رمان:#هویت_نامعلوم

نویسنده: ژرژ سیمنون

مترجم: پریسا رضایی
ژرژ سیمنون نویسنده رمان‌های پلیسی بلژیکی؛در ۱۳ فوریه سال ۱۹۰۳ در شهر لیژ بلژیک به دنیا آمد.
نخستین رمان او با نام بر پل آرش در ژوئن ۱۹۱۹ نوشته شد و در ۱۹۲۱ با نام مستعار G.Sim به چاپ رسید.
در سال ۱۹۳۰ شخصیت محبوب آثاراش کمیسر مگره،برای نخستین بار در داستان کوتاهی که آن را به درخواست ژوزف کسل برای چاپ در مجله کارگاه نوشت.
رمان های او آمیزه ای از پرداخت استادانه و کالبدشکافی هوشمندانه روان انسان هاست.وی ترس ها،عقده های روانی، گرایش های ذهنی و وابستگی هایی را توصیف می کند که در زیر نقاب زندگی معمولی و یک نواخت روزمره پنهان هستند و ناگهان با انفجاری غیرمنتظره به خشونت و جنایت منجر می شود.
آثار او مشتمل است بر بیش از ۲۰۰ رمان، ۱۵۰ رمان کوتاه، یک سناریو برای باله، چندین جلد زندگینامه "که نخستین آنها با عنوان خاطرات خودمانی در ۱۹۸۱ منتشر شد"،مقالات بیشمار و تعداد زیادی رمان عامه پسند که آنها را صرفاً برای کسب درآمد و با یک دوجین نام مستعار نوشته است.
نوع فایل: Pdf
کتاب های دیگرنویسنده درپایان پست تقدیم می گردد.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"

...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.

یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.

یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
هویت ایرانی در شاهنامه در #تحقیر ملت های دیگر نیست که رنگ و جلا می یابد، بلکه خود بر #بنیادهای_فکری و معنوی و اخلاقی نیرومندی #استوار است. از همین رو، ملی گرایی ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه به #نژادپرستی نفرت انگیزی چون #نازیسم و #فاشیسم در قرن بیستم مبدل نشد. در قرن بیست و یکم، #ایرانیان می توانند بر پایهٔ همان #بنیادها، به ویژه بنیادهای #اخلاقی که در سرتاسر #شاهنامه موج میزند، در جهانی که، در اثر #پیشرفتهای برق آسا در #فناوری ارتباطات، بیم آن می رود که بسیاری از فرهنگهای #بومی فراموش شوند، #هویت_ایرانی خود را حفظ کنند و آن را #استمرار بخشند.

سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 "هویت ایرانی"

...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.

یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.

یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
هویت ایرانی در شاهنامه در #تحقیر ملت های دیگر نیست که رنگ و جلا می یابد، بلکه خود بر #بنیادهای_فکری و معنوی و اخلاقی نیرومندی #استوار است. از همین رو، ملی گرایی ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه به #نژادپرستی نفرت انگیزی چون #نازیسم و #فاشیسم در قرن بیستم مبدل نشد. در قرن بیست و یکم، #ایرانیان می توانند بر پایهٔ همان #بنیادها، به ویژه بنیادهای #اخلاقی که در سرتاسر #شاهنامه موج میزند، در جهانی که، در اثر #پیشرفتهای برق آسا در #فناوری ارتباطات، بیم آن می رود که بسیاری از فرهنگهای #بومی فراموش شوند، #هویت_ایرانی خود را حفظ کنند و آن را #استمرار بخشند.

سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ایران_خط_قرمز_من_است


عردوقان و مزدورانش فراموش کرده اند که تراکتور تیمی ایرانی است و نه ترکیه ای!!

قهرمانی تیم فوتبال تراکتور در جام حذفی ایران زمینه تبلیغات وسیعی از سوی برخی جریان های فاشیستی نفرت پراکن پان ترکیستی را موجب شده به نحوی که حتی برخی مقام های سیاسی #ترکیه ۹۷ ساله، مدعی شده اند که تیم #تراکتور #آذربایجان هزاران ساله ایران زمین، نماینده ترکیه ای ها در ایران بوده است؟!

در پی بی تفاوتی رسمی در ایران به اولویتی به نام #هویت_ملی و #یکپارچگی_سرزمینی ایران، گاه و بی گاه، شاهد تکرار گستاخی ها و ادعاهای تحریک آمیز نژادپرستانه از سوی کشوری ۹۷ ساله هستیم که اکثریت ۳۰ میلیونی هم تباران مظلوم کرد رابه طور مداوم تحت شدیدترین فشارهای اجتماعی اقتصادی و سیاسی قرار داده است!

پروفسور برهان کوزو از نزدیکان ⁧#عردوقان و از موسسان حزب عدالت و توسعه⁩، در اظهارانی مداخله جویانه و تجاوز گرانه با قراردادن پرچم ترکیه و جمهوری باکو در کنار نام تراکتور مدعی شده تیم تراکتورسازی ایران که با تغییراتی قابل تأمل در نشان و نام، هم اکنون به تراکتور آذربایجان تغییر نام داده شده، نماینده ترکیه در ایران است و وقیحانه لقب پان ترکیستی و نژادپرستانه گرگ را هم برای این تیم ریشه دار ایرانی نثار کرده است!!

البته گویا معیار ادعاهای ضد ایرانی این ترکیه ای متوهم هم تنها ترک زبان بودن آذری ها بوده است ولی ترکیه ای ها باید بفهمند که تبریز در طول تاریخ تاج سر ایران زمین و مهد ناسیونالیسم ایرانی و ایران پرستانی چون بابک خرم دین و شاه اسماعیل صفوی و ستارخان و باقرخان وشهید صدآفرین و برادران شهید بایندر و برادران شهید باکری و شهیدغفور جدی و... بوده و خواهد بود وملت ایران و به ویژه آذربایجانی ها هیج گاه جنایت ها و تجاوزگری ها و غارت گری ها و قتل عام های پی در پی تاریخی ترک های عثمانی در تبریز و آذربایجان را فراموش نکرده اند...

قابل توجه این که دولت نژادپرست استانبول در ۱۹۱۸ م، دولت نوبنیاد #باکو را تحریک به ربودن نام #آذربایجان تاریخی ایران کرد و نام جعلی #ترکیه را هم پنج سال بعد در۱۹۲۳م، برای کشوری با اکثریت #کرد ها اختراع کرد!!

بنابراین دستگاه دیپلماسی ایران وظیفه دارد پاسخ مناسب را به این مداخلات نژاد پرستانه و تجاوز گرانه ترکیه بدهد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_کتاب


#هویت_نامعلوم

نویسنده : ژرژ سیمنون

📝 اتومبیل آبپاش در حالیکه از لابلای فرچه غلتک مانند خود روی آسفالت آب می پاشید، از خیابان گذشت. سطح خیابان تیره شد. یک سگ زرد رنگ و درشت هیکل کنار خیابان نشسته بود و خود را لیس میزد.
پیرمرد نیم تنه ای روشن و تقریبا سفید رنگ پوشیده بود که آدم را یاد لباس های مناطق حاره می انداخت و کلاهی حصیری بر سر داشت. گویی همه چیز بر اساس تقدیر الهی پیش می رفت. گرما در اطراف برج های کلیسای نتردام موج میزد. بالای نتردام گنجشکها در دسته بزرگی کنار ناودانها کز کرده بودند. آنها از خیابان به سختی دیده می شدند. قایق های بارکش پشت سر هم از حومه پاریس می رسیدند. یدک کشی با دماغه سفید و قرمز برای گذشتن از زیر پل پُنت سن لویی، لوله دودکش خود را پایین آورد؛ انگار می خواست سلام کند...

🔴 این کتاب با عنوان خاکسپاری آقای بووه تجدید چاپ شده است.

نوع فایل : Pdf

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم

"هویت ایرانی"

...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان #شاهنامه را چون شناسنامه #ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را #زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا #پانصد سال بعد که #صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم #ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون #سنایی، #نظامی، #خاقانی، #خواجوی_کرمانی و #عبید_زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا #خسرو ایران خطاب می کردند.
#شاهنامه منبعی بسیار غنی از #میراث مشترک ایرانیان است که در آن می توان استمرار #هویت ایرانی را از دنیای #اسطوره ها و حماسه ها تا فرمانروائي واپسین شاهنشاهای #ساسانی آشکارا دید. #فردوسی بی گمان در احیای زبان فارسی، که از ارکان هویت ملی است، نقش بی چون و چرایی داشته است و محتوای شاهنامه دارای ویژگیهایی است که هویت ملی ایرانیان در پرتو آن #حفظ شده است. یکپارچگی سیاسی و جغرافیائی و تاریخی از جمله این ویژگی ها شمرده می شوند.
یکپارچگی سیاسی: در سراسر شاهنامه هیچ دوره ای نیست که ایران بدون #فرمانروا باشد. حتی فرمانروای بیگانه ای چون #اسکندر را از تاریخ حذف نکرده اند و هویت ایرانی به او داده اند.
یکپارچگی جغرافیائی: از آغاز شاهنامه تا دوران #فریدون، فرمانروایان ایرانی بر کل #جهان فرمان میرانند و، از ایرج به بعد، بر ایران شهر که تا پایان شاهنامه کانون رویدادهاست، هرچند در دورههای تاریخی مرزهای ایرانشهر تغییر می کند؛ مثلاً زمانی #ارمنستان بخشی از قلمرو ایران است و زمانی دیگر نیست.
یکپارچگی تاریخی: در شاهنامه، بر خلاف دیگر منابع فارسی و عربی درباره تاریخ ایران، روایات یکدست است؛ بدین معنی که خواننده هیچگاه با روایات گوناگونی از یک رویداد واحد رو به رو نمی شود. این ویژگی ها به خود شاهنامه مربوط نمی شود بلکه هر سه در کتابی به #پهلوی به نام خدای نامه (X"adāy-nāmag)، تاریخ رسمی دورهٔ ساسانی که در زمان خسرو #انوشیروان مدون شده، جمع بوده است. این کتاب از قرن دوم هجری به بعد به #عربی و #فارسی ترجمه شد و منظومه های گران قدری بر اساس تحریرهای منثور فارسی آن شکل گرفت. فردوسی کاخ بلند نظم خود را بر پایهٔ یکی از تحریرهای فارسی خدای نامه یعنی شاهنامه ابومنصوري تأليف يافته به سال ۳۴۶ هجری پی افکند.....
...خدای نامه، تاریخی بود مشتمل بر زنجیره ای پیوسته از #دودمان ها و شاهانی که از قدیم ترین ایام تا زمان تدوین آن، یکی پس از دیگری، بر ملت و کشوری واحد فرمان میراندند. این امر، به علاوه شرح #دلاوری ها و پهلوانی های پهلوانان در هر دوره، می توانست غرور ملی ایرانیان را در جنگ با دشمنان شمالی بیدار سازد و تقویت کند. شرح پرآب و تاب جنگ های مداوم ایران و #توران در دورهٔ #کیانی ابزار مناسبی بود برای ترویج روحیه #فداکاری و جانفشانی در دفاع از مرز و بوم ایران شهر در برابر دشمنان شمالی، پس از فتح ایران به دست اعراب مسلمان، یکپارچگی سیاسی و دینی از ایران رخت بربست. امّا اندیشهٔ یکپارچگی ایران، با ترجمهٔ #خدای_نامه به زبان عربی و فارسی دری، باقی ماند و در قرن چهارم هجری، با سروده شدن شاهنامه، شکل نهایی یافت.
...پس از #فردوسی، هویت ایرانی نه در بستر حکومتی #یکپارچه به لحاظ سیاسی و دینی، بلکه در بستری فرهنگی، ادبی و هنری استمرار یافت. ایرانیان شاهنامه را چون شناسنامه ملی خود حفظ کردند و منتظر فرصتی بودند تا یکپارچگی سیاسی و جغرافیائي روزگار کهن را زنده کنند که کردند. پس از پدید آمدن شاهنامه تا پانصد سال بعد که صفویان یکپارچگی سیاسی را به ایران بازگرداندند، به رغم وجود حکومتهای محلی، مفهوم ایران شهر همچنان به حیات خود ادامه داد. گواه این معنی در مدیحه های شاعرانی چون سنایی، نظامی، خاقانی، خواجوی کرمانی و عبید زاکانی نهفته است که پادشاهان ممدوح خود را، هر چند بر قلمروی در گوشهای از ایران زمین حکم میراندند، شاه ایران یا خسرو ایران خطاب می کردند.
هویت ایرانی در شاهنامه در #تحقیر ملت های دیگر نیست که رنگ و جلا می یابد، بلکه خود بر #بنیادهای_فکری و معنوی و اخلاقی نیرومندی #استوار است. از همین رو، ملی گرایی ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه به #نژادپرستی نفرت انگیزی چون #نازیسم و #فاشیسم در قرن بیستم مبدل نشد. در قرن بیست و یکم، #ایرانیان می توانند بر پایهٔ همان #بنیادها، به ویژه بنیادهای #اخلاقی که در سرتاسر #شاهنامه موج میزند، در جهانی که، در اثر #پیشرفتهای برق آسا در #فناوری ارتباطات، بیم آن می رود که بسیاری از فرهنگهای #بومی فراموش شوند، #هویت_ایرانی خود را حفظ کنند و آن را #استمرار بخشند.
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی

#هویت
#میلان_کوندرا
ترجمه:پرویز همایون پور
راوی:فاطمه رکنی
شانتال در آستانه میانسالی احساس می‌کند دیگر کسی در خیابان به او توجه نمی‌کند. این موضوع باعث ناراحتی او شده و آن را با ژانمارک در میان می‌گذارد. کمی بعد شانتال در صندوق پست آپارتمانشان نامه‌ای را می‌بیند که خطاب به او نوشته شده و او را ستایش می‌کند. نامه‌ها باز هم تکرار می‌شود. این نامه‌ها از زبان شخصی است که...
این رمان از نظر ساختار روایی احتمالاً سنتی‌ترین رمان میلان کوندرا است. در رمان هویت وضع و موقع انسان معاصر به زیر ذره‌بین گذاشته می‌شود و سرگشتگی و التهاب جان و روان او به نمایش در می‌آید. افکار و احساسات شانتال و ژان مارک خواننده را به هیجان می‌آورد و ذهن او را به افق های دوردست تفکر و تخیل می‌کشانند. آنان با حسرت به ارزشهای متعالی از دست رفته می‌اندیشند، درباره موقعیت کنونی زندگی بشر گفتگو می‌کنند و برای نجات خویش به عشق پناه می‌برند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
هویت
@greataudiobook
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کتاب_صوتی

#هویت
#میلان_کوندرا
ترجمه:پرویز همایون پور
راوی:فاطمه رکنی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️

نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش می‌باشد.

گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکده‌های پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد می‌کنند.

واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.

اعراب، چهار بندواژه و وات(:حرف )👈 گ - ژ - چ - پ را نمی‌توانستند بخوانند و تلفظ کنند. از این‌رو، «گ» را «ج» خوانده‌اند و «آذربایگان» را «#آذربایجان» نوشته‌اند.

تاریخ نگاران دوران #باستان، از جمله تاریخ نگاران یونانی و رومی، مانند «استرابون» و «گزنفون»، «پلیپ»، «دیودور سیسیلی» و دیگران نیز «آتورپاتن» نوشته‌اند.

بر پایه اسناد استوار تاریخی،
نگارش واژه «آذربایگان» با «ذ» درست است. همه تاریخ نگاران و جغرافی نویسان سده‌های نخستین اسلامی نیز، «آذربایجان» را با رسم الخط عربی با «ذ» و به شکل
«آذربایجان» نوشته‌اند.

ابن اثیر، یاقوت حموی، یعقوبی، مسعودی، طبری، الفخری و دیگران همگی
«آذربایجان» را با «ذ» نوشته‌اند. در هیچ‌یک از متون تاریخی «آذربایجان» با «ز» نوشته نشده است.

اما نوشتن آذربایجان با «ز» نخستین بار بدست چه کسی و با چه هدفی انجام شد؟

دستگاه‌های پانترکیسم ده‌ها سال است که کوشش می‌کنند تا #فرهنگ و #هویت و #ریشه آذربایجان و آران را جدا از فرهنگ و تاریخ #ایران‌زمین بشناسانند و در این راه به جعل‌های موزیانه و البته ناشیانه‌ی #تاریخی دست می‌زنند. از جمله #تراشیدن ریشه‌ای مغولی برای واژه کامل ایرانی #آذربایجان و پیوند دادن آن به ترک اغوزی.

نکته آخر و بویژه برای دوستانی که نادانسته و ناآگاهانه، این واژه را به شکل نادرست نگاشته و بدون داشتن دانش تاریخی و آگاهی بر خط و زبان پارسی کهن، گمان می‌برند، «ذ» حرف عربی است و پارسی نیست و ناخواسته با جعل جریان شوم پانیسم همراه شده‌اند، بدانید که حرف «ذ» با تلفظ نوک زبانی آن، یکی از حروف راستین زبان‌های باستانی ایران همچون #اوستایی بوده است.

✍️ فرهنگ موضوعی شاهنامه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity