🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #چهره_مرد_هنرمند_در_جوانی
#جیمز_جویس
#منوچهر_بدیعی
#صد_کتابی_که_قبل_از_مرگ_باید_خواند
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی رمانی است از جیمز جویس که در سال ۱۹۱۶ منتشر شد.
این داستان، که ماجراهای پسری را از ۲ سالگی تا ۲۰ سالگی بیان میکند، بسیار پیچیده است و در آن به مسایلی از قبیل ایرلند، انسان، کودک، ترس و خدا پرداخته میشود. منتقدان بر این باورند که این داستان مقدمهٔ داستان اولیس شاهکار جیمز جویس است. این اثر بهنوعی خودزندگینامه اوست.
نویسنده روایت رمان را که توسط سوم شخص مفرد بیان شده با ذهنیات استیون ددالوس ادغام کرده و خواننده در بعضی قسمتهای رمان با این ادغام روایت و ذهنیت مواجه میشود. نویسنده به تلاش و نوسانات روحی ددالوس برای غلبهٔ روحی بر عوامل منفی اطرافش - از جمله رفتار نامناسب برخی از معلمین و خشونتی که بین پسرهای مدرسه رواج دارد - پرداختهاست.
جویس در شخصیت اصلی رمان، یعنی استفان ددالوس، تردید و آشفتگی و پوچگرایی نسل جدید را نشان دادهاست. نویسنده از تلمیح استفاده کرده و با استفاده از متن کتاب مقدس صحنه مرگ و قیامت را در این رمان نوشته است.
این رمان تاکنون با عناوین زیر به فارسی ترجمه شدهاست:
سیمای مرد هنرآفرین در جوانی، پرویز داریوش
چهره مرد هنرمند در جوانی، منوچهر بدیعی
سیمای هنرمند در جوانی، اصغر جویا
چهره یک مرد هنرمند در جوانی. امیر علیجانپور
نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #چهره_مرد_هنرمند_در_جوانی
#جیمز_جویس
#منوچهر_بدیعی
#صد_کتابی_که_قبل_از_مرگ_باید_خواند
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی رمانی است از جیمز جویس که در سال ۱۹۱۶ منتشر شد.
این داستان، که ماجراهای پسری را از ۲ سالگی تا ۲۰ سالگی بیان میکند، بسیار پیچیده است و در آن به مسایلی از قبیل ایرلند، انسان، کودک، ترس و خدا پرداخته میشود. منتقدان بر این باورند که این داستان مقدمهٔ داستان اولیس شاهکار جیمز جویس است. این اثر بهنوعی خودزندگینامه اوست.
نویسنده روایت رمان را که توسط سوم شخص مفرد بیان شده با ذهنیات استیون ددالوس ادغام کرده و خواننده در بعضی قسمتهای رمان با این ادغام روایت و ذهنیت مواجه میشود. نویسنده به تلاش و نوسانات روحی ددالوس برای غلبهٔ روحی بر عوامل منفی اطرافش - از جمله رفتار نامناسب برخی از معلمین و خشونتی که بین پسرهای مدرسه رواج دارد - پرداختهاست.
جویس در شخصیت اصلی رمان، یعنی استفان ددالوس، تردید و آشفتگی و پوچگرایی نسل جدید را نشان دادهاست. نویسنده از تلمیح استفاده کرده و با استفاده از متن کتاب مقدس صحنه مرگ و قیامت را در این رمان نوشته است.
این رمان تاکنون با عناوین زیر به فارسی ترجمه شدهاست:
سیمای مرد هنرآفرین در جوانی، پرویز داریوش
چهره مرد هنرمند در جوانی، منوچهر بدیعی
سیمای هنرمند در جوانی، اصغر جویا
چهره یک مرد هنرمند در جوانی. امیر علیجانپور
نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴# کسی درتمام #لحظه هایت هست،
که بیشتر از هرکسی #تو را میخواهد.
کسی که بیشتر از هرکسی به تو نزدیک تر است.
کسی در زندگیت هست که همه ی لحظه هایت را از نزدیک شاهد است .
کسی که نمیتواند قضاوتت کند و همانند ادم های دیگر به #چهره اش #نقاب بزند و با قلموی رنگش برایت دورو #بازی دربیاورد
کسی در زندگی ات هست به اسم خودت، از جنس خودت، مثل خودت و او #خودت هستی ...
خودت را سفت بچسب #مراقب باش بادِ #عشق تو را ازخودت دور نکند، خودت را سخت بخواه و سخت تر وابسته اش باش ...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
که بیشتر از هرکسی #تو را میخواهد.
کسی که بیشتر از هرکسی به تو نزدیک تر است.
کسی در زندگیت هست که همه ی لحظه هایت را از نزدیک شاهد است .
کسی که نمیتواند قضاوتت کند و همانند ادم های دیگر به #چهره اش #نقاب بزند و با قلموی رنگش برایت دورو #بازی دربیاورد
کسی در زندگی ات هست به اسم خودت، از جنس خودت، مثل خودت و او #خودت هستی ...
خودت را سفت بچسب #مراقب باش بادِ #عشق تو را ازخودت دور نکند، خودت را سخت بخواه و سخت تر وابسته اش باش ...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#چهره ای دیگر از فروغ ...
۲۴ بهمن ۱۳۹۷ خورشیدی ، پنجاه و دومین سالگرد دخترکی است که یک شب او را باد با خود برد...
فروغ فرخ زاد در عکس های بسیاری برابر دوربین شیطنت می کرد و ادا در می آورد ، اما گریم و ادای " دیگ به سر" شاید تنها ادایی باشد که به او نمی آمد چرا که فروغ " پری" زاده شده بود...
« من
پری کوچک غمگینی را می شناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را
در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه
به دنیا خواهد آمد...»
* سطرهای پایانی شعر " تولدی دیگر "
* دیگ به سر : موجودی خیالی در فرهنگ عوام ، مشابه آل و لولو برای ترساندن بانوان و کودکان .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
۲۴ بهمن ۱۳۹۷ خورشیدی ، پنجاه و دومین سالگرد دخترکی است که یک شب او را باد با خود برد...
فروغ فرخ زاد در عکس های بسیاری برابر دوربین شیطنت می کرد و ادا در می آورد ، اما گریم و ادای " دیگ به سر" شاید تنها ادایی باشد که به او نمی آمد چرا که فروغ " پری" زاده شده بود...
« من
پری کوچک غمگینی را می شناسم
که در اقیانوسی مسکن دارد
و دلش را
در یک نی لبک چوبین
می نوازد آرام آرام
پری کوچک غمگینی
که شب از یک بوسه می میرد
و سحرگاه از یک بوسه
به دنیا خواهد آمد...»
* سطرهای پایانی شعر " تولدی دیگر "
* دیگ به سر : موجودی خیالی در فرهنگ عوام ، مشابه آل و لولو برای ترساندن بانوان و کودکان .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#چهره فرتوت زنی
که قلبش آشیانه کلاغهای خبرچین شده
را
به بارانیِ مژه هایش
نوید دهید
تا غبارِ
آمالِ بهگِل نشسته اش را
بهار
با نبضی دیگر در نگاهش جوانه شود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
که قلبش آشیانه کلاغهای خبرچین شده
را
به بارانیِ مژه هایش
نوید دهید
تا غبارِ
آمالِ بهگِل نشسته اش را
بهار
با نبضی دیگر در نگاهش جوانه شود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#چهره_های_مازاد
این صورتک، نه فقط در پارکِ ملت شهر تهران؛ که در خیلی جاهای دیگر هم دارد نصب میشود؛ در واگنِ متروها، اتوبوسهای غمگین اولِ صبحها، تویِ صفهای بیقرارِ «نمیدانم برای چه» برنج و گوشتیخزده و هزار زهرِمارِ دیگر. این صورتک؛ حضورِ نمادینِ غیابِ آن چند میلیونیست که دیگر حتی «پارک» هم نمیروند برای «تفریح» رایگان. صبح به صبح، نمیآیند که بدوند، نیستند؛ غایباند. جاهای دیگری دارند میدوند صبحها، ظهرها، شبها. نظامیِ از «خاطرات»، دیگر در پارک، «ماجرایِ مشترکی» ندارد که بگوید سالها بعد. حرف نمیزنند دیگر؛ داد میزنند: «سه تا جوراب پنج تومن»، «کمربند، سه تومن»؛ در متروها و خیابانها و کوچهها و ... . این صورتک، چونان «سردیس» آنهاست، که دیگر سری ندارند میانِ سرها؛ در «پارک ِملت»، در «ملت». سرهایشان در گریبانست، خم شده تا کمر در سطلِ آشغالِ همانِ پارکی که آنها را پسزدهست دیگر. صورتشان نصفهست گویی؛ نیمی نیست؛ نیمی دیگر در تنگاست. شمایل گیرافتادگی و درماندگیست این «سر» غمگین و پریشان. تصویر مخدوشیست از چهرهای مجروح.
حضور این مجسمه٬ کمک کرده است به تعریف صادقانهتر یک ملت٬ در پارک ملتاش. آمدهاند تا باشند در بازی؛ در روایت ملت.
جایشان خالی بود؛ هستند حالا.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#چهره_های_مازاد
این صورتک، نه فقط در پارکِ ملت شهر تهران؛ که در خیلی جاهای دیگر هم دارد نصب میشود؛ در واگنِ متروها، اتوبوسهای غمگین اولِ صبحها، تویِ صفهای بیقرارِ «نمیدانم برای چه» برنج و گوشتیخزده و هزار زهرِمارِ دیگر. این صورتک؛ حضورِ نمادینِ غیابِ آن چند میلیونیست که دیگر حتی «پارک» هم نمیروند برای «تفریح» رایگان. صبح به صبح، نمیآیند که بدوند، نیستند؛ غایباند. جاهای دیگری دارند میدوند صبحها، ظهرها، شبها. نظامیِ از «خاطرات»، دیگر در پارک، «ماجرایِ مشترکی» ندارد که بگوید سالها بعد. حرف نمیزنند دیگر؛ داد میزنند: «سه تا جوراب پنج تومن»، «کمربند، سه تومن»؛ در متروها و خیابانها و کوچهها و ... . این صورتک، چونان «سردیس» آنهاست، که دیگر سری ندارند میانِ سرها؛ در «پارک ِملت»، در «ملت». سرهایشان در گریبانست، خم شده تا کمر در سطلِ آشغالِ همانِ پارکی که آنها را پسزدهست دیگر. صورتشان نصفهست گویی؛ نیمی نیست؛ نیمی دیگر در تنگاست. شمایل گیرافتادگی و درماندگیست این «سر» غمگین و پریشان. تصویر مخدوشیست از چهرهای مجروح.
حضور این مجسمه٬ کمک کرده است به تعریف صادقانهتر یک ملت٬ در پارک ملتاش. آمدهاند تا باشند در بازی؛ در روایت ملت.
جایشان خالی بود؛ هستند حالا.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#یادمان
#موسیقی_شعر
#چهره_به_چهره
گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را، نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت، همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در، کوُچه به کوچه کو به کو
ترانه "چهره به چهره" يكي از زيباترين آثار مشترك بجامانده از "استاد محمدرضا شجريان" و "زنده ياد محمدرضالطفي" است كه در سال ۱۳۵۶ خورشيدي در شيراز اجرا شد و شعر آن منسوب است به بانو "طاهره قره العين".
اين ترانه را خوانندگان و نوازندگان بسياري اجرا نموده اند كه برخي از آنها را با هم ميشنويم.
"فاطمه زرین تاج" ملقب به "طاهره قرةالعین" ،متولد ۱۲۲۸ قمري بوده واز روایتهایی که در باره سیمای طاهره گفته و شنیده شده؛ میشود دریافت که او زنی زیبارو بوده است. با توجه به فضیلت، علم و هوشیاری طاهره، "ناصرالدین شاه" دلباخته او شده و از وی خواستگاری میکند."قرةالعین" پیشنهاد "ناصرالدین شاه" را رد کرده و نمیپذیرد که از افکار و عقاید آزاداندیشانه اش دست بشوید و به ملکه دربار مبدل شده و راه به حرمسرای پادشاهی ببرد. بر اساس اسناد برجای مانده، طاهره نه تنها اشعار و نثر استادانهای داشت؛ بلکه در نظریه پردازی سیاسی نیز از پیشتازان بوده است. او در سال ۱۸۴۸ میلادی، از حقوق برابر زنان و مردان سخن میگوید، حجاب از سر برداشته و اقدام به کشف حجاب میکند.
با فشار از سوي "ناصرالدين شاه" "محمود خان، کلانتر تهران" برای او زندانی، در قلعه طبرسی که واقع شده در کاخ طبرسی بود ساخت و به مدت یک سال او را در حبس نگاه داشت. کلانتر زندانبان از او خواست که اظهار ندامت بکند و سپس او را تهدید به مرگ نمود.
آخرین کلام طاهره را پیش از اعدام چنین ثبت نمودهاند: “میتوانید بزودی، هر گاه که اراده کردید، مرا به قتل برسانید. اما جلوی پیشرفت و مبارزه زنان برای آزادی را که روزگارش بزودی خواهد رسید، نمیتوانید بگیرید."
با آگاهی و آمادگی کامل از قبول پیشنهادات امتناع کرده و سرانجام به فرمان" ناصرالدین شاه" قاجار وقتی که ۳۶ سال داشت به قتل رسید. او را با روسری که بر سر مینهاد خفه کردند و سپس جنازهاش را در چاهی انداختند که توسط مردم پیدا و شناسایی گردید...
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#یادمان
#موسیقی_شعر
#چهره_به_چهره
گر به تو افتدم نظر، چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم تو را، نکته به نکته مو به مو
از پی دیدن رخت، همچو صبا فتاده ام خانه به خانه در به در، کوُچه به کوچه کو به کو
ترانه "چهره به چهره" يكي از زيباترين آثار مشترك بجامانده از "استاد محمدرضا شجريان" و "زنده ياد محمدرضالطفي" است كه در سال ۱۳۵۶ خورشيدي در شيراز اجرا شد و شعر آن منسوب است به بانو "طاهره قره العين".
اين ترانه را خوانندگان و نوازندگان بسياري اجرا نموده اند كه برخي از آنها را با هم ميشنويم.
"فاطمه زرین تاج" ملقب به "طاهره قرةالعین" ،متولد ۱۲۲۸ قمري بوده واز روایتهایی که در باره سیمای طاهره گفته و شنیده شده؛ میشود دریافت که او زنی زیبارو بوده است. با توجه به فضیلت، علم و هوشیاری طاهره، "ناصرالدین شاه" دلباخته او شده و از وی خواستگاری میکند."قرةالعین" پیشنهاد "ناصرالدین شاه" را رد کرده و نمیپذیرد که از افکار و عقاید آزاداندیشانه اش دست بشوید و به ملکه دربار مبدل شده و راه به حرمسرای پادشاهی ببرد. بر اساس اسناد برجای مانده، طاهره نه تنها اشعار و نثر استادانهای داشت؛ بلکه در نظریه پردازی سیاسی نیز از پیشتازان بوده است. او در سال ۱۸۴۸ میلادی، از حقوق برابر زنان و مردان سخن میگوید، حجاب از سر برداشته و اقدام به کشف حجاب میکند.
با فشار از سوي "ناصرالدين شاه" "محمود خان، کلانتر تهران" برای او زندانی، در قلعه طبرسی که واقع شده در کاخ طبرسی بود ساخت و به مدت یک سال او را در حبس نگاه داشت. کلانتر زندانبان از او خواست که اظهار ندامت بکند و سپس او را تهدید به مرگ نمود.
آخرین کلام طاهره را پیش از اعدام چنین ثبت نمودهاند: “میتوانید بزودی، هر گاه که اراده کردید، مرا به قتل برسانید. اما جلوی پیشرفت و مبارزه زنان برای آزادی را که روزگارش بزودی خواهد رسید، نمیتوانید بگیرید."
با آگاهی و آمادگی کامل از قبول پیشنهادات امتناع کرده و سرانجام به فرمان" ناصرالدین شاه" قاجار وقتی که ۳۶ سال داشت به قتل رسید. او را با روسری که بر سر مینهاد خفه کردند و سپس جنازهاش را در چاهی انداختند که توسط مردم پیدا و شناسایی گردید...
@Bookirancity
✨
🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🔴#میراث_سرزمینم
#گلدان_طلا با نقشی از #چهره زیبای یک #بانوی_ایرانی
#ایران_ساسانی
قرن ۶ و ۷ بعد از میلاد #موزه_آرمیتاژ #روسیه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#گلدان_طلا با نقشی از #چهره زیبای یک #بانوی_ایرانی
#ایران_ساسانی
قرن ۶ و ۷ بعد از میلاد #موزه_آرمیتاژ #روسیه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چهره شناس ها و متخصصین مد چهره های هنرپیشه های زیبای هالیوود رو بازسازی کردن و گفتن اگر توی زمان حال بودن این شکلی میشدن
سوفیالورن و مرلین مونرو واقعا خوشگلتر شدن :)) مخصوصا سوفیا لورن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
سوفیالورن و مرلین مونرو واقعا خوشگلتر شدن :)) مخصوصا سوفیا لورن
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#عکاسی
#چهره_ایدز
پدر، فرزند در حال احتضار خود را در آغوش میکشد.
ایالات متحده آمریکا - ۱۹۸۹ میلادی
Historical photo📷
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#چهره_ایدز
پدر، فرزند در حال احتضار خود را در آغوش میکشد.
ایالات متحده آمریکا - ۱۹۸۹ میلادی
Historical photo📷
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_عکس
#چهره_ایدز
پدر، فرزند در حال احتضار خود را در آغوش میکشد.
ایالات متحده آمریکا - ۱۹۸۹ میلادی
Historical photo📷
در نوامبر سال ۱۹۹۰ میلادی، مجله” لایف” عکسی از مرد جوانی به نام “دیوید کربی” که بدنش در اثر بیماری ایدز از بین رفته بود و چشمانش به چیزی ماورای این دنیا خیره مانده بود، و چهره اعضای خانواده که با اضطراب در آخرین دقایق عمرش در کنار او بودند را منتشر کرد.
لحظه جان دادن کربی ، توسط دانشجوی روزنامه نگاری به نام «ترسه فرار» گرفته شد اما به چیزی فراتر از ثبت یک لحظه تاثیرگذار تبدیل شد.
دیوید کربی در اثر ابتلا به بیماری ایدز از دنیا رفت. در دورانی که ایدز به صورت مخفیفانه و دور از چشم مردم قربانیان خود را از بین میبرد، این عکس موفق شد جنبه ای انسانی به افراد مبتلا به این بیماری ویروسی بدهد.
یک سال بعد انتشار این عکس، روبان قرمز به نماد همدردی با مبتلایان تبدیل شد و سه سال بعد، رئیس جمهور بیل کلینتون «دفتر سیاست های سراسری مواجهه با ایدز» را در کاخ سفید راه اندازی کرد. در سال ۱۹۹۲، شرکت تولیدکننده لباس بنتون یک نسخه رنگی از این عکس را در مجموعه ای از تبلیغ های خود استفاده کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#نقد_عکس
#چهره_ایدز
پدر، فرزند در حال احتضار خود را در آغوش میکشد.
ایالات متحده آمریکا - ۱۹۸۹ میلادی
Historical photo📷
در نوامبر سال ۱۹۹۰ میلادی، مجله” لایف” عکسی از مرد جوانی به نام “دیوید کربی” که بدنش در اثر بیماری ایدز از بین رفته بود و چشمانش به چیزی ماورای این دنیا خیره مانده بود، و چهره اعضای خانواده که با اضطراب در آخرین دقایق عمرش در کنار او بودند را منتشر کرد.
لحظه جان دادن کربی ، توسط دانشجوی روزنامه نگاری به نام «ترسه فرار» گرفته شد اما به چیزی فراتر از ثبت یک لحظه تاثیرگذار تبدیل شد.
دیوید کربی در اثر ابتلا به بیماری ایدز از دنیا رفت. در دورانی که ایدز به صورت مخفیفانه و دور از چشم مردم قربانیان خود را از بین میبرد، این عکس موفق شد جنبه ای انسانی به افراد مبتلا به این بیماری ویروسی بدهد.
یک سال بعد انتشار این عکس، روبان قرمز به نماد همدردی با مبتلایان تبدیل شد و سه سال بعد، رئیس جمهور بیل کلینتون «دفتر سیاست های سراسری مواجهه با ایدز» را در کاخ سفید راه اندازی کرد. در سال ۱۹۹۲، شرکت تولیدکننده لباس بنتون یک نسخه رنگی از این عکس را در مجموعه ای از تبلیغ های خود استفاده کرد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
مستند بزم رزم.mkv
346.8 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#مستند
#بزم_رزم
#موسیقی
#چهره_های_موسیقی_ایران
در مستند «بزم رزم» با حدود ۲۰ چهره موسیقی همچون حسین علیزاده، مجید درخشانی، بیژن کامکار، کامبیز روشن روان، حسام الدین سراج، علی اکبر شکارچی و ... گفتگو شده است. این مصاحبه ها منبع ارزشمندی از بیان و دیدگاه های این هنرمندان به حساب می آید.
#امیدواریم_لذت_ببرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#مستند
#بزم_رزم
#موسیقی
#چهره_های_موسیقی_ایران
در مستند «بزم رزم» با حدود ۲۰ چهره موسیقی همچون حسین علیزاده، مجید درخشانی، بیژن کامکار، کامبیز روشن روان، حسام الدین سراج، علی اکبر شکارچی و ... گفتگو شده است. این مصاحبه ها منبع ارزشمندی از بیان و دیدگاه های این هنرمندان به حساب می آید.
#امیدواریم_لذت_ببرین
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#استاد_روحت_شاد
#چهره_معصوم_هنر_ایرانشهر_
#استاد_پرویز_پورحسینی_نقاب_درخاک_کشید
🔹استادپرویز پورحسینی بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون ایران بامداد امروز جمعه ۷ آذر بر اثر ابتلا به کرونا و در سن ۷۹ سالگی چشم از جهان فروبست.
🔹پورنگ پورحسینی فرزند پرویز پورحسینی در گفتگو با مهر خبر درگذشت این هنرمند را تأیید کرد.پورحسینی متولد شهریور ۱۳۲۰، در سن ۷۹ سالگی و به دلیل ابتلا به کرونا چشم از جهان فروبست.
🔹وی دانش آموخته بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود که در عرصه تئاتر در آثار کارگردانهای مطرحی همچون پیتر بروک، آربی آوانسیان، حمید سمندریان، بهرام بیضایی و علی رفیعی به ایفای نقش پرداخت.
🔹وی همچنین در عرصه تصویر نیز در فیلمهایی چون «کمالالملک» علی حاتمی، «کشتی آنجلیکا» محمد بزرگ نیا، «باشو غریبهای کوچک» بهرام بیضایی، «روز فرشته» بهروز افخمی، «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی، «شب حادثه» سیروس الوند و «طلسم» داریوش فرهنگ به ایفای نقش پرداخته بود.پورحسینی در حوزه تلویزیون نیز در مجموعههای مختلفی از جمله «مختارنامه» داود میرباقری، «بی گناهان» احمد امینی، «سرزمین کهن» کمال تبریزی و «میکائیل» سیروس مقدم حضور داشته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#استاد_روحت_شاد
#چهره_معصوم_هنر_ایرانشهر_
#استاد_پرویز_پورحسینی_نقاب_درخاک_کشید
🔹استادپرویز پورحسینی بازیگر مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون ایران بامداد امروز جمعه ۷ آذر بر اثر ابتلا به کرونا و در سن ۷۹ سالگی چشم از جهان فروبست.
🔹پورنگ پورحسینی فرزند پرویز پورحسینی در گفتگو با مهر خبر درگذشت این هنرمند را تأیید کرد.پورحسینی متولد شهریور ۱۳۲۰، در سن ۷۹ سالگی و به دلیل ابتلا به کرونا چشم از جهان فروبست.
🔹وی دانش آموخته بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود که در عرصه تئاتر در آثار کارگردانهای مطرحی همچون پیتر بروک، آربی آوانسیان، حمید سمندریان، بهرام بیضایی و علی رفیعی به ایفای نقش پرداخت.
🔹وی همچنین در عرصه تصویر نیز در فیلمهایی چون «کمالالملک» علی حاتمی، «کشتی آنجلیکا» محمد بزرگ نیا، «باشو غریبهای کوچک» بهرام بیضایی، «روز فرشته» بهروز افخمی، «قاتل اهلی» مسعود کیمیایی، «شب حادثه» سیروس الوند و «طلسم» داریوش فرهنگ به ایفای نقش پرداخته بود.پورحسینی در حوزه تلویزیون نیز در مجموعههای مختلفی از جمله «مختارنامه» داود میرباقری، «بی گناهان» احمد امینی، «سرزمین کهن» کمال تبریزی و «میکائیل» سیروس مقدم حضور داشته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب
یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:
۱. #بابالنگ_دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستانهای_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلتهای_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
۷۶. #همنام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفتوگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_میکنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلیها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستانهای_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادکباز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندرهآ
۹۷. #پاککنها ـ #آلن_ربگریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازههای_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستانهای_کوتاه ـ #چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#صد_کتاب
یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:
۱. #بابالنگ_دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستانهای_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلتهای_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
۷۶. #همنام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفتوگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_میکنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلیها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستانهای_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادکباز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندرهآ
۹۷. #پاککنها ـ #آلن_ربگریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازههای_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستانهای_کوتاه ـ #چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
▪️عنوان: #چهره_خندان_زندگی
▪️سراینده: #نادر_نادرپور
در مرگ عاشقانه نیلوفران صبح
در رقص صوفیانه اشباح و سایهها
در گریههای سرخ شفق بر غروب زرد
در کوهپایهها
در زیر لاجورد غمانگیز آسمان
در چهره زمان
در چشمهسار گرم و کفآلود آفتاب
در قطرههای آب
در سایههای بیشه انبوه دور دست
در آبشار مست
در آفتاب گرم و گدازان ریگزار
در پرده غبار
در گیسوان نرم و پریشان بادها
در بامدادها
در سرزمین گمشدهای بینشان و نام
در مرز و بوم دور و پریوار یادها
در نوشخند روز
در زهرخند جام
در خالهای سرخ و کبود ستارگان
در موج پرنیان
در چهره سراب
در اشکها که میچکد از چشم آسمان
در نیزه شهاب
در خط سبز موج
در دیده حباب
در عطر زلف او
در حلقههای مو
در بوسهای که میشکند بر لبان من
در خندهای که میشکفد بر لبان او
در هر چه هست و نیست
در هر چه بود و هست
در شعله شراب
در گریههای مست
در هر کجا که میگذرد سایه حیات
سرمست و پرنشاط
آن پیک ناشناخته میخواندم به گوش
خاموش و پرخروش
کانجا که مرد میسترد نام سرنوشت
و آنجا که کار میشکند پشت بندگی
رو کن به سوی عشق
رو کن به سوی چهره خندان زندگی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
▪️عنوان: #چهره_خندان_زندگی
▪️سراینده: #نادر_نادرپور
در مرگ عاشقانه نیلوفران صبح
در رقص صوفیانه اشباح و سایهها
در گریههای سرخ شفق بر غروب زرد
در کوهپایهها
در زیر لاجورد غمانگیز آسمان
در چهره زمان
در چشمهسار گرم و کفآلود آفتاب
در قطرههای آب
در سایههای بیشه انبوه دور دست
در آبشار مست
در آفتاب گرم و گدازان ریگزار
در پرده غبار
در گیسوان نرم و پریشان بادها
در بامدادها
در سرزمین گمشدهای بینشان و نام
در مرز و بوم دور و پریوار یادها
در نوشخند روز
در زهرخند جام
در خالهای سرخ و کبود ستارگان
در موج پرنیان
در چهره سراب
در اشکها که میچکد از چشم آسمان
در نیزه شهاب
در خط سبز موج
در دیده حباب
در عطر زلف او
در حلقههای مو
در بوسهای که میشکند بر لبان من
در خندهای که میشکفد بر لبان او
در هر چه هست و نیست
در هر چه بود و هست
در شعله شراب
در گریههای مست
در هر کجا که میگذرد سایه حیات
سرمست و پرنشاط
آن پیک ناشناخته میخواندم به گوش
خاموش و پرخروش
کانجا که مرد میسترد نام سرنوشت
و آنجا که کار میشکند پشت بندگی
رو کن به سوی عشق
رو کن به سوی چهره خندان زندگی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity