🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#مقاشی

#معرفی_هنرمند

#آن_مگیل (متولد ایرلند شمالی) یکی از نقاشان موفق معاصر است که در حال حاضر در انگلستان زندگی و کار میکند. آن مگیل در نیویورک شمالی متولد شد، قبل از رفتن به لندن برای تحصیل در مدرسهٔ هنر سنت مارتین بین سال‌های ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴، در پلی تکنیک لیورپول تحصیل کرد. او پس از آن یک تصویرگر بود، برای مجلات و انتشارات و آژانس‌های تبلیغاتی کار می‌کرد. اوّلین نمایشگاه انفرادی او در سال ۱۹۹۲ بود و از آن زمان به طور منظم در گالری‌های مختلف در لندن،اروپا و ایالات متحده نمایشگاه داشته است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند

🎨Robert Brackman (http://t.me/ART2011JOURNAL) (1898 – 1980) was an American artist and teacher.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند

🎨Robert Brackman (1898 – 1980) was an American artist and teacher.

🖼رابرت براکمن (۱۸۹۸ - ۱۹۸۰) هنرمند و معلم آمریکایی بود که بیشتر به خاطر آثار بزرگ فیگولار، پرتره‌ها و طبیعت بی‌جان شهرت اشت. او در اودسا امپراتوری روسیه (اکنون در اوکراین) به دنیا آمد. او در سال 1908 یا 1910 به ایالات متحده مهاجرت کرد. براکمن از سال 1919 تا 1921 در آکادمی ملی طراحی و مدرسه فرر در سانفرانسیسکو تحصیل کرد. از سال 1931 او سابقه طولانی تدریس در لیگ دانشجویان هنر نیویورک را داشت که در آن عضو مادام العمر بود. او همچنین در مدرسه هنر آمریکایی در شهر نیویورک مدرسه موزه بروکلین کالج هنرهای زیبا آکادمی لایم و مدرسه هنر مدیسون در کنتیکت تدریس کرد. در سال 1932، براکمن به عنوان عضو وابسته به آکادمی ملی طراحی انتخاب شد و در سال 1940 به عضویت کامل درآمد. براکمن با راشل پست ازدواج کرد. بعدا طلاق گرفتند او با همسر دومش فرانسیس آر دیویس دو دختر داشت که در سال 1935 در حین تدریس در مدرسه هنرهای زیبای مینیاپولیس که اکنون به عنوان کالج هنر و طراحی مینیاپولیس شناخته می شود ملاقات کرد. او در 16 ژوئیه 1980 در نوانک کانکتیکات درگذشت.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقاشی


#معرفی_هنرمند

#ویلهلم_ساسنال (۱۹۷۲) نقاش لهستانی، عکاس، تصویرگر و فیلمساز است. ساسنال دیپلم نقاشی خود را در سال ۱۹۹۹ از آکادمی هنرهای زیبا در کراکوُ دریافت کرد. امروزه او یکی از مشهورترین و موفق‌ترین هنرمندان معاصر لهستان است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#عکاسی 📸

#معرفی_هنرمند

#دیمیتری_زورف
▪️ Dmitry Zverev
▪️Russian photographer

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#عکاسی 📸

#معرفی_هنرمند

▪️ Dmitry Zverev
▪️Russian photographer


#دیمیتری_زورف یکی از بهترین عکاسان حرفه ای روسی است. او در مسکو به دنیا آمد. آشنایی با عکاسی نقطه عطفی در زندگی او به حساب می آید. از زمانی شروع شد که دیما در قفسه کتابخانه در نووی آربات کتابی از میخالکوویچ و استیگنیف به نام شاعرانه عکاسی را دید. اختلاف نظر در بسیاری از مسائل با نویسندگان آن باعث شد که خودش دوربین را در دست بگیرد. ورود باشگاه عکس مشهور "مبتکر" دومین شوک فرهنگی برای زورف بود. وقتی آثاری را دید که نه تنها اشیای تصویر، بلکه روحی خاص در آنها وجود داشت، علاقه اش به عکاسی بیشتر شد.
امروز دیمیتری زورف عضو اتحادیه عکاسان روسیه، عکاس دفتر تحریریه متحد دولت مسکو است. او چهار بار برنده مسابقه دوربین نقره ای، برنده مسابقه بهترین عکاس و چشم طلایی روسیه ۲۰۱۹ شد.
دیمیتری زورف یکی از اصلی ترین عکاسان خیابانی روسیه، هنرمند عکس های معروف اختصاص داده شده به متروی مسکو، استاد عکاسی سیاه و سفید.
همانطور که هنرمند اعتراف می کند، آثار او به "احساسات مربوط به همه گیری" اختصاص دارد.

عکاس اغلب از موقعیت مکانی مترو مسکو در ساعات شلوغی استفاده می کند. این یک حرکت بسیار جالب است، زیرا. ما می توانیم احساسات انسانی را در مکان های شلوغ مشاهده کنیم. بیان تصنعی چنین احساساتی به خصوص در دوربین دشوار است.
در این مکان ها افراد به گونه ای متفاوت آشکار می شوند. ما چهره های صمیمانه، جدی، خسته، غمگین، بشاش و شاد آنها را می بینیم، زیرا آنها برای یک ضربه خوب بازی نمی کنند، اما واقعا لحظات احساسی را در راحت ترین محیط زندگی می کنند.
عکاس روسی Dima Zverev در این مجموعه در متروی مسکو قدم می‌زند و تصاویری سرشار از خلاقیت، معمولی ژانر خیابانی را ثبت می‌کند.
او با Olympus خود در ایستگاه های قطار سرگردان است و لحظات مهمی را با مدیریت نور عالی ثبت می کند.
قهرمان مقاله امروز عمداً از عکاسی سیاه و سفید استفاده می کند که درام بیشتری به کادر می بخشد و باعث می شود مغز ما احساسات افراد را رنگارنگ تر درک کند.
دیمیتری اغلب به تکنیک عکسبرداری با نوردهی طولانی متوسل می شود تا جریان افراد را تارتر نشان دهد و از این طریق بر ازدحام مردم به عنوان نوعی موج شلوغی که در آن وجود داریم تأکید می کند.
اما در عین حال، عکاس با محو کردن جریان افراد، به طرز ماهرانه‌ای قاب را قاب می‌کند و شخصیت‌های اصلی تصویر را برجسته می‌کند که به نظر می‌رسد این هیاهو و اضطراب‌های دنیای اطراف برایشان وجود ندارد.
کار او از نظر احساسی بسیار قوی است. هر عکس باعث می شود فضای اطراف را احساس کنید و با احساسات قهرمانان عکس او آغشته شوید.
او در خصوص واکنش مردم به عدسی که به سمت آنها گرفته شده است می‌گوید:« با تجربه یاد گرفتم که در صحنه عکسبرداری نامرئی باشم. دوربین‌های بی‌صدا کوچک مدرن کمک زیادی به این امر می‌کنند. سعی می‌کنم بلافاصله عکس بگیرم، و در همه شرایط آنها از دوربینی که به سمت آنها گرفته شده ناراضی نیستند.»
او به استعداد ذاتی اعتقادی ندارد. او معتقد است که همه مردم یکسان به دنیا می آیند. اما برای کسی، زندگی به گونه‌ای توسعه می‌یابد که لوب‌های "بصری" بیشتری از مغز رشد می‌کنند. دیگران شنوایی دارند و موسیقی را می فهمند. بعضی ها تفکر انتزاعی دارند و ریاضیدان می شوند... تکنیک عکاسی را می توان به سرعت یاد گرفت، اما آموزش دیدن سوژه، احساس نور غیرممکن است. و این مهمترین چیز در تجارت او است . البته آموزش و تجربه، مهارت ها را بهبود می بخشد. و به محض اینکه وارد عکاسی شویم. این را می توان در مسیر خلاقیت هر هنرمندی دید.
در مجموع عکاسی خیابانی یک ژانر شگفت انگیز، صمیمانه، پر جنب و جوش و قدرتمند است! وقتی ادراک حساس و ذهن تیزبین یک عکاس قطعه جالبی را از جریان زندگی روزمره می رباید، بیننده فرصتی برای بی تفاوتی ندارد. واقعیت تپنده بدتر از هر تولید بی نقصی هیجان انگیز است. نمونه خوبی از چنین جادویی در آثار عکاس خیابانی مسکو دیمیتری زورف دیدیم. به نظر می رسد راز یک گزارش خیابانی ، توانایی مشاهده لحظات جالب و فشار دادن دکمه به موقع است. سرعت واکنش صرفاً پیش بینی سیر رویدادها است. او سعی کرده است که محیط اطراف خود را به صورت تکه های کوچک در نظر بگیرد و به یک فرم ساده تغییر دهید: نور و سایه، هندسه اشیا، رابطه خطوط، تن ها و بافت ها.
در عکاسی او هیچ تضادی با مدل ها وجود ندارد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقاشی 🎨

#معرفی_هنرمند

▪️مینا نوری، سلف پرتره،

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_هنرمند

#نقاش

#جورجو_موراندی، معروف به «نقاشِ نقاشان»، رنگ‌ها

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#معرفی_هنرمند

#نقاش

#جورجو_موراندی، معروف به «نقاشِ نقاشان»، رنگ‌ها و بوم‌هايش را خود آماده مي‌كرد. برچسب روی بطری‌ها را مي‌تراشيد و آنها را از رنگ رقيق پر و سپس خالي مي‌كرد تا كدر به نظربيايند. گاه روی گلدان‌ها و بطری‌ها را با رنگ سفيد می‌پوشاند و می‌گذاشت تا خاك بگيرند. ميز كار موراندی از برنامه‌ی نظافت هفتگي خارج بود زيرا او می‌خواست مدل‌هايش را با لايه‌ای از خاك مات‌تر ببيند. گاه از تركيب‌بندی‌هايش طراحي كوچكي مي‌كرد اما معمولا آنقدر چيدن آنها را تغيير می‌داد تا راضي شود. بيشتر اوقات برای ديدن ونقاشي كردن منظره‌ای از پنجره‌ی اطاقش از دوربين‌های چشمی استفاده می‌كرد. بزرگترين كار او حدود 80×60 سانتي‌متر است.
موراندی، سبك خود را در حدود سی‌سالگی مشخص كرد و بقيه عمرش را به كشف عرصه‌ای محدود اختصاص داد. مجموعه‌ی پي در پي طبيعت بيجان‌های او تداعي‌كننده‌ی چيزهای مختلفي چون ساختمان‌ها و سازه‌های معماری و يا گروه‌های بهم فشرده‌ی انساني در يك ميدان شهريند و دورنماهای محو و بي‌صدا و روياگونه‌ی او به سزان مديونند. در كار خود سخت‌گيری استادان كلاسيك را داشت و رنگ‌های نرم و پاستلي او ياد‌آور كارهای پي‌یرو دلاّ فرانچسكا‌ست. اگرچه از استادان دوره‌ی اوليه‌ی رنسانس تاثير بسيار گرفت اما تغييرات ظريفی كه در شكل و رنگ ايجاد می‌كرد و فردگرايی مستمر و پيگيرانه‌اش او را در زمره هنرمندان مدرن قرار داد. كارهای او اغلب به‌خاطر توجه به اشياء ساده و پيش پا افتاده با آثارِ شاردَن نقاش فرانسوی قرن هجدهم مقايسه می‌شوند كه به دور از احساسات‌گرايی، تنها به ويژگي‌های شكلي اشياء توجه مي‌كرد. موراندی در آثار كوچكش به اشياء ساده و پيش‌پا‌افتاده، شخصييت‌های عظيم و يادماني بخشيد. او مدل‌های خود را برای مطالعه مي‌چيد و هر چيز اضافي و اتفاقي را از آنها مي‌زدود تا اشياء را به صورت الگوهایی از اشكال ساده و احجام هندسی بنيادی نشان دهد؛ به همين علت يكي از پيشگامان ميني‌ماليسم شمرده مي‌شود. از نظر او تكيه بر قوانين هندسي نه تنها يك «ضرورت اقتصادی زندگي روزمره» بلكه «اصل اخلاقي» محسوب می‌شد. مطالعه‌ی جوُتّو، مازاتْچو، پيرو دلا فرانچسكا، شاردَن و سزانْ موراندی را به اين نتيجه رساند كه نقاشي از اشياء به معنای مستند‌سازی نيست و ساده كردن بيشتر به معنای تمركز است تا حذف. نوآوری‌های موراندی درتكنيك «اِچينگ»، موجب پيشرفت و اعتلای تازه‌ای در كار چاپ دستي ايتاليا و جهان شد.
از سال ۱۹۷۵ خانواده موراندی ۱۵۵ كار او را همراه با بايگاني كتاب‌ها، نقاشي‌های خريداری شده و اشياء و لوازم كارگاه او را به شهرداری بخشيدند تا موزه‌ی موراندی را در بولونيا تاسيس كند. در اين موزه علاوه بر آثارموراندی، كارگاه او نيز با همان حالت ساده و راهبانه بازسازی شده است.
در گشايش موزه‌ی موراندی، اومبرتو اِكو (Umberto Ecco) نشانه‌شناس بزرگ معاصر گفت: «ما در دوراني زندگي مي‌كنيم كه تمايل سوزان به نوآوری همه‌جا حكمفرماست. دوراني كه در تلويزيون، مجلس، ادبيات، و هنر، "فرياد" رايج است. همه بسيار فرياد می‌زنند تا آنچه را كه تصور می‌‌كنند جديد است با بلندترين صدا اعلام كنند. اما مراندی الگوی ديگری به ما نشان می‌دهد: او به ما می‌گويد كه چطور مي‌توان زمزمه كرد بدون آنكه هرگز خود را تكرار كرد، و اين كه چگونه توانايي ما برای درك جهان می‌تواند نامتناهي باشد بي‌آنكه ويرانگرشود. چگونه عشق ما به چيزها می‌تواند شديد باشد بي‌آنكه به خشونت بكشد، و چگونه آرزوهای ما برای آينده مي‌تواند مداوم و زاينده باشد بي‌آنكه زشت و مبتذل گردد.»

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#تندیس

#معرفی_هنرمند

اِمیل مِلموث

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_هنرمند

مجسمه‌ های پر از استعاره و فوق واقعی اِمیل مِلموث در نگاه اول شبیه نمونه‌های آزمایشی موجود در موزه‌های پزشکی هستند. با این که این مجسمه‌ها ساختمان بدنِ انسان را به تصویر می‌کشند، ترکیب‌هایی بسیار خارق‌ العاده هستند که بدن‌های جهش‌یافته و در هم را با حالتی آشفته کننده برای مخاطب ارائه می‌دهند. کارهای مِلموث بیش از ۱۶۰ هزار دنبال کننده را در اینستاگرام جذب کرده است. گستره مجسمه‌های او از آثار کوچک گرفته تا چهره‌های تقریباً واقعی است. مجسمه‌های او الهام گرفته از سخن memento mori، آثار مکزیکی و شیفتگی‌های او نسبت به مرگ هستند. مِلموث از خاک رُسِ اِپوکسی، چوب لاک زده و فلز برای ساختن بدن‌های وحشتناک خود استفاده می‌کند که دارای نمادهایی مانند قلب‌ های خونین و مصلوب شدن افراد هستند. آثار او چیزهایی که مورد ترس و واهمه ی همه مردم جهان هستند مثلاً مرگ و میر، اخلاقیات و ترس از مرگ را مورد بررسی قرار می‌دهند.
مِمِنتو موری: "به خاطر داشته باش روزی خواهی مرد"، عبارت هنری و نمادین که یاد آور اجتناب ناپذیر بودن مرگ است. این مفهوم ریشه در فیلسوفان دوران باستان کلاسیک و مسیحیت دارد و در هنر و معماری تدفین از دوره قرون وسطی به بعد ظاهر شد. رایج‌ ترین نقش‌ مایه ی آن جمجمه¬ای است که اغلب با یک یا چند استخوان همراه است. این به تنهایی برای برانگیختن استعاره کافی است، اما نقوش دیگری مانند تابوت، ساعت شنی و گل‌های پژمرده نشان‌ دهنده ناپایداری زندگی انسان است. اغلب، این ها در اثری که موضوع اصلی آن چیز دیگری است، مانند پرتره، به کار می‌روند. وانیتاس یک سبک هنری است که مرگ موضوع اصلی آن می‌باشد .

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند

#منوچهر_یکتایی(متولد سال ۱۳۰۱ در تهران – درگذشته ۲۸ آبان ۱۳۹۸) نقاش و شاعر آمریکایی ایرانی‌تبار، او از برجسته‌ترین نقاشان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی مرتبط با جنبش مکتب نیویورک و از پیشگامان نقاشی معاصر ایران بود.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند

#ویلیام_بلیک

ویلیام بلیک شاعر، نقاش انگلیسی در شعر و نقاشی‌هاش منظره‌ای از جهان ارائه داد که در آن بشر از طریق نیازهای روحانی و جسمانیش مستقیما با جهان فوق طبیعی پیوسته است.
بینش وی را در این شعرش می‌توان دریافت:
آیا
به هنگام برآمدن خورشید، صفحه‌ای گرد آتشین همانند یک سکه‌ی زرین نمی‌بینی؟
آه، نه، نه
من گروهان جنود ملکوتی را می بینم که غریو بر می‌کشند
خداوند قادر مطلق، مقدس است.

او بارها تاکید کرد که هیچگاه از طبیعت طراحی نمی‌کند، زیرا تجسم‌های ذهنی‌اش به مراتب روشن‌تر و زنده‌تر از دریافت‌های بصریش از جهان پیرامون‌اند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند

#ویلیام_بلیک

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_هنرمند

#مارگو_همینگوی( Margaux Hemingway؛ ۱۶ فوریهٔ ۱۹۵۴ – ۱ ژوئیهٔ ۱۹۹۶) مدل و هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا بود.
وی نوه ارنست همینگوی نویسنده برجسته معاصر بود.
متاسفانه مارگو نیز به سرانجام تلخ پدربزرگش دچار شد و در ژوئیه ۱۹۹۶ در ۴۲ سالگی خودکشی کرد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_هنرمند

Margaux Hemingway
February 16, 1954 – July 1, 1996
American model and actress

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند

#منوچهر_یکتایی(متولد سال ۱۳۰۱ در تهران – درگذشته ۲۸ آبان ۱۳۹۸) نقاش و شاعر آمریکایی ایرانی‌تبار، او از برجسته‌ترین نقاشان سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی مرتبط با جنبش مکتب نیویورک و از پیشگامان نقاشی معاصر ایران بود.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#عکس

#معرفی_هنرمند_نقاش

جبران خلیل جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925


آثار هنری ناشناخته جبران خلیل جبران و نماد ادبی او مجموعه‌ای از آثار هنری جاودانه و عرفانی را تولید کرد که به طور گسترده ناشناخته است. آثار هنری او از پرتره تا ترکیب بندی های عرفانی را شامل می شود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#معرفی_هنرمند_نقاش#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨

جبران خلیل جبران ۱۹۲۵
▪️Gibran Kahlil, c. 1925


#جبران_خلیل_جبران (۱۸۸۳-۱۹۳۱) یکی از مشهورترین شاعران و نویسندگان قرن بیستم است. کار او در حوزه هنرهای تجسمی نیز بخشی جدا نشدنی از زندگی و حرفه ادبی او بود، واقعیتی که اغلب نادیده گرفته می شود. آثار هنری جبران که به‌عنوان عرفانی و اثیری توصیف می‌شوند، به ایده‌های جهانی و حقایق اساسی که عمیقاً در تمثیل‌ها و اشعار او نهفته است، شکل می‌دهند. به عبارت دیگر، نوشته‌های او به همان اندازه که نقاشی‌هایش متون او را به تصویر می‌کشند، به طراحی او نیز خبر می‌دهد.

سال گذشته صدمین سالگرد کتاب « پیامبر» جبران خلیل جبران بود که آن را فرصتی مناسب برای بازنگری در طیف کامل فعالیت‌های فکری و هنری او کرد. جبران، به موازات آثار ادبی خود، هنرمند تجسمی پرکار نیز بود. این واقعیت در بسیاری از بیوگرافی ها پنهان شده است. آثار هنری جبران با آثار ادبی و شعر او همراه است. آنها به ایده های جهانی و حقایق اساسی در شعر و دیگر نوشته های او شکل بصری می بخشند. کلمات و نقاشی های او همان رشته های انسانیت، معنویت و الوهیت را در هم می آمیزد. کاوش در آثار هنری تجسمی او جان تازه ای به متون او می بخشد و به خوانندگان امکان می دهد فلسفه و جهان بینی جبران را در ابعاد جدیدی تجربه کنند.
جبران خلیل جبران در سال (۱۸۸۳) در لبنان به دنیا آمد. جبران کودکی کنجکاو و تخیلی بود. یکی از اولین تأثیرات او از لئوناردو داوینچی بود که آثارش از طریق کتاب‌ها به او معرفی شد. جبران در سال (۱۸۹۵) به همراه خانواده خود به بوستون مهاجرت کرد. جبران بخشی از صحنه فرهنگی پر رونق بوستون بود، عمدتاً به دلیل تأثیر فرد هالند دی (۱۸۶۴-۱۹۳۳)، یک عکاس و معلم. او جبران را در طراحی آکادمیک با تمرکز بر صحت آناتومیک و پرتره آموزش داد.

جبران از (۱۹۰۸ تا ۱۹۱۰) برای تحصیل در آکادمی جولیان به پاریس سفر کرد. او پیوند نزدیکی با هموطن و مجسمه ساز یوسف هوایک (۱۹۶۲-۱۸۸۳) داشت که بعدها به یکی از چهره های کلیدی مدرنیسم لبنان تبدیل شد. این دو آثار استادان رنسانس و اشکال کلاسیک اومانیستی و تصویرهای بدن را مطالعه می‌کردند. تأثیرات دیگر شامل ویلیام بلیک (۱۷۵۷-۱۸۲۷)، که جبران بعدها از او به عنوان خدا-مرد یاد کرد ، و سمبولیست های فرانسوی، اودیلون ردون (۱۸۴۰-۱۹۱۶)، پیر پوویس دو شاوان (۱۸۲۴-۱۸۹۸)، و یوجین کریر (۱۸۴۹-۱۹۰۶) بودند. ). این تأثیرات اولیه تارهای برجسته در طول زندگی جبران باقی ماندند. تلفیق فرم های کلاسیک با عرفان و سمبولیسم ریشه های سبک بصری منحصر به فرد و جذاب اوست.

جغرافیا، چه واقعی و چه خیالی، در جست و جوهای خلاق جبران، چه ادبی و چه بصری، نقش دارد. جبران هرگز دلبستگی خود را به وطن از دست نداد. علیرغم اینکه در سنین جوانی لبان را به مقصد بوستون ترک کرد، هرگز ارتباط خود را با احساساتی که با دریای مدیترانه داشت از دست نداد. مورخان اغلب در مورد موقعیت او بین شرق و غرب، بین نوستالژی و احترام به میهن خود و رابطه او با خانه های بعدی در بوستون، پاریس و نیویورک می نویسند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_هنرمند_نقاش 🎨


#جبران_خلیل_جبران ۱۹۲۵

▪️Gibran Kahlil, c. 1925


اثر هنری The Greater Self از سال ۱۹۱۶ نمونه ای از ترکیبات بازتولید شده در این جلد است. فیگورهایی که مفاهیم تمثیلی و نمادین را نشان می‌دهند در فضایی غیرفضایی ارائه می‌شوند و ویژگی‌های آن‌ها پنهان است. آنها بدون جنسیت هستند و خارج از زمان در فضایی برزخی وجود دارند که در آن فقط مفهومی می تواند رشد کند. رافائل از این آثار می گوید: « خلیل جبران یکی از هنرمندانی است که درگیر کشمکش بین قدیم و جدید یا همان طور که در زمان های دیگر این کشمکش را نوسان گرایش های کلاسیک و رمانتیک در هنر می نامیدند . جبران همچنین گرفتار مبارزه ای است که مشکل اصلی جهان امروز است، بازسازی دورانی که میراث فنا ناپذیر دنیای باستان، سنت های کلاسیک را با گرایش های همیشه در حال تحول و نوسان در هنر که جوهر را تشکیل می دهد، تنظیم می کند. رمانتیسم واقعی .»

جبران در آغاز قرن حاضر خود را در پاریس یافت. او شروع به آزمایش با رنگ روغن کرد تا برخی از احساسی ترین و موفق ترین آثار خود را خلق کند. "پاییز" از سال (۱۹۰۹) در [Salon de Printemps در Societe Nationale de Beaux-Arts ] در پاریس نمایش داده شد. شناخت این قطعه نشان دهنده انحراف از ماهیت نرم و اثیری آثار هنری قبلی بود. جبران در این اثر نیم تنه برهنه زنی را با موهایی به رنگ برگ های پاییزی نقاشی می کند. مثل اینکه در حال استراحت است به عقب خم می شود، بازوی چپش روی سرش جمع شده است. جبران در این مدت قدردانی عمیق تری از رنگ و ماهیت معنوی آن پیدا کرد. یکی دیگر از نقاشی‌های رنگ روغن مربوط به سال ۱۹۱۲ با عنوان «آستین‌های گل رز» دارای یک پالت غنی مشابه است و شاعر اساطیری سافو، مخالف زن اورفئوس را به تصویر می‌کشد که دارای توانایی‌های موسیقیایی خدایی بود.

جبران همچنین دوستان، همکاران و اعضای خانواده را به تصویر کشید. او در ترجمه روح و شخصیت سوژه هایش به زبان تصویری مهارت داشت. یکی از طولانی ترین پروژه های او مجموعه ای از پرتره های شخصیت های فرهنگی تأثیرگذار از جمله کلود دبوسی (۱۸۶۲-۱۹۱۸)، آگوست رودن (۱۸۴۰-۱۹۱۷)، ادموند روستان (۱۸۶۸-۱۹۱۸)، توماس ادیسون (۱۸۴۷-۱۹۳۱)، فیلسوف کارل گوستاو بود. یونگ (۱۸۷۵-۱۹۶۱) و بازیگر سارا برنهارت (۱۸۴۴-۱۹۲۳). او همچنین دوستان نزدیکی مانند امین ریحانی (۱۸۷۶-۱۹۴۰)، نویسنده کتاب خالد و ... را به تصویر کشید . بخشی از سند تاریخی، بخشی خاطرات تصویری، این پرتره ها نشان دهنده توجه جبران به روان انسان و الهیات درون انسان است.
روابط صمیمانه جبران زیاد نبود، اما عمیق بود و برخی طول عمر او را طولانی کردند. مری هاسکل (۱۸۶۹-۱۹۵۳) شاید مهم ترین فرد در زندگی جبران بود. هاسکل و جبران که در دومین نمایشگاه جبران در بوستون توسط هلند دی معرفی شدند، برای مدت کوتاهی به دوستان و عاشقان سریع تبدیل شدند. جبران در زمان خود پرتره های زیادی از هاسکل کشید و نقاشی کرد که هر کدام بازتاب درک عمیق عاطفی او از شخصیت و روح او بود. او به او فداکار بود، و او در طول زندگی حرفه‌ای جبران، یک معتمد، شریک و حامی مالی برای جبران باقی ماند.
تصاویر هاسکل آرام و عاشقانه ترکیب شده است. صورتش با لبخندی آرام شد. او نوری بود که تاریکی درونی جبران را متعادل می کرد. زنان دیگری در زندگی جبران وارد آثار او شدند، از جمله شارلوت تلر (۱۸۷۶-۱۹۵۳) و امیلی میشل که جبران او را میشلین می نامید. در حالی که میشل در ترکیب بندی های شدید ظاهر می شود، تلر سوژه پرتره های پیچیده تری بود - موهای مشخص و گردن بلند او به راحتی قابل تشخیص هستند.

ایده خانواده برای جبران معنادار بود، اگرچه تلفات شدید زندگی او را رقم زد. جبران نزدیک خواهرش ماریانا بود که از بیماری که جان دو خواهر و برادر دیگرش را گرفت و مادرش را در اولین سال‌های اقامت در بوستون جان سالم به در برد. تجسم جبران از ماریانا لطیف و صمیمی است و پیوند نزدیک آنها را نشان می دهد. زن دیگری که بر روان جبران مسلط بود مادرش بود. کمیله جبران علیرغم مرگ نابهنگام، شخصیتی تأثیرگذار برای خلیل جوان بود. او چندین بار پس از مرگ او را به تصویر کشید. محققین دلبستگی جبران به مادرش را به احترام بیشتر نسبت به مادر جهانی یا مادر زمین، موازی با اعتقاد وی به تناسخ نسبت می دهند. به گفته جوزف آ فنیانوس، رئیس کمیته ملی جبران: جبران آرزو داشت که " در صلح و آرامش در خانواده ای متحد زندگی کند که در آن مادر خود جهان و حافظ زندگی است ."