🔴#معرفی_کتاب
#زنان_شیفته
نویسنده : #رابین_نوروود
مترجم : مهدی قراچه داغی
انتشارات : پیکان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#زنان_شیفته
نویسنده : #رابین_نوروود
مترجم : مهدی قراچه داغی
انتشارات : پیکان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#زنان_شیفته
نویسنده : #رابین_نوروود
مترجم : مهدی قراچه داغی
انتشارات : پیکان
«وقتی بسیاری از ویژگی ها، ارزشها و رفتارهایش را نمی پسندیم و با این حال با آنها کنار می آییم و فرض را بر این می گذاریم که اگر بهتر از اینکه هستیم ظاهر شویم و اگر بیشتر محبت کنیم و خودمان را علاقه مند نشان دهیم می توانیم او را تغییر دهیم، شیفته بی جهت هستیم و عشق بی تناسب داریم.»
«دوست داشتن بیش از اندازه به معنی مهر داشتن به مردان پرشمار و یا زود به زود عاشق شدن و یا داشتن مهر عمیق نیست. در واقع معنایش این است که پیوسته به همسرمان فکر می کنیم و اسمش را عشق می گذاریم و اجازه می دهیم تا احساسات و رفتارمان را کنترل کند. می دانیم که به سلامتی مان لطمه می زند، می دانیم که احوالمان را خراب می کند و با این حال نمی توانیم از آن دست بکشیم. معنایش این است که شدت عشقمان را با زجر و عذاب و شکنجه ای که تحمل می کنیم اندازه می گیریم.»
«زنانی که مهر بیش از اندازه می ورزند به انسجام و تمامیت خود در روابط عاشقانه بی توجهند و می خواهند رفتار طرف مقابل را تغییر دهند، می خواهند کاری کنند که او احساسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کند و گاه برای عملی کردن خواسته های خود راههای سلطه جویانه ای انتخاب می کنند»
چند ویژگی از زنانی که مهر بی اندازه دارند و محبت بی تناسب می کنند :
✔️زنانی که محبت بی تناسب دارند اغلب متعلق به خانواده های ناسالم و بدکارکردی هستند که نیاز های احساسی شان مرتفع نگردیده است.
✔️وقتی به اندازه کافی محبت نمی بینید و مورد توجه قرار نمی گیرید، نیاز ارضاء نشده خود را با محبت کردن بیش از اندازه به ویژه به مردانی که به شکلی محتاج به نظر می رسند، جبران می کنید.
✔️از آنجایی که هرگز نمی توانستید پدر و مادرتان را به اشخاصی گرم صمیمی و متوجه تبدیل کنید به مردان بی اعتنا و بی حضوری توجه کردید به این امید که بتوانید آنها را تغییر دهید.
✔️تحت تاثیر ترس از تنها ماندن و ترک شدن به هر کاری تن می دهید تا روابطتان متلاشی نشود
✔️اگر قرار باشد بتوانیم به مرد مورد نظرمان کمک کنیم، هر اندازه تلاش کنیم زیاد نیست، هر اندازه وقت بگذاریم مهم نیست، هر اندازه خرج کنیم باز کم خرج کرده ایم.
✔️شما که به نبود عشق در روابط شخصی خود عادت کرده اید، منتظر می مانید، امیدوار می شوید و بر تلاشتان می افزایید تا او را راضی کنید.
✔️بیش از ۵۰ درصد مسئولیت، احساس گناه و تقصیرات مربوط به روابط را خود بر عهده می گیرید.
✔️حرمت نفس اندک دارید. خود را مستحق خوشبختی نمی دانید. به جای آن احساس می کنید که باید حق لذت بردن از زندگی را به شما بدهند.
✔️شما از آن جهت که در کودکی امنیت خاطر نداشته اید به شدت نیاز دارید که مردان و روابط خود با آنها را کنترل کنید و شما در پس نقاب «مفید و یاور بودن» می خواهید اشخاص موجو در زندگی تان را کنترل کنید.
✔️در روابط خود بیش از توجه به آنچه وجود دارد، به رویایی توجه دارید که در سر دارید می پرورانید.
✔️شما معتاد به مردان و تالمات احساسی هستید.
✔️ممکن است به لحاظ بیوشیمیایی و نیز احساسی به استعمال مواد مخدر و مصرف الکل و نیز بعضی غذاها، به ویژه غذاهای با قند زیاد روی بیاورید.
✔️به بذل توجه به اشخاص مسئله دار و با درگیر شدن در کارها و اقدامات نا مطمئن، مسئولیت خود را در قبال خودتان فراموش می کنید.
✔️تحت تاثیر روابط ناپایدار با دیگران ممکن است زمینه را برای افسرده شدن خود مهیا سازید.
✔️به مردان مهربان، با ثبات و قابل اعتماد توجه نمی کنید. در نظر شما اشخاص به واقع خوب، ملال انگیزند»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
#زنان_شیفته
نویسنده : #رابین_نوروود
مترجم : مهدی قراچه داغی
انتشارات : پیکان
«وقتی بسیاری از ویژگی ها، ارزشها و رفتارهایش را نمی پسندیم و با این حال با آنها کنار می آییم و فرض را بر این می گذاریم که اگر بهتر از اینکه هستیم ظاهر شویم و اگر بیشتر محبت کنیم و خودمان را علاقه مند نشان دهیم می توانیم او را تغییر دهیم، شیفته بی جهت هستیم و عشق بی تناسب داریم.»
«دوست داشتن بیش از اندازه به معنی مهر داشتن به مردان پرشمار و یا زود به زود عاشق شدن و یا داشتن مهر عمیق نیست. در واقع معنایش این است که پیوسته به همسرمان فکر می کنیم و اسمش را عشق می گذاریم و اجازه می دهیم تا احساسات و رفتارمان را کنترل کند. می دانیم که به سلامتی مان لطمه می زند، می دانیم که احوالمان را خراب می کند و با این حال نمی توانیم از آن دست بکشیم. معنایش این است که شدت عشقمان را با زجر و عذاب و شکنجه ای که تحمل می کنیم اندازه می گیریم.»
«زنانی که مهر بیش از اندازه می ورزند به انسجام و تمامیت خود در روابط عاشقانه بی توجهند و می خواهند رفتار طرف مقابل را تغییر دهند، می خواهند کاری کنند که او احساسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کند و گاه برای عملی کردن خواسته های خود راههای سلطه جویانه ای انتخاب می کنند»
چند ویژگی از زنانی که مهر بی اندازه دارند و محبت بی تناسب می کنند :
✔️زنانی که محبت بی تناسب دارند اغلب متعلق به خانواده های ناسالم و بدکارکردی هستند که نیاز های احساسی شان مرتفع نگردیده است.
✔️وقتی به اندازه کافی محبت نمی بینید و مورد توجه قرار نمی گیرید، نیاز ارضاء نشده خود را با محبت کردن بیش از اندازه به ویژه به مردانی که به شکلی محتاج به نظر می رسند، جبران می کنید.
✔️از آنجایی که هرگز نمی توانستید پدر و مادرتان را به اشخاصی گرم صمیمی و متوجه تبدیل کنید به مردان بی اعتنا و بی حضوری توجه کردید به این امید که بتوانید آنها را تغییر دهید.
✔️تحت تاثیر ترس از تنها ماندن و ترک شدن به هر کاری تن می دهید تا روابطتان متلاشی نشود
✔️اگر قرار باشد بتوانیم به مرد مورد نظرمان کمک کنیم، هر اندازه تلاش کنیم زیاد نیست، هر اندازه وقت بگذاریم مهم نیست، هر اندازه خرج کنیم باز کم خرج کرده ایم.
✔️شما که به نبود عشق در روابط شخصی خود عادت کرده اید، منتظر می مانید، امیدوار می شوید و بر تلاشتان می افزایید تا او را راضی کنید.
✔️بیش از ۵۰ درصد مسئولیت، احساس گناه و تقصیرات مربوط به روابط را خود بر عهده می گیرید.
✔️حرمت نفس اندک دارید. خود را مستحق خوشبختی نمی دانید. به جای آن احساس می کنید که باید حق لذت بردن از زندگی را به شما بدهند.
✔️شما از آن جهت که در کودکی امنیت خاطر نداشته اید به شدت نیاز دارید که مردان و روابط خود با آنها را کنترل کنید و شما در پس نقاب «مفید و یاور بودن» می خواهید اشخاص موجو در زندگی تان را کنترل کنید.
✔️در روابط خود بیش از توجه به آنچه وجود دارد، به رویایی توجه دارید که در سر دارید می پرورانید.
✔️شما معتاد به مردان و تالمات احساسی هستید.
✔️ممکن است به لحاظ بیوشیمیایی و نیز احساسی به استعمال مواد مخدر و مصرف الکل و نیز بعضی غذاها، به ویژه غذاهای با قند زیاد روی بیاورید.
✔️به بذل توجه به اشخاص مسئله دار و با درگیر شدن در کارها و اقدامات نا مطمئن، مسئولیت خود را در قبال خودتان فراموش می کنید.
✔️تحت تاثیر روابط ناپایدار با دیگران ممکن است زمینه را برای افسرده شدن خود مهیا سازید.
✔️به مردان مهربان، با ثبات و قابل اعتماد توجه نمی کنید. در نظر شما اشخاص به واقع خوب، ملال انگیزند»
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه
بگذارید هرکس به
#آیین خویش باشد
#زنان را #گرامی بدارید
#فرودستان را #دریابید
وهرکس به تکلم قبیله ی خود سخن بگوید
آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید
گسستن زنجیرها آرزوی من است
رهایی بندگان و
عزت بزرگان آرزوی من است
#شکوه_شب و
#حرمت_خورشید
را گرامی میدارم
پس تا هست شبهایتان
به شادی باشد و
روزهایتان رازدار رهایی باد
این فرمان من است
این واژه وصیت من است
او که آدمی را از ماوای خویش براند،
خود نیز از خواب خوش رانده خواهد شد
تا هست هوادار دانایی
وتندرستی باشید
من چنین پنداشته ،
چنین گفته ،
و چنین خواستهام
برگرفته از #منشور #پارسوماش
۷ #اَپَم (آبان) روز #کوروش_بزرگ گرامی باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه
بگذارید هرکس به
#آیین خویش باشد
#زنان را #گرامی بدارید
#فرودستان را #دریابید
وهرکس به تکلم قبیله ی خود سخن بگوید
آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید
گسستن زنجیرها آرزوی من است
رهایی بندگان و
عزت بزرگان آرزوی من است
#شکوه_شب و
#حرمت_خورشید
را گرامی میدارم
پس تا هست شبهایتان
به شادی باشد و
روزهایتان رازدار رهایی باد
این فرمان من است
این واژه وصیت من است
او که آدمی را از ماوای خویش براند،
خود نیز از خواب خوش رانده خواهد شد
تا هست هوادار دانایی
وتندرستی باشید
من چنین پنداشته ،
چنین گفته ،
و چنین خواستهام
برگرفته از #منشور #پارسوماش
۷ #اَپَم (آبان) روز #کوروش_بزرگ گرامی باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#زنان_و_میدان_نبرد
از کتابهای تاریخ چنین بر می آید که زنان ایران قدیم غالبا همراه مردان به میدان نبرد می رفته در پیکار بطور مستقیم و غیر مستقیم شرکت میکردهاند و همواره در تحريك و تشجیع مردان وظیفه بس مهم داشته فتح ها و پیروزیهای شگرفی را باعث شده اند.
پلوتارك در این باب داستان دلنشینی دارد که مربوط به جنگ کورش با (استیاج) آخرین پادشاه ماد است. وی مینویسد: و سربازان کورش در میدان پیکار از بسیاری سپاه دشمن به وحشت افتادند و از نبرد روی برتافتند و به جانب شهر خویش بازگشتند. دشمنان ایشان را دنبال نمودند و خطر تصرف آنی شهر پیش آمد. در این هنگام زنان پارسی که وضع را بدین سان دیدند بطور دسته جمعی از شهر بیرون آمده راه را بر سربازان فراری ایران بسته، پیراهن ها را بالا زده، شکمها را بدیشان نموده با بانگ بلند چنین گفته اند: های نامردان و ای بی خردان به کجا می گریزید، شما که از شکم های ما زاده شده اید نمیتوانید بار دیگر به آغوش ما باز گردید زیرا که کنار ما ملجاء و پناهگاه بزدلان و ناجوانمردان نبوده و نخواهد بود. این سخنان به شدت در سپاهیان کارگر افتاده است. بطوریکه بلافاصله به میدان نبرد بازگشته با پایداری و دلاوری کم نظیر دشمن را به خاک شکست و هلاکت نشانده اند.
📒#زن_در_ایران_باستان
#دکتر_فرخرو_پارسای
#دکتر_هما_آهی
#دکتر_ملکه_طالقانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#زنان_و_میدان_نبرد
از کتابهای تاریخ چنین بر می آید که زنان ایران قدیم غالبا همراه مردان به میدان نبرد می رفته در پیکار بطور مستقیم و غیر مستقیم شرکت میکردهاند و همواره در تحريك و تشجیع مردان وظیفه بس مهم داشته فتح ها و پیروزیهای شگرفی را باعث شده اند.
پلوتارك در این باب داستان دلنشینی دارد که مربوط به جنگ کورش با (استیاج) آخرین پادشاه ماد است. وی مینویسد: و سربازان کورش در میدان پیکار از بسیاری سپاه دشمن به وحشت افتادند و از نبرد روی برتافتند و به جانب شهر خویش بازگشتند. دشمنان ایشان را دنبال نمودند و خطر تصرف آنی شهر پیش آمد. در این هنگام زنان پارسی که وضع را بدین سان دیدند بطور دسته جمعی از شهر بیرون آمده راه را بر سربازان فراری ایران بسته، پیراهن ها را بالا زده، شکمها را بدیشان نموده با بانگ بلند چنین گفته اند: های نامردان و ای بی خردان به کجا می گریزید، شما که از شکم های ما زاده شده اید نمیتوانید بار دیگر به آغوش ما باز گردید زیرا که کنار ما ملجاء و پناهگاه بزدلان و ناجوانمردان نبوده و نخواهد بود. این سخنان به شدت در سپاهیان کارگر افتاده است. بطوریکه بلافاصله به میدان نبرد بازگشته با پایداری و دلاوری کم نظیر دشمن را به خاک شکست و هلاکت نشانده اند.
📒#زن_در_ایران_باستان
#دکتر_فرخرو_پارسای
#دکتر_هما_آهی
#دکتر_ملکه_طالقانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
میگویند زنها دارای نقصان عقلی میباشند و بالاتر از آن برای این مسئله دلایل فیزیولوژیکی نیز ذکر میکنند. و بهطور کلی نیروی دراکه و هوشمندی زنان را نسبت به مردان ضعیفتر میشمارند.
این دلیل و گفته هر چند که بر مبنای برخی توجیهات در نظر اول درست بهنظر میرسد، ولی هرگاه با نظری منطقی و عقلی به آن نگریسته و در انتقادش دستی گشاییم، متوجه خواهیم شد که این تفسیر صحیح بهنظر نمیرسد. اما چرا چنین نسبتی صورت پذیرفته و حتی در عمق سرشت و نهاد زنها نیز این نقص عقلی راه یافته خود موضوعی جالب است که چنین میتوان استدلال نمود:
زنها پیوسته متحمل ممنوعیت و پرهیزهای زیادی که همراه با خشونت و جبر تندی در عمل بوده است، شدهاند.
آنان را همیشه از اندیشیدن و اظهار نظر درباره مسائل و فکر کردن در قسمت مواردی که مورد توجهشان بوده باز داشتهاند. همواره درباره مسائل جنسی محدودیتهای شدید داشته و ناچار بودهاند تا از این رهگذر دچار رنجهای فراوانی بشوند.
اکنون با این توضیحات متوجه خواهیم شد که این نقص عقلی در حقیقت، زادهی علل فیزیولوژیکی نمیباشد، بلکه تحصیلی است که در بستر تاریخ بهوجود آمده و همچنان تثبیت یافته است.
#زیگموند_فروید
در آستانه 25 نوامبر روزجهانی توقف خشونت بر علیه #زنان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
میگویند زنها دارای نقصان عقلی میباشند و بالاتر از آن برای این مسئله دلایل فیزیولوژیکی نیز ذکر میکنند. و بهطور کلی نیروی دراکه و هوشمندی زنان را نسبت به مردان ضعیفتر میشمارند.
این دلیل و گفته هر چند که بر مبنای برخی توجیهات در نظر اول درست بهنظر میرسد، ولی هرگاه با نظری منطقی و عقلی به آن نگریسته و در انتقادش دستی گشاییم، متوجه خواهیم شد که این تفسیر صحیح بهنظر نمیرسد. اما چرا چنین نسبتی صورت پذیرفته و حتی در عمق سرشت و نهاد زنها نیز این نقص عقلی راه یافته خود موضوعی جالب است که چنین میتوان استدلال نمود:
زنها پیوسته متحمل ممنوعیت و پرهیزهای زیادی که همراه با خشونت و جبر تندی در عمل بوده است، شدهاند.
آنان را همیشه از اندیشیدن و اظهار نظر درباره مسائل و فکر کردن در قسمت مواردی که مورد توجهشان بوده باز داشتهاند. همواره درباره مسائل جنسی محدودیتهای شدید داشته و ناچار بودهاند تا از این رهگذر دچار رنجهای فراوانی بشوند.
اکنون با این توضیحات متوجه خواهیم شد که این نقص عقلی در حقیقت، زادهی علل فیزیولوژیکی نمیباشد، بلکه تحصیلی است که در بستر تاریخ بهوجود آمده و همچنان تثبیت یافته است.
#زیگموند_فروید
در آستانه 25 نوامبر روزجهانی توقف خشونت بر علیه #زنان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بمناسبت_زادروز_فروغ_فرخزاد
فروغ فرخزاد:
«آرزوی من #آزادی #زنان #ایران و #تساوی حقوق آنها با مردان است... من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان میبرند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار میبرم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی هنری و اجتماعی زنان است.»
فروغالزمان فرخزاد هشتم دیماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه در محله امیریه تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دبستان و دبیرستان به هنرستان بانوان رفت و خیاطی و نقاشی فراگرفت. تا سال سوم در دبیرستان «خسرو خاور» درس خواند. یکی از همکلاسیهای فروغ میگفت: زنگهای انشا برای فروغ بدترین ساعات درس بود؛ همیشه میگفت که من از #انشا متنفرم و بیزارم چرا که معلم انشا همیشه او را توبیخ میکرد و میگفت: فروغ تو این ها را از کتابها میدزدی؟ فروغ گویا به خیاطی علاقهی وافر داشت و میگفت وقتی از خیاطی برمیگردم بهتر میتوانم #شعر بگویم.
فروغ تنها شانزده سال داشت که به یکی از بستگان مادرش دل بست و او کسی نبود جز پرویز شاپور که خود #نویسنده بود و از لحاظ سنی پانزده سال از فروغ بزرگتر بود. خانواده فروغ با این ازدواج مخالف بودند. محصول این ازدواج فرزند پسری است به نام کامیار. این وصلت چندان نپائید و از همسرش جدا شد و این جدایی موجب شد که از دیدار فرزندش محروم بماند. فروغ همواره نگران قضاوت فرزندش در مورد خود بود.
او در جایی در این باره میگوید:
«کامی یک روز بزرگ خواهد شد و مرا چنان که هستم خواهد شناخت نه آنطور که درباره من به او تلقین میکنند و معصومیت او را با تفتیشهای بیمارانهی خود آلوده میسازند.»
فروغ سیزده یا چهارده ساله بود که شعرگفتن آغاز کرد. او در مصاحبهای میگوید:
«وقتی سیزده یا چهارده ساله بودم، خیلی غزل میساختم و هیچوقت هم آنرا چاپ نکردم. وقتی #غزل را نگاه میکنم با وجود اینکه از حالت کلی آن خوشم میآید به خودم میگویم خوب خانم، کمپلکس غزلسرایی آخر تو را هم گرفت.»
فروغ هفده سال داشت که نخستین مجموعهی اشعار خود به نام «اسیر» را در سال ۱۳۳۱ چاپ کرد و بیستویکسال داشت که مجموعه «دیوار» را منتشر ساخت. در این هنگام بود که ناسزا و دشنامهای بسیاری بر فروغ باریدن گرفت. عصیان فروغ به فرهنگ ِ نرسالار خوش نیامد و تهمتها بود که از چپ و راست بر او فرود میآمد.
در سال ۱۳۳۶ و در سن بیستودوسالگی فروغ سومین مجموعه #شعر خویش به نام «عصیان» را به چاپ رساند. فروغ کمکم داشت سینما را هم تجربه میکرد. در شهریور ۱۳۳۷ و در سن بیستوسهسالگی به جهان سینما نزدیک شد. در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا شد؛ آشناییای که مسیر زندگی فروغ را تغییر داد. در سال ۱۳۴۱ فروغ فیلم “خانه سیاه است” را در آسایشگاه جذامیان بابا باغس تبریز میسازد. تهیهکنندگی این #فیلم را #ابراهیم_گلستان بر عهده میگیرد و در واقع این فیلم حاصل همکاری فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان در استودیو فیلم گلستان است.
این فیلم توانست جایزهی بهترین فیلم مستند همان سال را در فستیوال فیلم آلمان غربی از آن ِ خود کند.
خاطرۀ محمدعلی سپانلو از فروغ فرخزاد
اوایل دهه ۴۰ بود و ما دانشجویان جوانی بودیم در دانشگاه تهران که پس از هشت سال خاموشی که بهخاطر وقایع ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بود، ساواک هر نوع شرایط دانشجویی را یک تظاهرات سیاسی تلقی میکرد و هر نوع شلوغی را پلیس تهران بههمراه ساواک و کماندوها محاصره میکرد.
در همان حال و احوالات بود که ما در دانشگاه تهران حضور داشتیم و حتی شبها تا صبح آنجا میماندیم و یادم هست که مرحوم شمشیری برای ما یک بار غذا فرستاده بود و آن هم چه غذایی؛ چلوکباب، که من خیلی هم دوست داشتم. اما پلیس آن را توقیف کرده بود ولی این مردم تهران بودند که نان میخریدند و از آن طرف دیوارها پرت میکردند درون محوطه دانشگاه برای ما که شبها در دانشگاه میماندیم تا گرسنه نمانیم.
در همین روزها بود و فروغ فرخزاد که سرش همیشه برای اینجور مسائل باید بگویم خیلی خیلی صادقانه درد میکرد و دوست داشت که همیشه وسط این قیل و قالها باشد، برایش این مسأله بهوجود آمده بود که چطور اعلامیههای «جبهه ملی» را که «جبهه ملی دوم» بود (و اتفاقاً هنوز مصدق زنده بود) برای ما جابهجا کند. فروغ آنوقتها یک فولکس واگن قورباغهای داشت و ما که از او خواستیم یک بسته از اعلامیهها را پخش کند، نه گذاشت و نه برداشت و یکراست رفت سمت پلیس و گارد، این اعلامیهها را پخش کرد.
فروغ را دستگیر کردند و بردند به پاسگاه کلانتری. کل ماجرای دستگیری فروغ دو ساعت بیشتر طول نکشید که او را آزاد کردند.
آنموقع هنوز بگیر بگیر ساواک به آن شکلها نبود و مردم تازه عادت کرده بودند به تظاهرات و شلوغبازی.
🌸🌿
🔴#بمناسبت_زادروز_فروغ_فرخزاد
فروغ فرخزاد:
«آرزوی من #آزادی #زنان #ایران و #تساوی حقوق آنها با مردان است... من به رنجهایی که خواهرانم در این مملکت در اثر بی عدالتی مردان میبرند، کاملاً واقف هستم و نیمی از هنرم را برای تجسم دردها و آلام آنها به کار میبرم. آرزوی من ایجاد یک محیط مساعد برای فعالیتهای علمی هنری و اجتماعی زنان است.»
فروغالزمان فرخزاد هشتم دیماه ۱۳۱۳ در خیابان معزالسلطنه در محله امیریه تهران به دنیا آمد. پس از گذراندن دبستان و دبیرستان به هنرستان بانوان رفت و خیاطی و نقاشی فراگرفت. تا سال سوم در دبیرستان «خسرو خاور» درس خواند. یکی از همکلاسیهای فروغ میگفت: زنگهای انشا برای فروغ بدترین ساعات درس بود؛ همیشه میگفت که من از #انشا متنفرم و بیزارم چرا که معلم انشا همیشه او را توبیخ میکرد و میگفت: فروغ تو این ها را از کتابها میدزدی؟ فروغ گویا به خیاطی علاقهی وافر داشت و میگفت وقتی از خیاطی برمیگردم بهتر میتوانم #شعر بگویم.
فروغ تنها شانزده سال داشت که به یکی از بستگان مادرش دل بست و او کسی نبود جز پرویز شاپور که خود #نویسنده بود و از لحاظ سنی پانزده سال از فروغ بزرگتر بود. خانواده فروغ با این ازدواج مخالف بودند. محصول این ازدواج فرزند پسری است به نام کامیار. این وصلت چندان نپائید و از همسرش جدا شد و این جدایی موجب شد که از دیدار فرزندش محروم بماند. فروغ همواره نگران قضاوت فرزندش در مورد خود بود.
او در جایی در این باره میگوید:
«کامی یک روز بزرگ خواهد شد و مرا چنان که هستم خواهد شناخت نه آنطور که درباره من به او تلقین میکنند و معصومیت او را با تفتیشهای بیمارانهی خود آلوده میسازند.»
فروغ سیزده یا چهارده ساله بود که شعرگفتن آغاز کرد. او در مصاحبهای میگوید:
«وقتی سیزده یا چهارده ساله بودم، خیلی غزل میساختم و هیچوقت هم آنرا چاپ نکردم. وقتی #غزل را نگاه میکنم با وجود اینکه از حالت کلی آن خوشم میآید به خودم میگویم خوب خانم، کمپلکس غزلسرایی آخر تو را هم گرفت.»
فروغ هفده سال داشت که نخستین مجموعهی اشعار خود به نام «اسیر» را در سال ۱۳۳۱ چاپ کرد و بیستویکسال داشت که مجموعه «دیوار» را منتشر ساخت. در این هنگام بود که ناسزا و دشنامهای بسیاری بر فروغ باریدن گرفت. عصیان فروغ به فرهنگ ِ نرسالار خوش نیامد و تهمتها بود که از چپ و راست بر او فرود میآمد.
در سال ۱۳۳۶ و در سن بیستودوسالگی فروغ سومین مجموعه #شعر خویش به نام «عصیان» را به چاپ رساند. فروغ کمکم داشت سینما را هم تجربه میکرد. در شهریور ۱۳۳۷ و در سن بیستوسهسالگی به جهان سینما نزدیک شد. در این مسیر با ابراهیم گلستان آشنا شد؛ آشناییای که مسیر زندگی فروغ را تغییر داد. در سال ۱۳۴۱ فروغ فیلم “خانه سیاه است” را در آسایشگاه جذامیان بابا باغس تبریز میسازد. تهیهکنندگی این #فیلم را #ابراهیم_گلستان بر عهده میگیرد و در واقع این فیلم حاصل همکاری فروغ فرخزاد و ابراهیم گلستان در استودیو فیلم گلستان است.
این فیلم توانست جایزهی بهترین فیلم مستند همان سال را در فستیوال فیلم آلمان غربی از آن ِ خود کند.
خاطرۀ محمدعلی سپانلو از فروغ فرخزاد
اوایل دهه ۴۰ بود و ما دانشجویان جوانی بودیم در دانشگاه تهران که پس از هشت سال خاموشی که بهخاطر وقایع ۲۸ مرداد اتفاق افتاد بود، ساواک هر نوع شرایط دانشجویی را یک تظاهرات سیاسی تلقی میکرد و هر نوع شلوغی را پلیس تهران بههمراه ساواک و کماندوها محاصره میکرد.
در همان حال و احوالات بود که ما در دانشگاه تهران حضور داشتیم و حتی شبها تا صبح آنجا میماندیم و یادم هست که مرحوم شمشیری برای ما یک بار غذا فرستاده بود و آن هم چه غذایی؛ چلوکباب، که من خیلی هم دوست داشتم. اما پلیس آن را توقیف کرده بود ولی این مردم تهران بودند که نان میخریدند و از آن طرف دیوارها پرت میکردند درون محوطه دانشگاه برای ما که شبها در دانشگاه میماندیم تا گرسنه نمانیم.
در همین روزها بود و فروغ فرخزاد که سرش همیشه برای اینجور مسائل باید بگویم خیلی خیلی صادقانه درد میکرد و دوست داشت که همیشه وسط این قیل و قالها باشد، برایش این مسأله بهوجود آمده بود که چطور اعلامیههای «جبهه ملی» را که «جبهه ملی دوم» بود (و اتفاقاً هنوز مصدق زنده بود) برای ما جابهجا کند. فروغ آنوقتها یک فولکس واگن قورباغهای داشت و ما که از او خواستیم یک بسته از اعلامیهها را پخش کند، نه گذاشت و نه برداشت و یکراست رفت سمت پلیس و گارد، این اعلامیهها را پخش کرد.
فروغ را دستگیر کردند و بردند به پاسگاه کلانتری. کل ماجرای دستگیری فروغ دو ساعت بیشتر طول نکشید که او را آزاد کردند.
آنموقع هنوز بگیر بگیر ساواک به آن شکلها نبود و مردم تازه عادت کرده بودند به تظاهرات و شلوغبازی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
ترانهی قدیمی و خاطرهانگیز «مجنون نبودُم» 🎼
با صدای: #سیما_بینا
(متولد ۱۴ دی ۱۳۲۳)
و همنوازی ارکستری از #زنان ایرانی
سیما بینا خوانندهی ترانههای #فولکلوریک و محلی ایران
🎵 گردآورندهی آلبوم #لالاییهای ایران که اثری تحقیقی، فرهنگی و ملی میباشد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موزیک_ویدئو
ترانهی قدیمی و خاطرهانگیز «مجنون نبودُم» 🎼
با صدای: #سیما_بینا
(متولد ۱۴ دی ۱۳۲۳)
و همنوازی ارکستری از #زنان ایرانی
سیما بینا خوانندهی ترانههای #فولکلوریک و محلی ایران
🎵 گردآورندهی آلبوم #لالاییهای ایران که اثری تحقیقی، فرهنگی و ملی میباشد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#زنی در #پاریس #میرقصد
زنی در #نیویورک #آرایش می کند
زنی در #توکیو #کار را بیچاره می کند
زنی در #برلین #مدیر می شود
زنی در #هالیوود #عشق می شمارد
زنی در #سازمان_ملل سخنرانی می کند
زنی در #لندن #مدل می شود
زنی در #فلورانس #آواز می خواند
زنی در #مجله_ی_روز شناخته می شود
زنی در کنار #دانوب #نقاشی می کشد
زنی در #برادوِی روی #صحنه می رود
زنی در #نروژ #رئیس می شود
زنی در برابر #دوربین #کاپولا می بوسد
زنی در #سیدنی #اپرا می رود
زنی در #کازینو #دلار می گیرد
زنی در #هاروارد #دانایی می افروزد
اما
همچنان
زنی در #آفریقا #میمیرد
زنی در #پاکستان فروخته می شود
زنی در #افغانستان کشته می شود
زنی در #هند
زنی در #چین
زنی در #کره_شمالی
زنی در #کشمیر
زنی... زحمت #نان می کشد
زنی در #عراق گوشت جلوی تیر می زاید
زنی در #فلسطین هنوز #آواره است
زنی در #اسلام #ضعیفه است
و
زنی در #ایران #خفقان دارد
زنی در ایران تنها و #زندانی ست
اما
همچنان زنهای #آسیا و #آفریقا #زن هستند
اما
همچنان #عشق دارند
و
#مادر می شوند
آواز می خوانند اگر چه #غمگین
#شعر می گویند اگر چه #هجران
#ساز می زنند اگر چه #خاموش
کار می کنند اگر چه سخت
عشق می گیرند اگر چه #کم
می رقصند اگر چه #تنها
#میبوسند اگر چه #کوتاه
#معلم می شوند اگر چه #محروم
روی #صحنه می روند اگر چه #تاریک
آرایش می کنند اگر چه #پنهان
#دانا هستند اگر چه فراموش شده
و
#زنان #ایران #زنده هستند
اگر چه #بی_صداا
#صادق_خاجی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#زنی در #پاریس #میرقصد
زنی در #نیویورک #آرایش می کند
زنی در #توکیو #کار را بیچاره می کند
زنی در #برلین #مدیر می شود
زنی در #هالیوود #عشق می شمارد
زنی در #سازمان_ملل سخنرانی می کند
زنی در #لندن #مدل می شود
زنی در #فلورانس #آواز می خواند
زنی در #مجله_ی_روز شناخته می شود
زنی در کنار #دانوب #نقاشی می کشد
زنی در #برادوِی روی #صحنه می رود
زنی در #نروژ #رئیس می شود
زنی در برابر #دوربین #کاپولا می بوسد
زنی در #سیدنی #اپرا می رود
زنی در #کازینو #دلار می گیرد
زنی در #هاروارد #دانایی می افروزد
اما
همچنان
زنی در #آفریقا #میمیرد
زنی در #پاکستان فروخته می شود
زنی در #افغانستان کشته می شود
زنی در #هند
زنی در #چین
زنی در #کره_شمالی
زنی در #کشمیر
زنی... زحمت #نان می کشد
زنی در #عراق گوشت جلوی تیر می زاید
زنی در #فلسطین هنوز #آواره است
زنی در #اسلام #ضعیفه است
و
زنی در #ایران #خفقان دارد
زنی در ایران تنها و #زندانی ست
اما
همچنان زنهای #آسیا و #آفریقا #زن هستند
اما
همچنان #عشق دارند
و
#مادر می شوند
آواز می خوانند اگر چه #غمگین
#شعر می گویند اگر چه #هجران
#ساز می زنند اگر چه #خاموش
کار می کنند اگر چه سخت
عشق می گیرند اگر چه #کم
می رقصند اگر چه #تنها
#میبوسند اگر چه #کوتاه
#معلم می شوند اگر چه #محروم
روی #صحنه می روند اگر چه #تاریک
آرایش می کنند اگر چه #پنهان
#دانا هستند اگر چه فراموش شده
و
#زنان #ایران #زنده هستند
اگر چه #بی_صداا
#صادق_خاجی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#زنان و #درختان
چقدر بهم شبيه اند!
هر دو #ريشه دارند و برگ و بار می دهند.
هر دو #بهارهای بسيار دارند
و #زمستان های بسيارتر.
هر دو به #نور محتاجند و هر دو
نفس می بخشند و زندگی.
و در كمين هر دويشان #تبرهای بسيار است.
برای بريدن ها، برای شكستن ها،
برای قطع اميد ها ...
اما #هنر_زن بودن ،
#جوانه زدن های پي در پي است،
حتي وقتي شاخه هايت را شكستند،
حتی وقتی ساقه هايت را زدند،
حتی وقتی بی رحمی تبر، تنت را،
تنه ات را از ته بريد...
تو اما ريشه ات را نگه دار،
دستهايت را به #آسمان بلند كن
تو دوباره #سبز خواهی شد...
#عرفان_نظر_آهاری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#زنان و #درختان
چقدر بهم شبيه اند!
هر دو #ريشه دارند و برگ و بار می دهند.
هر دو #بهارهای بسيار دارند
و #زمستان های بسيارتر.
هر دو به #نور محتاجند و هر دو
نفس می بخشند و زندگی.
و در كمين هر دويشان #تبرهای بسيار است.
برای بريدن ها، برای شكستن ها،
برای قطع اميد ها ...
اما #هنر_زن بودن ،
#جوانه زدن های پي در پي است،
حتي وقتي شاخه هايت را شكستند،
حتی وقتی ساقه هايت را زدند،
حتی وقتی بی رحمی تبر، تنت را،
تنه ات را از ته بريد...
تو اما ريشه ات را نگه دار،
دستهايت را به #آسمان بلند كن
تو دوباره #سبز خواهی شد...
#عرفان_نظر_آهاری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#فمینیسم
#زنان_درجامعه
#الکساندرا_کولنتای
#فردریک_انگلس
#کلارا_زتکین
#ئولین_رید
درام بشر امروزی تنها با در هم شکستن شکل های رایج زندگی مشترک زن و مرد و اصول تنظیم کننده آن پایان نمی گیرد بلکه از میان رایحه تازه و ناشناخته زندگی جدید طبقات فرودستی برمیخیزد که روح انسان را از نوستالژی آرمان های آینده و دور دست سرشار میکند.
زن و مرد در جست و جوی همدیگرند و هریک آرزو میکنند که توسط دیگری سهم لذت روحی و جسمی را برای خود به دست آورند. مرد عاشق و نامزد خیلی کم به احساسات وضع روحی معشوقه توجه میکند. و فردگرایی شدید که ویژگی عصر ماست در روابط زن و مرد بهتر از هرجای دیگر خود را می نماید. انسان برای گریز از تنهایی روحی، عشق و جست وجوی حق از دست داده را در دیگری کافی میداند و تصور می کند برای گرم شدن در اشعه این خوشبختی نایاب پیوند روحی کافی است.
ما فردگرایان با روحی که با پرستش مدام «من» مان سخت شده است، فکر میکنیم که بزرگترین خوشبختی خود و اطرافیانمان می تواند بدون پرداخت کوچک ترین مابه ازاء از گنجینه های روحی مان، فراچنگ آید.
همیشه معشوق را همه جانبه می طلبیم بدون آنکه توانای انجام ساده ترین قاعده عشقی باشیم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#فمینیسم
#زنان_درجامعه
#الکساندرا_کولنتای
#فردریک_انگلس
#کلارا_زتکین
#ئولین_رید
درام بشر امروزی تنها با در هم شکستن شکل های رایج زندگی مشترک زن و مرد و اصول تنظیم کننده آن پایان نمی گیرد بلکه از میان رایحه تازه و ناشناخته زندگی جدید طبقات فرودستی برمیخیزد که روح انسان را از نوستالژی آرمان های آینده و دور دست سرشار میکند.
زن و مرد در جست و جوی همدیگرند و هریک آرزو میکنند که توسط دیگری سهم لذت روحی و جسمی را برای خود به دست آورند. مرد عاشق و نامزد خیلی کم به احساسات وضع روحی معشوقه توجه میکند. و فردگرایی شدید که ویژگی عصر ماست در روابط زن و مرد بهتر از هرجای دیگر خود را می نماید. انسان برای گریز از تنهایی روحی، عشق و جست وجوی حق از دست داده را در دیگری کافی میداند و تصور می کند برای گرم شدن در اشعه این خوشبختی نایاب پیوند روحی کافی است.
ما فردگرایان با روحی که با پرستش مدام «من» مان سخت شده است، فکر میکنیم که بزرگترین خوشبختی خود و اطرافیانمان می تواند بدون پرداخت کوچک ترین مابه ازاء از گنجینه های روحی مان، فراچنگ آید.
همیشه معشوق را همه جانبه می طلبیم بدون آنکه توانای انجام ساده ترین قاعده عشقی باشیم.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴##معرفی_کتاب
#روانشناسی
#زنان
#مردان
#عشق
#رفتارهای_جنسی
📕هوس های سرخ
✍️کوروش رستگار
این کتاب ، سعی دارد تا با مرور پژوهشهای انجام شده در حیطه روانشناسی جنسی ، به بررسی چندین رفتار جنسی در دو جنس و ارتباط آنها با یکدیگر بپردازد . زنان ، تغییرات و نوساناتی را در ترجیحات و رفتارهای جنسی شان و همگام با چرخه قاعدگی نشان می دهند. بدین صورت که در مراحل مختلف چرخه قاعدگی ، از نظر جنسی ، خصایص چهره ای ، بدنی و رفتاری متفاوتی را در مردان ، جذاب می یابند. این نوساناتِ مرتبط با چرخه قاعدگی، شامل احتمال خیانت زناشویی نیز میشود. از طرف دیگر، میزان انعطافپذیری جنسی در زنان بیشتر است. بدین معنی که آنها در شرایط زمانی و مکانی متفاوت، تغییرات بیشتری را در نگرشها، ارزشها و رفتارهای جنسی شان نشان می دهند.
مسائل جنسی با مسائل زیبایی شناختی ما آدمیان ، پیوند گسست ناپذیری خورده ا ند. چرا از نظر جنسی ، هر جنس ، بعضی از خصایص چهره ای ، بدنی و رفتاری را در جنس مقابل خود زیبا و برانگیزاننده می یابد؟ چرا زیبایی و جذابیت ، برای افراد ، اینچنین شهوت انگیز و افسونگر است؟ اصولاٌ ، چرا زیبایی زیباست؟! تبیین ارتباط زیبایی و جذابیت در مردان در ارتباط با نوسانات چرخه قاعدگی و خیانت زناشویی در زنان و ریشه های تکاملی چنین تغییرات و ترجیحاتی ، از مباحث محوری این کتاب است. اینکه زیبایی و جذابیت ، چه پیام هایی را به ذهن جنسی تکاملی ما متبادر میکنند و اینکه آمیزش جنسی با افراد زیبا ، احتمالاً چه منافع تکاملی را برای نیاکان ما و خود ما ، در بر داشته و دارد.
رفتارهای نظارتی و غیرت ورزانه نسبت به همسر در مردان ، از جمله موضوعات نیازمند تبیین در روانشناسی دو جنس ، است. یکی از اصول اساسی روانشناسی تکاملی ، این فرض زیربنایی است که هر رفتاری که در جنس زن یا مرد وجود دارد ، می تواند نمایانگر تطابقی تکاملی برای سازش با مشکلات موجود در سیر تکاملی نیاکان انسان باشد. یکی از این چالش های نیازمندِ سازگاری ، انتخاب ها و رفتارهای جنسیِ جنس مقابل است.
بر همین اساس ، بسیاری از رفتارهای انسان و از جمله رفتارهای جنسی او ، ریشه ای مرتبط با رفتارهایِ جنس مقابلش دارد. بطور نمونه ، رفتارهای نظارتی و غیرت ورزانه در مردان ، هماهنگ با رفتارهای جنسی خاص در زنان مانند احتمال خیانت زناشویی و تغییرات مرتبط با چرخه قاعدگی ، نوسان می یابد. این رفتارها ، به این علت در مردان بوجود آمده اند که بعضی از مشکلات مردان مانند مشکلات مربوط به تطابق با محیط و از جمله زندگی زناشویی مانند اطمینان از والدِ فرزند خود بودن و جلوگیری از خیانت زنان را ، حل کنند.
بررسی رفتارهای جنسیِ زن و مرد و نقش جنس مقابل در بوجودآمدن رفتارهای جنس دیگر ، از جمله مسائلی است که می بایست در پژوهشهای علوم رفتاری بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
همچنین نتایج این پژوهش ها باید راهنمای قانون گذاری ، اجرا و اِعمال سیاست گذاری های مربوط به قوانین حقوقی مرتبط با ارتباطات دو جنس مانند قوانین مربوط به ازدواج ، باشند. در پایان بخش اول این کتاب ، نویسنده ، به بررسی مطلوبیت یا عدم مطلوبیت نظام ها و سبک های مختلف ارتباطی بین دو جنس و هماهنگی آنها با واقعیتهای روانی زیستی دو جنس ، می پردازد.
در بخش دوم کتاب ، فصول متعددی قرار دارند که هر یک ، ارتباط یافته ها و نظریات روانشناسی تکاملی را با سایر موضوعات و مفاهیم مهم اجتماعی ، حقوقی ، اخلاقی ، روانشناختی و جنسی ، با تمرکز بر مسائل جنسی ، مرور می کند. عشق ، ازدواج ، تعارضات و خیانت زناشویی ، قانون ، اخلاق ، مذهب و فمنیسم از آن جمله اند. در فصل آخر، شما به تعدادی از دلایل هشیار و ناهشیاری که باعث بروز مقاومت در ما نسبت به پذیرش حقایق علمی و از جمله یافته های روانشناسی جنسی تکاملی می شوند ، پی می برید. همه فصول ، بطور جذاب و روان نوشته شده اند و قطعاً هر کدام از آنها ، جواب تعدادی از سئوالات شما در زمینه های مختلف را می دهند.
عناوین فصول این کتاب:
بخش اول
فصل اول: چرخه قاعدگی و تغییر در ترجیحات و رفتارهای جنسی زنان
فصل دوم: انعطاف پذیری جنسی و تفاوتهای بین دو جنس در آن
فصل سوم: مفاهیم اساسی تکامل و فرایندهای تکاملی در روانشناسی تکاملی
فصل چهارم: ریشه های تکاملی رفتارهای جنسی در دو جنس
فصل پنجم: بکارگیری و بحث در یافته ها و نظریات روانشناسی جنسی تکاملی
بخش دوم
فصل ششم: تفاوتهای دو جنس در رفتارهای جنسی ، نسبت جنسی و ارتباطات پیش از ازدواج
فصل هفتم: عشق ، ازدواج ، تعارضات زناشویی و خیانت
فصل هشتم: روانشناسی تکاملی ، قانون ، اخلاق ، مذهب و فمنیسم
فصل نهم: روانشناسی تکاملی و تعامل با سایر رویکردها و حوزه های روانشناسی
فصل دهم: روانشناسی تکاملی ، زیبایی و تبعیضات ناشی از جذابیت
فصل یازدهم: چالش های روانشناسی تکاملی و آینده پیشِ روی آن به عنوان یک رشته علمی
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴##معرفی_کتاب
#روانشناسی
#زنان
#مردان
#عشق
#رفتارهای_جنسی
📕هوس های سرخ
✍️کوروش رستگار
این کتاب ، سعی دارد تا با مرور پژوهشهای انجام شده در حیطه روانشناسی جنسی ، به بررسی چندین رفتار جنسی در دو جنس و ارتباط آنها با یکدیگر بپردازد . زنان ، تغییرات و نوساناتی را در ترجیحات و رفتارهای جنسی شان و همگام با چرخه قاعدگی نشان می دهند. بدین صورت که در مراحل مختلف چرخه قاعدگی ، از نظر جنسی ، خصایص چهره ای ، بدنی و رفتاری متفاوتی را در مردان ، جذاب می یابند. این نوساناتِ مرتبط با چرخه قاعدگی، شامل احتمال خیانت زناشویی نیز میشود. از طرف دیگر، میزان انعطافپذیری جنسی در زنان بیشتر است. بدین معنی که آنها در شرایط زمانی و مکانی متفاوت، تغییرات بیشتری را در نگرشها، ارزشها و رفتارهای جنسی شان نشان می دهند.
مسائل جنسی با مسائل زیبایی شناختی ما آدمیان ، پیوند گسست ناپذیری خورده ا ند. چرا از نظر جنسی ، هر جنس ، بعضی از خصایص چهره ای ، بدنی و رفتاری را در جنس مقابل خود زیبا و برانگیزاننده می یابد؟ چرا زیبایی و جذابیت ، برای افراد ، اینچنین شهوت انگیز و افسونگر است؟ اصولاٌ ، چرا زیبایی زیباست؟! تبیین ارتباط زیبایی و جذابیت در مردان در ارتباط با نوسانات چرخه قاعدگی و خیانت زناشویی در زنان و ریشه های تکاملی چنین تغییرات و ترجیحاتی ، از مباحث محوری این کتاب است. اینکه زیبایی و جذابیت ، چه پیام هایی را به ذهن جنسی تکاملی ما متبادر میکنند و اینکه آمیزش جنسی با افراد زیبا ، احتمالاً چه منافع تکاملی را برای نیاکان ما و خود ما ، در بر داشته و دارد.
رفتارهای نظارتی و غیرت ورزانه نسبت به همسر در مردان ، از جمله موضوعات نیازمند تبیین در روانشناسی دو جنس ، است. یکی از اصول اساسی روانشناسی تکاملی ، این فرض زیربنایی است که هر رفتاری که در جنس زن یا مرد وجود دارد ، می تواند نمایانگر تطابقی تکاملی برای سازش با مشکلات موجود در سیر تکاملی نیاکان انسان باشد. یکی از این چالش های نیازمندِ سازگاری ، انتخاب ها و رفتارهای جنسیِ جنس مقابل است.
بر همین اساس ، بسیاری از رفتارهای انسان و از جمله رفتارهای جنسی او ، ریشه ای مرتبط با رفتارهایِ جنس مقابلش دارد. بطور نمونه ، رفتارهای نظارتی و غیرت ورزانه در مردان ، هماهنگ با رفتارهای جنسی خاص در زنان مانند احتمال خیانت زناشویی و تغییرات مرتبط با چرخه قاعدگی ، نوسان می یابد. این رفتارها ، به این علت در مردان بوجود آمده اند که بعضی از مشکلات مردان مانند مشکلات مربوط به تطابق با محیط و از جمله زندگی زناشویی مانند اطمینان از والدِ فرزند خود بودن و جلوگیری از خیانت زنان را ، حل کنند.
بررسی رفتارهای جنسیِ زن و مرد و نقش جنس مقابل در بوجودآمدن رفتارهای جنس دیگر ، از جمله مسائلی است که می بایست در پژوهشهای علوم رفتاری بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
همچنین نتایج این پژوهش ها باید راهنمای قانون گذاری ، اجرا و اِعمال سیاست گذاری های مربوط به قوانین حقوقی مرتبط با ارتباطات دو جنس مانند قوانین مربوط به ازدواج ، باشند. در پایان بخش اول این کتاب ، نویسنده ، به بررسی مطلوبیت یا عدم مطلوبیت نظام ها و سبک های مختلف ارتباطی بین دو جنس و هماهنگی آنها با واقعیتهای روانی زیستی دو جنس ، می پردازد.
در بخش دوم کتاب ، فصول متعددی قرار دارند که هر یک ، ارتباط یافته ها و نظریات روانشناسی تکاملی را با سایر موضوعات و مفاهیم مهم اجتماعی ، حقوقی ، اخلاقی ، روانشناختی و جنسی ، با تمرکز بر مسائل جنسی ، مرور می کند. عشق ، ازدواج ، تعارضات و خیانت زناشویی ، قانون ، اخلاق ، مذهب و فمنیسم از آن جمله اند. در فصل آخر، شما به تعدادی از دلایل هشیار و ناهشیاری که باعث بروز مقاومت در ما نسبت به پذیرش حقایق علمی و از جمله یافته های روانشناسی جنسی تکاملی می شوند ، پی می برید. همه فصول ، بطور جذاب و روان نوشته شده اند و قطعاً هر کدام از آنها ، جواب تعدادی از سئوالات شما در زمینه های مختلف را می دهند.
عناوین فصول این کتاب:
بخش اول
فصل اول: چرخه قاعدگی و تغییر در ترجیحات و رفتارهای جنسی زنان
فصل دوم: انعطاف پذیری جنسی و تفاوتهای بین دو جنس در آن
فصل سوم: مفاهیم اساسی تکامل و فرایندهای تکاملی در روانشناسی تکاملی
فصل چهارم: ریشه های تکاملی رفتارهای جنسی در دو جنس
فصل پنجم: بکارگیری و بحث در یافته ها و نظریات روانشناسی جنسی تکاملی
بخش دوم
فصل ششم: تفاوتهای دو جنس در رفتارهای جنسی ، نسبت جنسی و ارتباطات پیش از ازدواج
فصل هفتم: عشق ، ازدواج ، تعارضات زناشویی و خیانت
فصل هشتم: روانشناسی تکاملی ، قانون ، اخلاق ، مذهب و فمنیسم
فصل نهم: روانشناسی تکاملی و تعامل با سایر رویکردها و حوزه های روانشناسی
فصل دهم: روانشناسی تکاملی ، زیبایی و تبعیضات ناشی از جذابیت
فصل یازدهم: چالش های روانشناسی تکاملی و آینده پیشِ روی آن به عنوان یک رشته علمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#زنان_الجزایری
اثری است در سبک رمانتیسیسم از اوژن دولاکروا که در سال ۱۸۳۴ میلادی، با رنگ روغن بر روی بوم خلق شد.تابلوی زنان الجزایری تصویری از حرمسراهای عربی و زنان الجزایری را در حال استعمال تریاک نشان میدهد. این تابلو یکی از اولین آثار موجود، از حضور نقاشان غربی در جوامع خاورمیانهای و شرقی است.هماکنون این تابلو، تحت مالکیت موزه لوور قرار دارد.پابلو پیکاسو تابلوی زنان الجزایر را با الهام از این اثر در سبک کوبیسم خلق کرد. پاریسیها در لباس الجزایری اثر پیر اگوست رنوار هم اثر معروف دیگریست که با الهام از نقاشی دلاکروا خلق شدهاست.مکان نگهداری اثر #موزه_لوور
امروز ۲۶ آوریل سالروز تولد #اوژن_دولاکروا است.(۱۷۹۸)
زنان الجزایری/تاریخ:۱۸۳۴/تکنیک:رنگ روغن روی بوم/ابعاد:۱۸۰ × ۲۲۹ سانتیمتر/مکان کنونی:موزهٔ لوور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#زنان_الجزایری
اثری است در سبک رمانتیسیسم از اوژن دولاکروا که در سال ۱۸۳۴ میلادی، با رنگ روغن بر روی بوم خلق شد.تابلوی زنان الجزایری تصویری از حرمسراهای عربی و زنان الجزایری را در حال استعمال تریاک نشان میدهد. این تابلو یکی از اولین آثار موجود، از حضور نقاشان غربی در جوامع خاورمیانهای و شرقی است.هماکنون این تابلو، تحت مالکیت موزه لوور قرار دارد.پابلو پیکاسو تابلوی زنان الجزایر را با الهام از این اثر در سبک کوبیسم خلق کرد. پاریسیها در لباس الجزایری اثر پیر اگوست رنوار هم اثر معروف دیگریست که با الهام از نقاشی دلاکروا خلق شدهاست.مکان نگهداری اثر #موزه_لوور
امروز ۲۶ آوریل سالروز تولد #اوژن_دولاکروا است.(۱۷۹۸)
زنان الجزایری/تاریخ:۱۸۳۴/تکنیک:رنگ روغن روی بوم/ابعاد:۱۸۰ × ۲۲۹ سانتیمتر/مکان کنونی:موزهٔ لوور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#صد_کتاب
یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:
۱. #بابالنگ_دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستانهای_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلتهای_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
۷۶. #همنام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفتوگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_میکنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلیها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستانهای_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادکباز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندرهآ
۹۷. #پاککنها ـ #آلن_ربگریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازههای_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستانهای_کوتاه ـ #چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#صد_کتاب
یکصد کتاب پر خواننده در سه قرن اخیر:
۱. #بابالنگ_دراز_جین_وبستر
٢. #بيلي_بتگیت_ادگارلارنس_دکتروف
۳.#بازمانده_روز_کازویوایشی_گورو
۴.#تاریخ_محاصره_لیسبون_خوزه_ساراماگو
۵. #عشق_سالهای_وبا_گابریل_گارسیامارکز
۶.#سال_مرگ_ریکاردوریش_خوزه_ساراماگو
۷.#عاشق ـ مارگاریت دوراس
۸ نام گل سرخ ـ اومبرتو اکو
۹.#اگر شبی از شبهای زمستان مسافری ـ ایتالو کالوینو
۱۰. #پاییز پدرسالار ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۱. #صد سال تنهایی ـ گابریل گارسیا مارکز
۱۲. #فرنی و زویی ـ جی.دی. سالینجر
۱۳. #طبل حلبی ـ گونترگراس
۱۴. #آخرین وسوسه مسیح ـ نیکوس کازانتزاکیس
۱۵. #پیرمرد و دریا ـ ارنست همینگوی
۱۶. #مالون میمیرد ـ ساموئل بکت
۱۷. #۱۹۸۴ـ جورج اورول
۱۸. #طاعون ـ آلبر کامو
۱۹. #مزرعهٔ حیوانات ـ جورج اورول
۲۰. #شازده کوچولو ـ آنتوان دو سنت اگزوپری
۲۱. #بیگانه ـ آلبر کامو
۲۲. #جلال و قدرت ـ گراهام گرین
۲۳. #سفر به انتهای شب ـ لوئی فردینان سلین
۲۴. #ارلاندو ـ ویرجینیا وولف
۲۵. #به سوی فانوس دریایی ـ ویرجینیا وولف
۲۶. #سالها – ویرجینیا وولف
۲۷. #آمریکا ـ فرانتس کافکا
۲۸. #قصر ـ فرانتس کافکا
۲۹. #گتسبی بزرگ ـ اف. اسکات فیتز جرالد
۳۰. #محاکمه ـ فرانتس کافکا
۳۱. #چهرهٔ مرد هنرمند در جوانی ـ جیمز جویس
۳۲. #درنده باسکرویل ـ سر آرتور کنن دویل
۳۳. #تصویر دوریان گری ـ اسکار وایلد
۳۴. #ماجراهای هاکلبری فین ـ مارک تواین
۳۵. #زنان کوچک ـ لوئییز می آلکوت
۳۶. #آلیس در سرزمین عجایب ـ لوئیس کارول
۳۷. #جنایت و مکافات ـ فئودور داستایوسکی
۳۸. #آرزوهای بزرگ ـ چارلز دیکنز
۳۹. #مادام بواری ـ گوستاو فلوبر
۴۰. #دیوید کاپرفیلد ـ چارلز دیکنز
۴۱. #کنت مونت کریستو ـ الکساندر دوما
۴۲. #اولیور تویست ـ چارلز دیکنز
۴۳. #گوژپشت نوتردام ـ ویکتور هوگو
۴۴. سرخ و سیاه ـ استاندال
۴۵. #زوربای یونانی ـ نیکوس کازانتزاکیس
۴۶. #رابینسون کروزوئه ـ دانیل دفو
۴۷. #تهوع ـ سارتر
۴۸. #دن کیشوت ـ سر وانتس
۴۹. مشتمالچی عارف ـ نایپل
۵۰. خیابان میگل ـ نایپل
۵۱. کتابخانهٔ بابل و داستانهای دیگر ـ بورخس
۵۱. کلیسای جامع ـ کارور
۵۲. هر وقت کارم داشتی تلفن کن ـ ریموند کارور
۵۳. مثل همهٔ عصرها ـ زویا پیرزاد
۵۴. طعم گس خرمالو ـ زویا پیرزاد
۵۵. یک روز مانده به عید پاک ـ زویا پیرزاد
۵۶. #مدار صفر درجه ـ احمد محمود
۵۷. در انتظار گودو ـ ساموئل بکت
۵۸. #عقاید یک دلقک ـ هاینریش بل
۵۹. #بارون درختنشین ـ ایتالو کالوینو
۶۰. #سلاخخانهٔ شماره پنج ـ کورت ونهگات
۶۱. یک مهمانی یک رقص و داستانهای دیگر ـ آیزاک باشویس سینگر
۶۲. باغ ـ پرویز دوایی
۶۳. #ناتور دشت ـ سلینجر
۶۴. دلتنگیهای نقاش خیابان چهلوهشتم ـ سلینجر
۶۵. شهود ـ فلانری اوکانر
۶۶. خاطرات ـ سیمون دوبوار
۶۷. #روانکاو_و_داستانهای_دیگر ـ #ماشادود_آسیس
۶۸. #خاطرات_پس_از_مرگ #براس_کوباس ـ ماشادود_آسیس
۶۹. #مترجم_دردها ـ #جامپا_لاهیری
۷۰. #نامهٔ_یک_زن_ناشناس ـ #اشتفان_تسوایک
۷۱. #فضیلتهای_ناچیز ـ #ناتالیا_گینزبورگ
۷۲. #چنین_کنند_بزرگان ـ #ویل_کاپی
۷۳. #کتاب_بیهوده ـ #کریستین_بوبن
۷۴. #خانوادهٔ_من_و بقیهٔ_حیوانات ـ #جرالد_دارل
۷۵. #موز_وحشی ـ #ژوزه_مارود_واسکونسلوس
۷۶. #همنام ـ #جامپا_لاهیری
۷۷. #گفتوگو با مرگ ـ #آرتور_کوستلر
۷۸. #خداحافظ_گاری_کوپر ـ #رومن_گاری
۷۹. #لیدی_ال ـ #رومن_گاری
۸۰. #جزیره ـ #روبر_مرل
۸۱. #عادت_میکنیم ـ #زویا_پیرزاد
۸۲. #کرگدن ـ اوژن یونسکو
۸۳. #آوازخوان_طاس، #صندلیها ـ #اوژن_یونسکو
۸۴. #زندگی_شهری_و_چند_داستان_دیگر ـ #دونالد_بارتلمی
۸۵. #اتوبوس_پیر_و_داستانهای_دیگر ـ #ریچارد_براتیگان
۸۶. #بادبادکباز ـ #خالد_حسینی
۸۷. #روزی_روزگاری_دیروز ـ ترجمهٔ لیلا نصیریها
۸۸. #در_میان_گمشدگان ـ #دن_چاون
۸۹. #درخت_زیبای_من #ژوزه_مائورود_واسکونسلوس
۹۰. #کتاب_اوهام ـ #پل_استر
۹۱. #مرگ_و_پرگار ـ #بورخس
۹۲. #سرزمین_باد ـ #گراتزیا_دلدّا
۹۳. #خنده_در_تاریکی ـ #نابوکف
۹۴. #پدرو_پارامو ـ #خوان_رولفو
۹۵.#مرگ_کسب_و_کار_من_است ـ #روبر_مرل
۹۶. همان عشق ـ #یان_آندرهآ
۹۷. #پاککنها ـ #آلن_ربگریه
۹۸. #جنگل واژگون ـ #سلینجر
۹۹. #دروازههای_بهشت ـ #کورتازار
۱۰۰. #داستانهای_کوتاه ـ #چخوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
ویرجینیا ولف در جایی نوشته است:
"خود کلمهی «جامعه» زنگهای موسیقی خشنی را در ذهن به صدا در میآورد: نباید، نباید، نباید. نباید یاد بگیری، نباید پول در بیاوری، نباید داشته باشی، نباید ــ رابطهی برادر با خواهر در جامعه قرنها اینگونه بود...ما ناگزیر به جامعه بهشکل توطئهای نگاه میکنیم که برادر واقعیمان را که بسیاری از ما دلیلی برای احترام گذاشتن به او داریم از ما میگیرد، و بهجای او مردی ترسناک، با صدایی بلند و مشتی سنگین میگذارد که کودکانه خود را به کشیدن خطوطی با گچ روی زمین مشغول میکند، مرزهایی اسرارآمیز که در درون آنها انسانها بهشکلی ساختگی و جدا از هم بهسختی گرفتار آمدهاند."
#زنان_در_روزگار_شان
#مارلین_لگیت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
ویرجینیا ولف در جایی نوشته است:
"خود کلمهی «جامعه» زنگهای موسیقی خشنی را در ذهن به صدا در میآورد: نباید، نباید، نباید. نباید یاد بگیری، نباید پول در بیاوری، نباید داشته باشی، نباید ــ رابطهی برادر با خواهر در جامعه قرنها اینگونه بود...ما ناگزیر به جامعه بهشکل توطئهای نگاه میکنیم که برادر واقعیمان را که بسیاری از ما دلیلی برای احترام گذاشتن به او داریم از ما میگیرد، و بهجای او مردی ترسناک، با صدایی بلند و مشتی سنگین میگذارد که کودکانه خود را به کشیدن خطوطی با گچ روی زمین مشغول میکند، مرزهایی اسرارآمیز که در درون آنها انسانها بهشکلی ساختگی و جدا از هم بهسختی گرفتار آمدهاند."
#زنان_در_روزگار_شان
#مارلین_لگیت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
#مهوش و آفت، نمایندگان #موسیقی #عامیانه
#ترانه های عامیانه، #مردمی، کوچه و بازار با نام دو زن #خواننده در یادها زنده می شود. مهوش و #آفت. مهوش از نخستین #زنان کافه های ساز زن #ضربی با محبوبیتی کم نظیر در دوران کوتاه زندگی و مشایعتی کم نظیرتر پس از مرگ. آفت نام یافته و محبوب پس از رقیبش مهوش با مرگی در خاموشی و سکوت بدون حضور یاران وفادار.
امسال شصت سال از مرگ مهوش و ده سال از درگذشت آفت می گذرد.
مهوش بدون تردید چهره شناخته شده ای برای نسل جوان امروز نیست ولی جوانان قدیم اعم از روشنفکر و عامی همه او را می شناختند و ترانه هایش را زمزمه می کردند. زمزمه های روشنفکران اما در همان کافه های شبانه و در میان کلاه مخملی ها بود. در مجالس رسمی روزمره این گونه ترانه ها را بد و مبتذل می خواندند. ترانه هائی که به گفته مرتضی احمدی از پیش کسوتان پیش پرده خوانی در ایران و از بازیگران بعدی تئاتر و سینما تا اواخر دوره قاجار به نمایش های شادی آور شهرت داشت که ویژه خانواده های اشرافی بود و بعدها به خانه مردم عادی نیز در مجالس عروسی و ختنه سوران سرایت کرد و به نمایش های تخت حوضی یا رو حوضی شهرت یافت.
«گفتم ای یار، چه لوس و خنکی، گفت زکی/ گفتم ای شوخ عجب بی نمکی، گفت زکی/
گفتمش شیفته توست رجب، گفت عجب/ گفتم اندر نظرش چون مَلَکی، گفت زکی/
در این نوع ترانه ها اما چه چیزی نهفته است که مردم را به سوی خود جلب می کند؟
مهرداد درویش پور جامعه شناس مقیم سوئد از نوعی همزاد پنداری سخن می گوید:
واژه ها یا معانی که در ترانه های عامیانه به کار می رود بخشی از تجربه زندگی روزمره مردم است. حتی زبان و نوع بیان آن را به اصطلاح عامیانه نوعی خاکی بودن می دانند. نگاه کنید به ترانه های آغاسی یا آفت و غیره..بسیاری از این ها در اذهان عمومی ترانه های مبتذل شناخته می شوند ولی در عین حال بازتاب بخشی از زندگی هستند، بخشی از فرهنگ مردم که الزاما به کیفیت آن نمی اندیشند بلکه به خاطر همان همزاد پنداری آن را از آن خود می دانند.
حوض های خانه های قدیمی با تخته هائی که بر روی آن می نهادند در واقع صحنه نمایش های روحوضی بود.با انقلاب مشروطه و روی آوردن مردم به سوی تجدد و تبدیل خانه ها به آپارتمان های مسکونی، دیگر از ترانه های روحوضی خبری نبود. ترانه های عامیانه همراه با خوانندگانش از روی حوض به کافه های خیابان لاله زار کوچ کردند و نام تصنیف بر روی آن گذاشتند.تصنیف سازانی که شاعران به آنان با دیده تحقیر می نگریستند. ایرج میرزا در عارفنامه اش خطاب به عارف می گوید که تو شاعر نیستی تصنیف سازی.کافه های شبانه محل رشد و نمو زنانی چون مهوش و آفت و شهپر و روح پرور بود. صدرالدین الهی نویسنده و روزنامه نگار مقیم آمریکا اما از جوانی یاد می کند که از بنیانگذاران این نوع ترانه ها بوده است: یکی از قدیمی ترین خوانندگان این نوع ترانه ها آقای قاسم جبلی بود. جبلی در خانه ای نزدیک خانه ما در سر چشمه زندگی می کرد. جوانی خیلی خوش قیافه و افتاده و درویش بود و تنها و مجرد. کسی که ترانه ها و آوازهای غیر معمول می خواند و لحن عربی داشت. یادم می آید که به او قاسم عرب می گفتند. او از اهالی خوزستان بود. در این کار اما زن ها به مراتب بیشتر از مردها فعال بودند. آن زمان در ایران یک نوع تفریح وجود داشت که موسیقی شب بود و در کافه هائی پخش می شد که موسیقی آوازی نداشتند.یک نوع موسیقی سبک بشکن و بالا بنداز بود که زن ها بیشتر آن را اجرا می کردند.
از قضای روزگار همین بنیانگذار ترانه های عامیانه همراه با آفت بسیاری از ترانه های دو صدائی را اجرا کردند. صادق هدایت همه این ترانه ها را نماینده روح ملت و صدای درونی آنان می داند. «عموما و به خطا هنر را منحصر به مردمان برگزیده و منورالفکر تصور می کردند. حال آن که نیاز به هنر در طینت بشر به ودیعه نهاده شده است. عبدالحسین زرین کوب از هنرمندان گمنام این گونه ترانه ها می گوید که به دلائل اجتماعی خواسته اند که گمنام بمانند. این هنرمندان بی نام و نشان به زبان توده مردم سخن گفته اند. به همین جهت نیز ترانه هایشان در میان عامه مردم رواج دارد.
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
#مهوش و آفت، نمایندگان #موسیقی #عامیانه
#ترانه های عامیانه، #مردمی، کوچه و بازار با نام دو زن #خواننده در یادها زنده می شود. مهوش و #آفت. مهوش از نخستین #زنان کافه های ساز زن #ضربی با محبوبیتی کم نظیر در دوران کوتاه زندگی و مشایعتی کم نظیرتر پس از مرگ. آفت نام یافته و محبوب پس از رقیبش مهوش با مرگی در خاموشی و سکوت بدون حضور یاران وفادار.
امسال شصت سال از مرگ مهوش و ده سال از درگذشت آفت می گذرد.
مهوش بدون تردید چهره شناخته شده ای برای نسل جوان امروز نیست ولی جوانان قدیم اعم از روشنفکر و عامی همه او را می شناختند و ترانه هایش را زمزمه می کردند. زمزمه های روشنفکران اما در همان کافه های شبانه و در میان کلاه مخملی ها بود. در مجالس رسمی روزمره این گونه ترانه ها را بد و مبتذل می خواندند. ترانه هائی که به گفته مرتضی احمدی از پیش کسوتان پیش پرده خوانی در ایران و از بازیگران بعدی تئاتر و سینما تا اواخر دوره قاجار به نمایش های شادی آور شهرت داشت که ویژه خانواده های اشرافی بود و بعدها به خانه مردم عادی نیز در مجالس عروسی و ختنه سوران سرایت کرد و به نمایش های تخت حوضی یا رو حوضی شهرت یافت.
«گفتم ای یار، چه لوس و خنکی، گفت زکی/ گفتم ای شوخ عجب بی نمکی، گفت زکی/
گفتمش شیفته توست رجب، گفت عجب/ گفتم اندر نظرش چون مَلَکی، گفت زکی/
در این نوع ترانه ها اما چه چیزی نهفته است که مردم را به سوی خود جلب می کند؟
مهرداد درویش پور جامعه شناس مقیم سوئد از نوعی همزاد پنداری سخن می گوید:
واژه ها یا معانی که در ترانه های عامیانه به کار می رود بخشی از تجربه زندگی روزمره مردم است. حتی زبان و نوع بیان آن را به اصطلاح عامیانه نوعی خاکی بودن می دانند. نگاه کنید به ترانه های آغاسی یا آفت و غیره..بسیاری از این ها در اذهان عمومی ترانه های مبتذل شناخته می شوند ولی در عین حال بازتاب بخشی از زندگی هستند، بخشی از فرهنگ مردم که الزاما به کیفیت آن نمی اندیشند بلکه به خاطر همان همزاد پنداری آن را از آن خود می دانند.
حوض های خانه های قدیمی با تخته هائی که بر روی آن می نهادند در واقع صحنه نمایش های روحوضی بود.با انقلاب مشروطه و روی آوردن مردم به سوی تجدد و تبدیل خانه ها به آپارتمان های مسکونی، دیگر از ترانه های روحوضی خبری نبود. ترانه های عامیانه همراه با خوانندگانش از روی حوض به کافه های خیابان لاله زار کوچ کردند و نام تصنیف بر روی آن گذاشتند.تصنیف سازانی که شاعران به آنان با دیده تحقیر می نگریستند. ایرج میرزا در عارفنامه اش خطاب به عارف می گوید که تو شاعر نیستی تصنیف سازی.کافه های شبانه محل رشد و نمو زنانی چون مهوش و آفت و شهپر و روح پرور بود. صدرالدین الهی نویسنده و روزنامه نگار مقیم آمریکا اما از جوانی یاد می کند که از بنیانگذاران این نوع ترانه ها بوده است: یکی از قدیمی ترین خوانندگان این نوع ترانه ها آقای قاسم جبلی بود. جبلی در خانه ای نزدیک خانه ما در سر چشمه زندگی می کرد. جوانی خیلی خوش قیافه و افتاده و درویش بود و تنها و مجرد. کسی که ترانه ها و آوازهای غیر معمول می خواند و لحن عربی داشت. یادم می آید که به او قاسم عرب می گفتند. او از اهالی خوزستان بود. در این کار اما زن ها به مراتب بیشتر از مردها فعال بودند. آن زمان در ایران یک نوع تفریح وجود داشت که موسیقی شب بود و در کافه هائی پخش می شد که موسیقی آوازی نداشتند.یک نوع موسیقی سبک بشکن و بالا بنداز بود که زن ها بیشتر آن را اجرا می کردند.
از قضای روزگار همین بنیانگذار ترانه های عامیانه همراه با آفت بسیاری از ترانه های دو صدائی را اجرا کردند. صادق هدایت همه این ترانه ها را نماینده روح ملت و صدای درونی آنان می داند. «عموما و به خطا هنر را منحصر به مردمان برگزیده و منورالفکر تصور می کردند. حال آن که نیاز به هنر در طینت بشر به ودیعه نهاده شده است. عبدالحسین زرین کوب از هنرمندان گمنام این گونه ترانه ها می گوید که به دلائل اجتماعی خواسته اند که گمنام بمانند. این هنرمندان بی نام و نشان به زبان توده مردم سخن گفته اند. به همین جهت نیز ترانه هایشان در میان عامه مردم رواج دارد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#زنان_هنرمند
#خرد_و_اندیشه
▪️عنوان: #قلمرو_آزادی_زنان
▪️هنرمند: #سیمون_دوبوار
▪️برگردان: #بنفشه_فریس_آبادی
▪️منبع: اینستاگرام بنفشه فریس آبادی
گفتوگوی دِلفین سِیریگ با سیمون دوبووآر در برنامهی «امروز، زندگی»، دربارهی قلمروِ آزادی و تنهاییِ زنان، ۱۹۸۵
(ویدیوهای منتشر شده در صفحهی اغلب از آرشیو اختصاصی سایت ina.fr هستند. من بعد از کسب اجازه این ویدیو را با زیرنویس فارسی در صفحهام بازنشر کردهام. لطفا اگر قصد به اشتراک گذاشتن ویدیو را دارید به این نکته دقت کنید و از روی ویدیو تصویر جدید، کوتاه شده یا کراپ شده نگیرید و بدون ذکر منبع آن را بازنشر نکنید. ممنونم. بنفشه فریس آبادی)
#زن_زندگی_آزادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#زنان_هنرمند
#خرد_و_اندیشه
▪️عنوان: #قلمرو_آزادی_زنان
▪️هنرمند: #سیمون_دوبوار
▪️برگردان: #بنفشه_فریس_آبادی
▪️منبع: اینستاگرام بنفشه فریس آبادی
گفتوگوی دِلفین سِیریگ با سیمون دوبووآر در برنامهی «امروز، زندگی»، دربارهی قلمروِ آزادی و تنهاییِ زنان، ۱۹۸۵
(ویدیوهای منتشر شده در صفحهی اغلب از آرشیو اختصاصی سایت ina.fr هستند. من بعد از کسب اجازه این ویدیو را با زیرنویس فارسی در صفحهام بازنشر کردهام. لطفا اگر قصد به اشتراک گذاشتن ویدیو را دارید به این نکته دقت کنید و از روی ویدیو تصویر جدید، کوتاه شده یا کراپ شده نگیرید و بدون ذکر منبع آن را بازنشر نکنید. ممنونم. بنفشه فریس آبادی)
#زن_زندگی_آزادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
رویش ناگزیر - مرجان
@haft_eghlim
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#زنان_هنرمند
#صد_سال_موسیقی_ایرانی
#ارکسترال
▪️عنوان: #رویش_ناگزیر
▪️خواننده: #مرجان
▪️سراینده: #شهریار_دادور
#رویش_ناگزیر
گیرم که در باورتان به خاک نشستهام،
و ساقههای جوانم،
از ضربههای تبرهاتان
زخمدار است؛
با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام،
بنشسته در کمین پرندهای
پرواز را علامت ممنوع میزنید؛
با جوجههای نشستهی در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که باد هرزهی شبگرد،
با هایوهوی نعرهی مستانه در گذر باشد؛
با صبح روشن پر ترانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید،
گیرم که میبرید،
گیرم که میکشید،
با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟
▪️از کتاب: #از_ارتفاع_قلهی_نام_و_ننگ (۱۳۶۸)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#زنان_هنرمند
#صد_سال_موسیقی_ایرانی
#ارکسترال
▪️عنوان: #رویش_ناگزیر
▪️خواننده: #مرجان
▪️سراینده: #شهریار_دادور
#رویش_ناگزیر
گیرم که در باورتان به خاک نشستهام،
و ساقههای جوانم،
از ضربههای تبرهاتان
زخمدار است؛
با ریشه چه میکنید؟
گیرم که بر سر این بام،
بنشسته در کمین پرندهای
پرواز را علامت ممنوع میزنید؛
با جوجههای نشستهی در آشیانه چه میکنید؟
گیرم که باد هرزهی شبگرد،
با هایوهوی نعرهی مستانه در گذر باشد؛
با صبح روشن پر ترانه چه میکنید؟
گیرم که میزنید،
گیرم که میبرید،
گیرم که میکشید،
با رویش ناگزیر جوانه چه میکنید؟
▪️از کتاب: #از_ارتفاع_قلهی_نام_و_ننگ (۱۳۶۸)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
۱۷دیماه، سالروز درگذشت سالار زن ایرانی، #شاهدخت_اشرف_پهلوی در روزگاری که فمنیست های چپ در ضدیت با مدرنیته پهلوی زیر عبای خمینی سینه میزدند، او طلایه دار آزادی #زنان بود.
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
۱۷دیماه، سالروز درگذشت سالار زن ایرانی، #شاهدخت_اشرف_پهلوی در روزگاری که فمنیست های چپ در ضدیت با مدرنیته پهلوی زیر عبای خمینی سینه میزدند، او طلایه دار آزادی #زنان بود.
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
#جــــاویــــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_پهلوى
#KingRezaPahlavi
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_نـــویـــســـنـــده
#شهرنوش_پارسیپور
#معرفی_کتاب
داستاننویس و مترجم ایرانی
شهرنوش پارسیپور
Shahrnunsh Parsipur
زاده
۲۸ بهمن ۱۳۲۴ (۷۴ سال)
تهران
محل زندگی
تهران، خرمشهر، فرانسه، آلبانی، کالیفرنیا، ریچموند، کالیفرنیا
زمینه کاری
داستاننویس و مترجم
ملیت:ایرانی
تحصیلات:جامعهشناسی از دانشگاه تهران
همسر(ها)
ناصر تقوایی (۱۳۴۶–۱۳۵۲)
فرزند(ان):علی
جوایز: #جایزه_بیتا، ۲۰۱۶
شَهرنوش پارسیپور (زادهٔ ۲۸ بهمن ۱۳۲۴ در تهران) داستاننویس و مترجم ایرانی است.داستانهای پارسیپور به زبانهای گوناگون دنیا ترجمه شدهاست. او از سوی هجدهمین کنفرانس پژوهشهای زنان در آمریکا، به عنوان زن سال برگزیده شد. پارسیپور همچنین برندهٔ #جایزه_بیتای_۲۰۱۶ است. او در اواخر دهه ۷۰ خورشیدی و مدتی پس از انتشار کتاب « #زنان_بدون_مردان» و ممنوع شدن آن در ایران، به آمریکا مهاجرت کرد. این نویسنده اکنون در حومهی #سانفرانسیسکو زندگی میکند.
#افتخارات
#دکتری_عالی_ادبیات #افتخاری از #دانشگاه_براون، ۲۰۱۰
#بیوگرافی
#شهرنوش_پارسی_پور
شهرنوش پارسیپور در شهر تهران از مادری تهرانی و خانهدار و پدری شیرازی که قاضی دادگستری بود متولد شد.او در رشتهٔ #علوم_اجتماعی در سال ۱۳۵۲ از دانشگاه تهران دانشآموخته شد و سپس برای ادامهی تحصیل در رشته زبان و فرهنگ چینی وارد دانشگاه سوربن شد. #پارسیپور در سال ۱۳۴۶ با #ناصر_تقوایی ازدواج کرد و در سال ۱۳۵۲ از او جدا شد. سپس در سال ۱۳۵۹ به ایران بازگشت.
پارسیپور نویسندگی را از ۱۳ سالگی آغاز کرد و از ۱۶ سالگی داستانهایش با نام مستعار در #گاهنامههای گوناگون به چاپ میرسید. نخستین رمان او #سگ_و_زمستان_بلند نام دارد که در تابستان ۱۳۵۳ کار نوشتن آن پایان یافت.
🍁🍁🍁🍁🍁
پارسیپور همچنین در تلویزیون ملی ایران تهیهکننده برنامه «#زنان_روستایی» بود و در بهمن ۱۳۵۳ در اعتراض به اعدام #خسرو_گلسرخی و #کرامتالله_دانشیان و دستگیری نویسندگانی مانند #غلامحسین_ساعدی، #هوشنگ_گلشیری، #فریده_لاشایی و #پرویز_زاهدی از تلویزیون #استعفاء داد. مدتی پس از استعفاء او را بازداشت کردند و ۵۴ روز را در زندان سپری کرد. پس از زندان به فکر مهاجرت به کانادا افتاد اما منصرف شد. بار دوم در مرداد ۱۳۶۰ با اینکه خود وابسته به هیچ سازمان سیاسی نبود، به خاطر همراه داشتن نشریات متعلق به برادرش در خودرو، هنگام ملاقات با خواهر زندانیش دستگیر شد و برای ۴ سال دیگر به زندان افتاد.
🍁🍁🍁🍁
پارسیپور پس از آزادی، به کار ترجمه و تأسیس کتابفروشی در زیرزمینی در خیابان سنایی مشغول شد. بعد از چاپ کتاب #زنان_بدون_مردان،کمیته منکرات او را احضار کرد و دربارهٔ کتاب و اینکه چرا از بکارت نوشته است او را بازجویی و زندانی کردند. پس از آن بود که شهرنوش به آمریکا مهاجرت کرد.
در مصاحبهای که واکنشهای بسیاری برانگیخت، پارسیپور عنوان کرد که با صیغه (متعه) موافق است و اگر مردهایی هستند که از این قانون سوءاستفاده میکنند، مسئلهای دیگر است که باید جداگانه بررسی شود.
#آثار
#شهرنوش_پارسی_پور
#معرفی_کتاب
⬅️شناختهترین کارِ پارسیپور در ایران #طوبا_و_معنای_شب وبیرون از ایران #زنان_بدون_مردان است.
#رمانها
سگ و زمستان بلند (۱۳۵۵)
طوبا و معنای شب (۱۳۶۸)
عقل آبی (۱۳۷۱)
ماجرای ساده و کوچک روح درخت (۱۳۷۸)
شیوا (۱۳۷۸)
بر بال باد نشستن (۱۳۸۱)
کمی بهار (۱۳۹۸)
⬅️مجموعه داستان
تجربههای آزاد (۱۳۵۷ بازچاپ در ۱۳۷۱)
آویزههای بلور (مجموعه داستان ۱۳۵۶)
زنان بدون مردان (۱۳۶۸)
آداب صرف چای در حضور گرگ (۱۳۷۲
سایر #تالیفات
توپک قرمز (داستان کوتاه ۱۳۴۸)
ماجراهای کوچک
خاطرات زندان
گرما در سال صفر (۱۳۸۲)
#ترجمهها
شکار جادوگران در دهکده سلیم (شرلی جکسن)
پیراروانشناسی
از کنفسیوس تا راهپیمایی دراز دلفین دولرس
تاریخ چین (چهار جلد)
لائودزه و مرشدان دائویی (ماکس کالتن مارک)
داستانهای مردان تمدنهای مختلف
صخره تانیوس از امین معلوف
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity