🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴##استاد_فریدون_جنیدی

‏« ﻣﺮﺍ ﭘﺮﻭﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﻧﺸﺎﻧﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺑﯿﮕﺎﻧﮕﺎﻥ ﻣﯽﭘﺮﺳﻨﺪ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺳﺨﻦ، ﯾﻌﻨﯽﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ، ﺧﻮﺩ، ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺧﻮﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﮑﺎﻭﻧﺪ ﻭ ﻫﻮﯾﺖ ﺧﻮﯾﺸﺘﻦ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎﺑﻨﺪ .‏»
#ﺳﻨﺎﯾﯽ ﻣﯽﮔﻮﯾﺪ :
ﺑﻪ ﺻﺎﺣﺐ ﺩﻭﻟﺘﯽ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺍﮔﺮ ﻧﺎﻣﯽ ﻫﻤﯽ ﺟﻮﯾﯽ
ﮐﻪ ﺍﺯ ﭘﯿﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﻋﯿﺴﯽ ﭼﻨﺎﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺷﺪ ﯾﻠﺪﺍ
......
‏« ﯾﻠﺪﺍ‏» ﻟﻐﺖ ﺳﺮﯾﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ، ﺑﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﻣﯿﻼﺩ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ، ﺑﺎ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ ﺗﻄﺒﯿﻖ ﻣﯽﮐﺮﺩﻩ، ﺍﺯ ﺍﯾﻦﺭﻭ ﺑﺪﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﻧﺎﻣﯿﺪه اند . ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮﺟﻪ ﺩﺍﺷﺖ ﺟﺸﻦ ﻣﯿﻼﺩ ﻣﺴﯿﺢ ﮐﻪ ﺩﺭ 25 ﺩﺳﺎﻣﺒﺮ ﺗﺜﺒﯿﺖ ﺷﺪﻩ، ﺩﺭ ﺍﺻﻞﺟﺸﻦ ﻇﻬﻮﺭ #ﻣﯿﺘﺮﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺤﯿﺎﻥ ﺩﺭ ﻗﺮﻥ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﯿﻼﺩﯼ، ﺁﻥ ﺭﺍ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﻟﺪ ﻋﯿﺴﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻧﺪ .ﺩﺭ #ﺍﯾﺮﺍﻥ_ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ، ﺑﺮﺍﯼ #ﺩﯼ_ﻣﺎﻩ #ﭼﻬﺎﺭ_ﺟﺸﻦ_ﻭﺟﻮﺩ_ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ #ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ_ﺍﻭﻝ_ﻫﺸﺘﻢ_ﭘﺎﻧﺰﺩﻫﻢ_و_ﺑﯿﺴﺖﻭ_ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻦ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩ. ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯﻩ، ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﯼ ﻣﺎﻩ، ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭﺍﺯﺗﺮﯾﻦ ﺷﺐﺍﻭﻝ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﮐﻪ ‏( ﺷﺐ ﯾﻠﺪﺍ، ﺁﺧﺮﯾﻦ ﺷﺐ ﭘﺎﯾﯿﺰ، ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻗﻮﺱ، ﺁﻏﺎﺯ ﺟﺪﯼ ‏) ﺍﺳﺖ، ﺭﺍ ﺟﺸﻦ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ.
ﺩﺭ ﺍﺻﻄﻼﺡ ﻗﺪﯾﻢ، ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ #ﺷﺐ_ﭼﻠﻪ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ . ﻣﺮﺩﻡ، ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﻭﻣﺎﻩ ﯾﺎﺩﻭﺑﺨﺶ ﻣﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ﮐﻪ 40 ﺭﻭﺯ ﺍﻭﻝ ﺭﺍ #ﭼﻠﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ 40 ﺭﻭﺯ ﺁﺧﺮ ﺭﺍ ﮐﻪ ﻣﺼﺎﺩﻑ ﺑﺎ #ﺟﺸﻦ_ﺳﺪﻩ ﺍﺳﺖ #ﭼﻠﻪ_ﮐﻮﭼﮏ ﻣﯽﻧﺎﻣﻨﺪ .ﭘﯿﺸﯿﻨﯿﺎﻥ ﺑﺮ این ﺑﺎﻭﺭ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﺪﯼﻫﺎ ‏( ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ‏) ﺑﺎ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺧﻮﺑﯽﻫﺎ‏( ﺍﻣﺸﺎﺳﭙﻨﺪﺍﻥ ‏) ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﺒﺮﺩ ﻃﻮﻻﻧﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻃﻮﻻﻧﯽﺗﺮﯾﻦ ﺷﺐ ﺳﺎﻝ ﺍﺳﺖ، ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺧﻮﺑﯽﻫﺎ، ﺍﻫﺮﯾﻤﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺗﺎﺭﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺭﻭﺷﻨﺎﯾﯽ ﺷﮑﺴﺖ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺻﺒﺢﺑﻌﺪ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﺪﻥ ﻣﺠﺪﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ، ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ . ﺯﺍﯾﺶ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﺩﯼ ﺭﺍ، ﺁﯾﯿﻦﻫﺎ ﻭ ﻓﺮﻫﻨﮕﻬﺎﯼﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﮐﻬﻦ، ﺁﻏﺎﺯ ﺳﺎﻝ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ اند ﻭ ﺑﻪ ﺷﮕﻮﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺍﺯ ﭼﻨﮓ ﺷﺒﻬﺎﯼ
ﺍﻫﺮﯾﻤﻨﯽ ﻧﺠﺎﺕ ﻣﯽﯾﺎﻓﺖ، ﺭﻭﺯﯼ ﻣﻘﺪﺱ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻬﺮﭘﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩ.
#ﭼﻠﻪ_ﻧﺎﻡ_پاﺭﺳﯽ_ﺍﯾﻦ_ﺟﺸﻦ_ﺍﺳﺖ ﻭﯾﻠﺪﺍ ﯾﮏ ﻧﺎﻡ ﺳﺮﯾﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﻭﭘﯿﺶ ﺗﺮ ﻫﯿﭻﻭﻗﺖ ﮐﻠﻤﻪ ﯾﻠﺪﺍ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﯽﺭﻓﺖ ﻭﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺩﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﺑﯿﺴﺖ ،ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺍﺧﯿﺮ ﺑﺎﺏ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ . ﯾﮏ ﺟﺸﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺟﺎﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﻧﻈﯿﺮ ﻧﺪﺍﺭﺩ، ﺷﺎﯾﺴﺘﻪ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻏﯿﺮ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﯾﺎﺩ ﮐﻨﻨﺪ .

ﺑﻨﯿﺎﺩ ﻧﯿﺸﺎﺑﻮﺭ
#ﺍﺳﺘﺎﺩ_ﻓﺮﯾﺪﻭﻥ_ﺟﻨﯿﺪﯼ

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw



🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۰ فروردین زادروز #استاد_فریدون_جنیدی_نازنین

( زاده ۲۰ فروردین ۱۳۱۸ نیشابور ) نویسنده و استاد دانشگاه

فریدون جنیدی ایران‌شناس، نویسنده و مدرس دانشگاه، اسطوره شناس ایرانی و از پژوهندگان فرهنگ و زبان‌های باستانی است. زمینه تخصصی فعالیت او شاهنامه‌پژوهی است.
وی فرزند بکتاش ایرانی و پدر بزرگش قندهاری در کوهستانِ ریوندِ نیشابور (روستای معدن) زاده شد. در سال ۱۳۵۸ بنیاد نیشابور را بنیان نهاد و اکنون مدیر بنیاد نیشابور و نشر بلخ است. همچنین بنا به گزارش خبرگزاری مهر، او سال‌ها استاد مدعو دانشگاه‌های صنعتی شریف، تهران و کرمان بوده‌است و به آموزش زبان‌های باستان و شاهنامه می‌پرداخته‌است و اکنون نیز به صورت آزاد و رایگان به آموزش زبان‌های پهلوی و اوستایی و برگزاری انجمن‌های شاهنامه‌خوانی در بنیاد نیشابور مشغول است.
جنيدى همانند حميدى شيرازى از منتقدان سرسخت شعر نو و شاعران نو پرداز است، او ايراداتى به لحاظ ادبى به شعر نيما وارد كرده است، به عقيده وى شاملو بى آن كه شاهنامه را خوانده باشد درباره‌اش اظهار نظر مى‌كرد.

آثار :
شاهنامه پژوهی
وی بیش از ۳۰ سال از عمر خود را برای ویرایش شاهنامه صرف کرده‌است تا بنا به نظر خود بیت‌های افزوده شاهنامه را از آن‌ها جدا کند. نسخه ویراستهٔ او از شاهنامه در سال ۱۳۸۷ منتشر شده‌است.
از دیگر آثار او می‌توان نمونه‌های زیر را برشمرد:
نامه پهلوانی، خودآموز خط و زبان پهلوی ساسانی و اشکانی
زندگی و مهاجرت آریاییان بر پایهٔ گفتارهای ایرانی
فرهنگ هزوارش‌های پهلوی
داستان‌های رستم پهلوان (مجموعه یازده جلدی)
زروان، سنجش زمان در ایران باستان (دربارهٔ مناسبت‌های روزها و ماه‌های سال در ایران باستان)
فضل بن شادان نیشابوری و نبرد اندیشه‌ها در ایران پس از اسلام، چاپ نخست ۱۳۶۰
زمینهٔ شناخت موسیقی ایران، انشارات پارت، ۱۳۶۱

#عمرشون_جاودانه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#بخوانیم


گفتاری از #استاد_فریدون_جنیدی

«بایستگی آگاهی ایرانیان از سرگذشت و تاریخشان»

وقتی بدبختی ایرانیان را فرا می‌گيرد که از سرگذشت تاريخی و فرهنگی خود به دور می‌افتند.
بعد از شكست از اعراب، گروهی از ايرانيان اسلام را پذيرفتند، اما پس از رفتار زشت بنی‌اميه و بنی‌عباس دریافتند که آنان آنگونه که شایسته است با ایرانی برخورد نکردند.
ایرانیان كم كم با خود انديشيدند كه ما چه بوديم و چه شديم؟ و اين یک پژوهش‌ تاريخی است.
وقتی كه تمامی اين پرسش‌ها برای ايرانی بزرگوار محمد بن عبدالرزاق توسی کنارنگ خراسان پیش می آید، دلش می سوزد و می گوید ما چه بوديم و چه شديم؟
فردوسی در آغاز شاهنامه اين داستان را روشن بيان می‌كند و محمد بن عبدالرزاق توسی را به دانش و هنر و خردمندی می‌ستاید و تحسين می‌كند و كسانی كه به فرمان محمد بن عبدالرزاق توسی شاهنامه را ترجمه كردند نامشان خوشبختانه در پیشگفتار شاهنامهٔ منثور ابومنصوری باقی مانده؛ اينان چهار نفر موبد بودند با نامهای
"شادان برزين از توس"،
" موبد ماهوی خورشيد از نيشابور" ،
"موبد یزدان داد از سیستان"
و
یک پهلوان بزرگ خراسانی به نام "ماخ" (که به گونه های مختلف نامش در دفترهای گوناگون نوشته شده). او مرزبان هرات بود.
این چهار تن کاری عظیم را انجام دادند.
محمد بن عبدالرزاق توسی وزیر خردمندی به نام" ابومنصور معمری" داشت. او دریافته بود که ایران یک نیاز فرهنگی بزرگی دارد و آن نیاز به شناخت خود است و این که ما کی هستیم، نیاکانمان چه کسانی بودند؟

من طلوع یک سپیدهٔ زیبا را در آسمان فرهنگ ایران و در جان و روان ایرانی می بینم که یک گرایش عمیق به فرهنگ خودش دارد و در این میان، شاهنامهٔ فردوسی نماد و آیینهٔ بزرگ فرهنگ نیاکان ماست.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity