🔴#همه‌ی زندگی‌ام خوابی آشفته بود. در چنین آسیای ویرانه که از پدرانِ پدر به من رسید، جز خواب آشفته چه باید دید؟

از نمایشنامه‌ی #مرگ_یزدگرد
#بهرام_بیضایی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#همه‌ی دنیایت
می‌تواند به کوتاهی یک لبخند ،
به تنگی یک آغوش ،
و به وسعت دوست داشتنی باشد
که به تو می‌بخشد
که تنها برای توست ...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#‌‌همه‌ی ما
فقط
حسرت بی‌پایان
یک اتفاق ساده‌ایم
که جهان را
بی‌جهت
یک جور عجیبی
جدی
گرفته‌ایم،،،᪥

#سید_علی_صالحی𖦞
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#همه‌ی ما در آرزوی چیزی هستیم
که نمی‌دانیم چه بنامیمَش؛
ولی همیشه در درونمان
حسش می‌کنیم…

#گوستاو_فلوبر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه

#همه‌ی رویدادهای زندگی‌ِتان بر مبنای این حقیقت اتفاق می‌افتد که چه ارتعاشاتی را با اندیشه‌ها و احساساتتان به کائنات فرستاده‌اید.

فرقی نمی‌کند که خودتان از این موضوع آگاه باشید یا نباشید.

زندگی به صورت تصادفی برای شما اتفاق نمی‌افتد. زندگی به دنبال شما می‌آید.

سرنوشت شما در دستان خودتان است. اندیشه‌ها و احساسات شما به‌راستی زندگی‌تان را می‌سازند.

قدرت
#راندا_برن

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#بخوانیم

#دالتون_ترومبو نويسنده و فيلم‌نامه نویس امريكايى می ‌گوید:

یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم. فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید. ناگفته هم نماند که خودم بدم نمی ‌آمد که او اینقدر شیفته‌ی یک آدمِ فرا واقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!

ما با هم ازدواج کردیم.
سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همهی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جدایی‌مان، چراغِ راهِ آینده‌ی رفتارهایم شده:
#«منو باش که خیال می‌کردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی می ‌بینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»

امروز که دقت می‌کنم، می ‌بینم تقریبا همهی ما در طولِ زند‌گی، به لحظه ‌اى می‌رسیم که آدم ‌های خاص و افسانه‌اى مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی می ‌شوند و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.

ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوش‌مان می‌آید، بُت درست کنیم و از آن‌ها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.

#واقعیت آن است که همه، آدم‌های معمولی‌اى هستند.
حتی آن‌هایی که ما ابر انسان می ‌پنداریم هم دست‌شویی می》‌روند، وقتی می ‌خوابند آبِ دهن‌شان روی بالش می ‌ریزد، آن‌ها هم دچاراسهال و یبوست می ‌شوند، می ‌ترسند، دروغ می ‌گویند، عرقِ‌شان بوی گند میدهد و ....!

بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی‌ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!

#اولین چاره‌ی کار این بود که از آن‌ها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.

#در قدم بعد، سعی کردم ‌به آنها نشان دهم که من هم مثلِ همهی آدم‌های دیگر، نیازهای طبیعی‌ دارم؛ عصبانی می ‌شوم، غمگین می ‌شوم، گرسنه می ‌شوم، دستشویی می ‌روم، دست و بالم درد می ‌گیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همهی آدم‌ها دارند.
*اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فرا انسانی و غیرواقعی بسازند:

#اول احترام
حتی جلوی پای یک پسر بچه‌ی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد. باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزش‌تر و مهم‌ترند.

#دوم راست‌گویی
#به عقیده‌ی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگ‌تر و انسانی‌تر از راست‌گویی نیست.
اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگ‌ترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.

#اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همهی آدم‌های دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.

#این‌هایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوق‌ها هم می‌آید.به یک ‌دلداده‌ی شیفته باید گفت:

#«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه می‌بینی، در خلوتش، شامپانزه‌ ای تمام‌ عیار می"‌شود!...
تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»

#همه‌ی ما آدمیم.
#آدم‌های خیلی معمولی...

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#کتاب_ولحظه

#در عشق پشیمانی هم، مانند تمنا، برآورده شدن را می‌خواهد و نه به تحلیل درآمدن را؛ هنگامی که عاشقی آغاز می‌کنیم، وقت‌مان نه به دانستن این که عشق چیست، که به آماده کردن امکان‌های دیدار فردا می‌گذرد. و هنگامی که از آن کناره می‌گیریم، نه به شناخت غصه‌ی خود که بر این می‌کوشیم که آن را به زبانی که به گمان‌مان از همه مهربانانه‌تر است، برای برانگیزنده‌ی غصه بیان کنیم. چیزهایی را می‌گوییم که نیاز گفتن‌شان را داریم، و او آن‌ها را نخواهد فهمید، تنها برای خودمان می‌گوییم.

#زندگی‌مان را چون خانه‌ای برای کسی می‌سازیم، و هنگامی که می‌توانیم او را سرانجام در آن جای دهیم نمی‌آید، سپس برایمان می‌میرد و خود زندانی جایی می‌شویم که تنها برای او بود.

#لذت به عکس می‌ماند. لذتی که در کنار دلدار حس می‌کنی، نگاتیوی بیش نیست. آن را بعد که به خانه رفتی ظاهر می‌کنی، هنگامی که تاریک‌خانه‌ی درونی‌ات را دوباره در اختیار داری که تا زمانی که با دیگرانی درش به روی‌ات بسته است.

#عشق و رنجی که همزاد آن است، همانند مستی می‌تواند همه چیز را در نظر آدمی دگرگون کند.

#همه‌ی ما در ته خمره‌مان، مثل دیوژنوس آرزوی یک انسان را داریم‌. گل پرورش می‌دهیم و درخت می‌کاریم اما از سر ناچاری، چون گل و درخت تسلیم‌اند. اما ترجیح می‌دهیم وقت‌مان را صرف یک درخت انسانی کنیم، اگر مطمئن باشیم که به زحمت‌اش می‌ارزد.

#آدمی نمی‌تواند به لذت و خوشی دست یابد هنگامی که جز جست‌وجویش کاری نمی‌کند.

#دلدار چیزی جز حادثه‌‌ی ساده‌ای نیست که بر سر راه فوران تمناهای ما قرار می‌گیرد.

#مالکیت آن‌چه دوست می‌داریم برای‌مان از خود دوست داشتن لذت‌بخش‌تر است.

#باید یا رنج نکشیدن را انتخاب کرد یا دوست داشتن را.

#عشق ما ربطی به کسی که بَرَش می‌انگیزد ندارد.


#برگرفته از کتاب: در جستجوی زمان از دست رفته
#نویسنده_مارسل_پروست
#مترجم_مهدی_سحابی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity