🔴#معرفی #مجسمه_ساز
#البرتو_جاکومتی
خانوادهاش اهل هنر بودند و پدرش جوانی جاکومتی نقاش بود. در ژنو به مدرسه هنر رفت و در ۱۹۲۲ به پاریس رفت و زیر نظر یکی از دستیاران رودن کار کرد. در همانجا بود که با خوان میرو و ماکس ارنست و پیکاسو و بالتوس آشنا شد و کارهایی در سبکهای کوبیسم و سوررئالیسم خلق کرد. از اواخر دهه ۱۹۳۰ مجسمههایش را با دست و پا و بدن درازتر از معمول ساخت. در ۱۹۶۲ جایزه اول بینال ونیز را برد و به شهرت جهانی رسید.
آلبرتو جاکومتی در ۱۹۰۱ منطقه ایتالیاییزبان سوئیس به دنیا آمد ودر ژانویه ۱۹۶۶ درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
#البرتو_جاکومتی
خانوادهاش اهل هنر بودند و پدرش جوانی جاکومتی نقاش بود. در ژنو به مدرسه هنر رفت و در ۱۹۲۲ به پاریس رفت و زیر نظر یکی از دستیاران رودن کار کرد. در همانجا بود که با خوان میرو و ماکس ارنست و پیکاسو و بالتوس آشنا شد و کارهایی در سبکهای کوبیسم و سوررئالیسم خلق کرد. از اواخر دهه ۱۹۳۰ مجسمههایش را با دست و پا و بدن درازتر از معمول ساخت. در ۱۹۶۲ جایزه اول بینال ونیز را برد و به شهرت جهانی رسید.
آلبرتو جاکومتی در ۱۹۰۱ منطقه ایتالیاییزبان سوئیس به دنیا آمد ودر ژانویه ۱۹۶۶ درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#نقاشی
#مایکل_پارکز
#نقاش و #مجسمه_ساز آمریکایی ساکن اسپانیا که در زمینه هنر فانتزی و رئالیسم جادویی فعالیت میکند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#مایکل_پارکز
#نقاش و #مجسمه_ساز آمریکایی ساکن اسپانیا که در زمینه هنر فانتزی و رئالیسم جادویی فعالیت میکند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
#زادروز
#مجسمه_ساز
#الکساندر_کالدر
الکساندر کالدر (به انگلیسی: Alexander Calder) (۳۱ تیر ۱۲۷۷ - ۲۰ آبان ۱۳۵۵) #مجسمهساز و هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا بود.
🔘وی بیشتر برای اختراع مجسمه متحرک به شهرت رسید. علاوه بر مجسمههای متحرک و مجسمههای پایدار، الکساندر کالدر نقاشی، چاپ سنگی،اسباببازی، گوبلن و جواهر و صدها چیز دیگر را نیز ایجاد کردهاست.
💢بهترین راه برای نزدیکی جستن به هنر الکساندر کالدر، رویکرد و واکنش متقابل نسبت به آثار او است. بدین معنی که باید با آن بدون دیدگاههای روشنفکرانه روبرو شد. در سایه کلمات یا از لابه لای کارهایش میتوان دریافت که - نسبت به سایر هنرمندان قرن بیستم- در نهایت سادگی، به حقیقت مطلق زیبایی پرداخته است.
🔘او همچنین اولین مجسمهسازی است که در طی تاریخ طولانی هنر، بعد چهارمی را به وجود آورده: زمان به عنوان سیری در فضا؛ این بدین معنی نیست که ابتکارات او محدود به پیکرههای متحرک (Mobiles) اوست. بلکه مجموعههای عالی پیکرههای غیرمتحرک او (Stabiles) نیز امروز در آسمان مناطق گوناگون جهان همان شاعرانگی را در بالاترین سطح قدرت و توانایی دارند و در مقام توانایی نمایش تعادل و حرکت غیرقابل تصور هستند.
🔻این روش خاص اوست که گاهی ورقههای فلز را با نقاط تیز و گاهی با انحنای ملایم چنان برش میدهد که بر شکوه و جذابیت آنها بیآنکه که سطحی و ساده باشند میافزایند. اشکالی ساده و در عین حال جالب توجه و گیرا؛ درک پیچیدگی اشکالی که کالدر میآفریند و همواره به صورتی بدیع در سنت هنر غربی وجود داشته است، احساسی نامیرا و جوان و سرزنده را به نمایش میگذارد. بیش از همیشه، به تعبیر کالدر، هنرمند حدواسطی بین فراگیر بودن و قابل درک بودن است و ارتباط او با مخاطب متعادل است و با نظری متافیزیکی به جهان، آثارش را میسازد. دنیای زیبایی که او در قالب تصویر ارائه میدهد، همگی از اشکال ساده، عناصر طبیعی و عجایب پنهان و آشکار طبیعت سر چشمه میگیرند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
#زادروز
#مجسمه_ساز
#الکساندر_کالدر
الکساندر کالدر (به انگلیسی: Alexander Calder) (۳۱ تیر ۱۲۷۷ - ۲۰ آبان ۱۳۵۵) #مجسمهساز و هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا بود.
🔘وی بیشتر برای اختراع مجسمه متحرک به شهرت رسید. علاوه بر مجسمههای متحرک و مجسمههای پایدار، الکساندر کالدر نقاشی، چاپ سنگی،اسباببازی، گوبلن و جواهر و صدها چیز دیگر را نیز ایجاد کردهاست.
💢بهترین راه برای نزدیکی جستن به هنر الکساندر کالدر، رویکرد و واکنش متقابل نسبت به آثار او است. بدین معنی که باید با آن بدون دیدگاههای روشنفکرانه روبرو شد. در سایه کلمات یا از لابه لای کارهایش میتوان دریافت که - نسبت به سایر هنرمندان قرن بیستم- در نهایت سادگی، به حقیقت مطلق زیبایی پرداخته است.
🔘او همچنین اولین مجسمهسازی است که در طی تاریخ طولانی هنر، بعد چهارمی را به وجود آورده: زمان به عنوان سیری در فضا؛ این بدین معنی نیست که ابتکارات او محدود به پیکرههای متحرک (Mobiles) اوست. بلکه مجموعههای عالی پیکرههای غیرمتحرک او (Stabiles) نیز امروز در آسمان مناطق گوناگون جهان همان شاعرانگی را در بالاترین سطح قدرت و توانایی دارند و در مقام توانایی نمایش تعادل و حرکت غیرقابل تصور هستند.
🔻این روش خاص اوست که گاهی ورقههای فلز را با نقاط تیز و گاهی با انحنای ملایم چنان برش میدهد که بر شکوه و جذابیت آنها بیآنکه که سطحی و ساده باشند میافزایند. اشکالی ساده و در عین حال جالب توجه و گیرا؛ درک پیچیدگی اشکالی که کالدر میآفریند و همواره به صورتی بدیع در سنت هنر غربی وجود داشته است، احساسی نامیرا و جوان و سرزنده را به نمایش میگذارد. بیش از همیشه، به تعبیر کالدر، هنرمند حدواسطی بین فراگیر بودن و قابل درک بودن است و ارتباط او با مخاطب متعادل است و با نظری متافیزیکی به جهان، آثارش را میسازد. دنیای زیبایی که او در قالب تصویر ارائه میدهد، همگی از اشکال ساده، عناصر طبیعی و عجایب پنهان و آشکار طبیعت سر چشمه میگیرند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#معرفی_هنرمند
#مجسمه_ساز
#استاد_احد_حسینی
احد حسینی در ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ در کوزرخانا (کویِکوزهگر خانه، تبریز) متولد شد. پدرش سرپرست اتحادیه گرمابهداران شهر و معتمد محل بود.
در سالهایِ آشفته تاریخِ ایران پس ازجنگ جهانی دوم، خانواده حسینی در فقر شدید زتدگی میکرد. احد تمایلی به رفتن به مدرسه نداشت. زنی بنام ماهپاره خانم وی را با بچههای خود به دبستان ویجویه میبرد. احد بچهای لاغر و از نظر جسمانی بسیار ناتوان بود. این بچه درمانده اغلب در بازیهای کودکانه ، در دویدنها و گریختنها بر زمین میافتاد و صدمه میدید. دررفتگی انگشتان دست و پا همیشه با او بود. روزی در سال ۱۳۳۲ هر دو دست احد دچار دررفتگی شد و ناگزیر هر دو دست او را بسته و با پارچه از گردنش آویزان کردند. چنین بچهای نمیتوانست شاگرد خوبی باشد. احد حسینی دانش آموز تنبل دبستان بود، اما در نقاشی خیلی خوب بود. احد تقلیدگری هنری را از مادرش به ارث برده بود. مادر احد حافظه تصویری تیزی داشت، هر وقت در خیابان لباسی را بر اندام زنی میدید و میپسندید، همان لباس را در خانه میدوخت. احد در سال ۱۳۳۶ دوره شش ساله دبستان را به پایان رساند و وارد دبیرستان شد.
احد حسینی سه سالِ سیکل اول دبیرستان را با زحمت در دبیرستان فردوسی و در پنج سال بپایان رساند و در کلاس هفتم و هشتم رد شد. سیکل دوم دبیرستان را در رشته علوم طبیعی (علوم تجربی) شروع کرد. ناتوانی جسمی و درسی همچنان ادامه داشت.
در سال ۱۳۴۲ در دبیرستان فردوسی یک مسابقه نقاشی میان دانشآموزان دبیرستان برگزار شد. احد حسینی برنده مسابقه شد. برنده شدن احد، دبیران دبیرستان را شگفتزده کرد. او دانش آموز شناخته شدهای نبود. این رویداد سبب شد احد حسینی استعداد شگرف خویش را در هنر کشف کرد. در همان سال روزی در کلاس چهره دبیر علوم را نقاشی کرد و دبیر گرامی نیم ساعت از کلاس را در ستایش از کار احد سخن گفت. معلم به احد گفت که او رافائل خواهد شد تا اینکه با شوقی جدید ادامه تحصیل داد و در خرداد ۱۳۴۵ دیپلم گرفت.
احد حسینی در آبان سال ۱۳۴۵ به خدمت سربازی رفت. پس از دو ماه آموزش نظامی، به عنوان سپاهی دانش در روستایِ مازا رُستاق (دهکدهیِ عسل) شهر ساری مشغول تدریس شد. سرسبزیِ زیبای روستا و وقت آزاد کافی سبب شد تا وی به مطالعه بپردازد. در آن چهارده ماه سپاهی دانشی، درسهایی از فلسفه، جامعه شناسی، هنر و بیوگرافی مردان بزرگ را میخواند. او شیفته کسانی بودکه از فقر سر بر آورده بودند. مازاریک (رئیس جمهور چکسلواکی)، آرتور شوپنهاور، آبراهام لینکلن و هنرمند برتر میکلآنژ و کسانی دیگر محبوب ذهن حسینی شده بودند و اتاقِ کوچک روستایی با عکس این بزرگان آراسته شده بود. در همان سالهای خلوت، احد حسینی حس دیگری را در وجود خویش کشف کرد.
وی پس از پایان خدمت سربازی، به مجسمهسازی علاقه مند شد و با گلِ رس به ساختن نیم تنههایِ انیشتین، دکتر شوایتزر، برتراند راسل، بتهوون و روسو پرداخت. سپس به تهران رفت و در کارگاه پرویز تناولی سرگرم کار مجسمه سازی شد. سرگردانی و یادگیری کار تا ۲۸ سالگی یعنی تا سال ۱۳۵۱ ادامه یافت و آنگاه به تشویق پرویز تناولی و با کمک مالی برادرش (مهندس اصغر حسینی) به ایتالیا رفت. احد حسینی دو ماه را در شهر رُم و دو ماه را در شهر پروجا سپری کرد، سپس به شهر فلورانس رفت. نخست، مدت سه ماه در کارخانه سرامیک سازی شهر کار کرد و سپس به آکادمی هنرهای زیبای شهر فلورانس در خیابان «ویا دل آرتیست» (خیابان هنرمندان) وارد شد. در آکادمی زیر نظر استاد «برتی» تحصیل و کار را آغاز کرد. در همان زمان ماسک میکلآنژ را از مرمر ساخت.
او در یک سالِ زندگی در ایتالیا همواره با فکری سرگرم بود. او میخواست شخصیتی بزرگ همچون میکلآنژ بشود. میدانست که برای میکلآنژ شدن انجام کاری فراعادی لازم است. ساعتها روی پلههایِ کلیسای دومو مینشست و به موضوعی برای کار میاندیشید. سرانجام سحرگاه روزی در حالتی بین خواب و بیداری اندیشه ساخت «مجسمه زندگی» در ذهنش پدیدار شد.
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#معرفی_هنرمند
#مجسمه_ساز
#استاد_احد_حسینی
احد حسینی در ۲۳ مرداد ۱۳۲۳ در کوزرخانا (کویِکوزهگر خانه، تبریز) متولد شد. پدرش سرپرست اتحادیه گرمابهداران شهر و معتمد محل بود.
در سالهایِ آشفته تاریخِ ایران پس ازجنگ جهانی دوم، خانواده حسینی در فقر شدید زتدگی میکرد. احد تمایلی به رفتن به مدرسه نداشت. زنی بنام ماهپاره خانم وی را با بچههای خود به دبستان ویجویه میبرد. احد بچهای لاغر و از نظر جسمانی بسیار ناتوان بود. این بچه درمانده اغلب در بازیهای کودکانه ، در دویدنها و گریختنها بر زمین میافتاد و صدمه میدید. دررفتگی انگشتان دست و پا همیشه با او بود. روزی در سال ۱۳۳۲ هر دو دست احد دچار دررفتگی شد و ناگزیر هر دو دست او را بسته و با پارچه از گردنش آویزان کردند. چنین بچهای نمیتوانست شاگرد خوبی باشد. احد حسینی دانش آموز تنبل دبستان بود، اما در نقاشی خیلی خوب بود. احد تقلیدگری هنری را از مادرش به ارث برده بود. مادر احد حافظه تصویری تیزی داشت، هر وقت در خیابان لباسی را بر اندام زنی میدید و میپسندید، همان لباس را در خانه میدوخت. احد در سال ۱۳۳۶ دوره شش ساله دبستان را به پایان رساند و وارد دبیرستان شد.
احد حسینی سه سالِ سیکل اول دبیرستان را با زحمت در دبیرستان فردوسی و در پنج سال بپایان رساند و در کلاس هفتم و هشتم رد شد. سیکل دوم دبیرستان را در رشته علوم طبیعی (علوم تجربی) شروع کرد. ناتوانی جسمی و درسی همچنان ادامه داشت.
در سال ۱۳۴۲ در دبیرستان فردوسی یک مسابقه نقاشی میان دانشآموزان دبیرستان برگزار شد. احد حسینی برنده مسابقه شد. برنده شدن احد، دبیران دبیرستان را شگفتزده کرد. او دانش آموز شناخته شدهای نبود. این رویداد سبب شد احد حسینی استعداد شگرف خویش را در هنر کشف کرد. در همان سال روزی در کلاس چهره دبیر علوم را نقاشی کرد و دبیر گرامی نیم ساعت از کلاس را در ستایش از کار احد سخن گفت. معلم به احد گفت که او رافائل خواهد شد تا اینکه با شوقی جدید ادامه تحصیل داد و در خرداد ۱۳۴۵ دیپلم گرفت.
احد حسینی در آبان سال ۱۳۴۵ به خدمت سربازی رفت. پس از دو ماه آموزش نظامی، به عنوان سپاهی دانش در روستایِ مازا رُستاق (دهکدهیِ عسل) شهر ساری مشغول تدریس شد. سرسبزیِ زیبای روستا و وقت آزاد کافی سبب شد تا وی به مطالعه بپردازد. در آن چهارده ماه سپاهی دانشی، درسهایی از فلسفه، جامعه شناسی، هنر و بیوگرافی مردان بزرگ را میخواند. او شیفته کسانی بودکه از فقر سر بر آورده بودند. مازاریک (رئیس جمهور چکسلواکی)، آرتور شوپنهاور، آبراهام لینکلن و هنرمند برتر میکلآنژ و کسانی دیگر محبوب ذهن حسینی شده بودند و اتاقِ کوچک روستایی با عکس این بزرگان آراسته شده بود. در همان سالهای خلوت، احد حسینی حس دیگری را در وجود خویش کشف کرد.
وی پس از پایان خدمت سربازی، به مجسمهسازی علاقه مند شد و با گلِ رس به ساختن نیم تنههایِ انیشتین، دکتر شوایتزر، برتراند راسل، بتهوون و روسو پرداخت. سپس به تهران رفت و در کارگاه پرویز تناولی سرگرم کار مجسمه سازی شد. سرگردانی و یادگیری کار تا ۲۸ سالگی یعنی تا سال ۱۳۵۱ ادامه یافت و آنگاه به تشویق پرویز تناولی و با کمک مالی برادرش (مهندس اصغر حسینی) به ایتالیا رفت. احد حسینی دو ماه را در شهر رُم و دو ماه را در شهر پروجا سپری کرد، سپس به شهر فلورانس رفت. نخست، مدت سه ماه در کارخانه سرامیک سازی شهر کار کرد و سپس به آکادمی هنرهای زیبای شهر فلورانس در خیابان «ویا دل آرتیست» (خیابان هنرمندان) وارد شد. در آکادمی زیر نظر استاد «برتی» تحصیل و کار را آغاز کرد. در همان زمان ماسک میکلآنژ را از مرمر ساخت.
او در یک سالِ زندگی در ایتالیا همواره با فکری سرگرم بود. او میخواست شخصیتی بزرگ همچون میکلآنژ بشود. میدانست که برای میکلآنژ شدن انجام کاری فراعادی لازم است. ساعتها روی پلههایِ کلیسای دومو مینشست و به موضوعی برای کار میاندیشید. سرانجام سحرگاه روزی در حالتی بین خواب و بیداری اندیشه ساخت «مجسمه زندگی» در ذهنش پدیدار شد.
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#معرفی_هنرمند
#مجسمه_ساز
#استاد_جعفر_نجیبی
متولد: سال ۱۳۳۲ – شهرستان خوی تحصیلات : فارغ التحصیل دانشكده هنرهای زیبا (هنرهای تجسمی) و لیسانس مجسمه سازی :فعالیتها تدریس در دانشگاه الزهرا تدریس در دانشگاه سوره تدریس در دانشگاه آزاد تدریس در مراكز تربیت معلم تدریس در هنرستان هنرهای زیبا تدریس در موزه تزئینی ایران میراث فرهنگی :فعالیتهای هنری طراحی واجرای طرح سكه بهار آزادی به سفارش بانك مركزی طراحی واجرای مجسمه هفت دلفین در شهر خوی طراحی واجرای مجسمه های به شكل سیب وانگوربرای شهر ارومیه طراحی واجرای مجسمه به ارتفاع ۶ متر در شهر وان تركیه طراحی واجرای مجسمه به ارتفاع ۵ متر در شهر اگدپر تركیه طراحی واجرای پرتره شمس تبریزی نسب در شهرستان خوی طراحی واجرای مجسمه بسیجی در شهرستان خوی طراحی واجرای قوزی به ارتفاع ۸ متر وپهنا۶ متر در شهربازی قدس طراحی واجرای پرتره ۴عدداز مفاخر فرهنگی , نصب در ورودی موزه تهرانشناسی در تهران طراحی ونصب مجسمه سیب به تعداد ۸عدددرشهرستان میاندوآب طراحی واجرای مجسمه شاعرارمنی از جنس برنز, نصب در ورودی موزه جلفای شهر اصفهان طراحی واجرای مجسمه آرام گمرك ونقش برجسته در شهرجلفای تبریز بیش از ۱۰ سال فعالیت مطبوعاتی طراحی گرافیك كیهان جمهوری – مجله كیهان فرهنگی- مجله یول- كیهان ورزشی-كیهان هوایی وغیره چاپ بیش از ۷۰۰ طراحی در مطبوعات كشور طراحی واجرای بیش از بیست جلد كتاب ومجله وچاپ آن در مطبوعات :نمایشگاهها شركت در بینال مجسمه سازی در سال ۱۳۷۹ در موزه معاصر شركت در بینال سفال در سال ۱۳۸۰ شركت در بیش از ۲۰ نمایشگاه گروهی وانفرادی برگزاری نمایشگاه در فرهنگسرای ابن سینا در سالهای ۱۳۷۸ و۱۳۷۹.
#آثار_استاد
• طراح سکه بهار آزادی بانک مرکزی در سال ۷۲
• سردیس جلال آلاحمد به سفارش انجمن مفاخر ایران از جنس برنز - این مجسمه در محوطه ورودی موزه تهرانشناسی در خیابان نواب قرار گرفتهاست.
• یک اثر هفت متری متشکل از هفت دلفین
• سردیس استاد محمد معین
• سردیس شمس تبریزی
• سردیس حافظ
• سردیس کمالالدین بهزاد
• سردیس دهخدا
• سردیس شهید نجات اللهی
• سردیس تختی
• مجسمههای به شکل سیب وانگوربرای شهرستان ارومیه
• اثرحجمی گربهها به ارتفاع ۶ متر در شهر وان ترکیه
• طراحی واجرای مجسمه به ارتفاع ۵ متر در شهر اگدپر ترکیه
• طراحی واجرای مجسمه بسیجی در شهرستان خوی
• مجسمه ۵ متری متفکر دراصفهان
• تندیس یک نوازنده در پارک هنرمندان
• تندیس نام علی بن ابیطالب که در فضای خالی آن فردی در حال نماز خواندن است و از زاویه دیگراین تندیس فرم شمشیر دیده میشود.
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#معرفی_هنرمند
#مجسمه_ساز
#استاد_جعفر_نجیبی
متولد: سال ۱۳۳۲ – شهرستان خوی تحصیلات : فارغ التحصیل دانشكده هنرهای زیبا (هنرهای تجسمی) و لیسانس مجسمه سازی :فعالیتها تدریس در دانشگاه الزهرا تدریس در دانشگاه سوره تدریس در دانشگاه آزاد تدریس در مراكز تربیت معلم تدریس در هنرستان هنرهای زیبا تدریس در موزه تزئینی ایران میراث فرهنگی :فعالیتهای هنری طراحی واجرای طرح سكه بهار آزادی به سفارش بانك مركزی طراحی واجرای مجسمه هفت دلفین در شهر خوی طراحی واجرای مجسمه های به شكل سیب وانگوربرای شهر ارومیه طراحی واجرای مجسمه به ارتفاع ۶ متر در شهر وان تركیه طراحی واجرای مجسمه به ارتفاع ۵ متر در شهر اگدپر تركیه طراحی واجرای پرتره شمس تبریزی نسب در شهرستان خوی طراحی واجرای مجسمه بسیجی در شهرستان خوی طراحی واجرای قوزی به ارتفاع ۸ متر وپهنا۶ متر در شهربازی قدس طراحی واجرای پرتره ۴عدداز مفاخر فرهنگی , نصب در ورودی موزه تهرانشناسی در تهران طراحی ونصب مجسمه سیب به تعداد ۸عدددرشهرستان میاندوآب طراحی واجرای مجسمه شاعرارمنی از جنس برنز, نصب در ورودی موزه جلفای شهر اصفهان طراحی واجرای مجسمه آرام گمرك ونقش برجسته در شهرجلفای تبریز بیش از ۱۰ سال فعالیت مطبوعاتی طراحی گرافیك كیهان جمهوری – مجله كیهان فرهنگی- مجله یول- كیهان ورزشی-كیهان هوایی وغیره چاپ بیش از ۷۰۰ طراحی در مطبوعات كشور طراحی واجرای بیش از بیست جلد كتاب ومجله وچاپ آن در مطبوعات :نمایشگاهها شركت در بینال مجسمه سازی در سال ۱۳۷۹ در موزه معاصر شركت در بینال سفال در سال ۱۳۸۰ شركت در بیش از ۲۰ نمایشگاه گروهی وانفرادی برگزاری نمایشگاه در فرهنگسرای ابن سینا در سالهای ۱۳۷۸ و۱۳۷۹.
#آثار_استاد
• طراح سکه بهار آزادی بانک مرکزی در سال ۷۲
• سردیس جلال آلاحمد به سفارش انجمن مفاخر ایران از جنس برنز - این مجسمه در محوطه ورودی موزه تهرانشناسی در خیابان نواب قرار گرفتهاست.
• یک اثر هفت متری متشکل از هفت دلفین
• سردیس استاد محمد معین
• سردیس شمس تبریزی
• سردیس حافظ
• سردیس کمالالدین بهزاد
• سردیس دهخدا
• سردیس شهید نجات اللهی
• سردیس تختی
• مجسمههای به شکل سیب وانگوربرای شهرستان ارومیه
• اثرحجمی گربهها به ارتفاع ۶ متر در شهر وان ترکیه
• طراحی واجرای مجسمه به ارتفاع ۵ متر در شهر اگدپر ترکیه
• طراحی واجرای مجسمه بسیجی در شهرستان خوی
• مجسمه ۵ متری متفکر دراصفهان
• تندیس یک نوازنده در پارک هنرمندان
• تندیس نام علی بن ابیطالب که در فضای خالی آن فردی در حال نماز خواندن است و از زاویه دیگراین تندیس فرم شمشیر دیده میشود.
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🔴#معرفی_هنرمند
#مجسمه_ساز
#هادی_ضياء_الدینی
هادی ضياءالدینی یکی از مجسمهسازان مشهور سنندج است. علی تاجیک به دیدن کارگاه مجسمهسازی او رفته و از برخی کارهای او عکس گرفته است. این کارگاه در عمارت خسروآباد سنندج قرار دارد.
هادی ضياءالدینی، مجسمهساز در سال ۱۳۳۵ در سنندج متولد شد.ضياءالدینی در سال ۱۳۵۶ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد.هادی ضياءالدینی در بسیاری از شهرهای ایران مانند تهران، سنندج، اصفهان، تبریز، ایلام، همدان، مهاباد، سقز، مریوان، بانه، قشم، چابهار، کرمانشاه، اشنویه، بیجار و دیواندره نمایشگاه داشته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#مجسمه_ساز
#هادی_ضياء_الدینی
هادی ضياءالدینی یکی از مجسمهسازان مشهور سنندج است. علی تاجیک به دیدن کارگاه مجسمهسازی او رفته و از برخی کارهای او عکس گرفته است. این کارگاه در عمارت خسروآباد سنندج قرار دارد.
هادی ضياءالدینی، مجسمهساز در سال ۱۳۳۵ در سنندج متولد شد.ضياءالدینی در سال ۱۳۵۶ وارد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد.هادی ضياءالدینی در بسیاری از شهرهای ایران مانند تهران، سنندج، اصفهان، تبریز، ایلام، همدان، مهاباد، سقز، مریوان، بانه، قشم، چابهار، کرمانشاه، اشنویه، بیجار و دیواندره نمایشگاه داشته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#آثار
🗿#مجسمه_ساز
▪️آنتونی گورملی Antony Gormley
مجسمه ساز انگلیسی متولد ۱۹۵۰
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🗿#مجسمه_ساز
▪️آنتونی گورملی Antony Gormley
مجسمه ساز انگلیسی متولد ۱۹۵۰
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#آثار
🗿#مجسمه_ساز
▪️آنتونی گورملی Antony Gormley
مجسمه ساز انگلیسی متولد ۱۹۵۰
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🗿#مجسمه_ساز
▪️آنتونی گورملی Antony Gormley
مجسمه ساز انگلیسی متولد ۱۹۵۰
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#آثار
🗿#مجسمه_ساز
▪️آنتونی گورملی Antony Gormley
مجسمه ساز انگلیسی متولد ۱۹۵۰
مجسمه عظیم او با نام "فرشته شمال" ارتفاعی ۲۰ متری دارد، با دستهایی که به شکل بال هواپیما و به عرض ۵۴ متر باز شدهاند، در حوالی شهر نیوکاسل مستقر شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🗿#مجسمه_ساز
▪️آنتونی گورملی Antony Gormley
مجسمه ساز انگلیسی متولد ۱۹۵۰
مجسمه عظیم او با نام "فرشته شمال" ارتفاعی ۲۰ متری دارد، با دستهایی که به شکل بال هواپیما و به عرض ۵۴ متر باز شدهاند، در حوالی شهر نیوکاسل مستقر شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عکاسی
اثار #عکاسی بسیار هنرمندانه
از هنرمند عکاس و #مجسمه_ساز از کشورلهستان
#مالگوراتزا_چداكوفسكا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#عکاسی
اثار #عکاسی بسیار هنرمندانه
از هنرمند عکاس و #مجسمه_ساز از کشورلهستان
#مالگوراتزا_چداكوفسكا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
#سپاس_هنرمند_ایرانشهر_بزرگ
بپاس قدردانی ازهنرمندبزرگ
#بهمن_محصص_نازنین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
#سپاس_هنرمند_ایرانشهر_بزرگ
بپاس قدردانی ازهنرمندبزرگ
#بهمن_محصص_نازنین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
▪️معرفی و آثار بهمن محصص
به گزارش مجله اثرهنری به نقل از هنرگردی بهمن محصص در سال ۱۳۱۰ در خانوادهای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. خاندان محصص مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند و در محلهٔ پردسر این شهر اقامت داشتند. به گفتهٔ حسین محجوبی «همهٔ محصصها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیدهتر و خاصتر به نظر میرسید.»
ذوق و قریحه ی این هنری در این خاندان را نباید تنها در بهمن و اردشیر ( پسر عموی بهمن ) محصص جست و جو کنیم به روایت حسن محصصی بسیاری از اینان داری خطی خوش و دستی توانا در نقاشی بوده، قریحه ی شاعری نیز داشته اند.
خودش میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد، محمدی شاید آنچنان نقاش مهمی نبوده باشد اما محصص همواره در طول عمر خود از او با احترام یاد می کرد و به دید استادی توانمند به او می نگریسته است.
آیدین آغداشلو در این باره می گوید : بار اولی که محصص را دیدم ده سالم بود.پدرم مرا برده بود به کارگاه حبیب محمدی ، با ستایش و شگفتی نقاشی های آویخته بر دیوار را نگاه می کردم ، در کنج کارگاه پسر جوانی ، بی اعتنا به دور و برش و با دقت روی نقاشی بسیار بزرگی کار میکرد که جنگ دریایی سالامین را نشان می داد در میانه کار قلم مو را بر زمین نهاد و سرش را به آرامی به سوی من چرخاند و صورتش را دیدم؛ بینی برجسته بلندی داشت با پشت لبی بلند و چشمانی آبی رنگ و گرد و خیره مثل چشمان پرنده ای . با نگاهی نافذ که اعتبارش را به رخ می کشید و ستایش و احترام می طلبید .
پس از چندی و درس سال ۱۳۲۷ وارد تهران می شود در کنار همکاری با نشریات گوناگون و طراحی گرافیک برای آنها با جلیل ضیا پور آشنا می شود و هنر جدید اروپا را که او از تحصیل در فرانسه با خود به ایران آورده بود را فرا می گیرد و در کنار ضیا پور ،جوادی پور ، کاظمی انجمن خروس جنگیرا بنیان مینهند و مدتی را با آنها همکاری میکند و پس از تعطیلی خروس جنگی عوامل آن دست به انتشار چند مجله می زنند که یکی از آنها “پنجه خروس” بوده که محصص سر دبیری آن را عهده دار می گردد.
در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق و در هنگامه ی کودتای ۲۸ مرداد ، ایران را ترک می کند، درحالی که بستگانش گمان می کنند که به تبریز رفته ، از راه مرز زمینی راهی ترکیه شده و در آنجاست که پس از اطلاع خانواده سفر خود را آغاز می کند در ابتدا بسیار تمایل داشت به روسیه برود و حتی سفری به آنجا داشت ، اما دوام نیاورد هرچند که تصمیم اصلی اش فرانسه بود و آن را مهد هنر می دانست اما با منوچهر شیبانی و به بهانه مسیحی شدن به ایتالیا می رود و در رم ساکن می شود ، این واپسین سفر او به این شهر نبود وبعد ها بارها به آن شهر سفر کرد و در نهایت هم در آن شهر با زندگی وداع کرد.آغاز این سفر به هر بهانه ای که رخ داد سرآغاز زمینه ای برای فراگیری و کسب تجربه های هنری و گریز از فضای خفقان آور ایران بود.
در دهه ۴۰ محصص به ایران باز می گردد و فعالیتش را از سر می گیرد ،و در سال ۱۳۴۳ در تالار ایران نمایشگاهی از مجموعه آثار فی فی به نمایش می گذارد .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
▪️معرفی و آثار بهمن محصص
به گزارش مجله اثرهنری به نقل از هنرگردی بهمن محصص در سال ۱۳۱۰ در خانوادهای لاهیجانی در رشت به دنیا آمد. خاندان محصص مشتمل بر حدود ۱۵ خانواده بود که از مالکین لاهیجان و در کار تجارت چای و ابریشم بودند و در محلهٔ پردسر این شهر اقامت داشتند. به گفتهٔ حسین محجوبی «همهٔ محصصها کاراکتر غریبی داشتند ولی بهمن از همه پیچیدهتر و خاصتر به نظر میرسید.»
ذوق و قریحه ی این هنری در این خاندان را نباید تنها در بهمن و اردشیر ( پسر عموی بهمن ) محصص جست و جو کنیم به روایت حسن محصصی بسیاری از اینان داری خطی خوش و دستی توانا در نقاشی بوده، قریحه ی شاعری نیز داشته اند.
خودش میگوید نسبش از طرف پدر به مغولها و از طرف مادر به قاجارها میرسد. در ۱۴ سالگی در کارگاه و نمایشگاه محمد حبیب محمدی، نقاش گیلانی که هنر را در آکادمی هنر مسکو فراگرفته بود، شروع به کار کرد، محمدی شاید آنچنان نقاش مهمی نبوده باشد اما محصص همواره در طول عمر خود از او با احترام یاد می کرد و به دید استادی توانمند به او می نگریسته است.
آیدین آغداشلو در این باره می گوید : بار اولی که محصص را دیدم ده سالم بود.پدرم مرا برده بود به کارگاه حبیب محمدی ، با ستایش و شگفتی نقاشی های آویخته بر دیوار را نگاه می کردم ، در کنج کارگاه پسر جوانی ، بی اعتنا به دور و برش و با دقت روی نقاشی بسیار بزرگی کار میکرد که جنگ دریایی سالامین را نشان می داد در میانه کار قلم مو را بر زمین نهاد و سرش را به آرامی به سوی من چرخاند و صورتش را دیدم؛ بینی برجسته بلندی داشت با پشت لبی بلند و چشمانی آبی رنگ و گرد و خیره مثل چشمان پرنده ای . با نگاهی نافذ که اعتبارش را به رخ می کشید و ستایش و احترام می طلبید .
پس از چندی و درس سال ۱۳۲۷ وارد تهران می شود در کنار همکاری با نشریات گوناگون و طراحی گرافیک برای آنها با جلیل ضیا پور آشنا می شود و هنر جدید اروپا را که او از تحصیل در فرانسه با خود به ایران آورده بود را فرا می گیرد و در کنار ضیا پور ،جوادی پور ، کاظمی انجمن خروس جنگیرا بنیان مینهند و مدتی را با آنها همکاری میکند و پس از تعطیلی خروس جنگی عوامل آن دست به انتشار چند مجله می زنند که یکی از آنها “پنجه خروس” بوده که محصص سر دبیری آن را عهده دار می گردد.
در دوران نخست وزیری دکتر محمد مصدق و در هنگامه ی کودتای ۲۸ مرداد ، ایران را ترک می کند، درحالی که بستگانش گمان می کنند که به تبریز رفته ، از راه مرز زمینی راهی ترکیه شده و در آنجاست که پس از اطلاع خانواده سفر خود را آغاز می کند در ابتدا بسیار تمایل داشت به روسیه برود و حتی سفری به آنجا داشت ، اما دوام نیاورد هرچند که تصمیم اصلی اش فرانسه بود و آن را مهد هنر می دانست اما با منوچهر شیبانی و به بهانه مسیحی شدن به ایتالیا می رود و در رم ساکن می شود ، این واپسین سفر او به این شهر نبود وبعد ها بارها به آن شهر سفر کرد و در نهایت هم در آن شهر با زندگی وداع کرد.آغاز این سفر به هر بهانه ای که رخ داد سرآغاز زمینه ای برای فراگیری و کسب تجربه های هنری و گریز از فضای خفقان آور ایران بود.
در دهه ۴۰ محصص به ایران باز می گردد و فعالیتش را از سر می گیرد ،و در سال ۱۳۴۳ در تالار ایران نمایشگاهی از مجموعه آثار فی فی به نمایش می گذارد .
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
بهمن محصص که مدت طولانی از عمر خود را بیرون از ایران گذراند، هنرمندی بود صاحب یک شیوه، یک صدا، که هم به شدت ایرانی بود و هم اروپایی. در آثار محصص بارزترین نشانه مدرنیته فرهنگی او دیده میشود. به اعتقاد جوزپه سلواجی، منتقد برجسته ایتالیایی «میتوان هرچه را پیشتر دربارهاش به مثابه آفریننده گفته شده، تکرار کرد و باز هر بار به جلوه جدیدی از شخصیتش رسید» نمیتوان تصمیم گرفت که محصص را اول باید مجسمهساز خطاب کرد یا نقاش یا مترجم یا کارگردان. همه به یک اندازه توصیف محصصاند. او نمونه مشخصی از یک شخصیت روشنفکر ایرانی بود.
پرنده از نقش مایههای همیشگی آثار بهمن محصص است و از فضای ذهنی او جدا نمیشود. اولین پرندهها در طراحیها و نقاشیهای او ظاهر شده و با دوستی عمیق و ازلی محصص با نیما یوشیج پیوندی تنگاتنگ داشتند. جغد، مرغ ماهیخوار، کلاغ، عقاب، قو و یا فرم پرنده به طور عام، در مجسمههای او نیز به شکلهای مختلف تکرار شدهاند.
مجسمههای پرنده محصص، تفاوتی با انسانها، ماهیها، موجوادت اساطیری و طبیعتبیجانهایش ندارند؛ همگی حجمی درهمپیچیده و سنگین هستند. او به نحوی از ماده برنز استفاده میکرد که به تمامی، سنگینی و سختی خود را در حجمها نشان دهد. نکته مهم و تراژیک آن است که پرندههای محصص، پر پرواز ندارند. با وجود پاهای نازک و یا گاه گردنهای برافراشته یا بالهای گشوده، به پایه خود میخکوب شدهاند.
پرنده نمادی از اصالت، غرور، مهاجرت و یا گذر از مرزهاست و محصص در نقاشیهایش گاه آنها را در کنار ساحلی نشان میدهد و یا در مجسمههایش چون اثر حاضر میتوان مسیر نگاه پرنده را تا سمت افق آن سوی ساحل دنبال کرد، اما پرندههای او گویی شکل متجسد شده این شعر نیما هستند: «نه چشمها گشاده از او، بال از او نه وا / سر تا به پای، خشکی با جای و بیتکان / منقارهایش آتش، پرهای او طلا / شکل از مجسمه به نظر مینماید آن / وین مرغ دیگر، آنکه همه کارش خواندن است / از پای تا به سر همه میلرزد او به تن / نه رغبتش به سایه آن کاج ماندن است / نه طاقتش به رَستن از آن جای دلشکن»
ترجمه آثار نویسندگانی چون لوئیجی پیراندلو، اوژن یونسکو و ژان ژنه و همینطور کارگردانی تئاتر از دیگر فعالیت های هنری محصص در کنار نقاشی و مجسمه سازی محسوب میشود
او جزو نخستین نقاشان و هنرمندان ایرانی بود که نقاشی را به شیوه غربی آموختند و آن را با نگاهی شرقی آمیخت.
محصص از هنرمندان پیشکسوت هنرهای تجسمی ایران بود او یکی از۱۰نقاش برتر ایران بود ،شخصیتی فرهنگی داشت و در نقاشی، مجسمهسازی، تئاتر، ترجمه و شعر صاحبنظر بود.
در آثار او «بیسر بودن» و یا درگیریهای جسمی و مشکلات و ابتلائات فیزیکی به چشم میخورد و آثارش شامل افرادی است که «سرهای کوچک و بدنهای فربه» دارند و درکارهایش ، درگیریهای جسم انسان بسیار مطرح است. به علاوه کارهای اسطورهیی و تأثیرات هنر مدیترانهیی در دورهای از آثار او، کاملا مشهود است.
سر انجام بهمن محصص به دلیل عوارض ناشی از بیماری ریوی در ۶ مرداد ماه ۱۳۸۹ در سن ۷۹ سالگی در رم گذشت.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی🎨
🗿#مجسمه_ساز
▪️#بهمن_محصص
تولد :۱۰ اسفند ۱۳۱۰ ،رشت
فوت: ۶ مرداد ۱۳۸۹ ،رم
نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشروی ایرانی
بهمن محصص که مدت طولانی از عمر خود را بیرون از ایران گذراند، هنرمندی بود صاحب یک شیوه، یک صدا، که هم به شدت ایرانی بود و هم اروپایی. در آثار محصص بارزترین نشانه مدرنیته فرهنگی او دیده میشود. به اعتقاد جوزپه سلواجی، منتقد برجسته ایتالیایی «میتوان هرچه را پیشتر دربارهاش به مثابه آفریننده گفته شده، تکرار کرد و باز هر بار به جلوه جدیدی از شخصیتش رسید» نمیتوان تصمیم گرفت که محصص را اول باید مجسمهساز خطاب کرد یا نقاش یا مترجم یا کارگردان. همه به یک اندازه توصیف محصصاند. او نمونه مشخصی از یک شخصیت روشنفکر ایرانی بود.
پرنده از نقش مایههای همیشگی آثار بهمن محصص است و از فضای ذهنی او جدا نمیشود. اولین پرندهها در طراحیها و نقاشیهای او ظاهر شده و با دوستی عمیق و ازلی محصص با نیما یوشیج پیوندی تنگاتنگ داشتند. جغد، مرغ ماهیخوار، کلاغ، عقاب، قو و یا فرم پرنده به طور عام، در مجسمههای او نیز به شکلهای مختلف تکرار شدهاند.
مجسمههای پرنده محصص، تفاوتی با انسانها، ماهیها، موجوادت اساطیری و طبیعتبیجانهایش ندارند؛ همگی حجمی درهمپیچیده و سنگین هستند. او به نحوی از ماده برنز استفاده میکرد که به تمامی، سنگینی و سختی خود را در حجمها نشان دهد. نکته مهم و تراژیک آن است که پرندههای محصص، پر پرواز ندارند. با وجود پاهای نازک و یا گاه گردنهای برافراشته یا بالهای گشوده، به پایه خود میخکوب شدهاند.
پرنده نمادی از اصالت، غرور، مهاجرت و یا گذر از مرزهاست و محصص در نقاشیهایش گاه آنها را در کنار ساحلی نشان میدهد و یا در مجسمههایش چون اثر حاضر میتوان مسیر نگاه پرنده را تا سمت افق آن سوی ساحل دنبال کرد، اما پرندههای او گویی شکل متجسد شده این شعر نیما هستند: «نه چشمها گشاده از او، بال از او نه وا / سر تا به پای، خشکی با جای و بیتکان / منقارهایش آتش، پرهای او طلا / شکل از مجسمه به نظر مینماید آن / وین مرغ دیگر، آنکه همه کارش خواندن است / از پای تا به سر همه میلرزد او به تن / نه رغبتش به سایه آن کاج ماندن است / نه طاقتش به رَستن از آن جای دلشکن»
ترجمه آثار نویسندگانی چون لوئیجی پیراندلو، اوژن یونسکو و ژان ژنه و همینطور کارگردانی تئاتر از دیگر فعالیت های هنری محصص در کنار نقاشی و مجسمه سازی محسوب میشود
او جزو نخستین نقاشان و هنرمندان ایرانی بود که نقاشی را به شیوه غربی آموختند و آن را با نگاهی شرقی آمیخت.
محصص از هنرمندان پیشکسوت هنرهای تجسمی ایران بود او یکی از۱۰نقاش برتر ایران بود ،شخصیتی فرهنگی داشت و در نقاشی، مجسمهسازی، تئاتر، ترجمه و شعر صاحبنظر بود.
در آثار او «بیسر بودن» و یا درگیریهای جسمی و مشکلات و ابتلائات فیزیکی به چشم میخورد و آثارش شامل افرادی است که «سرهای کوچک و بدنهای فربه» دارند و درکارهایش ، درگیریهای جسم انسان بسیار مطرح است. به علاوه کارهای اسطورهیی و تأثیرات هنر مدیترانهیی در دورهای از آثار او، کاملا مشهود است.
سر انجام بهمن محصص به دلیل عوارض ناشی از بیماری ریوی در ۶ مرداد ماه ۱۳۸۹ در سن ۷۹ سالگی در رم گذشت.
#روحشون_شاد_یادشون_گرامی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity