#مجسمه_سازی
#بهمن_محصص
بهمن محصص (۹ اسفند ۱۳۱۰ در رشت - ۶ مرداد ۱۳۸۹ در رم) نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی بود. نقاشیهای آوانگارد بهمن محصص از آثار معتبر نقاشی مدرن ایران محسوب میشود.
محصص در نظرسنجی نوروز سال ۹۴ فصلنامهٔ حرفه: هنرمند برای انتخاب ده هنرمند برگزیده هنر نوگرای ایران که بین صد هنرمند و هنرشناس انجام شد، در صدر فهرست هنرمندان نوگرای ایران از دههٔ بیست تا به امروز قرار گرفت.
#بهمن_محصص در سال ۱۳۳۳ به اروپا سفر کرده و در ایتالیا ساکن شد و در آکادمی هنر رم مدتی نزد فروچیو فراتزی به آموختن هنر مشغول شد. حاصل این دوره از زندگی محصص، چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج ایتالیا و شرکت در نمایشگاههایی چون بیینال (دو سالانه) ونیز، سائوپائولو و پاریس بود.
در سال ۱۳۴۲ به امید برپا کردن جنبشی نو در هنر کشورش به ایران بازگشت و در نمایشگاهها و کنفرانسها و برنامههای متعددی شرکت کرد. محصص آثاری از پیراندلو، مالاپارته و کالوینو را از ایتالیایی و آثاری از اوژن یونسکو و ژان ژنه را از فرانسوی به فارسی ترجمه کرد.
آیدین آغداشلو، نویسنده و پژوهشگر ایرانی و نقّاش سرشناس دربارهٔ محصّص میگوید: «به گمانِ من او یکی از پنج هنرمند بزرگ هنر معاصر ماست.» شهروز نظری در مقدمهٔ بزرگداشت بهمن محصص در شمارهٔ ۱۲۶ دوهفتهنامه تندیس مینویسد: «چهرهٔ پروتاگونیست او به عنوان روشنفکر به مثابه الگویی برای تیپ هنرمند نخبه مورد تقلید بسیار قرار گرفت.»
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#بهمن_محصص
بهمن محصص (۹ اسفند ۱۳۱۰ در رشت - ۶ مرداد ۱۳۸۹ در رم) نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی بود. نقاشیهای آوانگارد بهمن محصص از آثار معتبر نقاشی مدرن ایران محسوب میشود.
محصص در نظرسنجی نوروز سال ۹۴ فصلنامهٔ حرفه: هنرمند برای انتخاب ده هنرمند برگزیده هنر نوگرای ایران که بین صد هنرمند و هنرشناس انجام شد، در صدر فهرست هنرمندان نوگرای ایران از دههٔ بیست تا به امروز قرار گرفت.
#بهمن_محصص در سال ۱۳۳۳ به اروپا سفر کرده و در ایتالیا ساکن شد و در آکادمی هنر رم مدتی نزد فروچیو فراتزی به آموختن هنر مشغول شد. حاصل این دوره از زندگی محصص، چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج ایتالیا و شرکت در نمایشگاههایی چون بیینال (دو سالانه) ونیز، سائوپائولو و پاریس بود.
در سال ۱۳۴۲ به امید برپا کردن جنبشی نو در هنر کشورش به ایران بازگشت و در نمایشگاهها و کنفرانسها و برنامههای متعددی شرکت کرد. محصص آثاری از پیراندلو، مالاپارته و کالوینو را از ایتالیایی و آثاری از اوژن یونسکو و ژان ژنه را از فرانسوی به فارسی ترجمه کرد.
آیدین آغداشلو، نویسنده و پژوهشگر ایرانی و نقّاش سرشناس دربارهٔ محصّص میگوید: «به گمانِ من او یکی از پنج هنرمند بزرگ هنر معاصر ماست.» شهروز نظری در مقدمهٔ بزرگداشت بهمن محصص در شمارهٔ ۱۲۶ دوهفتهنامه تندیس مینویسد: «چهرهٔ پروتاگونیست او به عنوان روشنفکر به مثابه الگویی برای تیپ هنرمند نخبه مورد تقلید بسیار قرار گرفت.»
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ امرداد سالروز درگذشت #بهمن_محصص
( زاده ۱۰ اسفند ۱۳۰۹ رشت – درگذشته ۶ امرداد ۱۳۸۹ رم ) نقاش، مجسمهساز و مترجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
۶ امرداد سالروز درگذشت #بهمن_محصص
( زاده ۱۰ اسفند ۱۳۰۹ رشت – درگذشته ۶ امرداد ۱۳۸۹ رم ) نقاش، مجسمهساز و مترجم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ امرداد سالروز درگذشت #بهمن_محصص
( زاده ۱۰ اسفند ۱۳۰۹ رشت – درگذشته ۶ امرداد ۱۳۸۹ رم ) نقاش، مجسمهساز و مترجم
محصص از خاندانی مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند. به گفته حسین محجوبی «همه محصصها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیدهتر و خاصتر به نظر میرسید.» اردشیر محصص کارتونیست شهیر ایرانی پسر عموی او نیز جایگاهی رفیع در جریان نوگرای ایران دارد.
خودش در فیلم مستند «فیفی از خوشحالی زوزه میکشد» که درباره زندگی اوست، میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمدحبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد.
او در زمان اقامت خانوادگی در تهران، چندماهی در دانشگاه هنر تهران به تحصیل پرداخت. در همین زمان بود که به انجمن خروس جنگی که توسط جلیل ضیاپور تأسیس شده بود پیوست و برای مدتی ویراستار هفتهنامه ادبی هنری «پنجه خروس» بود. او از همین انجمن به جریان نوگرای ایران وارد شد که از اعضای آن نیمایوشیج، پدر شعرنوی فارسی، سهراب سپهری، هوشنگ ایرانی و غلامحسین غریب بودند. وی با بزرگان زمان خود مانند نیمایوشیج، فروغ فرخزاد و جلال آل احمد معاشرت داشت.
وی در سال ۱۳۳۳ به اروپا سفر کرد و در ایتالیا ساکن شد و در آکادمی هنر رم مدتی نزد فروچیو فراتزی به آموختن هنر مشغول شد. حاصل این دوره از زندگی او، چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج ایتالیا و شرکت در نمایشگاههایی چون بیینال (دو سالانه) ونیز، سائوپائولو و پاریس بود.
بازگشت به ایران:
او در سال ۱۳۴۲ به امید برپا کردن جنبشینو در هنر کشورش به ایران بازگشت و در نمایشگاهها و کنفرانسها و برنامههای متعددی شرکت کرد. محصص آثاری از پیراندلو، مالاپارته و کالوینو را از ایتالیایی و آثاری از اوژن یونسکو و ژان ژنه را از فرانسوی به فارسی ترجمه کرد.
صندلیها از بهمن محصص:
محصص از پیشگامان طراحی صحنه تئاتر در ایران بود؛ او نمایش صندلیها اثر اوژن یونسکو را به روی صحنه برد. او برای این نمایش تعدادی صندلی دکوراتیو و اکسپرسیو طراحی کرد که وقتی کنار هم قرار داده میشدند جنگلی آبستره را به ذهن متبادر میکردند. طراحی دیگر او برای تولید هنری چهارم از لوییجی پیراندلو به مناسبت صدسالگی آن بود که در آن فرمهای فلزی تندیسی در تضاد با پردههای ساده کیسهای قرار گرفته بود.
در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹) از ادامه فعالیت در ایران صرف نظر کرد و به رم بازگشت و در همانجا به ادامه زندگی و کار پرداخت. او در این دوران سفارش ساخت مجسمههایی را برای برپایی در تهران دریافت کرد، اما بسیاری از آثار عمومی او پس از انقلاب نابود شده یا آسیب دیدند و خود هنرمند نیز باقی کارهای خود در ایران را از بین برد.
در کارنامه هنری محصص، افزون بر نقاشی و مجسمهسازی، میتوان طراحی برای کتابها را نیز دید، که برای نمونه، طراحیهای کتاب «اورازان» نوشته جلال آل احمد کار اوست.
نقاشیهای آوانگارد بهمن محصص از آثار معتبر نقاشی مدرن ایران محسوب میشود.
محصص در نظرسنجی نوروز سال ۹۴ فصلنامه حرفه: هنرمند برای انتخاب ده هنرمند برگزیده هنر نوگرای ایران که بین صد هنرمند و هنرشناس انجام شد، در صدر فهرست هنرمندان نوگرای ایران از دهه بیست تا به امروز قرار گرفت.
بهمن محصص، گاهی به ایران سفر میکرد ولی سرانجام در ۸۰ سالگی در انزوای خودخواسته در ایتالیا درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۶ امرداد سالروز درگذشت #بهمن_محصص
( زاده ۱۰ اسفند ۱۳۰۹ رشت – درگذشته ۶ امرداد ۱۳۸۹ رم ) نقاش، مجسمهساز و مترجم
محصص از خاندانی مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند. به گفته حسین محجوبی «همه محصصها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیدهتر و خاصتر به نظر میرسید.» اردشیر محصص کارتونیست شهیر ایرانی پسر عموی او نیز جایگاهی رفیع در جریان نوگرای ایران دارد.
خودش در فیلم مستند «فیفی از خوشحالی زوزه میکشد» که درباره زندگی اوست، میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمدحبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد.
او در زمان اقامت خانوادگی در تهران، چندماهی در دانشگاه هنر تهران به تحصیل پرداخت. در همین زمان بود که به انجمن خروس جنگی که توسط جلیل ضیاپور تأسیس شده بود پیوست و برای مدتی ویراستار هفتهنامه ادبی هنری «پنجه خروس» بود. او از همین انجمن به جریان نوگرای ایران وارد شد که از اعضای آن نیمایوشیج، پدر شعرنوی فارسی، سهراب سپهری، هوشنگ ایرانی و غلامحسین غریب بودند. وی با بزرگان زمان خود مانند نیمایوشیج، فروغ فرخزاد و جلال آل احمد معاشرت داشت.
وی در سال ۱۳۳۳ به اروپا سفر کرد و در ایتالیا ساکن شد و در آکادمی هنر رم مدتی نزد فروچیو فراتزی به آموختن هنر مشغول شد. حاصل این دوره از زندگی او، چندین نمایشگاه گروهی و انفرادی در داخل و خارج ایتالیا و شرکت در نمایشگاههایی چون بیینال (دو سالانه) ونیز، سائوپائولو و پاریس بود.
بازگشت به ایران:
او در سال ۱۳۴۲ به امید برپا کردن جنبشینو در هنر کشورش به ایران بازگشت و در نمایشگاهها و کنفرانسها و برنامههای متعددی شرکت کرد. محصص آثاری از پیراندلو، مالاپارته و کالوینو را از ایتالیایی و آثاری از اوژن یونسکو و ژان ژنه را از فرانسوی به فارسی ترجمه کرد.
صندلیها از بهمن محصص:
محصص از پیشگامان طراحی صحنه تئاتر در ایران بود؛ او نمایش صندلیها اثر اوژن یونسکو را به روی صحنه برد. او برای این نمایش تعدادی صندلی دکوراتیو و اکسپرسیو طراحی کرد که وقتی کنار هم قرار داده میشدند جنگلی آبستره را به ذهن متبادر میکردند. طراحی دیگر او برای تولید هنری چهارم از لوییجی پیراندلو به مناسبت صدسالگی آن بود که در آن فرمهای فلزی تندیسی در تضاد با پردههای ساده کیسهای قرار گرفته بود.
در سال ۱۳۴۸ (۱۹۶۹) از ادامه فعالیت در ایران صرف نظر کرد و به رم بازگشت و در همانجا به ادامه زندگی و کار پرداخت. او در این دوران سفارش ساخت مجسمههایی را برای برپایی در تهران دریافت کرد، اما بسیاری از آثار عمومی او پس از انقلاب نابود شده یا آسیب دیدند و خود هنرمند نیز باقی کارهای خود در ایران را از بین برد.
در کارنامه هنری محصص، افزون بر نقاشی و مجسمهسازی، میتوان طراحی برای کتابها را نیز دید، که برای نمونه، طراحیهای کتاب «اورازان» نوشته جلال آل احمد کار اوست.
نقاشیهای آوانگارد بهمن محصص از آثار معتبر نقاشی مدرن ایران محسوب میشود.
محصص در نظرسنجی نوروز سال ۹۴ فصلنامه حرفه: هنرمند برای انتخاب ده هنرمند برگزیده هنر نوگرای ایران که بین صد هنرمند و هنرشناس انجام شد، در صدر فهرست هنرمندان نوگرای ایران از دهه بیست تا به امروز قرار گرفت.
بهمن محصص، گاهی به ایران سفر میکرد ولی سرانجام در ۸۰ سالگی در انزوای خودخواسته در ایتالیا درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
در آغاز کلمه نبود، خیال بود. در ابتدای زمان، غارنشینی خسته از تلاش روزانه، عصرگاه روی چمنزار دراز کشید و همینطور که به آسمان نگاه میکرد، تصاویری دید؛ شعر متولد شد.
🌿 #بهمن_محصص
شرح تصویر:
نیلبکزن، برنز، به ارتفاع ۴ متر ~ ۱۳۵۱
کاری از بهمن محصص،
در روزگاری که زینتبخش محوطهی تئاتر شهر بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
در آغاز کلمه نبود، خیال بود. در ابتدای زمان، غارنشینی خسته از تلاش روزانه، عصرگاه روی چمنزار دراز کشید و همینطور که به آسمان نگاه میکرد، تصاویری دید؛ شعر متولد شد.
🌿 #بهمن_محصص
شرح تصویر:
نیلبکزن، برنز، به ارتفاع ۴ متر ~ ۱۳۵۱
کاری از بهمن محصص،
در روزگاری که زینتبخش محوطهی تئاتر شهر بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
#سپاس_هنرمند_ایرانشهر_بزرگ
بپاس قدردانی ازهنرمندبزرگ
#بهمن_محصص_نازنین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
#سپاس_هنرمند_ایرانشهر_بزرگ
بپاس قدردانی ازهنرمندبزرگ
#بهمن_محصص_نازنین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
▪️معرفی و آثار بهمن محصص
به گزارش مجله اثرهنری به نقل از هنرگردی بهمن محصص در سال ۱۳۱۰ در خانوادهای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. خاندان محصص مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند و در محلهٔ پردسر این شهر اقامت داشتند. به گفتهٔ حسین محجوبی «همهٔ محصصها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیدهتر و خاصتر به نظر میرسید.»
ذوق و قریحه ی این هنری در این خاندان را نباید تنها در بهمن و اردشیر ( پسر عموی بهمن ) محصص جست و جو کنیم به روایت حسن محصصی بسیاری از اینان داری خطی خوش و دستی توانا در نقاشی بوده، قریحه ی شاعری نیز داشته اند.
خودش میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد، محمدی شاید آنچنان نقاش مهمی نبوده باشد اما محصص همواره در طول عمر خود از او با احترام یاد می کرد و به دید استادی توانمند به او می نگریسته است.
آیدین آغداشلو در این باره می گوید : بار اولی که محصص را دیدم ده سالم بود.پدرم مرا برده بود به کارگاه حبیب محمدی ، با ستایش و شگفتی نقاشی های آویخته بر دیوار را نگاه می کردم ، در کنج کارگاه پسر جوانی ، بی اعتنا به دور و برش و با دقت روی نقاشی بسیار بزرگی کار میکرد که جنگ دریایی سالامین را نشان می داد در میانه کار قلم مو را بر زمین نهاد و سرش را به آرامی به سوی من چرخاند و صورتش را دیدم؛ بینی برجسته بلندی داشت با پشت لبی بلند و چشمانی آبی رنگ و گرد و خیره مثل چشمان پرنده ای . با نگاهی نافذ که اعتبارش را به رخ می کشید و ستایش و احترام می طلبید .
پس از چندی و درس سال ۱۳۲۷ وارد تهران می شود در کنار همکاری با نشریات گوناگون و طراحی گرافیک برای آنها با جلیل ضیا پور آشنا می شود و هنر جدید اروپا را که او از تحصیل در فرانسه با خود به ایران آورده بود را فرا می گیرد و در کنار ضیا پور ،جوادی پور ، کاظمی انجمن خروس جنگیرا بنیان مینهند و مدتی را با آنها همکاری میکند و پس از تعطیلی خروس جنگی عوامل آن دست به انتشار چند مجله می زنند که یکی از آنها “پنجه خروس” بوده که محصص سر دبیری آن را عهده دار می گردد.
در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق و در هنگامه ی کودتای ۲۸ مرداد ، ایران را ترک می کند، درحالی که بستگانش گمان می کنند که به تبریز رفته ، از راه مرز زمینی راهی ترکیه شده و در آنجاست که پس از اطلاع خانواده سفر خود را آغاز می کند در ابتدا بسیار تمایل داشت به روسیه برود و حتی سفری به آنجا داشت ، اما دوام نیاورد هرچند که تصمیم اصلی اش فرانسه بود و آن را مهد هنر می دانست اما با منوچهر شیبانی و به بهانه مسیحی شدن به ایتالیا می رود و در رم ساکن می شود ، این واپسین سفر او به این شهر نبود وبعد ها بارها به آن شهر سفر کرد و در نهایت هم در آن شهر با زندگی وداع کرد.آغاز این سفر به هر بهانه ای که رخ داد سرآغاز زمینه ای برای فراگیری و کسب تجربه های هنری و گریز از فضای خفقان آور ایران بود.
در دهه ۴۰ محصص به ایران باز می گردد و فعالیتش را از سر می گیرد ،و در سال ۱۳۴۳ در تالار ایران نمایشگاهی از مجموعه آثار فی فی به نمایش می گذارد .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
▪️معرفی و آثار بهمن محصص
به گزارش مجله اثرهنری به نقل از هنرگردی بهمن محصص در سال ۱۳۱۰ در خانوادهای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. خاندان محصص مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند و در محلهٔ پردسر این شهر اقامت داشتند. به گفتهٔ حسین محجوبی «همهٔ محصصها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیدهتر و خاصتر به نظر میرسید.»
ذوق و قریحه ی این هنری در این خاندان را نباید تنها در بهمن و اردشیر ( پسر عموی بهمن ) محصص جست و جو کنیم به روایت حسن محصصی بسیاری از اینان داری خطی خوش و دستی توانا در نقاشی بوده، قریحه ی شاعری نیز داشته اند.
خودش میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد، محمدی شاید آنچنان نقاش مهمی نبوده باشد اما محصص همواره در طول عمر خود از او با احترام یاد می کرد و به دید استادی توانمند به او می نگریسته است.
آیدین آغداشلو در این باره می گوید : بار اولی که محصص را دیدم ده سالم بود.پدرم مرا برده بود به کارگاه حبیب محمدی ، با ستایش و شگفتی نقاشی های آویخته بر دیوار را نگاه می کردم ، در کنج کارگاه پسر جوانی ، بی اعتنا به دور و برش و با دقت روی نقاشی بسیار بزرگی کار میکرد که جنگ دریایی سالامین را نشان می داد در میانه کار قلم مو را بر زمین نهاد و سرش را به آرامی به سوی من چرخاند و صورتش را دیدم؛ بینی برجسته بلندی داشت با پشت لبی بلند و چشمانی آبی رنگ و گرد و خیره مثل چشمان پرنده ای . با نگاهی نافذ که اعتبارش را به رخ می کشید و ستایش و احترام می طلبید .
پس از چندی و درس سال ۱۳۲۷ وارد تهران می شود در کنار همکاری با نشریات گوناگون و طراحی گرافیک برای آنها با جلیل ضیا پور آشنا می شود و هنر جدید اروپا را که او از تحصیل در فرانسه با خود به ایران آورده بود را فرا می گیرد و در کنار ضیا پور ،جوادی پور ، کاظمی انجمن خروس جنگیرا بنیان مینهند و مدتی را با آنها همکاری میکند و پس از تعطیلی خروس جنگی عوامل آن دست به انتشار چند مجله می زنند که یکی از آنها “پنجه خروس” بوده که محصص سر دبیری آن را عهده دار می گردد.
در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق و در هنگامه ی کودتای ۲۸ مرداد ، ایران را ترک می کند، درحالی که بستگانش گمان می کنند که به تبریز رفته ، از راه مرز زمینی راهی ترکیه شده و در آنجاست که پس از اطلاع خانواده سفر خود را آغاز می کند در ابتدا بسیار تمایل داشت به روسیه برود و حتی سفری به آنجا داشت ، اما دوام نیاورد هرچند که تصمیم اصلی اش فرانسه بود و آن را مهد هنر می دانست اما با منوچهر شیبانی و به بهانه مسیحی شدن به ایتالیا می رود و در رم ساکن می شود ، این واپسین سفر او به این شهر نبود وبعد ها بارها به آن شهر سفر کرد و در نهایت هم در آن شهر با زندگی وداع کرد.آغاز این سفر به هر بهانه ای که رخ داد سرآغاز زمینه ای برای فراگیری و کسب تجربه های هنری و گریز از فضای خفقان آور ایران بود.
در دهه ۴۰ محصص به ایران باز می گردد و فعالیتش را از سر می گیرد ،و در سال ۱۳۴۳ در تالار ایران نمایشگاهی از مجموعه آثار فی فی به نمایش می گذارد .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
بهمن محصص که مدت طولانی از عمر خود را بیرون از ایران گذراند، هنرمندی بود صاحب یک شیوه، یک صدا، که هم به شدت ایرانی بود و هم اروپایی. در آثار محصص بارزترین نشانه مدرنیته فرهنگی او دیده میشود. به اعتقاد جوزپه سلواجی، منتقد برجسته ایتالیایی «میتوان هرچه را پیشتر دربارهاش به مثابه آفریننده گفته شده، تکرار کرد و باز هر بار به جلوه جدیدی از شخصیتش رسید» نمیتوان تصمیم گرفت که محصص را اول باید مجسمهساز خطاب کرد یا نقاش یا مترجم یا کارگردان. همه به یک اندازه توصیف محصصاند. او نمونه مشخصی از یک شخصیت روشنفکر ایرانی بود.
پرنده از نقش مایههای همیشگی آثار بهمن محصص است و از فضای ذهنی او جدا نمیشود. اولین پرندهها در طراحیها و نقاشیهای او ظاهر شده و با دوستی عمیق و ازلی محصص با نیما یوشیج پیوندی تنگاتنگ داشتند. جغد، مرغ ماهیخوار، کلاغ، عقاب، قو و یا فرم پرنده به طور عام، در مجسمههای او نیز به شکلهای مختلف تکرار شدهاند.
مجسمههای پرنده محصص، تفاوتی با انسانها، ماهیها، موجوادت اساطیری و طبیعتبیجانهایش ندارند؛ همگی حجمی درهمپیچیده و سنگین هستند. او به نحوی از ماده برنز استفاده میکرد که به تمامی، سنگینی و سختی خود را در حجمها نشان دهد. نکته مهم و تراژیک آن است که پرندههای محصص، پر پرواز ندارند. با وجود پاهای نازک و یا گاه گردنهای برافراشته یا بالهای گشوده، به پایه خود میخکوب شدهاند.
پرنده نمادی از اصالت، غرور، مهاجرت و یا گذر از مرزهاست و محصص در نقاشیهایش گاه آنها را در کنار ساحلی نشان میدهد و یا در مجسمههایش چون اثر حاضر میتوان مسیر نگاه پرنده را تا سمت افق آن سوی ساحل دنبال کرد، اما پرندههای او گویی شکل متجسد شده این شعر نیما هستند: «نه چشمها گشاده از او، بال از او نه وا / سر تا به پای، خشکی با جای و بیتکان / منقارهایش آتش، پرهای او طلا / شکل از مجسمه به نظر مینماید آن / وین مرغ دیگر، آنکه همه کارش خواندن است / از پای تا به سر همه میلرزد او به تن / نه رغبتش به سایه آن کاج ماندن است / نه طاقتش به رَستن از آن جای دلشکن»
ترجمه آثار نویسندگانی چون لوئیجی پیراندلو، اوژن یونسکو و ژان ژنه و همینطور کارگردانی تئاتر از دیگر فعالیت های هنری محصص در کنار نقاشی و مجسمه سازی محسوب میشود
او جزو نخستین نقاشان و هنرمندان ایرانی بود که نقاشی را به شیوه غربی آموختند و آن را با نگاهی شرقی آمیخت.
محصص از هنرمندان پیشکسوت هنرهای تجسمی ایران بود او یکی از۱۰نقاش برتر ایران بود ،شخصیتی فرهنگی داشت و در نقاشی، مجسمهسازی، تئاتر، ترجمه و شعر صاحبنظر بود.
در آثار او «بیسر بودن» و یا درگیریهای جسمی و مشکلات و ابتلائات فیزیکی به چشم میخورد و آثارش شامل افرادی است که «سرهای کوچک و بدنهای فربه» دارند و درکارهایش ، درگیریهای جسم انسان بسیار مطرح است. به علاوه کارهای اسطورهیی و تأثیرات هنر مدیترانهیی در دورهای از آثار او، کاملا مشهود است.
سر انجام بهمن محصص به دلیل عوارض ناشی از بیماری ریوی در ۶ مرداد ماه ۱۳۸۹ در سن ۷۹ سالگی در رم گذشت.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
بهمن محصص که مدت طولانی از عمر خود را بیرون از ایران گذراند، هنرمندی بود صاحب یک شیوه، یک صدا، که هم به شدت ایرانی بود و هم اروپایی. در آثار محصص بارزترین نشانه مدرنیته فرهنگی او دیده میشود. به اعتقاد جوزپه سلواجی، منتقد برجسته ایتالیایی «میتوان هرچه را پیشتر دربارهاش به مثابه آفریننده گفته شده، تکرار کرد و باز هر بار به جلوه جدیدی از شخصیتش رسید» نمیتوان تصمیم گرفت که محصص را اول باید مجسمهساز خطاب کرد یا نقاش یا مترجم یا کارگردان. همه به یک اندازه توصیف محصصاند. او نمونه مشخصی از یک شخصیت روشنفکر ایرانی بود.
پرنده از نقش مایههای همیشگی آثار بهمن محصص است و از فضای ذهنی او جدا نمیشود. اولین پرندهها در طراحیها و نقاشیهای او ظاهر شده و با دوستی عمیق و ازلی محصص با نیما یوشیج پیوندی تنگاتنگ داشتند. جغد، مرغ ماهیخوار، کلاغ، عقاب، قو و یا فرم پرنده به طور عام، در مجسمههای او نیز به شکلهای مختلف تکرار شدهاند.
مجسمههای پرنده محصص، تفاوتی با انسانها، ماهیها، موجوادت اساطیری و طبیعتبیجانهایش ندارند؛ همگی حجمی درهمپیچیده و سنگین هستند. او به نحوی از ماده برنز استفاده میکرد که به تمامی، سنگینی و سختی خود را در حجمها نشان دهد. نکته مهم و تراژیک آن است که پرندههای محصص، پر پرواز ندارند. با وجود پاهای نازک و یا گاه گردنهای برافراشته یا بالهای گشوده، به پایه خود میخکوب شدهاند.
پرنده نمادی از اصالت، غرور، مهاجرت و یا گذر از مرزهاست و محصص در نقاشیهایش گاه آنها را در کنار ساحلی نشان میدهد و یا در مجسمههایش چون اثر حاضر میتوان مسیر نگاه پرنده را تا سمت افق آن سوی ساحل دنبال کرد، اما پرندههای او گویی شکل متجسد شده این شعر نیما هستند: «نه چشمها گشاده از او، بال از او نه وا / سر تا به پای، خشکی با جای و بیتکان / منقارهایش آتش، پرهای او طلا / شکل از مجسمه به نظر مینماید آن / وین مرغ دیگر، آنکه همه کارش خواندن است / از پای تا به سر همه میلرزد او به تن / نه رغبتش به سایه آن کاج ماندن است / نه طاقتش به رَستن از آن جای دلشکن»
ترجمه آثار نویسندگانی چون لوئیجی پیراندلو، اوژن یونسکو و ژان ژنه و همینطور کارگردانی تئاتر از دیگر فعالیت های هنری محصص در کنار نقاشی و مجسمه سازی محسوب میشود
او جزو نخستین نقاشان و هنرمندان ایرانی بود که نقاشی را به شیوه غربی آموختند و آن را با نگاهی شرقی آمیخت.
محصص از هنرمندان پیشکسوت هنرهای تجسمی ایران بود او یکی از۱۰نقاش برتر ایران بود ،شخصیتی فرهنگی داشت و در نقاشی، مجسمهسازی، تئاتر، ترجمه و شعر صاحبنظر بود.
در آثار او «بیسر بودن» و یا درگیریهای جسمی و مشکلات و ابتلائات فیزیکی به چشم میخورد و آثارش شامل افرادی است که «سرهای کوچک و بدنهای فربه» دارند و درکارهایش ، درگیریهای جسم انسان بسیار مطرح است. به علاوه کارهای اسطورهیی و تأثیرات هنر مدیترانهیی در دورهای از آثار او، کاملا مشهود است.
سر انجام بهمن محصص به دلیل عوارض ناشی از بیماری ریوی در ۶ مرداد ماه ۱۳۸۹ در سن ۷۹ سالگی در رم گذشت.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity