This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#میراث_سرزمینم
مکانهای مشهوری در دنیا که نامشان ریشه ایرانی دارد...
در این #ویدیو نگاهی میاندازیم به ۹ مکان مشهور در دنیا که نامشان ریشه #فارسی دارد. کدامشان را از قبل میشناختید!؟
حتما ببینید👌☘️
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
مکانهای مشهوری در دنیا که نامشان ریشه ایرانی دارد...
در این #ویدیو نگاهی میاندازیم به ۹ مکان مشهور در دنیا که نامشان ریشه #فارسی دارد. کدامشان را از قبل میشناختید!؟
حتما ببینید👌☘️
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_ترانه
#سرود_ای_ایران
#شاعر_حسین_گل_گلاب (زادهٔ ۱۲۷۶ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۶۳ در تهران) گیاهشناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقیدان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سرودههای مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.
تاریخ تولد: ۱۸۹۵، کرمان
تاریخ مرگ: ۱۳ مارس ۱۹۸۵
محل دفن: بهشت زهرا (س)
آثار: سرود ای ایران (ترانه)
والدین: مهدی مصورالملک، بانو ایران
آموزش: دارالفنون، دانشگاه تهران
#حسین_گل_گلاب #سراینده سرود «#ای_ایران» است. بنا بر روایتی پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس و آمریکا در سال ۱۳۲۳، یک روز زمانی که گلگلاب از خیابان هدایت رد میشدهاست، متوجه حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم میشود. به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت (محله ولیآباد) میرود و با ناراحتی این جریان را برای #روحالله_خالقی تعریف میکند. خالقی بسیار متأثر میشود. این موضوع #انگیزهای میشود تا #خالقی آهنگی بسازد و #گل_گلاب شعرش را بنویسد. حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است که نخستین اجرای آن، در ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در نخستین کنسرت ارکستر انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران، در خیابان استانبول برای دو شب متوالی برگزار شد. این سرود در همان مجلس سه بار تکرار شد و هر بار شور و هیجانی را در جمع به وجود آورد. استقبال و تأثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را به مرکز پخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر، مربوط به سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که #غلامحسین_بنان، خواننده محبوب این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در #آواز_دشتی ساخته شده و ملودی اصلیاش از برخی از نغمههای موسیقی #بختیاری که از فضایی #حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگیهای آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن #فارسی هستند.
«#ای_ایران» نام یکی از مشهورترین سرودهای میهنی و#ملیگرایانه ایران، ساخته #روحالله_خالقی است که میتوان آن را سرود ملی غیررسمی ایرانیان دانست.سرود «ای ایران» به ثبت ملی رسیدهاست.
متن شعر:
ای ایران ای مرز پرگُهرای خاکت سرچشمهٔ هنردور از تو اندیشهٔ بَدان پاینده مانی تو جاودان ای، دشمن اَر تو سنگ خارهای مَن آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماسنگ کوهت درّ و گوهر است خاک دشتت بهتر از زَر است مهرت از دل کِی بُرون کنم بَرگو بی مهرِ تو چون کنم تا، گردش جهان و دور آسمان به پاست نورِ ایزدی همیشه رَهنمای ماست مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماایران ای خٌرّم بِهِشت من روشن از تو سرنوشت من گَر آتش بارد به پِیکرم جز مهرت در دل نپرورم از، آب و خاک و مهرِ تو سِرشته شٌد گِلم مهر اگر برون شود تهی شود دِلم مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ما
#روحالله_خالقی
آهنگساز و نوازنده ایرانی
روحالله خالقی (زادهٔ ۱۲۸۵ خورشیدی در ماهان کرمان – درگذشتهٔ ۲۱ آبان ۱۳۴۴ در سالزبورگ اتریش) موسیقیدان، آهنگساز و نوازندهٔ ویولن اهل ایران بود. وی آهنگساز سرود معروف «#ای_ایران» بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده میشود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران، دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی همعصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریهای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشتهاست.
اگر تنها کار روح الله خالقی در موسیقی ساخت سرود «ای ایران» میبود، همین برای جاودانه شدنش در صحنهٔ تاریخ هنر ایران کفایت میکرد. اما او تاروپودش به موسیقی ایرانی گره خورده بود. بی توجه به خشم پدرش در کلاس درس وزیری نشست و ادامهدهندهٔ راه او در موسیقی شد. مرکزی ملی برای آموزش موسیقی ایرانی تاسیس کرد، روحتاریخ موسیقی نوشت و تصنیفهایی ساخت که هنوز تازه و شنیدنی هستند. حیف که عمرش کوتاه بود. یادش گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#تفسیر_یک_ترانه
#سرود_ای_ایران
#شاعر_حسین_گل_گلاب (زادهٔ ۱۲۷۶ در تهران – درگذشتهٔ ۱۳۶۳ در تهران) گیاهشناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقیدان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبانهای فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادلیابی برای واژههای علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سرودههای مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.
تاریخ تولد: ۱۸۹۵، کرمان
تاریخ مرگ: ۱۳ مارس ۱۹۸۵
محل دفن: بهشت زهرا (س)
آثار: سرود ای ایران (ترانه)
والدین: مهدی مصورالملک، بانو ایران
آموزش: دارالفنون، دانشگاه تهران
#حسین_گل_گلاب #سراینده سرود «#ای_ایران» است. بنا بر روایتی پس از جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط قوای روس و انگلیس و آمریکا در سال ۱۳۲۳، یک روز زمانی که گلگلاب از خیابان هدایت رد میشدهاست، متوجه حرکات دور از نزاکت بعضی از سربازان خارجی با مردم میشود. به انجمن موسیقی ملی در خیابان هدایت (محله ولیآباد) میرود و با ناراحتی این جریان را برای #روحالله_خالقی تعریف میکند. خالقی بسیار متأثر میشود. این موضوع #انگیزهای میشود تا #خالقی آهنگی بسازد و #گل_گلاب شعرش را بنویسد. حاصل این همکاری سرود «ای ایران» است که نخستین اجرای آن، در ۲۷ مهرماه ۱۳۲۳ در نخستین کنسرت ارکستر انجمن موسیقی ملی در سالن سینما تهران، در خیابان استانبول برای دو شب متوالی برگزار شد. این سرود در همان مجلس سه بار تکرار شد و هر بار شور و هیجانی را در جمع به وجود آورد. استقبال و تأثیر این سرود باعث شد که وزیر فرهنگ وقت، هیئت نوازندگان را به مرکز پخش صدا فرستاد تا صفحهای از آن ضبط و همه روزه از رادیو تهران پخش شود. اجرای دیگر، مربوط به سالهای ۱۳۳۷ تا ۱۳۴۲ در ارکستر بزرگ «گلها» است که #غلامحسین_بنان، خواننده محبوب این سرود را خواند. سرود «ای ایران» در #آواز_دشتی ساخته شده و ملودی اصلیاش از برخی از نغمههای موسیقی #بختیاری که از فضایی #حماسی برخوردارند، وام گرفته شده. از دیگر ویژگیهای آن این است که کلمات بیگانه کمی در آن استفاده شده و بیشتر واژگان آن #فارسی هستند.
«#ای_ایران» نام یکی از مشهورترین سرودهای میهنی و#ملیگرایانه ایران، ساخته #روحالله_خالقی است که میتوان آن را سرود ملی غیررسمی ایرانیان دانست.سرود «ای ایران» به ثبت ملی رسیدهاست.
متن شعر:
ای ایران ای مرز پرگُهرای خاکت سرچشمهٔ هنردور از تو اندیشهٔ بَدان پاینده مانی تو جاودان ای، دشمن اَر تو سنگ خارهای مَن آهنم جان من فدای خاک پاک میهنم مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماسنگ کوهت درّ و گوهر است خاک دشتت بهتر از زَر است مهرت از دل کِی بُرون کنم بَرگو بی مهرِ تو چون کنم تا، گردش جهان و دور آسمان به پاست نورِ ایزدی همیشه رَهنمای ماست مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ماایران ای خٌرّم بِهِشت من روشن از تو سرنوشت من گَر آتش بارد به پِیکرم جز مهرت در دل نپرورم از، آب و خاک و مهرِ تو سِرشته شٌد گِلم مهر اگر برون شود تهی شود دِلم مهر تو چون، شد پیشهام دور از تو نیست، اندیشهام در راه تو، کِی ارزشی دارد این جان ماپاینده باد خاک ایران ما
#روحالله_خالقی
آهنگساز و نوازنده ایرانی
روحالله خالقی (زادهٔ ۱۲۸۵ خورشیدی در ماهان کرمان – درگذشتهٔ ۲۱ آبان ۱۳۴۴ در سالزبورگ اتریش) موسیقیدان، آهنگساز و نوازندهٔ ویولن اهل ایران بود. وی آهنگساز سرود معروف «#ای_ایران» بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده میشود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران، دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقیدانان و نوازندگان ایرانی همعصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریهای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشتهاست.
اگر تنها کار روح الله خالقی در موسیقی ساخت سرود «ای ایران» میبود، همین برای جاودانه شدنش در صحنهٔ تاریخ هنر ایران کفایت میکرد. اما او تاروپودش به موسیقی ایرانی گره خورده بود. بی توجه به خشم پدرش در کلاس درس وزیری نشست و ادامهدهندهٔ راه او در موسیقی شد. مرکزی ملی برای آموزش موسیقی ایرانی تاسیس کرد، روحتاریخ موسیقی نوشت و تصنیفهایی ساخت که هنوز تازه و شنیدنی هستند. حیف که عمرش کوتاه بود. یادش گرامی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌸🌿
🔴#بخوانیم
"هویت ایرانی"
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
خداوند هيچ کافری را گير قوم فراش نيندازد!
ديگر پيرت می داند که اين پدر آمرزيدهها در يک آب خوردن چه بر سر ما آوردند. تنها چيزی که توانستيم از دستشان سالم بيرون بياوريم يکی کلاه فرنگيمان بود و ديگری ايمانمان که معلوم شد به هيچ کدام احتياجی نداشتند...
📚#فارسی_شکر_است
#محمدعلی_جمالزاده
بارالها ما زنها مگر بچههای صیغهایِ خلقت هستیم؟!! مگر دختر چه گناهی کرده که وقتی زن آبستن میشود مدام دعا میکند که خدایا دختر نباشد.
برای چه ما زنها باید هر ماه باج ضعف و ناتوانی خود را بصورت مقداری از خون خودمان نثار طبیعت غدّار کنیم؟!!
آمدیم و راستی عقلمان کوتاه و گیسمان دراز باشد، تازه تقصیر با کیست؟! میگویند اهل مکر و خدعهایم. اگر مکار بودیم اینطور ذلیل نمیشدیم. هنوز عروسکیم که عروس میشویم و هنوز دهانمان بوی شیر میدهد که باید بچه شیر بدهیم. کدام حیوانی است که نه ماه تمام آبستن باشد و کدام جانوری است که بچهاش را یکسال و دوسال شیر بدهد. اگر یک مرد پیدا میشد که سنگی به وزن یک بچه به شکم خود ببندد و نه ماه تمام با خود بکشد، آنوقت معلوم میشد که ما زنها نه ماه تمام چه میکشیم و چطور جانمان به لبمان میرسد تا بچه به دنیا بیاید و هنوز نفس تازه نکرده ایم که دوباره باید از سر بگیریم. خدایا چه عیبی داشت ما هم مثل پرندگان تخم میگذاشتیم و چند صباحی رویِ تخم میخوابیدیم و بچه در میآوردیم!!
اگر پدر نان میدهد مادر باید جان بدهد تا بچه دندان در بیاورد و راه بیفتد و نان خوردن و نان پیداکردن را یاد بگیرد.
خداوندا اگر مزه زن بودن را میچشیدی،
یا اصلا زن خلق نمیکردی و یا طوری خلق میکردی که سزاوار عدالت و رحمانیت تو باشد.
#صحرای_محشر
محمدعلی جمالزاده
خداوند اگر به کسی نعمت شارلاتانی و چاخانی و وقاحت داده باشد در این مرز و بوم نانش تو روغن است و روی سبیل قیصر نقاره می زند.
تا این قماش اشخاص تاج سر ما هستند رنگ رستگاری را نخواهیم دید. خاک بر سرمان که تقصیر خودمان است.
اصلا ایرانی بت ساز و بت پرست خلق شده است و چشمش کور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود ...!
📙#آسمان_و_ریسمان
#محمدعلی_جمالزاده
با همه قیافهای که به خود می گیرند هیچ کار دنیا را به جد نمی گیرند مگر در سه مورد مخصوص یکی شکم ، و یکی کیسه ، و یکی تنبان ...
وقتی پای این سه چیز به میان آید یوسف را به کلافی و خدا را به خرمایی می فروشند. چطور می خواهی دلم به حال این مردم دوز و کلکی مزاج نسوزد که برای حل و فصل معضلات امور و مشکلات دنیا تنها به سه طریقه معتقدند که عبارت است از سر هم بندی ، ماست مالی و روش مرضیه ساخت و پاخت ...
این هر سه از مبتکرات فکر بدیع و از کشفیات قریحه سرشار خودشان است و در این میدان الحق که گوی سبقت را از جهان و جهانیان ربوده اند !
#محمد_علی_جمالزاده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
ديگر پيرت می داند که اين پدر آمرزيدهها در يک آب خوردن چه بر سر ما آوردند. تنها چيزی که توانستيم از دستشان سالم بيرون بياوريم يکی کلاه فرنگيمان بود و ديگری ايمانمان که معلوم شد به هيچ کدام احتياجی نداشتند...
📚#فارسی_شکر_است
#محمدعلی_جمالزاده
بارالها ما زنها مگر بچههای صیغهایِ خلقت هستیم؟!! مگر دختر چه گناهی کرده که وقتی زن آبستن میشود مدام دعا میکند که خدایا دختر نباشد.
برای چه ما زنها باید هر ماه باج ضعف و ناتوانی خود را بصورت مقداری از خون خودمان نثار طبیعت غدّار کنیم؟!!
آمدیم و راستی عقلمان کوتاه و گیسمان دراز باشد، تازه تقصیر با کیست؟! میگویند اهل مکر و خدعهایم. اگر مکار بودیم اینطور ذلیل نمیشدیم. هنوز عروسکیم که عروس میشویم و هنوز دهانمان بوی شیر میدهد که باید بچه شیر بدهیم. کدام حیوانی است که نه ماه تمام آبستن باشد و کدام جانوری است که بچهاش را یکسال و دوسال شیر بدهد. اگر یک مرد پیدا میشد که سنگی به وزن یک بچه به شکم خود ببندد و نه ماه تمام با خود بکشد، آنوقت معلوم میشد که ما زنها نه ماه تمام چه میکشیم و چطور جانمان به لبمان میرسد تا بچه به دنیا بیاید و هنوز نفس تازه نکرده ایم که دوباره باید از سر بگیریم. خدایا چه عیبی داشت ما هم مثل پرندگان تخم میگذاشتیم و چند صباحی رویِ تخم میخوابیدیم و بچه در میآوردیم!!
اگر پدر نان میدهد مادر باید جان بدهد تا بچه دندان در بیاورد و راه بیفتد و نان خوردن و نان پیداکردن را یاد بگیرد.
خداوندا اگر مزه زن بودن را میچشیدی،
یا اصلا زن خلق نمیکردی و یا طوری خلق میکردی که سزاوار عدالت و رحمانیت تو باشد.
#صحرای_محشر
محمدعلی جمالزاده
خداوند اگر به کسی نعمت شارلاتانی و چاخانی و وقاحت داده باشد در این مرز و بوم نانش تو روغن است و روی سبیل قیصر نقاره می زند.
تا این قماش اشخاص تاج سر ما هستند رنگ رستگاری را نخواهیم دید. خاک بر سرمان که تقصیر خودمان است.
اصلا ایرانی بت ساز و بت پرست خلق شده است و چشمش کور تا بوده چنین بوده و تا هست چنین خواهد بود ...!
📙#آسمان_و_ریسمان
#محمدعلی_جمالزاده
با همه قیافهای که به خود می گیرند هیچ کار دنیا را به جد نمی گیرند مگر در سه مورد مخصوص یکی شکم ، و یکی کیسه ، و یکی تنبان ...
وقتی پای این سه چیز به میان آید یوسف را به کلافی و خدا را به خرمایی می فروشند. چطور می خواهی دلم به حال این مردم دوز و کلکی مزاج نسوزد که برای حل و فصل معضلات امور و مشکلات دنیا تنها به سه طریقه معتقدند که عبارت است از سر هم بندی ، ماست مالی و روش مرضیه ساخت و پاخت ...
این هر سه از مبتکرات فکر بدیع و از کشفیات قریحه سرشار خودشان است و در این میدان الحق که گوی سبقت را از جهان و جهانیان ربوده اند !
#محمد_علی_جمالزاده
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity