرگان)
✅
٨- #آبان =
ایزد بانوی آبهای پاک و بیآلایش.
(جشن آبانگان)
✅
٩- #آذر =
آتش. آخشیج پاک آتش. ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورایی.
(جشن آذرگان)
✅
١٠- #دی =
دادار و آفریننده. آفریدن و آفریدگار.
(جشن دیگان)
✅
١١- #بهمن =
اندیشه نیک - منش پاک - خرد.
(جشن بهمنگان)
✅
١٢- #اسفند =
عشق - پاکی - فروتنی. ایزدبانوی باروری و زایش.
(جشن اسپندگان - سپندارمزدگان)
✅
بهراستی که ماههای ایرانی پر از دانش و دانایی، پر از جشن و شادمانی، پر از نیکی و زیباییست.
********************
اکنون ماههای عربی که افسوسمندانه بر ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان سایه شوم افکنده است:
١- محرم =
حرام. جنگ و کشتار در این ماه حرام است.
🔴
٢- صفر =
تهی و خالی. چپاول و غارت کاروانها که خالی و تهی برمیگشتند.
🔴
٣- ربیعالاوّل =
ماده رَبع از بهار.
🔴
۴- ربیعالثانی =
بهار از ماده رَبع.
🔴
۵- جمادی الاول =
زمین خشک و سفت.
🔴
۶- جمادیالثانی =
سرما و یخبندان.
🔴
٧- رجب =
عظیم - تعظیم. در ماه رجب تازش و جنگ، کشتار و چپاول حرام است.
🔴
٨- شعبان =
شعبه - جدایی و پراکندگی برای یافتن آب از بیابانها خشک و سوزان عربستان.
🔴
٩- رمضان =
ریگستان و گرمای سوزان. (سی روز گرسنگی و تشنگی در این ماه(ماه بیماریزا).
🔴
١٠- شوال =
بالا رفتن دم شترها برای سکس و جفتگیری.
🔴
١١- ذیقعده =
نشستن برای دست کشیدن از جنگ.
🔴
١٢- ذیحجه =
صاحب حج - زیارت کردن.
🔴
بهراستی که ماههای قمری تازی پر از ناآگاهی و نادانی، ناگواری و سوگواری، تاراج و کشتار، با آسیب و زیان است و...
ماههای قمری عربی ١١روز کمتر از ماههای خورشیدی ایرانی است.
ماهها تازی همیشه در چرخش و دگرگونی است برای نمونه ماه محرم گاهی در چله تابستان است گاهی در چله زمستان است و...
به امید آگاهی و دانایی و خردمندی روز افزون ایرانیان.
(البته بخشی از آنان)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
سنجش ماههای زیبا و نیک ایرانی با ماههای چرتد و مزخرف عربی:
١- #فروردین =
فرودگ پاکان و پارسایان- فروهرهای(فرهوشی) درگذشتگان.
(جشن فروردینگان)
✅
٢- #اردیبهشت =
راستی - درستی - پاکی - اشویی.
(جشن اردیبهشتگان)
✅
٣- #خرداد =
رسایی - فرهیختگی - تندرستی.
(جشن خردادگان)
✅
۴- #تیر =
فرشته و ایزد باران. ایزد باران در چستی و چالاکی به تیر آرش است.
(جشن تیرگان)
✅
۵- #امرداد =
بیمرگی - جاودانگی. پایندهگی.
(جشن امرداگان)
✅
۶- #شهریور =
شهریاری نیک و شایسته - کردار نیک - سرزمین آرزو شده.
(جشن شهریورگان)
✅
٧- #مهر =
مهربانی - پیمان - دوستی - روشنایی.
(جشن مهرگان)
✅
٨- #آبان =
ایزد بانوی آبهای پاک و بیآلایش.
(جشن آبانگان)
✅
٩- #آذر =
آتش. آخشیج پاک آتش. ایزد نگاهبان آتش و فروزه اهورایی.
(جشن آذرگان)
✅
١٠- #دی =
دادار و آفریننده. آفریدن و آفریدگار.
(جشن دیگان)
✅
١١- #بهمن =
اندیشه نیک - منش پاک - خرد.
(جشن بهمنگان)
✅
١٢- #اسفند =
عشق - پاکی - فروتنی. ایزدبانوی باروری و زایش.
(جشن اسپندگان - سپندارمزدگان)
✅
بهراستی که ماههای ایرانی پر از دانش و دانایی، پر از جشن و شادمانی، پر از نیکی و زیباییست.
********************
اکنون ماههای عربی که افسوسمندانه بر ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان سایه شوم افکنده است:
١- محرم =
حرام. جنگ و کشتار در این ماه حرام است.
🔴
٢- صفر =
تهی و خالی. چپاول و غارت کاروانها که خالی و تهی برمیگشتند.
🔴
٣- ربیعالاوّل =
ماده رَبع از بهار.
🔴
۴- ربیعالثانی =
بهار از ماده رَبع.
🔴
۵- جمادی الاول =
زمین خشک و سفت.
🔴
۶- جمادیالثانی =
سرما و یخبندان.
🔴
٧- رجب =
عظیم - تعظیم. در ماه رجب تازش و جنگ، کشتار و چپاول حرام است.
🔴
٨- شعبان =
شعبه - جدایی و پراکندگی برای یافتن آب از بیابانها خشک و سوزان عربستان.
🔴
٩- رمضان =
ریگستان و گرمای سوزان. (سی روز گرسنگی و تشنگی در این ماه(ماه بیماریزا).
🔴
١٠- شوال =
بالا رفتن دم شترها برای سکس و جفتگیری.
🔴
١١- ذیقعده =
نشستن برای دست کشیدن از جنگ.
🔴
١٢- ذیحجه =
صاحب حج - زیارت کردن.
🔴
بهراستی که ماههای قمری تازی پر از ناآگاهی و نادانی، ناگواری و سوگواری، تاراج و کشتار، با آسیب و زیان است و...
ماههای قمری عربی ١١روز کمتر از ماههای خورشیدی ایرانی است.
ماهها تازی همیشه در چرخش و دگرگونی است برای نمونه ماه محرم گاهی در چله تابستان است گاهی در چله زمستان است و...
به امید آگاهی و دانایی و خردمندی روز افزون ایرانیان.
(البته بخشی از آنان)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
❇️ آشنایی با گاهشمار #اوستایی و چگونگی محاسبه تاریخ دقیق #جشنهای_ماهانه با پسوند #گان:
در سالنامه و گاهشمار باستانی ایرانزمین(گاهشمار اوستایی)، همانگونه که امروزه هر ماه از سال دارای نامی ویژه است، هر روز از ماه نیز نام ویژهی خود را داشته است و آن روز نه با شماره، بلکه با آن نام خوانده میشده است.
ترتیب روزها در گاهشمار اوستایی به گونهی زیر است:
۱- #اورمزد ۲- #بهمن ۳- #اردیبهشت ۴- #شهریور ۵- #سپندارمز ۶- #خرداد ۷- #امرداد ۸- #دیبهآذر ۹- #آذر ۱۰- #آبان ۱۱- #خور ۱۲- #ماه ۱۳- #تیر ۱۴- #گوش ۱۵- #دیبهمهر ۱۶- #مهر ۱۷- #سروش ۱۸- #رشن ۱۹- #فروردین ۲۰- #بهرام ۲۱- #رام ۲۲- #باد ۲۳- #دیبهدین ۲۴- #دین ۲۵- #ارد ۲۶- #اشتاد ۲۷- #آسمان ۲۸- #زامیاد ۲۹- #مانترهسپند ۳۰- #انارام
نام این ۳۰روز برگرفته از نامهای #اهورامزدا، امشاسپندان و ایزدان در دین مزدیسنا میباشد.
چنانچه پیداست شمار این روزها به ۳۰ میرسیده است زیرا گاهشمار اوستایی دربرگیرندهی۱۲ماه ۳۰روزه بوده است و به وارون گاهشمار کنونی کشور، هیچ ماه ۳۱روزه یا ۲۹روزهای در آن وجود نداشته است. پس، از آنجایی که سال خورشیدی دارای ۳۶۵روز است اما ۱۲ ماه ۳۰روزه تنها ۳۶۰روز را دربر میگیرد (12×30=360)، پس در گاهشمار اوستایی، ۵روز باقیمانده را پنجهی #گاتابیو مینامند و آن را در پایان هر سال جای داده و جزو هیچ یک از ماههای سال نمیدانند.
نام پنج روز گاتابیو:
۱- اَهونَوَد ۲- اُشتَوَد ۳- سِپَنتمَد ۴- وُهوخشَترَ ۵- وَهیشتوئیشت (نام این پنج روز برگرفته از نام پنج بخش گاتها، سرودههای #اشوزرتشت میباشد.
حال آنکه در این گاهشمار، جشنهایی با پسوند #گان وجود دارند که به فراخور یکی شدن نام روز و ماه برگزار میشوند. مانند جشنهای تیرگان (روز تیر از ماه تیر) و مهرگان (روز مهر از ماه مهر) و...
اگر یکبار دیگر به فهرست نام روزها بنگرید، خواهید دید که تیر روز سیزدهم و مهر روز شانزدهم هر ماه در گاهشمار اوستاییست.
حال تیرگان بر پایهی گاهشمار اوستایی چندمین روز سال است؟
30 + 30 + 30 + 13 = 103
.
حال نکته اینجاست که 103اُمین روز سال در گاهشماری کنونی کشور نه برابر با ۱۳ تیر بلکه برابر با ۱۰ تیر میباشد. چراییاش نیز ۳۰روز بودن همهی ماهها در گاهشمار اوستایی اما ۳۱روزه بودن ۶ماه نخست سال در گاهشمار کنونی کشور است.
31 + 31 + 31 + 10 = 103
.
پس جشن تیرگان برابر است با 103اُمین روز سال یعنی روز تیر از ماه تیر در گاهشمار باستانی و دهمین روز از چهارمین ماه در گاهشمار کنونی کشور. با این همه، افسوسمندانه برخی گرامیان بدون نگرش به این دگرگونیها و تفاوتها در میان دو گاهشمار یادشده، جشنهای ماهانه با پسوند #گان را 1 تا 6 روز دیرتر شادباش میگویند و این چنین موجب آشفتگی گاهشماری و عدم یکپارچگی در برگزاری این جشنهای کهن ملی میشوند.
اینک، تاریخ درست این جشنها بر پایهی گاهشمار کنونی کشور را در زیر میآورم که البته با یک حساب سرانگشتی، مانند محاسبهی بالا تشخیصپذیراند:
جشن فروردینگان👈نوزدهم فروردین ماه.
جشن اردیبهشتگان👈دوم اردیبهشت ماه (نه ۳ اردیبهشت).
جشن خردادگان👈چهارم خرداد ماه (نه ۶´خرداد).
جشن تیرگان👈دهم تیر ماه (نه ۱۳).
جشن امردادگان👈سوم امرداد ماه (نه ۷).
جشن شهریورگان👈سیام امرداد ماه (نه ۴ شهریور).
جشن مهرگان👈دهم مهر ماه (نه ۱۶ مهر).
جشن آبانگان👈چهارم آبان ماه (نه ۱۰ آبان).
جشن آذرگان👈سوم آذر ماه (نه ۹ آذر).
جشن دیگان👈بیستوپنجم آذر ماه و ۲، ۹و ۱۷دی ماه (نه ۱، ۸، ۱۵ و۲۳دی).
جشن بهمنگان👈بیستوششم دی ماه (نه ۲ بهمن).
جشن اسپندگان(سپندارمزگان)👈بیستونهم بهمن ماه (نه ۵ اسپند).
با نگرش به آنچه گفته شد بهتر است برای اشتباه گرفته نشدن روزهای گاهشمار اوستایی با گاهشمار رسمی کنونی کشور از شمارهی روزها تنها برای گاهشمار رسمی بهره بگیریم و روزهای گاهشمار اوستایی را تنها با نام ویژهی خود بخوانیم. برای نمونه: جشن مهرگان، روز مهر از ماه مهر، برابر با ۱۰مهر.
در پایان این نکته را هم باید افزود که ساختار ماههای گاهشمار کنونی کشور، برگرفته از گاهشمار جلالیاند. در این گاهشمار تا پیش از روزگار رضاشاه بزرگ، ماهها با نامها و واژگانی عربی چون: حمل، ثور، جوزا، سرطان و... نامیده میشدند. اما پس از آن، در زمانهی پادشاهی رضاشاه پهلوی، بدون آنکه دگرگونی در ساختار گاهشمار کشور(گاهشمار جلالی) پدید آید نام ماههای گاهشمار اوستایی بر روی ماههای گاهشمار جلالی نهاده شدند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
❇️ آشنایی با گاهشمار #اوستایی و چگونگی محاسبه تاریخ دقیق #جشنهای_ماهانه با پسوند #گان:
در سالنامه و گاهشمار باستانی ایرانزمین(گاهشمار اوستایی)، همانگونه که امروزه هر ماه از سال دارای نامی ویژه است، هر روز از ماه نیز نام ویژهی خود را داشته است و آن روز نه با شماره، بلکه با آن نام خوانده میشده است.
ترتیب روزها در گاهشمار اوستایی به گونهی زیر است:
۱- #اورمزد ۲- #بهمن ۳- #اردیبهشت ۴- #شهریور ۵- #سپندارمز ۶- #خرداد ۷- #امرداد ۸- #دیبهآذر ۹- #آذر ۱۰- #آبان ۱۱- #خور ۱۲- #ماه ۱۳- #تیر ۱۴- #گوش ۱۵- #دیبهمهر ۱۶- #مهر ۱۷- #سروش ۱۸- #رشن ۱۹- #فروردین ۲۰- #بهرام ۲۱- #رام ۲۲- #باد ۲۳- #دیبهدین ۲۴- #دین ۲۵- #ارد ۲۶- #اشتاد ۲۷- #آسمان ۲۸- #زامیاد ۲۹- #مانترهسپند ۳۰- #انارام
نام این ۳۰روز برگرفته از نامهای #اهورامزدا، امشاسپندان و ایزدان در دین مزدیسنا میباشد.
چنانچه پیداست شمار این روزها به ۳۰ میرسیده است زیرا گاهشمار اوستایی دربرگیرندهی۱۲ماه ۳۰روزه بوده است و به وارون گاهشمار کنونی کشور، هیچ ماه ۳۱روزه یا ۲۹روزهای در آن وجود نداشته است. پس، از آنجایی که سال خورشیدی دارای ۳۶۵روز است اما ۱۲ ماه ۳۰روزه تنها ۳۶۰روز را دربر میگیرد (12×30=360)، پس در گاهشمار اوستایی، ۵روز باقیمانده را پنجهی #گاتابیو مینامند و آن را در پایان هر سال جای داده و جزو هیچ یک از ماههای سال نمیدانند.
نام پنج روز گاتابیو:
۱- اَهونَوَد ۲- اُشتَوَد ۳- سِپَنتمَد ۴- وُهوخشَترَ ۵- وَهیشتوئیشت (نام این پنج روز برگرفته از نام پنج بخش گاتها، سرودههای #اشوزرتشت میباشد.
حال آنکه در این گاهشمار، جشنهایی با پسوند #گان وجود دارند که به فراخور یکی شدن نام روز و ماه برگزار میشوند. مانند جشنهای تیرگان (روز تیر از ماه تیر) و مهرگان (روز مهر از ماه مهر) و...
اگر یکبار دیگر به فهرست نام روزها بنگرید، خواهید دید که تیر روز سیزدهم و مهر روز شانزدهم هر ماه در گاهشمار اوستاییست.
حال تیرگان بر پایهی گاهشمار اوستایی چندمین روز سال است؟
30 + 30 + 30 + 13 = 103
.
حال نکته اینجاست که 103اُمین روز سال در گاهشماری کنونی کشور نه برابر با ۱۳ تیر بلکه برابر با ۱۰ تیر میباشد. چراییاش نیز ۳۰روز بودن همهی ماهها در گاهشمار اوستایی اما ۳۱روزه بودن ۶ماه نخست سال در گاهشمار کنونی کشور است.
31 + 31 + 31 + 10 = 103
.
پس جشن تیرگان برابر است با 103اُمین روز سال یعنی روز تیر از ماه تیر در گاهشمار باستانی و دهمین روز از چهارمین ماه در گاهشمار کنونی کشور. با این همه، افسوسمندانه برخی گرامیان بدون نگرش به این دگرگونیها و تفاوتها در میان دو گاهشمار یادشده، جشنهای ماهانه با پسوند #گان را 1 تا 6 روز دیرتر شادباش میگویند و این چنین موجب آشفتگی گاهشماری و عدم یکپارچگی در برگزاری این جشنهای کهن ملی میشوند.
اینک، تاریخ درست این جشنها بر پایهی گاهشمار کنونی کشور را در زیر میآورم که البته با یک حساب سرانگشتی، مانند محاسبهی بالا تشخیصپذیراند:
جشن فروردینگان👈نوزدهم فروردین ماه.
جشن اردیبهشتگان👈دوم اردیبهشت ماه (نه ۳ اردیبهشت).
جشن خردادگان👈چهارم خرداد ماه (نه ۶´خرداد).
جشن تیرگان👈دهم تیر ماه (نه ۱۳).
جشن امردادگان👈سوم امرداد ماه (نه ۷).
جشن شهریورگان👈سیام امرداد ماه (نه ۴ شهریور).
جشن مهرگان👈دهم مهر ماه (نه ۱۶ مهر).
جشن آبانگان👈چهارم آبان ماه (نه ۱۰ آبان).
جشن آذرگان👈سوم آذر ماه (نه ۹ آذر).
جشن دیگان👈بیستوپنجم آذر ماه و ۲، ۹و ۱۷دی ماه (نه ۱، ۸، ۱۵ و۲۳دی).
جشن بهمنگان👈بیستوششم دی ماه (نه ۲ بهمن).
جشن اسپندگان(سپندارمزگان)👈بیستونهم بهمن ماه (نه ۵ اسپند).
با نگرش به آنچه گفته شد بهتر است برای اشتباه گرفته نشدن روزهای گاهشمار اوستایی با گاهشمار رسمی کنونی کشور از شمارهی روزها تنها برای گاهشمار رسمی بهره بگیریم و روزهای گاهشمار اوستایی را تنها با نام ویژهی خود بخوانیم. برای نمونه: جشن مهرگان، روز مهر از ماه مهر، برابر با ۱۰مهر.
در پایان این نکته را هم باید افزود که ساختار ماههای گاهشمار کنونی کشور، برگرفته از گاهشمار جلالیاند. در این گاهشمار تا پیش از روزگار رضاشاه بزرگ، ماهها با نامها و واژگانی عربی چون: حمل، ثور، جوزا، سرطان و... نامیده میشدند. اما پس از آن، در زمانهی پادشاهی رضاشاه پهلوی، بدون آنکه دگرگونی در ساختار گاهشمار کشور(گاهشمار جلالی) پدید آید نام ماههای گاهشمار اوستایی بر روی ماههای گاهشمار جلالی نهاده شدند.