#مارکی_آلفونس_فرانسوا_دوساد (به فرانسوی:(زاده: ۱۲ ژوئن ۱۷۴۰؛ درگذشته: ۱ دسامبر ۱۸۱۴ در پاریس) نویسنده و فیلسوف فرانسوی است. او از خانوادهای اشرافی بود.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴##کشیش و #مرد_محتضر
کشیش : اما آیا می پذیری که زندگی دیگری بعد از ا ین زندگی وجود دارد؟ به سختی ممکن است که ذھن تو فرصتی برای نفوذ به راز سرنوشتی که به انتظار ھمه ی ماست پیدا نکرده باشد. چه تصوری متقاعد کننده تر از این پیدا می شود که انسانھا به خاطر اعمال بدشان تنبیه شوند و آنھایی که نیک زیسته اند زندگی ابدی را پاداش گیرند.
مرد محتضر : چرا آقای عزیز . تصور نیستی ! ( از تصور شما متقاعد کننده تر است ) ایده ای که ھرگز مرا به وحشت نمی اندازد و موجب تسلی و راحتی من است .دیگر جوابھا مایه فخر و مباھات اند اما جواب من نتیجه ی خرد است . در ھر حال نیستی نه ترسناک است و نه مطلق . آیا فرآیند پایان ناپذیر زاد و ولد طبیعت جلوی چشم من نیست؟ ھیچ چیز تلف نمی شود . ھیچ چیز بر روی این زمین نابود نمی شود. امروز یک انسان ، فردا یک کرم ، روز بعد یک مگس .اگر این زندگی ابدی نیست پس چیست؟و چرا فکر می کنی من باید به خاطر اعمال نیکم پاداش دریافت کنم در حالی که سزاوار آن نیستم و به خاطر گناھانم تنبیه شوم در حالی که ھیچ کنترلی بر آنھا ندارم؟ خدای تو را چطور می توانم با این اصل آشتی بدھم؟ آیا او می تواند مرا صرفا به این خاطر بوجود بیاورد که از تنبیه کردن من لذت ببرد. و به خاطر انتخاب ھای غلطم مرا تنبیه کند در حالیکه آزادی انتخاب را از من گرفته است؟
کشیش : اما تو آزادی که انتخاب کنی.
مرد محتضر : ھستم اما مطابق تصور تو که این اختیار را توسط خرد بررسی نکرده است . آموزه ی اراده ی آزاد تنھا برای این ابداع شده تا بتواند اصل مرحمت خداوندی را تعبیه کند تا پیشفرضیات دروغین شما را معتبر سازد . آیا انسان زنده ای وجود دارد که چوب دار را کنار جرمش ببیند و با اراده مرتکب جرمی شود که آزاد بود مرتکب آن نشود. ما توسط قدرتی مقاومت ناپذیر وادار می شویم و ھرگز برای یک لحظه مشخص در موقعیتی نیستیم که در مسیر دیگری به جز سراشیبی که پای ما در آن نھاده شده حرکت کنیم. ھیچ عمل نیکی نیست تا کسانی را که محکوم به پایان طبیعت اند نجات دھد و ھیچ جرمی نیست که برای اھداف طبیعی لازم نباشد . سلطه ی طبیعت دقیقا در توازن کامل بین نیکی و گناه نھفته است. اما آ یا می توانی گناھکار باشی وقتی در جھتی که او تو را ھل می دھد حرکت میکنی؟نه گناھکارتر از زنبوری که پوست تو را نیش می زند.
#مارکی_دوساد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴##کشیش و #مرد_محتضر
کشیش : اما آیا می پذیری که زندگی دیگری بعد از ا ین زندگی وجود دارد؟ به سختی ممکن است که ذھن تو فرصتی برای نفوذ به راز سرنوشتی که به انتظار ھمه ی ماست پیدا نکرده باشد. چه تصوری متقاعد کننده تر از این پیدا می شود که انسانھا به خاطر اعمال بدشان تنبیه شوند و آنھایی که نیک زیسته اند زندگی ابدی را پاداش گیرند.
مرد محتضر : چرا آقای عزیز . تصور نیستی ! ( از تصور شما متقاعد کننده تر است ) ایده ای که ھرگز مرا به وحشت نمی اندازد و موجب تسلی و راحتی من است .دیگر جوابھا مایه فخر و مباھات اند اما جواب من نتیجه ی خرد است . در ھر حال نیستی نه ترسناک است و نه مطلق . آیا فرآیند پایان ناپذیر زاد و ولد طبیعت جلوی چشم من نیست؟ ھیچ چیز تلف نمی شود . ھیچ چیز بر روی این زمین نابود نمی شود. امروز یک انسان ، فردا یک کرم ، روز بعد یک مگس .اگر این زندگی ابدی نیست پس چیست؟و چرا فکر می کنی من باید به خاطر اعمال نیکم پاداش دریافت کنم در حالی که سزاوار آن نیستم و به خاطر گناھانم تنبیه شوم در حالی که ھیچ کنترلی بر آنھا ندارم؟ خدای تو را چطور می توانم با این اصل آشتی بدھم؟ آیا او می تواند مرا صرفا به این خاطر بوجود بیاورد که از تنبیه کردن من لذت ببرد. و به خاطر انتخاب ھای غلطم مرا تنبیه کند در حالیکه آزادی انتخاب را از من گرفته است؟
کشیش : اما تو آزادی که انتخاب کنی.
مرد محتضر : ھستم اما مطابق تصور تو که این اختیار را توسط خرد بررسی نکرده است . آموزه ی اراده ی آزاد تنھا برای این ابداع شده تا بتواند اصل مرحمت خداوندی را تعبیه کند تا پیشفرضیات دروغین شما را معتبر سازد . آیا انسان زنده ای وجود دارد که چوب دار را کنار جرمش ببیند و با اراده مرتکب جرمی شود که آزاد بود مرتکب آن نشود. ما توسط قدرتی مقاومت ناپذیر وادار می شویم و ھرگز برای یک لحظه مشخص در موقعیتی نیستیم که در مسیر دیگری به جز سراشیبی که پای ما در آن نھاده شده حرکت کنیم. ھیچ عمل نیکی نیست تا کسانی را که محکوم به پایان طبیعت اند نجات دھد و ھیچ جرمی نیست که برای اھداف طبیعی لازم نباشد . سلطه ی طبیعت دقیقا در توازن کامل بین نیکی و گناه نھفته است. اما آ یا می توانی گناھکار باشی وقتی در جھتی که او تو را ھل می دھد حرکت میکنی؟نه گناھکارتر از زنبوری که پوست تو را نیش می زند.
#مارکی_دوساد
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
▫️#آیا_باید_ساد_را_بسوزانیم ؟
#▫️▫️#سیمون_دوبوار
▫️▫️▫️#امین_قضایی
آرماگدون واقعی نبرد خیر و شر نیست، نبرد شرارت فرد و شرارت سیستم است. مارکی دو ساد در همسانی میل و مرگ به نبرد با جنایت سازمان یافته ی ماشین سکوت و سرکوب جامعه بر می خیزد.
سیمون دوبوار در این کتاب نشان می دهد که چگونه ساد در نوشتاری دهشتبار اگزیستانس شخصی خویش را به مبارزه با واقعیت فرا می خواند.
نزد ساد مساله پیروزی خیر بر شر نیست. شرارت بخشی از وجود انسان است. تباهی آنگاه آغاز می شود که جنایت قضاوت باشد .
"آه کشتارگران،زندان بان ها و ابلهان همه ی رژیم ها و حکومت ها،چه وقت خواهد رسید که علم آموزش دادن انسان را به علم کشتن و به زندان انداختن او ترجیح دهید؟
مغرور ، تندمزاج ، سودایی ، افراطی در همهچیز با قوهتخیلی فاسد که تاکنون نظیر آن دیده نشدهاست .
خلاصه کلام من اینطوری هستم ، یا مرا میکشید و یا همانطور که هستم قبولم میکنید ؛
چون من عوض نخواهم شد ."
#مارکی_دوساد
طرفدارانش مدعی هستند که آثار او سردمدار نیچه ، اشتبرنر ، فروید و سوررئالیسم میباشد ،
اما جایگاه دقیق او کجاست ؟
حتی ستایشگرانش هم به راحتی میپذیرند که آثار او بیشتر جاها ناخواناست و پر از تناقض.
ساد کوشید تا از سرنوشت روان و تنشناختیاش یک انتخاب اخلاقی بهوجود آورد .
آیا ما بدون انکار فردیتمان ، قادر هستیم که آرزوهای خود را جامعیت بخشیم ؟
یا تنها با قربانیکردن تفاوتهای فردیمان میتوانیم خود را در جامعه جای دهیم ؟
واقعیت تاسفبار ایناست که ما اطلاعات اندکی از دوران کودکی ساد داریم .
ما همیشه با ساد بالغ روبهرو بودهایم .
طبیعت احساساتی و خاصیت عجیب تمایلات جنسی او برای ما تنها دادههایی هستند که میتوانیم لحاظ کنیم ، بخاطر این شکاف تاسفبار ، قسمت برجستهای از زندگی ساد برای ما مبهم میماند.
ساد از تمایل جنسی خود اخلاق میسازد ، او اخلاقیات را در قالب ادبیات بیان میکند و خرد در مذاق او وقاحت است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب
▫️#آیا_باید_ساد_را_بسوزانیم ؟
#▫️▫️#سیمون_دوبوار
▫️▫️▫️#امین_قضایی
آرماگدون واقعی نبرد خیر و شر نیست، نبرد شرارت فرد و شرارت سیستم است. مارکی دو ساد در همسانی میل و مرگ به نبرد با جنایت سازمان یافته ی ماشین سکوت و سرکوب جامعه بر می خیزد.
سیمون دوبوار در این کتاب نشان می دهد که چگونه ساد در نوشتاری دهشتبار اگزیستانس شخصی خویش را به مبارزه با واقعیت فرا می خواند.
نزد ساد مساله پیروزی خیر بر شر نیست. شرارت بخشی از وجود انسان است. تباهی آنگاه آغاز می شود که جنایت قضاوت باشد .
"آه کشتارگران،زندان بان ها و ابلهان همه ی رژیم ها و حکومت ها،چه وقت خواهد رسید که علم آموزش دادن انسان را به علم کشتن و به زندان انداختن او ترجیح دهید؟
مغرور ، تندمزاج ، سودایی ، افراطی در همهچیز با قوهتخیلی فاسد که تاکنون نظیر آن دیده نشدهاست .
خلاصه کلام من اینطوری هستم ، یا مرا میکشید و یا همانطور که هستم قبولم میکنید ؛
چون من عوض نخواهم شد ."
#مارکی_دوساد
طرفدارانش مدعی هستند که آثار او سردمدار نیچه ، اشتبرنر ، فروید و سوررئالیسم میباشد ،
اما جایگاه دقیق او کجاست ؟
حتی ستایشگرانش هم به راحتی میپذیرند که آثار او بیشتر جاها ناخواناست و پر از تناقض.
ساد کوشید تا از سرنوشت روان و تنشناختیاش یک انتخاب اخلاقی بهوجود آورد .
آیا ما بدون انکار فردیتمان ، قادر هستیم که آرزوهای خود را جامعیت بخشیم ؟
یا تنها با قربانیکردن تفاوتهای فردیمان میتوانیم خود را در جامعه جای دهیم ؟
واقعیت تاسفبار ایناست که ما اطلاعات اندکی از دوران کودکی ساد داریم .
ما همیشه با ساد بالغ روبهرو بودهایم .
طبیعت احساساتی و خاصیت عجیب تمایلات جنسی او برای ما تنها دادههایی هستند که میتوانیم لحاظ کنیم ، بخاطر این شکاف تاسفبار ، قسمت برجستهای از زندگی ساد برای ما مبهم میماند.
ساد از تمایل جنسی خود اخلاق میسازد ، او اخلاقیات را در قالب ادبیات بیان میکند و خرد در مذاق او وقاحت است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#فرانسه
#مارکی_دوساد
مارکی آلفونس فرانسوا دوساد نویسنده و فیلسوف فرانسوی در ۱۲ ژوئن سال ۱۷۴۰ در پاریس به دنیا آمد و در حالی که ۳۰ سال از زندگی اش را در زندان گذرانده بود در اول دسامبر سال ۱۸۱۴ در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
برای درک پیچیدگی های فکر ساد باید به سده هجدهم برگردیم، در آن زمان بازگشت به طبیعت و گریز از قراردادهای اجتماعی، گونه ای نحله فلسفی بود که این تمایل را در ژان ژاک روسو به گونه ای ملایم و در مارکی دوساد به گونه افراطی نمود می یابد. در این یادداشت اما به خوانشی جدیدتر از آثار ساد اشاره می شود که ایده اصلی خود را از ژاک لکان (فیلسوف و روانشناس فرانسوی) و شارحی چون اسلاوی ژیژک گرفته است.
چیزی که مارکی دو ساد را مهم می کند قرار گرفتنش در لحظه به خصوصی از تاریخ است که ناپلئون در فرانسه مدرنیته را از بالا آغاز کرده و خرد، بزرگ ترین گام ها را برای نشستن بر جای خورشید افلاطونی برداشته است. ساد همچون دیگر نوابغ ادبیات، خصلتی پیشگویانه دارد و این بار این ویژگی در برابر جریان مسلطی از فلسفه و اندیشه آلمان قد علم می کند، کانت و به تبع او تمامی سنت روشنگری، همان طور که لکان تاکید می کند که خشونت لجام گسیخته سادیسم، نتیجه و یا روی دیگر سکه اخلاق مطلق کانتی ا ست. آیا کانت نبود که می گفت چشم در برابر چشم؟
ساد رمان نویسی آشکارا فلسفه ورز است. او در رمان ابزار مورد نظرش را می یابد و اغلب در دیالوگ ها به ناگاه روایت را رها کرده و از زبان پرسوناژ داستان، به فلسفه ورزی می پردازد. بی شک آنچه باعث ممنوعیت کتاب های ساد در زمان زیستنش می شد نه تعبیری از این جنس که بالقوگی فلسفه روشنگری علی الخصوص کانت را آشکار می سازد، بلکه تصویر خشن رمان هایش بوده است. از همین روست که ساد اغلب لغت «libertine» را در کتاب هایش برای اشاره به شخصیت ها یا خوانندگان به کار می برد.
مارکی دو ساد، اما حالا همان کسی است که توانسته بود نشان دهد خونسردی سادیستی اعمال خشونت بار، از آن دست که در نسل کشی ها، اردوگاه های مرگ و بمباران اتمی اتفاق می افتد، نتیجه بلافاصل روح مطلق و استعلایی اخلاقی است که کانت داعیه سنجش کردار را بر مبنای آن داشت. آنچه کانت و فلسفه روشنگری به جای اخلاق مذهبی بر تخت نشاند، پتانسیل تبدیل شدن به فاشیسمی تمام عیار را دارا بود.
کانت شرط نهایی اخلاقی بودن عمل و دستور شخصی را به این شکل بیان می کند که «عمل من به این شرط و تنها به این شرط اخلاقی است که بتوانم اراده کنم، دستوری که از آن پیروی می کنم به قانون کلی مبدل شود». و یا «چنان عمل کن که دستور اراده ات همیشه بتواند در عین حال به عنوان اصل در قانونگذاری کلی پذیرفته شود». بدین ترتیب، کانت به صورت بندی سوپراگوف در معنای پیش از گشتار آن در لکان متاخر، می پردازد و از این به اصطلاح وجدان، متافیزیکی مطلق و استعلا یافته تبیین می کند، سوپراگو به مثابه صدای قانون و دیگری بزرگ و این یعنی همان فاشیسمی که هر چقدر هم کانت از اراده خیر دم زند، آتش زیر خاکستر است.
مشکل بزرگ کانت در متافیزیک سنتی غرب، جدایی عین از ذهن و تعریف شئ فی نفسه است، جایی که او میان پدیدارهای در دسترس ما و متافیزیک مرزی ترسیم می کند بی آنکه چنین تناقضی را برطرف سازد که ترسیم هرگونه مرزی لاجرم حضور در دو سمت آن را می طلبد. ساد اما، به این ندای وجدان، صادقانه پاسخ می دهد و آن را کاملا جسمیت یافته می کند. ساده، همان گزاره معکوس ساختار نمادین خود بازتابنده است و به همین اعتبار، روی دیگر سکه اخلاق مطلق کانتی. چنین ارتباطی به وضوح در مثال ژیژک رخ می نمایاند: معلمی که با دادن تکالیف امکانپذیر، به طور سادیستی، از ناتوانی شاگردانش لذت می برد !
ساد محبوب اکثر فیلسوفان قاره ای و جریان سوررئالیسم بوده است. اگرچه نوع نگارش و روایت ساد، متعلق به بستر تاریخی مخصوص به اوست، اما به نظر می آید خشونت عریانی که در عرصه متمدن جدید در زندان های مخوف، نسل کشی ها و انواع شکنجه های عجیب و غریب رخ می دهد،بی شباهت به فضای آثار او نیست؛ همانطور که خشونت در دهشتناک ترین فرم بندی اش، آثار ماریو بارگاس یوسا (نویسنده آرژانتینی) را انباشته اند و مورد توجه قرار می گیرند.
به همین دلیل است که ژیل دلوز (فیلسوف معاصر فرانسوی)، در سمینار درباره حقوق بشر پس از تشریح موقعیت فاجعه بار ارمنی هایی که نسل کشی شدند و بعد بلای زلزله بر سرشان نازل شد، می گوید: مثل این می ماند که درون آثار مارکی دو ساد باشند!
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نویسندگان_ملل
#فرانسه
#مارکی_دوساد
مارکی آلفونس فرانسوا دوساد نویسنده و فیلسوف فرانسوی در ۱۲ ژوئن سال ۱۷۴۰ در پاریس به دنیا آمد و در حالی که ۳۰ سال از زندگی اش را در زندان گذرانده بود در اول دسامبر سال ۱۸۱۴ در سن ۷۴ سالگی درگذشت.
برای درک پیچیدگی های فکر ساد باید به سده هجدهم برگردیم، در آن زمان بازگشت به طبیعت و گریز از قراردادهای اجتماعی، گونه ای نحله فلسفی بود که این تمایل را در ژان ژاک روسو به گونه ای ملایم و در مارکی دوساد به گونه افراطی نمود می یابد. در این یادداشت اما به خوانشی جدیدتر از آثار ساد اشاره می شود که ایده اصلی خود را از ژاک لکان (فیلسوف و روانشناس فرانسوی) و شارحی چون اسلاوی ژیژک گرفته است.
چیزی که مارکی دو ساد را مهم می کند قرار گرفتنش در لحظه به خصوصی از تاریخ است که ناپلئون در فرانسه مدرنیته را از بالا آغاز کرده و خرد، بزرگ ترین گام ها را برای نشستن بر جای خورشید افلاطونی برداشته است. ساد همچون دیگر نوابغ ادبیات، خصلتی پیشگویانه دارد و این بار این ویژگی در برابر جریان مسلطی از فلسفه و اندیشه آلمان قد علم می کند، کانت و به تبع او تمامی سنت روشنگری، همان طور که لکان تاکید می کند که خشونت لجام گسیخته سادیسم، نتیجه و یا روی دیگر سکه اخلاق مطلق کانتی ا ست. آیا کانت نبود که می گفت چشم در برابر چشم؟
ساد رمان نویسی آشکارا فلسفه ورز است. او در رمان ابزار مورد نظرش را می یابد و اغلب در دیالوگ ها به ناگاه روایت را رها کرده و از زبان پرسوناژ داستان، به فلسفه ورزی می پردازد. بی شک آنچه باعث ممنوعیت کتاب های ساد در زمان زیستنش می شد نه تعبیری از این جنس که بالقوگی فلسفه روشنگری علی الخصوص کانت را آشکار می سازد، بلکه تصویر خشن رمان هایش بوده است. از همین روست که ساد اغلب لغت «libertine» را در کتاب هایش برای اشاره به شخصیت ها یا خوانندگان به کار می برد.
مارکی دو ساد، اما حالا همان کسی است که توانسته بود نشان دهد خونسردی سادیستی اعمال خشونت بار، از آن دست که در نسل کشی ها، اردوگاه های مرگ و بمباران اتمی اتفاق می افتد، نتیجه بلافاصل روح مطلق و استعلایی اخلاقی است که کانت داعیه سنجش کردار را بر مبنای آن داشت. آنچه کانت و فلسفه روشنگری به جای اخلاق مذهبی بر تخت نشاند، پتانسیل تبدیل شدن به فاشیسمی تمام عیار را دارا بود.
کانت شرط نهایی اخلاقی بودن عمل و دستور شخصی را به این شکل بیان می کند که «عمل من به این شرط و تنها به این شرط اخلاقی است که بتوانم اراده کنم، دستوری که از آن پیروی می کنم به قانون کلی مبدل شود». و یا «چنان عمل کن که دستور اراده ات همیشه بتواند در عین حال به عنوان اصل در قانونگذاری کلی پذیرفته شود». بدین ترتیب، کانت به صورت بندی سوپراگوف در معنای پیش از گشتار آن در لکان متاخر، می پردازد و از این به اصطلاح وجدان، متافیزیکی مطلق و استعلا یافته تبیین می کند، سوپراگو به مثابه صدای قانون و دیگری بزرگ و این یعنی همان فاشیسمی که هر چقدر هم کانت از اراده خیر دم زند، آتش زیر خاکستر است.
مشکل بزرگ کانت در متافیزیک سنتی غرب، جدایی عین از ذهن و تعریف شئ فی نفسه است، جایی که او میان پدیدارهای در دسترس ما و متافیزیک مرزی ترسیم می کند بی آنکه چنین تناقضی را برطرف سازد که ترسیم هرگونه مرزی لاجرم حضور در دو سمت آن را می طلبد. ساد اما، به این ندای وجدان، صادقانه پاسخ می دهد و آن را کاملا جسمیت یافته می کند. ساده، همان گزاره معکوس ساختار نمادین خود بازتابنده است و به همین اعتبار، روی دیگر سکه اخلاق مطلق کانتی. چنین ارتباطی به وضوح در مثال ژیژک رخ می نمایاند: معلمی که با دادن تکالیف امکانپذیر، به طور سادیستی، از ناتوانی شاگردانش لذت می برد !
ساد محبوب اکثر فیلسوفان قاره ای و جریان سوررئالیسم بوده است. اگرچه نوع نگارش و روایت ساد، متعلق به بستر تاریخی مخصوص به اوست، اما به نظر می آید خشونت عریانی که در عرصه متمدن جدید در زندان های مخوف، نسل کشی ها و انواع شکنجه های عجیب و غریب رخ می دهد،بی شباهت به فضای آثار او نیست؛ همانطور که خشونت در دهشتناک ترین فرم بندی اش، آثار ماریو بارگاس یوسا (نویسنده آرژانتینی) را انباشته اند و مورد توجه قرار می گیرند.
به همین دلیل است که ژیل دلوز (فیلسوف معاصر فرانسوی)، در سمینار درباره حقوق بشر پس از تشریح موقعیت فاجعه بار ارمنی هایی که نسل کشی شدند و بعد بلای زلزله بر سرشان نازل شد، می گوید: مثل این می ماند که درون آثار مارکی دو ساد باشند!
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
▫️آیا باید ساد را بسوزانیم ؟
▫️▫️سیمون دوبوار
▫️▫️▫️امین قضایی
آرماگدون واقعی نبرد خیر و شر نیست، نبرد شرارت فرد و شرارت سیستم است. مارکی دو ساد در همسانی میل و مرگ به نبرد با جنایت سازمان یافته ی ماشین سکوت و سرکوب جامعه بر می خیزد.
سیمون دوبوار در این کتاب نشان می دهد که چگونه ساد در نوشتاری دهشتبار اگزیستانس شخصی خویش را به مبارزه با واقعیت فرا می خواند.
نزد ساد مساله پیروزی خیر بر شر نیست. شرارت بخشی از وجود انسان است. تباهی آنگاه آغاز می شود که جنایت قضاوت باشد .
"آه کشتارگران،زندان بان ها و ابلهان همه ی رژیم ها و حکومت ها،چه وقت خواهد رسید که علم آموزش دادن انسان را به علم کشتن و به زندان انداختن او ترجیح دهید؟ "
مغرور ، تندمزاج ، سودایی ، افراطی در همهچیز با قوهتخیلی فاسد که تاکنون نظیر آن دیده نشدهاست .
خلاصه کلام من اینطوری هستم ، یا مرا میکشید و یا همانطور که هستم قبولم میکنید ؛
چون من عوض نخواهم شد ."
#مارکی_دوساد
طرفدارانش مدعی هستند که آثار او سردمدار نیچه ، اشتبرنر ، فروید و سوررئالیسم میباشد ،
اما جایگاه دقیق او کجاست ؟
حتی ستایشگرانش هم به راحتی میپذیرند که آثار او بیشتر جاها ناخواناست و پر از تناقض.
ساد کوشید تا از سرنوشت روان و تنشناختیاش یک انتخاب اخلاقی بهوجود آورد .
آیا ما بدون انکار فردیتمان ، قادر هستیم که آرزوهای خود را جامعیت بخشیم ؟
یا تنها با قربانیکردن تفاوتهای فردیمان میتوانیم خود را در جامعه جای دهیم ؟
واقعیت تاسفبار ایناست که ما اطلاعات اندکی از دوران کودکی ساد داریم .
ما همیشه با ساد بالغ روبهرو بودهایم .
طبیعت احساساتی و خاصیت عجیب تمایلات جنسی او برای ما تنها دادههایی هستند که میتوانیم لحاظ کنیم ، بخاطر این شکاف تاسفبار ، قسمت برجستهای از زندگی ساد برای ما مبهم میماند.
ساد از تمایل جنسی خود اخلاق میسازد ، او اخلاقیات را در قالب ادبیات بیان میکند و خرد در مذاق او وقاحت است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_کتاب
▫️آیا باید ساد را بسوزانیم ؟
▫️▫️سیمون دوبوار
▫️▫️▫️امین قضایی
آرماگدون واقعی نبرد خیر و شر نیست، نبرد شرارت فرد و شرارت سیستم است. مارکی دو ساد در همسانی میل و مرگ به نبرد با جنایت سازمان یافته ی ماشین سکوت و سرکوب جامعه بر می خیزد.
سیمون دوبوار در این کتاب نشان می دهد که چگونه ساد در نوشتاری دهشتبار اگزیستانس شخصی خویش را به مبارزه با واقعیت فرا می خواند.
نزد ساد مساله پیروزی خیر بر شر نیست. شرارت بخشی از وجود انسان است. تباهی آنگاه آغاز می شود که جنایت قضاوت باشد .
"آه کشتارگران،زندان بان ها و ابلهان همه ی رژیم ها و حکومت ها،چه وقت خواهد رسید که علم آموزش دادن انسان را به علم کشتن و به زندان انداختن او ترجیح دهید؟ "
مغرور ، تندمزاج ، سودایی ، افراطی در همهچیز با قوهتخیلی فاسد که تاکنون نظیر آن دیده نشدهاست .
خلاصه کلام من اینطوری هستم ، یا مرا میکشید و یا همانطور که هستم قبولم میکنید ؛
چون من عوض نخواهم شد ."
#مارکی_دوساد
طرفدارانش مدعی هستند که آثار او سردمدار نیچه ، اشتبرنر ، فروید و سوررئالیسم میباشد ،
اما جایگاه دقیق او کجاست ؟
حتی ستایشگرانش هم به راحتی میپذیرند که آثار او بیشتر جاها ناخواناست و پر از تناقض.
ساد کوشید تا از سرنوشت روان و تنشناختیاش یک انتخاب اخلاقی بهوجود آورد .
آیا ما بدون انکار فردیتمان ، قادر هستیم که آرزوهای خود را جامعیت بخشیم ؟
یا تنها با قربانیکردن تفاوتهای فردیمان میتوانیم خود را در جامعه جای دهیم ؟
واقعیت تاسفبار ایناست که ما اطلاعات اندکی از دوران کودکی ساد داریم .
ما همیشه با ساد بالغ روبهرو بودهایم .
طبیعت احساساتی و خاصیت عجیب تمایلات جنسی او برای ما تنها دادههایی هستند که میتوانیم لحاظ کنیم ، بخاطر این شکاف تاسفبار ، قسمت برجستهای از زندگی ساد برای ما مبهم میماند.
ساد از تمایل جنسی خود اخلاق میسازد ، او اخلاقیات را در قالب ادبیات بیان میکند و خرد در مذاق او وقاحت است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#کتاب_ولحظه
#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آنچه ما خدا میخوانیم چیزی نیست مگر ترسها و حسرتهای سرکوفتهی خودمان. اخلاق ما آمیزهای است از ستیزهجویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"
#هیچچیز قرار نبود تغییر کند. عادتها و آرزوها، بیاندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث میرسید.
#عشق برای زندگی، برای هر کار سازندهای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.
#گاهی ناچار شدهام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.
#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادیخواهانهای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد میزدند: 《زنده باد زنجیر!》
#اگر بهشتی هست، همینجا و همینلحظه است. در لذت همآغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.
#سینما بدون واسطه به تماشاگر میرسد، به او انسانها و اشیای مشخصی را نشان میدهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ میاندازد، تخیل او را رهایی میبخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحتتر از هر رسانهی دیگری میتوان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر میرسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفهی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.
#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایهی هر هنری است، نشانی نمیبینیم. نویسندهها و کارگردانها و تهیهکنندگان سخت مراقب هستند تا پنجرهی اکران سینما به دنیای رهاییبخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش درمیآید که تداوم زندگی مسکنتبار ما را نشان میدهد. برای هزارمین بار همان قصههای همیشگی را به خوردمان میدهند تا ساعات عذابآلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بینالمللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار میبرند تا سنتها و عادات رایج در لفافی از طنز بیآزار و اندرزهای بیخاصیت به خورد تماشاگر داده شود.
#برگرفته از کتاب: با آخرین نفسهایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🍃🍂🦋🍃🍂
🍂🦋🍂
🦋
🍃
✨
🔴#کتاب_ولحظه
#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آنچه ما خدا میخوانیم چیزی نیست مگر ترسها و حسرتهای سرکوفتهی خودمان. اخلاق ما آمیزهای است از ستیزهجویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"
#هیچچیز قرار نبود تغییر کند. عادتها و آرزوها، بیاندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث میرسید.
#عشق برای زندگی، برای هر کار سازندهای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.
#گاهی ناچار شدهام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.
#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادیخواهانهای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد میزدند: 《زنده باد زنجیر!》
#اگر بهشتی هست، همینجا و همینلحظه است. در لذت همآغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.
#سینما بدون واسطه به تماشاگر میرسد، به او انسانها و اشیای مشخصی را نشان میدهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ میاندازد، تخیل او را رهایی میبخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحتتر از هر رسانهی دیگری میتوان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر میرسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفهی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.
#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایهی هر هنری است، نشانی نمیبینیم. نویسندهها و کارگردانها و تهیهکنندگان سخت مراقب هستند تا پنجرهی اکران سینما به دنیای رهاییبخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش درمیآید که تداوم زندگی مسکنتبار ما را نشان میدهد. برای هزارمین بار همان قصههای همیشگی را به خوردمان میدهند تا ساعات عذابآلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بینالمللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار میبرند تا سنتها و عادات رایج در لفافی از طنز بیآزار و اندرزهای بیخاصیت به خورد تماشاگر داده شود.
#برگرفته از کتاب: با آخرین نفسهایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃
🦋
🍂🦋🍂
🍃🍂🦋🍃🍂
🌸🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃🍂🦋🍃✨
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آنچه ما خدا میخوانیم چیزی نیست مگر ترسها و حسرتهای سرکوفتهی خودمان. اخلاق ما آمیزهای است از ستیزهجویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"
#هیچچیز قرار نبود تغییر کند. عادتها و آرزوها، بیاندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث میرسید.
#عشق برای زندگی، برای هر کار سازندهای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.
#گاهی ناچار شدهام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.
#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادیخواهانهای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد میزدند: 《زنده باد زنجیر!》
#اگر بهشتی هست، همینجا و همینلحظه است. در لذت همآغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.
#سینما بدون واسطه به تماشاگر میرسد، به او انسانها و اشیای مشخصی را نشان میدهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ میاندازد، تخیل او را رهایی میبخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحتتر از هر رسانهی دیگری میتوان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر میرسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفهی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.
#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایهی هر هنری است، نشانی نمیبینیم. نویسندهها و کارگردانها و تهیهکنندگان سخت مراقب هستند تا پنجرهی اکران سینما به دنیای رهاییبخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش درمیآید که تداوم زندگی مسکنتبار ما را نشان میدهد. برای هزارمین بار همان قصههای همیشگی را به خوردمان میدهند تا ساعات عذابآلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بینالمللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار میبرند تا سنتها و عادات رایج در لفافی از طنز بیآزار و اندرزهای بیخاصیت به خورد تماشاگر داده شود.
#برگرفته از کتاب: با آخرین نفسهایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨
🍂🍃🦋
🍃
✨
🔴#بخوانیم
#انسان چیزی نیست جز کلافی از غرایز، و آنچه ما خدا میخوانیم چیزی نیست مگر ترسها و حسرتهای سرکوفتهی خودمان. اخلاق ما آمیزهای است از ستیزهجویی و تحقیر.
#مارکی دو ساد"
#هیچچیز قرار نبود تغییر کند. عادتها و آرزوها، بیاندک تغییری، از پدر به پسر و از مادر به دختر ارث میرسید.
#عشق برای زندگی، برای هر کار سازندهای، برای هر تفکر و کنکاشی ضروری است.
#گاهی ناچار شدهام خودم را در معرض تماشای مردم قرار دهم و از این بابت بسیار متاسف هستم.
#قلمروی تعصب، میدانی است که در آن هر کس با شدت و حدّت به تکه حقیقت خود چسبیده و حاضر است در راه آن بکشد و کشته شود.
#مردم اسپانیا بر اثر نفرت از افکار آزادیخواهانهای که ناپلئون با زور به کشورشان آورده بود، فریاد میزدند: 《زنده باد زنجیر!》
#اگر بهشتی هست، همینجا و همینلحظه است. در لذت همآغوشی دو تن، نه در آن سرای باقی.
#سینما بدون واسطه به تماشاگر میرسد، به او انسانها و اشیای مشخصی را نشان میدهد، در تاریکی و سکوت، بر آرامش روانی او چنگ میاندازد، تخیل او را رهایی میبخشد و بدین ترتیب بیش از هر فرم بیانی دیگری تاثیرگذار است. از طرف دیگر با سینما راحتتر از هر رسانهی دیگری میتوان مخاطب را فریب داد و او را تحمیق کرد. متاسفانه به نظر میرسد که امروزه اکثریت غالب تولیدات سینمایی وظیفهی دیگری غیر از این برای خود قائل نیستند.
#در سینمای امروز از رمز و راز که جانمایهی هر هنری است، نشانی نمیبینیم. نویسندهها و کارگردانها و تهیهکنندگان سخت مراقب هستند تا پنجرهی اکران سینما به دنیای رهاییبخش شعر بسته بماند، تا مبادا آرامش کسی درهم بریزد. روی اکران، چیزهایی به نمایش درمیآید که تداوم زندگی مسکنتبار ما را نشان میدهد. برای هزارمین بار همان قصههای همیشگی را به خوردمان میدهند تا ساعات عذابآلود زندگی روزانه را فراموش کنیم. اخلاقیات مسلط، سانسور دولتی و بینالمللی و ادیان و مذاهب نیز تمام تلاش خود را به کار میبرند تا سنتها و عادات رایج در لفافی از طنز بیآزار و اندرزهای بیخاصیت به خورد تماشاگر داده شود.
#برگرفته از کتاب: با آخرین نفسهایم
#نویسنده: لوئیس بونوئل
#مترجم: علی امینی نجفی
🌸🍂🌸@Bookirancity
✨
🍃🍂
🍂🍃🦋
🦋🍂🍃🍂🦋🍂✨