🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#رمان
📕وداع با اسلحه
✍️ #نویسنده : ارنست همینگوی
✍️ #مترجم : نجف دریابندری


🔴 وقتی به شاهکار‌های ادبی دنیا بنگریم متوجه می‌شویم که بیشتر آن‌ها، روایت جنگ‌ها و کشمکش‌ها بین کشور‌ها و آدم‌هاست؛ گویی که اگر جنگ و قحطی در دنیا وجود نداشت هیچ اثر ادبی هم خلق نمی‌شد! رمان وداع با اسلحه نوشته‌ی ارنست هِمینگوِی، یکی از بزرگان ادبیات نیز روایت‌گر جنگ و عشق در کنار یکدیگر است.

📝 طی جنگ جهانی اول، ستوان هنری در شهر کوچکی در شمال ایتالیا مشغول خدمت در بخش آمبولانس‌های جبهه‌ی این کشور است. او در روزهای ابتدایی که جبهه‌ی جنگ نسبتا آرام می‌گذشت، از زندگی در تالار ناهارخوری و می‌گساری میان آمبولانس‌ها لذت می‌برد. جنگ طوری آرام بود که حتی با مرخصی او برای تمام زمستان موافقت شد. زمانی‌که هنری از مرخصی به جبهه بازمی‌گردد، با پرستاری به نام کاترین بارکلی آشنا می‌شود و تظاهر می‌کند که به او علاقمند شده است. کاترین حرف او را می‌پذیرد؛ در حالی که به آن باور ندارد. در این بین اما شعله‌های جنگ دوباره روشن شده است و هنری مجروح می‌شود.

🔵 بسیاری معتقدند که همینگوی بر اساس تجربیات شخصی خود در جنگ جهانی اول داستان کتاب را روایت کرده است و شخصیت‌های اصلی کتاب براساس شخصیت‌های حقیقی شکل گرفته‌اند. به عنوان مثال کاترین بر اساس شخصی به نام «اگنس ون کوروسکی» نوشته شده است که پرستار صلیب سرخ طی جنگ جهانی اول بوده است و از همینگوی مراقبت می‌کرده است. همینگوی عاشق او نیز شده بود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
📕طالع نحس
✍️ #نویسنده : دیوید سلتزر
✍️ #مترجم : شهریار نیرومند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

#رمان
📕طالع نحس
✍️ #نویسنده : دیوید سلتزر
✍️ #مترجم : شهریار نیرومند



🔴 رمان «طالع نحس» بر اساس افسانه ای از کتاب مقدس به رشته تحریر درآمده و نویسنده بر پایه قدرت تخیل خارق العاده خود داستان را پیش میبرد . نویسنده با چیره دستی نقل قول هایی از انجیل و تورات را در کتاب خود میگنجاند تا اثری متفاوت و تکان دهنده را برای مخاطبینش خلق کند ، به طوری که در پایان خواننده اصل تخیلی بودن داستان را از یاد میبرد و به احتمال وقوع وقایع داستان می اندیشد.

📝 ماجرای کتاب حول فرزند رابرت تورن و همسرش کاترین بورن می چرخد کودکی که با گذشت زمان رفتار شیطانیش بیشتر نمود پیدا می کند و با مرگ کاترین رابرت به اخطارها و وحشت هایی که همسرش از کودکی که فرزند شیطان می نامید بیشتر میشود ...

🔵 بر پایه‌ی رمان طالع نحس فیلمی نیز به همین نام در سال 1976 به کارگردانی جان لستر ساخته شد. از این فیلم به عنوان یکی از برترین فیلم های ژانر وحشت یاد می شود .

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
📕حیوان اندیشمند
✍️ #نویسنده : روبر مرل
✍️ #مترجم : پرویز شهدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#رمان
📕حیوان اندیشمند
✍️ #نویسنده : روبر مرل
✍️ #مترجم : پرویز شهدی

🔴 کتاب"حیوان هوشمند"، داستانی علمی تخیلی، سیاسی، نوشته روبر مرل، نویسنده فرانسوی است‌.

📝 داستان درباره گروهی از دانشمندان آمریکایی است که بر روی دلفین ها تحقیق میکنند و سعی دارند به آنها آموزش دهند تا با زبان انگلیسی با انسانها ارتباط برقرار کنند. مسئول اصلی گروه، دانشمندی بسیار باهوش است که شخصیتی کاریزماتیک دارد اما از ایده اصلی پشت این آزمایش بی خبر است و پس از اینکه تمام تلاش خود را در احقاق این هدف بکار میگیرد، متوجه میشود که این پروژه در جهت استفاده نظامی از دلفین ها در جنگ سرد کلیدخورده است.

🔵 این کتاب بر اساس حقیقت های علمی و سیاسی همان زمان نوشته شده است. فیلم سینمایی نیز با همین نام، به کارگردانی مایک نیکولز در سال 1973، بر اساس این کتاب ساخته شده است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب

یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:

۱. #بابالنگ_‌دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شب‌های زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون می‌میرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سال‌ها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشت‌مالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستان‌های دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درخت‌نشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخ‌خانهٔ شماره پنج ـ کورت ونه‌گات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستان‌های دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگی‌های نقاش خیابان چهل‌و‌هشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستان‌های_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلت‌های_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
‌۷۶. #هم‌نام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفت‌وگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_می‌کنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلی‌ها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستان‌های_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادک‌باز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیری‌ها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندره‌آ
۹۷. #پاک‌کن‌ها ـ #آلن_رب‌گریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازه‌های_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستان‌های_کوتاه ـ #چخوف

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب

📕 #روش_های_تائو (تبدیل تنش و ناراحتی به خوشحالی)
✍️ #نویسنده:مانتاک چیا
✍️ #مترجم:مهناز آو


در این کتاب بسیار مفید درباره مکتب تائو، انواع بیماریهای جسمی و روحی و نحوه درمان آنها با استفاده از نیروهای درونی است. در این کتاب بخصوص در مورد درمان ناراحتیهای روحی و عصبی و تبدیل حالت روحی بدن از ناراحتی به شادابی توضیح مفصل داده شده است.

تائو نوعی خود درمانی برای پیشگیری از بیماری ها و تنش و جنبه های مختلف زندگی است . کلید اصلی آن برای انرژی حیاتی یا درونی انسان , انجام تمرین های ساده و فعالیت های جسمی است . این انرژی حیاتی با طب سوزنی نیز در بدن جریان می یابد و باعث سلامتی ، سرزندگی ، تعادل احساسات ، بیان معنوی و خلاق میشود.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
روش های تائو.pdf
21.2 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#روش_های_تائو (تبدیل تنش و ناراحتی به خوشحالی)
✍️ #نویسنده:مانتاک چیا
✍️ #مترجم:مهناز آو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

از شما در شگفتم و هم از حال خویش
که از دیدن چنین منظری
چگونه رنگ از رخان من از ترس می‌پرد
اما سرخی گونه‌های شما همچنان پابرجاست.

• از چیرگی شب است یا شرمگینیِ روز، که ظلمت، روی زمین را در گور می‌دارد، آنگاه که روشنایی، جانانه می‌باید بر رویش بوسه زند؟

• چه زشت است زیبا
و چه زیباست زشتی!
بگردیم در میغ‌دودِ پلشتی!


#نمایشنامه_مکبث
#ویلیام_شکسپیر
#مترجم_داریوش_آشوری


#شرح_تصاویر:
The Tragedy of Macbeth~2021
Director: Joel Cohen

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#التماس_تفکر

پدیده سیندرلا : چرا برخی از والدین بدرفتار فقط یک کودک را آزار می‌دهند؟ و این کودک معمولا فرزند اول خانواده است
ماجرای یک سیندرلای واقعی
زمانی که ناپدری دختری به نام آری شرفیلد وارد زندگی او شد، همه چیز تغییر کرد. او در ۷ سالگی مسئول کارهای خانه و مراقبت از خواهر و برادر کوچکترش شد. علاوه بر این، تنها عضو خانواده‌اش بود که مورد آزار جسمی قرار می‌گرفت
تجربیات این دختر کاملاً در تضاد با تجربه خواهر و برادرش بود: همان والدینی که شرفیلد را مورد آزار قرار دادند با برادران و خواهران بیولوژیکی او با عشق، مهربانی و شفقت رفتارمی کردند.
شرفیلد که اکنون ۲۲ ساله است، می گوید:
«مامانم صراحتا به من گفت که خواهر و برادرهایم را ترجیح می دهد. خواهر و برادرهای من هرگز به اندازه من کارهای خانه نداشتند.
من همیشه مجبور بودم در خانه بمانم در حالی که خواهر و برادرم اجازه داشتند با دوستان به تفریح بروند و فعالیت های فوق برنامه انجام دهند. … مادرم واقعاً به من این احساس را داد که هرگز نمی توانم کافی باشم. او به من می گفت که من ناامیدکننده هستم.»
این تجربه در نهایت او را مجبور به قطع ارتباط با خانواده اش کرد.
تا به امروز، شرفیلد نمی‌داند که چرا با او بدرفتاری شده است. وقتی ناپدری او وارد زندگی او شد، خانواده‌اش مذهبی‌تر و محافظه‌کارتر شدند و او در برابر این تغییرات مقاومت می‌کرد.
او مدت‌ها تصور می‌کرد که به این دلیل مورد بدرفتاری و آزار و اذیت قرار گرفته که صحبت کرده، نظرش را گفته و عصیان کرده است.
صرف نظر از این، او شایسته این رفتار نبود: هیچ کودکی شایسته این رفتار نیست.
در سال ۲۰۱۹، آژانس ها در مجموع ۴.۴ میلیون گزارش ارجاع بدرفتاری با کودکان دریافت کردند.
شرفیلد در کنار بدرفتاری و آزار و اذیت والدینش، احساس انزوا می کرد.
او می‌گوید: «من می‌بینم که برادر و خواهرم پست‌هایی (در شبکه‌های اجتماعی) درباره اینکه مادرم چقدر شگفت‌انگیز است و همیشه کنارشان است، منتشر می کنند.
همه آنها روابط قوی با مادرم دارند صادقانه بگویم، این باعث رنجش من می شود.»
بزرگ ترین کودک اغلب در معرض خطر بیشتری است
جسیکا روزاکر نیز دختر قربانی دیگر پدیده سیندرلا است. او می‌گوید پدرش از زمانی که او ۲ ساله بود، با او بدرفتاری‌ می کرد. او بر نگرانی های بی اساسی متمرکز شد زیرا فکر می کرد دختر بیولوژیکی او نیست
روزاکر می‌گوید که با افزایش سن، بدرفتاری ها به آزارهای جسمی و کتک زدن تبدیل شد.
با این حال، خواهر و برادرهای کوچکتر او در امان ماندند: روزاکر، که اکنون ۲۰ سال دارد، به عنوان بزرگترین فرزند، به تنهایی رنج می بُرد و آزار را از خواهر و برادرش پنهان می کرد.
روانشناسی این طور توضیح داد: «این غیرمعمول نیست که بزرگ‌ترین کودک بیشترین خشونت را تجربه کند.
گاهی اوقات به مرور زمان و پس از بچه دار شدن، ممکن است راه هایی وجود داشته باشد که والدین بدرفتار با کسب تجربه بیشتر در روابطی که با فرزندان خود دارند، تغییر کنند.
و متأسفانه، بسیاری از اوقات فرزند بزرگتر در موقعیت اقتدار قرار می گیرد.
بنابراین، والدین آنها ممکن است انتظارات بالاتری از آنها داشته باشند که همین می تواند یک عامل مؤثر باشد.»
کودک آزاری و بدرفتاری شایع است و تا سال ۲۰۱۹ بیش از ۷.۹ میلیون کودک را تحت تأثیر قرار داده است.
بر اساس اطاعات مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری، کودکان دارای معلولیت بیشتر در معرض خطر سوء استفاده و بی توجهی قرار دارند.
برای شرفیلد، سالها طول کشید تا بر سوء استفاده و اضطراب ناشی از آن غلبه کند.
“نحوه برخورد افرادی که قرار بود شما را دوست داشته باشند، بر روابط شما تأثیر می گذارد. من مجبور شدم تمام رفتارهای سمی را که در بزرگ شدن به من نشان داده شده است، بیاموزم. باید یاد می گرفتم که چگونه خشم خود را به درستی مدیریت کنم، چگونه بی وقفه ارتباط برقرار کنم. او می‌گوید.»
او می‌گوید: «من اکنون دو فرزند برای خودم دارم و آن‌ها در حال زندگی رویای کودکی من هستند.
آنها شادترین انسان های کوچک هستند، تغذیه می شوند، تمیز هستند، مورد محبت قرار می گیرند و خانه ای امن و شاد دارند.
من با خودم عهد کردم که هرگز اجازه نخواهم داد بچه هایم دوران کودکی من را دوباره زنده کنند. این قول را با خودم نگه داشته ام.»

#مترجم_سعیده_اکبری

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

#در عشق پشیمانی هم، مانند تمنا، برآورده شدن را می‌خواهد و نه به تحلیل درآمدن را؛ هنگامی که عاشقی آغاز می‌کنیم، وقت‌مان نه به دانستن این که عشق چیست، که به آماده کردن امکان‌های دیدار فردا می‌گذرد. و هنگامی که از آن کناره می‌گیریم، نه به شناخت غصه‌ی خود که بر این می‌کوشیم که آن را به زبانی که به گمان‌مان از همه مهربانانه‌تر است، برای برانگیزنده‌ی غصه بیان کنیم. چیزهایی را می‌گوییم که نیاز گفتن‌شان را داریم، و او آن‌ها را نخواهد فهمید، تنها برای خودمان می‌گوییم.

#زندگی‌مان را چون خانه‌ای برای کسی می‌سازیم، و هنگامی که می‌توانیم او را سرانجام در آن جای دهیم نمی‌آید، سپس برایمان می‌میرد و خود زندانی جایی می‌شویم که تنها برای او بود.

#لذت به عکس می‌ماند. لذتی که در کنار دلدار حس می‌کنی، نگاتیوی بیش نیست. آن را بعد که به خانه رفتی ظاهر می‌کنی، هنگامی که تاریک‌خانه‌ی درونی‌ات را دوباره در اختیار داری که تا زمانی که با دیگرانی درش به روی‌ات بسته است.

#عشق و رنجی که همزاد آن است، همانند مستی می‌تواند همه چیز را در نظر آدمی دگرگون کند.

#همه‌ی ما در ته خمره‌مان، مثل دیوژنوس آرزوی یک انسان را داریم‌. گل پرورش می‌دهیم و درخت می‌کاریم اما از سر ناچاری، چون گل و درخت تسلیم‌اند. اما ترجیح می‌دهیم وقت‌مان را صرف یک درخت انسانی کنیم، اگر مطمئن باشیم که به زحمت‌اش می‌ارزد.

#آدمی نمی‌تواند به لذت و خوشی دست یابد هنگامی که جز جست‌وجویش کاری نمی‌کند.

#دلدار چیزی جز حادثه‌‌ی ساده‌ای نیست که بر سر راه فوران تمناهای ما قرار می‌گیرد.

#مالکیت آن‌چه دوست می‌داریم برای‌مان از خود دوست داشتن لذت‌بخش‌تر است.

#باید یا رنج نکشیدن را انتخاب کرد یا دوست داشتن را.

#عشق ما ربطی به کسی که بَرَش می‌انگیزد ندارد.


#برگرفته از کتاب: در جستجوی زمان از دست رفته
#نویسنده_مارسل_پروست
#مترجم_مهدی_سحابی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#کتاب_ولحظه

#نایاب‌ترین هدیه، توجهِ تام و تمام است.

#بدون برق، شب دوباره شب می‌شود، نه تقلید ناشیانه‌ای که به اسم شب، در یک شهر مدرن، قالب می‌شود. بدون برق، شب دوباره جهان عمیق تاریکی می‌شود؛ معمایی که به هراس‌مان می‌اندازد.

#او با وقار پیر نمی‌شود؛ با تمام توان و خشم به جنگ کوچک‌ترین نشانه‌های زوال می‌رود. آرایش‌اش مدام پررنگ‌تر می‌شود و لباس‌هایش مرتب جوانانه‌تر. دست یازیدن مستاصلانه دیرهنگامی به جوانیِ شیرینی که حسرت‌اش را می‌خورَد.

#قادر به صحبت کردن، گفت‌وگو یا مذاکره نبود و صرفا شروع می‌کرد به داد زدن.

#چیزی ما را به هم وصل نمی‌کند. دره‌ای از دنیاهای عاجز از گفت‌وگو با هم میان‌مان قرار دارد.

#از وقتی تلاش برای نقش ایفا کردن در زندگی‌اش را کنار گذاشتم، مرا فراموش کرد.

#عذاب جهنم، صدا است.

#او سریع صحبت می‌کند، به‌گونه‌ای که جملات در هم فرو می‌روند و کلمات و عبارات حلقی ایجاد می‌شود. گویی کسی در حال قرقره کردن با دهان‌شویه باشد. من اما مکالمات آهسته را که در آن کلمات مانند مروارید شمرده می‌شوند، گفت‌وگوهایی با مکث‌های بسیار، مکث‌هایی که جایگزین کلمات می‌شوند، ترجیح می‌دهم.

#میل سیری‌ناپذیری به خشنود کردن دیگران داشت؛ یک ولع پست.


#برگرفته از کتاب: زن غیرضروری
#نویسنده: ربیع‌ علم‌الدین
#مترجم: هرمز گیلیانه

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#کتاب_ولحظه

#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آن‌چه ما خدا می‌خوانیم چیزی نیست مگر ترس‌ها و حسرت‌های سرکوفته‌ی خودمان. اخلاق ما آمیزه‌ای است از ستیزه‌جویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"

#هیچ‌چیز قرار نبود تغییر کند. عادت‌ها و آرزوها، بی‌اندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث می‌رسید.

#عشق برای زندگی، برای هر کار سازنده‌ای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.

#گاهی ناچار شده‌ام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.

#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.

#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادی‌خواهانه‌ای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد می‌زدند: 《زنده باد زنجیر!》

#اگر بهشتی هست، همین‌جا و همین‌لحظه است. در لذت هم‌آغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.

#سینما بدون واسطه به تماشاگر می‌رسد، به او انسان‌ها و اشیای مشخصی را نشان می‌دهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ می‌اندازد، تخیل او را رهایی می‌بخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحت‌تر از هر رسانه‌ی دیگری می‌توان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر می‌رسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفه‌ی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.

#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایه‌ی هر هنری است، نشانی نمی‌بینیم. نویسنده‌ها و کارگردان‌ها و تهیه‌کنندگان سخت مراقب هستند تا پنجره‌ی اکران سینما به دنیای رهایی‌بخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش در‌می‌آید که تداوم زندگی مسکنت‌بار ما را نشان می‌دهد. برای هزارمین بار همان قصه‌های همیشگی را به خوردمان می‌دهند تا ساعات عذاب‌آلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بین‌المللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار می‌برند تا سنت‌ها و عادات رایج در لفافی از طنز بی‌آزار و اندرزهای بی‌خاصیت به خورد تماشاگر داده شود.

#برگرفته از کتاب: با آخرین نفس‌هایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#بخوانیم

در قرن نوزدهم "کارل مارکس" درباره‌ی "بیگانگی" (Alienation) سخن گفت. بیگانگی یعنی جدایی و غریبه بودن با چیزی. مارکس می‌گوید چهار نوع بیگانگی در فرهنگ مدرن وجود دارد:

1. بیگانه شدن با طبیعت

لزومی ندارد توضیح زیادی درباره‌ی بیگانگی با طبیعت بدهم، وقتی خودمان طبیعت را نابود می‌کنیم.

2. بیگانه شدن با دیگران

ارتباط، صمیمیت و اعتماد بین ما کمتر شده. کمتر حس می‌کنیم که در رابطه‌ای هستیم. و این قطعا احتمال بیماری‌های روحی و فیزیکی را افزایش می‌دهد.

3. بیگانه شدن با کار

بسیاری از مردم کاری را می‌کنند که دیگر هیچ معنایی برای‌شان ندارد. انسان‌ها موجودات مولدی هستند. ما باید خلق کنیم. وقتی کار غیرخلاقانه‌ای می‌کنیم که واقعیت ما را بازنمایی نمی‌کند، افسردگی، نگرانی و حس بی معنی بودن را به ما تحمیل می‌کند. و در این مواجهه می‌خواهیم حس گم شدن معنا را با انواع دیگر فعالیت‌ها جایگزین کنیم. پس مشغول ظاهر خودمان می‌شویم. و این که مردم چه احساسی در مورد ما دارند. چه چیزی می‌توانیم به دست بیاوریم. مالک چه چیزی می‌توانیم باشیم. به چه موفقیتی می‌توانیم برسیم. تمام جایگزین‌های غلطی که نمی‌توانند فقدان معنای واقعی را جبران کنند. کاری که جامعه در پاسخ به این وضعیت انجام می‌دهد، خرید و فروش محصولات بسیار است. خرید، جایگزین فقدان معنا است. در واقع بخش عمده‌ی اقتصاد در فرهنگ‌مان روی فقدان معنا بنا شده است.

4. بیگانگی با خود

شما به مرور از خودتان جدا شده‌اید‌. از شهودتان. ما در زمان نوزادی و کودکی کاملا با خودمان و شهودمان پیوند داریم. اما در فرهنگ، چیز بسیار قدرت‌مندی رخ می‌دهد که شما را از خودتان بیگانه می‌کند. زیرا جهان، شما را آن‌گونه که واقعا بودید تحمل نمی‌کرد. و والدین شما خودشان را تحت فشار زیادی قرار دادند تا شما را آن‌طور که واقعا جامعه می‌خواهد، بشناسانند و محترم بدارند. پس ما از خودمان بیگانه می‌شویم و حس شهودی‌مان را خاموش می‌کنیم. احساسات شهودی ما زیستی نیستند. آن‌ها به ما می‌گویند چه چیزی درست و چه چیزی نادرست است. به ما می‌گویند چه چیز خطرناک و چه چیز دوستانه است. به ما می‌گویند چه چیز ایمن و چه چیز ناامن است. پس وقتی با حس شهودی‌مان بیگانه می‌شویم، دیگر واقعیت را درک نمی‌کنیم. حقیقت را حس نمی‌کنیم. البته خبر خوب این است که انسان‌ها می‌توانند ارتباط با خودشان را دوباره به دست آورند همان‌طور که ارتباط با طبیعت را دوباره می‌توانیم به دست آوریم.
یکی از ویژگی‌های ذاتی ما انسان‌ها، همدلی است. این طبیعت ما انسان‌ها است. برخلاف این افسانه فرهنگ‌مان که ما را موجوداتی تهاجمی، فردی و رقابتی می‌شناسد، ما برای همدلی، ارتباط، عشق و دلسوزی ساخته شده‌ایم. پس برای پیشرفت کردن، تمام کاری که باید بکنیم که کار ساده‌ای هم نیست اما قطعا برای ما امکان‌پذیر است، این است که به طبیعت خودمان برگردیم.

#بخشی از سخنرانی دکتر "گابور ماته"
#مترجم: رکسانا شیرخورشیدی


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🦋🍂🍃🍂🦋🍂
🍂🍃🦋
🍃

🔴#بخوانیم

#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آن‌چه ما خدا می‌خوانیم چیزی نیست مگر ترس‌ها و حسرت‌های سرکوفته‌ی خودمان. اخلاق ما آمیزه‌ای است از ستیزه‌جویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"

#هیچ‌چیز قرار نبود تغییر کند. عادت‌ها و آرزوها، بی‌اندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث می‌رسید.

#عشق برای زندگی، برای هر کار سازنده‌ای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.

#گاهی ناچار شده‌ام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.

#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.

#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادی‌خواهانه‌ای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد می‌زدند: 《زنده باد زنجیر!》

#اگر بهشتی هست، همین‌جا و همین‌لحظه است. در لذت هم‌آغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.

#سینما بدون واسطه به تماشاگر می‌رسد، به او انسان‌ها و اشیای مشخصی را نشان می‌دهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ می‌اندازد، تخیل او را رهایی می‌بخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحت‌تر از هر رسانه‌ی دیگری می‌توان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر می‌رسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفه‌ی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.

#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایه‌ی هر هنری است، نشانی نمی‌بینیم. نویسنده‌ها و کارگردان‌ها و تهیه‌کنندگان سخت مراقب هستند تا پنجره‌ی اکران سینما به دنیای رهایی‌بخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش در‌می‌آید که تداوم زندگی مسکنت‌بار ما را نشان می‌دهد. برای هزارمین بار همان قصه‌های همیشگی را به خوردمان می‌دهند تا ساعات عذاب‌آلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بین‌المللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار می‌برند تا سنت‌ها و عادات رایج در لفافی از طنز بی‌آزار و اندرزهای بی‌خاصیت به خورد تماشاگر داده شود.

#برگرفته از کتاب: با آخرین نفس‌هایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی

🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

. #حتی آن‌ها که مستقیما تمایلی به شرکت در این کشمکش شدید برای کسب ثروت و افتخار ندارند، غیر مستقیم به این راه کشانده می‌شوند. زیرا یکی از تاثیرات آن بالا بردن سطح زندگی و به تبع آن افزایش متوسط نرخ خرج و مخارج برای همه است. آن‌هایی که به ثروت می‌رسند، تا حدی برای لذت شخصی و البته بیشتر برای نشان دادن چیزی تحسین‌برانگیز، خودشان را با عادات تجملی از دیگران متمایز می‌کنند. هر چه تعداد آن‌ها بیشتر می‌شود، رقابت برای جلب توجه افکار عمومی شدیدتر می‌شود و این توجه نصیب کسانی می‌گردد که با صرف هزینه‌های عظیم، خودشان را بیشتر به چشم می‌آورند. رقابت گام‌به‌گام به اقشار پایین‌تر سرایت می‌کند، تا جایی که افراد نسبتا کم‌بضاعت‌تر هم برای آن که "محترم" محسوب شوند خودشان را ملزم به صرف هزینه‌ی بیشتر در مورد خانه، اسباب و اثاثیه و پوشاک و غذا می‌بینند و مجبورند سخت‌تر کار کنند تا به آن درآمد بالاتر مورد نیاز دست پیدا کنند.

#این که چرا مدام بیشتر و بیشتر قرض بالا می‌آوریم ربطی به دستمزدهایمان ندارد، بلکه مربوط به نحوه‌ی خرج کردن‌مان است. حتی اگر درآمدهای ما بالا رفته باشد، سرعت خرج کردن ما خیلی بیشتر افزایش پیدا کرده است. خیلی از مردم خیلی بیشتر از سطح درآمدشان خرج می‌کنند. زندگی قرضی نسخه‌ی امروزی بردگی خودخواسته است.

#آخر هفته‌ها و به‌ویژه تعطیلات حس موقعیتی اضطراری را پیدا کرده‌اند. این روزها فرصت محدودی است که باید تا آخرین حد از آن استفاده شود و هدر نرود. مدیریت سفت‌وسخت زمان ظاهرا با هیچ چیزی که حتی کمی به تعطیلات شبیه باشد سازگار نیست. به‌نظرم تعطیلات ما روز‌به‌روز بیشتر شبیه نوعی مسابقه‌ی بهره‌وری می‌شود. رفتار گردشگران اتوبوس‌سواری که به هر مکان دیدنی که می‌رسند تقریبا پانزده دقیقه توقف می‌کنند تا به تعداد بیشتری از مکان‌های دیدنی برسند دیگر امری عادی شده است. روز تعطیل قرار است فرصتی باشد برای کارهایی که خودت دوست داری انجام بدهی، نه کارهایی که مجبوری انجام بدهی.

#مهم‌ترین تغییر فرهنگی در این دوره، گذار از کمبود به وفور است. در دنیای غرب، کمتر کسی برای زنده ماندن باید به‌سختی تقلا کند، و در عوض همگان سراسیمه دنبال هویت‌‌شان می‌گردند. مصرف بخش مهمی از این تکاپو است. در عصر وفور، کارگران دیگر خیال سرنگونی بورژوازی را در سر نمی‌پرورانند بلکه به دنبال پیوستن به آن هستند. آن‌ها دیگر دنبال به دست گرفتن ابزار تولید نیستند و در عوض مایل به افزایش ابزار مصرف خودشان‌اند.


#برگرفته از کتاب "کار"
#نویسنده: لارس اسوندسن
#مترجم: فرزانه سالمی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

#امروزه تمایلات جنسی صورت مقبولی از عشق شده و به همان میزان، گوش به فرمان دستور. رابطه‌ی جنسی یعنی کامیابی و کارآیی. و لَوندی نماینده‌ی سرمایه‌ای است که باید بیشتر شود. بدن، با ارزش‌های ظاهری‌اش، تبدیل به کالا شده است. در همین بین دیگری به شئ‌ای برانگیزاننده تبدیل شده است. وقتی دیگری بودن از دیگری کسر می‌شود، نمی‌شود عاشق‌اش بود، فقط می‌شود مصرف‌اش کرد. به همین سبب دیگری حالا فرد نیست، تبدیل به شئ‌ای شده با اجزای جنسی. چیزی به نام هویت جنسی (Sexual Personality) وجود ندارد.

#اصول نمایشی که تمامی جوانب زندگی امروزی را فراگرفته، عشق و جنسیت را هم فراگرفته است.

#تصاویر به‌شکلی پرخاش‌گرانه در رقابت برای "استفاده شدن" هستند.

#امروزه اینترنت دارد فرد مدرن را در جایگاه سوژه‌ای هوس‌ران قرار می‌دهد که در تقلای تجربه کردن است و خواب و خیال اشکال یا وسایل مختلف زندگی را در سر می‌پروراند که تجربه‌ای زنده است در حالت خیالی و مجازی. هر چه بیشتر می‌گذرد، خویشتن فرد مدرن به کمک تصاویر رسانه‌ها و کالاها، به شکلی تخیلی متوجه آرزوها و احساسات‌اش می‌شود. قوه‌ی تخیل است که تحت سلطه‌ی بازار و فرهنگ توده‌وار قرار می‌گیرد.

#امروزه که ما در مواجهه‌ی مستقیم با میزان زیادی از تصاویر قدرتمند بصری هستیم، دیگر نمی‌توانیم چشمان‌مان را ببندیم. علت دیگر، وجود مداوم تصاویر است. چشم بستن یعنی امری مذموم، امری که برای مقبولیت و بیش‌فعالی جامعه‌ی پرشتاب معاصر همراه خوبی نیست. گوش به زنگ بودن (Hypervigilance) مداوم چشم بستن را کاری سخت‌تر کرد.

#انبوه اطلاعات دارد به شدت بی‌نظمی دنیا را به اوج می‌برد، دارد سروصدا را به حداکثرش می‌رساند. تفکر نیازمند آرامش است. تفکر، گسیل شدن به سکوت و آرامش است.


#برگرفته از کتاب: تقلای اِروس
#نویسنده: بیونگ چول هان
#مترجم: آراز بارسقیان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

هر اندیشۀ غلطی در دریایی از خون پایان می‌گیرد؛ امّا همیشه در خون دیگران...کسانی که مدعی‌اند همه‌چیز می‌دانند و همه چیز را می‌توانند درست کنند، سرانجام به این نتیجه می‌رسند که همه را باید کشت...بدترین چیزی که ممکن است برای شما پیش آید این است که شما روزی در آنچه در مقابل من از آن دفاع کرده‌اید پیروز شوید. در آن روز شما بی‌شک فاتح خواهید بود، در معنایی که این جهان بدبخت بدین کلمه می‌دهد، امّا شما در میان سکوت اجساد فاتح خواهید بود و این فتحی است که من هرگز بدان رشک نمی‌برم.


#کتاب: تعهد اهل قلم
#نویسنده: آلبر کامو
#مترجم: مصطفی رحیمی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

زندگی همواره خودش را می‌شکند و تقسیم می‌کند. انسان‌ها از طریق فکرکردن دربارۀ خودشان به منزلۀ بخش‌هایی از یک کل یکپارچه، به سرکوب کردن این واقعیت گرایش دارند. یک باقی‌مانده بودن به معنای مقاومت کردن در برابر این گرایش تمامیت‌ساز است که از طریق همواره شهادت دادن به تفاوت‌هایی که ما را از یکدیگر جدا می‌کنند، حاصل می‌شود.
استفادۀ آگامبن از انگارۀ معماگونِ باقی‌مانده، او را به سوی یک بینش مثبت از انسان‌ها رهنمون می‌شود؛ به تعبیری، همچون گزین‌گویه‌های زنده، یک همبودگی از قطعه‌ها که هیچ نیازی به مقارن شدن با یک کل جهان‌شمول منسجم ندارند.
آگامبن می‌نویسد:«اینکه انسان آن چیزی‌ست که می‌تواند تا بی‌نهایت ویران شود، به معنای آن است که چیزی هم غیر از این ویرانی و درون این ویرانی باقی می‌ماند و آن، انسانِ باقی‌مانده است».
مانند دست‌نوشته‌های ناتمام، انسان‌ها نیز پایان‌گشوده هستند؛ آنان هرگز از خواندن آنچه در کتاب ناتمام زندگی هنوز نانوشته مانده، دست برنمی‌دارند.


#کتاب: قدرت زندگی؛ آگامبن و سیاست آینده
#نویسنده: دیوید کیشیک
#مترجم: مجتبا گل‌محمدی

Artist: Dane Khy

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃

🔴#بـــخـــوانـــیـــم

محبت‌ریزی یا Pebbling چیست و چرا نوجوانان به آن روی آورده‌اند؟

#مترجم:سپیده عزیزمان

یک وقتی نسل پیش از ما برای ارتباط از گفتگوی چهره به چهره و تلفن و نامه کاغذی استفاده می‌کردند.
آن عصر دیگر کاملا تمام شده.

آخرین بار که برای کسی نامه به معنی واقعی کلمه فرستاده‌اید، کی بوده ؟

نسل ما هنوز دوستدار دیالوگ و زایش کلمات است. اما نسل جدید این طوری ارتباط برقرار نمی‌کند و دوست ندارد به صورت پاراگراف‌های طولانی منظور و قصد خودش را نمایان کند و حتی عشق بورزد به همین خاطر است که محب‌ورزی یا محبت‌ریزی آنها به صورت ارسال چیزهایی در شبکه‌های اجتماعی است که جالب یا خنده‌دار یا دارای نکته می‌دانند و پاسخی هم که می‌خواهند ارسال همین چیزهای یا ایموجی است.

این نوشته پیشنهاد می‌کند که والدین این شیوه ارتباط را به رسمیت بشناسند
و دست‌کم بخشی از ارتباطشان را برای نزدیکی بیشتر به این صورت انجام بدهند.

نوجوانان برای نشان دادن محبت و عشق خود از روش جدیدی به نام “Pebbling” استفاده می‌کنند.

این روش اغلب برای توصیف روابط عاشقانه به کار می‌رود اما اکنون در سایر انواع روابط، از جمله بین والدین و فرزندان نیز مشاهده می‌شود.

تاریخچه Pebbling

اصطلاح “Pebbling” از رفتار پنگوئن‌های جنتو در قطب جنوب گرفته شده است که با اهدای سنگ به یکدیگر ابراز علاقه می‌کنند.

در شکل مدرن، “Pebbling” به معنای ارسال نشانه‌های کوچک محبت، مانند میم‌ها، گیف‌ها یا ویدئوهای شبکه‌های اجتماعی به دوستان یا عزیزان است. این نشانه‌ها می‌توانند پیام‌های کوتاه، تصاویر بامزه یا حتی لینک‌هایی به آهنگ‌های مورد علاقه باشند.

فواید Pebbling

طبق گفته کارشناسان، “Pebbling” راهی برای تقویت روابط و نشان دادن محبت است. این کار نه تنها برای گیرنده خوشایند است، بلکه برای فرستنده نیز موجب ترشح دوپامین، هورمونی مرتبط با لذت و انگیزه، می‌شود. دیدن شادی گیرنده باعث ترشح اکسی‌توسین، هورمونی که احساس اعتماد و همدلی را تقویت می‌کند، می‌شود.


معایب Pebbling

با این حال، درک نشدن معنای پشت این حرکت می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. مهم است که والدین با شناخت زبان محبت فرزندان خود، روابط شاد و سالم را تقویت کنند. عدم درک یا پذیرش “Pebbling” از سوی گیرنده می‌تواند منجر به سوءتفاهم و فاصله عاطفی شود.

چگونه والدین می‌توانند از Pebbling استفاده کنند؟

والدین می‌توانند با ارسال میم‌های خنده‌دار، ویدیوهای تیک‌تاک یا پیام‌های شخصی به فرزندان خود، با آنها ارتباط برقرار کنند.

همچنین ارسال یادداشت‌های قدردانی، انجام فعالیت‌های مشترک و ارسال موزیک‌های مرتبط با تجربیات مشترک، می‌تواند ارتباط والدین و فرزندان را تقویت کند. به عنوان مثال، ارسال یک تصویر خنده‌دار با یک پیام کوتاه محبت‌آمیز می‌تواند روز فرزندتان را بسازد و رابطه‌ای نزدیک‌تر ایجاد کند.


🌸🍂🌸@Bookirancity


🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃