🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"

...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.

یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.

یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 ##امروز_در_تاریخ
آدینه #2شهریور
#24آگوست

چهل و هفت سال طول کشيد تا يک وزير امورخارجه آمريکا به طور ضمني اعتراف کرد که دولت آمريکا در براندازي حکومت دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳ دخالت داشت. مادلين آلبرايت وزير امورخارجه دولت کلينتون (از حزب دمکرات ) در آخرين سال وزارتش در مراسمي گفت که دولت انگلستان در سال ۱۹۵۲ اصرار فراوان کرد که دولت دکتر مصدق برانداخته شود ولي ترومن نپذيرفت و پيشنهاد انگلستان را رد کرد و دولت آيزنهاور که به اين کار تن داد بعدا استدلال کرد که اين مداخله به دلايل استراتژيک لازم بود، حال آن به نظر من (بانو آلبرايت ) براندازي دولت دکتر مصدق يک عقب نشيني از تحول و تکامل دمکراسي و ايجاد بنياد هاي سياسي (حزب و روزنامه آزاد و مستقل) در ايران بود.

۱۳۴۹خ-شرکت واحد اتوبوسرانی خطوط سریع السیر و (شب رو) تأسیس و به کار انداخت

۱۳۰۰خ-روزنامه طوفان به مديريت محمد فرخي يزدي با كليشه سرخ و سبك طرفداري از طبقه رنجبر و دهقان منتشر شد سردبيري روزنامه را موسوي زاده يزدي عهده دار است

۷۹م- كوه وزوويوس در جنوب ايتاليا ناگهان دست به آتشفشاني زد و سه شهر آباد پمپی، هركولائوم و ستابيائه را با همه آثار تمدن و دهها هزار سكنه در زير مواد مذاب و خاكستر آتشفشانی مدفون كرد

۱۵۷۲م-كه در فرانسه به روز "Bartholomew" معروف است كاتوليكهاي اين كشور كه دارای اكثريت مذهبی هستند از بامداد تا شامگاه اين روز در شهر پاريس هفتاد هزار پروتستان - مرد، زن و كودك - را سر بريدند؛ زيرا كه شاهزاده پروتستان به نام "هانری ناوار" با خواهر شاه كاتوليك فرانسه ازدواج كرده بود و كاتوليكها از آن بيم داشتند كه سلطنت به دست پروتستانها افتد

۱۹۶۶م- دانشمندان شوروي سفينه لونا ـ ۱۱ را در مدار ماه (قمر زمين) قرار دادند.

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
🌿زادروزها:

🌿۴۷۳ق-حکیم #سنایی_غزنوی
«حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی » شاعر پرآوازه ایرانی در غزنین متولد شد. این استاد مسلم شعر فارسی در جوانی به سرودن شعر پرداخت و ابتدا رجال و بزرگان را مدح می گفت اما یکباره تحولی شگرف در او پدید آمد

🌿۱۲۹۸خ- احمد رائض هنرمند میناتور میناکار و تذهیب

🌿۱۳۲۹خ - حسن سلطانی تودشکی

🌿۱۳۶۰خ - فرشید طالبی

🌿۱۳۶۲خ - محمد صلصالی

🌿۱۳۵۴- سعدالله نصیری

🌿۱۷۸۰م- ژان اگوست دومینیک انگر، نقاش نئوکلاسیک فرانسوی

🌿۱۸۹۹م- #خورخه_لوئیس_بورخس، نویسنده و شاعر آرژانتینی

🌿۱۹۴۷م- #پائولو_کوئلیو، نویسنده برزیلی

🌿۱۹۴۸م- #ژان_میشل_ژار، آهنگساز فرانسوی

🌿۱۹۷۷م- روبرت انکه، فوتبالیست آلمانی

🌿۱۹۸۸م- روپرت گرینت، بازیگر انگلیسی


🍂درگذشتگان:

🍂۱۳۵۷خ- محمد پروین دولت آبادی محقق و مترجم

🍂۱۳۵۷خ-شهادت سید علی اندرزگو

🍂۱۵۷۷م- شاه اسماعيل دوم از سلسله صفوی كه مردی سفاك بود و شهر قزوين را به قتلگاه خاندان صفوی و رجال وقت تبديل كرده بود، ناگهان درگذشت. وی كه دو سال سلطنت كرده بود جانشين شاه طهماسب شده بود كه ۴۳ سال سلطنت كرد. شاه طهماسب شهر قزوين را پايتخت ايران كرده بود.

🍂۱۳۱۲ق-ابوالفضل ساوجی عالم و خوشنویس برجسته ایرانی

🍂۱۹۰۰م-"فردريك نيچه" فيلسوف شهير آلمانی و واضع نظريه ابرمرد

🍂۱۵۴۰م- پارمیجانینو، نقاش ایتالیایی

🍂۱۸۳۲م- نیکولا سعدی کارنو، فیزیک‌دان فرانسوی

🍂۱۸۸۸م- رودلف کلاوزیوس، ریاضی-فیزیکدان آلمانی

🍂۲۰۰۹م- تونی زایلر، ورزشکار رشتهٔ اسکی آلپاین اتریشی

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 ##زادروز
ابوالمجد مجدود بن آدم #سنایی_غزنوی (۴۷۳-۵۴۵ قمری)، در شهر غزنه واقع در افغانستان به‌دنیا آمد.
وی از بزرگ‌ترین صوفیان و شاعران قصیده‌گو و
مثنوی‌سرای زبان پارسی است...
ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی یا حکیم سنایی(۴۷۳-۵۴۵ قمری)، در شهر غزنه واقع در افغانستان امروزی به‌دنیا آمد. وی از بزرگ‌ترین صوفیان و شاعران قصیده‌گو ومثنوی‌سرای زبان پارسی است، که در سدهٔ ششم هجری می‌زیسته‌است. برخی معتقدند که سنایی شاعری است که برای نخستین بار عرفان را به صورت جدی وارد شعر فارسی کرد ولی صوفیان پیش از او نیز در اشعار خود مضامین عرفانی را بیان کرده‌اند که می‌توان به شاهنامه فردوسی اشاره کرد. تصوف سنایی با آن‌که از سخنان قلندران و اهل ملامت نیز مایه می‌گیرد، چیزی معتدل است.
سنایی طی عمر خود سه حالت شخصیتی مختلف پیدا کرده‌است. نخست مداح و هجاگوی بوده، پس از آن وعظ و نقد اجتماعی روی آورده و دست آخر عاشق و قلندر و عارف شده‌است. سنایی تا آخر عمر گرفتار این سه حالت بوده‌است

نوع فایل: Pdf
کتاب دیوان شعر درپایان پست تقدیم می گردد
برای دانلود رمان فایل زیر رالمس ڪنید.


🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴##استاد_فریدون_جنیدی

‏« ﻣﺮﺍ ﭘﺮﻭﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﺎﻥ ﻣﯽﭘﺮﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ، ﯾﻌﻨﯽﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ، ﺧﻮﺩ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﮑﺎﻭﻧﺪ ﻭ ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﻨﺪ .‏»
#ﺳﻨﺎﯾﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ :
ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﻣﯽ ﻫﻤﯽ ﺟﻮﯾﯽ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻋﯿﺴﯽ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺷﺪ ﯾﻠﺪﺍ
......
‏« ﯾﻠﺪﺍ‏» ﻟﻐﺖ ﺳﺮﯾﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﯿﻼﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ، ﺑﺎ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ ﺗﻄﺒﯿﻖ ﻣﯽﮐﺮﺩﻩ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦﺭﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﻧﺎﻣﯿﺪه اند . ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺟﺸﻦ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ ﮐﻪ ﺩﺭ 25 ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ ﺗﺜﺒﯿﺖ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺍﺻﻞﺟﺸﻦ ﻇﻬﻮﺭ #ﻣﯿﺘﺮﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺤﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﯿﻼﺩﯼ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪ ﻋﯿﺴﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ .ﺩﺭ #ﺍﯾﺮﺍﻥ_ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ، ﺑﺮﺍﯼ #ﺩﯼ_ﻣﺎﻩ #ﭼﻬﺎﺭ_ﺟﺸﻦ_ﻭﺟﻮﺩ_ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ #ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ_ﺍﻭﻝ_ﻫﺸﺘﻢ_ﭘﺎﻧﺰﺩﻫﻢ_و_ﺑﯿﺴﺖﻭ_ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩ. ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ، ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﯼ ﻣﺎﻩ، ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭﺍﺯﺗﺮﯾﻦ ﺷﺐﺍﻭﻝ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﮐﻪ ‏( ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ، ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﺐ ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﻮﺱ، ﺁﻏﺎﺯ ﺟﺪﯼ ‏) ﺍﺳﺖ، ﺭﺍ ﺟﺸﻦ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻗﺪﯾﻢ، ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ #ﺷﺐ_ﭼﻠﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ . ﻣﺮﺩﻡ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﻭﻣﺎﻩ ﯾﺎﺩﻭﺑﺨﺶ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ 40 ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﺍ #ﭼﻠﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ 40 ﺭﻭﺯ ﺁﺧﺮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﺼﺎﺩﻑ ﺑﺎ #ﺟﺸﻦ_ﺳﺪﻩ ﺍﺳﺖ #ﭼﻠﻪ_ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ .ﭘﯿﺸﯿﻨﯿﺎﻥ ﺑﺮ این ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﺪﯼﻫﺎ ‏( ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ‏) ﺑﺎ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺧﻮﺑﯽﻫﺎ‏( ﺍﻣﺸﺎﺳﭙﻨﺪﺍﻥ ‏) ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﺮﺩ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻃﻮﻻﻧﯽﺗﺮﯾﻦ ﺷﺐ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺧﻮﺑﯽﻫﺎ، ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺻﺒﺢﺑﻌﺪ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻣﺠﺪﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ . ﺯﺍﯾﺶ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﯼ ﺭﺍ، ﺁﯾﯿﻦﻫﺎ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﯼﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﮐﻬﻦ، ﺁﻏﺎﺯ ﺳﺎﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ اند ﻭ ﺑﻪ ﺷﮕﻮﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﮓ ﺷﺒﻬﺎﯼ
ﺍﻫﺮﯾﻤﻨﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ، ﺭﻭﺯﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩ.
#ﭼﻠﻪ_ﻧﺎﻡ_پاﺭﺳﯽ_ﺍﯾﻦ_ﺟﺸﻦ_ﺍﺳﺖ ﻭﯾﻠﺪﺍ ﯾﮏ ﻧﺎﻡ ﺳﺮﯾﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭﭘﯿﺶ ﺗﺮ ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﮐﻠﻤﻪ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯽﺭﻓﺖ ﻭﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﯿﺴﺖ ،ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺑﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﯾﮏ ﺟﺸﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﻨﺪ .

ﺑﻨﯿﺎﺩ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ
#ﺍﺳﺘﺎﺩ_ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ_ﺟﻨﯿﺪﯼ

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#امروز_در_تاریخ
#شنبه #2شهریور
#24آگوست

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#شهریور بود
که همراه با رسیدن انگورها
بالغ شدم.

همان روزها
که ریسمانی سیاه ،
ستاره‌ها را
از آسمان به زمین کشید

همان تابستان شوم
که تاک‌های جوان را
به دو نیم کردند.

من، غوره‌ای بودم
که شراب شدم.

🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

چهل و هفت سال طول کشيد تا يک وزير امورخارجه آمريکا به طور ضمني اعتراف کرد که دولت آمريکا در براندازي حکومت دکتر مصدق در سال ۱۹۵۳ دخالت داشت. مادلين آلبرايت وزير امورخارجه دولت کلينتون (از حزب دمکرات ) در آخرين سال وزارتش در مراسمي گفت که دولت انگلستان در سال ۱۹۵۲ اصرار فراوان کرد که دولت دکتر مصدق برانداخته شود ولي ترومن نپذيرفت و پيشنهاد انگلستان را رد کرد و دولت آيزنهاور که به اين کار تن داد بعدا استدلال کرد که اين مداخله به دلايل استراتژيک لازم بود، حال آن به نظر من (بانو آلبرايت ) براندازي دولت دکتر مصدق يک عقب نشيني از تحول و تکامل دمکراسي و ايجاد بنياد هاي سياسي (حزب و روزنامه آزاد و مستقل) در ايران بود.
۱۳۴۹خ-شرکت واحد اتوبوسرانی خطوط سریع السیر و (شب رو) تأسیس و به کار انداخت
۱۳۰۰خ-روزنامه طوفان به مديريت محمد فرخي يزدي با كليشه سرخ و سبك طرفداري از طبقه رنجبر و دهقان منتشر شد سردبيري روزنامه را موسوي زاده يزدي عهده دار است
۷۹م- كوه وزوويوس در جنوب ايتاليا ناگهان دست به آتشفشاني زد و سه شهر آباد پمپی، هركولائوم و ستابيائه را با همه آثار تمدن و دهها هزار سكنه در زير مواد مذاب و خاكستر آتشفشانی مدفون كرد
۱۵۷۲م-كه در فرانسه به روز "Bartholomew" معروف است كاتوليكهاي اين كشور كه دارای اكثريت مذهبی هستند از بامداد تا شامگاه اين روز در شهر پاريس هفتاد هزار پروتستان - مرد، زن و كودك - را سر بريدند؛ زيرا كه شاهزاده پروتستان به نام "هانری ناوار" با خواهر شاه كاتوليك فرانسه ازدواج كرده بود و كاتوليكها از آن بيم داشتند كه سلطنت به دست پروتستانها افتد
۱۹۶۶م- دانشمندان شوروي سفينه لونا ـ ۱۱ را در مدار ماه (قمر زمين) قرار دادند.

🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
#زادروزها:

🌿۴۷۳ق-حکیم #سنایی_غزنوی
«حکیم ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی » شاعر پرآوازه ایرانی در غزنین متولد شد. این استاد مسلم شعر فارسی در جوانی به سرودن شعر پرداخت و ابتدا رجال و بزرگان را مدح می گفت اما یکباره تحولی شگرف در او پدید آمد
🌿۱۲۹۸خ- احمد رائض هنرمند میناتور میناکار و تذهیب
🌿۱۳۲۹خ - حسن سلطانی تودشکی
🌿۱۳۶۰خ - فرشید طالبی
🌿۱۳۶۲خ - محمد صلصالی
🌿۱۳۵۴- سعدالله نصیری
🌿۱۷۸۰م- ژان اگوست دومینیک انگر، نقاش نئوکلاسیک فرانسوی
🌿۱۸۹۹م- #خورخه_لوئیس_بورخس، نویسنده و شاعر آرژانتینی
🌿۱۹۴۷م- #پائولو_کوئلیو، نویسنده برزیلی
🌿۱۹۴۸م- #ژان_میشل_ژار، آهنگساز فرانسوی
🌿۱۹۷۷م- روبرت انکه، فوتبالیست آلمانی
🌿۱۹۸۸م- روپرت گرینت، بازیگر انگلیسی

#درگذشتگان

🍂۱۳۵۷خ- محمد پروین دولت آبادی محقق و مترجم
🍂۱۳۵۷خ-شهادت سید علی اندرزگو
🍂۱۵۷۷م- شاه اسماعيل دوم از سلسله صفوی كه مردی سفاك بود و شهر قزوين را به قتلگاه خاندان صفوی و رجال وقت تبديل كرده بود، ناگهان درگذشت. وی كه دو سال سلطنت كرده بود جانشين شاه طهماسب شده بود كه ۴۳ سال سلطنت كرد. شاه طهماسب شهر قزوين را پايتخت ايران كرده بود.
🍂۱۳۱۲ق-ابوالفضل ساوجی عالم و خوشنویس برجسته ایرانی
🍂۱۹۰۰م-"فردريك نيچه" فيلسوف شهير آلمانی و واضع نظريه ابرمرد
🍂۱۵۴۰م- پارمیجانینو، نقاش ایتالیایی
🍂۱۸۳۲م- نیکولا سعدی کارنو، فیزیک‌دان فرانسوی
🍂۱۸۸۸م- رودلف کلاوزیوس، ریاضی-فیزیکدان آلمانی
🍂۲۰۰۹م- تونی زایلر، ورزشکار رشتهٔ اسکی آلپاین اتریشی

@Bookirancity

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نیک نامی موبدان پس از ورود اسلام به ایران در اشعار شاعران ایرانی به وضوح پیداست برخلاف کسانی که مدعی هستند موبدان ، منفور و باعث سقوط ساسانیان شدند

#فردوسی (قرن۴)
چنین گفت موبد که مُردن به نام/
به از زنده دشمن بدو شادکام/
چنین دارم از موبد پاک یاد/
چو ایران نباشد تن من مباد/
.
#حافظ (قرن۸)
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند/
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست/
.
#سعدی (قرن۷)
همی گفت و حاتم پریشان چو مست/
به دندان ز حسرت همی کند دست/
که ای بهره ور موبد نیکنام/
چرا پیش از اینم نگفتی پیام/
.
#مولوی (قرن۷)
چون تلف عشق موبد شدی/
گر تو یکی روح بُدی صد شدی/
مست و خراب و خوش و بیخود شود/
خلق چو تو جلوه گر خود شدی/
.
#عطار (قرن۶)
بشد آن موبد دانا دگر روز/
به میدان برد صد کودک دل افروز/
.
#سنایی_غزنوی (قرن۴)
صحبت زنار بندان پیشه گیر/
خدمت جمشید آذرفام کن/
با مغان اندر سفالی باده خور/
دست با زردشتیان در جام کن/
چون ترا گردون گردان رام کرد/
مرکب ناراستی را رام کن/
.
#نظامی_گنجوی (قرن۵)
از آن دُر خوشاب آن سنگ سوزان/
چو آتشگاه موبد شد فروزان/
ز روی او که بُد خرم بهاری/
شد آن آتشکده چون لاله زاری/
چو زهره به بابل درآمد نخست/
ز هاروتیان خاک آن بوم شست/
بفرموبد تا آتش موبدی/
کشند از هنرمندی و بخردی/
فسون نامه ی زند را تر کنند/
و گرنه به زندان دفتر کنند/
.
#منوچهری (قرن۵)
به روزگار دوشنبد نبیذ خور به نشاط/
به رسم موبد پیشین و موبدان موبد/
بگیر روز سه شنبد به دست باده ناب/
بخور که خوب بود عیش روز سه شنبد/
.
#مهستی_گنجوی (قرن۵)
در میکده پیش بت تحیات خوش است/
با سافر یک منی مناجات خوش است/
تصبیح و مصلای ریایی خوش نیست/
زنار مغانه در خرابات خوش است/
.
#خواجوی_کرمانی (قرن۷)
خط زرنگاریت بر صفحه ماه/
سوادی از مثال آسمانیست/
مغان زنده دل را خوان که در دیر/
مراد از زند خوانی زنده خوانیست/
.
#اوحدی_مراغه_ای (قرن۷)
در آن میانه نشانی ز دوست پرسیدم/
مرا معاینه پیری از آن میانه نمود/
چو روز شد همه شکر مغان همی گفتم/
که این فتوحم از آن باده مغانه نمود/
.
#هاتف_اصفهانی (قرن۱۲)
خالی است گر خم فلک ز باده نشاط/
غم نیست چون ز می خم پیر مغان پر است/
آخر کار شوق دیدارم/
سوی دیر مغان کشید عنان/
.
#عبید_زاکانی (قرن۸)
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا/
نشان به کوی مغان و می مغانه دهد/
.
#شاه_نعمت_الله_ولی (قرن۸)
بی نوایی ما و ذوق نیستی/
باز پرس از عاشقان بی نوا/
عاشق و مستیم در کوی مغان/
دنیا و عقبا کجا و ما کجا/
.
#سلمان_ساوجی(قرن۸)
همدمی دارم عزیز ، از من جدا خواهد شد/
لاجرم مسکین دلم ، در اضطراب ، افتاده است/
چشم مستت دیده ام روزی ، وزان مستی هنوز/
در خرابات مغان ، سلمان ، خراب افتاده است/
.
#فخرالدین_عراقی(قرن۷)
ساقی قدحی می مغان کو/
مطرب غزل تر روان کو/
آن مونس دل کجاست آخر/
و آن راحت جان ناتوان کو/
آیینه ی سینه زنگ غم خورد/
آن صیقل غم زدای جان کو/
از زهد و صلاح توبه کردم/
مخمور میم ، می مغان کو/
.
#محتشم_کاشانی(قرن۹)
سر ازل ز پیر مغان گوش کن که آن/
بهتر ز حکمت از لب لقمان شنودن است/
.
#هلالی_جغتایی(قرن۹)
آرزوی ساقی و پیر مغان دارم بسی/
آن جوان خوب رو و آن مرشد کامل کجاست/
.
#شیخ_بهایی(قرن۱۰)
دی پیر مغان ، آتش صحبت افروخت/
ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت/
از خرقه کفر ، رقعه واری بگرفت/
آورد و بر آستین ایمانم دوخت/
.
#فیض_کاشانی(قرن۱۱)
دو منزل را چه طی کردی سمند عقل پی کردی/
بیا با ما به میخانه که تا پیر مغان بینی/
بروی پیر ما بنگر که تا چشمت شود روشن/
ز دست پیر ساغر گیر تا خود را جوان بینی/
.
#عرفی_شیرازی(قرن۹)
عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست/
باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست/
برهمن چون بست زنارم ، مغان گفتند حیف/
کاین زمان در کافرستان عرب زنار نیست/
می تراود می به جام و جام می آید به لب/
نیست باکی گر به بزم عشق کس هشیار نیست/
.
#اقبال_لاهوری(شاعر پاکستانی)
گمان نبر که به پایان رسید کار مغان/
هزار باده ناخورده در رگ تاک است/
.
در دوران های زندیه و قاجار و پهلوی هم از این نوع اشعار بسیار دیده می شود ولی ما به همین مقدار بسنده کردیم.

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#یادمان

#روان_شاد_استاد_رضا_بابایی

سوزد دلم به رنج و شکیبت
ای باغبان، بهار نیامد

در آغاز روز ۱۸ فروردین سال ۱۳۹۹ خورشیدی، استاد #رضا_بابایی در بیمارستان ولیعصر شهر قم درگذشت.
پیش از طلوع خورشید، جانِ دردمندش از تدبیر جسم رنج‌دیده‌ دست کشید. گویی جهان رنجی بیشتر را بر ساکن شریف خود روا نداشت. اکنون او رفته است و برای بازماندگان او تهی جای عظیمش، معبر بادی است
اگر عمری باشد، از دین‌ها تنها مذهب انصاف را برمی‌گزینم و از فلسفه‌ها آن را که سربه‌هوا نیست و چشم به راه‌های زمینی دارد.
#رضا_بابایی 🖤

سالها باید که تا یک سنگ اصلی ز آفتاب

لعل گردد در بدخشان یا عقیق اندر یمن

ماهها باید که تا یک پنبه دانه ز آب و خاک

شاهدی را حله گردد یا شهیدی را کفن

روزها باید که تا یک مشت پشم از پشت میش

زاهدی را خرقه گردد یا حماری را رسن

عمرها باید که تا یک کودکی از روی طبع

عالمی گردد نکو یا شاعری شیرین سخن
#سنایی
#به_یاد_استاد_بابایی_جان
اگر عمری باشد، هر درختی را که دیدم در آغوش می‌گیرم، هر گلی را می‌بویم، و هر کوهی را بازیگاه می‌بینم و تنها یک تردید را در دل نگه می‌دارم: طلوع خورشید زیباتر است یا غروب آن.
#رضا_بابایی 🖤
امروز(اول خرداد ۹۸) من قدم به ۵۵ سالگی گذاشتم. خبر مهمی نیست؛ اما مهم است که دوستان من بدانند که این مرد ۵۵ ساله، به تعداد کتاب‌هایی که نخوانده است غمگین است؛ به شمار دست‌هایی که نگرفته است، پشیمان است و به عدد مهربانی‌هایی که نکرده است، خاطری آزرده دارد. فریبکاری سپهر تیزرو، او را خام کرد و آینده را چنان فراخ و بلند نمایاند که همه‌چیز را به آن حوالت داد. در خانۀ او کتاب‌هایی است که سال‌ها چشم به دست او دوخته بودند که از قفس کتابخانه بیرون آیند و از روی میز مطالعه بر چشم او بتابند؛ اما او همیشه به آنها وعدۀ فردا داد؛ فردایی که هیچ حُسن و امتیازی بر امروز و دیروز نداشت. اگر امروز از این مرد بسترنشین بپرسند که تنها وصیت تو به جوانان و میان‌سالان و حتی پیران و بیماران چیست، می‌گوید بخوانید و بخوانید و بخوانید. درد ما ندانستن نیست؛ درد ما خودداناپنداری و بی‌اشتهایی به دانستن و خواندن است. کتاب‌، تنها گنج دنیاست که نه در زیر خاک، که در پیش چشم ماست و ما آن را نمی‌بینیم.
#رضا_بابایی

ما امیدوارترین مردم دنیا بودیم. هیچ ملتی همچون ما آسان دل نمی‌بست و معصومانه اعتماد نمی‌کرد. شمشیرهای خطا و خنجرهای جفا رشته امید ما را نبرید. در تندباد حوادث، از جان برای شمع امیدمان سرپناه می‌ساختیم. هزاران روز را به انتظار لبخندی می‌گذراندیم، اگرچه جز خشم و خشونت نمی‌دیدیم. آنان که اکنون ما را از هر تغییری ناامید کردند بر خود ببالند که مردمی شیدا و عاشق را بر خاکستر افسردگی نشاندند.
شناسنامه‌ام را می‌بینم. جایی برای مُهر جدید نمانده است. ما را شرمنده شناسنامه‌هایمان هم کردید. فردا نسلی از راه می‌رسد که چراغ امیدش را در جایی دیگر روشن می‌کند؛ آنجا که دست شما به آن نمی‌رسد.

#رضا_بابایی

🔷هیچ چیز به اندازۀ
«نگاه»
نیاز به آموزش و تربیت ندارد. کسی که بلد است چطور ببیند،
در دنیایی دیگر زندگی می‌کند؛ دنیایی که بویی از آن به مشام بینندگان ناشی نرسیده است.

اگر حرف مولوی درست باشد كه:

«فرع دید آمد عمل بی‌هیچ شک

پس نباشد مردم الا مردمک»

، باید بپذیریم كه آدمیت ما به اندازۀ مهارت ما در «نگاه» است.

جان راسکین، آموزگار بزرگ نگاه، در قرن نوزدهم می‌گفت:
«اگر دست من بود، درس طراحی را در همۀ مدارس جهان اجباری می‌کردم تا بچه‌ها قبل از اینکه به نگاه‌های سرسری عادت کنند، درست نگاه کردن به اشیا را بیاموزند.»
می‌گفت: «کسی که به کلاس‌های طراحی می‌رود تا مجبور شود به طبیعت و پیرامون خود، بهتر و دقیق‌تر نگاه کند،
هنرمندتر است از کسی که به طبیعت می‌رود تا در طراحی پیشرفت کند.»(آلن دو باتن، هنر سیر و سفر، ص269)
اگر در خانه یا مدرسه، یاد گرفته بودیم که چطور نگاه کنیم، چطور بشنویم و چطور بیندیشیم، انسانی دیگر بودیم.
انسانی که نمی‌‌تواند از چشم و گوش و زبان خود درست استفاده کند،
پا از غار بدویت بیرون نگذاشته است؛ اگرچه نقاشی‌های غارنشینان نشان می‌دهد که آنان با «نگاه» بیگانه نبودند.

بخشی از مقاله#رضا_بابایی
با عنوان”ما تربیت نشدیم”
ایران، کشور تابوها
🔴#چکامه_پارسی

نتوان وصف تو گفتن

که تو در فهم نگنجی...

#سنایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی

ای پیک عاشقان گذری کن به بام دوست
بر گرد بنده‌وار به گرد مقام دوست

گرد سرای دوست طوافی کن و ببین
آن بار و بارنامه و آن احتشام دوست

خواهی که کاروان سلامت بود ترا
همراه خویش کن به سوی ما سلام دوست

بر دانه‌های گوهر او عاشقی مباز
تا همچو من نژند نمانی به دام دوست

با خود بیار خاک سر کوی او به من
تا بر سرش نهم به عزیزی چو نام دوست

بینا مباد چشم من ار سوی چشم من
بهتر ز توتیا نبود گرد گام دوست

از مال و جان و دین مرا ار کام جوید او
بی کام بادم ار کنم آن جز به کام دوست

#سنایی🌸🍂

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی


‌از همه خلقان دلارامم تویی ...

#سنایی_غزنوی🌸🍂

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم

"هویت ایرانی"

...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

سودای توام بی‌سر و بی‌سامان کرد
عشق تو مرا زندهٔ جاویدان کرد

لطف و کرمت جسم مرا چون جان کرد
در خاک عمل بهتر ازین نتوان کرد

#سنایی_غزنوی🌸🍂

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

رو گرد سراپردهٔ اسرار مگرد
شوخی چکنی که نیستی مرد نبرد

مردی باید زهر دو عالم شده فرد
کو درد به جای آب و نان داند خورد

#سنایی_غزنوی🌸🍂

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

هر کو به جهان راه قلندر گیرد
باید که دل از کون و مکان برگیرد

در راه قلندری مهیا باید
آلودگی جهان نه در برگیرد

#سنایی_غزنوی🌸🍂

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#نگارینا
دلم بردی
خدایم بر تو داور باد...

#سنایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

بر آتش تیزم بنشانی بنشینم
بر دیده‌ی خویشت بنشانم ننشینی

با من به زبانی و به دل با دگرانی
هم دوست‌تر از من نبود هرکه گزینی

#سنایی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی

🔻فنجان= Cup، پِنگان، جام
🔻فنجانک دستگاه تقطیر= پِنگانک دستگاه چِکِش
🔻فیروزه‌پنگان= پیروزه‌پنگان، آسمان
🔻فیل و فنجان= پیل و پِنگان

❗️برخی «فنجان» را برگرفته از «پِنگان» پارسی می‌دانند.
برخی نیز آن را برگرفته از «Pinax» یونانی می‌دانند.

✍️نمونه:
🔺یه فنجون چایی براتون بریزم؟=
یک پِنگان چای برای‌تان بریزم؟

🔺رفتم آن‌جا، لنگان لنگان
شربت خوردم، «پنگان پنگان» #مولوی

🔺چیست این گنبد که گویی پُرگهر دریاستی
یا هزاران شمع در «پنگان»ی از میناستی #ناصرخسرو

🔺که آراید چه می‌گویی تو هرشب سبزگنبد را
بدین نورسته نرگس‌ها و زراندود «پنگان»ها #ناصرخسرو

🔺کی ز انگشت همچو بادنگان(بادمجان)
تیر شاید گذاشت بر «پنگان»؟ #اوحدی

🔺در جهانی چه بایدت بودن
که به «پنگان» توانش پیمودن #سنایی

🔺سر و بن چون سر و بن «پنگان»
اندرون چون درون باتنگان(بادمجان) #بوشکور

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#چکامه_پارسی
.

محرابِ جهان ، جمالِ رخسارهٔ تُست
سلطانِ فلک ، اسیر و بیچارهٔ تُست

شور و شرّ و شرک و زهد و توحید و یقین
در گوشهٔ چشمهای خونخوارهٔ تست




#سنایی🌸🍂

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی


توبه از عاشقان امید مدار
عشق و توبه به هم موافق نیست

دل به عشق است زنده در تن مرد
مرده باشد دلی که عاشق نیست


#سنایی🌸🍂

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🍉 نام #چله در سرتاسر #ایران کاربرد دارد و یلدا، بیشتر در متون ادبی دیده می‌شود: #چله_بزرگ و #چله_کوچک.

💚مردم ایران «چله بزرگ و کوچک» دارند، خوانچه زمستانی دارند، چارچار دارند و... ده‌ها آیین و رسم‌های هنباز و گاه، ویژه منطقه خود را دارند. بسیاری از این آیین‌ها و نام‌ها در #بن‌مایه‌های_تاریخی و ادبی یاد شده است و بسیاری را نیز تنها، در هازه(:جامعه) و از زبان بزرگ‌ترها می‌توان شنید.

چله‌ بزرگ👈 ۴۰ روز
چله‌ کوچک👈 ۲۰ روز
چارچار👈 ۴ روز اول و آخر دو چله.
اَهمَن‌👈 ۱۰ روز
بهمن👈 ۱۰ روز
سیاه‌ بهار👈 ۵ روز
سرما پیرزن👈 ۵ روز

❇️ میرزاعبداله مجتهدی تبریزی در خاطرات خود به سال ۱۳۲۴ می‌گوید:
«امروز اول چارچار است. چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک را چارچار می‌گویند و چنین نامبردار است که سردترین روزهای زمستان این هشت روز است».

❇️ در کلیات شیخ بهایی، سده ۱۰ آمد است: «از قضا آن هنگام، فصل زمستان بود و چله بزرگ آن روز هم، روز بسیار سردی بود»

❇️ در نسک(:کتاب) تسویه التعلیم آمده است:
یکم چله کوچک روزی است که ‌۴۰روز نه بیشتر از یکم جدی گذشته باشد و این چله را ۲۰روز دانند و از این جهت آن‌را #کوچک گویند.

#چله_زمستان در ادبیات #پارسی:
تا دل‌تان بخواهد در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به شب #یلدا و ویژگی‌های آن اشاره شده است. از بلندی این شب، از شدت سرمای این شب، از پیروزی روشنایی بر تاریکی و...

آیا در ادبیات پارسی، به «چله» هم اشاره شده است؟
در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به «چله» به عنوان یک دوره زمانی ۴۰روزه بارها اشاره شده است. اما آیا به «چله زمستان» یا همان شب چله نیز اشاره شده است؟
آری، برای نمونه #جامی، چامه سرای بزرگ سده ۹ می‌سراید:

ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی

از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.

❇️ #هلالی_جغتایی شاعر سده ۹ خورشیدی می‌سراید:
باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در می‌رفت
تا شود گرم زودتر می‌رفت
بلکه مهر جهان‌فروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.

❇️ #حکیم_نزاری شاعر سده ۷-۸ خورشیدی می‌سراید:
چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.

برگرفته از تاربرگ: #ایران‌زمین

جایگاه ویژه #انار در #ایران‌زمین و #شاهنامه فردوسی:

«انار» درخت و میوه‌ای ورجاوند و با ارزش در #شاهنامه است و #فردوسی بارها در سروده‌های خود، به آن اشاره می‌کند.
#فردوسی در جایی « #ایران» را به باغی خرم‌بهار تشبیه کرده، و #انار را یکی از میوه‌های این باغ دانسته است:

که ایران چو باغی‌ست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و #نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ #نار و بهی بشکنند

بفرمود تا «آب نار» آورند
همان تره‌ی جویبار آورند
سه من تافته باده‌ی سالخورده
به رنگ «گل نار» و با رنگ زرد
یکی مشک نام و دگر سیسنک
یکی نام #نار و دگر سوسنک
سوی راست پستان چو آن زنان
بسان یکی #نار بر پرنیان
کنون بر گل و نار و سیب و بهی
ز می🍷جام زرین ندارم تهی
به خانه درون بود با یک رهی
نهاده برش #نار و سیب و بهی
می🍷آورد و #نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
دو بودی به مثقال هر یک به سنگ
چو یک دانه‌ی #نار بودی به رنگ
پری روی گفت سپهبد شنود
سر شعر گلنار بگشاد زود
خم اندر خم و مار بر مار بر
برآن غبغبش نار بر نار بر.

🍉 #شب_چله
در سروده‌های بخشی از
چکامه‌سریان بزرگ ایران‌زمین
❤️🤍💚

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #فردوسی_توسی

با بهار رخ‌ات تواند گفت
شب چله که روز نوروزم.
✍️ #انوری

روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست.
✍️ #سعدی_شیرازی

با زلف‌ تو قصه‌ای‌ست ما را مشگل
هم‌چون شب چله به درازی مشهور.
✍️ #عبید_زاکانی

چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد.
✍️ #فیض_کاشانی

صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جو بو که بر آید.
✍️ #حافظ_شیرازی

شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری.
✍️ #اوحدی_مراغه‌ای

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان معروف شد یلدا.
✍️ #سنایی

هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود.
✍️ #خواجوی_کرمانی

شب یلداست هر تاری ز موی‌ات٬ وین عجب کاری
که من روزی نمی‌بینم٬ خود این شب‌های یلدا را.
✍️ #سلمان_ساوجی

نظر به روی تو‌ هر بامداد نوروزی‌ست
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی‌ست.
✍️ #سعدی_شیرازی

روزی دل گشت از زلف دراز او‌ مرا
آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت.
✍️ #صائب_تبریزی