هویت ایرانی در شاهنامه در #تحقیر ملت های دیگر نیست که رنگ و جلا می یابد، بلکه خود بر #بنیادهای_فکری و معنوی و اخلاقی نیرومندی #استوار است. از همین رو، ملی گرایی ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه به #نژادپرستی نفرت انگیزی چون #نازیسم و #فاشیسم در قرن بیستم مبدل نشد. در قرن بیست و یکم، #ایرانیان می توانند بر پایهٔ همان #بنیادها، به ویژه بنیادهای #اخلاقی که در سرتاسر #شاهنامه موج میزند، در جهانی که، در اثر #پیشرفتهای برق آسا در #فناوری ارتباطات، بیم آن می رود که بسیاری از فرهنگهای #بومی فراموش شوند، #هویت_ایرانی خود را حفظ کنند و آن را #استمرار بخشند.
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
هویت ایرانی در شاهنامه در #تحقیر ملت های دیگر نیست که رنگ و جلا می یابد، بلکه خود بر #بنیادهای_فکری و معنوی و اخلاقی نیرومندی #استوار است. از همین رو، ملی گرایی ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه به #نژادپرستی نفرت انگیزی چون #نازیسم و #فاشیسم در قرن بیستم مبدل نشد. در قرن بیست و یکم، #ایرانیان می توانند بر پایهٔ همان #بنیادها، به ویژه بنیادهای #اخلاقی که در سرتاسر #شاهنامه موج میزند، در جهانی که، در اثر #پیشرفتهای برق آسا در #فناوری ارتباطات، بیم آن می رود که بسیاری از فرهنگهای #بومی فراموش شوند، #هویت_ایرانی خود را حفظ کنند و آن را #استمرار بخشند.
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#خودِ معمولیت را پیدا کن
خودِ معمولیت را نشان بده!
بهدنبال بهترین و برترین نباش تا از زندگیت و از هر آن چه داری لذت ببری
از خودِ معمولیت لذت ببر و به آن عشق بورز...
#الیف_شافاک
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
خودِ معمولیت را نشان بده!
بهدنبال بهترین و برترین نباش تا از زندگیت و از هر آن چه داری لذت ببری
از خودِ معمولیت لذت ببر و به آن عشق بورز...
#الیف_شافاک
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#خودِ تو
به اندازه هر کسی دیگر در جهان،
سزاوار عشق و محبتی...
#بودا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
به اندازه هر کسی دیگر در جهان،
سزاوار عشق و محبتی...
#بودا
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#خود اوست جمله طالب و
ما همچو سایهها
ای گفت و گوی ما همگی
گفت و گوی دوست
#مولانای_جان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
ما همچو سایهها
ای گفت و گوی ما همگی
گفت و گوی دوست
#مولانای_جان
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@bookirancity
🔴#صرفاٌ_جهت_اطلاع
#دشمن_در_خانه_شماست
وظیفه مهران مدیری ها در کشور ما چیست؟!
وظیفه مهران مدیریها عادی کردن مشکلات و مضائب کشور است!
یعنی فقر و فساد در کشور را که به صورت طبیعی باید موجب خشم و خروش شود، تبدیل میکنند به یک موضوع خندهدار
یعنی شما به مرور به انسانی تبدیل میشوید که به جای چارهجویی به مصیبت هایتان میخندید!
یعنی کاری میکنند که باخنده به این دردهای جامعه و تمامی هموطنان دیگر بنگریم
و بی تفاوتی کار روزمره یا روزمرگه همه ما گردد!
دیگر برای بدبختی های این ملت جوک نمیسازندسراله تلوزیونی میسازنند تا همه بخندند!!!
#خواهشاٌ_از_خریدن_سریالها_و_فیلم_های_این_افراد
#خود_داری_کنید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#دشمن_در_خانه_شماست
وظیفه مهران مدیری ها در کشور ما چیست؟!
وظیفه مهران مدیریها عادی کردن مشکلات و مضائب کشور است!
یعنی فقر و فساد در کشور را که به صورت طبیعی باید موجب خشم و خروش شود، تبدیل میکنند به یک موضوع خندهدار
یعنی شما به مرور به انسانی تبدیل میشوید که به جای چارهجویی به مصیبت هایتان میخندید!
یعنی کاری میکنند که باخنده به این دردهای جامعه و تمامی هموطنان دیگر بنگریم
و بی تفاوتی کار روزمره یا روزمرگه همه ما گردد!
دیگر برای بدبختی های این ملت جوک نمیسازندسراله تلوزیونی میسازنند تا همه بخندند!!!
#خواهشاٌ_از_خریدن_سریالها_و_فیلم_های_این_افراد
#خود_داری_کنید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#آدمی هرچه در درونِ خود بیشتر مایه داشته باشد، از بیرون کمتر طلب میکند و دیگران هم کمتر میتوانند چیزی به او عرضه کنند.
...انسانِ کممایه از هیچچیز به اندازهی #خود نمیگریزد؛ زیرا در تنهایی، هنگامی که هرکس به خویشتنِ خود باز میگردد، معلوم میشود که در خود چه دارد.
✍️ #آرتور_شوپنهاور
📙 #در_باب_حکمت_زندگی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
...انسانِ کممایه از هیچچیز به اندازهی #خود نمیگریزد؛ زیرا در تنهایی، هنگامی که هرکس به خویشتنِ خود باز میگردد، معلوم میشود که در خود چه دارد.
✍️ #آرتور_شوپنهاور
📙 #در_باب_حکمت_زندگی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ بهمن زادروز#ویرجینیا_وولف
آدلاین ویرجینیا وولف (به انگلیسی: Adeline Virginia Woolf) (۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ – ۲۸ مارس ۱۹۴۱)، بانوی رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی بود که آثار برجستهای چون خانم دالووی (۱۹۲۵)، بهسوی فانوس دریایی (۱۹۲۷) و اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) را به رشته تحریر درآورده است.
ویرجینا وولف در سالهای بین دو جنگ جهانی از چهرههای سرشناس محافل ادبی لندن و از مهرههای اصلی انجمن روشنفکری بلومزبری بود. او در طول زندگی بارها دچار بیماری روانی دورهای شد و در نهایت در سال ۱۹۴۱ به زندگی خود پایان بخشید.
آدلاین ویرجینیا استیون در سال ۱۸۸۲ در لندن به دنیا آمد. مادر او جولیا پرینسپ استیون (به انگلیسی: Julia Prinsep Stephen) (۱۸۴۶ الی ۱۸۹۵) در هند و از دکتر جان جکسون (به انگلیسی: John Jackson) و ماریا پتل جکسون (به انگلیسی: Maria Pattle Jackson) به دنیا آمده بود، که بعد به همراه مادر خود به انگلستان نقل مکان کرد و به عنوان مدل مشغول به کار شد. پدر او سر لسلی استیون (به انگلیسی: Leslie Stephen) نویسنده، منتقد و کوهنوردی معروف بود. پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادریگرا بود. اگرچه برادران او برای تحصیل به کمبریج فرستاده شدند، او تحصیلات رسمی دریافت نکرد و در منزل معلم خصوصی داشت. ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات به چاپ میرساند.
ازدستدادن ناگهانی مادرش در سیزده سالگی و به دنبال آن درگذشت خواهر ناتنیاش دو سال بعد منجر به اولین حمله از رشته حملههای عصبی ویرجینیا وولف شد. با وجود این بین سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱، موفق شد در دانشکده زنان کالج سلطنتی لندن درسهایی (گاه تا حد مدرک) در زبان یونانی، لاتین، آلمانی و تاریخ بگذراند که مقدمات آشنایی او را با بعضی از پیشگامان مدافع آموزش زنان مانند کلارا پیتر، جرج وار و لیلیان فیتفول فراهم کرد. دومین حملهٔ عصبی او پس از مرگ پدرش در ۱۹۰۴ بود. در این دوران برای اولین بار دست به خودکشی زد و سپس بستری شد.
ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگیاش (سال ۱۹۰۴)، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود، استقلال تازهای را تجربه کرد. برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا، و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای برای آنها بود. در این جلسهها سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آنها بود که اهمیت داشت. علاوه بر این، ویرجینیا همراه خواهر و برادرش به سفر و کسب تجربه نیز میپرداخت. استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهورشدن، از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش، کارولاین امیلیا استیون (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد.
او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند؛ انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.
#خود_کشی_و_مرگ
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ بهمن زادروز#ویرجینیا_وولف
آدلاین ویرجینیا وولف (به انگلیسی: Adeline Virginia Woolf) (۲۵ ژانویه ۱۸۸۲ – ۲۸ مارس ۱۹۴۱)، بانوی رماننویس، مقالهنویس، ناشر، منتقد و فمینیست انگلیسی بود که آثار برجستهای چون خانم دالووی (۱۹۲۵)، بهسوی فانوس دریایی (۱۹۲۷) و اتاقی از آن خود (۱۹۲۹) را به رشته تحریر درآورده است.
ویرجینا وولف در سالهای بین دو جنگ جهانی از چهرههای سرشناس محافل ادبی لندن و از مهرههای اصلی انجمن روشنفکری بلومزبری بود. او در طول زندگی بارها دچار بیماری روانی دورهای شد و در نهایت در سال ۱۹۴۱ به زندگی خود پایان بخشید.
آدلاین ویرجینیا استیون در سال ۱۸۸۲ در لندن به دنیا آمد. مادر او جولیا پرینسپ استیون (به انگلیسی: Julia Prinsep Stephen) (۱۸۴۶ الی ۱۸۹۵) در هند و از دکتر جان جکسون (به انگلیسی: John Jackson) و ماریا پتل جکسون (به انگلیسی: Maria Pattle Jackson) به دنیا آمده بود، که بعد به همراه مادر خود به انگلستان نقل مکان کرد و به عنوان مدل مشغول به کار شد. پدر او سر لسلی استیون (به انگلیسی: Leslie Stephen) نویسنده، منتقد و کوهنوردی معروف بود. پدرش، لسلی استیون، منتقد برجسته آثار ادبی عصر ویکتوریا و از فیلسوفان مشهور لاادریگرا بود. اگرچه برادران او برای تحصیل به کمبریج فرستاده شدند، او تحصیلات رسمی دریافت نکرد و در منزل معلم خصوصی داشت. ویرجینیا از کتابخانه غنی پدر بهره بسیاری برد و از جوانی دیدگاههای ادبی خود را که متمایل به شیوههای بدیع نویسندگانی چون جیمز جویس، هنری جیمز و مارسل پروست بود در مطبوعات به چاپ میرساند.
ازدستدادن ناگهانی مادرش در سیزده سالگی و به دنبال آن درگذشت خواهر ناتنیاش دو سال بعد منجر به اولین حمله از رشته حملههای عصبی ویرجینیا وولف شد. با وجود این بین سالهای ۱۸۹۷ تا ۱۹۰۱، موفق شد در دانشکده زنان کالج سلطنتی لندن درسهایی (گاه تا حد مدرک) در زبان یونانی، لاتین، آلمانی و تاریخ بگذراند که مقدمات آشنایی او را با بعضی از پیشگامان مدافع آموزش زنان مانند کلارا پیتر، جرج وار و لیلیان فیتفول فراهم کرد. دومین حملهٔ عصبی او پس از مرگ پدرش در ۱۹۰۴ بود. در این دوران برای اولین بار دست به خودکشی زد و سپس بستری شد.
ویرجینیا پس از مرگ پدرش در ۲۲ سالگیاش (سال ۱۹۰۴)، بعد از آنکه توانست از زیر سلطه برادر ناتنیاش جورج داکورت آزاد شود، استقلال تازهای را تجربه کرد. برپایی جلسات بحث دوستانه همراه خواهرش ونسا، و برادرش توبی و دوستان آنها تجربه نو و روشنفکرانهای برای آنها بود. در این جلسهها سر و وضع و جنسیت افراد مهم نبود بلکه قدرت تفکر و استدلال آنها بود که اهمیت داشت. علاوه بر این، ویرجینیا همراه خواهر و برادرش به سفر و کسب تجربه نیز میپرداخت. استقلال مالی ویرجینیا در جوانی و پیش از مشهورشدن، از طریق ارثیه مختصر پدرش، ارثیه برادرش، توبی که در سال ۱۹۰۶ بر اثر حصبه درگذشت و ارثیه عمهاش، کارولاین امیلیا استیون (که در کتاب اتاقی از آن خود بدان اشاره کرده است) به دست آمد.
او در سال ۱۹۱۲ با لئونارد وولف کارمند پیشین اداره دولتی سیلان و دوست قدیمی برادرش ازدواج کرد و همراه با همسرش انتشارات هوکارث را در سال ۱۹۱۷ برپا کردند؛ انتشاراتی که آثار نویسندگان جوان و گمنام آن هنگام (از جمله کاترین منسفیلد و تی.اس. الیوت) را منتشر کرد.
#خود_کشی_و_مرگ
🔴#کتاب_ولحظه
اين تنها آدمهای احمق و خودخواه و يـا افـراد خودكامـه هسـتند كـه ميتوانند آنقدر ترسو و بزدل باشند كه نخواهند اقرار كنند زمانی آنـان نيـز ترس را تجربه كرده اند. چرا كه ترس رايج ترين دريافـت حسـی اسـت كـه عموم مردم آن را تجربه ميكنند. از طرف ديگر هـراس موضـوع ديگـری است كه ميبايست آن را از ترس بـه وضـوح متمـايز كـرد.
📕 کتاب: #خود_کامگی
✍🏻 اثر: #مانس_اشپربر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
اين تنها آدمهای احمق و خودخواه و يـا افـراد خودكامـه هسـتند كـه ميتوانند آنقدر ترسو و بزدل باشند كه نخواهند اقرار كنند زمانی آنـان نيـز ترس را تجربه كرده اند. چرا كه ترس رايج ترين دريافـت حسـی اسـت كـه عموم مردم آن را تجربه ميكنند. از طرف ديگر هـراس موضـوع ديگـری است كه ميبايست آن را از ترس بـه وضـوح متمـايز كـرد.
📕 کتاب: #خود_کامگی
✍🏻 اثر: #مانس_اشپربر
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#خود_آدم كیست؟
همه این سوال را می پرسند
از فلاسفه،
شاعران،
از روانشناسان،
اما چرا از من نمی پرسند؟
اگر از من می پرسیدند ، خیلی ساده می گفتم:
خود آدم خودش است دیگر!
یک چیز عزیز و بی همتا،
كه در دنیا تک است!
و هیچ كس نمی تواند تعریفش كند!
هیچ كس به جز خودش،
پس خودت را از خودت بپرس!
اما یادت باشد،
آدم حسابی از خودش درس نمی پرسد...
#شل_سیلور_استاین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
همه این سوال را می پرسند
از فلاسفه،
شاعران،
از روانشناسان،
اما چرا از من نمی پرسند؟
اگر از من می پرسیدند ، خیلی ساده می گفتم:
خود آدم خودش است دیگر!
یک چیز عزیز و بی همتا،
كه در دنیا تک است!
و هیچ كس نمی تواند تعریفش كند!
هیچ كس به جز خودش،
پس خودت را از خودت بپرس!
اما یادت باشد،
آدم حسابی از خودش درس نمی پرسد...
#شل_سیلور_استاین
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ادبیات
#کافکا / بیخوابی
کافکا در یادداشتهایش مینویسد :
"هر چه بیشتر می نویسم هراسانترم . این قابل فهم است. هر کلمه در دستهای ارواح درهم میپیچد - این پیچش دست نمایش مشخص آنهاست - .
هر کلمه به نیزهای تبدیل میشود که به سوی گوینده کمانه میکند. ویژهتر از همه کلامی از این دست تنها تسلی چنین خواهد بود: دوست داشته باشی، رخ خواهد داد. و آنچه تو دوست داری در حد کمکی به غایت ناچیز خواهد بود. بیش از تسلی این است؛ تو نیز سلاح هایی داری."
حتی اگر بخواهد در چنین شرایطی نامهای بنویسد به فليسه؛ در واقع نامه ای بود به «خود»؛ نامهای که به صندوق پستی فلیسه فرستاده میشد، اما در واقع بارها در #خودِ او
گشوده میشد، که حاصل تلاش بیخوابیهایش بود؛ در واقع نامه ها عودت داده می شد به جهان وهم آلودش تا با چرخشهای ابدی ازلی خود به بقا ادامه دهد.
و البته تولید هر اثر در چنین فضایی بسیار اندوهناک است؛ بی آنکه ما را اندوهگین سازد.
لذت اندوه از جامعهای عبور میکرد که در خود بوی بوروکراسی نخنمای اداری را حفظ کردهبود؛ بویی سرشار از پرونده های کپک زده و اندوهناک؛ پرونده هایی از چهره هایی دژم، ناپیدا و گاه صاعقه زده.
به همین دلیل وقتی در فضای نوشتاریاش قرار می گیریم؛ همین کاراکترهای کژ و کوژ و هیستریک، با ما مانوس میشوند و ما نیز در می یابیم که بخشی از بی خوابی کافکا هستیم؛
بخشی از همان مکان هایی که در یک زمان خاص دیدار می آیند و به ندرت از ما دور می شوند. صادق هدایت در کتاب گروه محکومین درباره کافکا می نویسد: " برای اینکه بتوان درباره آثار کافکا حکم قطعی کرد، ناچار باید زمان و
زمان و سرزمینی را که در آن می زیسته و در آنجا پرورش یافته در نظر گرفت ."
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#ادبیات
#کافکا / بیخوابی
کافکا در یادداشتهایش مینویسد :
"هر چه بیشتر می نویسم هراسانترم . این قابل فهم است. هر کلمه در دستهای ارواح درهم میپیچد - این پیچش دست نمایش مشخص آنهاست - .
هر کلمه به نیزهای تبدیل میشود که به سوی گوینده کمانه میکند. ویژهتر از همه کلامی از این دست تنها تسلی چنین خواهد بود: دوست داشته باشی، رخ خواهد داد. و آنچه تو دوست داری در حد کمکی به غایت ناچیز خواهد بود. بیش از تسلی این است؛ تو نیز سلاح هایی داری."
حتی اگر بخواهد در چنین شرایطی نامهای بنویسد به فليسه؛ در واقع نامه ای بود به «خود»؛ نامهای که به صندوق پستی فلیسه فرستاده میشد، اما در واقع بارها در #خودِ او
گشوده میشد، که حاصل تلاش بیخوابیهایش بود؛ در واقع نامه ها عودت داده می شد به جهان وهم آلودش تا با چرخشهای ابدی ازلی خود به بقا ادامه دهد.
و البته تولید هر اثر در چنین فضایی بسیار اندوهناک است؛ بی آنکه ما را اندوهگین سازد.
لذت اندوه از جامعهای عبور میکرد که در خود بوی بوروکراسی نخنمای اداری را حفظ کردهبود؛ بویی سرشار از پرونده های کپک زده و اندوهناک؛ پرونده هایی از چهره هایی دژم، ناپیدا و گاه صاعقه زده.
به همین دلیل وقتی در فضای نوشتاریاش قرار می گیریم؛ همین کاراکترهای کژ و کوژ و هیستریک، با ما مانوس میشوند و ما نیز در می یابیم که بخشی از بی خوابی کافکا هستیم؛
بخشی از همان مکان هایی که در یک زمان خاص دیدار می آیند و به ندرت از ما دور می شوند. صادق هدایت در کتاب گروه محکومین درباره کافکا می نویسد: " برای اینکه بتوان درباره آثار کافکا حکم قطعی کرد، ناچار باید زمان و
زمان و سرزمینی را که در آن می زیسته و در آنجا پرورش یافته در نظر گرفت ."
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقاشی
#خود_نگاره_های_ونگوگ
ونسان ون گوگ روند پیشرفت و رشدش به عنوان یک هنرمند را در مجموعه ای شگفت انگیز ازخودنگاره هایی سرشار از صداقت و احساسات به نمایش گذاشته است. این مجموعه نه تنها روند تغییرات موجود در شیوه نقاشی کردن او را ثبت می کرد، بلکه نشان گر وضعیت روانی او همراه با فروتنی وصداقت موجود در نقاشی هایش بود که از زمان خودنگاره های رامبرانت دیده نشده بود. ون گوگ در پنج سال پایانی زندگی اش بیش از سی خودنگاره کشید.
خودنگاره فوق که در موزه اورسی نگه داری می شود، تمامی عناصر موجود در کارهای پایانی ون گوگ را کنار هم می آورد: انتخاب رنگ هایی که انعکاسی از وضعیت احساسی نقاش هستند و سبک طراحی که بسیار پر انرژی و زنده است. این نقاشی را کمی پس از ترک تیمارستان سنت رمی کشید و نشان میدهد که هنوز در حال جنگ با دیوهای درونش بوده است. می توان گفت این اثر بزرگترین و قوی ترین خودنگاره در تاریخ هنر است.
این نقاشی خودنگاره ای از وضعیت و بحران درونی ون گوگ است. چشمان نافذ او شما را مبهوت نگه می دارد اما نگاه او روی چیزی بیرونی نیست بلکه نگاه و توجه این چشم ها به چیزی درونی است که درذهنش در حال وقوع است. انرژی موجود در تصویر از چشمان آن منشا می گیرد که با جزئیات کامل وبسیار دقیق کشیده شده است و بیشترین تمرکز نقاشی روی همین بخش است. آهنگ ضربات قلموی ونسان در سطح صورت پخش شده است و در موج هایی در موی سر و کتش تشدید یافته و نهایتا به آشفتگی موجود در پس زمینه به رنگ آبی یخی می رسد. رنگ های آبی و سبز سردی که استفاده کرده است درحالت عادی رنگ های آرامی هستند اما وقتی که در کنتراست با قرمزی ریش و موی سر قرار می گیرید، وضعیت روانی موجود در پرتره را منعکس می کنند. این تصویری از مردی است که سعی می کند درنبرد و و مبارزه با ترس های درونی اش خودش را حفظ کند و بر این تشنج و بحران درونی اش تسلط یابد.
ون گوگ این خودنگاره را قبل از رفتنش به پاریس کشید، این اثر ویژگی های کارهای قبلی اش را با خوددارد. آهنگی تیره در نقاشی استفاده شده که یکی از ویژگی های بارز نقاشی سنتی هلندی است، او از آن برای ایجاد تصویری از شکوه همراه با تواضع استفاده کرده است. این نقاشی متاثر از هنر آنتون ماوه کشیده شده است. ماوه پسرعموی ناتنی ون گوگ و استاد او در اوایل سال های ۹۸۸۱ بود. سبک و سیاق تصویربه ویژه موی سر و ریش او شباهت زیادی به خود ماوه دارد.
ون گوگ در پاریس تحت تاثیر ژرژ سورا قرار گرفت، کسی که سبکی از نقاشی به نام پوینتیلیزم )نقطه چینی( را ابداع کرد. سورا با نقطه هایی کوچک و رنگ هایی جدا از هم نقاشی می کرد که وقتی بیننده ازنقاشی فاصله می گرفت، رنگ ها به شکل محسوسی در نگاه بیننده با هم ترکیب می شدند. البته جدا ازسبک و روند تحلیلی سورا در این روش، کارهای ون گوگ در زمینه نقطه چینی در کل خام بودند، اما درکل باعث شد منشاء اصلی توانایی های او آشکار شود؛ توانایی و استعدادی فطری در درک احساس موجود در رنگ ها.
#تاثیرات_امپرسیونیسم
📚🤔
🔴#نقاشی
#خود_نگاره_های_ونگوگ
ونسان ون گوگ روند پیشرفت و رشدش به عنوان یک هنرمند را در مجموعه ای شگفت انگیز ازخودنگاره هایی سرشار از صداقت و احساسات به نمایش گذاشته است. این مجموعه نه تنها روند تغییرات موجود در شیوه نقاشی کردن او را ثبت می کرد، بلکه نشان گر وضعیت روانی او همراه با فروتنی وصداقت موجود در نقاشی هایش بود که از زمان خودنگاره های رامبرانت دیده نشده بود. ون گوگ در پنج سال پایانی زندگی اش بیش از سی خودنگاره کشید.
خودنگاره فوق که در موزه اورسی نگه داری می شود، تمامی عناصر موجود در کارهای پایانی ون گوگ را کنار هم می آورد: انتخاب رنگ هایی که انعکاسی از وضعیت احساسی نقاش هستند و سبک طراحی که بسیار پر انرژی و زنده است. این نقاشی را کمی پس از ترک تیمارستان سنت رمی کشید و نشان میدهد که هنوز در حال جنگ با دیوهای درونش بوده است. می توان گفت این اثر بزرگترین و قوی ترین خودنگاره در تاریخ هنر است.
این نقاشی خودنگاره ای از وضعیت و بحران درونی ون گوگ است. چشمان نافذ او شما را مبهوت نگه می دارد اما نگاه او روی چیزی بیرونی نیست بلکه نگاه و توجه این چشم ها به چیزی درونی است که درذهنش در حال وقوع است. انرژی موجود در تصویر از چشمان آن منشا می گیرد که با جزئیات کامل وبسیار دقیق کشیده شده است و بیشترین تمرکز نقاشی روی همین بخش است. آهنگ ضربات قلموی ونسان در سطح صورت پخش شده است و در موج هایی در موی سر و کتش تشدید یافته و نهایتا به آشفتگی موجود در پس زمینه به رنگ آبی یخی می رسد. رنگ های آبی و سبز سردی که استفاده کرده است درحالت عادی رنگ های آرامی هستند اما وقتی که در کنتراست با قرمزی ریش و موی سر قرار می گیرید، وضعیت روانی موجود در پرتره را منعکس می کنند. این تصویری از مردی است که سعی می کند درنبرد و و مبارزه با ترس های درونی اش خودش را حفظ کند و بر این تشنج و بحران درونی اش تسلط یابد.
ون گوگ این خودنگاره را قبل از رفتنش به پاریس کشید، این اثر ویژگی های کارهای قبلی اش را با خوددارد. آهنگی تیره در نقاشی استفاده شده که یکی از ویژگی های بارز نقاشی سنتی هلندی است، او از آن برای ایجاد تصویری از شکوه همراه با تواضع استفاده کرده است. این نقاشی متاثر از هنر آنتون ماوه کشیده شده است. ماوه پسرعموی ناتنی ون گوگ و استاد او در اوایل سال های ۹۸۸۱ بود. سبک و سیاق تصویربه ویژه موی سر و ریش او شباهت زیادی به خود ماوه دارد.
ون گوگ در پاریس تحت تاثیر ژرژ سورا قرار گرفت، کسی که سبکی از نقاشی به نام پوینتیلیزم )نقطه چینی( را ابداع کرد. سورا با نقطه هایی کوچک و رنگ هایی جدا از هم نقاشی می کرد که وقتی بیننده ازنقاشی فاصله می گرفت، رنگ ها به شکل محسوسی در نگاه بیننده با هم ترکیب می شدند. البته جدا ازسبک و روند تحلیلی سورا در این روش، کارهای ون گوگ در زمینه نقطه چینی در کل خام بودند، اما درکل باعث شد منشاء اصلی توانایی های او آشکار شود؛ توانایی و استعدادی فطری در درک احساس موجود در رنگ ها.
#تاثیرات_امپرسیونیسم
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#خود_قربانی_گری_گوگول
اثر #ایلیا_رپین
در این تابلو هنرمند دو نفر را نقاشی کرده است: شخصی که از شکنجههای روحی و جسمی در عذاب است، لمیده و گشاد نشسته بر روی صندلیِ جنب اجاق، و پزشک یا خادم او. رنجی مشقتبار چهرهی کاراکتر اول تصویر را از شکل انداخته است. در چشمانش اما این امید میدرخشد که آتشی که او را از درون میخورد سرانجام تطهیرش خواهد کرد و او را به جانب دروازههای بهشت خواهد راند. فیگور مردی که از خدا میخواهد شکنجه را متوقف کند و رستگارش سازد. اما خدا به چه دلیلی باید عذابی را که پیشتر نازل کرده، متوقف کند؟ کاراکتر اصلی نقاشی میگوید: با خود-قربانیگری. او ایمان دارد که اگر خود را قربانی کند، جنونی که از آن در رنج است، برطرف خواهد شد. پس تصمیم میگیرد خود را قربانی کند، خود را با سوزاندن دستنوشتههایش. او میخواهد همچنین احساسی را که قربانی کردن برمیانگیزد تجربه کند. اسطورهی قربانی کردن که از نظر باتای شبیه به شکلی از تراژدیست، چنانکه مسیح مصلوب، تصویر قربانی کردن را همچون نشانهای که بیشترین عکسالعمل را بروز میدهد، به عنوانِ الهیترین بیان از بیرحمی در مقابلمان نگاه داشته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#خود_قربانی_گری_گوگول
اثر #ایلیا_رپین
در این تابلو هنرمند دو نفر را نقاشی کرده است: شخصی که از شکنجههای روحی و جسمی در عذاب است، لمیده و گشاد نشسته بر روی صندلیِ جنب اجاق، و پزشک یا خادم او. رنجی مشقتبار چهرهی کاراکتر اول تصویر را از شکل انداخته است. در چشمانش اما این امید میدرخشد که آتشی که او را از درون میخورد سرانجام تطهیرش خواهد کرد و او را به جانب دروازههای بهشت خواهد راند. فیگور مردی که از خدا میخواهد شکنجه را متوقف کند و رستگارش سازد. اما خدا به چه دلیلی باید عذابی را که پیشتر نازل کرده، متوقف کند؟ کاراکتر اصلی نقاشی میگوید: با خود-قربانیگری. او ایمان دارد که اگر خود را قربانی کند، جنونی که از آن در رنج است، برطرف خواهد شد. پس تصمیم میگیرد خود را قربانی کند، خود را با سوزاندن دستنوشتههایش. او میخواهد همچنین احساسی را که قربانی کردن برمیانگیزد تجربه کند. اسطورهی قربانی کردن که از نظر باتای شبیه به شکلی از تراژدیست، چنانکه مسیح مصلوب، تصویر قربانی کردن را همچون نشانهای که بیشترین عکسالعمل را بروز میدهد، به عنوانِ الهیترین بیان از بیرحمی در مقابلمان نگاه داشته است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
هویت ایرانی در شاهنامه در #تحقیر ملت های دیگر نیست که رنگ و جلا می یابد، بلکه خود بر #بنیادهای_فکری و معنوی و اخلاقی نیرومندی #استوار است. از همین رو، ملی گرایی ایرانیان در طول تاریخ هیچگاه به #نژادپرستی نفرت انگیزی چون #نازیسم و #فاشیسم در قرن بیستم مبدل نشد. در قرن بیست و یکم، #ایرانیان می توانند بر پایهٔ همان #بنیادها، به ویژه بنیادهای #اخلاقی که در سرتاسر #شاهنامه موج میزند، در جهانی که، در اثر #پیشرفتهای برق آسا در #فناوری ارتباطات، بیم آن می رود که بسیاری از فرهنگهای #بومی فراموش شوند، #هویت_ایرانی خود را حفظ کنند و آن را #استمرار بخشند.
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
سخن آخر اینکه، اگر #دیوان_حافظ #ناخودآگاه "جمعی ایرانیان را بازمی تاباند، شاهنامه " #خود آگاه" جمعی ایرانیان است.
#آرمان_ماایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یــــــــــادمـــــــــان
#مدعی_حرف زدن باخدانبود
#خود_رابالاترازمردمش ندانست
#خودش_راخدمتگذارمردمش میدانست
#مردمش_رااحمق ،خس وخاشک بی سوادوبرده ندانست
#طرفدارانش_بیت_المال_را_نچاپیدند
#مخالفانش_کشته_نشدند_چون_محبتش_شامل_حالشان_بود
#او_سلطان_خاور_میانه_وجهان_بود
#جـــــاویـــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_دوم_پهلوى_سوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یــــــــــادمـــــــــان
#مدعی_حرف زدن باخدانبود
#خود_رابالاترازمردمش ندانست
#خودش_راخدمتگذارمردمش میدانست
#مردمش_رااحمق ،خس وخاشک بی سوادوبرده ندانست
#طرفدارانش_بیت_المال_را_نچاپیدند
#مخالفانش_کشته_نشدند_چون_محبتش_شامل_حالشان_بود
#او_سلطان_خاور_میانه_وجهان_بود
#جـــــاویـــد_شــــاه
#جاويد_اعلیحضرت_رضا_شاه_دوم_پهلوى_سوم
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity