🔴#کتاب_ولحظه
همه از مرگ میترسند
من از زندگی سمج خودم...
📖 #زنده_به_گور
✍🏻 #صادق_هدایت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
همه از مرگ میترسند
من از زندگی سمج خودم...
📖 #زنده_به_گور
✍🏻 #صادق_هدایت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#زنده_یاد" آندره آرزومانیان " با لبخند ملیحی که هماره بر لب داشت به همراه همسرش " شراره دولت آبادی "
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#یادمان
#زنده_یاد_دکتر_محمد_امین_ریاحی در خصوص کار سترگ استاد وخداوندگار سخن حکیم فردوسی بر ان هفت ویژگی بر شمارده است که با هم میخوانیم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#زنده_یاد_دکتر_محمد_امین_ریاحی در خصوص کار سترگ استاد وخداوندگار سخن حکیم فردوسی بر ان هفت ویژگی بر شمارده است که با هم میخوانیم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#زنده_یاد_دکتر_محمد_امین_ریاحی در خصوص کار سترگ استاد وخداوندگار سخن حکیم فردوسی بر ان هفت ویژگی بر شمارده است که با هم میخوانیم.
یک: هیچ شاعری به اندازۀ فردوسی در سرنوشت ملت و کشور خویش تاثیر پایدار بر جای ننهاده است.
دو: فردوسی یگانه شاعری است که پس از هزارسال شهرت خود را حفظ کرده است
سه: فردوسی یگانه شاعر جهان است که هر چند سال ترجمه اثرش به زبانهای زنده دنیا تجدید چاپ میشود
چهار: در میان تمام شاعران جهان هیچیک را نمیبابیم که همه عمر خود را از جوانی تا پیری صرف آفرینش تنها یک کتاب با آرمان انسانیت کرده باشد
پنج: فردوسی وقتی اثر خود را پی افکند که ایران اسیر استیلای بیگانه بود و زبان رسمی محافل بالای اجتماع و مکاتبات دیوانی و تالیفات علمی به زبان بیگانه بود
شش: زبان فارسی امروز با تحولات طبیعی هزارساله، هنوز دنباله زبان فردوسی است
هفت: شاهنامه یگانه کتاب باستانی است که هنوز هم ایرانیان درس نخوانده آن را با رغبت می فهمند، در حالیکه متنهای دو قرن بعد از شاهنامه را درس خواندههای دانشکدههای ادبیات هم به آسانی نمیفهمند.!!؟
محمدامین ریاحی (زاده ۱۱ خرداد ۱۳۰۲ خوی - درگذشته ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸در تهران) ادیب، مورخ و شخصیت فرهنگی معاصر ایرانی، صاحب آثار پژوهشی در زمینهٔ فرهنگ ایرانی، ادب پارسی، فردوسی و شاهنامه، حافظ و تاریخ ایران است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#یادمان
#زنده_یاد_دکتر_محمد_امین_ریاحی در خصوص کار سترگ استاد وخداوندگار سخن حکیم فردوسی بر ان هفت ویژگی بر شمارده است که با هم میخوانیم.
یک: هیچ شاعری به اندازۀ فردوسی در سرنوشت ملت و کشور خویش تاثیر پایدار بر جای ننهاده است.
دو: فردوسی یگانه شاعری است که پس از هزارسال شهرت خود را حفظ کرده است
سه: فردوسی یگانه شاعر جهان است که هر چند سال ترجمه اثرش به زبانهای زنده دنیا تجدید چاپ میشود
چهار: در میان تمام شاعران جهان هیچیک را نمیبابیم که همه عمر خود را از جوانی تا پیری صرف آفرینش تنها یک کتاب با آرمان انسانیت کرده باشد
پنج: فردوسی وقتی اثر خود را پی افکند که ایران اسیر استیلای بیگانه بود و زبان رسمی محافل بالای اجتماع و مکاتبات دیوانی و تالیفات علمی به زبان بیگانه بود
شش: زبان فارسی امروز با تحولات طبیعی هزارساله، هنوز دنباله زبان فردوسی است
هفت: شاهنامه یگانه کتاب باستانی است که هنوز هم ایرانیان درس نخوانده آن را با رغبت می فهمند، در حالیکه متنهای دو قرن بعد از شاهنامه را درس خواندههای دانشکدههای ادبیات هم به آسانی نمیفهمند.!!؟
محمدامین ریاحی (زاده ۱۱ خرداد ۱۳۰۲ خوی - درگذشته ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۸در تهران) ادیب، مورخ و شخصیت فرهنگی معاصر ایرانی، صاحب آثار پژوهشی در زمینهٔ فرهنگ ایرانی، ادب پارسی، فردوسی و شاهنامه، حافظ و تاریخ ایران است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#کتاب_ولحظه
یک احساساتی هست..
یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند!
نمی شود گفت ؛ آدم را مسخره می کنند..
هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت می کند..!
📙 #زنده_به_گور
✍️ #صادق_هدایت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
یک احساساتی هست..
یک چیزهایی هست که نمی شود به دیگری فهماند!
نمی شود گفت ؛ آدم را مسخره می کنند..
هر کسی مطابق افکار خودش دیگری را قضاوت می کند..!
📙 #زنده_به_گور
✍️ #صادق_هدایت
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_وبه_آذین
ما هرگز برای بلهوسی های خود پول کم نداریم، فقط سر قیمت چیزهای مفید و لازم چانه می زنیم. برای یک دختر رقاص سکه های طلا می ریزیم، اما با کارگری که خانواده گرسنه اش به انتظار پرداخت یک صورت حساب است بحث می کنیم.
هر قدر هم که ما برای لذات خودپسندی پول بدهیم، باز هرگز در نظر ما چندان گران نیست...!
📒 #چرم_ساغری
👤 #اونوره_دو_بالزاک
🔃 #م_ا_به_آذین
#محمود_اعتمادزاده با نام مستعار به آذین، متولد شهر رشت، افسر نیروی دریایی که در جریان اشغال ایران در ۱۳۲۰ دست چپش را از دست داده بود، و میتوان گفت دو شخصیت سیاسی و ادبی مستقل از هم داشت. در زندگی سیاسی مانند بسیاری دیگر از مبارزان چپگرا فراز و فرودها و مصائب فراوانی را چه پیش و چه پس از انقلاب ۵۷ ایران تجربه کرد.
شخصیت ادبی او اما، با نوشتههای پراکنده و البته ترجمههایی بیبدیل و بسیار ارزشمند از بالزاک، رولان، شولوخف، شکسپیر، برشت و گوته جاودانه است. تفکیک دو شخصیت به آذین ممکن است به شناخت بیشتر او کمک کند، وگرنه روشن است که انگیزههای آرمان خواهانهاش، دلیل شور سرشار اوست. در برگزاری تاریخی "ده شب شعر گوته" در سال ۵۶ و قرائت بیانیه پایانی به مردم گفت: "دوستان! جوانان! ده شب به صورتی که سر به ده هزار و بیشتر میزدید آمدید و اینجا نشسته و ایستاده، و گاه ساعتها زیر باران تند صبر کردید و گوش به گویندگان، نویسندگان و شاعران دادید. چه شنیدید؟
آزادی، آزادی و باز هم آزادی."...
"دغدغهٔ بزرگ من این اواخر سرنوشت کرهٔ خاکی ماست که دو اسبه به سوی نابودی رانده میشود، رمق از دست میدهد. باید پیش از آن که دیر شود، به دادش رسید!
#محمود_اعتمادزاده
#م_ا_به_آذین
مردم نوکیسه به میمون شباهت دارند و همان چابکی در ایشان نیز هست؛ انسان آنها را در بلندی میبیند و چالاکیشان را هنگام بالا رفتن تحسین میکند، ولی پس از آنکه به اوج سیر خود رسیدند دیگر جز جنبههای شرم آورشان نمیتوان دید.
📒#زنبق_دره
#انوره_دوبالزاک
🔃#محمود_اعتمادزاده
بدا به حال دلهایی که بیش از اندازه محفوظ بوده اند، هنگامی که سودا راه به دل باز می کند، آنکه عفیف تر است، بی دفاع تر است.
📒#جان_شیفته
#رومن_رولان
🔃#محمود_اعتمادزاده
راه، دو بیش نیست:
یا مزدور و ریزهخوار قدرت بودن
یا در کنار مردم بودن؛
امید را در ایشان زنده نگهداشتن ، دیدگانشان را به زیبایی و حق گشودن. زیرا که زیبایی نیرو است و حق نیرو است.
خاصه در زمینهٔ گستردهٔ زشتی و بیدادی که بر مردم میرود.
#زنده_یاد
#محمود_اعتماد_زاده
( #م_ا_به_آذین)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_وبه_آذین
ما هرگز برای بلهوسی های خود پول کم نداریم، فقط سر قیمت چیزهای مفید و لازم چانه می زنیم. برای یک دختر رقاص سکه های طلا می ریزیم، اما با کارگری که خانواده گرسنه اش به انتظار پرداخت یک صورت حساب است بحث می کنیم.
هر قدر هم که ما برای لذات خودپسندی پول بدهیم، باز هرگز در نظر ما چندان گران نیست...!
📒 #چرم_ساغری
👤 #اونوره_دو_بالزاک
🔃 #م_ا_به_آذین
#محمود_اعتمادزاده با نام مستعار به آذین، متولد شهر رشت، افسر نیروی دریایی که در جریان اشغال ایران در ۱۳۲۰ دست چپش را از دست داده بود، و میتوان گفت دو شخصیت سیاسی و ادبی مستقل از هم داشت. در زندگی سیاسی مانند بسیاری دیگر از مبارزان چپگرا فراز و فرودها و مصائب فراوانی را چه پیش و چه پس از انقلاب ۵۷ ایران تجربه کرد.
شخصیت ادبی او اما، با نوشتههای پراکنده و البته ترجمههایی بیبدیل و بسیار ارزشمند از بالزاک، رولان، شولوخف، شکسپیر، برشت و گوته جاودانه است. تفکیک دو شخصیت به آذین ممکن است به شناخت بیشتر او کمک کند، وگرنه روشن است که انگیزههای آرمان خواهانهاش، دلیل شور سرشار اوست. در برگزاری تاریخی "ده شب شعر گوته" در سال ۵۶ و قرائت بیانیه پایانی به مردم گفت: "دوستان! جوانان! ده شب به صورتی که سر به ده هزار و بیشتر میزدید آمدید و اینجا نشسته و ایستاده، و گاه ساعتها زیر باران تند صبر کردید و گوش به گویندگان، نویسندگان و شاعران دادید. چه شنیدید؟
آزادی، آزادی و باز هم آزادی."...
"دغدغهٔ بزرگ من این اواخر سرنوشت کرهٔ خاکی ماست که دو اسبه به سوی نابودی رانده میشود، رمق از دست میدهد. باید پیش از آن که دیر شود، به دادش رسید!
#محمود_اعتمادزاده
#م_ا_به_آذین
مردم نوکیسه به میمون شباهت دارند و همان چابکی در ایشان نیز هست؛ انسان آنها را در بلندی میبیند و چالاکیشان را هنگام بالا رفتن تحسین میکند، ولی پس از آنکه به اوج سیر خود رسیدند دیگر جز جنبههای شرم آورشان نمیتوان دید.
📒#زنبق_دره
#انوره_دوبالزاک
🔃#محمود_اعتمادزاده
بدا به حال دلهایی که بیش از اندازه محفوظ بوده اند، هنگامی که سودا راه به دل باز می کند، آنکه عفیف تر است، بی دفاع تر است.
📒#جان_شیفته
#رومن_رولان
🔃#محمود_اعتمادزاده
راه، دو بیش نیست:
یا مزدور و ریزهخوار قدرت بودن
یا در کنار مردم بودن؛
امید را در ایشان زنده نگهداشتن ، دیدگانشان را به زیبایی و حق گشودن. زیرا که زیبایی نیرو است و حق نیرو است.
خاصه در زمینهٔ گستردهٔ زشتی و بیدادی که بر مردم میرود.
#زنده_یاد
#محمود_اعتماد_زاده
( #م_ا_به_آذین)
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#اقوام_ایرانی را بهتر بشناسیم:
🔹#گیلک یعنی؛
یعنی؛فریدون پسر آبتین سرنگون کننده ی ضحاک ماردوش عرب
موبد آذرپاد مهر اسپندان(روحانی ارشد زرتشتیان در زمان ساسانی)
یعنی؛ بابک خرم دین سردار بزرگ ضد عرب
یعنی؛مرداویج و قابوس پادشاهان زیاری که بغداد پایتخت خلفای اهریمن صفت عباسی را به محاصره ی خویش در آوردند.
گیلان یعنی؛مهد نخبگان و خردمندان و جنگاوران
🔹#مازندرانی یعنی؛
مازیار،سردار ایرانی ضد عرب
🔹خراسانی یعنی؛
استاد سیس و به آفرید و مقنع سرداران ایرانی ضد عرب
🔹#لر یعنی؛
کریم خان زند پادشاه زندیه
🔹پارس یعنی؛
کوروش و داریوش و خشایار و همه ی شاهنشاهان هخامنشی.
یعنی؛اردشیر بابکان و شاپور و خسرو انوشیروان دادگر و خسرو پرویز و یزدگرد و همه ی پادشاهان نیک کردار ساسانی
🔹#خوزستانی یعنی؛
بهمن جازویه رامهرمزی و فیروزان، سرداران جنگ ایران با اعراب
🔹همدانی یعنی؛
سلسله ی ماد و بهزاد همدانی قاتل عثمان بن عفان و پیروز نهاوندی قاتل عمربن خطاب.
🔹#آذری یعنی؛
ضدیت با تجزیه طلبان
یعنی؛پاسخی کوبنده به سید جعفر پیشه وری که قصد جدا کردن آذرآبادگان (آذربایجان) را از ایران داشت اما توسط مردم غیور آذری و ارتش پهلوی شکست خورد.
🔹#بلوچ یعنی؛
رستم دستان
🔹کرد یعنی؛
سلسله ی ماد ایرانی که دولت آشور سامی را ساقط کرد.
🔹و در نهایت زرتشتی یعنی؛
هفت هزار سال خردمندی و راستی و شادی و نیکی و داد و دهش و افتخار برای ایرانزمین.
#زنده_وجاوید_ایران.... و برقرار باد همبستگی اقوام ایرانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#اقوام_ایرانی را بهتر بشناسیم:
🔹#گیلک یعنی؛
یعنی؛فریدون پسر آبتین سرنگون کننده ی ضحاک ماردوش عرب
موبد آذرپاد مهر اسپندان(روحانی ارشد زرتشتیان در زمان ساسانی)
یعنی؛ بابک خرم دین سردار بزرگ ضد عرب
یعنی؛مرداویج و قابوس پادشاهان زیاری که بغداد پایتخت خلفای اهریمن صفت عباسی را به محاصره ی خویش در آوردند.
گیلان یعنی؛مهد نخبگان و خردمندان و جنگاوران
🔹#مازندرانی یعنی؛
مازیار،سردار ایرانی ضد عرب
🔹خراسانی یعنی؛
استاد سیس و به آفرید و مقنع سرداران ایرانی ضد عرب
🔹#لر یعنی؛
کریم خان زند پادشاه زندیه
🔹پارس یعنی؛
کوروش و داریوش و خشایار و همه ی شاهنشاهان هخامنشی.
یعنی؛اردشیر بابکان و شاپور و خسرو انوشیروان دادگر و خسرو پرویز و یزدگرد و همه ی پادشاهان نیک کردار ساسانی
🔹#خوزستانی یعنی؛
بهمن جازویه رامهرمزی و فیروزان، سرداران جنگ ایران با اعراب
🔹همدانی یعنی؛
سلسله ی ماد و بهزاد همدانی قاتل عثمان بن عفان و پیروز نهاوندی قاتل عمربن خطاب.
🔹#آذری یعنی؛
ضدیت با تجزیه طلبان
یعنی؛پاسخی کوبنده به سید جعفر پیشه وری که قصد جدا کردن آذرآبادگان (آذربایجان) را از ایران داشت اما توسط مردم غیور آذری و ارتش پهلوی شکست خورد.
🔹#بلوچ یعنی؛
رستم دستان
🔹کرد یعنی؛
سلسله ی ماد ایرانی که دولت آشور سامی را ساقط کرد.
🔹و در نهایت زرتشتی یعنی؛
هفت هزار سال خردمندی و راستی و شادی و نیکی و داد و دهش و افتخار برای ایرانزمین.
#زنده_وجاوید_ایران.... و برقرار باد همبستگی اقوام ایرانی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#زنی در #پاریس #میرقصد
زنی در #نیویورک #آرایش می کند
زنی در #توکیو #کار را بیچاره می کند
زنی در #برلین #مدیر می شود
زنی در #هالیوود #عشق می شمارد
زنی در #سازمان_ملل سخنرانی می کند
زنی در #لندن #مدل می شود
زنی در #فلورانس #آواز می خواند
زنی در #مجله_ی_روز شناخته می شود
زنی در کنار #دانوب #نقاشی می کشد
زنی در #برادوِی روی #صحنه می رود
زنی در #نروژ #رئیس می شود
زنی در برابر #دوربین #کاپولا می بوسد
زنی در #سیدنی #اپرا می رود
زنی در #کازینو #دلار می گیرد
زنی در #هاروارد #دانایی می افروزد
اما
همچنان
زنی در #آفریقا #میمیرد
زنی در #پاکستان فروخته می شود
زنی در #افغانستان کشته می شود
زنی در #هند
زنی در #چین
زنی در #کره_شمالی
زنی در #کشمیر
زنی... زحمت #نان می کشد
زنی در #عراق گوشت جلوی تیر می زاید
زنی در #فلسطین هنوز #آواره است
زنی در #اسلام #ضعیفه است
و
زنی در #ایران #خفقان دارد
زنی در ایران تنها و #زندانی ست
اما
همچنان زنهای #آسیا و #آفریقا #زن هستند
اما
همچنان #عشق دارند
و
#مادر می شوند
آواز می خوانند اگر چه #غمگین
#شعر می گویند اگر چه #هجران
#ساز می زنند اگر چه #خاموش
کار می کنند اگر چه سخت
عشق می گیرند اگر چه #کم
می رقصند اگر چه #تنها
#میبوسند اگر چه #کوتاه
#معلم می شوند اگر چه #محروم
روی #صحنه می روند اگر چه #تاریک
آرایش می کنند اگر چه #پنهان
#دانا هستند اگر چه فراموش شده
و
#زنان #ایران #زنده هستند
اگر چه #بی_صداا
#صادق_خاجی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
#زنی در #پاریس #میرقصد
زنی در #نیویورک #آرایش می کند
زنی در #توکیو #کار را بیچاره می کند
زنی در #برلین #مدیر می شود
زنی در #هالیوود #عشق می شمارد
زنی در #سازمان_ملل سخنرانی می کند
زنی در #لندن #مدل می شود
زنی در #فلورانس #آواز می خواند
زنی در #مجله_ی_روز شناخته می شود
زنی در کنار #دانوب #نقاشی می کشد
زنی در #برادوِی روی #صحنه می رود
زنی در #نروژ #رئیس می شود
زنی در برابر #دوربین #کاپولا می بوسد
زنی در #سیدنی #اپرا می رود
زنی در #کازینو #دلار می گیرد
زنی در #هاروارد #دانایی می افروزد
اما
همچنان
زنی در #آفریقا #میمیرد
زنی در #پاکستان فروخته می شود
زنی در #افغانستان کشته می شود
زنی در #هند
زنی در #چین
زنی در #کره_شمالی
زنی در #کشمیر
زنی... زحمت #نان می کشد
زنی در #عراق گوشت جلوی تیر می زاید
زنی در #فلسطین هنوز #آواره است
زنی در #اسلام #ضعیفه است
و
زنی در #ایران #خفقان دارد
زنی در ایران تنها و #زندانی ست
اما
همچنان زنهای #آسیا و #آفریقا #زن هستند
اما
همچنان #عشق دارند
و
#مادر می شوند
آواز می خوانند اگر چه #غمگین
#شعر می گویند اگر چه #هجران
#ساز می زنند اگر چه #خاموش
کار می کنند اگر چه سخت
عشق می گیرند اگر چه #کم
می رقصند اگر چه #تنها
#میبوسند اگر چه #کوتاه
#معلم می شوند اگر چه #محروم
روی #صحنه می روند اگر چه #تاریک
آرایش می کنند اگر چه #پنهان
#دانا هستند اگر چه فراموش شده
و
#زنان #ایران #زنده هستند
اگر چه #بی_صداا
#صادق_خاجی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
این «زمین» مال شماست
ولى باید نگهش دارید
اگه نگهش ندارید از دستتون درش میارن
اگه شده جونتونو روش بذارید
حتی جون بچه هاتون
دشمناتونو کوچیک نشمارید
اونا برمیگردن
اگه خونه تون «آتیش» گرفت٬ دوباره بسازید
اگه خرمنتون و سوزوندن دوباره بکارید
اگه بچه هاتون مردن دوباره بچه بیارید
اگه شمارو از دره بیرون کردن برین تو دامنه کوه، ولی زندگی کنین !
شما همیشه دنبال «رهبر» گشتین
دنبال آدمای قوی و بی عیب
همچین آدمی وجود نداره
آدما مثل خودتون «عوض» می شن
هیچ رهبری غیر از «خودتون» نیست
قوم نیرومند تنها نیرویی که همیشه باقى میمونه!
#زنده_باد_زاپاتا(۱۹۵۲)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دیالوگ_برتر
این «زمین» مال شماست
ولى باید نگهش دارید
اگه نگهش ندارید از دستتون درش میارن
اگه شده جونتونو روش بذارید
حتی جون بچه هاتون
دشمناتونو کوچیک نشمارید
اونا برمیگردن
اگه خونه تون «آتیش» گرفت٬ دوباره بسازید
اگه خرمنتون و سوزوندن دوباره بکارید
اگه بچه هاتون مردن دوباره بچه بیارید
اگه شمارو از دره بیرون کردن برین تو دامنه کوه، ولی زندگی کنین !
شما همیشه دنبال «رهبر» گشتین
دنبال آدمای قوی و بی عیب
همچین آدمی وجود نداره
آدما مثل خودتون «عوض» می شن
هیچ رهبری غیر از «خودتون» نیست
قوم نیرومند تنها نیرویی که همیشه باقى میمونه!
#زنده_باد_زاپاتا(۱۹۵۲)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادها_وخاطره_ها
#زنده_یاد_پرویز_ناتل_خانلری
دکتر "پرویز ناتل خانلری" ادیب، پژوهشگر، نویسنده و چامهسرای معاصرِ ایرانی در اولِ شهریور سال ۱۳۶۹، که هنوز بی مهری های نظامِ کنونی را بر جانِ خود داشت، بدرود حیات گفت.
"فرج سرکوهی" منتقدِ ادبی و روزنامه نگار با سابقه می نویسد: « دکتر "ناتل خانلری" عمری خلاق، پربار و با عزت و احترام را پشت سر گذاشته بود، اما برخوردِ حکومت و رسانههای جمهوری اسلامی با او چندان ضدفرهنگی بود که چند ماهی پیش از مرگ، جملهای را که سالیانی پیش به دوران جنگ جهانی، خطاب به فرزندش نوشته بود به یاد آورد و برای من که در حاشیه مصاحبه با مجله ی آدینه از او حکایت وزیر شدن و زندان را پرسیده بودم تکرار کرد: «سرگذشتِ من خونِ دل خوردن و دندان به جگر افشردن بود». "خانلری" در عرصههای گوناگون، خلاقیت و در زندگی فرهنگی و سیاسی خود ترکیبی همگن از تضادها بود.
در شعر، شاعری خلاق و متمایل به رمانتیسیزمِ میانهرو، اما در کارِ پژوهش آکادمیک و روش مند، سرآمدِ زمانه ی خود بود. دکتر "خانلری" در شمارِ معدود نویسندگانِ معاصری است که فرهنگ و فرهیختگی را با هم داشت. او پایی استوار در تاریخ و فرهنگ ایران و پای دیگری در فرهنگ و ادبیات جدیدِ اروپا داشت. پایگاه این تجددِ ادبی ـ نشریه سخن ـ حدود ۳۵ سال پایگاه شاعران، نویسندگان هنرمندان و مترجمان متعددی بود. به همین جهت، دکتر "خانلری" را میتوان «قافلهسالار سخن» دانست. شعرِ «عقاب» "خانلری" یادگار سالهای جوانی ایشان است که در قالبی کلاسیک سروده شده.
او در جوانی شاعر بود، در میانسالی، ادیب و در کهنسالی استاد و صاحبنظر در ادبیات کلاسیک. با وجودی که شعرِ خوب میسرود و به فنون شعری و اوزان عروضی بهدرستی وارد بود اما خود را شاعر نمیدانست. تنها مجموعه شعری که از او در دست است، «ماه در مرداب» نام دارد که در سال ۱۳۴۳ انتشار یافت و بارها تجدید چاپ شد.
وی شعر «عقاب» را به «صادق هدایت» اهدا کرده بود. خودِ او در این باره میگوید: «...بعضی اشخاص حدسهای مختلف زدهبودند در این باب. اما اصل مطلب این است که روزی که من این شعر را ساختم، اولین کسی که از من شنید، "صادق هدایت" بود و اینقدر ذوق کرد که گفت: «پاشو بریم بدیم یک جایی چاپ کنند. بعد با هم رفتیم اداره مجلهی «مهر» که گمان میکنم "دکتر ذبیحالله صفا" هم سردبیرش بود. آنجا شعر را دادیم چاپ کنند و گویا که در یکی از شمارههایش چاپ و منتشر شد...»
دکتر "خانلری" روشنفکری خوشفکر و متعهد و از چپ برخاسته بود، اما تیرِ تیز دشمن و نیزهِ زهرآلود طعنه دوست را به جان خرید و قبای وزارت بر تن کرد تا یکی از درخشانترین طرحهای سوادآموزی تاریخ ایران را در سطح کشور اجرا کند و به همین اتهام به دوران پیری، بیش از سه ماهی را در زندان جمهوری اسلامی محبوس شد. وی زبانشناس و ادیبی دلبسته به ادبیات کلاسیک بود و در کارِ شاعری مشربی میانهرو داشت، اما مجله خود را به یکی از معتبرترین فضاهای ادبی ایران برای معرفی ادبیات و هنر آوانگارد زمانه خود بدل نمود. پژوهش گری بزرگ بود که منقحترین و معتبرترین نسخه دیوان حافظ، فاخرترین نمونه شعر کلاسیک را به دست داد و ویراستهترین نسخه «سمک عیار»، فاخرترین نمونه رمان و ادبیاتِ داستانی مردمی و غیرکلاسیک ایرانی در سده ی ششم هجری، را تصحیح، شرح و منتشر کرد.
در نقد و نظریه ادبی و در زبانشناسی نوترین اسلوبها و دستاوردهای جهانی را درونی کرد و در تطبیقِ با زبان و ادبیات فارسی گسترش داد، اما در اسلوبِ شاعری خود از نئوکلاسیکهایی بود که زبان و مسائل و موقعیت انسان معاصر را با چارچوبهای قدیمی شعرِ کلاسیک تلفیق میکردند. در عرصههایی چون تاریخ زبان فارسی و وزن در شعر فارسی آثاری مرجع تالیف کرد و شعر زیبای «عقاب» او در حافظه فرهنگی زبان فارسی ثبت شده است. با "هدایت" و "نیما" دوست و همنشین بود، اما در سایه سنگین آنان نزیست و راهِ متمایزِ خود را در شعر و ادب پیش گرفت.
او شاعر و ادیب و زبانشناس بود، اما مدیریت عقلانی او در عرصههای فرهنگی نیز زبانزد بود و هر جا مدیر بود، از وزارت فرهنگ و ریاست بنیاد فرهنگ ایران تا سازمان پیکار با بیسوادی و در فرهنگستان ادب و هنر، آثاری باقی و کارستان از خود به یادگار گذاشت. به قول شاعر نامدارِ ایرانی مرحوم "نادر نادر پور": «دکتر "ناتل خانلری" نه تنها در میانِ هم نسلان خود، بلکه در میان استادان بسیار دان اندک نویسش نیز همانندی نیافته است...
پس از انقلاب بازداشتش کردند، استخوانش را در زندان شکستند و صدروز او را در حبس نگه داشتند و به دلیل شرایط وخیم جسمی آزادش کردند. خانهاش را مصادره کردند و کلیه سوابق کاریاش را نابود. این سرنوشت "پرویز ناتل خانلری" است که عمری به فرهنگ ایرانزمین خدمت کرد.
🌸🌿
🔴#یادها_وخاطره_ها
#زنده_یاد_پرویز_ناتل_خانلری
دکتر "پرویز ناتل خانلری" ادیب، پژوهشگر، نویسنده و چامهسرای معاصرِ ایرانی در اولِ شهریور سال ۱۳۶۹، که هنوز بی مهری های نظامِ کنونی را بر جانِ خود داشت، بدرود حیات گفت.
"فرج سرکوهی" منتقدِ ادبی و روزنامه نگار با سابقه می نویسد: « دکتر "ناتل خانلری" عمری خلاق، پربار و با عزت و احترام را پشت سر گذاشته بود، اما برخوردِ حکومت و رسانههای جمهوری اسلامی با او چندان ضدفرهنگی بود که چند ماهی پیش از مرگ، جملهای را که سالیانی پیش به دوران جنگ جهانی، خطاب به فرزندش نوشته بود به یاد آورد و برای من که در حاشیه مصاحبه با مجله ی آدینه از او حکایت وزیر شدن و زندان را پرسیده بودم تکرار کرد: «سرگذشتِ من خونِ دل خوردن و دندان به جگر افشردن بود». "خانلری" در عرصههای گوناگون، خلاقیت و در زندگی فرهنگی و سیاسی خود ترکیبی همگن از تضادها بود.
در شعر، شاعری خلاق و متمایل به رمانتیسیزمِ میانهرو، اما در کارِ پژوهش آکادمیک و روش مند، سرآمدِ زمانه ی خود بود. دکتر "خانلری" در شمارِ معدود نویسندگانِ معاصری است که فرهنگ و فرهیختگی را با هم داشت. او پایی استوار در تاریخ و فرهنگ ایران و پای دیگری در فرهنگ و ادبیات جدیدِ اروپا داشت. پایگاه این تجددِ ادبی ـ نشریه سخن ـ حدود ۳۵ سال پایگاه شاعران، نویسندگان هنرمندان و مترجمان متعددی بود. به همین جهت، دکتر "خانلری" را میتوان «قافلهسالار سخن» دانست. شعرِ «عقاب» "خانلری" یادگار سالهای جوانی ایشان است که در قالبی کلاسیک سروده شده.
او در جوانی شاعر بود، در میانسالی، ادیب و در کهنسالی استاد و صاحبنظر در ادبیات کلاسیک. با وجودی که شعرِ خوب میسرود و به فنون شعری و اوزان عروضی بهدرستی وارد بود اما خود را شاعر نمیدانست. تنها مجموعه شعری که از او در دست است، «ماه در مرداب» نام دارد که در سال ۱۳۴۳ انتشار یافت و بارها تجدید چاپ شد.
وی شعر «عقاب» را به «صادق هدایت» اهدا کرده بود. خودِ او در این باره میگوید: «...بعضی اشخاص حدسهای مختلف زدهبودند در این باب. اما اصل مطلب این است که روزی که من این شعر را ساختم، اولین کسی که از من شنید، "صادق هدایت" بود و اینقدر ذوق کرد که گفت: «پاشو بریم بدیم یک جایی چاپ کنند. بعد با هم رفتیم اداره مجلهی «مهر» که گمان میکنم "دکتر ذبیحالله صفا" هم سردبیرش بود. آنجا شعر را دادیم چاپ کنند و گویا که در یکی از شمارههایش چاپ و منتشر شد...»
دکتر "خانلری" روشنفکری خوشفکر و متعهد و از چپ برخاسته بود، اما تیرِ تیز دشمن و نیزهِ زهرآلود طعنه دوست را به جان خرید و قبای وزارت بر تن کرد تا یکی از درخشانترین طرحهای سوادآموزی تاریخ ایران را در سطح کشور اجرا کند و به همین اتهام به دوران پیری، بیش از سه ماهی را در زندان جمهوری اسلامی محبوس شد. وی زبانشناس و ادیبی دلبسته به ادبیات کلاسیک بود و در کارِ شاعری مشربی میانهرو داشت، اما مجله خود را به یکی از معتبرترین فضاهای ادبی ایران برای معرفی ادبیات و هنر آوانگارد زمانه خود بدل نمود. پژوهش گری بزرگ بود که منقحترین و معتبرترین نسخه دیوان حافظ، فاخرترین نمونه شعر کلاسیک را به دست داد و ویراستهترین نسخه «سمک عیار»، فاخرترین نمونه رمان و ادبیاتِ داستانی مردمی و غیرکلاسیک ایرانی در سده ی ششم هجری، را تصحیح، شرح و منتشر کرد.
در نقد و نظریه ادبی و در زبانشناسی نوترین اسلوبها و دستاوردهای جهانی را درونی کرد و در تطبیقِ با زبان و ادبیات فارسی گسترش داد، اما در اسلوبِ شاعری خود از نئوکلاسیکهایی بود که زبان و مسائل و موقعیت انسان معاصر را با چارچوبهای قدیمی شعرِ کلاسیک تلفیق میکردند. در عرصههایی چون تاریخ زبان فارسی و وزن در شعر فارسی آثاری مرجع تالیف کرد و شعر زیبای «عقاب» او در حافظه فرهنگی زبان فارسی ثبت شده است. با "هدایت" و "نیما" دوست و همنشین بود، اما در سایه سنگین آنان نزیست و راهِ متمایزِ خود را در شعر و ادب پیش گرفت.
او شاعر و ادیب و زبانشناس بود، اما مدیریت عقلانی او در عرصههای فرهنگی نیز زبانزد بود و هر جا مدیر بود، از وزارت فرهنگ و ریاست بنیاد فرهنگ ایران تا سازمان پیکار با بیسوادی و در فرهنگستان ادب و هنر، آثاری باقی و کارستان از خود به یادگار گذاشت. به قول شاعر نامدارِ ایرانی مرحوم "نادر نادر پور": «دکتر "ناتل خانلری" نه تنها در میانِ هم نسلان خود، بلکه در میان استادان بسیار دان اندک نویسش نیز همانندی نیافته است...
پس از انقلاب بازداشتش کردند، استخوانش را در زندان شکستند و صدروز او را در حبس نگه داشتند و به دلیل شرایط وخیم جسمی آزادش کردند. خانهاش را مصادره کردند و کلیه سوابق کاریاش را نابود. این سرنوشت "پرویز ناتل خانلری" است که عمری به فرهنگ ایرانزمین خدمت کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
چگونه «مهرگان»
پردهای از موسيقی شد؟
🎶🎶
☘️دهم مهر برابر است با جشن مهرگان كه موسيقی مهرگانی از دل آن برآمده است.
☘️مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشنهای ایران است که در دهمين روز از برج مهر برگزار میشود.
مهرگان پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان بوده است و این جشن در جوامع ایرانی بیرون از ایران نیز به گستردگی برگزار میشود.
☘️در جشن مهرگان آهنگ و موسیقی ویژهای نواخته میشد که اکنون آگاهی چندانی درباره جزييات آن بجا نمانده است.
☘️در میان ١٢ مقام نامبرده شده در نسک «موسیقی بزرگ» به نگارش فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است
☘️و نیز نظامی گنجوی در منظومهی #خسرو و #شیرین نام بیست و یکمین لحن از ٣٠ لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.
☘️٣٠ لحن #باربد، به ترتيب برابر با آنچه كه از سرودههای نظامی برمیآيد، چنين است: 🔻
گنج بادآورد، گنج گاو، گنج سوخته، شادروان مرواريد، تخت تاغديسی، ناغوسی، اورنگی، حقه كاووس و در نهايت لحن ۲۱ به مهرگان میرسد.
☘️ #باربد افزونبر آوایی خوش و آزمودگی در نواختن بربط و سهتار در ساختن آهنگ نيز توانايی داشته است و معروف است برای آن كه #خسرو_پرويز از تكرار آن خسته نشود، برای هر روز از سال لحنی ساخته بوده است.
☘️نظامی گنجوی دربارهی لحن مهرگانی سروده است:
چو نو كردی نوای مهرگانی
ببردی هوش خلق از مهربانی.
☘️اينگونه بود كه مهرگان به پردهای از موسيقی تبديل شد. فلسفهی جشن مهرگان سپاسگزاری از پروردگار برای دادههايی است که به انسان ارزانی داشته و استواری دوستی و مهر میان آدمهاست.
#پایا_باد 🌱🌱
جشنهای شاد و نیک ایرانزمینمان.
#زنده_باد 🌹🌹
فرهنگ والا و ناب ایرانزمینمان.
تمدن بزرگ و باشکوه ایرانزمینمان
تاریخ کهن و درخشان ایرانزمینمان.
آیین پاک و نیک نیاکان ایرانیمان.
#جاودان_باد 🌸🌸
مردمان ایرانزمینمان از هر زبان و تیره و تباری.
#پاینده_باد🍁🍁
سرزمین کهن و پر گهرمان، ایران عزیزمان.
ایدون باد
ایدون ترج باد 🙏
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#بخوانیم
چگونه «مهرگان»
پردهای از موسيقی شد؟
🎶🎶
☘️دهم مهر برابر است با جشن مهرگان كه موسيقی مهرگانی از دل آن برآمده است.
☘️مهرگان یا جشن مهر یکی از بزرگترین جشنهای ایران است که در دهمين روز از برج مهر برگزار میشود.
مهرگان پس از نوروز بزرگترین جشن ایرانیان بوده است و این جشن در جوامع ایرانی بیرون از ایران نیز به گستردگی برگزار میشود.
☘️در جشن مهرگان آهنگ و موسیقی ویژهای نواخته میشد که اکنون آگاهی چندانی درباره جزييات آن بجا نمانده است.
☘️در میان ١٢ مقام نامبرده شده در نسک «موسیقی بزرگ» به نگارش فارابی، مقام یازدهم با نام مهرگان ثبت شده است
☘️و نیز نظامی گنجوی در منظومهی #خسرو و #شیرین نام بیست و یکمین لحن از ٣٠ لحن نامبردار شده را «مهرگانی» نوشته است.
☘️٣٠ لحن #باربد، به ترتيب برابر با آنچه كه از سرودههای نظامی برمیآيد، چنين است: 🔻
گنج بادآورد، گنج گاو، گنج سوخته، شادروان مرواريد، تخت تاغديسی، ناغوسی، اورنگی، حقه كاووس و در نهايت لحن ۲۱ به مهرگان میرسد.
☘️ #باربد افزونبر آوایی خوش و آزمودگی در نواختن بربط و سهتار در ساختن آهنگ نيز توانايی داشته است و معروف است برای آن كه #خسرو_پرويز از تكرار آن خسته نشود، برای هر روز از سال لحنی ساخته بوده است.
☘️نظامی گنجوی دربارهی لحن مهرگانی سروده است:
چو نو كردی نوای مهرگانی
ببردی هوش خلق از مهربانی.
☘️اينگونه بود كه مهرگان به پردهای از موسيقی تبديل شد. فلسفهی جشن مهرگان سپاسگزاری از پروردگار برای دادههايی است که به انسان ارزانی داشته و استواری دوستی و مهر میان آدمهاست.
#پایا_باد 🌱🌱
جشنهای شاد و نیک ایرانزمینمان.
#زنده_باد 🌹🌹
فرهنگ والا و ناب ایرانزمینمان.
تمدن بزرگ و باشکوه ایرانزمینمان
تاریخ کهن و درخشان ایرانزمینمان.
آیین پاک و نیک نیاکان ایرانیمان.
#جاودان_باد 🌸🌸
مردمان ایرانزمینمان از هر زبان و تیره و تباری.
#پاینده_باد🍁🍁
سرزمین کهن و پر گهرمان، ایران عزیزمان.
ایدون باد
ایدون ترج باد 🙏
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
هیچ موجودی نیست که وقتی خاک شد و به قلمروی بینیازی پیوست، باز راضی شود که برگردد به دنیای حرکت. به دنیای رویش و جنبش که چیزی نیست غیر از نیاز، نیاز دائم.
#تک_درخت / عبدالحسین زرینکوب
...اگر روی قبرها میزدیم و از مردگان سوال میکردیم آیا دوست دارند باز هم #زنده شوند، سرهای خود را به نشان نفی تکان میدادند. در ضیافت #افلاطون عقیدهی #سقراط نیز همین است، و حتی #ولتر شاد و خوشمشرب نیز اعتراف میکند که «ما زندگی را دوست داریم، اما در کل #نیستی هم نکات مثبت خود را دارد... من نمیدانم زندگی ابدی چیست، اما این زندگی فعلی شوخی ناجوری است.» ...
#شوپنهاور
#جهان_همچون_اراده_و_تصور
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کتاب_ولحظه
هیچ موجودی نیست که وقتی خاک شد و به قلمروی بینیازی پیوست، باز راضی شود که برگردد به دنیای حرکت. به دنیای رویش و جنبش که چیزی نیست غیر از نیاز، نیاز دائم.
#تک_درخت / عبدالحسین زرینکوب
...اگر روی قبرها میزدیم و از مردگان سوال میکردیم آیا دوست دارند باز هم #زنده شوند، سرهای خود را به نشان نفی تکان میدادند. در ضیافت #افلاطون عقیدهی #سقراط نیز همین است، و حتی #ولتر شاد و خوشمشرب نیز اعتراف میکند که «ما زندگی را دوست داریم، اما در کل #نیستی هم نکات مثبت خود را دارد... من نمیدانم زندگی ابدی چیست، اما این زندگی فعلی شوخی ناجوری است.» ...
#شوپنهاور
#جهان_همچون_اراده_و_تصور
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
دو شعر در من سروده شد
دو شعر نوشتم
بیآنکه آرامشی در من ببارد
در "عشق"
از بادبانهای دستهایت
که دو تسلیم اند
و در "یگانگی"
از روستازادهای
که ندارم
سخن گفتهام.
مرا شعری دیگر باید
شعری که من ندانم چیست
شعری که آرامش را
مثل رطوبت خاکهای کهنه
در من بیدار کند.
من هرگز شعر نساختهام
من خود، لحظههایی، شعر بودهام
من خود را نوشتهام
در من، درختها کلمه بودند
چشمهها کلمه بودند
ستارهها کلمه بودند.
و شعر من
تصادم ستاره و درخت بود
فوران درشت چشمه بود
چیزی بود که بیهوده میکوشم تفسیرش کنم.
آهوئی با ساقهای خیس
بیکرانی از علفهای پر شبنم
وزشهای خنک
چرائی
سلانه
سلانه
پرش شبنمها در گذرگاه آهو
و اینهمه
سرشارم نمیکند
میخواهم گریه کنم...
آخرین سرودِ
#زنده_یاد_سعید_سلطانپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی
دو شعر در من سروده شد
دو شعر نوشتم
بیآنکه آرامشی در من ببارد
در "عشق"
از بادبانهای دستهایت
که دو تسلیم اند
و در "یگانگی"
از روستازادهای
که ندارم
سخن گفتهام.
مرا شعری دیگر باید
شعری که من ندانم چیست
شعری که آرامش را
مثل رطوبت خاکهای کهنه
در من بیدار کند.
من هرگز شعر نساختهام
من خود، لحظههایی، شعر بودهام
من خود را نوشتهام
در من، درختها کلمه بودند
چشمهها کلمه بودند
ستارهها کلمه بودند.
و شعر من
تصادم ستاره و درخت بود
فوران درشت چشمه بود
چیزی بود که بیهوده میکوشم تفسیرش کنم.
آهوئی با ساقهای خیس
بیکرانی از علفهای پر شبنم
وزشهای خنک
چرائی
سلانه
سلانه
پرش شبنمها در گذرگاه آهو
و اینهمه
سرشارم نمیکند
میخواهم گریه کنم...
آخرین سرودِ
#زنده_یاد_سعید_سلطانپور
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#دلـــنـــوشـــتـــه_امــــروز
میخواهم با شنیدن آوای ویولن پسرک شادی بخش و شادمانی فروش، رها باشم، همچو پرندههای توچال در باد سمج بهار. شاید این رقص یاس مزمن در من کمی آرام گیرد.
📹ویدیو پیشرو همراهی رقصنده بانوی ایرانی #مهتاب با پسرک ویولننواز ایرانی در میدان تجریش تهران🎻💃 را نشان میدهد. #ایرانزمین زیبا با مردمانی سرخوش و شادمان. با مردمانی هنرمند و خوش ذوق. با مردمانی با فرهنگ و با تمدن 💚🤍❤️
افسوس که اهریمن خشک و خشن ۱۴۰۰ساله تازی بیابانی سایهی شومش افکنده بر #ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان.
جز نابودی این اهریمن وحشتناک دد تازی در سرزمین نازنینمان #ایران آرزوی بزرگ دگری ندارم.
#پاینده_باد_ایران💚
#زنده_باد_ایرانیان🤍
#آزاد_باد_ایرانیان❤️
پینوشت:
آنگونه که در خبرها آمده است رژیم کثیف اسلامی پیج اینستاگرام خانوم #مهتاب این دختر بیباک ایرانزمین را بدست گرفتند و بستند.
باشد به روز و روزگارانی که از آن ایرانیان باشد که آن روز و روزگار دیر نیست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#دلـــنـــوشـــتـــه_امــــروز
میخواهم با شنیدن آوای ویولن پسرک شادی بخش و شادمانی فروش، رها باشم، همچو پرندههای توچال در باد سمج بهار. شاید این رقص یاس مزمن در من کمی آرام گیرد.
📹ویدیو پیشرو همراهی رقصنده بانوی ایرانی #مهتاب با پسرک ویولننواز ایرانی در میدان تجریش تهران🎻💃 را نشان میدهد. #ایرانزمین زیبا با مردمانی سرخوش و شادمان. با مردمانی هنرمند و خوش ذوق. با مردمانی با فرهنگ و با تمدن 💚🤍❤️
افسوس که اهریمن خشک و خشن ۱۴۰۰ساله تازی بیابانی سایهی شومش افکنده بر #ایرانزمین کهن پرگهر اهوراییمان.
جز نابودی این اهریمن وحشتناک دد تازی در سرزمین نازنینمان #ایران آرزوی بزرگ دگری ندارم.
#پاینده_باد_ایران💚
#زنده_باد_ایرانیان🤍
#آزاد_باد_ایرانیان❤️
پینوشت:
آنگونه که در خبرها آمده است رژیم کثیف اسلامی پیج اینستاگرام خانوم #مهتاب این دختر بیباک ایرانزمین را بدست گرفتند و بستند.
باشد به روز و روزگارانی که از آن ایرانیان باشد که آن روز و روزگار دیر نیست.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
در سالهای پایان زندگی و در جشن تولد ملکه الیزابت از وی پرسیدند:
شما چکار مهمی و مثبتی در دنیا انجام دادهاید؟
ملکه انگلیس کاملن ریلکس و با تبسمی گفت:
من هیچکاری نکردم تنها جای دو چیز را باهم عوض کردم. جای فروپاشی ایران و شوروی را.
اگر اول شوروی فرو میپاشید تمام شهرها و مناطقی که با عهدنامههای قاجاریان از ایران جدا شده بود دوباره به ایران مُلحق میشد و آنگاه ایران امپراتوریی میشد که از هم پاشیدنش با حکومت پهلویها محال بود و دقیقن یک بلوک شرق قویتر از شوروی شکل میگرفت. پس عاقلانه بود اول خود ایران با طرحی بنام انقلاب اسلامی از هم بپاشد و سپس فروپاشی شوروی انجام شود.
در حالیکه در برنامه اصلی اول قرار بود شوروی از هم بپاشد سپس ایران ، انا من جای این دو فروپاشی را باهم عوض کردم.
(گزیدهای از کتاب، تاریخ کینگ دام،
نوشته، رابرت راجرز
انتشارات. استوروتمن)
نخستین ننگ و نفرین همیشگی آفرینش بر اسلام اهریمنی تازیان.
دومین ننگ و نفرین همیشگی آفرینش بر انگلیس اهریمن.
#زنده_وپاینده_باد_ایران_وایرانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📕
در سالهای پایان زندگی و در جشن تولد ملکه الیزابت از وی پرسیدند:
شما چکار مهمی و مثبتی در دنیا انجام دادهاید؟
ملکه انگلیس کاملن ریلکس و با تبسمی گفت:
من هیچکاری نکردم تنها جای دو چیز را باهم عوض کردم. جای فروپاشی ایران و شوروی را.
اگر اول شوروی فرو میپاشید تمام شهرها و مناطقی که با عهدنامههای قاجاریان از ایران جدا شده بود دوباره به ایران مُلحق میشد و آنگاه ایران امپراتوریی میشد که از هم پاشیدنش با حکومت پهلویها محال بود و دقیقن یک بلوک شرق قویتر از شوروی شکل میگرفت. پس عاقلانه بود اول خود ایران با طرحی بنام انقلاب اسلامی از هم بپاشد و سپس فروپاشی شوروی انجام شود.
در حالیکه در برنامه اصلی اول قرار بود شوروی از هم بپاشد سپس ایران ، انا من جای این دو فروپاشی را باهم عوض کردم.
(گزیدهای از کتاب، تاریخ کینگ دام،
نوشته، رابرت راجرز
انتشارات. استوروتمن)
نخستین ننگ و نفرین همیشگی آفرینش بر اسلام اهریمنی تازیان.
دومین ننگ و نفرین همیشگی آفرینش بر انگلیس اهریمن.
#زنده_وپاینده_باد_ایران_وایرانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity