🍉 نام #چله در سرتاسر #ایران کاربرد دارد و یلدا، بیشتر در متون ادبی دیده می‌شود: #چله_بزرگ و #چله_کوچک.

💚مردم ایران «چله بزرگ و کوچک» دارند، خوانچه زمستانی دارند، چارچار دارند و... ده‌ها آیین و رسم‌های هنباز و گاه، ویژه منطقه خود را دارند. بسیاری از این آیین‌ها و نام‌ها در #بن‌مایه‌های_تاریخی و ادبی یاد شده است و بسیاری را نیز تنها، در هازه(:جامعه) و از زبان بزرگ‌ترها می‌توان شنید.

چله‌ بزرگ👈 ۴۰ روز
چله‌ کوچک👈 ۲۰ روز
چارچار👈 ۴ روز اول و آخر دو چله.
اَهمَن‌👈 ۱۰ روز
بهمن👈 ۱۰ روز
سیاه‌ بهار👈 ۵ روز
سرما پیرزن👈 ۵ روز

❇️ میرزاعبداله مجتهدی تبریزی در خاطرات خود به سال ۱۳۲۴ می‌گوید:
«امروز اول چارچار است. چهار روز آخر چله بزرگ و چهار روز اول چله کوچک را چارچار می‌گویند و چنین نامبردار است که سردترین روزهای زمستان این هشت روز است».

❇️ در کلیات شیخ بهایی، سده ۱۰ آمد است: «از قضا آن هنگام، فصل زمستان بود و چله بزرگ آن روز هم، روز بسیار سردی بود»

❇️ در نسک(:کتاب) تسویه التعلیم آمده است:
یکم چله کوچک روزی است که ‌۴۰روز نه بیشتر از یکم جدی گذشته باشد و این چله را ۲۰روز دانند و از این جهت آن‌را #کوچک گویند.

#چله_زمستان در ادبیات #پارسی:
تا دل‌تان بخواهد در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به شب #یلدا و ویژگی‌های آن اشاره شده است. از بلندی این شب، از شدت سرمای این شب، از پیروزی روشنایی بر تاریکی و...

آیا در ادبیات پارسی، به «چله» هم اشاره شده است؟
در بن‌مایه‌های ادبی ایران، به «چله» به عنوان یک دوره زمانی ۴۰روزه بارها اشاره شده است. اما آیا به «چله زمستان» یا همان شب چله نیز اشاره شده است؟
آری، برای نمونه #جامی، چامه سرای بزرگ سده ۹ می‌سراید:

ز شیخ چله نشین دور باش و چله وی
که هست چله اوی سردتر از چله دی

از چله کجا گرم شود صوفی خود بین
چون چله وی سردتر است از چله دی.

❇️ #هلالی_جغتایی شاعر سده ۹ خورشیدی می‌سراید:
باز چون موسم زمستان شد
آتش از خرمی گلستان شد
مهر زود از فلک به در می‌رفت
تا شود گرم زودتر می‌رفت
بلکه مهر جهان‌فروز نبود
همه شب بود و هیچ روز نبود
در چنین موسمی که چله دی
تیر باران نمود پی در پی.

❇️ #حکیم_نزاری شاعر سده ۷-۸ خورشیدی می‌سراید:
چله بود و زخم سرما ناگهان
تیره از ابر سیه روی جهان
برف و باد سرد بر ما زور کرد
جمله چشم راه بینان کور کرد.

برگرفته از تاربرگ: #ایران‌زمین

جایگاه ویژه #انار در #ایران‌زمین و #شاهنامه فردوسی:

«انار» درخت و میوه‌ای ورجاوند و با ارزش در #شاهنامه است و #فردوسی بارها در سروده‌های خود، به آن اشاره می‌کند.
#فردوسی در جایی « #ایران» را به باغی خرم‌بهار تشبیه کرده، و #انار را یکی از میوه‌های این باغ دانسته است:

که ایران چو باغی‌ست خرم بهار
شکفته همیشه گل کامگار
پر از نرگس و #نار و سیب و بهی
چو پالیز گردد ز مردم تهی
سپرغم یکایک ز بن برکنند
همه شاخ #نار و بهی بشکنند

بفرمود تا «آب نار» آورند
همان تره‌ی جویبار آورند
سه من تافته باده‌ی سالخورده
به رنگ «گل نار» و با رنگ زرد
یکی مشک نام و دگر سیسنک
یکی نام #نار و دگر سوسنک
سوی راست پستان چو آن زنان
بسان یکی #نار بر پرنیان
کنون بر گل و نار و سیب و بهی
ز می🍷جام زرین ندارم تهی
به خانه درون بود با یک رهی
نهاده برش #نار و سیب و بهی
می🍷آورد و #نار و ترنج و بهی
زدوده یکی جام شاهنشهی
دو بودی به مثقال هر یک به سنگ
چو یک دانه‌ی #نار بودی به رنگ
پری روی گفت سپهبد شنود
سر شعر گلنار بگشاد زود
خم اندر خم و مار بر مار بر
برآن غبغبش نار بر نار بر.

🍉 #شب_چله
در سروده‌های بخشی از
چکامه‌سریان بزرگ ایران‌زمین
❤️🤍💚

شب اورمزد آمد از ماه دی
ز گفتن بیاسای و بردار می🍷
✍️ #فردوسی_توسی

با بهار رخ‌ات تواند گفت
شب چله که روز نوروزم.
✍️ #انوری

روز رویش چون برانداخت نقاب از سر زلف
گویی از روز قیامت شب یلدا برخاست.
✍️ #سعدی_شیرازی

با زلف‌ تو قصه‌ای‌ست ما را مشگل
هم‌چون شب چله به درازی مشهور.
✍️ #عبید_زاکانی

چه عجب گر دل من روز ندید
زلف تو صد شب یلدا دارد.
✍️ #فیض_کاشانی

صحبت حکام ظلمت شب یلداست
نور ز خورشید جو بو که بر آید.
✍️ #حافظ_شیرازی

شب هجرانت ای دلبر شب یلداست پنداری
رخت نوروز و دیدار تو عید ماست پنداری.
✍️ #اوحدی_مراغه‌ای

به صاحب دولتی پیوند اگر نامی همی جویی
که از پیوند با عیسا چنان معروف شد یلدا.
✍️ #سنایی

هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک
کس نشان ندهد که ماهی را دو شب یلدا بود.
✍️ #خواجوی_کرمانی

شب یلداست هر تاری ز موی‌ات٬ وین عجب کاری
که من روزی نمی‌بینم٬ خود این شب‌های یلدا را.
✍️ #سلمان_ساوجی

نظر به روی تو‌ هر بامداد نوروزی‌ست
شب فراق تو هر شب که هست یلدایی‌ست.
✍️ #سعدی_شیرازی

روزی دل گشت از زلف دراز او‌ مرا
آنچه بر بیمار از طول شب یلدا گذشت.
✍️ #صائب_تبریزی