#فردوسی (قرن۴)👆👆👆
چنین گفت موبد که مُردن به نام/
به از زنده دشمن بدو شادکام/
چنین دارم از موبد پاک یاد/
چو ایران نباشد تن من مباد/
.
#حافظ (قرن۸)
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند/
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست/
.
#سعدی (قرن۷)
همی گفت و حاتم پریشان چو مست/
به دندان ز حسرت همی کند دست/
که ای بهره ور موبد نیکنام/
چرا پیش از اینم نگفتی پیام/
.
#مولوی (قرن۷)
چون تلف عشق موبد شدی/
گر تو یکی روح بُدی صد شدی/
مست و خراب و خوش و بیخود شود/
خلق چو تو جلوه گر خود شدی/
.
#عطار (قرن۶)
بشد آن موبد دانا دگر روز/
به میدان برد صد کودک دل افروز/
.
#سنایی_غزنوی (قرن۴)
صحبت زنار بندان پیشه گیر/
خدمت جمشید آذرفام کن/
با مغان اندر سفالی باده خور/
دست با زردشتیان در جام کن/
چون ترا گردون گردان رام کرد/
مرکب ناراستی را رام کن/
.
#نظامی_گنجوی (قرن۵)
از آن دُر خوشاب آن سنگ سوزان/
چو آتشگاه موبد شد فروزان/
ز روی او که بُد خرم بهاری/
شد آن آتشکده چون لاله زاری/
چو زهره به بابل درآمد نخست/
ز هاروتیان خاک آن بوم شست/
بفرموبد تا آتش موبدی/
کشند از هنرمندی و بخردی/
فسون نامه ی زند را تر کنند/
و گرنه به زندان دفتر کنند/
.
#منوچهری (قرن۵)
به روزگار دوشنبد نبیذ خور به نشاط/
به رسم موبد پیشین و موبدان موبد/
بگیر روز سه شنبد به دست باده ناب/
بخور که خوب بود عیش روز سه شنبد/
.
#مهستی_گنجوی (قرن۵)
در میکده پیش بت تحیات خوش است/
با سافر یک منی مناجات خوش است/
تصبیح و مصلای ریایی خوش نیست/
زنار مغانه در خرابات خوش است/
.
#خواجوی_کرمانی (قرن۷)
خط زرنگاریت بر صفحه ماه/
سوادی از مثال آسمانیست/
مغان زنده دل را خوان که در دیر/
مراد از زند خوانی زنده خوانیست/
.
#اوحدی_مراغه_ای (قرن۷)
در آن میانه نشانی ز دوست پرسیدم/
مرا معاینه پیری از آن میانه نمود/
چو روز شد همه شکر مغان همی گفتم/
که این فتوحم از آن باده مغانه نمود/
.
#هاتف_اصفهانی (قرن۱۲)
خالی است گر خم فلک ز باده نشاط/
غم نیست چون ز می خم پیر مغان پر است/
آخر کار شوق دیدارم/
سوی دیر مغان کشید عنان/
.
#عبید_زاکانی (قرن۸)
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا/
نشان به کوی مغان و می مغانه دهد/
.
#شاه_نعمت_الله_ولی (قرن۸)
بی نوایی ما و ذوق نیستی/
باز پرس از عاشقان بی نوا/
عاشق و مستیم در کوی مغان/
دنیا و عقبا کجا و ما کجا/
.
#سلمان_ساوجی(قرن۸)
همدمی دارم عزیز ، از من جدا خواهد شد/
لاجرم مسکین دلم ، در اضطراب ، افتاده است/
چشم مستت دیده ام روزی ، وزان مستی هنوز/
در خرابات مغان ، سلمان ، خراب افتاده است/
.
#فخرالدین_عراقی(قرن۷)
ساقی قدحی می مغان کو/
مطرب غزل تر روان کو/
آن مونس دل کجاست آخر/
و آن راحت جان ناتوان کو/
آیینه ی سینه زنگ غم خورد/
آن صیقل غم زدای جان کو/
از زهد و صلاح توبه کردم/
مخمور میم ، می مغان کو/
.
#محتشم_کاشانی(قرن۹)
سر ازل ز پیر مغان گوش کن که آن/
بهتر ز حکمت از لب لقمان شنودن است/
.
#هلالی_جغتایی(قرن۹)
آرزوی ساقی و پیر مغان دارم بسی/
آن جوان خوب رو و آن مرشد کامل کجاست/
.
#شیخ_بهایی(قرن۱۰)
دی پیر مغان ، آتش صحبت افروخت/
ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت/
از خرقه کفر ، رقعه واری بگرفت/
آورد و بر آستین ایمانم دوخت/
.
#فیض_کاشانی(قرن۱۱)
دو منزل را چه طی کردی سمند عقل پی کردی/
بیا با ما به میخانه که تا پیر مغان بینی/
بروی پیر ما بنگر که تا چشمت شود روشن/
ز دست پیر ساغر گیر تا خود را جوان بینی/
.
#عرفی_شیرازی(قرن۹)
عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست/
باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست/
برهمن چون بست زنارم ، مغان گفتند حیف/
کاین زمان در کافرستان عرب زنار نیست/
می تراود می به جام و جام می آید به لب/
نیست باکی گر به بزم عشق کس هشیار نیست/
.
#اقبال_لاهوری(شاعر پاکستانی)
گمان نبر که به پایان رسید کار مغان/
هزار باده ناخورده در رگ تاک است/
.
در دوران های زندیه و قاجار و پهلوی هم از این نوع اشعار بسیار دیده می شود ولی ما به همین مقدار بسنده کردیم.
✅ آرمان ما ، ایرانشهر ماست
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
چنین گفت موبد که مُردن به نام/
به از زنده دشمن بدو شادکام/
چنین دارم از موبد پاک یاد/
چو ایران نباشد تن من مباد/
.
#حافظ (قرن۸)
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند/
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست/
.
#سعدی (قرن۷)
همی گفت و حاتم پریشان چو مست/
به دندان ز حسرت همی کند دست/
که ای بهره ور موبد نیکنام/
چرا پیش از اینم نگفتی پیام/
.
#مولوی (قرن۷)
چون تلف عشق موبد شدی/
گر تو یکی روح بُدی صد شدی/
مست و خراب و خوش و بیخود شود/
خلق چو تو جلوه گر خود شدی/
.
#عطار (قرن۶)
بشد آن موبد دانا دگر روز/
به میدان برد صد کودک دل افروز/
.
#سنایی_غزنوی (قرن۴)
صحبت زنار بندان پیشه گیر/
خدمت جمشید آذرفام کن/
با مغان اندر سفالی باده خور/
دست با زردشتیان در جام کن/
چون ترا گردون گردان رام کرد/
مرکب ناراستی را رام کن/
.
#نظامی_گنجوی (قرن۵)
از آن دُر خوشاب آن سنگ سوزان/
چو آتشگاه موبد شد فروزان/
ز روی او که بُد خرم بهاری/
شد آن آتشکده چون لاله زاری/
چو زهره به بابل درآمد نخست/
ز هاروتیان خاک آن بوم شست/
بفرموبد تا آتش موبدی/
کشند از هنرمندی و بخردی/
فسون نامه ی زند را تر کنند/
و گرنه به زندان دفتر کنند/
.
#منوچهری (قرن۵)
به روزگار دوشنبد نبیذ خور به نشاط/
به رسم موبد پیشین و موبدان موبد/
بگیر روز سه شنبد به دست باده ناب/
بخور که خوب بود عیش روز سه شنبد/
.
#مهستی_گنجوی (قرن۵)
در میکده پیش بت تحیات خوش است/
با سافر یک منی مناجات خوش است/
تصبیح و مصلای ریایی خوش نیست/
زنار مغانه در خرابات خوش است/
.
#خواجوی_کرمانی (قرن۷)
خط زرنگاریت بر صفحه ماه/
سوادی از مثال آسمانیست/
مغان زنده دل را خوان که در دیر/
مراد از زند خوانی زنده خوانیست/
.
#اوحدی_مراغه_ای (قرن۷)
در آن میانه نشانی ز دوست پرسیدم/
مرا معاینه پیری از آن میانه نمود/
چو روز شد همه شکر مغان همی گفتم/
که این فتوحم از آن باده مغانه نمود/
.
#هاتف_اصفهانی (قرن۱۲)
خالی است گر خم فلک ز باده نشاط/
غم نیست چون ز می خم پیر مغان پر است/
آخر کار شوق دیدارم/
سوی دیر مغان کشید عنان/
.
#عبید_زاکانی (قرن۸)
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا/
نشان به کوی مغان و می مغانه دهد/
.
#شاه_نعمت_الله_ولی (قرن۸)
بی نوایی ما و ذوق نیستی/
باز پرس از عاشقان بی نوا/
عاشق و مستیم در کوی مغان/
دنیا و عقبا کجا و ما کجا/
.
#سلمان_ساوجی(قرن۸)
همدمی دارم عزیز ، از من جدا خواهد شد/
لاجرم مسکین دلم ، در اضطراب ، افتاده است/
چشم مستت دیده ام روزی ، وزان مستی هنوز/
در خرابات مغان ، سلمان ، خراب افتاده است/
.
#فخرالدین_عراقی(قرن۷)
ساقی قدحی می مغان کو/
مطرب غزل تر روان کو/
آن مونس دل کجاست آخر/
و آن راحت جان ناتوان کو/
آیینه ی سینه زنگ غم خورد/
آن صیقل غم زدای جان کو/
از زهد و صلاح توبه کردم/
مخمور میم ، می مغان کو/
.
#محتشم_کاشانی(قرن۹)
سر ازل ز پیر مغان گوش کن که آن/
بهتر ز حکمت از لب لقمان شنودن است/
.
#هلالی_جغتایی(قرن۹)
آرزوی ساقی و پیر مغان دارم بسی/
آن جوان خوب رو و آن مرشد کامل کجاست/
.
#شیخ_بهایی(قرن۱۰)
دی پیر مغان ، آتش صحبت افروخت/
ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت/
از خرقه کفر ، رقعه واری بگرفت/
آورد و بر آستین ایمانم دوخت/
.
#فیض_کاشانی(قرن۱۱)
دو منزل را چه طی کردی سمند عقل پی کردی/
بیا با ما به میخانه که تا پیر مغان بینی/
بروی پیر ما بنگر که تا چشمت شود روشن/
ز دست پیر ساغر گیر تا خود را جوان بینی/
.
#عرفی_شیرازی(قرن۹)
عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست/
باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست/
برهمن چون بست زنارم ، مغان گفتند حیف/
کاین زمان در کافرستان عرب زنار نیست/
می تراود می به جام و جام می آید به لب/
نیست باکی گر به بزم عشق کس هشیار نیست/
.
#اقبال_لاهوری(شاعر پاکستانی)
گمان نبر که به پایان رسید کار مغان/
هزار باده ناخورده در رگ تاک است/
.
در دوران های زندیه و قاجار و پهلوی هم از این نوع اشعار بسیار دیده می شود ولی ما به همین مقدار بسنده کردیم.
✅ آرمان ما ، ایرانشهر ماست
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #مهستی خواننده موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی #هایده است.
وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط #پرویز_یاحقی کشف شد.
مهستی زودتر از خواهر خود هایده، پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از #مهستی_گنجوی شاعره ایرانی وام گرفته بود.
در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی میکردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمیگردید اما مهستی با غلبه با این باورها،چهرهای پسندیده و استوار از یک زن خواننده در اذهان عموم از خود نشان داد.ٔ
وی در طی دوران فعالیت هنری خود بیش از ۳۵ آلبوم ارائه داد.
شروع کار مهستی در برنامهٔ گلها و با خواندن ترانهای به نام "آن که دلم را برده خدایا" در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بودهاست اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگهایی نیز در این سبک اجرا نمود.
مهستی بعد از چهار سال بیماری، صبح روز ۴ تیر سال ۱۳۸۶ دار فانی را وداع گفت.
پیکر او در گورستانی در شهر وست وود در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرش به خاک سپرده شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #مهستی خواننده موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی #هایده است.
وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط #پرویز_یاحقی کشف شد.
مهستی زودتر از خواهر خود هایده، پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از #مهستی_گنجوی شاعره ایرانی وام گرفته بود.
در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی میکردند چراکه در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمیگردید اما مهستی با غلبه با این باورها،چهرهای پسندیده و استوار از یک زن خواننده در اذهان عموم از خود نشان داد.ٔ
وی در طی دوران فعالیت هنری خود بیش از ۳۵ آلبوم ارائه داد.
شروع کار مهستی در برنامهٔ گلها و با خواندن ترانهای به نام "آن که دلم را برده خدایا" در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بودهاست اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگهایی نیز در این سبک اجرا نمود.
مهستی بعد از چهار سال بیماری، صبح روز ۴ تیر سال ۱۳۸۶ دار فانی را وداع گفت.
پیکر او در گورستانی در شهر وست وود در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرش به خاک سپرده شد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # مهستی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را ۵۷۶ یا ۵۷۷ هجری قمری نوشتهاند.
عمر مهستی در آثار ادبی و رباعیات همیشه جوانش ادامه دارد. مهستی در کنار سخنوران نامآور قرن دوازدهم آذربایجان نظیر نظامی گنجوی و خاقانی شیروانی چون ستارهای میدرخشد. اشعاری وی طراوت هشتصدساله خود را حفظ نموده و امروزه نیز مورد استقبال قرار میگیرد. مهستی در تاریخ ادبیات آذربایجان نخستین بانوی شاعر بوده، ولی متأسفانه تمام اشعار او که سراسر عمر خود را صرف سرودن آنها نموده، به دست نیامده و قسمت کوچکی از میراث ادبی او (در زمان نشر این کتاب) که بیش از سیصد رباعی و چند قطعه و غزل از او بر جای مانده است. این کتاب گزیدهای از رباعیات این نابغه بزرگ آذربایجان است.
#مهستی_گنجه ای را از شعرای عهد #غزنویان و برخی نیز از شعرای عهد #سلجوقیان دانسته اند به عبارت دیگر تواریخ با اختلافات قول او را در عهد چهار پادشاه معرفی نموده اند:
ا-سلطان محمود غزنوی
۲- سلطان محمد سلجوقی
۳- سلطان محمود سلجوقی
۴-سلطان سنجر سلجوقی.
قدیمی ترین ماخذاززمان حیات وی"تاریخ گزیده" نوشته ی #حمدالله_مستوفی ست.
جلوس مهستی گنجه ای به سال ٣٨۷ و مرگش ۴۲۱ هجری- قمری بوده است.
(از دفتر معین الدین محرابی)
مهستی گنجوی دلاوری شاعر تبار،متبرک شده بر فارسی برآمده ی ده قرن خاموشی و هبوت بر هیات هیبت زن.
#شجاعت و #برهنگی ی او در شعر شاعران سده ها و دهه های پیش رادراین دوبرهه نه تنهادرایران بل درعرصه ی جهان دستمایه وموجب خنده میسازد.
شایدازاین روست بر بسیارانی شعر او تاکنون پنهان مانده است.
حتی فکر کردن به بود زنی در آن سال ها با این جرات و جُربزه ، مو براندام آدمی سیخ می کند.
طنز و موضوع هائیکه به آن پرداخته سرشار از جنگی رودر رو و خونین با جهان سخت مردانه است، بالایه هایی از عریانی وگاه اُروتیسمی پرطنطنه...
در باره ی او و شعرش چه بسیار سخن می توان گفت . می گذارم برای زمانی دیگر و باز به عهده ی موشکافان نیز.
این رباعی ها را با صدای او در درون خویش بخوانید تا فهم کنید چند قلب نوری طی کرده اند تا درین سده آفتابی شوند و سکوت حنجره ها را خوناخون بدرند.
رباعیات مهستی گنجوی
با اندکی سانسور
🌿🍂
در دل همه شرک روی بر خاک چه سود
زهری که به جان رسید تریاک چه سود
خود را به میان خلق زاهد کردن
با نفس پلید و جامه ی پاک چه سود
🌿🍂
مستش دیدم گرفته راه خانه
خلقی با او ز خویش و از بیگانه
خود را بستم بر او زدم مستانه
زانگونه که با شمع کند پروانه
🌿🍂
ای روی تو ماه را شکست آورده
وی قد تو سرو را به پست آورده
دانم به سر کار تو در خواهد شد
این جان به خون دل به دست آورده
🌿🍂
قاضی چو زنش حامله شد زار گریست
گفتا ز سر کینه که این واقعه چیست
من پیرم و ...من نمی خیزد هیچ
این قحبه نه مریم است این بچه ز کیست
🌿🍂
ما را بدم پیر نگه نتوان داشت
در حجره ی دلگیر نگه نتوان داشت
آن را که سر زلف چو زنجیر بود
در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
🌿🍂
ای بت به سر مسیح اگر ترسایی
باید که به نزد ما تو بی ترس آیی
یا چشم ترم به آستین خشک کنی
یا بر لب خشک من لب تر سایی
🌿🍂
آن ترک پسر که من ندیدم سیرش
باشد که زبر باشد و باشم زیرش
هان ای پسر خطیب تا صلح کنیم
تو ب.....
🌿🍂
.
در غربت اگر چه بخت همره نبود
باری دشمن ز حالم آگه نبود
دانی که چرا گزیده ام رنج سفر
تا ماتم شیر پیش روبه نبود
🌿🍂
یک دست به مصحفیم یک دست به جام
گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
ماییم در این گنبد ناپخته ی خام
نه کافر مطلق نه مسلمان تمام
#مهستی_گنجوی
مستش دیدم گرفته راه خانه
خلقی با او ز خویش و از بیگانه
خود را بستم بر او زدم مستانه
زانگونه که با شمع کند پروانه
#مهستی_گنجوی
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # مهستی گنجوی از شاعران زن متقدم تاریخ ادبیات فارسی و همدوره با غزنویان بوده است. همسر وی را امیراحمد پسر خطیب گنجه و سال وفات وی را ۵۷۶ یا ۵۷۷ هجری قمری نوشتهاند.
عمر مهستی در آثار ادبی و رباعیات همیشه جوانش ادامه دارد. مهستی در کنار سخنوران نامآور قرن دوازدهم آذربایجان نظیر نظامی گنجوی و خاقانی شیروانی چون ستارهای میدرخشد. اشعاری وی طراوت هشتصدساله خود را حفظ نموده و امروزه نیز مورد استقبال قرار میگیرد. مهستی در تاریخ ادبیات آذربایجان نخستین بانوی شاعر بوده، ولی متأسفانه تمام اشعار او که سراسر عمر خود را صرف سرودن آنها نموده، به دست نیامده و قسمت کوچکی از میراث ادبی او (در زمان نشر این کتاب) که بیش از سیصد رباعی و چند قطعه و غزل از او بر جای مانده است. این کتاب گزیدهای از رباعیات این نابغه بزرگ آذربایجان است.
#مهستی_گنجه ای را از شعرای عهد #غزنویان و برخی نیز از شعرای عهد #سلجوقیان دانسته اند به عبارت دیگر تواریخ با اختلافات قول او را در عهد چهار پادشاه معرفی نموده اند:
ا-سلطان محمود غزنوی
۲- سلطان محمد سلجوقی
۳- سلطان محمود سلجوقی
۴-سلطان سنجر سلجوقی.
قدیمی ترین ماخذاززمان حیات وی"تاریخ گزیده" نوشته ی #حمدالله_مستوفی ست.
جلوس مهستی گنجه ای به سال ٣٨۷ و مرگش ۴۲۱ هجری- قمری بوده است.
(از دفتر معین الدین محرابی)
مهستی گنجوی دلاوری شاعر تبار،متبرک شده بر فارسی برآمده ی ده قرن خاموشی و هبوت بر هیات هیبت زن.
#شجاعت و #برهنگی ی او در شعر شاعران سده ها و دهه های پیش رادراین دوبرهه نه تنهادرایران بل درعرصه ی جهان دستمایه وموجب خنده میسازد.
شایدازاین روست بر بسیارانی شعر او تاکنون پنهان مانده است.
حتی فکر کردن به بود زنی در آن سال ها با این جرات و جُربزه ، مو براندام آدمی سیخ می کند.
طنز و موضوع هائیکه به آن پرداخته سرشار از جنگی رودر رو و خونین با جهان سخت مردانه است، بالایه هایی از عریانی وگاه اُروتیسمی پرطنطنه...
در باره ی او و شعرش چه بسیار سخن می توان گفت . می گذارم برای زمانی دیگر و باز به عهده ی موشکافان نیز.
این رباعی ها را با صدای او در درون خویش بخوانید تا فهم کنید چند قلب نوری طی کرده اند تا درین سده آفتابی شوند و سکوت حنجره ها را خوناخون بدرند.
رباعیات مهستی گنجوی
با اندکی سانسور
🌿🍂
در دل همه شرک روی بر خاک چه سود
زهری که به جان رسید تریاک چه سود
خود را به میان خلق زاهد کردن
با نفس پلید و جامه ی پاک چه سود
🌿🍂
مستش دیدم گرفته راه خانه
خلقی با او ز خویش و از بیگانه
خود را بستم بر او زدم مستانه
زانگونه که با شمع کند پروانه
🌿🍂
ای روی تو ماه را شکست آورده
وی قد تو سرو را به پست آورده
دانم به سر کار تو در خواهد شد
این جان به خون دل به دست آورده
🌿🍂
قاضی چو زنش حامله شد زار گریست
گفتا ز سر کینه که این واقعه چیست
من پیرم و ...من نمی خیزد هیچ
این قحبه نه مریم است این بچه ز کیست
🌿🍂
ما را بدم پیر نگه نتوان داشت
در حجره ی دلگیر نگه نتوان داشت
آن را که سر زلف چو زنجیر بود
در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت
🌿🍂
ای بت به سر مسیح اگر ترسایی
باید که به نزد ما تو بی ترس آیی
یا چشم ترم به آستین خشک کنی
یا بر لب خشک من لب تر سایی
🌿🍂
آن ترک پسر که من ندیدم سیرش
باشد که زبر باشد و باشم زیرش
هان ای پسر خطیب تا صلح کنیم
تو ب.....
🌿🍂
.
در غربت اگر چه بخت همره نبود
باری دشمن ز حالم آگه نبود
دانی که چرا گزیده ام رنج سفر
تا ماتم شیر پیش روبه نبود
🌿🍂
یک دست به مصحفیم یک دست به جام
گه نزد حلالیم و گهی نزد حرام
ماییم در این گنبد ناپخته ی خام
نه کافر مطلق نه مسلمان تمام
#مهستی_گنجوی
مستش دیدم گرفته راه خانه
خلقی با او ز خویش و از بیگانه
خود را بستم بر او زدم مستانه
زانگونه که با شمع کند پروانه
#مهستی_گنجوی
🌸همه ما باید فمینیست باشیم🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#موسیقی
افتخار ددهبالا (خدیجه)با نام هنری #مهستی (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵– درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶)
خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی #هایده است.
او با عناوینی چون بانوی_آوازگلهاودلها یاد می شود.
مهستی از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است. وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویزیاحقی کشف شد. خواهر او نیز یکی از بزرگترین خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از #مهستی_گنجوی شاعره ایرانی وام گرفته بود.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
🍂دوره خوانندگی مهستی
شروع کار مهستی در سن ۱۷ سالگی برنامهٔ گلها برنامه شماره ۴۲۰ و با خواندن ترانهای به نام "آنکه دلم را برده خدایا "ساختهٔ بیژن_ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بودهاست . اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگهایی نیز در این سبک اجرا نمود.
در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی میکردند چرا که در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی گردید.
🍂زندگی خصوصی و روابط خانوادگی
بانو مهستی دوبار ازدواج کرد ولی هر دوی ازدواجها منجر به طلاق گردید. از ازدواج اول با کورس_ناظمیان صاحب دختری به نام سحر هستند. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام_سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بودهاست. مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نامهای ناتاشا و ناتالی دارد.
🍂دوران بیماری
مهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عامه مردم پنهان نگاه داشته بود.اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود.پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دز بالاتر که مورد نیاز شرایط وی می باشد،امکان ایجاد مشکل در صدای او وجود خواهد داشت.با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد به علت ظهور مجدد علایم بیماری،در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فورا به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور،دختر برادر خود،به همراه پزشک خانوادگی،حضور پیدا کردند و اعلام کردند که به بیماری سرطان مبتلاست و باید پرتو درمانی شود. بدین منظور پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت.
🍂درگذشت و خاکسپاری مهستی
بعد از چهار سال بیماری سرطان کلون (سرطان روده بزرگ)وی در روز دوشنبه چهارم تیر ماه در سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعات اولیه روز ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی و بر اثر سرطان روده بزرگ دار فانی را وداع گفت. پس انتقال پیکر او،در گورستانی در لس آنجلس شهر وست وود در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرشان به خاک سپرده شد وهزاران نفر و از جمله هنرمندان برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور و جمشید دلشاد نخستین شهر دار ایرانی در ایالت کالیفرنیا در مراسم خاکسپاری وی شرکت کردند.
مراسم تشییع پیکر مهستی به طور زنده،از شبکه تلویزیونی طپش پوشش داده شده بود.
کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد.
در سال ۲۰۰۵ نیز در این کشور،آکادمی جهانی هنر،ادبیات و رسانه،توسط جمعی از ایرانیان از وی برای (بیش از ۴۰) ۳۵ سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.از وی بیش از ۳۵ آلبوم بر جای مانده است.
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#موسیقی
افتخار ددهبالا (خدیجه)با نام هنری #مهستی (زاده ۲۵ آبان ۱۳۲۵– درگذشت ۴ تیر ۱۳۸۶)
خواننده ایرانی موسیقی سنتی و پاپ ایرانی و خواهر خوانندهٔ ایرانی #هایده است.
او با عناوینی چون بانوی_آوازگلهاودلها یاد می شود.
مهستی از خوانندگان موسیقی اصیل و همچنین پاپ ایرانی است. وی در نوجوانی استعدادش برای خوانندگی توسط پرویزیاحقی کشف شد. خواهر او نیز یکی از بزرگترین خوانندگان درگذشته موسیقی پاپ ایران یعنی هایده است. هایده از مهستی بزرگتر بود، اما مهستی زودتر از خواهر خود پا در وادی هنر گذاشت. وی نام خود را از #مهستی_گنجوی شاعره ایرانی وام گرفته بود.
نخستین آوازهای او در مجموعه گلها به کارهای او اعتبار بخشید و او را به خواننده ای محبوب در دهه های چهل و پنجاه بین مردم بدل ساخت و به علاوه راه را برای ورود خواهر بزرگترش، هایده به عالم خوانندگی نیز باز کرد.
🍂دوره خوانندگی مهستی
شروع کار مهستی در سن ۱۷ سالگی برنامهٔ گلها برنامه شماره ۴۲۰ و با خواندن ترانهای به نام "آنکه دلم را برده خدایا "ساختهٔ بیژن_ترقی در سبک موسیقی کلاسیک ایرانی بودهاست . اما پس از طی زمان و همراه با گرایش عمومی برای موسیقی پاپ بخصوص در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران آهنگهایی نیز در این سبک اجرا نمود.
در ابتدا خانواده وی نسبت به آواز خوانی او اظهار بی میلی میکردند چرا که در آن دوران خوانندگی برای یک زن مناسب تلقی نمی گردید.
🍂زندگی خصوصی و روابط خانوادگی
بانو مهستی دوبار ازدواج کرد ولی هر دوی ازدواجها منجر به طلاق گردید. از ازدواج اول با کورس_ناظمیان صاحب دختری به نام سحر هستند. ازدواج دوم ایشان هم با بهرام_سنندجی صاحب کارخانهٔ کفش بودهاست. مهستی از تنها دختر خود دو نوه به نامهای ناتاشا و ناتالی دارد.
🍂دوران بیماری
مهستی تا حدود چهار سال بیماری خود را از اطلاع عامه مردم پنهان نگاه داشته بود.اما تحت شیمی درمانی خفیف قرار گرفته بود.پزشکان به او هشدار داده بودند که در صورت مداوا با دز بالاتر که مورد نیاز شرایط وی می باشد،امکان ایجاد مشکل در صدای او وجود خواهد داشت.با این وجود در نوروز ۱۳۸۶ که قرار بود کنسرتی در دبی انجام دهد به علت ظهور مجدد علایم بیماری،در بیمارستانی در آن شهر بستری شد و فورا به لس آنجلس بازگشت و در برنامه تلویزیونی در مصاحبه با نادره سالار پور،دختر برادر خود،به همراه پزشک خانوادگی،حضور پیدا کردند و اعلام کردند که به بیماری سرطان مبتلاست و باید پرتو درمانی شود. بدین منظور پس از انجام مداوا به همراه دخترش به شمال کالیفرنیا رفت.
🍂درگذشت و خاکسپاری مهستی
بعد از چهار سال بیماری سرطان کلون (سرطان روده بزرگ)وی در روز دوشنبه چهارم تیر ماه در سنتا روزا ی کالیفرنیا ی شمالی در ساعات اولیه روز ۷:۵۲ صبح مورخ ۴/تیر/۱۳۸۶ خورشیدی و بر اثر سرطان روده بزرگ دار فانی را وداع گفت. پس انتقال پیکر او،در گورستانی در لس آنجلس شهر وست وود در کنار مزار خواهر خود هایده و مادرشان به خاک سپرده شد وهزاران نفر و از جمله هنرمندان برجسته ایرانی مقیم خارج از کشور و جمشید دلشاد نخستین شهر دار ایرانی در ایالت کالیفرنیا در مراسم خاکسپاری وی شرکت کردند.
مراسم تشییع پیکر مهستی به طور زنده،از شبکه تلویزیونی طپش پوشش داده شده بود.
کمی پس از انقلاب اسلامی ایران، وی به بریتانیا رفت و پس از چند سال به آمریکا مهاجرت کرد.
در سال ۲۰۰۵ نیز در این کشور،آکادمی جهانی هنر،ادبیات و رسانه،توسط جمعی از ایرانیان از وی برای (بیش از ۴۰) ۳۵ سال فعالیت در زمینه موسیقی سنتی و پاپ ایرانی تقدیر به عمل آمد.از وی بیش از ۳۵ آلبوم بر جای مانده است.
#روحشون_شاد
#یادشون_گرامی
🌸🌸#همه_ما_باید_فمینیست_باشیم🌸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#چکامه_پارسی
با هر که دلم ز عشق تو راز کند
اول سخن از هجر تو آغاز کند
از ناز دو چشم خود چنان باز کنی
کاندم زده لب به خندهای باز کند
#مهستی_گنجوی🌹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
با هر که دلم ز عشق تو راز کند
اول سخن از هجر تو آغاز کند
از ناز دو چشم خود چنان باز کنی
کاندم زده لب به خندهای باز کند
#مهستی_گنجوی🌹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نیک نامی موبدان پس از ورود اسلام به ایران در اشعار شاعران ایرانی به وضوح پیداست برخلاف کسانی که مدعی هستند موبدان ، منفور و باعث سقوط ساسانیان شدند
#فردوسی (قرن۴)
چنین گفت موبد که مُردن به نام/
به از زنده دشمن بدو شادکام/
چنین دارم از موبد پاک یاد/
چو ایران نباشد تن من مباد/
.
#حافظ (قرن۸)
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند/
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست/
.
#سعدی (قرن۷)
همی گفت و حاتم پریشان چو مست/
به دندان ز حسرت همی کند دست/
که ای بهره ور موبد نیکنام/
چرا پیش از اینم نگفتی پیام/
.
#مولوی (قرن۷)
چون تلف عشق موبد شدی/
گر تو یکی روح بُدی صد شدی/
مست و خراب و خوش و بیخود شود/
خلق چو تو جلوه گر خود شدی/
.
#عطار (قرن۶)
بشد آن موبد دانا دگر روز/
به میدان برد صد کودک دل افروز/
.
#سنایی_غزنوی (قرن۴)
صحبت زنار بندان پیشه گیر/
خدمت جمشید آذرفام کن/
با مغان اندر سفالی باده خور/
دست با زردشتیان در جام کن/
چون ترا گردون گردان رام کرد/
مرکب ناراستی را رام کن/
.
#نظامی_گنجوی (قرن۵)
از آن دُر خوشاب آن سنگ سوزان/
چو آتشگاه موبد شد فروزان/
ز روی او که بُد خرم بهاری/
شد آن آتشکده چون لاله زاری/
چو زهره به بابل درآمد نخست/
ز هاروتیان خاک آن بوم شست/
بفرموبد تا آتش موبدی/
کشند از هنرمندی و بخردی/
فسون نامه ی زند را تر کنند/
و گرنه به زندان دفتر کنند/
.
#منوچهری (قرن۵)
به روزگار دوشنبد نبیذ خور به نشاط/
به رسم موبد پیشین و موبدان موبد/
بگیر روز سه شنبد به دست باده ناب/
بخور که خوب بود عیش روز سه شنبد/
.
#مهستی_گنجوی (قرن۵)
در میکده پیش بت تحیات خوش است/
با سافر یک منی مناجات خوش است/
تصبیح و مصلای ریایی خوش نیست/
زنار مغانه در خرابات خوش است/
.
#خواجوی_کرمانی (قرن۷)
خط زرنگاریت بر صفحه ماه/
سوادی از مثال آسمانیست/
مغان زنده دل را خوان که در دیر/
مراد از زند خوانی زنده خوانیست/
.
#اوحدی_مراغه_ای (قرن۷)
در آن میانه نشانی ز دوست پرسیدم/
مرا معاینه پیری از آن میانه نمود/
چو روز شد همه شکر مغان همی گفتم/
که این فتوحم از آن باده مغانه نمود/
.
#هاتف_اصفهانی (قرن۱۲)
خالی است گر خم فلک ز باده نشاط/
غم نیست چون ز می خم پیر مغان پر است/
آخر کار شوق دیدارم/
سوی دیر مغان کشید عنان/
.
#عبید_زاکانی (قرن۸)
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا/
نشان به کوی مغان و می مغانه دهد/
.
#شاه_نعمت_الله_ولی (قرن۸)
بی نوایی ما و ذوق نیستی/
باز پرس از عاشقان بی نوا/
عاشق و مستیم در کوی مغان/
دنیا و عقبا کجا و ما کجا/
.
#سلمان_ساوجی(قرن۸)
همدمی دارم عزیز ، از من جدا خواهد شد/
لاجرم مسکین دلم ، در اضطراب ، افتاده است/
چشم مستت دیده ام روزی ، وزان مستی هنوز/
در خرابات مغان ، سلمان ، خراب افتاده است/
.
#فخرالدین_عراقی(قرن۷)
ساقی قدحی می مغان کو/
مطرب غزل تر روان کو/
آن مونس دل کجاست آخر/
و آن راحت جان ناتوان کو/
آیینه ی سینه زنگ غم خورد/
آن صیقل غم زدای جان کو/
از زهد و صلاح توبه کردم/
مخمور میم ، می مغان کو/
.
#محتشم_کاشانی(قرن۹)
سر ازل ز پیر مغان گوش کن که آن/
بهتر ز حکمت از لب لقمان شنودن است/
.
#هلالی_جغتایی(قرن۹)
آرزوی ساقی و پیر مغان دارم بسی/
آن جوان خوب رو و آن مرشد کامل کجاست/
.
#شیخ_بهایی(قرن۱۰)
دی پیر مغان ، آتش صحبت افروخت/
ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت/
از خرقه کفر ، رقعه واری بگرفت/
آورد و بر آستین ایمانم دوخت/
.
#فیض_کاشانی(قرن۱۱)
دو منزل را چه طی کردی سمند عقل پی کردی/
بیا با ما به میخانه که تا پیر مغان بینی/
بروی پیر ما بنگر که تا چشمت شود روشن/
ز دست پیر ساغر گیر تا خود را جوان بینی/
.
#عرفی_شیرازی(قرن۹)
عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست/
باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست/
برهمن چون بست زنارم ، مغان گفتند حیف/
کاین زمان در کافرستان عرب زنار نیست/
می تراود می به جام و جام می آید به لب/
نیست باکی گر به بزم عشق کس هشیار نیست/
.
#اقبال_لاهوری(شاعر پاکستانی)
گمان نبر که به پایان رسید کار مغان/
هزار باده ناخورده در رگ تاک است/
.
در دوران های زندیه و قاجار و پهلوی هم از این نوع اشعار بسیار دیده می شود ولی ما به همین مقدار بسنده کردیم.
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نیک نامی موبدان پس از ورود اسلام به ایران در اشعار شاعران ایرانی به وضوح پیداست برخلاف کسانی که مدعی هستند موبدان ، منفور و باعث سقوط ساسانیان شدند
#فردوسی (قرن۴)
چنین گفت موبد که مُردن به نام/
به از زنده دشمن بدو شادکام/
چنین دارم از موبد پاک یاد/
چو ایران نباشد تن من مباد/
.
#حافظ (قرن۸)
از آن به دیر مغانم عزیز می دارند/
که آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست/
.
#سعدی (قرن۷)
همی گفت و حاتم پریشان چو مست/
به دندان ز حسرت همی کند دست/
که ای بهره ور موبد نیکنام/
چرا پیش از اینم نگفتی پیام/
.
#مولوی (قرن۷)
چون تلف عشق موبد شدی/
گر تو یکی روح بُدی صد شدی/
مست و خراب و خوش و بیخود شود/
خلق چو تو جلوه گر خود شدی/
.
#عطار (قرن۶)
بشد آن موبد دانا دگر روز/
به میدان برد صد کودک دل افروز/
.
#سنایی_غزنوی (قرن۴)
صحبت زنار بندان پیشه گیر/
خدمت جمشید آذرفام کن/
با مغان اندر سفالی باده خور/
دست با زردشتیان در جام کن/
چون ترا گردون گردان رام کرد/
مرکب ناراستی را رام کن/
.
#نظامی_گنجوی (قرن۵)
از آن دُر خوشاب آن سنگ سوزان/
چو آتشگاه موبد شد فروزان/
ز روی او که بُد خرم بهاری/
شد آن آتشکده چون لاله زاری/
چو زهره به بابل درآمد نخست/
ز هاروتیان خاک آن بوم شست/
بفرموبد تا آتش موبدی/
کشند از هنرمندی و بخردی/
فسون نامه ی زند را تر کنند/
و گرنه به زندان دفتر کنند/
.
#منوچهری (قرن۵)
به روزگار دوشنبد نبیذ خور به نشاط/
به رسم موبد پیشین و موبدان موبد/
بگیر روز سه شنبد به دست باده ناب/
بخور که خوب بود عیش روز سه شنبد/
.
#مهستی_گنجوی (قرن۵)
در میکده پیش بت تحیات خوش است/
با سافر یک منی مناجات خوش است/
تصبیح و مصلای ریایی خوش نیست/
زنار مغانه در خرابات خوش است/
.
#خواجوی_کرمانی (قرن۷)
خط زرنگاریت بر صفحه ماه/
سوادی از مثال آسمانیست/
مغان زنده دل را خوان که در دیر/
مراد از زند خوانی زنده خوانیست/
.
#اوحدی_مراغه_ای (قرن۷)
در آن میانه نشانی ز دوست پرسیدم/
مرا معاینه پیری از آن میانه نمود/
چو روز شد همه شکر مغان همی گفتم/
که این فتوحم از آن باده مغانه نمود/
.
#هاتف_اصفهانی (قرن۱۲)
خالی است گر خم فلک ز باده نشاط/
غم نیست چون ز می خم پیر مغان پر است/
آخر کار شوق دیدارم/
سوی دیر مغان کشید عنان/
.
#عبید_زاکانی (قرن۸)
ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا/
نشان به کوی مغان و می مغانه دهد/
.
#شاه_نعمت_الله_ولی (قرن۸)
بی نوایی ما و ذوق نیستی/
باز پرس از عاشقان بی نوا/
عاشق و مستیم در کوی مغان/
دنیا و عقبا کجا و ما کجا/
.
#سلمان_ساوجی(قرن۸)
همدمی دارم عزیز ، از من جدا خواهد شد/
لاجرم مسکین دلم ، در اضطراب ، افتاده است/
چشم مستت دیده ام روزی ، وزان مستی هنوز/
در خرابات مغان ، سلمان ، خراب افتاده است/
.
#فخرالدین_عراقی(قرن۷)
ساقی قدحی می مغان کو/
مطرب غزل تر روان کو/
آن مونس دل کجاست آخر/
و آن راحت جان ناتوان کو/
آیینه ی سینه زنگ غم خورد/
آن صیقل غم زدای جان کو/
از زهد و صلاح توبه کردم/
مخمور میم ، می مغان کو/
.
#محتشم_کاشانی(قرن۹)
سر ازل ز پیر مغان گوش کن که آن/
بهتر ز حکمت از لب لقمان شنودن است/
.
#هلالی_جغتایی(قرن۹)
آرزوی ساقی و پیر مغان دارم بسی/
آن جوان خوب رو و آن مرشد کامل کجاست/
.
#شیخ_بهایی(قرن۱۰)
دی پیر مغان ، آتش صحبت افروخت/
ایمان مرا دید و دلش بر من سوخت/
از خرقه کفر ، رقعه واری بگرفت/
آورد و بر آستین ایمانم دوخت/
.
#فیض_کاشانی(قرن۱۱)
دو منزل را چه طی کردی سمند عقل پی کردی/
بیا با ما به میخانه که تا پیر مغان بینی/
بروی پیر ما بنگر که تا چشمت شود روشن/
ز دست پیر ساغر گیر تا خود را جوان بینی/
.
#عرفی_شیرازی(قرن۹)
عشق ناوک ریز و یک مویم تهی از یار نیست/
باورم باید که هر مویی ز یار افگار نیست/
برهمن چون بست زنارم ، مغان گفتند حیف/
کاین زمان در کافرستان عرب زنار نیست/
می تراود می به جام و جام می آید به لب/
نیست باکی گر به بزم عشق کس هشیار نیست/
.
#اقبال_لاهوری(شاعر پاکستانی)
گمان نبر که به پایان رسید کار مغان/
هزار باده ناخورده در رگ تاک است/
.
در دوران های زندیه و قاجار و پهلوی هم از این نوع اشعار بسیار دیده می شود ولی ما به همین مقدار بسنده کردیم.
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#مهستی_گنجوی
مهستی گنجوی یا مَهسَتی گنجهای یا مِهسِتیِ گَنجَوی(mɜhʂɨtɪ ɢæŋʝəɪ :IPA) شاعر فارسیسرای که در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری میزیستهاست. مهستی متشکل از دو واژهٔ «مَه» (ماه) و «سِتی» (خانم) برابر با واژه «ماهبانو» است. مهستی پس از خیام، برجستهترین رباعیسرای ایران بهشمار میآید و او را پایهگذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی میدانند.
زادگاه مهستی شهر گنجه بودهاست و همدوره با غزنویانبود. رشید یاسمی معتقد بود که «مهستی» متشکل از دو کلمه «مَه» به معنی بزرگ و «سَتی» به معنی خانم بوده و جمعاً این کلمه به معنی «خانمبزرگ» است. در چهار سالگی پدرش او را به مکتبخانه فرستاد و چون استعدادی سرشار داشت در دهسالگی با ادب زن دانشمند بیرون آمد
چشم ترکت چون مست برمیخیزد
شور از می و میپرست برمیخیزد
زلفت چو به رقص در میان میآید
صد فتنه به یک نشست برمیخیزد
#مهستی_گنجوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#مهستی_گنجوی
مهستی گنجوی یا مَهسَتی گنجهای یا مِهسِتیِ گَنجَوی(mɜhʂɨtɪ ɢæŋʝəɪ :IPA) شاعر فارسیسرای که در سدهٔ پنجم و ششم هجری قمری میزیستهاست. مهستی متشکل از دو واژهٔ «مَه» (ماه) و «سِتی» (خانم) برابر با واژه «ماهبانو» است. مهستی پس از خیام، برجستهترین رباعیسرای ایران بهشمار میآید و او را پایهگذار مکتب شهرآشوب در قالب رباعی میدانند.
زادگاه مهستی شهر گنجه بودهاست و همدوره با غزنویانبود. رشید یاسمی معتقد بود که «مهستی» متشکل از دو کلمه «مَه» به معنی بزرگ و «سَتی» به معنی خانم بوده و جمعاً این کلمه به معنی «خانمبزرگ» است. در چهار سالگی پدرش او را به مکتبخانه فرستاد و چون استعدادی سرشار داشت در دهسالگی با ادب زن دانشمند بیرون آمد
چشم ترکت چون مست برمیخیزد
شور از می و میپرست برمیخیزد
زلفت چو به رقص در میان میآید
صد فتنه به یک نشست برمیخیزد
#مهستی_گنجوی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity