🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
📕 #روش_های_تائو (تبدیل تنش و ناراحتی به خوشحالی)
✍️ #نویسنده:مانتاک چیا
✍️ #مترجم:مهناز آو
در این کتاب بسیار مفید درباره مکتب تائو، انواع بیماریهای جسمی و روحی و نحوه درمان آنها با استفاده از نیروهای درونی است. در این کتاب بخصوص در مورد درمان ناراحتیهای روحی و عصبی و تبدیل حالت روحی بدن از ناراحتی به شادابی توضیح مفصل داده شده است.
تائو نوعی خود درمانی برای پیشگیری از بیماری ها و تنش و جنبه های مختلف زندگی است . کلید اصلی آن برای انرژی حیاتی یا درونی انسان , انجام تمرین های ساده و فعالیت های جسمی است . این انرژی حیاتی با طب سوزنی نیز در بدن جریان می یابد و باعث سلامتی ، سرزندگی ، تعادل احساسات ، بیان معنوی و خلاق میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
📕 #روش_های_تائو (تبدیل تنش و ناراحتی به خوشحالی)
✍️ #نویسنده:مانتاک چیا
✍️ #مترجم:مهناز آو
در این کتاب بسیار مفید درباره مکتب تائو، انواع بیماریهای جسمی و روحی و نحوه درمان آنها با استفاده از نیروهای درونی است. در این کتاب بخصوص در مورد درمان ناراحتیهای روحی و عصبی و تبدیل حالت روحی بدن از ناراحتی به شادابی توضیح مفصل داده شده است.
تائو نوعی خود درمانی برای پیشگیری از بیماری ها و تنش و جنبه های مختلف زندگی است . کلید اصلی آن برای انرژی حیاتی یا درونی انسان , انجام تمرین های ساده و فعالیت های جسمی است . این انرژی حیاتی با طب سوزنی نیز در بدن جریان می یابد و باعث سلامتی ، سرزندگی ، تعادل احساسات ، بیان معنوی و خلاق میشود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
روش های تائو.pdf
21.2 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#روش_های_تائو (تبدیل تنش و ناراحتی به خوشحالی)
✍️ #نویسنده:مانتاک چیا
✍️ #مترجم:مهناز آو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#روش_های_تائو (تبدیل تنش و ناراحتی به خوشحالی)
✍️ #نویسنده:مانتاک چیا
✍️ #مترجم:مهناز آو
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
حکایت است که ایزورا،شهر هزار چاه،بر فراز دریاچهای ژرف و مدفون در زمین بنا شده است.کرانههای ایزورا تا جایی که شهروندان چاههای عمیق و طولانی حفر کنند و به آب برسند گسترش مییابد و پیشتر نمیرود.
مرز تیرۀ دریاچه بر حاشیۀ سبز شهر تصویر میشود؛انگار که چشماندازی پنهان،خطوط چشماندازی پیدا را تعیین کند.زیر آفتاب شهر،همهچیز متأثر از امواج پر چین و شکنیست که گنبدی از جنس صخرۀ آهکی در خود پنهان کرده است.به همین دلیل،دو آیین در ایزورا رایج است.
باور برخی بر این است که خدایان شهر در ژرفای آبهای تاریکی ساکنند که به رودهای زیرزمینی جان میبخشند.
و برخی دیگر بر این باورند که زیستگاه خدایان در سطلهای آبیست که طنابها بالا میکشند و معلق از لبۀ چاهها پیدا میشوند.آنها در قرقرهها و پمپها،چرخپرههای آسبادها،اجزاء پیچان گمانهها،منبعهای آب فراز پشتبامها،طاق ظریف قناتها و تمامی ستونهای آب که تا بادنماهای مستقر بر فراز داربستهای ایزورا بالا میآیند،زندگی میکنند.
در ایزورا،شهری که بهسان یک فواره حرکت میکند.
#شهر_های_نادیده
#نویسنده_ایتالو_کالوینو
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
حکایت است که ایزورا،شهر هزار چاه،بر فراز دریاچهای ژرف و مدفون در زمین بنا شده است.کرانههای ایزورا تا جایی که شهروندان چاههای عمیق و طولانی حفر کنند و به آب برسند گسترش مییابد و پیشتر نمیرود.
مرز تیرۀ دریاچه بر حاشیۀ سبز شهر تصویر میشود؛انگار که چشماندازی پنهان،خطوط چشماندازی پیدا را تعیین کند.زیر آفتاب شهر،همهچیز متأثر از امواج پر چین و شکنیست که گنبدی از جنس صخرۀ آهکی در خود پنهان کرده است.به همین دلیل،دو آیین در ایزورا رایج است.
باور برخی بر این است که خدایان شهر در ژرفای آبهای تاریکی ساکنند که به رودهای زیرزمینی جان میبخشند.
و برخی دیگر بر این باورند که زیستگاه خدایان در سطلهای آبیست که طنابها بالا میکشند و معلق از لبۀ چاهها پیدا میشوند.آنها در قرقرهها و پمپها،چرخپرههای آسبادها،اجزاء پیچان گمانهها،منبعهای آب فراز پشتبامها،طاق ظریف قناتها و تمامی ستونهای آب که تا بادنماهای مستقر بر فراز داربستهای ایزورا بالا میآیند،زندگی میکنند.
در ایزورا،شهری که بهسان یک فواره حرکت میکند.
#شهر_های_نادیده
#نویسنده_ایتالو_کالوینو
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#تلنگر
#پسرم
با دختری دوست شو که کتاب بخواند.
با دختری دوست شو که پولش را به جای لباس خرج کتاب کند.
دختری که فضای کمد لباسهایش تنگ باشد. نه از زیادی لباس. از نگهداری کتاب!
دختری که لیست بلندی از کتابها را برای خواندن تهیه کرده است.
دختری که کارت کتابخانه سالهای کودکیش را هنوز با خود دارد.
دختری را پیدا کن که اهل خواندن باشد.
تشخیصاش سخت نیست. حتماً همیشه در کیفش کتابی برای خواندن دارد.
کسی که به کتابفروشی، عاشقانه نگاه کند و پس از یافتن کتابی که مدتها در جستجویش بوده، اشک شوق در چشمانش حلقه زند.
کسی که بوی کاغذ کاهی یک کتاب قدیمی، برانگیختهاش کند.
با دختری دوست شو که اگر در کافه منتظرت ماند، انتظارش را با خواندن کتاب پر کند.
کسی که وقتی وارد کافه شدی، نتواند نگاهش را از کتاب به سوی تو برگیرد.
اگر روبرویش نشستی و دیدی قهوهاش سرد شده، قهوهی دیگری برایش بگیر.
هر چند دومی هم در انتظار توجه او، سرد شود!
حتی اگر به دروغ، از خاطره مطالعه کتابهای بزرگی نام برد که هرگز نخوانده است، تشویقش کن. چرا که او لذت اغراق را در درک و فهم تجربه میکند و نه زیبایی.
با دختری دوست شو که کتاب بخواند.
و برای تولدش و سالگرد آشنایی، و همهی اتفاقهای خوب، به او کتاب هدیه بده.
به او نشان بده که «عشق به کلمات» را میفهمی و درک میکنی.
به او نشان بده که میفهمی که او فرق واقعیت و خیال را میفهمد و اگر رمانی خیال انگیز را میخواند، با این رویاست که دنیایش را کمی به خیالهایش نزدیکتر کند.
به او، حتی اگر دروغ بگویی، دروغ گفتنات را درک میکند.
او کتاب خوانده است.
او میداند که انسانها فراتر از واژهها هستند و در رفتارشان، هزار انگیزه و ارزش و گریز ناگزیر پنهان است. او لغزش و خطای تو را بهتر از دیگران درک خواهد کرد.
با او حتی اگر خطا کنی، بهتر میفهمد.
او کتاب خوانده است و میداند که انسانها هرگز کامل نیستند.
در کنار او اگر شکست بخوری، او میفهمد.
او زیاد خوانده است و میداند که راه موفقیت، با شکست سنگفرش شده.
او رویا پرداز نیست و با هر شکست، محکمتر از قبل کنارت میماند.
اگر با دختری دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
اگر دیدی نیمه شب، برخاسته و کتابی در دست، گریه میکند، در آغوشش بگیر.
برایش فنجانی چای بیاور. بگذار در دنیای خودش بماند.
شاید چند ساعتی برای تو و با تو نباشد،
اما وقتی به حال خود برگشت، کنار تو خواهد نشست و برای تو خواهد گفت.
بفهم که برای او، شخصیتهای داخل کتابها، واقعی هستند و وجود دارند.
با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.
او برایت حرفهای متفاوت خواهد زد.
و دنیایی متفاوت خواهد ساخت.
غمهای عمیق و شادیهای بزرگ هدیه خواهد آورد.
او برای فرزندانت نامهایی متفاوت و شگفت خواهد گذاشت.
او به آنها سلیقهای متفاوت و متمایز هدیه خواهد کرد.
او میتواند برای فرزندانت تصویر زیبایی از دنیا بسازد. زیباتر از آنچه هست.
با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.
چون تو لیاقت چنین دختری را داری.
تو لیاقت داری با کسی دوست شوی که زندگیت را با تصویرهای زیبا رنگ زند.
اگر چیزی فراتر از دنیا را میخواهی،
با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.
و چه بهتر که اهل نوشتن هم باشد…
#ترجمه_آزاد از #روزماری_اورکویکو #نویسنده_فیلیپینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#تلنگر
#پسرم
با دختری دوست شو که کتاب بخواند.
با دختری دوست شو که پولش را به جای لباس خرج کتاب کند.
دختری که فضای کمد لباسهایش تنگ باشد. نه از زیادی لباس. از نگهداری کتاب!
دختری که لیست بلندی از کتابها را برای خواندن تهیه کرده است.
دختری که کارت کتابخانه سالهای کودکیش را هنوز با خود دارد.
دختری را پیدا کن که اهل خواندن باشد.
تشخیصاش سخت نیست. حتماً همیشه در کیفش کتابی برای خواندن دارد.
کسی که به کتابفروشی، عاشقانه نگاه کند و پس از یافتن کتابی که مدتها در جستجویش بوده، اشک شوق در چشمانش حلقه زند.
کسی که بوی کاغذ کاهی یک کتاب قدیمی، برانگیختهاش کند.
با دختری دوست شو که اگر در کافه منتظرت ماند، انتظارش را با خواندن کتاب پر کند.
کسی که وقتی وارد کافه شدی، نتواند نگاهش را از کتاب به سوی تو برگیرد.
اگر روبرویش نشستی و دیدی قهوهاش سرد شده، قهوهی دیگری برایش بگیر.
هر چند دومی هم در انتظار توجه او، سرد شود!
حتی اگر به دروغ، از خاطره مطالعه کتابهای بزرگی نام برد که هرگز نخوانده است، تشویقش کن. چرا که او لذت اغراق را در درک و فهم تجربه میکند و نه زیبایی.
با دختری دوست شو که کتاب بخواند.
و برای تولدش و سالگرد آشنایی، و همهی اتفاقهای خوب، به او کتاب هدیه بده.
به او نشان بده که «عشق به کلمات» را میفهمی و درک میکنی.
به او نشان بده که میفهمی که او فرق واقعیت و خیال را میفهمد و اگر رمانی خیال انگیز را میخواند، با این رویاست که دنیایش را کمی به خیالهایش نزدیکتر کند.
به او، حتی اگر دروغ بگویی، دروغ گفتنات را درک میکند.
او کتاب خوانده است.
او میداند که انسانها فراتر از واژهها هستند و در رفتارشان، هزار انگیزه و ارزش و گریز ناگزیر پنهان است. او لغزش و خطای تو را بهتر از دیگران درک خواهد کرد.
با او حتی اگر خطا کنی، بهتر میفهمد.
او کتاب خوانده است و میداند که انسانها هرگز کامل نیستند.
در کنار او اگر شکست بخوری، او میفهمد.
او زیاد خوانده است و میداند که راه موفقیت، با شکست سنگفرش شده.
او رویا پرداز نیست و با هر شکست، محکمتر از قبل کنارت میماند.
اگر با دختری دوست شدی که اهل خواندن بود، کنارش باش.
اگر دیدی نیمه شب، برخاسته و کتابی در دست، گریه میکند، در آغوشش بگیر.
برایش فنجانی چای بیاور. بگذار در دنیای خودش بماند.
شاید چند ساعتی برای تو و با تو نباشد،
اما وقتی به حال خود برگشت، کنار تو خواهد نشست و برای تو خواهد گفت.
بفهم که برای او، شخصیتهای داخل کتابها، واقعی هستند و وجود دارند.
با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.
او برایت حرفهای متفاوت خواهد زد.
و دنیایی متفاوت خواهد ساخت.
غمهای عمیق و شادیهای بزرگ هدیه خواهد آورد.
او برای فرزندانت نامهایی متفاوت و شگفت خواهد گذاشت.
او به آنها سلیقهای متفاوت و متمایز هدیه خواهد کرد.
او میتواند برای فرزندانت تصویر زیبایی از دنیا بسازد. زیباتر از آنچه هست.
با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.
چون تو لیاقت چنین دختری را داری.
تو لیاقت داری با کسی دوست شوی که زندگیت را با تصویرهای زیبا رنگ زند.
اگر چیزی فراتر از دنیا را میخواهی،
با دختری دوست شو که اهل خواندن باشد.
و چه بهتر که اهل نوشتن هم باشد…
#ترجمه_آزاد از #روزماری_اورکویکو #نویسنده_فیلیپینی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانید_ونشر_دهید
بعد از انعقاد قرارداد همکاری ۲۵ ساله ایران و چین ، به نظر بنده، قدم بعدی چین وارد کردن دختران مجرد و زیبای مجرد چینی تحت پوشش نیروی کار بسیار ارزان به ایران است ،
با ورود این دختران به ایران و طنازی آنان برای جوانان کف کرده ایرانی و همیشه محروم از...... ،
و اینکه کاملا آموزش دیده اند که بی هیچ مهریه ای به عقد پسران تنبل ایرانی درآیند و پسران تن پرور و بیسواد و بی مدرک ایرانی درون خانه میخورند و می خوابندو تنها کاری که می کنند ، درست کردن بچه است و نظر دولت فعلی هم ازدیاد فرزند هست که به نتیجه میرسد دختران چینی هم مفت آمده اند و هم بیرون رفته و سر کار می روند .
یک پسر بیکار ایرانی چگونه یک دختر زیبای چینی با مدرک تحصیلی فوق لیسانس یا دکترا که به ۳ زبان فارسی چینی و انگلیسی مسلط است و هیچ مهریه ای نمی خواهد و هیچ خرجی از پسر ایرانی نمی خواهد و خودش کار می کند و خودش بچه هایش را بزرگ می کند و تازه خرج پسر ایرانی هم می دهد ، را پس زده و نمی خواهد ؟؟!!
یک پسر ایرانی بهتر از این چه می خواهد ؟؟!!
فال و تماشا باهم آمده ،
مفت مفت .
اما یهو بعد از ۱۰ _ ۲۰ سال وقتی ایرانی ها به خود می آیند که هر پسر ایرانی دارای ۴ و ۵ بچه از خانم چینی شده .
و علایق پدربزرگان و مادر بزرگان ایرانی به نوه های دورگه ی چینی و ایرانی خود باعث عدم برخوردهای تند با چینی ها شده و بطور کاملا حساب شده و خزیده ،
وقتی به خود می آییم که جمعیت این دورگه ها شده ۵۰ میلیون نفر .
حالا دیگه ایرانی ها به هیچ طریقی نمی تونن چینی ها را بیرون کنند و یا برخلاف منافع این دورگه ها کاری انجام دهند .
مگه توانستند بچه های صیغه ای قم رو بیرون کنند
یا اون دسته دو رگه های افغانی
بعد از گذشت ۲۰ تا ۵۰ سال پدرو مادربزرگ های ایرانی و پدران ایرانی هم به علت کهولت سن از بین رفته و نسل نوه های دورگه ایرانی چینی افغانی و ....که بالغ بر ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر هستند در ایران زمام امور را به دست خواهند گرفت و دیگر نام و نشانی از ایران نخواهد ماند .
جمعیت چین بالغ بر یک میلیارد و ششصد میلیون نفر است و چنین هدف بسیار بزرگی را چین فقط با ۵ تا ۱۰ میلیون دختر چینی انجام می دهد .
#نویسنده_دکتر_منصور_بروجردیان
لطفا خواننده نباشین انتشار بدین
تا ب دست همه برسه بدونن
چ بلایی برسرمون میاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانید_ونشر_دهید
بعد از انعقاد قرارداد همکاری ۲۵ ساله ایران و چین ، به نظر بنده، قدم بعدی چین وارد کردن دختران مجرد و زیبای مجرد چینی تحت پوشش نیروی کار بسیار ارزان به ایران است ،
با ورود این دختران به ایران و طنازی آنان برای جوانان کف کرده ایرانی و همیشه محروم از...... ،
و اینکه کاملا آموزش دیده اند که بی هیچ مهریه ای به عقد پسران تنبل ایرانی درآیند و پسران تن پرور و بیسواد و بی مدرک ایرانی درون خانه میخورند و می خوابندو تنها کاری که می کنند ، درست کردن بچه است و نظر دولت فعلی هم ازدیاد فرزند هست که به نتیجه میرسد دختران چینی هم مفت آمده اند و هم بیرون رفته و سر کار می روند .
یک پسر بیکار ایرانی چگونه یک دختر زیبای چینی با مدرک تحصیلی فوق لیسانس یا دکترا که به ۳ زبان فارسی چینی و انگلیسی مسلط است و هیچ مهریه ای نمی خواهد و هیچ خرجی از پسر ایرانی نمی خواهد و خودش کار می کند و خودش بچه هایش را بزرگ می کند و تازه خرج پسر ایرانی هم می دهد ، را پس زده و نمی خواهد ؟؟!!
یک پسر ایرانی بهتر از این چه می خواهد ؟؟!!
فال و تماشا باهم آمده ،
مفت مفت .
اما یهو بعد از ۱۰ _ ۲۰ سال وقتی ایرانی ها به خود می آیند که هر پسر ایرانی دارای ۴ و ۵ بچه از خانم چینی شده .
و علایق پدربزرگان و مادر بزرگان ایرانی به نوه های دورگه ی چینی و ایرانی خود باعث عدم برخوردهای تند با چینی ها شده و بطور کاملا حساب شده و خزیده ،
وقتی به خود می آییم که جمعیت این دورگه ها شده ۵۰ میلیون نفر .
حالا دیگه ایرانی ها به هیچ طریقی نمی تونن چینی ها را بیرون کنند و یا برخلاف منافع این دورگه ها کاری انجام دهند .
مگه توانستند بچه های صیغه ای قم رو بیرون کنند
یا اون دسته دو رگه های افغانی
بعد از گذشت ۲۰ تا ۵۰ سال پدرو مادربزرگ های ایرانی و پدران ایرانی هم به علت کهولت سن از بین رفته و نسل نوه های دورگه ایرانی چینی افغانی و ....که بالغ بر ۴۰ تا ۵۰ میلیون نفر هستند در ایران زمام امور را به دست خواهند گرفت و دیگر نام و نشانی از ایران نخواهد ماند .
جمعیت چین بالغ بر یک میلیارد و ششصد میلیون نفر است و چنین هدف بسیار بزرگی را چین فقط با ۵ تا ۱۰ میلیون دختر چینی انجام می دهد .
#نویسنده_دکتر_منصور_بروجردیان
لطفا خواننده نباشین انتشار بدین
تا ب دست همه برسه بدونن
چ بلایی برسرمون میاد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#در عشق پشیمانی هم، مانند تمنا، برآورده شدن را میخواهد و نه به تحلیل درآمدن را؛ هنگامی که عاشقی آغاز میکنیم، وقتمان نه به دانستن این که عشق چیست، که به آماده کردن امکانهای دیدار فردا میگذرد. و هنگامی که از آن کناره میگیریم، نه به شناخت غصهی خود که بر این میکوشیم که آن را به زبانی که به گمانمان از همه مهربانانهتر است، برای برانگیزندهی غصه بیان کنیم. چیزهایی را میگوییم که نیاز گفتنشان را داریم، و او آنها را نخواهد فهمید، تنها برای خودمان میگوییم.
#زندگیمان را چون خانهای برای کسی میسازیم، و هنگامی که میتوانیم او را سرانجام در آن جای دهیم نمیآید، سپس برایمان میمیرد و خود زندانی جایی میشویم که تنها برای او بود.
#لذت به عکس میماند. لذتی که در کنار دلدار حس میکنی، نگاتیوی بیش نیست. آن را بعد که به خانه رفتی ظاهر میکنی، هنگامی که تاریکخانهی درونیات را دوباره در اختیار داری که تا زمانی که با دیگرانی درش به رویات بسته است.
#عشق و رنجی که همزاد آن است، همانند مستی میتواند همه چیز را در نظر آدمی دگرگون کند.
#همهی ما در ته خمرهمان، مثل دیوژنوس آرزوی یک انسان را داریم. گل پرورش میدهیم و درخت میکاریم اما از سر ناچاری، چون گل و درخت تسلیماند. اما ترجیح میدهیم وقتمان را صرف یک درخت انسانی کنیم، اگر مطمئن باشیم که به زحمتاش میارزد.
#آدمی نمیتواند به لذت و خوشی دست یابد هنگامی که جز جستوجویش کاری نمیکند.
#دلدار چیزی جز حادثهی سادهای نیست که بر سر راه فوران تمناهای ما قرار میگیرد.
#مالکیت آنچه دوست میداریم برایمان از خود دوست داشتن لذتبخشتر است.
#باید یا رنج نکشیدن را انتخاب کرد یا دوست داشتن را.
#عشق ما ربطی به کسی که بَرَش میانگیزد ندارد.
#برگرفته از کتاب: در جستجوی زمان از دست رفته
#نویسنده_مارسل_پروست
#مترجم_مهدی_سحابی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#در عشق پشیمانی هم، مانند تمنا، برآورده شدن را میخواهد و نه به تحلیل درآمدن را؛ هنگامی که عاشقی آغاز میکنیم، وقتمان نه به دانستن این که عشق چیست، که به آماده کردن امکانهای دیدار فردا میگذرد. و هنگامی که از آن کناره میگیریم، نه به شناخت غصهی خود که بر این میکوشیم که آن را به زبانی که به گمانمان از همه مهربانانهتر است، برای برانگیزندهی غصه بیان کنیم. چیزهایی را میگوییم که نیاز گفتنشان را داریم، و او آنها را نخواهد فهمید، تنها برای خودمان میگوییم.
#زندگیمان را چون خانهای برای کسی میسازیم، و هنگامی که میتوانیم او را سرانجام در آن جای دهیم نمیآید، سپس برایمان میمیرد و خود زندانی جایی میشویم که تنها برای او بود.
#لذت به عکس میماند. لذتی که در کنار دلدار حس میکنی، نگاتیوی بیش نیست. آن را بعد که به خانه رفتی ظاهر میکنی، هنگامی که تاریکخانهی درونیات را دوباره در اختیار داری که تا زمانی که با دیگرانی درش به رویات بسته است.
#عشق و رنجی که همزاد آن است، همانند مستی میتواند همه چیز را در نظر آدمی دگرگون کند.
#همهی ما در ته خمرهمان، مثل دیوژنوس آرزوی یک انسان را داریم. گل پرورش میدهیم و درخت میکاریم اما از سر ناچاری، چون گل و درخت تسلیماند. اما ترجیح میدهیم وقتمان را صرف یک درخت انسانی کنیم، اگر مطمئن باشیم که به زحمتاش میارزد.
#آدمی نمیتواند به لذت و خوشی دست یابد هنگامی که جز جستوجویش کاری نمیکند.
#دلدار چیزی جز حادثهی سادهای نیست که بر سر راه فوران تمناهای ما قرار میگیرد.
#مالکیت آنچه دوست میداریم برایمان از خود دوست داشتن لذتبخشتر است.
#باید یا رنج نکشیدن را انتخاب کرد یا دوست داشتن را.
#عشق ما ربطی به کسی که بَرَش میانگیزد ندارد.
#برگرفته از کتاب: در جستجوی زمان از دست رفته
#نویسنده_مارسل_پروست
#مترجم_مهدی_سحابی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#کتاب_ولحظه
#نایابترین هدیه، توجهِ تام و تمام است.
#بدون برق، شب دوباره شب میشود، نه تقلید ناشیانهای که به اسم شب، در یک شهر مدرن، قالب میشود. بدون برق، شب دوباره جهان عمیق تاریکی میشود؛ معمایی که به هراسمان میاندازد.
#او با وقار پیر نمیشود؛ با تمام توان و خشم به جنگ کوچکترین نشانههای زوال میرود. آرایشاش مدام پررنگتر میشود و لباسهایش مرتب جوانانهتر. دست یازیدن مستاصلانه دیرهنگامی به جوانیِ شیرینی که حسرتاش را میخورَد.
#قادر به صحبت کردن، گفتوگو یا مذاکره نبود و صرفا شروع میکرد به داد زدن.
#چیزی ما را به هم وصل نمیکند. درهای از دنیاهای عاجز از گفتوگو با هم میانمان قرار دارد.
#از وقتی تلاش برای نقش ایفا کردن در زندگیاش را کنار گذاشتم، مرا فراموش کرد.
#عذاب جهنم، صدا است.
#او سریع صحبت میکند، بهگونهای که جملات در هم فرو میروند و کلمات و عبارات حلقی ایجاد میشود. گویی کسی در حال قرقره کردن با دهانشویه باشد. من اما مکالمات آهسته را که در آن کلمات مانند مروارید شمرده میشوند، گفتوگوهایی با مکثهای بسیار، مکثهایی که جایگزین کلمات میشوند، ترجیح میدهم.
#میل سیریناپذیری به خشنود کردن دیگران داشت؛ یک ولع پست.
#برگرفته از کتاب: زن غیرضروری
#نویسنده: ربیع علمالدین
#مترجم: هرمز گیلیانه
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#کتاب_ولحظه
#نایابترین هدیه، توجهِ تام و تمام است.
#بدون برق، شب دوباره شب میشود، نه تقلید ناشیانهای که به اسم شب، در یک شهر مدرن، قالب میشود. بدون برق، شب دوباره جهان عمیق تاریکی میشود؛ معمایی که به هراسمان میاندازد.
#او با وقار پیر نمیشود؛ با تمام توان و خشم به جنگ کوچکترین نشانههای زوال میرود. آرایشاش مدام پررنگتر میشود و لباسهایش مرتب جوانانهتر. دست یازیدن مستاصلانه دیرهنگامی به جوانیِ شیرینی که حسرتاش را میخورَد.
#قادر به صحبت کردن، گفتوگو یا مذاکره نبود و صرفا شروع میکرد به داد زدن.
#چیزی ما را به هم وصل نمیکند. درهای از دنیاهای عاجز از گفتوگو با هم میانمان قرار دارد.
#از وقتی تلاش برای نقش ایفا کردن در زندگیاش را کنار گذاشتم، مرا فراموش کرد.
#عذاب جهنم، صدا است.
#او سریع صحبت میکند، بهگونهای که جملات در هم فرو میروند و کلمات و عبارات حلقی ایجاد میشود. گویی کسی در حال قرقره کردن با دهانشویه باشد. من اما مکالمات آهسته را که در آن کلمات مانند مروارید شمرده میشوند، گفتوگوهایی با مکثهای بسیار، مکثهایی که جایگزین کلمات میشوند، ترجیح میدهم.
#میل سیریناپذیری به خشنود کردن دیگران داشت؛ یک ولع پست.
#برگرفته از کتاب: زن غیرضروری
#نویسنده: ربیع علمالدین
#مترجم: هرمز گیلیانه
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#کتاب_ولحظه
#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آنچه ما خدا میخوانیم چیزی نیست مگر ترسها و حسرتهای سرکوفتهی خودمان. اخلاق ما آمیزهای است از ستیزهجویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"
#هیچچیز قرار نبود تغییر کند. عادتها و آرزوها، بیاندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث میرسید.
#عشق برای زندگی، برای هر کار سازندهای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.
#گاهی ناچار شدهام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.
#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادیخواهانهای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد میزدند: 《زنده باد زنجیر!》
#اگر بهشتی هست، همینجا و همینلحظه است. در لذت همآغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.
#سینما بدون واسطه به تماشاگر میرسد، به او انسانها و اشیای مشخصی را نشان میدهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ میاندازد، تخیل او را رهایی میبخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحتتر از هر رسانهی دیگری میتوان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر میرسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفهی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.
#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایهی هر هنری است، نشانی نمیبینیم. نویسندهها و کارگردانها و تهیهکنندگان سخت مراقب هستند تا پنجرهی اکران سینما به دنیای رهاییبخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش درمیآید که تداوم زندگی مسکنتبار ما را نشان میدهد. برای هزارمین بار همان قصههای همیشگی را به خوردمان میدهند تا ساعات عذابآلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بینالمللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار میبرند تا سنتها و عادات رایج در لفافی از طنز بیآزار و اندرزهای بیخاصیت به خورد تماشاگر داده شود.
#برگرفته از کتاب: با آخرین نفسهایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#کتاب_ولحظه
#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آنچه ما خدا میخوانیم چیزی نیست مگر ترسها و حسرتهای سرکوفتهی خودمان. اخلاق ما آمیزهای است از ستیزهجویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"
#هیچچیز قرار نبود تغییر کند. عادتها و آرزوها، بیاندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث میرسید.
#عشق برای زندگی، برای هر کار سازندهای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.
#گاهی ناچار شدهام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.
#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادیخواهانهای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد میزدند: 《زنده باد زنجیر!》
#اگر بهشتی هست، همینجا و همینلحظه است. در لذت همآغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.
#سینما بدون واسطه به تماشاگر میرسد، به او انسانها و اشیای مشخصی را نشان میدهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ میاندازد، تخیل او را رهایی میبخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحتتر از هر رسانهی دیگری میتوان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر میرسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفهی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.
#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایهی هر هنری است، نشانی نمیبینیم. نویسندهها و کارگردانها و تهیهکنندگان سخت مراقب هستند تا پنجرهی اکران سینما به دنیای رهاییبخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش درمیآید که تداوم زندگی مسکنتبار ما را نشان میدهد. برای هزارمین بار همان قصههای همیشگی را به خوردمان میدهند تا ساعات عذابآلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بینالمللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار میبرند تا سنتها و عادات رایج در لفافی از طنز بیآزار و اندرزهای بیخاصیت به خورد تماشاگر داده شود.
#برگرفته از کتاب: با آخرین نفسهایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آنچه ما خدا میخوانیم چیزی نیست مگر ترسها و حسرتهای سرکوفتهی خودمان. اخلاق ما آمیزهای است از ستیزهجویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"
#هیچچیز قرار نبود تغییر کند. عادتها و آرزوها، بیاندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث میرسید.
#عشق برای زندگی، برای هر کار سازندهای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.
#گاهی ناچار شدهام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.
#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادیخواهانهای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد میزدند: 《زنده باد زنجیر!》
#اگر بهشتی هست، همینجا و همینلحظه است. در لذت همآغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.
#سینما بدون واسطه به تماشاگر میرسد، به او انسانها و اشیای مشخصی را نشان میدهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ میاندازد، تخیل او را رهایی میبخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحتتر از هر رسانهی دیگری میتوان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر میرسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفهی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.
#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایهی هر هنری است، نشانی نمیبینیم. نویسندهها و کارگردانها و تهیهکنندگان سخت مراقب هستند تا پنجرهی اکران سینما به دنیای رهاییبخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش درمیآید که تداوم زندگی مسکنتبار ما را نشان میدهد. برای هزارمین بار همان قصههای همیشگی را به خوردمان میدهند تا ساعات عذابآلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بینالمللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار میبرند تا سنتها و عادات رایج در لفافی از طنز بیآزار و اندرزهای بیخاصیت به خورد تماشاگر داده شود.
#برگرفته از کتاب: با آخرین نفسهایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آنچه ما خدا میخوانیم چیزی نیست مگر ترسها و حسرتهای سرکوفتهی خودمان. اخلاق ما آمیزهای است از ستیزهجویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"
#هیچچیز قرار نبود تغییر کند. عادتها و آرزوها، بیاندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث میرسید.
#عشق برای زندگی، برای هر کار سازندهای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.
#گاهی ناچار شدهام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.
#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادیخواهانهای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد میزدند: 《زنده باد زنجیر!》
#اگر بهشتی هست، همینجا و همینلحظه است. در لذت همآغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.
#سینما بدون واسطه به تماشاگر میرسد، به او انسانها و اشیای مشخصی را نشان میدهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ میاندازد، تخیل او را رهایی میبخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحتتر از هر رسانهی دیگری میتوان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر میرسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفهی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.
#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایهی هر هنری است، نشانی نمیبینیم. نویسندهها و کارگردانها و تهیهکنندگان سخت مراقب هستند تا پنجرهی اکران سینما به دنیای رهاییبخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش درمیآید که تداوم زندگی مسکنتبار ما را نشان میدهد. برای هزارمین بار همان قصههای همیشگی را به خوردمان میدهند تا ساعات عذابآلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بینالمللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار میبرند تا سنتها و عادات رایج در لفافی از طنز بیآزار و اندرزهای بیخاصیت به خورد تماشاگر داده شود.
#برگرفته از کتاب: با آخرین نفسهایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#از نظر من جهان ما آنطوری که روزنامهها دربارهاش صحبت میکنند به شکلی تراژیک و با بمب اتم و باروت نابود نمیشود. جهان ما را، لودگی، ابتذال، مسخرگی نکبتبار و به سخره گرفتن تمام معانی و مفاهیم به نابودی میکشاند.
#اگر از من بپرسی، میگویم نسل انسان از میمون نیست. ریشهی انسانها را باید در طوطی پیدا کرد. مزخرفگو و حرف مفتزن.
#انسان چیزی نیست جز یک حیوان اجتماعی که سیستم فکریاش مجهز شده به همگرایی عقیدتی، قومگرایی و تعصبات نژادی، فساد، انحراف، مزخرفگویی و سر هم کردن جملات دریوری و همهی اینها در کنار هم، طرح و اساس چیزی را تشکیل میدهند که اسماش را گذاشتهایم قواعد اخلاقی در حالیکه همهچیز تنها و تنها از اصول زیستشناسی پیروی میکند.
#متاسفانه در دنیایی که ما زندگی میکنیم، همه چیز تحت کنترل پیشداوریهای ذهنی انسانهایی است که هیچ خاستگاه فکریای ندارند.
#برگرفته از کتاب: سایهی باد
#نویسنده: کارلوس روئیث ثافون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#از نظر من جهان ما آنطوری که روزنامهها دربارهاش صحبت میکنند به شکلی تراژیک و با بمب اتم و باروت نابود نمیشود. جهان ما را، لودگی، ابتذال، مسخرگی نکبتبار و به سخره گرفتن تمام معانی و مفاهیم به نابودی میکشاند.
#اگر از من بپرسی، میگویم نسل انسان از میمون نیست. ریشهی انسانها را باید در طوطی پیدا کرد. مزخرفگو و حرف مفتزن.
#انسان چیزی نیست جز یک حیوان اجتماعی که سیستم فکریاش مجهز شده به همگرایی عقیدتی، قومگرایی و تعصبات نژادی، فساد، انحراف، مزخرفگویی و سر هم کردن جملات دریوری و همهی اینها در کنار هم، طرح و اساس چیزی را تشکیل میدهند که اسماش را گذاشتهایم قواعد اخلاقی در حالیکه همهچیز تنها و تنها از اصول زیستشناسی پیروی میکند.
#متاسفانه در دنیایی که ما زندگی میکنیم، همه چیز تحت کنترل پیشداوریهای ذهنی انسانهایی است که هیچ خاستگاه فکریای ندارند.
#برگرفته از کتاب: سایهی باد
#نویسنده: کارلوس روئیث ثافون
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
آری، آدمیان به آینهها شبیهاند.
آینۀ زنگار بسته تُرا کِدِر نشان میدهد، و آینۀ تَرَکخورده تُرا شکسته، و آینۀ صیقلین یا مواج تُرا صاف یا معوج.
و این جُز آنست که تو صاف باشی یا شکسته یا کِدِر یا زنگار بسته.
من گاهی آینۀ دق بودهام، و گاهی به تلنگری تَرَک برداشتهام. من گاهی به کلی خُرد شدهام، و در هزار تکۀ من، هزار تصویرِ خُردِ شما پیدا بود.
#فیلمنامه: طومار شیخ شرزین
#نویسنده: بهرام بیضایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
آری، آدمیان به آینهها شبیهاند.
آینۀ زنگار بسته تُرا کِدِر نشان میدهد، و آینۀ تَرَکخورده تُرا شکسته، و آینۀ صیقلین یا مواج تُرا صاف یا معوج.
و این جُز آنست که تو صاف باشی یا شکسته یا کِدِر یا زنگار بسته.
من گاهی آینۀ دق بودهام، و گاهی به تلنگری تَرَک برداشتهام. من گاهی به کلی خُرد شدهام، و در هزار تکۀ من، هزار تصویرِ خُردِ شما پیدا بود.
#فیلمنامه: طومار شیخ شرزین
#نویسنده: بهرام بیضایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
. #حتی آنها که مستقیما تمایلی به شرکت در این کشمکش شدید برای کسب ثروت و افتخار ندارند، غیر مستقیم به این راه کشانده میشوند. زیرا یکی از تاثیرات آن بالا بردن سطح زندگی و به تبع آن افزایش متوسط نرخ خرج و مخارج برای همه است. آنهایی که به ثروت میرسند، تا حدی برای لذت شخصی و البته بیشتر برای نشان دادن چیزی تحسینبرانگیز، خودشان را با عادات تجملی از دیگران متمایز میکنند. هر چه تعداد آنها بیشتر میشود، رقابت برای جلب توجه افکار عمومی شدیدتر میشود و این توجه نصیب کسانی میگردد که با صرف هزینههای عظیم، خودشان را بیشتر به چشم میآورند. رقابت گامبهگام به اقشار پایینتر سرایت میکند، تا جایی که افراد نسبتا کمبضاعتتر هم برای آن که "محترم" محسوب شوند خودشان را ملزم به صرف هزینهی بیشتر در مورد خانه، اسباب و اثاثیه و پوشاک و غذا میبینند و مجبورند سختتر کار کنند تا به آن درآمد بالاتر مورد نیاز دست پیدا کنند.
#این که چرا مدام بیشتر و بیشتر قرض بالا میآوریم ربطی به دستمزدهایمان ندارد، بلکه مربوط به نحوهی خرج کردنمان است. حتی اگر درآمدهای ما بالا رفته باشد، سرعت خرج کردن ما خیلی بیشتر افزایش پیدا کرده است. خیلی از مردم خیلی بیشتر از سطح درآمدشان خرج میکنند. زندگی قرضی نسخهی امروزی بردگی خودخواسته است.
#آخر هفتهها و بهویژه تعطیلات حس موقعیتی اضطراری را پیدا کردهاند. این روزها فرصت محدودی است که باید تا آخرین حد از آن استفاده شود و هدر نرود. مدیریت سفتوسخت زمان ظاهرا با هیچ چیزی که حتی کمی به تعطیلات شبیه باشد سازگار نیست. بهنظرم تعطیلات ما روزبهروز بیشتر شبیه نوعی مسابقهی بهرهوری میشود. رفتار گردشگران اتوبوسسواری که به هر مکان دیدنی که میرسند تقریبا پانزده دقیقه توقف میکنند تا به تعداد بیشتری از مکانهای دیدنی برسند دیگر امری عادی شده است. روز تعطیل قرار است فرصتی باشد برای کارهایی که خودت دوست داری انجام بدهی، نه کارهایی که مجبوری انجام بدهی.
#مهمترین تغییر فرهنگی در این دوره، گذار از کمبود به وفور است. در دنیای غرب، کمتر کسی برای زنده ماندن باید بهسختی تقلا کند، و در عوض همگان سراسیمه دنبال هویتشان میگردند. مصرف بخش مهمی از این تکاپو است. در عصر وفور، کارگران دیگر خیال سرنگونی بورژوازی را در سر نمیپرورانند بلکه به دنبال پیوستن به آن هستند. آنها دیگر دنبال به دست گرفتن ابزار تولید نیستند و در عوض مایل به افزایش ابزار مصرف خودشاناند.
#برگرفته از کتاب "کار"
#نویسنده: لارس اسوندسن
#مترجم: فرزانه سالمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
. #حتی آنها که مستقیما تمایلی به شرکت در این کشمکش شدید برای کسب ثروت و افتخار ندارند، غیر مستقیم به این راه کشانده میشوند. زیرا یکی از تاثیرات آن بالا بردن سطح زندگی و به تبع آن افزایش متوسط نرخ خرج و مخارج برای همه است. آنهایی که به ثروت میرسند، تا حدی برای لذت شخصی و البته بیشتر برای نشان دادن چیزی تحسینبرانگیز، خودشان را با عادات تجملی از دیگران متمایز میکنند. هر چه تعداد آنها بیشتر میشود، رقابت برای جلب توجه افکار عمومی شدیدتر میشود و این توجه نصیب کسانی میگردد که با صرف هزینههای عظیم، خودشان را بیشتر به چشم میآورند. رقابت گامبهگام به اقشار پایینتر سرایت میکند، تا جایی که افراد نسبتا کمبضاعتتر هم برای آن که "محترم" محسوب شوند خودشان را ملزم به صرف هزینهی بیشتر در مورد خانه، اسباب و اثاثیه و پوشاک و غذا میبینند و مجبورند سختتر کار کنند تا به آن درآمد بالاتر مورد نیاز دست پیدا کنند.
#این که چرا مدام بیشتر و بیشتر قرض بالا میآوریم ربطی به دستمزدهایمان ندارد، بلکه مربوط به نحوهی خرج کردنمان است. حتی اگر درآمدهای ما بالا رفته باشد، سرعت خرج کردن ما خیلی بیشتر افزایش پیدا کرده است. خیلی از مردم خیلی بیشتر از سطح درآمدشان خرج میکنند. زندگی قرضی نسخهی امروزی بردگی خودخواسته است.
#آخر هفتهها و بهویژه تعطیلات حس موقعیتی اضطراری را پیدا کردهاند. این روزها فرصت محدودی است که باید تا آخرین حد از آن استفاده شود و هدر نرود. مدیریت سفتوسخت زمان ظاهرا با هیچ چیزی که حتی کمی به تعطیلات شبیه باشد سازگار نیست. بهنظرم تعطیلات ما روزبهروز بیشتر شبیه نوعی مسابقهی بهرهوری میشود. رفتار گردشگران اتوبوسسواری که به هر مکان دیدنی که میرسند تقریبا پانزده دقیقه توقف میکنند تا به تعداد بیشتری از مکانهای دیدنی برسند دیگر امری عادی شده است. روز تعطیل قرار است فرصتی باشد برای کارهایی که خودت دوست داری انجام بدهی، نه کارهایی که مجبوری انجام بدهی.
#مهمترین تغییر فرهنگی در این دوره، گذار از کمبود به وفور است. در دنیای غرب، کمتر کسی برای زنده ماندن باید بهسختی تقلا کند، و در عوض همگان سراسیمه دنبال هویتشان میگردند. مصرف بخش مهمی از این تکاپو است. در عصر وفور، کارگران دیگر خیال سرنگونی بورژوازی را در سر نمیپرورانند بلکه به دنبال پیوستن به آن هستند. آنها دیگر دنبال به دست گرفتن ابزار تولید نیستند و در عوض مایل به افزایش ابزار مصرف خودشاناند.
#برگرفته از کتاب "کار"
#نویسنده: لارس اسوندسن
#مترجم: فرزانه سالمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#امروزه تمایلات جنسی صورت مقبولی از عشق شده و به همان میزان، گوش به فرمان دستور. رابطهی جنسی یعنی کامیابی و کارآیی. و لَوندی نمایندهی سرمایهای است که باید بیشتر شود. بدن، با ارزشهای ظاهریاش، تبدیل به کالا شده است. در همین بین دیگری به شئای برانگیزاننده تبدیل شده است. وقتی دیگری بودن از دیگری کسر میشود، نمیشود عاشقاش بود، فقط میشود مصرفاش کرد. به همین سبب دیگری حالا فرد نیست، تبدیل به شئای شده با اجزای جنسی. چیزی به نام هویت جنسی (Sexual Personality) وجود ندارد.
#اصول نمایشی که تمامی جوانب زندگی امروزی را فراگرفته، عشق و جنسیت را هم فراگرفته است.
#تصاویر بهشکلی پرخاشگرانه در رقابت برای "استفاده شدن" هستند.
#امروزه اینترنت دارد فرد مدرن را در جایگاه سوژهای هوسران قرار میدهد که در تقلای تجربه کردن است و خواب و خیال اشکال یا وسایل مختلف زندگی را در سر میپروراند که تجربهای زنده است در حالت خیالی و مجازی. هر چه بیشتر میگذرد، خویشتن فرد مدرن به کمک تصاویر رسانهها و کالاها، به شکلی تخیلی متوجه آرزوها و احساساتاش میشود. قوهی تخیل است که تحت سلطهی بازار و فرهنگ تودهوار قرار میگیرد.
#امروزه که ما در مواجههی مستقیم با میزان زیادی از تصاویر قدرتمند بصری هستیم، دیگر نمیتوانیم چشمانمان را ببندیم. علت دیگر، وجود مداوم تصاویر است. چشم بستن یعنی امری مذموم، امری که برای مقبولیت و بیشفعالی جامعهی پرشتاب معاصر همراه خوبی نیست. گوش به زنگ بودن (Hypervigilance) مداوم چشم بستن را کاری سختتر کرد.
#انبوه اطلاعات دارد به شدت بینظمی دنیا را به اوج میبرد، دارد سروصدا را به حداکثرش میرساند. تفکر نیازمند آرامش است. تفکر، گسیل شدن به سکوت و آرامش است.
#برگرفته از کتاب: تقلای اِروس
#نویسنده: بیونگ چول هان
#مترجم: آراز بارسقیان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
#امروزه تمایلات جنسی صورت مقبولی از عشق شده و به همان میزان، گوش به فرمان دستور. رابطهی جنسی یعنی کامیابی و کارآیی. و لَوندی نمایندهی سرمایهای است که باید بیشتر شود. بدن، با ارزشهای ظاهریاش، تبدیل به کالا شده است. در همین بین دیگری به شئای برانگیزاننده تبدیل شده است. وقتی دیگری بودن از دیگری کسر میشود، نمیشود عاشقاش بود، فقط میشود مصرفاش کرد. به همین سبب دیگری حالا فرد نیست، تبدیل به شئای شده با اجزای جنسی. چیزی به نام هویت جنسی (Sexual Personality) وجود ندارد.
#اصول نمایشی که تمامی جوانب زندگی امروزی را فراگرفته، عشق و جنسیت را هم فراگرفته است.
#تصاویر بهشکلی پرخاشگرانه در رقابت برای "استفاده شدن" هستند.
#امروزه اینترنت دارد فرد مدرن را در جایگاه سوژهای هوسران قرار میدهد که در تقلای تجربه کردن است و خواب و خیال اشکال یا وسایل مختلف زندگی را در سر میپروراند که تجربهای زنده است در حالت خیالی و مجازی. هر چه بیشتر میگذرد، خویشتن فرد مدرن به کمک تصاویر رسانهها و کالاها، به شکلی تخیلی متوجه آرزوها و احساساتاش میشود. قوهی تخیل است که تحت سلطهی بازار و فرهنگ تودهوار قرار میگیرد.
#امروزه که ما در مواجههی مستقیم با میزان زیادی از تصاویر قدرتمند بصری هستیم، دیگر نمیتوانیم چشمانمان را ببندیم. علت دیگر، وجود مداوم تصاویر است. چشم بستن یعنی امری مذموم، امری که برای مقبولیت و بیشفعالی جامعهی پرشتاب معاصر همراه خوبی نیست. گوش به زنگ بودن (Hypervigilance) مداوم چشم بستن را کاری سختتر کرد.
#انبوه اطلاعات دارد به شدت بینظمی دنیا را به اوج میبرد، دارد سروصدا را به حداکثرش میرساند. تفکر نیازمند آرامش است. تفکر، گسیل شدن به سکوت و آرامش است.
#برگرفته از کتاب: تقلای اِروس
#نویسنده: بیونگ چول هان
#مترجم: آراز بارسقیان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
هر اندیشۀ غلطی در دریایی از خون پایان میگیرد؛ امّا همیشه در خون دیگران...کسانی که مدعیاند همهچیز میدانند و همه چیز را میتوانند درست کنند، سرانجام به این نتیجه میرسند که همه را باید کشت...بدترین چیزی که ممکن است برای شما پیش آید این است که شما روزی در آنچه در مقابل من از آن دفاع کردهاید پیروز شوید. در آن روز شما بیشک فاتح خواهید بود، در معنایی که این جهان بدبخت بدین کلمه میدهد، امّا شما در میان سکوت اجساد فاتح خواهید بود و این فتحی است که من هرگز بدان رشک نمیبرم.
#کتاب: تعهد اهل قلم
#نویسنده: آلبر کامو
#مترجم: مصطفی رحیمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
هر اندیشۀ غلطی در دریایی از خون پایان میگیرد؛ امّا همیشه در خون دیگران...کسانی که مدعیاند همهچیز میدانند و همه چیز را میتوانند درست کنند، سرانجام به این نتیجه میرسند که همه را باید کشت...بدترین چیزی که ممکن است برای شما پیش آید این است که شما روزی در آنچه در مقابل من از آن دفاع کردهاید پیروز شوید. در آن روز شما بیشک فاتح خواهید بود، در معنایی که این جهان بدبخت بدین کلمه میدهد، امّا شما در میان سکوت اجساد فاتح خواهید بود و این فتحی است که من هرگز بدان رشک نمیبرم.
#کتاب: تعهد اهل قلم
#نویسنده: آلبر کامو
#مترجم: مصطفی رحیمی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زندگی همواره خودش را میشکند و تقسیم میکند. انسانها از طریق فکرکردن دربارۀ خودشان به منزلۀ بخشهایی از یک کل یکپارچه، به سرکوب کردن این واقعیت گرایش دارند. یک باقیمانده بودن به معنای مقاومت کردن در برابر این گرایش تمامیتساز است که از طریق همواره شهادت دادن به تفاوتهایی که ما را از یکدیگر جدا میکنند، حاصل میشود.
استفادۀ آگامبن از انگارۀ معماگونِ باقیمانده، او را به سوی یک بینش مثبت از انسانها رهنمون میشود؛ به تعبیری، همچون گزینگویههای زنده، یک همبودگی از قطعهها که هیچ نیازی به مقارن شدن با یک کل جهانشمول منسجم ندارند.
آگامبن مینویسد:«اینکه انسان آن چیزیست که میتواند تا بینهایت ویران شود، به معنای آن است که چیزی هم غیر از این ویرانی و درون این ویرانی باقی میماند و آن، انسانِ باقیمانده است».
مانند دستنوشتههای ناتمام، انسانها نیز پایانگشوده هستند؛ آنان هرگز از خواندن آنچه در کتاب ناتمام زندگی هنوز نانوشته مانده، دست برنمیدارند.
#کتاب: قدرت زندگی؛ آگامبن و سیاست آینده
#نویسنده: دیوید کیشیک
#مترجم: مجتبا گلمحمدی
Artist: Dane Khy
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
زندگی همواره خودش را میشکند و تقسیم میکند. انسانها از طریق فکرکردن دربارۀ خودشان به منزلۀ بخشهایی از یک کل یکپارچه، به سرکوب کردن این واقعیت گرایش دارند. یک باقیمانده بودن به معنای مقاومت کردن در برابر این گرایش تمامیتساز است که از طریق همواره شهادت دادن به تفاوتهایی که ما را از یکدیگر جدا میکنند، حاصل میشود.
استفادۀ آگامبن از انگارۀ معماگونِ باقیمانده، او را به سوی یک بینش مثبت از انسانها رهنمون میشود؛ به تعبیری، همچون گزینگویههای زنده، یک همبودگی از قطعهها که هیچ نیازی به مقارن شدن با یک کل جهانشمول منسجم ندارند.
آگامبن مینویسد:«اینکه انسان آن چیزیست که میتواند تا بینهایت ویران شود، به معنای آن است که چیزی هم غیر از این ویرانی و درون این ویرانی باقی میماند و آن، انسانِ باقیمانده است».
مانند دستنوشتههای ناتمام، انسانها نیز پایانگشوده هستند؛ آنان هرگز از خواندن آنچه در کتاب ناتمام زندگی هنوز نانوشته مانده، دست برنمیدارند.
#کتاب: قدرت زندگی؛ آگامبن و سیاست آینده
#نویسنده: دیوید کیشیک
#مترجم: مجتبا گلمحمدی
Artist: Dane Khy
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
تاریخ، جانور غولآسا و قدرتمندی است بر فراز ما و با این وجود، باید نگاه خیرۀ سنگیناش را تاب آورده، آن را به خدمت خویش واداریم.
#نویسنده:_الن_بدیو
#کتاب_این_قرن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
تاریخ، جانور غولآسا و قدرتمندی است بر فراز ما و با این وجود، باید نگاه خیرۀ سنگیناش را تاب آورده، آن را به خدمت خویش واداریم.
#نویسنده:_الن_بدیو
#کتاب_این_قرن
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#اسکایلر_من
#نویسنده : پنلوپه وارد
داستان پر فراز نشیب داستان عشق اسکایلر و میچ، دو دوست که از بچگی دلباخته هم هستن، ولی بخاطر جبر روزگار و شرایطشون بینشون فاصله میوفته، ولی سالها بعد با حالتی متفاوت همو دوباره ملاقت میکنن، که اینم اتفاقی نیست چون میچ اسکایلرو تعقیب میکنه. و شروع به وسوسه اسکایلر برای رابطه عشقی میکنه
#نوع_فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
#اسکایلر_من
#نویسنده : پنلوپه وارد
داستان پر فراز نشیب داستان عشق اسکایلر و میچ، دو دوست که از بچگی دلباخته هم هستن، ولی بخاطر جبر روزگار و شرایطشون بینشون فاصله میوفته، ولی سالها بعد با حالتی متفاوت همو دوباره ملاقت میکنن، که اینم اتفاقی نیست چون میچ اسکایلرو تعقیب میکنه. و شروع به وسوسه اسکایلر برای رابطه عشقی میکنه
#نوع_فایل : Pdf
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
در انتظار آنم که نوشتن به سراغم آید: آنگاه از نو زاده میشوم، تا اندک زمانی بعد دگرباره بمیرم و سپس، به ناگاه زمانی فرامیرسد که گویی همه چیز بر من عیان میگردد و در آن، یک برگ درخت زیزفون میتواند سراسر روز را روشن سازد.
#کتاب: نور جهان
#نویسنده: کریستین بوبن
مترجم: پیروز سیار
انتشارات آگه
شرح تصویر:
Clouds Above a Lake~1904-06
Artist: Akseli Gallen-Kallela
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
در انتظار آنم که نوشتن به سراغم آید: آنگاه از نو زاده میشوم، تا اندک زمانی بعد دگرباره بمیرم و سپس، به ناگاه زمانی فرامیرسد که گویی همه چیز بر من عیان میگردد و در آن، یک برگ درخت زیزفون میتواند سراسر روز را روشن سازد.
#کتاب: نور جهان
#نویسنده: کریستین بوبن
مترجم: پیروز سیار
انتشارات آگه
شرح تصویر:
Clouds Above a Lake~1904-06
Artist: Akseli Gallen-Kallela
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity