🔴#عکاسی
#جن_گروور عکاس آمریکایی بود که با عکس های فرمالیستی خود از طبیعت بیجان و اشیای روزمره ی خانگی شناخته می شود.
تحصیلات رسمی گروور نه عکاسی بلکه نقاشی بود. او به نقاشی های دوره ی رنسانس و همچنین نقاشی های طبیعت بیجان #جورجو_موراندی علاقه مند بود. رد این علاقه را میتوان در کاوش های او در باب فضا و حجم در عکس هایش مشاهد کرد.
گروور تمایل زیادی به #فرم_گرایی داشت و اغلب بیان میکرد آنقدر درگیر بازی با خطوط و بافت و نور می شود که سوژه های عکاسی اش از مفهوم تهی می گردند.
گیرایی عکس های گروور دقیقا از همین کشمکش بین فرم متفاوتی که گروور از یک شی معمولی به تصویر میکشد با چیزی که ما در روزمره از آن شی می شناسیم ناشی می شود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#جن_گروور عکاس آمریکایی بود که با عکس های فرمالیستی خود از طبیعت بیجان و اشیای روزمره ی خانگی شناخته می شود.
تحصیلات رسمی گروور نه عکاسی بلکه نقاشی بود. او به نقاشی های دوره ی رنسانس و همچنین نقاشی های طبیعت بیجان #جورجو_موراندی علاقه مند بود. رد این علاقه را میتوان در کاوش های او در باب فضا و حجم در عکس هایش مشاهد کرد.
گروور تمایل زیادی به #فرم_گرایی داشت و اغلب بیان میکرد آنقدر درگیر بازی با خطوط و بافت و نور می شود که سوژه های عکاسی اش از مفهوم تهی می گردند.
گیرایی عکس های گروور دقیقا از همین کشمکش بین فرم متفاوتی که گروور از یک شی معمولی به تصویر میکشد با چیزی که ما در روزمره از آن شی می شناسیم ناشی می شود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاش
#جورجو_موراندی، معروف به «نقاشِ نقاشان»، رنگها
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاش
#جورجو_موراندی، معروف به «نقاشِ نقاشان»، رنگها
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاش
#جورجو_موراندی، معروف به «نقاشِ نقاشان»، رنگها و بومهايش را خود آماده ميكرد. برچسب روی بطریها را ميتراشيد و آنها را از رنگ رقيق پر و سپس خالي ميكرد تا كدر به نظربيايند. گاه روی گلدانها و بطریها را با رنگ سفيد میپوشاند و میگذاشت تا خاك بگيرند. ميز كار موراندی از برنامهی نظافت هفتگي خارج بود زيرا او میخواست مدلهايش را با لايهای از خاك ماتتر ببيند. گاه از تركيببندیهايش طراحي كوچكي ميكرد اما معمولا آنقدر چيدن آنها را تغيير میداد تا راضي شود. بيشتر اوقات برای ديدن ونقاشي كردن منظرهای از پنجرهی اطاقش از دوربينهای چشمی استفاده میكرد. بزرگترين كار او حدود 80×60 سانتيمتر است.
موراندی، سبك خود را در حدود سیسالگی مشخص كرد و بقيه عمرش را به كشف عرصهای محدود اختصاص داد. مجموعهی پي در پي طبيعت بيجانهای او تداعيكنندهی چيزهای مختلفي چون ساختمانها و سازههای معماری و يا گروههای بهم فشردهی انساني در يك ميدان شهريند و دورنماهای محو و بيصدا و روياگونهی او به سزان مديونند. در كار خود سختگيری استادان كلاسيك را داشت و رنگهای نرم و پاستلي او يادآور كارهای پيیرو دلاّ فرانچسكاست. اگرچه از استادان دورهی اوليهی رنسانس تاثير بسيار گرفت اما تغييرات ظريفی كه در شكل و رنگ ايجاد میكرد و فردگرايی مستمر و پيگيرانهاش او را در زمره هنرمندان مدرن قرار داد. كارهای او اغلب بهخاطر توجه به اشياء ساده و پيش پا افتاده با آثارِ شاردَن نقاش فرانسوی قرن هجدهم مقايسه میشوند كه به دور از احساساتگرايی، تنها به ويژگيهای شكلي اشياء توجه ميكرد. موراندی در آثار كوچكش به اشياء ساده و پيشپاافتاده، شخصييتهای عظيم و يادماني بخشيد. او مدلهای خود را برای مطالعه ميچيد و هر چيز اضافي و اتفاقي را از آنها ميزدود تا اشياء را به صورت الگوهایی از اشكال ساده و احجام هندسی بنيادی نشان دهد؛ به همين علت يكي از پيشگامان مينيماليسم شمرده ميشود. از نظر او تكيه بر قوانين هندسي نه تنها يك «ضرورت اقتصادی زندگي روزمره» بلكه «اصل اخلاقي» محسوب میشد. مطالعهی جوُتّو، مازاتْچو، پيرو دلا فرانچسكا، شاردَن و سزانْ موراندی را به اين نتيجه رساند كه نقاشي از اشياء به معنای مستندسازی نيست و ساده كردن بيشتر به معنای تمركز است تا حذف. نوآوریهای موراندی درتكنيك «اِچينگ»، موجب پيشرفت و اعتلای تازهای در كار چاپ دستي ايتاليا و جهان شد.
از سال ۱۹۷۵ خانواده موراندی ۱۵۵ كار او را همراه با بايگاني كتابها، نقاشيهای خريداری شده و اشياء و لوازم كارگاه او را به شهرداری بخشيدند تا موزهی موراندی را در بولونيا تاسيس كند. در اين موزه علاوه بر آثارموراندی، كارگاه او نيز با همان حالت ساده و راهبانه بازسازی شده است.
در گشايش موزهی موراندی، اومبرتو اِكو (Umberto Ecco) نشانهشناس بزرگ معاصر گفت: «ما در دوراني زندگي ميكنيم كه تمايل سوزان به نوآوری همهجا حكمفرماست. دوراني كه در تلويزيون، مجلس، ادبيات، و هنر، "فرياد" رايج است. همه بسيار فرياد میزنند تا آنچه را كه تصور میكنند جديد است با بلندترين صدا اعلام كنند. اما مراندی الگوی ديگری به ما نشان میدهد: او به ما میگويد كه چطور ميتوان زمزمه كرد بدون آنكه هرگز خود را تكرار كرد، و اين كه چگونه توانايي ما برای درك جهان میتواند نامتناهي باشد بيآنكه ويرانگرشود. چگونه عشق ما به چيزها میتواند شديد باشد بيآنكه به خشونت بكشد، و چگونه آرزوهای ما برای آينده ميتواند مداوم و زاينده باشد بيآنكه زشت و مبتذل گردد.»
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاش
#جورجو_موراندی، معروف به «نقاشِ نقاشان»، رنگها و بومهايش را خود آماده ميكرد. برچسب روی بطریها را ميتراشيد و آنها را از رنگ رقيق پر و سپس خالي ميكرد تا كدر به نظربيايند. گاه روی گلدانها و بطریها را با رنگ سفيد میپوشاند و میگذاشت تا خاك بگيرند. ميز كار موراندی از برنامهی نظافت هفتگي خارج بود زيرا او میخواست مدلهايش را با لايهای از خاك ماتتر ببيند. گاه از تركيببندیهايش طراحي كوچكي ميكرد اما معمولا آنقدر چيدن آنها را تغيير میداد تا راضي شود. بيشتر اوقات برای ديدن ونقاشي كردن منظرهای از پنجرهی اطاقش از دوربينهای چشمی استفاده میكرد. بزرگترين كار او حدود 80×60 سانتيمتر است.
موراندی، سبك خود را در حدود سیسالگی مشخص كرد و بقيه عمرش را به كشف عرصهای محدود اختصاص داد. مجموعهی پي در پي طبيعت بيجانهای او تداعيكنندهی چيزهای مختلفي چون ساختمانها و سازههای معماری و يا گروههای بهم فشردهی انساني در يك ميدان شهريند و دورنماهای محو و بيصدا و روياگونهی او به سزان مديونند. در كار خود سختگيری استادان كلاسيك را داشت و رنگهای نرم و پاستلي او يادآور كارهای پيیرو دلاّ فرانچسكاست. اگرچه از استادان دورهی اوليهی رنسانس تاثير بسيار گرفت اما تغييرات ظريفی كه در شكل و رنگ ايجاد میكرد و فردگرايی مستمر و پيگيرانهاش او را در زمره هنرمندان مدرن قرار داد. كارهای او اغلب بهخاطر توجه به اشياء ساده و پيش پا افتاده با آثارِ شاردَن نقاش فرانسوی قرن هجدهم مقايسه میشوند كه به دور از احساساتگرايی، تنها به ويژگيهای شكلي اشياء توجه ميكرد. موراندی در آثار كوچكش به اشياء ساده و پيشپاافتاده، شخصييتهای عظيم و يادماني بخشيد. او مدلهای خود را برای مطالعه ميچيد و هر چيز اضافي و اتفاقي را از آنها ميزدود تا اشياء را به صورت الگوهایی از اشكال ساده و احجام هندسی بنيادی نشان دهد؛ به همين علت يكي از پيشگامان مينيماليسم شمرده ميشود. از نظر او تكيه بر قوانين هندسي نه تنها يك «ضرورت اقتصادی زندگي روزمره» بلكه «اصل اخلاقي» محسوب میشد. مطالعهی جوُتّو، مازاتْچو، پيرو دلا فرانچسكا، شاردَن و سزانْ موراندی را به اين نتيجه رساند كه نقاشي از اشياء به معنای مستندسازی نيست و ساده كردن بيشتر به معنای تمركز است تا حذف. نوآوریهای موراندی درتكنيك «اِچينگ»، موجب پيشرفت و اعتلای تازهای در كار چاپ دستي ايتاليا و جهان شد.
از سال ۱۹۷۵ خانواده موراندی ۱۵۵ كار او را همراه با بايگاني كتابها، نقاشيهای خريداری شده و اشياء و لوازم كارگاه او را به شهرداری بخشيدند تا موزهی موراندی را در بولونيا تاسيس كند. در اين موزه علاوه بر آثارموراندی، كارگاه او نيز با همان حالت ساده و راهبانه بازسازی شده است.
در گشايش موزهی موراندی، اومبرتو اِكو (Umberto Ecco) نشانهشناس بزرگ معاصر گفت: «ما در دوراني زندگي ميكنيم كه تمايل سوزان به نوآوری همهجا حكمفرماست. دوراني كه در تلويزيون، مجلس، ادبيات، و هنر، "فرياد" رايج است. همه بسيار فرياد میزنند تا آنچه را كه تصور میكنند جديد است با بلندترين صدا اعلام كنند. اما مراندی الگوی ديگری به ما نشان میدهد: او به ما میگويد كه چطور ميتوان زمزمه كرد بدون آنكه هرگز خود را تكرار كرد، و اين كه چگونه توانايي ما برای درك جهان میتواند نامتناهي باشد بيآنكه ويرانگرشود. چگونه عشق ما به چيزها میتواند شديد باشد بيآنكه به خشونت بكشد، و چگونه آرزوهای ما برای آينده ميتواند مداوم و زاينده باشد بيآنكه زشت و مبتذل گردد.»
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
مروری برآثار
#جورجو_موراندی، معروف به «نقاشِ نقاشان»، رنگها
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
مروری برآثار
#جورجو_موراندی، معروف به «نقاشِ نقاشان»، رنگها
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity