چند پنهان ڪُنم
افسانه‌ى هجران از تو "
حال من بر همه پيداست
چه پنهان از تو ...

#هلالی_جغتایی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#چه خوش باشد که ما در گوشه‌ای باشیم و او با ما...

#هلالی_جغتایی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#جان در آن زلفست، کمتر شانه کن، تا نگسلی

هم رگ جان مرا، هم تار موی خویش را

#هلالی_جغتایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نیک نامی موبدان پس از ورود اسلام به ایران در اشعار شاعران ایرانی به وضوح پیداست برخلاف کسانی که مدعی هستند موبدان ، منفور و باعث سقوط ساسانیان شدند

#فردوسی (قرن۴)
چنین گفت موبد که مُردن به نام/
به از زنده دشمن بدو شادکام/
چنین دارم از موبد پاک یاد/
چو ایران نباشد تن من مباد/
.
#حافظ (قرن۸)
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند/
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست/
.
#سعدی (قرن۷)
همی گفت و حاتم پریشان چو مست/
به دندان ز حسرت همی کند دست/
که ای بهره ور موبد نیکنام/
چرا پیش از اینم نگفتی پیام/
.
#مولوی (قرن۷)
چون تلف عشق موبد شدی/
گر تو یکی روح بُدی صد شدی/
مست و خراب و خوش و بیخود شود/
خلق چو تو جلوه گر خود شدی/
.
#عطار (قرن۶)
بشد آن موبد دانا دگر روز/
به میدان برد صد کودک دل افروز/
.
#سنایی_غزنوی (قرن۴)
صحبت زنار بندان پیشه گیر/
خدمت جمشید آذرفام کن/
با مغان اندر سفالی باده خور/
دست با زردشتیان در جام کن/
چون ترا گردون گردان رام کرد/
مرکب ناراستی را رام کن/
.
#نظامی_گنجوی (قرن۵)
از آن دُر خوشاب آن سنگ سوزان/
چو آتشگاه موبد شد فروزان/
ز روی او که بُد خرم بهاری/
شد آن آتشکده چون لاله زاری/
چو زهره به بابل درآمد نخست/
ز هاروتیان خاک آن بوم شست/
بفرموبد تا آتش موبدی/
کشند از هنرمندی و بخردی/
فسون نامه ی زند را تر کنند/
و گرنه به زندان دفتر کنند/
.
#منوچهری (قرن۵)
به روزگار دوشنبد نبیذ خور به نشاط/
به رسم موبد پیشین و موبدان موبد/
بگیر روز سه شنبد به دست باده ناب/
بخور که خوب بود عیش روز سه شنبد/
.
#مهستی_گنجوی (قرن۵)
در میکده پیش بت تحیات خوش است/
با سافر یک منی مناجات خوش است/
تصبیح و مصلای ریایی خوش نیست/
زنار مغانه در خرابات خوش است/
.
#خواجوی_کرمانی (قرن۷)
خط زرنگاریت بر صفحه ماه/
سوادی از مثال آسمانیست/
مغان زنده دل را خوان که در دیر/
مراد از زند خوانی زنده خوانیست/
.
#اوحدی_مراغه_ای (قرن۷)
در آن میانه نشانی ز دوست پرسیدم/
مرا معاینه پیری از آن میانه نمود/
چو روز شد همه شکر مغان همی گفتم/
که این فتوحم از آن باده مغانه نمود/
.
#هاتف_اصفهانی (قرن۱۲)
خالی است گر خم فلک ز باده نشاط/
غم نیست چون ز می خم پیر مغان پر است/
آخر کار شوق دیدارم/
سوی دیر مغان کشید عنان/
.
#عبید_زاکانی (قرن۸)
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا/
نشان به کوی مغان و می مغانه دهد/
.
#شاه_نعمت_الله_ولی (قرن۸)
بی نوایی ما و ذوق نیستی/
باز پرس از عاشقان بی نوا/
عاشق و مستیم در کوی مغان/
دنیا و عقبا کجا و ما کجا/
.
#سلمان_ساوجی(قرن۸)
همدمی دارم عزیز ، از من جدا خواهد شد/
لاجرم مسکین دلم ، در اضطراب ، افتاده است/
چشم مستت دیده ام روزی ، وزان مستی هنوز/
در خرابات مغان ، سلمان ، خراب افتاده است/
.
#فخرالدین_عراقی(قرن۷)
ساقی قدحی می مغان کو/
مطرب غزل تر روان کو/
آن مونس دل کجاست آخر/
و آن راحت جان ناتوان کو/
آیینه ی سینه زنگ غم خورد/
آن صیقل غم زدای جان کو/
از زهد و صلاح توبه کردم/
مخمور میم ، می مغان کو/
.
#محتشم_کاشانی(قرن۹)
سر ازل ز پیر مغان گوش کن که آن/
بهتر ز حکمت از لب لقمان شنودن است/
.
#هلالی_جغتایی(قرن۹)
آرزوی ساقی و پیر مغان دارم بسی/
آن جوان خوب رو و آن مرشد کامل کجاست/
.
#شیخ_بهایی(قرن۱۰)
دی پیر مغان ، آتش صحبت افروخت/
ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت/
از خرقه کفر ، رقعه واری بگرفت/
آورد و بر آستین ایمانم دوخت/
.
#فیض_کاشانی(قرن۱۱)
دو منزل را چه طی کردی سمند عقل پی کردی/
بیا با ما به میخانه که تا پیر مغان بینی/
بروی پیر ما بنگر که تا چشمت شود روشن/
ز دست پیر ساغر گیر تا خود را جوان بینی/
.
#عرفی_شیرازی(قرن۹)
عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست/
باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست/
برهمن چون بست زنارم ، مغان گفتند حیف/
کاین زمان در کافرستان عرب زنار نیست/
می تراود می به جام و جام می آید به لب/
نیست باکی گر به بزم عشق کس هشیار نیست/
.
#اقبال_لاهوری(شاعر پاکستانی)
گمان نبر که به پایان رسید کار مغان/
هزار باده ناخورده در رگ تاک است/
.
در دوران های زندیه و قاجار و پهلوی هم از این نوع اشعار بسیار دیده می شود ولی ما به همین مقدار بسنده کردیم.

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی

ناصحا، بیهوده می‌گویی
که دل بردار ازو

من به فرمان دلم
کی دل به فرمان من‌ست؟

#هلالی_جغتایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی

جان را اگر حیات دگر هست ، آن تویی

#هلالی_جغتایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی

نیست ممکن، جان من،
کز دل برون آرم تو را...

#هلالی_جغتایی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی

ای صبر، کجایی؟ که ز حد میگذرد باز
بر دل ستم آن مه و بر من ستم دل

پای دلم افگار شد از خار ره عشق
ای کاش! درین ره نرسیدی قدم دل

#هلالی_جغتایی🌸🍂

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

من از جهان به تو نازم

که نازنین جهانی....


#هلالی_جغتایی🍂🌸

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

آن‌که از درد دل خود به فغان است منم
وانکه از زندگی خویش به جان است منم

آن‌که هر روز دل از مهر بتان بردارد
چون شود روز دگر باز همان است منم

#هلالی_جغتایی🌸🍂

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

ز روزگار، مرا خود همیشه دردی بود،
غم تو آمد و آن را هزارچندان کرد.

#هلالی_جغتایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#چکامه_پارسی

ز روزگار، مرا خود همیشه دردی بود،
غم تو آمد و آن را هزارچندان کرد.

#هلالی_جغتایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چـــکـــامـــه_پـــارســـی

مگر جانی، که هر جا آمدی ناگه برون رفتی؟
مگر عمری، که هر گه می روی دیگر نمی‌آیی؟


#هلالی_جغتایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چـــکـــامـــه_پـــارســـی


هر جا مَهی‌ست پیشِ رُخَت هست ناتمام
ماهِ تمامِ روی زمین و زمان تویی

#هلالی_جغتایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#چـــکـــامـــه_پـــارســـی

هر جا مَهی‌ست پیشِ رُخَت هست ناتمام
ماهِ تمامِ روی زمین و زمان تویی

#هلالی_جغتایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵


هر جا مَهی‌ست پیشِ رُخَت هست ناتمام
ماهِ تمامِ روی زمین و زمان تویی

#هلالی_جغتایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🍉 نام #چله در سرتاسر #ایران کاربرد دارد و یلدا، بیشتر در متون ادبی دیده می‌شود: #چله_بزرگ و #چله_کوچک.

💚مردم ایران «چله بزرگ و کوچک» دارند، خوانچه زمستانی دارند، چارچار دارند و... ده‌ها آیین و رسم‌های هنباز و گاه، ویژه منطقه خود را دارند. بسیاری از این آیین‌ها و نام‌ها در #بن‌مایه‌های_تاریخی و ادبی یاد شده است و بسیاری را نیز تنها، در هازه(:جامعه) و از زبان بزرگ‌ترها می‌توان شنید.

چله‌ بزرگ👈 ۴۰ روز
چله‌ کوچک👈 ۲۰ روز
چارچار👈 ۴ روز اول و آخر دو چله.
اَهمَن‌👈 ۱۰ روز
بهمن👈 ۱۰ روز
سیاه‌ بهار👈 ۵ روز
سرما پیرزن👈 ۵ روز

❇️ میرزاعبداله مجتهدی تبریزی در خاطرات خود به سال ۱۳۲۴ می‌گوید:
«امروز اول چارچار است. چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک را چارچار می‌گویند و چنین نامبردار است که سردترین روزهای زمستان این هشت روز است».

❇️ در کلیات شیخ بهایی، سده ۱۰ آمد است: «از قضا آن هنگام، فصل زمستان بود و چله بزرگ آن روز هم، روز بسیار سردی بود»

❇️ در نسک(:کتاب) تسویه التعلیم آمده است:
یکم چله کوچک روزی است که ‌۴۰روز نه بیشتر از یکم جدی گذشته باشد و این چله را ۲۰روز دانند و از این جهت آن‌را #کوچک گویند.

#چله_زمستان در ادبیات #پارسی:
تا دل‌تان بخواهد در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به شب #یلدا و ویژگی‌های آن اشاره شده است. از بلندی این شب، از شدت سرمای این شب، از پیروزی روشنایی بر تاریکی و...

آیا در ادبیات پارسی، به «چله» هم اشاره شده است؟
در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به «چله» به عنوان یک دوره زمانی ۴۰روزه بارها اشاره شده است. اما آیا به «چله زمستان» یا همان شب چله نیز اشاره شده است؟
آری، برای نمونه #جامی، چامه سرای بزرگ سده ۹ می‌سراید:

ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی

از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.

❇️ #هلالی_جغتایی شاعر سده ۹ خورشیدی می‌سراید:
باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در می‌رفت
تا شود گرم زودتر می‌رفت
بلکه مهر جهان‌فروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.

❇️ #حکیم_نزاری شاعر سده ۷-۸ خورشیدی می‌سراید:
چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.

برگرفته از تاربرگ: #ایران‌زمین

جایگاه ویژه #انار در #ایران‌زمین و #شاهنامه فردوسی:

«انار» درخت و میوه‌ای ورجاوند و با ارزش در #شاهنامه است و #فردوسی بارها در سروده‌های خود، به آن اشاره می‌کند.
#فردوسی در جایی « #ایران» را به باغی خرم‌بهار تشبیه کرده، و #انار را یکی از میوه‌های این باغ دانسته است:

که ایران چو باغی‌ست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و #نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ #نار و بهی بشکنند

بفرمود تا «آب نار» آورند
همان تره‌ی جویبار آورند
سه من تافته باده‌ی سالخورده
به رنگ «گل نار» و با رنگ زرد
یکی مشک نام و دگر سیسنک
یکی نام #نار و دگر سوسنک
سوی راست پستان چو آن زنان
بسان یکی #نار بر پرنیان
کنون بر گل و نار و سیب و بهی
ز می🍷جام زرین ندارم تهی
به خانه درون بود با یک رهی
نهاده برش #نار و سیب و بهی
می🍷آورد و #نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
دو بودی به مثقال هر یک به سنگ
چو یک دانه‌ی #نار بودی به رنگ
پری روی گفت سپهبد شنود
سر شعر گلنار بگشاد زود
خم اندر خم و مار بر مار بر
برآن غبغبش نار بر نار بر.

🍉 #شب_چله
در سروده‌های بخشی از
چکامه‌سریان بزرگ ایران‌زمین
❤️🤍💚

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #فردوسی_توسی

با بهار رخ‌ات تواند گفت
شب چله که روز نوروزم.
✍️ #انوری

روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست.
✍️ #سعدی_شیرازی

با زلف‌ تو قصه‌ای‌ست ما را مشگل
هم‌چون شب چله به درازی مشهور.
✍️ #عبید_زاکانی

چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد.
✍️ #فیض_کاشانی

صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جو بو که بر آید.
✍️ #حافظ_شیرازی

شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری.
✍️ #اوحدی_مراغه‌ای

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان معروف شد یلدا.
✍️ #سنایی

هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود.
✍️ #خواجوی_کرمانی

شب یلداست هر تاری ز موی‌ات٬ وین عجب کاری
که من روزی نمی‌بینم٬ خود این شب‌های یلدا را.
✍️ #سلمان_ساوجی

نظر به روی تو‌ هر بامداد نوروزی‌ست
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی‌ست.
✍️ #سعدی_شیرازی

روزی دل گشت از زلف دراز او‌ مرا
آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت.
✍️ #صائب_تبریزی
هست چون صبح آشکارا کاین صباحی چند را
بیم صبح رستخیز است از شب یلدای من.
✍️ #خاقانی

هر شبی در غم هجرت شب یلداست مرا
که به سالی به جهان یک شب یلدایی هست.
✍️ #دهلوی

هنوز با همه دردم امید درمان است
که آخری بود آخر شبان یلدا را.
✍️ #سعدی

ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی.
از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.
✍️ #جامی

باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در می‌رفت
تا شود گرم زودتر می‌رفت
بلکه مهر جهان‌فروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.
✍️ #هلالی_جغتایی

چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.
✍️ #حکیم_نزاری

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #شاهنامه_فردوسی

#جشن_شب‌چله_شادباد
🍉🍇🍉🍇🍉🍇🍉

یک نکته را اینجا یادآور شوم و آن اینکه این برگزاری جشن‌های ایرانی‌مان است که خاری در چشم ملاهای اهریمن اسلامی‌ست که دشمن فرهنگ ایران‌زمین و ایرانی‌اند و همین جشن‌های ایرانی‌ست که
ایران و ایرانی را زنده نگه داشته است.
و در هر شرایطی باید در جای خود برگزار کنیم و حفظ‌شان نماییم.
آخوندهای اهریمن اسلامی همین را می‌خواهند که ما جشن‌های نیک و شاد ایرانی‌مان را برگزار نکنیم و به فراموشی بسپاریم تا به اهداف کثیف‌ اسلامی‌شان برسند.

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

ناصح زبان گشود
که تسکین دهد مرا

نام تو برد و باعث
صد اضطراب شد....

#هلالی_جغتایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵

ناصح زبان گشود
که تسکین دهد مرا

نام تو برد و باعث
صد اضطراب شد....

#هلالی_جغتایی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity