🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔵 🔵"طوفان در دریاچه طبریه" / The Storm on the Sea of Galilee
نقاش: #رامبراند / Rembrandt
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۶۳۳
طی دهه ۱۶۳۰، زمانی که رامبراند برای شروع فعالیت هنری خود به آمستردام آمده بود، پروژه هایی را آغاز کرد که به باور خیلی ها، دراماتیک ترین کارهای او بودند. طوفان در دریاچه طبریه یکی از بهترین نمونه های این سبک کاری اوست. رامبراند، شاید با هدف نمایش میزان جدیت خود در هنر نقاشی، این داستان از انجیل را انتخاب کرد. او با این هدف به آمستردام آمده بود که به تنها نقاش حوزه آثار تاریخی و پرتره تبدیل شود. با این حال، او در این نقاشی به سراغ مضمونی مرتبط با دریا رفت. او بعدا اعلام کرده بود که با انتخاب داستانی از عهد جدید می خواسته یک نقاشی تاریخی را با یک منظره دریایی ادغام کند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔵 🔵"طوفان در دریاچه طبریه" / The Storm on the Sea of Galilee
نقاش: #رامبراند / Rembrandt
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۶۳۳
طی دهه ۱۶۳۰، زمانی که رامبراند برای شروع فعالیت هنری خود به آمستردام آمده بود، پروژه هایی را آغاز کرد که به باور خیلی ها، دراماتیک ترین کارهای او بودند. طوفان در دریاچه طبریه یکی از بهترین نمونه های این سبک کاری اوست. رامبراند، شاید با هدف نمایش میزان جدیت خود در هنر نقاشی، این داستان از انجیل را انتخاب کرد. او با این هدف به آمستردام آمده بود که به تنها نقاش حوزه آثار تاریخی و پرتره تبدیل شود. با این حال، او در این نقاشی به سراغ مضمونی مرتبط با دریا رفت. او بعدا اعلام کرده بود که با انتخاب داستانی از عهد جدید می خواسته یک نقاشی تاریخی را با یک منظره دریایی ادغام کند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#خودنگاره (سلفی) #رامبراند
نقاش پرآوازهی هلندی (1607-1669)
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
نقاش پرآوازهی هلندی (1607-1669)
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#درس تشریح دکتر تولپ
اثر: #رامبراند
در سال ۱۶۳۲ این تابلوی خارق العاده بر دیوار اتحادیه جراحان نصب گردید.
در این اثر هفت نفر را می بینیم که اکثریت آنها مبهوت کالبد شکافی شده اند و در سمت راست دکتر تولپ با کلاهی سیاه و بزرگ از سایرین متمایز گشته است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
اثر: #رامبراند
در سال ۱۶۳۲ این تابلوی خارق العاده بر دیوار اتحادیه جراحان نصب گردید.
در این اثر هفت نفر را می بینیم که اکثریت آنها مبهوت کالبد شکافی شده اند و در سمت راست دکتر تولپ با کلاهی سیاه و بزرگ از سایرین متمایز گشته است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#اخشورش(خشاریارشا) و هامان در مهمانی اِستِر — ۱۶۶۰
#رامبراند
Ahasuerus and Haman at the Feast of Esther — 1660
#Rembrandt
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
#رامبراند
Ahasuerus and Haman at the Feast of Esther — 1660
#Rembrandt
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#استر همسر اخشورش* و قهرمان #کتاب_استر است. نام اِستِر احتمالاً برگرفته از پارسی باستان استار به معنی ستاره است. او یکی از کسانی است که هدسه نامیده شده، گواهی بر اینکه یهودیان (همانند قهرمانهای کتاب دانیال) صاحب ۲ نام بودهاند. او در کودکی یتیم بوده و پسرعمویش مردخای، سرپرست او شده و او را بزرگ کرده است. او موفق شد با شجاعت، شاه را از توطئه و نیت هامان (وزیر اخشورش) برای نسل کشی یهودیان با خبر کند. بدین ترتیب هامان و تمام دشمنان قوم یهود اعدام شدند. از آن تاریخ این روز نزد یهودیان گرامی داشته می شود و عید پوریم نام دارد.
در این نقاشی که مربوط به دعوت استر از شاه و هامان است، اخشورش و استر در سمت راست و در کنار هم قرار دارند. در سمت چپ هامان که با فاصله از آنها نشسته است و توطئه اش برملا شده، به چشم می خورد. حرکات دست استر نشان از قاطعیت او و صورت اخشورش از غضب او علیه هامان حکایت می کند. این نقاشی که در موزه ی پوشکین روسیه قرار دارد به گفته صاحبان موزه از بهترین آثار #رامبراند است.
* اَخَشْوِروش نام شاه ایرانی در سنت یهودی ماقبل مسیحی است که در عهد عتیق آمدهاست و در کتاب استر، دانیل، عزرا و توبیت دیده شده است بر طبق کتاب استر این شاه ایرانی بر هند تا اتیوپی حکمرانی میکرده است، گفته می شود وی همان خشاریارشا پسر داریوش اول است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#استر همسر اخشورش* و قهرمان #کتاب_استر است. نام اِستِر احتمالاً برگرفته از پارسی باستان استار به معنی ستاره است. او یکی از کسانی است که هدسه نامیده شده، گواهی بر اینکه یهودیان (همانند قهرمانهای کتاب دانیال) صاحب ۲ نام بودهاند. او در کودکی یتیم بوده و پسرعمویش مردخای، سرپرست او شده و او را بزرگ کرده است. او موفق شد با شجاعت، شاه را از توطئه و نیت هامان (وزیر اخشورش) برای نسل کشی یهودیان با خبر کند. بدین ترتیب هامان و تمام دشمنان قوم یهود اعدام شدند. از آن تاریخ این روز نزد یهودیان گرامی داشته می شود و عید پوریم نام دارد.
در این نقاشی که مربوط به دعوت استر از شاه و هامان است، اخشورش و استر در سمت راست و در کنار هم قرار دارند. در سمت چپ هامان که با فاصله از آنها نشسته است و توطئه اش برملا شده، به چشم می خورد. حرکات دست استر نشان از قاطعیت او و صورت اخشورش از غضب او علیه هامان حکایت می کند. این نقاشی که در موزه ی پوشکین روسیه قرار دارد به گفته صاحبان موزه از بهترین آثار #رامبراند است.
* اَخَشْوِروش نام شاه ایرانی در سنت یهودی ماقبل مسیحی است که در عهد عتیق آمدهاست و در کتاب استر، دانیل، عزرا و توبیت دیده شده است بر طبق کتاب استر این شاه ایرانی بر هند تا اتیوپی حکمرانی میکرده است، گفته می شود وی همان خشاریارشا پسر داریوش اول است.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقاشی
#رامبراند
رامبراند نقاش معروف هلندی است که به سال ۱۶۰۶ در شهر لیدن به دنیا آمد و به سال ۱۶۶۹ درگذشت. نماینده بارز مکتب و سبک نقاشی هلندی و استاد سایه و روشن در نقاشی است. رامبراند پسر آسیابانی از مردم لیدن بود. مادرش او را به خواندن کتاب مقدس (تورات و انجیل) ترغیب میکرد و به این سبب خیال هنرآفرین او هرگاه از مشاهده و تصور زندگی واقعی هلند فراغتی مییافت بسوی شهر بیتالمقدس پرواز میکرد و داستانهای مذهبی را مجسم میساخت. بیست و دو ساله بود که به آمستردام رفت و در آنجا به عنوان نقاش چهرهنگار به کار پرداخت و بی اعتنایی محیط نسبت به تجدد و تنوعی که او در کار خود به وجود آورده بود موجب شد که رمبراند کمکم از شیوه مورد پسند جامعه هلندی روگردان شود. روح نقاشی رمبراند روشنی است. نقاش میکوشد از طریق تضادی که میان سایه روشن پرده خود به وجود میآورد فاجعه زندگی بشری و عشق آسمانی و اسرار روح و حقیقت چهره تصویر شده را نشان دهد. نقاش با محیط خود روابط خوبی نداشت و مردم قدر هنرش را آن چنانکه خود هنرمند متوقع بود نمیشناختند. در سال ۱۶۵۷ باآنکه هنوز سفارشهایی برای کشیدن پردههای بزرگ به او میدادند وضع معاش هنرمند مختل شد، خانه خود را با مجموعه طرحهایی که در عمر خود گرد آورده بود فروخت و در یکی از محلههای تاریک بیرون شهر آمستردام مسکن گزید. معهذا آثاری که در این دوران به وجود آوردهاست به هیچ وجه حاکی از ضعف روحی و فقر و بیچارگی نقاش نیست. حتی به رغم این عسرت معیشت در پردههای نقاشی او جلوه رنگهای شفاف و طلایی و دقت در تحلیل قیافه و نمایش روح اشخاص بسیار بیشتر شدهاست. در چهرههایی که رمبراند نقش کرده آنچه بیشتر جالب توجه است برق نگاه اشخاص است. وی در شصت وسه سالگی به سال ۱۶۶۹ درگذشت.
رامبرانت در سال ۱۶۵۶ عملاً ورشکست شد.
هنر رمبراند در آخرین سالهای زندگیش، عملاً از سوی معاصرانش پذیرفته نمیشد، هرچند گاهگاه مأموریتهای مهمی چون کشیدن تابلوی سران صنف پارچه فروش نیز به وی واگذار میشد. هنر رمبراند در این سالها بسیار شخصی و بسیار خودمدارانه بود؛ بسیاری از هنرشناسان، مانند بالدینوتچی زندگینامهنویس ایتالیایی، معتقد بودند که رمبراند نقاش بی ذوقی بودکه به شکلهای زشت توجه داشت و رنگ را از یاد برده بود. این پیشداوری تا سده نوزدهم نیز به اعتبار خود باقی بود، تا آنکه در این دوره نبوغش مورد تأیید و تصدیق قرار گرفت. امروزه او به عنوان یکی از بزرگترین استادان سنت نقاشی و گراورسازی، نقاشی پرتوان، و مفسر بیمانند مفاهیم پروتستانی کتاب مقدس شناخته میشود. در روزگار ما، او الگویی برای هنرمند معاصر، و استادی منزوی و شجاع تلقی میشود که راه خویش را بدون ترس از سوء تفاهمهایی که احتمالاً فرا راهش قرار خواهند گرفت به سوی قلههای تازه میگشاید.
برای کسانی که رمبراند را از رهگذر آثار دوران کمالش قضاوت میکنند و قدر میگذارند نخستین تابلو او ناامیدکننده مینماید. نخستین تابلو رمبراند که انتسابش به هنرمند کاملاً مورد تأیید قرارگرفته یک نقاشی تاریخنگارانه است شبیه یکی از آثار استادش پیتر لاستمن و با عنوان سنگسارکردن استیون قدیس. این تابلو براساس داستانی دربارهٔ نخستین شهادت در تاریخ کلیسای مسیحی ساخته شدهاست.
برخلاف اغلب تابلوهای لاستمن، آرام و آسوده نیستند، بلکه سرشار از احساس و شور تند مینمایند. رمبراند با سبک خاص خود از مرزهای نقاشی با شیوه روایتگری بسی فراتر رفته و حتی مرزهای چنان نقاشی را که میتوان روایتگری دراماتیک نامید پشت سرنهاده بود. رمبراند لحظه قاطع درام را نقاشی میکرد؛ بنابراین، رمبراند نه نقاشی تاریخنگار یا روایتگر، بلکه درام نگاری جوان بود.
📚🤔
🔴#نقاشی
#رامبراند
رامبراند نقاش معروف هلندی است که به سال ۱۶۰۶ در شهر لیدن به دنیا آمد و به سال ۱۶۶۹ درگذشت. نماینده بارز مکتب و سبک نقاشی هلندی و استاد سایه و روشن در نقاشی است. رامبراند پسر آسیابانی از مردم لیدن بود. مادرش او را به خواندن کتاب مقدس (تورات و انجیل) ترغیب میکرد و به این سبب خیال هنرآفرین او هرگاه از مشاهده و تصور زندگی واقعی هلند فراغتی مییافت بسوی شهر بیتالمقدس پرواز میکرد و داستانهای مذهبی را مجسم میساخت. بیست و دو ساله بود که به آمستردام رفت و در آنجا به عنوان نقاش چهرهنگار به کار پرداخت و بی اعتنایی محیط نسبت به تجدد و تنوعی که او در کار خود به وجود آورده بود موجب شد که رمبراند کمکم از شیوه مورد پسند جامعه هلندی روگردان شود. روح نقاشی رمبراند روشنی است. نقاش میکوشد از طریق تضادی که میان سایه روشن پرده خود به وجود میآورد فاجعه زندگی بشری و عشق آسمانی و اسرار روح و حقیقت چهره تصویر شده را نشان دهد. نقاش با محیط خود روابط خوبی نداشت و مردم قدر هنرش را آن چنانکه خود هنرمند متوقع بود نمیشناختند. در سال ۱۶۵۷ باآنکه هنوز سفارشهایی برای کشیدن پردههای بزرگ به او میدادند وضع معاش هنرمند مختل شد، خانه خود را با مجموعه طرحهایی که در عمر خود گرد آورده بود فروخت و در یکی از محلههای تاریک بیرون شهر آمستردام مسکن گزید. معهذا آثاری که در این دوران به وجود آوردهاست به هیچ وجه حاکی از ضعف روحی و فقر و بیچارگی نقاش نیست. حتی به رغم این عسرت معیشت در پردههای نقاشی او جلوه رنگهای شفاف و طلایی و دقت در تحلیل قیافه و نمایش روح اشخاص بسیار بیشتر شدهاست. در چهرههایی که رمبراند نقش کرده آنچه بیشتر جالب توجه است برق نگاه اشخاص است. وی در شصت وسه سالگی به سال ۱۶۶۹ درگذشت.
رامبرانت در سال ۱۶۵۶ عملاً ورشکست شد.
هنر رمبراند در آخرین سالهای زندگیش، عملاً از سوی معاصرانش پذیرفته نمیشد، هرچند گاهگاه مأموریتهای مهمی چون کشیدن تابلوی سران صنف پارچه فروش نیز به وی واگذار میشد. هنر رمبراند در این سالها بسیار شخصی و بسیار خودمدارانه بود؛ بسیاری از هنرشناسان، مانند بالدینوتچی زندگینامهنویس ایتالیایی، معتقد بودند که رمبراند نقاش بی ذوقی بودکه به شکلهای زشت توجه داشت و رنگ را از یاد برده بود. این پیشداوری تا سده نوزدهم نیز به اعتبار خود باقی بود، تا آنکه در این دوره نبوغش مورد تأیید و تصدیق قرار گرفت. امروزه او به عنوان یکی از بزرگترین استادان سنت نقاشی و گراورسازی، نقاشی پرتوان، و مفسر بیمانند مفاهیم پروتستانی کتاب مقدس شناخته میشود. در روزگار ما، او الگویی برای هنرمند معاصر، و استادی منزوی و شجاع تلقی میشود که راه خویش را بدون ترس از سوء تفاهمهایی که احتمالاً فرا راهش قرار خواهند گرفت به سوی قلههای تازه میگشاید.
برای کسانی که رمبراند را از رهگذر آثار دوران کمالش قضاوت میکنند و قدر میگذارند نخستین تابلو او ناامیدکننده مینماید. نخستین تابلو رمبراند که انتسابش به هنرمند کاملاً مورد تأیید قرارگرفته یک نقاشی تاریخنگارانه است شبیه یکی از آثار استادش پیتر لاستمن و با عنوان سنگسارکردن استیون قدیس. این تابلو براساس داستانی دربارهٔ نخستین شهادت در تاریخ کلیسای مسیحی ساخته شدهاست.
برخلاف اغلب تابلوهای لاستمن، آرام و آسوده نیستند، بلکه سرشار از احساس و شور تند مینمایند. رمبراند با سبک خاص خود از مرزهای نقاشی با شیوه روایتگری بسی فراتر رفته و حتی مرزهای چنان نقاشی را که میتوان روایتگری دراماتیک نامید پشت سرنهاده بود. رمبراند لحظه قاطع درام را نقاشی میکرد؛ بنابراین، رمبراند نه نقاشی تاریخنگار یا روایتگر، بلکه درام نگاری جوان بود.
🔴#نقد_نقاشی
"طوفان در دریاچه طبریه" / The Storm on the Sea of Galilee
نقاش: #رامبراند / Rembrandt
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۶۳۳
طی دهه ۱۶۳۰، زمانی که رامبراند برای شروع فعالیت هنری خود به آمستردام آمده بود، پروژه هایی را آغاز کرد که به باور خیلی ها، دراماتیک ترین کارهای او بودند. طوفان در دریاچه طبریه یکی از بهترین نمونه های این سبک کاری اوست. رامبراند، شاید با هدف نمایش میزان جدیت خود در هنر نقاشی، این داستان از انجیل را انتخاب کرد. او با این هدف به آمستردام آمده بود که به تنها نقاش حوزه آثار تاریخی و پرتره تبدیل شود. با این حال، او در این نقاشی به سراغ مضمونی مرتبط با دریا رفت. او بعدا اعلام کرده بود که با انتخاب داستانی از عهد جدید می خواسته یک نقاشی تاریخی را با یک منظره دریایی ادغام کند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
"طوفان در دریاچه طبریه" / The Storm on the Sea of Galilee
نقاش: #رامبراند / Rembrandt
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۶۳۳
طی دهه ۱۶۳۰، زمانی که رامبراند برای شروع فعالیت هنری خود به آمستردام آمده بود، پروژه هایی را آغاز کرد که به باور خیلی ها، دراماتیک ترین کارهای او بودند. طوفان در دریاچه طبریه یکی از بهترین نمونه های این سبک کاری اوست. رامبراند، شاید با هدف نمایش میزان جدیت خود در هنر نقاشی، این داستان از انجیل را انتخاب کرد. او با این هدف به آمستردام آمده بود که به تنها نقاش حوزه آثار تاریخی و پرتره تبدیل شود. با این حال، او در این نقاشی به سراغ مضمونی مرتبط با دریا رفت. او بعدا اعلام کرده بود که با انتخاب داستانی از عهد جدید می خواسته یک نقاشی تاریخی را با یک منظره دریایی ادغام کند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#شوالیه_خندان The Laughing Cavalier
نقاش: #فرانس_هالس #FransHals
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۶۲۴
"فرانس هالس" اولین نقاش بزرگ جنبش هنری #باروک هلند، به خاطر سبک سرزنده و همراه با جوشش احساسات آنی اش در کشیدن پرتره شناخته شده است، می توان به عنوان نمونه از شاهکار او به نام شوالیه خندان نام برد. او به عنوان یکی از بهترین نقاشان پرتره ی قرن هفدهم شناخته شده و در زمره ی نقاشان بزرگی همچون #ال_گرکو، #پیتر_بن_روبنس، #دیهگو_ولاسکس و #رامبراند قرار می گیرد. او به ویژه به خاطر پرتره های دسته جمعی اش در قطع بزرگ مورد توجه بود. متأسفانه مشکلات زندگی خصوصی اش او را از رسیدن به موفقیتهای اقتصادی و داشتن زندگی شاد محروم کرد.
شوالیه خندان بزرگترین شاهکار هالس است. تلاشهای منتقد هنری تیوفیل توره-برگر که #یوهانس_فرمیر را هم بازشناخته بود، تاثیر زیادی در زنده نگه داشتن شهرت و معروفیت این اثر و نقاشش داشت. پس از مرگ هالس این نقاشی به فراموشی سپرده شد تا اینکه در سال ۱۸۶۵ دوباره هنرش مورد توجه و تحسین قرار گرفت، به ویژه در میان نقاشان #امپرسیونیستی همچون #ادوار_مونه، #کلود_مونه و #ویسلر، که مجذوب و تحت تأثیر حالت کار با قلمو در نقاشی های او قرار گرفتند.
گاهی از این اثر به عنوان یکی از بزرگترین نقاشی های پرتره ی باروک نام برده می شود، شوالیه خندان اسمش را از منتقدین ویکتوریا گرفت که در مراسم افتتاحیه ی نمایشگاه موزه ی بثنال گرین در ۷۵-۱۸۷۲ شرکت می کردند، جایی که این اثر برای اولین بار در معرض نمایش عموم قرار گرفت.
درواقع پرترهی درون نقاشی نه یک شوالیه است و نه اصلا در حال خندیدن است. او شهروندی ۲۶ سالهی اهل هارلم است به نام تیلمان روسترمان. از روی لنگه (ژاکتی که مردان در قرن های چاهرده تا هفده می پوشیدند) ابریشمی و با گلدوزی های زیبایش در قسمت های یقه و آستین مشخص است که هم فردی ثروتمند هم شخصی مدگرا در دوران خود بوده است.
با نگاهی دقیق به ظریف کاری روی آستینش، یک سری قلب و پیکان در کنار مشعل هایی شعله ور دیده می شوند که همگی نمادهای واضحی از عشق و رمانس هستند. به نظر میآید این نقاشی پرتره ای مربوط یک به مراسم نامزدی باشد. برقی در چشمانش دیده می شود، انگار بسیار شادمان و خوشحال بوده که البته این چیزی معمول بوده است. پرتره ها تا قبل از اواخر قرن هجدهم به ندرت در حال خندیدن کشیده میشدند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#نقد_نقاشی
#شوالیه_خندان The Laughing Cavalier
نقاش: #فرانس_هالس #FransHals
رنگ روغن روی بوم
سال: ۱۶۲۴
"فرانس هالس" اولین نقاش بزرگ جنبش هنری #باروک هلند، به خاطر سبک سرزنده و همراه با جوشش احساسات آنی اش در کشیدن پرتره شناخته شده است، می توان به عنوان نمونه از شاهکار او به نام شوالیه خندان نام برد. او به عنوان یکی از بهترین نقاشان پرتره ی قرن هفدهم شناخته شده و در زمره ی نقاشان بزرگی همچون #ال_گرکو، #پیتر_بن_روبنس، #دیهگو_ولاسکس و #رامبراند قرار می گیرد. او به ویژه به خاطر پرتره های دسته جمعی اش در قطع بزرگ مورد توجه بود. متأسفانه مشکلات زندگی خصوصی اش او را از رسیدن به موفقیتهای اقتصادی و داشتن زندگی شاد محروم کرد.
شوالیه خندان بزرگترین شاهکار هالس است. تلاشهای منتقد هنری تیوفیل توره-برگر که #یوهانس_فرمیر را هم بازشناخته بود، تاثیر زیادی در زنده نگه داشتن شهرت و معروفیت این اثر و نقاشش داشت. پس از مرگ هالس این نقاشی به فراموشی سپرده شد تا اینکه در سال ۱۸۶۵ دوباره هنرش مورد توجه و تحسین قرار گرفت، به ویژه در میان نقاشان #امپرسیونیستی همچون #ادوار_مونه، #کلود_مونه و #ویسلر، که مجذوب و تحت تأثیر حالت کار با قلمو در نقاشی های او قرار گرفتند.
گاهی از این اثر به عنوان یکی از بزرگترین نقاشی های پرتره ی باروک نام برده می شود، شوالیه خندان اسمش را از منتقدین ویکتوریا گرفت که در مراسم افتتاحیه ی نمایشگاه موزه ی بثنال گرین در ۷۵-۱۸۷۲ شرکت می کردند، جایی که این اثر برای اولین بار در معرض نمایش عموم قرار گرفت.
درواقع پرترهی درون نقاشی نه یک شوالیه است و نه اصلا در حال خندیدن است. او شهروندی ۲۶ سالهی اهل هارلم است به نام تیلمان روسترمان. از روی لنگه (ژاکتی که مردان در قرن های چاهرده تا هفده می پوشیدند) ابریشمی و با گلدوزی های زیبایش در قسمت های یقه و آستین مشخص است که هم فردی ثروتمند هم شخصی مدگرا در دوران خود بوده است.
با نگاهی دقیق به ظریف کاری روی آستینش، یک سری قلب و پیکان در کنار مشعل هایی شعله ور دیده می شوند که همگی نمادهای واضحی از عشق و رمانس هستند. به نظر میآید این نقاشی پرتره ای مربوط یک به مراسم نامزدی باشد. برقی در چشمانش دیده می شود، انگار بسیار شادمان و خوشحال بوده که البته این چیزی معمول بوده است. پرتره ها تا قبل از اواخر قرن هجدهم به ندرت در حال خندیدن کشیده میشدند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#آثار_نقاشی_ویکتور_پانچنکو" نقاش #ازبکستانی او معتقد است که معلمانش #رامبراند و #پیکاسو هستند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاش
آثار نقاشی #ویکتور_پانچنکو" نقاش ازبکستانی او معتقد است که معلمانش #رامبراند و #پیکاسو هستند.
#art
#Beautiful
#Paintings
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_هنرمند
#نقاش
آثار نقاشی #ویکتور_پانچنکو" نقاش ازبکستانی او معتقد است که معلمانش #رامبراند و #پیکاسو هستند.
#art
#Beautiful
#Paintings
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity